تبليغاتX
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ
خیال‌پردازی‌های روزنامه کروبی، موسوی‌و صدهاهزارنفر را به مسجد قبا برد

روزنامه کروبی در اقدامی عجیب در حالی که میرحسین موسوی در مراسم سالگرد شهید بهشتی در مسجد قبای تهران حضور نیافت و از طریق تلفن همراه چند جمله‌ای با هوادارانش صحبت کرد، تیتر یک روز نامه روز دوشنبه خود را به "کروبی و موسوی در مراسم سالگرد شهید بهشتی" اختصاص داد و نوشت: «روز گذشته مهدی کروبی و میرحسین موسوی، در سومین هفته از زمان انتخابات ریاست جمهوری در یک مراسم سالگرد، زیر یک سقف، همراه با حامیان خود جمع شدند و یاد آیت‌الله محمدحسین بهشتی را که در ماجرای انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی به همراه 72 نفر دیگر به شهادت رسیده بود، گرامی داشتند.»

این روزنامه در ادامه خیال‌پردازی‌های خود از حضور صدها هزار نفر در این مراسم خبر داد: «مجلس اگرچه، ذکر یاد آیت‌الله بهشتی بود، اما به علت حوادث اخیر، خصوصاً پس از انتخابات رنگ دیگری به خود گرفت و صدها هزار نفر از هواداران نامزدهای اصلاح‌طلب که به دنبال دیدار با آن‌ها و تأکید بر حمایتشان داشتند، خود را به مسجد قبا رساندند. به علت استقبال بسیار زیاد از این مراسم، مسجد کوچک قبا توان تجمع مردم زیر سقف خود نداشت. به همین علت، خیابان قبا، اطراف حسینیه ارشاد، خیابان شریعتی حدفاصل سیدخندان تا میرداماد (وبلکه بیشتر) محلی شد تا مردم کنار یکدیگر بایستند.

در حالی در این گزارش خیالی به حضور صدها هزار نفر! در این مراسم اشاره شده که بر اساس تصاویر منتشر شده در شبکه‌های ماهواره‌ای نهایتاً حدود 700 تا 800 نفر از هواداران موسوی در کوچه‌ی مسجد قبا ایستاده‌اند.

گزارش این روزنامه به نظر می‌رسد گزارشی سفارشی است و حتی قبل از برگزاری مراسم نوشته شده باشد. سال گذشته نیز روزنامه صدای عدالت که در حال حاضر یکی از ارگان ‌های اصلی ستاد موسوی است، به نقد گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور با مردم پرداخت. این نقد در روزی منتشر شد که قرار بود شب قبل از آن رئیس‌جمهور در یک مصاحبه زنده با مردم سخن بگوید اما این مصاحبه لغو شد!

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 9:28 |

هویت و انگیزه عامل بمب گذاری
در حرم امام مشخص شد

پس از انتشار خبر بمب گذاری در حرم حضرت امام(ره) که هفته گذشته با کشته شدن عامل آن و زخمی شدن هشت نفر از زائران مرقد بنیانگذار کبیر انقلاب پایان یافت ابعاد جدیدی از این حادثه فاش شد.
به گزارش جهان، بررسی های به عمل آمده توسط نهادهای مسئول نشان داد که شخص بمب گذار رئیس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها در منطقه پل دختر بوده است که به دلیل برگشت خوردن چک های خود و عدم توان پرداخت بدهی طلبکاران به تهران سفر کرده و عازم ستاد مرکزی کاندیدای مورد حمایت خود می شود.
ب . ع که دارای مغازه معاملات ملکی بوده است، در تاریخ 30 خرداد در ترمینال پل دختر با کرایه یک دستگاه پراید عازم تهران می شود و مبلغی حدود 200 هزار تومان به عنوان کرایه رفت و برگشت به راننده می پردازد.
به گفته این راننده وی با دو تن از مسئولین ستاد یک کاندیدا قرار ملاقات داشته که قبل از موعد مقرر به تهران رسیده و برای استراحت عازم حرم امام می شود، وی که پیش از سفر به تهران تلاش های بسیاری برای حل غیر حضوری مسئله و وصول مطالبات خود از مسئولان ستاد انجام داده بود به تهیه مقداری زیادی چاشنی انفجاری مخصوص صید ماهی و بستن آن به کمر خود، به جهت تهدید مسئولان ستاد عازم تهران می شود که برخی منابع احتمال می دهند این فرد قصد قبلی برای عملیات تروریستی نداشته و به احتمال زیاد به سبب گرما این کمربند منفجر شده است.
ب .ع پیش از این به جهت نصب بلندگو بر روی ماشین خود و بیان جملات توهین آمیز خطاب به دولت در ایام تبلیغات ریاست جمهوری، توسط نیروی انتظامی بازداشت و بعد از اخذ تعهد آزاد می شود.
نامبرده در سال 81 به جهت صدور چک بلامحل روانه زندان می شود و در سابقه او جرایمی نظیر جعل سند و سرقت دیده می شود.

 

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 9:19 |
فرمانده كل سپاه:
فتنه اخير موجب زنده تر شدن انقلاب شد
بيست و ششمين همايش مسؤولان سياسى و دوازدهمين همايش سراسرى هاديان سياسى روزگذشته با حضور نماينده ولى فقيه در سپاه و سردار جعفرى فرماندهى كل سپاه برگزارشد.
138549.jpg
سردارمحمدعلى جعفرى، فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در مراسم افتتاحيه اين همايش به حساسيت دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى و نگرانى و دغدغه  اى كه وجود داشت اشاره كرد و گفت: معتقديم سپاه در راستاى ماموريت خود كه دفاع از انقلاب است بايد نقش تعيين كننده اى در حفظ و استمرار انقلاب داشته باشد و اين به هيچ وجه دخالت در سياست نيست.
فرمانده كل سپاه با اشاره به فتنه انگيزى اخير قانون شكنان، سياه نمايى و فضاسازى هاى چند ماهه آنان را در پيچيده كردن شرايط مؤثر دانست و حضوربى سابقه مردم در انتخابات و راى به نظام اسلامى را پاسخ مردم فهيم ارزش مدار به ارزش هاى اسلامى و رهبرى و ادبار تفكر مبتنى بر فقر و فساد و تبعيض عنوان كرد.
وى از جمله علت هاى مخالف خوانى هاى جريان مقابل اصولگرايى را حضور مؤثر و خارق العاده مردم درپاى صندوق هاى راى دانست و اظهارداشت: دراين ماجرا خيلى ها نتوانستند تجزيه و تحليل درستى ارائه دهند. لذا به آشوب و تخريب هاى شبانه  روى آوردند چرا كه در تحليل آنها اين مساله مطرح شده بود كه اگر اين دفعه شكست بخوريم، معلوم نيست چه آينده اى داشته باشيم.
فرمانده كل سپاه با اشاره به واگذارى مسؤوليت كنترل اوضاع به سپاه و به دست گرفتن ابتكار عمل و آرام شدن اوضاع، ماجراى اخير را فتنه اى عميق خواند كه هرچند به غبارآلودگى فضا در مقطعى انجاميد، اما موجب زنده تر شدن انقلاب و شفاف تر شدن مواضع ارزشى نظام در داخل و خارج و محكم تر شدن پايه هاى نظام شد.
وى تصريح كرد: آنچه بايد بدانيم اين است كه پرچمى كه مقام معظم رهبرى از حدود ۱۵ سال پيش بلند كردند پرچم مبارزه با فقر، تبعيض و بى عدالتى بود و اين مطالبه اى است كه در مردم ايجاد شده و راى بالاى مردم تاكيد     بر اين مطالبات بود. نگاه مبتنى بر خواست غربى ها قطعاً پاسخ نخواهد داد.
وى دهه چهارم انقلاب را به فرموده مقام معظم رهبرى دهه پيشرفت و عدالت ناميد و تاكيد     كرد: سپاه بايد پرچمدار آن باشد.
در ادامه جلسه حجت الاسلام سعيدى نماينده ولى فقيه در سپاه با تاكيد     بر اينكه تكليف ما تحقق منويات رهبرى است به انتخابات اخير و حضور چشمگير مردم اشاره و پيروزى شگفت آور مردم در اين انتخابات را در راستاى اين تكليف دانست.
وى سپاه را نزديك ترين نهاد به رهبرى و مجموعه اى در مسير تحقق آرمان ها و اهداف رهبرى دانست و افزود: سپاه در سخت ترين و غبارآلودترين شرايط كشور، به تكليف عمل كرد و راه را گم نكرد و بخش بزرگى از اين، مرهون هدايت اداره سياسى و هاديان سياسى است. نماينده ولى فقيه در ادامه استراتژى استكبار را براندازى نرم دانست و گسست عميق در بين خواص و نخبگان درون انقلاب را از پديده هاى نامطلوب و دردناك معرفى كرد.
+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 9:2 |
موسوي باز هم راي مردم و قانون را نپذيرفت
شكايت خود را در محاكم قضايي پيگيري مي كنم

مير حسين موسوي با صدور بيانيه نهم خود بار ديگر در مقابل آراي اكثريت ملت ايستاد و حاضر نشد به راي مردم و قانون تمكين كند. وي خبر داد: شكايت خود را با تشكيل جمعيتي در محاكم قضايي پيگيري مي كنم.


موسوي در اين بيانيه از تصميم خود به تشكيل حزب و جمعيت خبر داده و يادآور شده است: گرو‌هي از نخبگان بر سر آنند كه گرد هم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق و آراي پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارك و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌هاي انجام گرفته و نيز رجوع به محاكم قضايي پيگيري كنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند.اينجانب نيز به اين جمع مي‌پيوندم.
موسوي توضيح نداده وقتي داوري متشكل از شش نفر فقيه و مجتهد جامع الشرايط مورد تاييدامام و رهبري و شش نفر حقوقدان مورد تاييد نمايندگان مردم در شوراي نگهبان قانون اساسي را نمي پذيرد و قادر نيست براي ادعاهاي خود سند و مدرك ارايه كند، چگونه حاضر است باز هم به محكمه ديگري رجوع كند و اگر رجوع كرد و آن محكمه هم استبداد راي موسوي را نپذيرفت، آنگاه تا كي مي خواهد اين دور و تسلسل تاريخي را ادامه دهد.
با توجه به راي اكثريت ملت به محمود احمدي نژاد و صبر و حوصله شوراي نگهبان در صيانت واقعي از آراي مردم و بازشماري تصادفي ده درصد آرا كه نتيجه اعلام شده را بار ديگر تاييد كرد، انتظار مي رفت كه مير حسين موسوي با مردم همراه شود و به قانون و راي مردم تمكين كند كه باز هم چنين نكرد.البته اينكه موسوي راي مردم را نپذيرد تاثيري در مشروعيت مردمي نظام نخواهد داشت.قطار پيشرفت انقلاب بسرعت در حال حركت است و هر كس همراه نباشد جا خواهد ماند.
افكار عمومي مردم شاهد بودند كه موسوي حاضر نشد حتي نمايندگاني براي بازشماري تصادفي آرا معرفي كند تا مبادا مسئوليت حوادث تلخ وخونين كه بر عهده او قرار داشت، بيش از پيش آشكار شود. وي در اهانت آشكار به مردم اقدامات موثر شوراي نگهبان در اقناع افكار عمومي را نمايشي دانسته و همچنان بر طبل توخالي تخلف و تقلب نواخته است. آقاي موسوي بايد بپذيرد كه مردم گرايش او را نپذيرفتند. وي نوشته است: شوراي نگهبان، پس از نمايش‌هايي كه توجه هيچ‌كس را جلب نكرد، و با چشم بستن بر روي انبوه تقلب‌ها و تخلف‌هاي صورت گرفته، سرانجام نتايج دهمين دورة انتخابات رياست جمهوري را تاييد كرد.
مير حسين موسوي كه بايستي جوابگوي خون هاي ريخته شده و حوادث ناگوار و تلخ هفته هاي اخير باشد، در يك فرافكني آشكار نوشته است: جشنواره‌اي كه تجديد حيات ملت ما را مژده مي‌داد با تقلب و تخلف از عهدهاي اسلام و انقلاب با ناگوارترين صحنه‌ها به پايان رسيد؛ با حمله به خوابگاه دانشجويان، با خون‌هاي ريخته شده، جوانان كتك خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سيماي از انظار جامعه افتاده، قلم‌هاي شكسته، روزنامه‌هاي بسته، با فضاي امنيتي كودتاگونه و بي‌اعتمادي تلخ و گستردة مردم نسبت به نتايج اعلام شده براي انتخابات و دولت ناشي از آن. به زودي گرماي حادثه فرو مي‌نشيند و دست‌اندركاران اين ماجرا با صورت‌حساب بلندبالاي اشتباهات خود روبرو مي‌شوند. آيا آنان از تحميل آنچه روي داد سود بردند؟ همگان بخوبي مي دانند اگر موسوي اصرار بر اجتماعات غير قانوني و تشنج آفرين نداشت، امروز پايان آن حوادث را اينگونه تلخ ارزيابي نمي كرد.
موسوي كه حاضر نيست به قانون اساسي، انديشه امام در باره شوراي نگهبان پايبند باشد،افزوده است: به قانون بازگرديم؛ به قانون اساسي، اين بزرگترين ميثاق ملت. به قوانيني كه خود وضع كرده‌ايم پايبند بمانيم و آنها را اجرا كنيم. بدون اين كار سنگ روي سنگ بند نخواهد ماند.
موسوي توضيح نمي دهد اين قانوني كه او از آن دم مي زند آيا شوراي نگهبان مورد تاييد امام و رهبري را برسميت شناخته است.
وي كه خسارت هاي بي شماري در اثر خواسته شخصي اش متوجه مردم شده وخون بيگناهاني را ريخته و اموال بيت المال را به تاراج داده بود، همچنان معترض باقي مانده و يادآور شده است: تمامي تلاش‌هايي كه اين روزها صورت مي‌گيرد براي آن است كه از ثمربخش بودن اعتراضات قانوني خود نااميد شويد، زيرا تا ما نااميد نشويم اين دولت از اعتبار واقعي برخوردار نخواهد شد. اميد به آينده رساترين اعتراض ماست.
وي كه اعتراضاتش هزينه سنگيني براي مردم در پي داشته و با اقتدار نظام نتوانسته آشوب ها و اغتشاش ها را به شكل گذشته پيگيري كند، مي افزايد: براي آن كه اين اعتراض به نتيجه‌اي دلخواه برسد بايد چند اصل مهم را رعايت كنيم: نظام و انقلاب اسلامي ميراث و ميوه مبارزات تاريخي دويست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگي است. جمهوري اسلامي نظامي‌است كه اگر بر اساس عهد نخستين و نسخه‌ اصيلش به اجرا درآيد تمامي خواسته‌هاي ما را در بر مي‌گيرد. مبادا كسي فريب شعارهاي ساختارشكنانه را بخورد. اينجانب قويا با چنين وسوسه‌اي مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسي ما همچنان داراي ظرفيت‌هاي ارزشمند تحقق نايافته‌اي است كه بايد با فعاليت همه نخبگان روحاني و دانشگاهي و انديشمندان كشور اجراي آنها به صورت مطالبه‌اي ملي درآيد.
خوشبختانه مير حسين اينبار ساختار شكني را نفي كرده و به درستي آن را فريب دانسته است كه جاي تشكر و قدرداني دارد.ولي يكي از ساختارهاي اساسي قانون اساسي و ميثاق ملي ما شوراي نگهبان است كه وي بخاطر عدم تحمل شكست حاضر نيست،ان را بپذيرد.
مير حسين موسوي پس از شكست قاطعانه آشوب هاي خياباني و اقداماتش كه مورد حمايت رئيس جمهور آمريكا، رژيم صهيونيستي و ساير دولت هاي استعماري و استكباري واقع شده بود، در اين بيانيه قدري به خود آمده وتاكيد مي كند: ماجراي ما، هر چقدر تلخ، يك اختلاف خانوادگي است كه اگر خامي كنيم و بيگانگان را در آن دخالت دهيم به زودي پشيمان خواهيم شد.
اين سخن را هم مثبت قلمداد مي كنيم ؛اما آيا اينك كه اوضاع آرام شده و بيگانگان از كودتاي مخملي خود طرفي نبسته اند، بيان چنين مطالبي دير نيست؟
موسوي كه تاكنون اجتماعات غير قانوني اش صدها مجروح و ده ها كشته و دلهره وناامني هاي بسياري در بين زن و بچه مردم بهمراه داشته اينك خواستار شكل گيري تجمعاتي است كه كودكان خردسال و زنان باردار نيز بتوانند در آن شركت كنند و معتقد است: در اعتراض و حركت اصلاحي و اصولي ما هيچ‌كس نبايد صدمه ببيند. ما زماني در تلاش خود موفق خواهيم بود كه ابتكارهاي ما براي احقاق حقوقمان تا آن حد انديشيده شده، كارآمد و در چارچوب قانون باشد كه حتي كودكان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شركت كنند.
اين رويكرد موسوي هم ديرهنگام ولي مثبت است و اگر از روز اول متوسل به اغتشاش و آشوب نمي شديد، مي توانست باز هم ادامه يابد ؛نه اينكه هر روز براي اجتماعات رطب و يابس را به هم ببافيد. شما كه قادر به برگزاري اجتماع آرام نبوده و باز هم نيستيد،چگونه توقع داريد به فرض مثال كودكان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شركت كنند.
موسوي اين بار صريحا قانون را نشانه گرفته و در توجيه عدم تبعيت خود از قانون مي نويسد: ما در برهه‌اي و گريوه‌اي از تاريخ كشور خود قرار داريم كه راه‌حل بسياري از مشكلات‌ ما قانون است. درست است! قانون هميشه بي‌عيب نيست. درست است! قانون عرفي قراردادي اجتماعي است و به مانند هر عهد و پيماني كه انسان‌ها با هم مي‌بندند رعايت آن تنها تا زماني الزامي است كه طرف مقابل نيز به آن پايبند باشد. درست است!
موسوي در اين بيانيه از تصميم خود به تشكيل حزب و جمعيت خبر داده و يادآور شده است: گرو‌هي از نخبگان بر سر آنند كه گرد هم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق و آراي پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارك و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌هاي انجام گرفته و نيز رجوع به محاكم قضايي پيگيري كنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند.
موسوي توضيح نداده وقتي داوري متشكل از 6 نفر فقيه و مجتهد جامع الشرايط و شش نفر حقوقدان مورد تاييد نمايندگان مردم در شوراي نگهبان قانون اساسي را نمي پذيرد و قادر نيست براي ادعاهاي خود سند و مدرك ارايه كند، چگونه حاضر است باز هم به محكمه ديگري رجوع كند و اگر رجوع كرد و آن محكمه هم استبداد راي موسوي را نپذيرفت، آنگاه تا كي مي خواهد اين دور و تسلسل تاريخي را ادامه دهد.
وي مي نويسد: اينجانب نيز به اين جمع مي‌پيوندم. اين گروه اجراي اصول معطل مانده قانون اساسي را در دستور كار خود خواهد داشت.
وي در انتهاي بيانيه خود نوشته است: در انتها به همه مردم شريف كشورمان، چه آنها كه به اينجانب راي دادند و چه آنهايي كه به اينجانب راي ندادند، به ويژه كساني كه در حوادث ناگوار هفته‌هاي اخير صدمه ديدند درود مي‌فرستم. همچنين مقام شهيداني را كه به جرم حق‌خواهي و آزادي‌طلبي در خون خود غلطيدند ارج مي‌نهم و از خداوند بزرگ براي خانواده‌هاي عزيز آنان طلب صبر و اجر دارم.
مير حسين موسوي بايد بداند اگر نظام جمهوري اسلامي و مردم مقتدرانه وارد صحنه نمي شدند و آشوبگران را سر جاي خود نمي نشاندند، امروز معلوم نبود بنام طرفداري از موسوي ناامني ها تا چه اندازه گسترده شده بود؟ اگر امروز مردم طعم امنيت و آسايش را مي چشند از آن رواست كه عناصر فتنه و آشوب دستگير شده و بايستي امروز جوابگوي فتنه گري ها، آشوب ها ، خون هاي ريخته شده، اموال عمومي به يغما رفته باشند.شكايت هاي مردمي بسياري در راه است و در اين ميان موسوي نمي تواند خود را كنار كشيده و پاسخگونباشد.
انتهاي پيام/





+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 8:39 |

جنايات آمريکا در آمريکا

مهمترين وقايع آمريكا در سال 1999
عاملى كه بيش از همه در سال 1999 توجه و سرمايه آمريكا ييان را به خود جلب كرد، خود رقم 1999 بود كه به دليل تغيير يكپارچه به رقم 2000 نگرانى ها و تبليغات زيادى را همراه خود داشته است . اگر چه تا زمان حلول واقعى قرن بيست و يكم هنوز يك سال باقى مانده است ولى به دليل همزمانى آن با تغيير هزاره ميلادى حلول سال دوهزار با هيجان خاصى همراه شد.
در كنار مشكلات واقعى كه با حلول سال 2000 در كار بعضى از رايانه ها ايجاد مى شده تبليغات اغراق آميز در اين زمينه نيز باعث جنب و جوش خاص در مردم و سودآورى برخى شركتها شد.
رويدادهاى مهم سياسى
استيضاح رئيس جمهورى آمريكا كه قبلاً فقط يكبار در تاريخ اين كشور روى داده بود به غائله اى كه در سال 1998 پيرامون روابط نامشروع كلينتون با مونيكا لوينسكى برپا شده بود ، پايان داد. رأى نهايى اين بود كه رئيس جمهور شهادت دروغ نداده و در رويه قضايى اخلال نكرده است. اشتباه سال «بيل كلينتون» وكلايش اين بود كه در روند جمع آورى كمك براى هزينه هاى حقوقى پرونده كلينتون از فهرست آدرس هاى آماده اى استفاده كرده بودند كه نام پدر مونيكا لوينسكى نيز در آن بود. آقاى لوينسكى در پاسخ نوشت: «شما ها بايد احمق باشيد كه اين نامه را براى من فرستاديد».
مركز تجارت جهانى
كلينتون با پشت سر گذاشتن محاكمه خود ، سراغ بحران كوزوو رفت. آمريكا همراه با كشورهاى عضو ناتو به بمباران هوايى وسيع عليه يوگسلاوى دست زد تا حكومت اين كشور را به دخالت نيروهاى ناتو در كوزوو راضى سازد.  حملات آمريكا و ناتو با خطاهاى (عمدى يا غيرعمدي) زيادى همراه بود كه مهمترين آن حمله به سفارت چين در بلگراد بود كه خشم مردم چين عليه آمريكا را به دنبال داشت. در چند مورد نيز عده زيادى از مردم كوزوو مورد اصابت قرار گرفتند و كشته شدند. در مجموع دخالت ناتو باعث شد تلفات اين نزاع منطقه اى بيشتر شود و شمار آوارگان به يك ميليون نفر برسد. از جمله رويدادهاى مهم سال 1999 كه رسانه هاى آمريكا آن را بازتاب ندادند حملات مستمر هوايى آمريكا و انگليس عليه عراق بود كه هزاران نوبت (بنا به يك گزارش 16 هزار بار) صورت گرفته است. در خاورميانه آمريكا از پيروزى «ايهود باراك» در انتخابات نخست وزيرى اسرائيل استقبال كرد و مذاكرات به بن بست رسيده صلح را دوباره به جريان انداخت. از مهمترين تحولات در اين زمينه راضى شدن سوريه به مذاكرات با اسرائيل و ديدار با راك و فاروق الشرع در واشنگتن بوده است. روابط ايران با آمريكا در طى سال 1999 دچار تحول تازه اى نشد. آمريكا اگر چه از دادن لقب تروريست ترين كشور به ايران خوددارى ورزيد ، ولى همچنان ايران را متهم به حمايت از تروريسم و اخلال در صلح خاورميانه كرد. رفع تحريم مواد غذايى و كشاورزى و لوازم نوسازى هواپيماهاى بويينگ از جمله اقدامات نسبتاً مثبت آمريكا بود. ليكن سخت گيرى و اهانتى كه مأموران اداره مهاجرت در فرودگاه نيويورك به هيأت هاى علمى ، مذهبى و هنرى ايران روا داشتند نشان داد كه برقرارى روابط حتى در سطح مردمى چيزى است كه فقط عده اى از مقامات دولتى آمريكا به زبان جارى مى سازند و به صورت يك خط مشى عملى در نيامده است. روابط آمريكا با كشورهاى آمريكاى مركزى در سال 1999 نيز شاهد دو رويداد نسبتاً مهم بود: نخست، انتقال مالكيت كانال پاناما از سوى آمريكا به دولت پاناما بود. دوم، اعتراض گسترده دولت و مردم كوبا به مراقبت  آمريكا از يك كودك كوبايى بود. تعدادى از بستگان اين كودك كه او را با خود به آمريكا مى بردند در راه جان سپردند و دولت آمريكا او را به طور موقت تحت تكفل خود درآورده  است . اكنون پدر كودك در هاوانا در انتظار استرداد فرزندش است.
رقابتهاى انتخاباتى
 رقابتهاى مقدماتى براى انتخابات رياست جمهورى آمريكا و انتخابات كنگره اين كشور در سال 2000 بخش مهمى از توجه رسانه هاى آمريكا را به خود جلب كرد. در رقابتهاى رياست جمهورى «ال گور» معاون «بيل كلينتون» با «بيل بردلي» براى احراز نامزدى حزب دموكرات رقابت مى كند. دو نامزد برجسته حزب جمهوريخواه نيز جورج بوش دوم (پسر رئيس جمهور سابق آمريكا) و «جان مك كين» هستند. آنچه در مواردى بيش از رقابت براى رياست جمهورى جلب توجه كرده است، مسابقه براى كرسى ايالت نيويورك در سناى آمريكا است. در سال گذشته هيلارى كلينتون ، همسر رئيس جمهورى آمريكا وقت زيادى را براى آشنا شدن با مردم و مسائل نيويورك صرف كرد تا شايد بتواند جوليانى شهردار نيويورك را كه نامزد جمهوريخواهان براى مجلس سنا است ، شكست دهد. او براى جلب نظر يهوديان با نفوذ نيويورك يك سفر نيز به اسرائيل انجام داد. از رويدادهاى جالب توجه در هفته هاى اول سال 1999 كناره گيرى «نيوت گينگريچ» رئيس مجلس نمايندگان آمريكا بود كه طى چهار سال قبل از آن خود را به عنوان معمار و پيش برنده سياستهاى جمهورى خواهان مطرح ساخته بود.
تحولات رويدادهاى اقتصادى
يكى از مهمترين رويدادهاى اقتصادى سياسى سال در آمريكا سركوب تظاهرات در شهر « سياتل » توسط پليس آمريكا بود كه مثل يك نيروى ضد شورش مجهز شده بود و شدت عمل زياد از خود نشان داد. بيش از 3 هزار نفر با حضور خود در خيابان هاى سياتل ، مانع ورود نمايندگان كشورها به محل برگزارى نشست سازمان تجارت جهانى شدند. هدف اين تظاهرات كه در كنار محل نشست نمايندگان كشورهاى عضو سازمان تجارت جهان (دبليو – تى – او) انجام گرفت، اعتراض به تصميمات بين المللى اين سازمان بود. بازار بورس سهام آمريكا كه مركز آن در نيويورك است توجه مردم عادى در آمريكا را بيش از پيش به خود جلب كرد. دادو ستد هاى مردم عادى از طريق اينترنت باعث شد بازار هيجان و تب بيشترى پيدا كند و حركت شاخص ها به طور دقيق قابل پيش بينى نباشد. شاخص «دى جى اى آ» كه نبض سنج بازار بورس نيويورك است در نهم فروردين ماه از مرز ده هزار عبور كرد. اين براى عده اى همچون حلول سال 2000 بود. شاخص مهم ديگر يعنى «نزدك» نيز طى دو ماه آخر سال جهش چشمگيرى از خود نشان داد و مرزهاى سه هزار و چهار هزار را در فاصله كوتاهى طى كرد. بودجه دولت آمريكا در سال، 869 ميليارد دلار تعيين شده بود كه 277 ميليارد دلار آن براى مصارف نظامى در نظر گرفته شد. اگر چه رشد اقتصاد آمريكا در سال 1999 نيز براى چندمين سال متوالى ادامه يافت و بر ميانگين درآمد افزوده شد، ولى شكاف ثروتمند و فقير بيشتر شد. طى سالهاى 1997 تا 1999 يك درصدمردم آمريكا كه بيشترين ثروت را دارند 115 درصد به ثروت خود افزودند ولى يك پنجم مردم كه فقيرترين محسوب مى شوند شاهد نه درصد كاهش بيشتر در ثروت خود بودند. شاخص قابل توجه ديگر ازاقتصاد كلان آمريكا در سال 1999 نرخ تورم بود. افزايش بازده كار در آمريكا باعث شد ضمن اينكه تورم همچنان در سطح پايين ماند، فرصتهاى اشتغال زياد شده، بيكارى افزايش نيابد . لذا اداره خزانه فدرال (بانك مركزي) آمريكا تورم را چندان افسار گسيخته نديد كه نرخ بهره را بيش از نيم درصد افزايش دهد. محاكمه شركت مايكروسافت به اتهام استفاده از روش هاى انحصار طلبانه در بازار نرم افزارهاى رايانه اى از جنجالى ترين رويدادهاى سال بود. مايكروسافت كه در طول كمتر از دو دهه به بزرگترين شركت آمريكا (با 600 ميليارد دلار ارزش سهام) تبديل شده، ممكن است سرانجام به حكم دادگاه به چند شركت كوچكتر تجزيه شود. «بيل گيتز» بنيانگذار و مدير عامل «مايكروسافت» هر ماه با افزودن ميلياردها دلار به ثروت خود مقام خود را به عنوان ثروتمندترين شخص جهان استحكام بخشيد. اگر چه با احتساب تورم هنوز هم «جان راكفلر» غول نفتى آمريكا (متوفى 1937 ) ثروتمندترين شخص تاريخ آمريكا محسوب مى شود و بيل گيتز در رده پنجم قرار دارد. در سال 1999 تحولات در شركتهاى آمريكائى همچون سال قبل ادامه يافت. از جمله شركت «وياكام» شبكه تلويزيونى «سى بى اس» را كه متعلق به شركت «وستينگهاوس » بود به قيمت 36 ميليارددلار خريد . حاصل اين ادغام پديد آمدن دومين شركت بزرگ رسانه اى در جهان بود.
تحولات سريع در فن آورى مخابرات و رايانه ها باعث شد ارتباطات تلفنى ، اينترنت و تلويزيون هاى كابلى به سوى هم نزديك و در مواردى يكپارچه شوند. استفاده از اينترنت همچنان گسترش يافت و فروشگاه هاى زياد و متنوعى روى اين شبكه ايجاد شد. تحولات در اين زمينه وسيع بود و تغييرات محسوسى را در زندگى مردم باعث شد . مجله تايم، بنيانگذار و مدير عامل فروشگاه آمازون را به عنوان مرد سال معرفى كرد. آمازون كه ابتدا كار خود را با دريافت سفارش كتاب از طريق اينترنت آغاز كرد به تدريج به بزرگترين فروشگاه رايانه اى با انواع كالاها تبديل مى شود.
رويدادهاى اجتماعى:
گرماى كم سابقه تيرماه در آمريكا سبب شد در چندين شهر ، حالت فوق العاده اعلام و مصرف آب در موارد غيرضرورى جرم محسوب شود. در شهريور ماه پشه هابه صورت يك دشمن جدى مردم در ايالت نيويورك درآمدند. ويروس «انسفاليتز» كه توسط پشه ها حمل مى شد. باعث مرگ هفت نفر و بيمار شدن 52 نفر گرديد. براى پيشگيرى از سرايت بيشتر بيماري، بخش وسيعى از شهر نيويورك سمپاشى و به بدن كودكان ماده دفع كننده پشه ماليده شد. در 24 شهريور ماه، طوفان دريايى «فلويد» به سواحل شرقى آمريكا رسيد و در نتيجه 33 نفر كشته شدند و حدود 800 ميليون دلار خسارت به بار آمد. تحقيقات و بررسى ها در سال 1999 نشان داد كه پزشكان و بيمارستانهاى آمريكا خطاهاى زياد و پرهزينه اى را مرتكب مى شوند. بر پايه اين گزارشها ، خطاهاى پزشكى و بهداشتى در آمريكا به عنوان هشتمين عامل مرگ و مير در اين كشور شناخته شد. دو دانش آموز 17 و 18 ساله دبيرستان «كلمباين » در ايالت كلرادو ، 13 نفر از دانش آموزان و يك معلم مدرسه شان را به رگبار گلوله بستند و سپس خود را كشتند. در اين حادثه كه نمونه هاى كوچكتر آن در چند شهر ديگر آمريكا اتفاق افتاده، دهها نفر مجروح شدند. هواپيماى پرواز 990 شركت هواپيمايى مصر دقايقى بعد از شروع پرواز خود از نيويورك در اقيانوس اطلس سقوط كرد و 217 نفر سرنشينان آن جان خود را از دست دادند. دليل سقوط هنوز معلوم يا فاش نشده است.
رخدادهاى ورزشى :
براى بسيارى از آمريكاييان ، خداحافظى «مايكل جوردن» از بسكتبال ، يك رويداد مهم بود. واقعه ديگر ، پيروزى تيم فوتبال زنان آمريكا در جام جهانى اين رشته بود كه البته با تبليغات فراوان و حركات ناپسند همراه بود. جو ناسالم ورزش حرفه اى در آمريكا يكبار ديگر در سال 1999 خود را نشان داد. «هالى فيلد» قهرمان سنگين وزن مسابقه مشت زنى حرفه اى ، در مسابقه با «لوئيس » به وضوع شكست خورد ولى به كمك داوران نتيجه مساوى اعلام شد. در مسابقه بعدى كه درآمد گردانندگان و رسانه ها را مضاعف كرد لوئيس برنده اعلام شد.
فوت شدگان:
مهم ترين شخصيتى كه مرگ او توجه رسانه هاى آمريكا را به خود جلب كرد. «جان كندى» پسر رئيس جمهورى اسبق آمريكا بود. كندى در طى يك سفر كوتاه در داخل آمريكا ، با هواپيماى كوچكى كه خود خلبانى آن را به عهده گرفته بود، دچار سانحه شد. از ديگر فوت شدگان، «استنلى كوبريك» كارگردان و سازنده فيلم هاى مشهور مثل «اوديسه 2001 و «دكتر استرنج لاو» بود.

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 14:23 |

من نپرسیدم هیچ . هیچ کس نیز نگفت.

 طی شد این عمر تو دانی به چه سان

 پوچ وبس تند چنان باد رمان

 همه تقصیر من است این که خودم می دانم

 که نکردم فکری

 که تامل ننمودم روزی ساعتی یا آنی

  که چه سان می گذرد عمر گران.

 کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط

 فارغ از نیک و بد و مرگ وحیات

 همه گفتند کنون تا بچه است

 بگذارید بخندد شادان

 که از این پس دگرش فرصت خندیدن نیست

  بایدش نالیدن

 من نپرسیدم هیچ

 که پس از این زچه رو نتوان خندیدن

 هیچ کس نیز نگفت

 زندگی چیست؟

که چرا می آییم؟

 بعد از این چند صباح به کجا باید رفت؟

 با کدامین توشه به سفر باید رفت؟

 من نپرسیدم هیچ . هیچ کس نیز نگفت.

 نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط

 فارغ از نیک و بد و مرگ وحیات

 بعد از آن باز نفهمیدم من

 که چه سان عمر گذشت

 لیک گفتندهمه که جوان است هنوز

 بگذارید جوانی بکند بهره از عمر ببرد کامروایی بکند

 بگذارید که خوش باشد و مست .

  بعد از این باز و را عمری هست

 یک نفر بانگ بر آورد که او از هم اکنون باید

  فکر آینده کند

 دگری آوا داد:که چو فردا بشود فکر فردا بکند

 سومی گفت:همان گونه که دیروزش رفت بگذرد امروزش

 همچنین فردایش.

 با همه این احوال من نپرسیدم هیچ

 که چه سان دی بگذشت

 آن همه قدرت و نیروی عظیم

 به چه ره مصرف  گشت.

 نه تفکر نه تعمق و نه اندیشه دمی

 عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی

 چه توانی که ز دست دادم مفت

 من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت.

 قدرت عهد شباب می توانست مرا  تا به خدا پیش برد

 لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات

 آن کسانی که نمی دانستند زندگی یعنی چه

  رهنمایم بودند

 عمرشان طی شده بیهوده و بی ارزش

  و مرا می گفتند:

 همچو آنان باشم

 همچو آنان دائم فکر خوردن باشم

 فکر گفتن باشم

 فکر تامین معاش

 فکر ثروت باشم

 فکر یک زندگی بی جنجال

 فکر همسر باشم

 هیچ کس نیز نگفت:

 زندگی ثروت نیست

 زندگی داشتن همسر نیست.

 زندگانی کردن فکر خود بودن

  و

  غافل ز جهان بودن نیست

 من نفهیدم هیچ و کسی نیز مرا هیچ نگفت.

 افسوس وصد افسوس

 که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم

 حال پندارم هد ف از  زیستن این است رفیق

 من شدم خلق که با عزمی جزم.

 پای از بند هواها گسلم

 پای در راه حقایق بنهم

 با دلی آسوده

 فارغ از شهوت وآز وحسد و کینه وجهل

 مملو از عشق و جوانمردی و زهد

 در ره کشف حقایق کوشم

 شربت جرات و امید و شهامت نوشم

 زره جنگ برای بد و نا حق پوشم

 ره حق پویم و حق جویم و

  پس

  حق گویم

 آنچه آموخته ام بر دگردان نیز نکو آموزم.

 شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش

 ره نمایم به همه گر چه سر و پا سوزم

 من شدم خلق که مثمر باشم

 نه چنین زاید و بی جوش وخروش

 عمر بر باد و به حسرت خاموش

 و صد افسوس که چون عمر گذشت

  معنی اش فهمیدم

 کاین سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت.

 کودکی در غفلت

 در جوانی شهوت

 وقت پیری حسرت.

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 10:20 |

قطعه اي از بهشت

قرار است در كربلا دفن شوم!

از روزي شنيده بود يكي از فرماندهان عالي سپاه اسلام براي زيارت به كربلاي معلا آمده در پوست خود نمي گنجيد.مي خواست خاطره اي كه سالها بر دل و روح او نقش بسته بود به صاحبانش بسپارد . با اين فكر خود را به كربلا رسانده و درخواست ملاقات با آن فرمانده را نمود.

لحظات در انتظار اجازه ملاقات به سختي مي گذشت. او كه يكي از نيروهاي نظامي ارتش عراق در سالهاي جنگ بوده ابتدا نتوانست اجازه ملاقات بيابد .سرانجام وقتي به حضور فرمانده رسيد از او پرسيد : (مرا مي شناسي؟)و فرمانده پاسخ داد (بله شما ابورياض از نظاميان سابق رژيم عراق واكنون نيز جزو مردان سياسي اين كشور هستيد.به همين خاطر ملاقات با شما براي من سخت بود.) ابورياض گفت)اما من حرف سياسي با شما ندارم.سالهاست كه خاطره اي را در سينه دارم وانتظارچنين روزي را مي كشيدم تا با گفتن آن دين خويش را ادا نمايم.)واو اينگونه خاطره اش را آغاز كرد: (در جبهه هاي جنگ جنوب دقيقا در مقابل شما در حال جنگ بودم كه با خبري از پشت جبهه مرا به دژباني جبهه فرا خواندند.وقتي با نگراني در جلو فرمانده خود حاضر شدم او خبر كشته شدن پسرم را در جنگ به من داد. بسيار ناراحت شدم.من اميد داشتم كه پسرم را در لباس دامادي ببينم اما در نبردي بي فايده واجباري جگرگوشه ام را از دست داده بودم.وقتي در سردخانه حاضرشدم كارت وپلاك فرزندم را به دستم دادند. آنها دقيقا مربوط به پسرم بود. اما وقتي كفن را كنار زدم با تعجب توام با خوشحالي گفتم: اشتباه شده اين فرزند من نيست. افسر ارشدي كه مامور تحويل جسد فرزندم بود به جاي تعجب يا خوشحالي با عصبانيت گفت:اين چه حرفي است كه مي زني. كارت وپلاك قبلا چك شده وصحت آنها بررسي شده است.وقتي بيشتر مقاومت كردم برخورد آنها نگران كننده تر شد. آنها مرا مجبور كردند تا جسد را به بغداد انتقال داده واو را دفن نمايم. رسم ما شيعيان عراق اين بود كه جسد را بر بالاي ماشين گذاشته وآن را تا قبرستان محل زندگي مان حمل مي كرديم. من نيز چنين كردم. اما وقتي به كربلا رسيدم تصميم گرفتم زحمت ادامه راه را به خود ندهم واو را در كربلا دفن نمايم. هم اينكه كار را تمام شده فرض مي كردم وهم اينكه ضرورتي نمي ديدم كه او را تا بغداد ببرم. چهره آرام وزيباي آن جوان كه نمي دانستم كدام خانواده انتظار اورا مي كشد دلم را آتش زده بود. او اگرچه خونين و پر رخم بود ولي چه با شكوه آرميده بود. فاتحه اي خوانده و در حالي كه به صدام لعنت مي فرستادم برآن پيكر مظلوم خاك ريختم و او را تنها رها كردم. اگر چه سال ها از آن قضيه گذشت اما هرگز چيزي از فرزندم نيافتم . دوستانش جسته و گريخته مي گفتند او را ديده اند كه اسير ايراني ها شده است . با پايان يافتن جنگ خبر زنده بودن فرزندم به من رسيد . وقتي او در ميان اسيران آزاد شده به وطن بازگشت خيلي خوشحال شدم در آن روز شايد اولين سوالم از فرزندم اين بود كه چرا كارت و پلاكت را به ديگري سپرده بودي ؟ وقتي فرزندم خاطره اش را به من مي گفت مو بر بدنم سيخ شد . پسرم گفت : من توسط يك جوان بسيجي و خوش سيما اسير شدم و او با اصرار از من خواست كه كارت و پلاكم را به او بدهم . حتي حاضر بود پول آنها را بدهد . وقتي آنها را به او سپردم اصرار مي كرد كه حتما بايد راضي باشم.

من به او گفتم در صورتي راضي هستم كه علتش را به من بگويي و او با كمال تعجب به من چيزهايي گفت كه در ذهنم اصلا جايي برايش نمي يافتم .آن بسيجي به من گفت : من دو يا سه ساعت ديگر به شهادت مي رسم و قرار است مرا در كربلا در جوار مولايم امام حسين (ع) دفن كنند . من مي خواهم با اين كار مطمئن شوم كه تا روز قيامت در حريم بزرگترين عشقم خواهم آرميد.

وقتي صداي ابورياض با گريه هايش همراه شد . اين فقط او نبود كه مي گريست بلكه فرمانده ايراني نيز او را همراهي مي كرد.

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 10:18 |
رانندگی در غرب

و اما تهران

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 10:9 |
عضو پارلمان عراق :
خروج اشغالگران گامي مهم در تحقق حاكميت در عراق است

عضو پارلمان عراق خروج اشغالگران آمريكايي از شهرهاي عراق را گامي مهم در تحقق حاكميت و استقلال اين كشور دانست.


"علي حسين " خروج نظاميان اشغالگر آمريكايي را از شهرهاي عراق گامي مهم در راستاي تحقق حاكميت در عراق خواند.
وي گفت: خروج كامل نظاميان آمريكايي از شهرهاي عراق گامي مهم براي تحقق حاكميت كامل عراق و به دست گيري استقلال است.
عضو پارلمان عراق در ادامه‌ افزود: جشن اين مهم بايد هر ساله‌ از سوي عراقي‌ها به‌ بهترين شيوه‌ برگزار شود.
علي حسين ابراز اميدواري كرد كه‌ طبق توافقنامه‌ امنيتي دو كشور نظاميان آمريكايي هرچه‌ سريعتر از كشور خارج شوند و به‌ اشغال 6 ساله‌ آن پايان دهند.
روز گذشته‌ نيز "كريستوفر هيل " سفير آمريكا در بغداد در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس خروج نيروهاي آمريكايي از شهرهاي عراق را امري طبيعي خواند.
وي افزود: خروج نظاميان آمريكايي از عراق امري طبيعي و طبق توافقنامه‌ امنيتي ميان دو كشور است.
سفير آمريكا در بغداد گفت: دولت آمريكا به‌ اراده‌ ملت عراق احترام خواهد گذاشت و هيچ چيزي را به‌ آنها تحميل نخواهد كرد.
دولت آمريكا درحالي به پايبندي كشورش به مفاد توافقنامه امنيتي با بغداد اشاره مي‌كند كه در مدت چند ماه اخير آمريكايي‌ها در عراق به كشتار مردم بي‌گناه، بازداشت‌هاي خودسرانه و تفتيش منازل مسكوني، ورود غيرقانوني نظاميان به دانشگاه‌ها ادامه داده‌اند.
طبق توافقنامه امنيتي آمريكا با عراق نظاميان آمريكايي بايد از امروز (سه‌شنبه‌) شهرهاي عراق را پس از شش سال ترك كنند.

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 11:9 |
 

عبدالله گنجى - ملت بزرگ ايران براى اولين بار در طول تاريخ انقلاب اسلامى، پديده هايى را مشاهده كرد كه تاكنون مشاهده نكرده بود. هر قدر مشاركت عمومى در يك انتخابات بالاتر باشد،  بايد جشن و شيرينى آن نيز گسترده تر باشد. ميرحسين موسوى با رفتار و حركت هاى خويش و بدون استدلال هاى حقوقى، مسيرى را طى كرد كه ثبت تاريخى آن براى آينده كشور و نظام مى تواند الگويى انحرافى را نهادينه كند. آنچه ايشان انجام داد، براى كسانى كه وى را درون خانواده انقلاب مى دانستند باوركردنى نيست. حتى كسانى كه به ايشان راى نداده بودند، بعد از انتخابات ايشان را بهتر شناختند و بعضا مى گويند: خدا را شكر كه ايشان رئيس جمهور نشد و گرنه...

ميرحسين، بدعت هايى را ابداع كرد كه دل بسيارى از انقلابيون و مردم را جريحه دار كرد و همگان با دستى به دهان گرفته چراهاى مختلفى را طرح مى كنند. از جمله اين بدعت ها:

۱- لوث كردن رنگ سبز و نماد اهل بيت


رنگ سبز يا هر رنگ ديگر، صلاحيت عمومى و اختصاصى براى اشغال يك جايگاه حقوقى ايجاد نمى كند، اما كاش ايشان رنگ ديگرى را انتخاب مى كردند كه در مدت كوتاه انتخابات به صورت قراردادى، استفاده و بعد از آن به فراموشى سپرده مى شد. اين رنگ متاسفانه به نحو ناهنجارى مورد تمسخر قرار گرفت. سبز كردن ناخن ها توسط برخى طرفداران در جشن دوم خرداد در ورزشگاه آزادى، پوشيدن رنگ سبز توسط يكى از طرفداران به سگ خانگى و... مواردى بود كه اكنون رنگ سبز را نه معادل رنگ اهل بيت، بلكه آن را معادل قانون شكنى، سوء استفاده از ارادت مردم به اهل بيت براى رسيدن به قدرت و... مى دانند.

۲- عدم مراعات قواعد مردم سالارى

دموكراسى ضوابطى دارد كه به صورت قراردادى دوطرف مبارزه پذيرفته اند. ميرحسين بعد از باخت، ريل حركت خود را از مسير قانون جدا كرد و به سمت التهاب اجتماعى پيش رفت و هيچ گونه استدلالى براى نحوه تقلب، با تفاوت ۱۱ ميليون راى ارائه نمى كند. از يكى از راه پيمايان عصر ۲۵ خرداد پرسيدم: سند شما مبنى بر تقلب چيست كه اكنون به خيابان آمده ايد؟ گفت من نمى دانم ما به گفته آقاى موسوى اعتماد داريم، بنابراين ميرحسين مسير را براى چنين رفتارى در انتخابات آتى كشور باز كرد و رويه اى را ايجاد كرد كه در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت كرد كه مى توان در وسط بازى، قواعد را عوض و يك طرفه اعلام پيروزى كرد.

۳-استفاده از واژه الله اكبر براى حمله به اماكن عمومى

موسوى در بيانيه دوم خود از طرفداران خواسته بود كه از واژه الله اكبر استفاده كنند، لذا تعداد قابل توجهى كه نه ظاهر آنان با الله اكبر سازگار بود و نه عمل آنان مبتنى بر اخلاق اسلامى بود، از اين واژه استفاده كردند. آشوب طلبى و حركت هاى ضدانقلابى و توم كردن آن با واژه الله اكبر، التقاط منافقين را به ذكر متبادر مى كند كه مى خواستند هم پايى در اسلام و هم جايى در سوسياليسم داشته باشند. واژه الله اكبر كه روزى شيررزمنده ايرانى براى حمله به قلب دشمن بعثى در جبهه بود، امروز شعار و رمز عمليات عليه اموال عمومى و اماكن و منازل شده است.

۴- عدم ارجاع مشكلات به مراجع قانونى و بى اعتبار دانستن آنها

ميرحسين از اول مشى اش را دنبال مى كرد كه دولت، شوراى نگهبان و مجريان را قبول ندارد. اين مشى ابتدا به ساكن و قبل از انجام هر گونه تخلفى، قابل تامل بود. تشكيل كميته صيانت دو ماه قبل از انتخابات، مكاتبه با رهبرى براى مشكلات كوچك و صدور بيانيه خطاب به ملت، به جاى شكايت به شوراى نگهبان بدعت هاى جديد ايشان است. كسى كه ساز و كار قانونى كشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه مى توانست فرداى انتخابات و پيروزى با آنها كار كند، لذا بسيارى از افرادى كه رفتار ميرحسين را در فرداى انتخابات ديدند، خدا را شكر مى كنند كه ايشان رئيس جمهور نشد وگرنه...

۵- صدور بيانيه آشوب طلبانه و دعوت به حركت هاى خيابانى

مير حسين به محض احراز صحنه شكست، راى چهل ميليونى مردم را خيمه شب بازى خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحليلگران و نخبگان و حقوقدانان از اين حركت انحرافى بسيار متعجب شدند كه چرا ميرحسين اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمى كند. مگر او نبود كه يكى از اهداف اساسى خود را اجراى قانون مى دانست، مگر وى، دولت فعلى را قانون ستيز و قانون گريز نمى دانست؟ چگونه است كه خود مسير غيرقانونى را عريان طى مى كند. صدور بيانيه تهييجى به جاى اعتراض قانونى يكى ديگر از بدعت هاى ثبت شده در انتخابات ايران به حساب مى آيد.

۶- برگزارى راه پيمايى غيرقانونى

ميرحسين كه شاخصه اصلى دولت فعلى را قانون ستيزى مى دانست، بدون اخذ مجوز قانونى طرفداران خود را به خيابان مى ريزد و خود نيز شخصاً در بين آنها حاضر و در سخنرانى خود به نهادهاى قانونى و نظارتى نظام حمله مى كند. درخواست برگزارى راه پيمايى سراسرى در كشور و پايتخت به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات، قبل از بررسى و پيگيرى راه هاى قانونى، يكى ديگر از بدعت هاى مير حسين به حساب مى آيد.

۷- حمله به مراكز نظامى

تاكنون در انتخابات رياست جمهورى، آن هم در پايتخت، افراد مسلح به مراكز نظامى حمله نكرده اند و اين حركت اولين بار بعد از انقلاب اسلامى اتفاق افتاد. در ادامه راه پيمايى غيرقانونى به مراكز بسيج حمله شد و تعدادى كشته شدند. اين بسيج همان بسيج است كه ميرحسين آن را مدرسه حق مى ناميد. اين وصف صرفاً امرى تاكتيكى براى راى بود زيرا حمله اوباش طرفدار ايشان به بسيج چهره حقيقى ايشان را شفاف كرد.

۸- ايجاد زمينه براى جولان ضد انقلاب

ضد انقلاب بودن افراد سازمان يافته قطعى است؛ اگر چه ميرحسين با ژست دموكرات مآبانه چنين نظرى را رد مى كند. نوع شعارها، نوع حملات فيزيكى، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده كشى حكايت از آن دارد كه در سايه زمينه سازى ميرحسين ضدانقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به ميدان انتقام آمده اند، چه حاشيه  امنى براى آنان بهتر از شعار الله اكبر و پيشانى بند «نخست وزير امام». اراذل و اوباش بايد از ايشان تقدير ويژه نمايند زيرا او توانست هويت آنان را بازگرداند.

۹- ايجاد زمينه  براى به سخره گرفتن نظام توسط غرب

دنياى غرب كه مدعى عدم وجود مردم سالارى در ايران است، مستمسك خوبى دست آورد.
آنان حوادث اخير را نه درون خانواده انقلاب مى دانند و نه بين اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدنى خواندند و نظام مقدس جمهورى اسلامى را به عنوان عامل سركوب آزادى خواهان معرفى كردند. غرب نيز مانند ميرحسين، انتخابات چهل ميليونى ما را يك بازى تلقى كردند و سلامت آن را به چالش فرا خواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموكراسى دانست كه به آنان خيانت شده است.

۱۰- ايجاد خانه هاى تيمى براى طراحى اعمال غيرقانونى

در تحليل هاى قبل از انتخابات، اين نكته وجود داشت كه تشكيل كميته صيانت از آراء در عين القاى قطعى بودن پيروزى نمى تواند بدون طراحى هاى ديگر باشد. كروبى در دانشگاه آزاد نجف آباد تشكيل خانه هاى تيمى را برملاء كرد، دستگاه هاى اطلاعاتى و امنيتى نيز با دستگيرى سران مجاهدين و مشاركت خصوصاً در قيطريه اين موضوع را به اثبات رساند. هدف اين اقدام اگر طراحى اقدامات اخير نباشد، چه مى تواند باشد؟

۱۱- مكاتبه و مراجعه بى ربط به رهبرى به جاى مراجعه به كانال هاى قانونى

ميرحسين در اول انتخابات، دو نامه به رهبرى نوشت؛ حتى براى تمديد ساعت راى گيرى بعد از ساعت ۲۲  از طريق رهبرى اقدام كرد. اين رفتار از دو حالت خارج نيست؛ يا ايشان هيچ نهادى را شايسته و واجد صلاحيت نمى داند يا آنقدر روحيه استكبارى بر خود حاكم كرده است كه خود را شايسته تماس با كمتر از رهبرى نمى بيند.

۱۲- تبديل مهم ترين انتخاب ملت به خاطره اى تلخ

شركت چهل ميليونى ملت در انتخابات به فرموده رهبرى «جشن حقيقى» بود. ميرحسين در سايه شكست سنگين و حركت هاى غيرقانونى و عبوسانه، اين شيرينى را تلخ و همگان را در بهت و حيرت فرو برد. مردمى كه بايد در جشن شركت مى كردند از ترس تخريب منازل و اماكن يا اسيدپاشى به صورت، در خانه زمين گير شدند و با حوادث بعد از انتخابات و كشته شدن تعدادى در حوادث مذكور، شيرينى انتخابات به كلى فراموش شد. ميرحسين در شعارهاى انتخاباتى مدعى بود كه براى ايجاد نشاط و شادابى آمده است.

۱۳- ايجاد شبهه نسبت به سلامت سياسى نظام

ميرحسين با خيمه شب بازى خواندن انتخابات و اعلام علنى مبنى بر عدم اعتماد به شوراى نگهبان و اصرار بر ابطال انتخابات (بدون ارائه دليل قابل پسند) نظام سياسى ايران را نظامى معرفى كرد كه راى مردم در آن بى تاثير، فرمايشى و بى خاصيت است و حاكميت هرچه بخواهد انجام مى دهد. ايجاد آسيب به سرمايه اجتماعى نظام كه همان اعتماد عمومى ملت است مهمترين خيانت موسوى در اين عرصه است.

۱۴- سياسى كردن مسائل حقوقى


پيگيرى تخلفات انتخاباتى، امرى است حقوقى و طرح آن در مجامع عمومى براى تحريك و تهييج، قطعاً منتج به نتيجه نخواهد شد.
ميرحسين كسى نيست كه اين موضوع را نداند، اما با سياسى كردن مساله ثابت نمود كه به دنبال شفافيت و بررسى مجدد نيست.
او هر چيزى را كه مانع رسيدن وى به كرسى رياست جمهورى شود، سركوب خواهد كرد. استمرار آشوب ها به رغم كشته شدن بى گناهان نمونه اى از اين سياسى كارى و سماجت خودخواهانه است.

۱۵- عدم همبستگى بين مطالبه و استدلال‏ها

ميرحسين در ديدار رهبر، در جمع طرفداران در خيابان آزادى و در نامه به شوراى نگهبان خواستار ابطال انتخابات شده است و طبيعتاً براى اين مدعا بايد استدلال هاى محكمه پسند و حقوقى ارائه دهد.
ايشان در نامه خود به شوراى نگهبان از جمله دلايل زير را مطرح مى كند. ۱- احمدى نژاد به هاشمى و ناطق توهين كرده است. ۲- دوران امام را زير سؤال برده است. ۳- براى نمايندگان بنده كارت به موقع صادر نشده است. ۴- بسيج در انتخابات دخالت كرده است. خانم ايشان نيز مدعى است بايد راى ميرحسين در لرستان (زادگاه رهنورد) و آذربايجان (زادگاه ميرحسين) بيشتر از احمدى نژاد باشد. اين استدلال آنقدر بى اساس است كه هركس آن را مطالعه مى كند رفتارى را نشان مى دهد كه در مقابل يك طنز نشان مى دهد؛ اتفاقاً اين راى، وزن رهنورد و ميرحسين را در اين دو منطقه نيز شفاف
كرد.

۱۶- بى توجهى به نظرات رهبرى

در جلسه ميرحسين با رهبرى كه بعد از انتخابات تشكيل شد، به ايشان توصيه شد كه كانال هاى قانونى را طى كند و به شوراى نگهبان نيز تاكيد شد با دقت از حقوق ميرحسين صيانت كند. اما ايشان كه به كمتر از ابطال راضى نمى شود، بعد از خروج از محضر رهبرى مجدداً بيانيه صادر كرد، راه پيمايى غيرقانونى انجام داد و در آن راه پيمايى غيرقانونى شركت و سخنرانى كرد.
خاتمى نيز بيانيه دروغينى مبنى بر عدم شركت در راه پيمايى به جهت غيرقانونى بودن راه پيمايى، صادركرد اما شخصاً در آن حضور يافت.
رهبرى، ميرحسين را به طى مسير قانونى فرا مى خواند. ميرحسين در راه پيمايى اعلام مى دارد به شوراى نگهبان اعتماد ندارد و...

۱۷- ابداع خيابان گردى شبانه قبل از انتخابات

حضور شبانه هواداران ميرحسين از دو هفته قبل از انتخابات شروع شد. ترافيك شبانه، سر و صدا، شعار، درگيرى، خصوصاً در خيابان هاى مركزى تهران، ابداع و بدعت جديدى بود كه ميرحسين و حاميانش بنا گذاشتند. دليل اين امر همچنان معلوم نيست. شايد بهترين دليل آن تمرين حركت هاى شبانه براى آشوب فرداى انتخابات بود كه انجام شد.

۱۸- ايجاد مدل و الگوى غلط براى آيندگان

برخى حركت هاى متمايز در تاريخ، ثبت و بعضاً الگو مى شود. تبريك ناطق نورى در صبح سوم خرداد ۱۳۷۶ به خاتمى، نمونه اى كه امروز بسيارى از تحليل گران آن را يادآورى مى نمايند، قطعاً سرجمع رفتارهاى انتخاباتى موسوى در انتخابات هاى آينده مورد بازبينى قرار خواهد گرفت و تكرار خواهد شد.
همه موارد فوق و حوادث تلخ فوق الذكر تاسف آور است، اما از آنجا كه معتقديم دست الهى تاكنون انقلاب اسلامى را از همه حوادث سخت و نفس گيرعبور داده است، ان شاءالله رفتارها نيز فرصت هايى را در خود خواهد داشت، شايد به سمت پالايش ديگرى در درون انقلاب مى رويم، شايد اين خرداد تكرار خرداد ۱۳۶۰ باشد. اميد است كه نباشد

+ نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 9:52 |