




|
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ سیاسی, فرهنگی و اجتماعی ثبت شده در سایت ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایرانی
|
تظاهرات بحرینیها در مخالفت با طرح الحاق به عربستان و به آتش کشیدن پرچم آمریکا مردم در بحرین با برگزاری تظاهرات همزمان با نشست شورای همکاری خلیج فارس و مطرح شدن طرح الحاق به عربستان که مورد حمایت کاخ سفید است، پرچم آمریکا را به آتش کشیدند.
مردم شب گذشته با برگزاری تظاهرات در نقاط مختلف بحرین مخالفت خود را با طرح الحاق این کشور به عربستان سعودی اعلام کردند. معترضان در این تظاهرات پرچم آمریکا را به آتش کشیدند و حمایت واشنگتن را از طرح سرکوب مردم توسط نیروهای عربستانی و آل خلیفه محکوم کردند. مردم در بحرین پیش از این نیز بارها با برگزاری تظاهرات ضد آمریکایی،
تاکید کردند که واشنگتن مسئول خشونتهای رژیم آل سعود و آل خلیفه در این
کشور است. پیش از این فعالان بحرینی اعلام کرده بودند که سفیر آمریکا در منامه پیشنهاد داده تا به شرط برکناری سلمان بن خلیفه نخست وزیر این کشور، معارضان با الحاق به عربستان موافقت کنند. تظاهرات دیروز مردم بحرین در پی فراخوان ائتلاف 14 فوریه بحرین صورت گرفته که طی آن از اقشار مختلف مردم دعوت کرده بود برای اعلام مخالفت خود با انضمام کشورشان به عربستان سعودی به صورت گسترده در تظاهرات شرکت کنند. [ بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 12:55 ] [ علی قدسی ]
[ ]
رویوران: طرح الحاق بحرین به عربستان شکست خورده است یک کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه طرح وحدت در جهان عرب شکست خورده است همانطور که جمهوری متحد عربی در سال 59 از هم پاشید، گفت: علت شکست این طرحها مطرح شدن آن از سوی دولتهاست.
حسین رویوران کارشناس مسائل خاورمیانه درباره طرح الحاق بحرین به عربستان اظهار داشت: طرح وحدت در جهان عرب شکست خورده است. رویوران بر همین اساس ادامه داد: طرحهای زیادی مبنی بر وحدت کشورهای عربی مطرح بود که همه آنها به شکست انجامید؛ طرح وحدت لیبی، مصر و سودان و همچنین طرح الحاق الجزایر، مغرب، موریتانی، تونس و لیبی نیز شکست خورد. این کارشناس مسائل خاورمیانه تصریح کرد: در سال 59 بین مصر و سوریه طرح الحاق صورت گرفت و از آن «جمهوری متحد عربی» به وجود آمد اما بعد از 2 سال آن طرح به شکست انجامید؛ علت این امر این است که چنین طرحهایی از سوی دولتها مطرح شده و ملتها در آن مشارکتی نداشتند. وی افزود: در بحرین نیز همین اتفاق در حال وقوع است؛ دولت بحرین با دولت عربستان به توافق رسیده که بحرین را به این کشور الحاق کند در حالی که اکثر مردم بحرین علیه دولت خود قیام کرده و این نشان میدهد که این طرح در داخل بحرین نیز با نارضایتی روبهرو است. رویوران با بیان اینکه بحرین میخواهد با این کار بگوید که حاضر نیست دولت را به مردم تحویل دهد اما میتواند آن را به عربستان واگذار کند، یادآور شد: این نوع رفتار دولت بحرین به دور از اخلاق سیاسی است و امکان موفقیت هم در آن وجود ندارد چرا که دولت بحرین به دلیل قیام مردم فاقد مشروعیت است و حتی طبق تجربه تاریخی این اقدامات شکست خورده محسوب میشود. این کارشناس مسائل خاورمیانه درباره ادعای اخیر امارات مبنی بر اشغال جزایر سه گانه توسط ایران گفت: بحث جزایر سهگانه از نظر ایران تمام شده است. وی ادامه داد: در اواخر سده 19 که انگلیس این جزایر را اشغال کرد ایران مرتب این اشغالگری را به انگلیس گوشزد میکرد در حالی که امارات حتی یک یادداشت انتقادی نیز در این خصوص به انگلیس نداد؛ حتی زمانی که انگلیس تلاش میکرد فدراسیون امارات را ایجاد کند شارجه (مدعی ابوموسی) طی نامه رسمی به انگلیس گفت که ما میخواهیم با ایران باشیم نه با عربها. رویوران خاطرنشان کرد: بعد از باز پس گیری جزایر سه گانه امارات مدعی نبود و کشورهایی که بحث مالکیت جزایر سه گانه را در اتحادیه عرب و شورای امنیت سازمان ملل مطرح کردند عراق، یمن جنوبی، لیبی و الجزایر بودند، حتی عربستان نیز در این موضوع حضور نداشت چرا که میدانست این ادعا واهی است اما در حال حاضر به رفتار منافقانه روی آورده است. این کارشناس مسائل خاورمیانه یادآور شد: زمانی که این مسئله در شورای امنیت سازمان ملل مطرح شد وزیر خارجه وقت انگلیس در یک سخنرانی گفت که این جزایر به چند دلیل متعلق به ایران است از این رو شورای امنیت ادعای آن 4 کشور عربی را درباره اشغالگری جزایر 3 گانه توسط ایران به طول کامل رد کرد. وی با بیان اینکه در سال 1972 ایران یک معاهده دوستی با امارات امضاء کرد افزود:امارات در آن معاهده ایران را به رسمیت شناخت و چنین معاهدهای به این معنا است که دو کشور هیچ مشکلی با یکدیگر ندارند بنابراین در آن زمان امارات مدعی اشغالگری جزایر نیز نبود. رویوران با تاکید بر اینکه ادعاهای اخیر امارات به هیچ عنوان ارزش حقوقی نداشت و صرفا جنبه سیاسی دارد تصریح کرد: اگر مسئله اشغالگری ایران در جزایر سه گانه مطرح بود آنها در 33 سال گذشته قطعا این موضوع را در مجامع بین المللی پیگیری میکردند. این کارشناس مسائل خاورمیانه بر همین اساس گفت: طرح چنین ادعاهایی از سوی امارات به عنوان ابزار سیاسی برای فشار بر ایران توسط غرب دنبال میشود. [ بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 12:47 ] [ علی قدسی ]
[ ]
مدیر مؤسسه گفتوگوی دینی: الحاق بحرین به عربستان انقلاب بحرین را وارد فاز جدیدی میکند خبرگزاری فارس: مدیر موسسه گفتوگوی دینی با اشاره به طرح شاه سعودی برای بحرین گفت: این طرح موج اعتراضات را گستردهتر کرده و انقلاب بحرین را وارد فاز جدیدی خواهد کرد.
حجتالاسلام حمیدرضا غریبرضا با اشاره به طرح سعودی الحاق بحرین به عربستان اظهار داشت: بحرین منطقه استراتژیکی از نظر سیاسی و جایگاه آن در خلیج فارس است ضمن اینکه یکی از پایگاههای مهم نظامی آمریکا در منطقه به حساب میآید. وی ابراز داشت: بر این اساس تحول سیاسی ریشهدار در بحرین به این شکل که دولتی از اکثریت شیعی که همسو با ایران هستند روی کار بیایند منافع آمریکا در منطقه را به خطر خواهد انداخت به همین دلیل احساس خطر کرده و از هر ابزاری برای کنترل موج اعتراضات مردمی استفاده میکنند. مدیر مؤسسه گفتوگوی دینی بیان کرد: انقلاب بحرین با توجه به ویژگیهای اعتقادی ملت آن و بهره آنها از مفاهیم انقلابی تشیع، حساسیت آمریکا و همپیمانانش را در منطقه بیشتر میکند. وی با اشاره به حضور نیروهای سپر الجزیره در بحرین و سرکوب اعتراضات مردمی توسط آنها گفت: این حضور و دخالت در امور داخلی کشوری مانند بحرین به دلیل آن است که آمریکا با استفاده از همپیمانانش در منطقه اجازه ندهد تحول سیاسی ریشهداری در این کشور شکل بگیرد. غریب رضا تصریح کرد: دولت بحرین مطالبات سطح پایینتر مردم را پاسخ نداد تا چه برسد به مطالبات تغییر نظام بحرین. وی با اشاره به طرح الحاق بحرین به عربستان از سوی شاه سعودی ابراز کرد: اینها به این جمعبندی رسیدند که برای سرکوب انقلاب بحرین چارهای ندارند که دست عربستان را بیشتر باز کنند و این منطقه را به عنوان یکی از استانهای عربستان زیر سلطه و نفوذ سیاسی آنها قرار دهند تا راحتتر مردم را سرکوب کنند چون به این نتیجه رسیدند که مداخلات نیروهای سپر شبه جزیره هم نمیتواند اعتراضات مردم را از بین ببرد. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در مورد آینده انقلاب بحرین و واکنش احتمالی مردم این کشور گفت: طبیعی است که مردم بحرین به این الحاق راضی نمیشوند و اعتراضات وارد فاز جدید خود شده و سختتر میشود. وی خاطر نشان کرد: مردمی که با حضور نظامی عربستان و نیروهای دیگر کشورها مخالفت کردند راضی نمیشوند کشورشان زیر سلطه کشور دیگری برود و طبیعی است موج اعتراضات افزایش یافته و درگیریها جدیتر میشود. غریب رضا ادامه داد: انقلابیون بحرین متناسب با نیاز فضای فکری و انقلابی خود برنامهریزیهایی خواهند داشت اما اینکه بخواهیم آینده تحولات را پیشبینی کنیم باید منتظر بمانیم و ببینیم آل خلیفه و آل سعود طرح را به چه صورتی اجرایی میکنند چون اجرای طرح هزینه سنگین و اعتراضات شدیدی در سطح مردم به دنبال خواهد داشت. [ بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 12:40 ] [ علی قدسی ]
[ ]
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن. بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد. آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم! بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است...! نکته: اگر هدفي ارزنده داريد و وظايف تان را شايسته انجام می دهيد، نيازي به سروصدا نیست. از اين مقدمه شاید بشود اينطور نتيجه گرفت: اگر ديديد مديري کلي تبليغ و سروصدا برپا کرده، بدانيد وظايفش را درست انجام نداده است!
[ بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 12:35 ] [ علی قدسی ]
[ ]
وصیت نامه شهید محمدرضا مهرپاک از شهدای دانش آموز بسم الله الرحمن الرحیم
می خواهم خامه قلم را به سینه کاغذ آشنا کنم و نقشی از رخ آن زیبا را به این سینه سفید منقش کنم اما قلم را توانایی این کار نیست، کاغذ را تحمل این نقش نیست. می خواهم امواج خروشان احساس را به مهار (عقل) در زندان تن محبوس کنم. اما عقل را توان به بند کشیدن دل نیست. تن را قدرت نگهداشتن روح نیست. چشمانم را می بندم می خواهم تصویری از آن جمال رعنای یار را در ذهن تصور کنم. اما تصویر آن جمال زیبا را کسی قادر به تصور نیست. می خواهم مرغ اندیشه را از پرواز آسمان سرخ رنگ عشق باز دارم اما او را هیچ قیدی قادر به مقید ساختن نیست. این آسمان خونین را از طیران این مرغ باز داشتن ثواب نیست. قلم را دوباره به چرخش وا می دارم. امواج خیره سر اساس به ساحل اطمینان هجوم می آوردند آن یار رعنا تمام قد عشق را به تماشا ایستاده است. مرغ اندیشه به پرواز خویش ادامه می دهد کاغذ از سیاهی قلم نقش می پذیرد دل زبان گشوده که : ای نازنین دلبر تو مرا همچو شبنم صبحگاهی پاک خواسته بودی و من روسیاه از نوک پا تا فرق سر به گناه آلوده گشتم. پس مرا ببخش. ای دوست، تو از من خواسته بودی به عهد وفا کنم و به سویت بشتابم و من همان شاکر نادانی هستم پس مرا ببخش ولی بدان من نیز روزی پاک بودم قلبم هنوز از زنگار پاک بود. چشمانم هنوز بر رخی نگاه نکرده بود. دستانم هنوز به ناپاکی آلوده نشده بود. وجودم پاک بود، عقلم پاک بود، (آه ای زیبای زیبایان) چه کنم نفس بر من غالب شد و تو خود حال مرا می بینی، شیطان را به دوستی برگزیدم و تو روزگارم را می بینی ولی هرگز از روی طغیان سر از فرمانت نپیچیده ام، هرگز از روی عمد برخلاف دوستی ام عمل نکرده ام. هرگز! خود می دانی حتی آن هنگام که طعم گناه از دهانم زایل نگشته بود فکر تو آن را تلخ می کرد که هرگز گناه لذت نداشته است خود می دانی همواره پشیمان بوده ام ولی چه کنم که وجود کثیفم را شیطان مسلط شده است. هرگاه خواسته بود سیلی به رخ شیطان زنم این نفس جلویم را گرفته بود. آری خود می دانی روزگاری پاکترین و صادقترین بودم. شبها به لبخندی می خوابیدم و صبح ها به لبخندی دیگر بیدار می شدم شب و روزم با تو می گذشت. و حالا، رانده از هر جا ، مانده از هر چیز ، پشیمان از هر کار به درگاهت آمده ام، می گفتند تو به این سرزمین آشنایی در این جا دوستان زیادی داریم . می گفتند به اینجا نظری داری و من سر از پا نشناخته به اینجا آمده ام شتاب داشتم تا به اینجا برسم . پا برهنه ، جامه دریده ، چشم گریان ، با تنی ریش به اینجا رسیده ام . چشمانم کم سو گشته اند پاهایم مجروح است دلم پریشان است ، آیا تو مرا خواهی پذیرفت؟ آیا برای دیدنت حالی جز این می خواهی؟ آیا برای وصالت مهریه ای بالاتر از این خواستاری؟ پس کی بر من ناتوان نظر خواهی افکند . پس کی مرا خواهی پذیرفت. همه خوبانت را قبول کرده ایی و من بیچاره بر درگهت نشسته ام که چه کنی.آیا وقتی خونی در بدنم در جریان است روحی در تنم باقی است ، تو مرا می پذیری حاشا و کلا! تا دستانم می جنبد ،قلبم می تپد تو مرا هرگز قبول نخواهی کرد ؟ پس ای شمشیرها مرا در بر گیرید، ای نامردان جاهل مرا بکشید، ای خون فوران کن، ای تن پاره شو ، ای چشم کور شو، بگذار دستانم بکشند. پاهایم قطع شود مغزم پریشان شود، مگر تو این را نمی خواهی مگر تو این را قبول نمی کنی ؛ پس تو می گویی چه کنم؟ بهای دیدنت را این جان ناقابل قرار داده ایم ، پس ای خصم مرا بکش.به درگهت انتظار تلخ است، برای وصالت صبر نتوان کرد مرا در انتظار مگذار، هر کس خواسته است به شیطان پشت پا بزند ، هر کس می خواهد راه میان بر را انتخاب کند. هرکس خواسته است با تو دم ساز شود هر کس خواسته است با تو هم سخن شود به اینجا شتافته است و من از آنها تبعیت کرده ام .آیا مرا هم قبول خواهی کرد؟ هیچ کس وقتی بدن پاره پاره ام را دید گریه نکند. احدی چشم به جسم بی روحم دوخت گریه نکند . این تن جز قفس نیست که این پوست و استخوان بیش نیست. این بدن پوسته صدفی بیش نیست، مرواریدش را تقدیم یار کرده ام و حقش هم همین است . بر من قبری نسازید، مرا از یادها ببرید ، من نبودم ، منی وجود نداشته است می خواهم همه جز او مرا از یاد ببرند می خواهم تنها باشم و شما مرا از این تنهایی باز ندارید، هر کس می خواهد بهترین راه را انتخاب کند باید بیشترین بها را بدهد من نیز چنین کرده ام پس مرا بر این ناراحت نشوید که بسیار سود برده ام پدر جان از شما می خواهم در مسجد بعد از نماز حتماً طول عمر امام را از خدا بخواهید و پیروزی لشگریان اسلام را خواستار شوید و اگر توانستید به یاد رزمندگان و امام زمان(عج) و پیروزی نهایی اسلام بعد از نماز (امن یجیب) بخوانید. ملت عزیز ایران از امام امت پیروی کنید که صلاح و پیروزی و رستگاری ما در این است. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رو نگهدار نثار ارواح طیبه شهدا صلوات [ بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 22:42 ] [ علی قدسی ]
[ ]
«علامه حلی» شب جمعه ای به زیارت سیدالشهداء(ع) میرفت؛ تنها بود و بر الاغی سوار شده و تازیانه ای در دست داشت.
در بین راه، شخص عربی پیاده به همراه علامه راه افتاده و با هم به صحبت مشغول شدند. چون مقداری راه رفتند، علامه متوجه شد که این شخص مرد فاضلی است. پس برخی مسایل علمی مطرح کرد و بیشتر متوجه شد که همسفرش مردی متبحر و صاحب علم و فضیلت است. علامه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یک به یک از آن شخص سؤال میکرد و آن شخص نیز همه آنها را جواب میفرمود تا این که به مسأله ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد و علامه آن فتوا را رد کرد و گفت: «حدیثی برای فتوای شما نداریم». آن مرد پاسخ داد: «حدیثی در این باب، شیخ طبرسی در تهذیب ذکر کرده است. شما از اول کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود». علامه تعجب کرد که این شخص چه کسی است که این همه علم دارد؟ آنگاه علامه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کبری، میتوان امام زمان(عج) را زیارت کرد یا نه؟». در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. پس، آن شخص بزرگوار خم شد و تازیانه را از روی زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و به علامه فرمود: «چگونه صاحب الزمان را نمیتوان دید در حالی که دست او در میان دست توست؟!». پس، علامه بی اختیار خود را از روی الاغ به زیر انداخت که پای آن حضرت را ببوسد و غش نمود. چون به هوش آمد، کسی را ندید. به خانه برگشت و به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطری که حضرت نشان داده بود، ملاحظه نمود. -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منبع: داستانهایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با تصرف و ویرایش) [ بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 10:38 ] [ علی قدسی ]
[ ]
این حدیث گرانقدر را از امیر مومنان علی علیه السلام شنیده اید که میفرماید:الفرصه تمر مرالسحاب. [ بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 1:4 ] [ علی قدسی ]
[ ]
همسر خوبم ، قلبی شکسته و نا امید و خسته داشتم ، از آن قلب ، تنها یک ویرانه بر جای مانده بود امیدی به عاشق شدن این قلب نداشتم نه هم صدائی داشت و نه هم زبانی تو آمدی و افتخار دادی که به قلب سوخته من بیایی آمدی و افتخار دادی که قلب مهربانت را به قلب سوخته من هدیه کنی آمدی و با مهر و محبت خودت مرا دگرگون کردی قلبم را تبدیل به باغ آرزوها کردی، با آن محبت و عشق خودت مرا مجذوب و عاشق خودت کردی
با آمدنت تمامی امیدها و آرزوهایم زنده شدند،
و دوباره آهنگ دلنشین عشق در قلبم نواخته شد
و قناری پر شکسته دلم دوباره در آسمان آبی قلبم به پرواز در آمد عزیزم اینک که مرا از آن سیلاب غم و ناامیدی نجاتم دادی
بیشتر از هرکسی و بیشتر از هر عزیزی دوستت دارم
بیشتز از کلام مقدس دوست داشتن و بیشتر از هر آرزوئی دوستت دارم
تا آخرین لحظه نفس کشیدنم دوستت دارم و به تو وفادار خواهم ماند و قدر ترا خواهم دانست به تو که تنها امید منی و به تو که دوباره امیدهایم را زنده کردی افتخار می کنم
و با صداقت ،یکدلی و یکرنگی می گویم که خیلی دوستت دارم ،آری این بار خیلی بیشتر از همیشه دوستت دارم همسرخوبم
دوستت دارم برای تو کم است ، خیلی خیلی ترا دوست میدارم
با آمدنت رویاهایی را که حتی تصورش هم توی خواب برایم غیر ممکن بود و دشوار برایم
به حقیقت تبدیل شدند و منی که در جاده های خسته و خالی هیچ امیدی برای رسیدن
به پایان جاده را نداشتم ، به مقصدم که همان قلب پاک و عاشق و مهربان تو بود رسیدم
عزیزم ، عزیز خوبم ،همسر مهربانم ای فرشته نجات این قلب شکسته من خیلی دوستت دارم همسر مهربانم ای عزیزم
نمیدانی وقتی می گوئی بنویس چقدر به من امید و روحیه ادامه به زندگی را می دهی
عزیز ترینم برای تو می نویسم برای تو که یه مرد واقعی هستی
برای تو که ذات و روح من را خوب شناختی و درکم کردی
برای تو که مرا به دنیا و زندگی خودت متعلق میدانی
پس همیشگی ترینم همسر خوبم دوستت دارم
[ بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:33 ] [ علی قدسی ]
[ ]
[ سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:57 ] [ علی قدسی ]
[ ]
و سوال در اين مطلب در اين جا شكل مي گيرد كه مهدي احمدي نژاد
با برگزاري مراسم ساده عروسي خود و دعوت تنها چند ده نفر محدود، مسئله
ساده زيستي بين مسئولين را تئوريزه كرد ولي با توجه به پيش آمد هاي اين چند
ساله تنها از آن مراسم عروسي استنباط نمايشي بودن را مي توان داشت .
[ دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:51 ] [ علی قدسی ]
[ ]
همچنان همه نگاه ها به داخل ايران است. اين ايده كوتاه ترين جمله اي
است كه مي توان درباره آخرين وضعيت نگاه آمريكا به آينده منازعه راهبردي اش
با ايران گفت. [ یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:31 ] [ علی قدسی ]
[ ]
[ نهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:7 ] [ علی قدسی ]
[ ]
خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات خیلی اسلامی در اقدام مشکوک و سوال برانگیز و غیر اخلاقی، با انتشار متنی زننده، شبنامه مانند و بدون امضاء ضمن حمله به علامه مصباح یزدی نسبت به این عالم برجسته و مدافع حریم ولایت هتک حرمت کرد. خبرگزاری مهر با
انتشار متنی بدون امضاء که ادعا میکرد توسط جمعی از دانشجویان امام صادق
علیه السلام نوشته شده است، ضمن حمله به علامه مصباح یزدی و انتساب برخی
ادعاهای دروغ به اعضای جبهه پایداری، نسبت به حمایت این عالم برجسته از
جبهه پایداری انتقاد کرد.
این نوشته بی ادبانه و موهن که
خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات خیلی اسلامی آنرا منتشر کرده است، آیت الله
مصباح یزدی را به ایجاد شکاف میان نیروهای انقلاب متهم کرده و مدعی شده است
اعضای جبهه پایداری در جلسات خود از ایشان به عنوان قائم مقام رهبری نام
میبرند!
در بخش دیگری از این متن با انتشار
بخشهایی از سخنان علامه مصباح یزدی درباره جریان انحرافی، خطاب به علامه
بزرگوار آیت الله مصباح یزدی با لحنی توهین آمیز آمده است: "در اینجا فقط
قصدمان این است این سوال را مطرح کنیم: آیا جملات صدر این ماده از شما صادر
نشده و آیا این جملات درباره جریان انحرافی نیست؟ یا رییس جمهور محترم
رفتارهای مشارالیه را به کرات تأیید نکرده و خود را مانند او و او را مانند
خودش ندانسته است؟
اگر این چنین است -که هست- چرا جبهه
پایداری که بعضاً در جلسات خصوصی برای شما جایگاه قائم مقامی رهبری قائل
میشوند و شما را رهبر معنوی خود میدانند و خود را مطیع محض شما میشمرند،
دست در دست اعضای این گروه انحرافی دارند و یکی شان جلسات منظم با سرکرده
این گروه دارد و دیگری مشاور این گروه است و به جای آنها پروژه افتتاح
میکند و آن یکی در جلسه سوال از رییس جمهور از جوابهای کم ادبانه او قهقه
مستانه میزند و از تذکرات نمایندگان می آشوبد؟"
در این متن از عباراتی چون" سیاست غیر
اخلاقی جبهه پایداری"، "دروغ" "خلف وعده"، "تدابیرلیبرالیستی"، "دروغگو
خواندن اطرافیان رهبری" و همراهی با جریان انحرافی برای توصیف اعضای جبهه
پایداری استفاده شده است.
هتاکی به آیت الله مصباح یزدی و طرح
مطالبی اینچینی علیه ایشان در خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات خیلی اسلامی در
حالی صورت میگیرد که در زمان دوم خرداد و حاکمیت عناصر لیبرال بر جامعه
نیز علامه مصباح یزدی به دلیل پایداری بر اصول انقلاب اسلامی و دفاع از
حریم ولایت آماج توهینهای اینچنینی از جانب رسانههای وابسته به سعید
حجاریان بودند چنانکه موج این تخریبها موجی از اعتراضات را در قم نیز
برانگیخت.
دفاع جانانه آیت الله مصباح از چارچوب
نظری انقلاب اسلامی در مقابل موج گسترده شبهات و حملات نظری به حریم انقلاب
در دوره حاکمیت اصلاحات، هرچند توهینها و جسارتهای فراوانی را از سوی
جریان حاکم در آن دوران برای ایشان به دنبال داشت ولی موجب شد رهبر معظم
انقلاب از ایشان به عنوان "مطهری زمان" یاد کرده و از مجاهدت نظری ایشان در
عرصه دفاع از حریم نظری گفتمان انقلاب اسلامی تجلیل کنند.
سالها شاگردی و دم خور بودن علامه
مصباح یزدی با شخصیتی بزرگ و معنوی همچون حضرت آیت الله بهجت رحمه الله
علیه اما موجب شده بود تا این عالم برجسته در مقابل انبوهی از توهینها و
جسارتها اخلاقیترین برخوردها و واکنشها را داشته باشند. این نگاه اخلاقی
به عالم سیاست در ایام اخیر و ماجرای تشکیل جبهه پایداری نیز ادامه داشت و
ایشان در دیدارهای مختلفی که با شورای مرکزی این جبهه داشتهاند، بیشترین و
مهترین توصیههای را به مباحث اخلاقی اختصاص داده و با توصیه به
خویشتنداری در برابر تخریب و تهمت تلاش خود را برای ایجاد فضایی اخلاقی
برای رقابت نیروهای انقلاب انجام دادند. ولی به نظر میرسد پایداری ایشان
بر اصول انقلابی سبب شده است تا همانند ایام دوم خرداد، موج تخریبها و
اهانت اینبار از جانب برخی مدعیان اصولگرایی به سوی این عالم فدایی ولایت
روانه شود.
گفتنی است در انتهای این متن نیز با
انتساب خبری غیر واقعی به حجه الاسلام سید محمود نبویان از چهرههای شاخص
جبهه پایداری، آمده است: " در پایان از جناب آقای نبویان که ادعا نمودهاند
جزء جبهه پایداری نیستند و صرفا به شاگردی استاد افتخار میکنند درخواست
داریم این مرقومه را قبل از آنکه فریب ها فتنه ای به پا کند به دست ایشان
برسانند."
این در حالی است که حجه الاسلام نبویان
در مصاحبهای اعلام کرد: اصالتاً متعلق به جبهه پایداری
هستم و بر این امر افتخار میکنم. تعلقی به جبهه متحد ندارم و جبهه متحد به
دلیل اینکه از بنده تقاضا کرد در لیست آنها باشم، این امر را پذیرفتم، در
عین حال بزرگانی مثل آیتالله مهدوی کنی و آیتالله یزدی را قبول دارم."
[ هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:0 ] [ علی قدسی ]
[ ]
تصاویر توهین آمیز خبرگزاری سازمان تبلیغات از دسته عزاداری حضرت زهرا(س)
در روز شهادت بهانه خلقت حضرت زهرا س خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی عکس های عجیب و معناداری از عزاداری در بازار تهران منتشر کرده است که در برخی از این عکس ها دسته عزاداری مادر سادات مورد جسارت قرار گرفته است. عکس های زیر چند نمونه از این عکس ها که با عرض تاسف برای شفاف سازی محل هدررفت بودجه میلیاردی این سازمان بازنشر می شود:
[ ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:52 ] [ علی قدسی ]
[ ]
[ ششم اردیبهشت 1391 ] [ 17:11 ] [ علی قدسی ]
[ ]
با تسلیت فرارسیدن ایام شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بدینوسیله به اطلاع بازدید کنندگان عزیز میرسانم که با همکاری و همیاری تعدادی از جوانان این کشور اقدام به فعال سازی سایت بچه های ایران به آدرس زیر گرفته ایم,امید آنکه با یاری حضرت ولی عصر ارواحنا فداه در این کار فرهنگی مفید فایده بوده باشیم:
آدرس: http://www.Irankds.ir مشتاقانه منتظر بازدید دوستان و نظرات سازنده شان هستیم. [ پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 22:0 ] [ علی قدسی ]
[ ]
مادر حاج يونس ،خاله من بود و فقط دو تا
پسر داشت :حاج يونس و مرتضي .خاله ام چون دختر نداشت ،مرا مثل دخترش مي
دانست .اگر براي بچه هاي خودش لباس مي خريد ،هميشه براي من هم چيزي مي خريد
.من يادم نمي آيد که مثلا مادر خودم برايم کفش خريده باشد. هميشه مادر حاج
يونس برايم خريد مي کرد .روزهاي عيد هم برايم پيراهني يا چادري مي آورد.
از همان بچگي ،با هم رفت و آمد خانوادگي
داشتيم ...
ادامه مطلب [ چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 22:4 ] [ علی قدسی ]
[ ]
زمان : ساعت 9 صبح روز جمعه اول اردیبهشت ماه سا 91 مکان : کوه عون ابن علی تبریز سخنران : حجه الاسلام و المسلمین نظری استاد حوزه و دانشگاه شرح : حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از رحلت جانسوز رسول گرامی اسلام (ص) دوبار سخنرانی داشته یک بار در مسجدالنبی برای مردان و یک بار در منزل شخصی خودش برای زنان . در مسجدالنبی مردان را خطاب کرد که ای مردان مگر شما فرمایشات رسول گرامی اسلام را نشنیدید که بر خلافت و امامت علی (ع) صحه گذاشت و خاندان عصمت و طهارت را سفارش کرد و ... و در منزل هم بعد از اینکه از سخنرانی قبلی خود نتیجه نگرفت درد دل خود را به زنان گفت و باز در آنجا هم دریغ از نتیجه و ... حجه الاسلام نظری سپس اشاره نمود که در سالروز شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در جای جای شهرها بساط سور و جشن عروسی و ... راه اندازی میکنند و در زمانی که شهدای گمنام کوه عون ابن علی میزبان دو شهید والا مقامی هستند که در دانشگاه تبریز دفن خواهند شد باعث سرافکندگی است که عده ای از خدا بی خبر و یا مغرض با حالتهای زننده ای در کوه پیمائی نیروهای انقلابی شرکت بکنند و ... ایشان همچنین بیعت مسلمانان را به دو نوع بیعت ولیجه و بیعت محجه تقسیم بندی نمود و در توضیح هرکدام فرمود: بیعت ولیجه ای بیعتی است ظاهری و با تمسک به زبان و دست بسته میشود اما بیعت محجه بیعتی است از روی ایمان وقلب و پیمانی است که با خون نوشته میشود و نمونه آن حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه السلام هستند و 72 یار با وفایش و نیز یاران وفادار حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که تا پای جان بر عهد و پیمان خودشان وفادار ماندند هرچند که در فکه و طلائیه و شلمچه و دهلاویه قطعه قطعه شدند لیکن اعتقاد و وفاداریشان را به اسلام و قرآن و ولایت فقیه نشان دادند که نه اثبات کردند. جواب به جناب حجه الاسلام نظری: دوست عزیز , جانا سخن از دل ما میگوئی ولی وقتی یک عده ای که داعیه دفاع از شهداء و بسیج و انقلاب دارند با ماشین های لندکروز در کنار کوه پیمایان ریشخند میزنند و صرفا برای پرکردن پرونده های انقلابی خود در صف اول مراسم جلوس اجلال میفرمایند , وقتی که در کشور اسلامی ایران در نزد مسئولین طراز اول استان از متولیان تبلیغات و امور فرهنگی اخراجی و زن باره حمایت میکنند و با تساهل و تسامح دست اندرکاران بعنوان عضو هیئت علمی دانشگاه به هدایت و آشنا کردن جوانان این آب و خاک با معارف اسلامی مشغول هستند و در مقابل با هزاران افسوس , پیش کسوتان ایثار و شهادت را بر خلاف نص صریح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) از جامعه فرهنگی طرد میکنند شما نباید انتظار داشته باشید دختر و پسر این جامعه که ای بسا و یقینا دوران دفاع مقدس را درک نکرده اند و برخوردهایشان را با رفتارهای مسئولین نظام اسلامی ایران تنظیم میکنند در سالروز شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به پای کوبی و رقص و آواز نپردازند. از قدیم گفته اند آب گل آلود را باید از سرچشمه گرفت.اینطور نیست؟ من با دردهای دل شما استاد عزیز کاملا موافقم ولی آیا برای اصلاح وضع موجود راه دیگری وجود دارد؟ تا حدودی که به یادم مانده در قرآن مجیدی در زمانه فعلی کم هم مهجور نیست آیه ای هست که میفرماید: یاایهاالذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبر مقتا عندالله ان تقولوا مالا تفعلون. اینطور نیست؟ [ یکم اردیبهشت 1391 ] [ 22:14 ] [ علی قدسی ]
[ ]
سلام شهدا کاش قیامت جلومان را نگیرید که چرا وصیتنامه مان را عمل نکردید؟ ومن؟ وما؟ قبل از اینکه سخن بگویم خواهید گفت: همان که همه شهدا میگفتیم همان که در آخرین لحظات به آن سفارش میکردیم
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد
راستی چقدر به وصیت شهدا عمل کرده ایم؟!!! چقدر پشتیبان ولایت فقیه بوده ایم اگر میبودیم پس چرا فرمود این عمار؟؟؟ پس چرا با دلی خونین با جدش امام زمان سخن گفت در همین لحظات ناگاه یادم آمد هنوز حماسه ۹ دی دشمنان را گیج کرده هنوز انتخابات پرشور اسفندماه طعم زهراگینی بر دهان مخالفان انقلاب وجنایتکاران جهان گذاشته است برادر شهیدم ما در این دنیا هم قسم شده ایم که نگذاریم تاریخ بنویسدامام خامنه ای تنها ماند ما خواهیم نوشت این انقلاب به انقلاب مهدی فاطمه پیوست [ یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:18 ] [ علی قدسی ]
[ ]
توضیح: سالها قبل امام خمینی رضوان الله تعالی علیه فرمود : من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیتم این است که نگذارید این انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان بیافتد. خسرو زارع فرید را آنگونه که من می شناسم: او برادر شهید احد زارع فرید ( که در سال 59 در اولین روزهای جنگ تحمیلی به درجه رفیع شهادت نائل شد و از مخلص ترین و پاک ترین جوانان این کشور بود) و فرزند حاج یوسف زارع فرید ( از متدینین بنام منطقه امیر خیز تبریز ) و برادر زاده شهید جواد زارع فرید ( که در اثنا جنگ تحمیلی توسط گروهک منافقین خلق در مغازه بقالی خود در موعد اذان نماز مغرب ترور شد) برادرش مقصود زارع فرید در خیابان شمس تبریزی تبریز فروشگاه لوازم خانگی دارد و خودش هم در کودکی ظاهرا پسر باادب و درس خوان و .....بود اما نمیدانم چه عواملی باعث شد که به این راه کشیده شود.آیا ناسازگاری گردانندگان شرکت انیاک یا عدم مدیریت صحیح مدیران بانک مرکزی ایران یا بانک ملی ایران و یا سوء مدیریت ..... چه میدانم ؟دنباله ماجرا را در زیر بخوانید: در روزهایی که افت قیمت طلا و ارزان شدن دلار می توانست خوشحال کننده ترین خبر اقتصادی سال جدید باشد، لو رفتن اطلاعات حساب های بانکی اولین بحران پولی سال 91 را برای مردم رقم زد. بحرانی که حتی بارندگی سیل آسای روز گذشته تهران و نشست 1+5 و کشمکش های سیاسی در خلیج فارس هم نتوانست از داغی آن کم کند. ماجرا از وقتی شروع شد که فردی به نام خسرو زارع فرید در وبلاگ خود شماره کارت 3میلیون حساب را به همراه رمز عبورشان منتشر کرد تا به این بهانه توجه مدیران بانک ها را به ناامن بودن سیستم بانکی کشور جلب کند؛ کسی که اگرچه این روزها به عنوان یک هکر شناخته می شود، اما در واقع مدیر سابق نرمافزار شرکت انیاک است که سعی داشت اطلاعات محرمانه زمان مدیریت خود را به بانک ها بفروشد. زارع فرید، دو سال قبل که هنوز به عنوان مدیر نرم افزار شرکت انیاک فعالیت می کرد، در بیوگرافی کوتاهی از خود نوشته بود که متولد تبریز است و با وجود 20سال سابقه کار نرم افزاری، از سال 85 در تهران مشغول به کار شده و با بیست کارمند، واحد نرم افزاری شرکت انیاک را مدیریت می کند. شرکت فنآوران انیاک، یکی از شرکتهای طرف قرارداد بانک مرکزی برای تامین دستگاههای خودپرداز کشور است که در سال 84 موافقت نامه دائم P.S.Pرا از بانک مرکزی دریافت کرد تا تنها متولی بازاریابی، نصب و پشتیبانی دستگاه های خودپرداز بانکی در کشور باشد. این شرکت در جشنواره صنعت و فناوری اطلاعات سال 89 تندیس شرکت برتر در حوزه بانکداری الکترونیک را هم دریافت کرد اما در کمتر از دو سال بعد، افشای اطلاعات محرمانه آن باعث شد تا بحرانی ترین اتفاق بانکی سال رقم بخورد.
شهرت در سومین وبلاگ از خسرو زارع فرید، تا چند هفته قبل، تنها می توانستید یک بیوگرافی کوتاه در اینترنت پیدا کنید و دو وبلاگی که یکی از آنها به عکاسی هایش اختصاص داشت و دیگری تنها یک پست از سال 2005 را نمایش می داد. اما سومین وبلاگی که زارع فرید در فروردین ماه امسال ساخت، او را به جنجالی ترین چهره فروردین ماه 91 تبدیل کرد. او سه شنبه هفته قبل در وبلاگ جدید خود مطلبی نوشت و از اتفاقات یک سال گذشته و رایزنی هایی که با مدیران بانکی داشته گفت. او مدعی بود که در تیرماه سال گذشته، به مدیران تمام بانک های کشور ایمیل فرستاده نواقص موجود در سیستم امنیتی کارت بانک ها را هشدار داده و اعلام آمادگی کرده است که در ازای یک قرارداد کاری، این نواقص را برطرف کند. اما در این بین تنها مدیری که نسبت به این هشدار واکنش نشان داده، خاوری، مدیر عامل سابق بانک ملی بود؛ کسی که دو ماه بعد به اتهام دست داشتن در بزرگترین فساد مالی کشور فرار کرد و به کانادا پناه برد. در نتیجه زارع فرید با افشای شماره حساب و رمز عبور 3 میلیون حساب بانکی این هشدار را به یک بحران بانکی در فروردین ماه 91 تبدیل کرد. او، در وبلاگ خود دلیل این افشاگری را این طور توضیح می دهد: «جوابی که از بانک ملی و بانک ملت دریافت نمودم تقریبا مشابه بود. آنها اعلام آمادگی کرده بودند که با عقد قرارداد نفوذ اخلاقی با اینجانب، محل نشت اطلاعات را شناسائی و از بین ببرند. و من نیز سوال نمودم که به ازای هر کارت بانکی که اطلاعاتش را در اختیار بانک قرار میدهم آماده هزینه کردن چه مبلغی هستند؟ این سوال به هیچ عنوان پاسخ داده نشد... برعکس ارتش سایبری مامور پیدا کردن من گردید... مجبور شدم به جای همکاری جهت اصلاح ایرادات، مقدمات فرار خودم را از ایران فراهم کنم و گریختم. هم اکنون نیز نیاز به کمک محافل حقوق بشری و سازمان های بین الملی دارم تا با حمایت خود مرا از آزار و اذیت این مدیران در امان نگه دارند.» آقای هکر رونمایی شد خسرو زارع فرید که مدتی قبل از انتشار اطلاعات حساب ها از کشور خارج شد، در اولین حضور تلویزیونی اش، با بی بی سی فارسی گفتگو کرد تا مردم و رسانه ها اولین بار چهره او را در این شبکه ببینند. او گفت: «تغییر رمز عبور کارت ها هم مشکلی را حل نمی کند، هر وقت کارت را با رمز جدید روی POSشرکت انیاک کشیدید، هم رمز شما و هم اطلاعات کارت شما یک جایی ثبت می شود، پس تنها تغییر رمز عبور، مشکلی را حل نمی کند. اگر بانک مرکزی بخواهد مشکل را به صورت اساسی حل کند، باید مسائل و استاندارد های امنیتی را با نظارت دقیق کنترل کند و ببیند آیا شرکت ها آنها را رعایت می کنند یا نه.» زارع فرید اگرچه مدعی است که «تنها گناه من سعی در رفع یک خطر بزرگ برای حساب های بانکی هموطنان خودم می باشد. و حتی به خاطر این گناه از تمامی حقوق خویش در مقابل نرم افزارهائی که تولید کردم و تحویل انیاک دادم محروم شدم.» اما ماجرای افشای رمز کارت بانک ها بیشتر از خیرخواهی، یک خصومت شخصی با مدیران شرکت انیاک به نظر می رسد. زارع فرید در توضیحات وبلاگ خود نوشته است: «اطلاعات سه میلیون کارت بانکی در این وبلاگ پخش می شود. تنها چاره اطلاع رسانی به مردم و دارندگان کارت هاست. کدام مدیران انفورماتیک بانکها با دریافت رشوه چشم بر کج روی ها بستند؟ مدیریت ناشایست شرکت انیاک توسط دو برادر مالک آن ..... چنان غرق در تجهیز املاک و دارائی های خود در آن سوی مرزها شدند که تمامی هزینه های مربوط به تامین امنیت لازم برای سرویس دهی به دارندگان کارت های بانکی را فراموش کردند.» در جستجوی کلاه سفید زارع فرید 7سال قبل در اولین پست از وبلاگ شخصی اش نوشته بود: «داشتن امکان سخن و تبادل افکار با دیگران نعمتی است و امیدوارم این دفتر شروع مناسبی باشد برای یافتن همفکرانی که در گوشه و کنار این دنیای پهناور دغدغه های فکری مشابهی دارند. به امید روزی که بتوانیم رو در رو سخن بگوئیم، تحمل حرف های همدیگر را داشته باشیم و از تبادل نظرات و اندیشه ها، دنیای بهتری برای خود و دیگران فراهم نمائیم.» جمله هایی که با چهره امروزی زارع فرید در رسانه ها سنخیت چندانی ندارند؛ مردی که دوست داشت یک هکر کلاه سفید باشد اما حالا به جرم افشای اسرار محرمانه سه میلیون ایرانی تحت تعقیب ماموران اینترپل و پلیس سایبری ایران قرار گرفته است.
[ سی و یکم فروردین 1391 ] [ 12:34 ] [ علی قدسی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||