تبليغاتX
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ
چند روزی بعلت یک مسافرت ناخواسته در خدمت عزیزان نیستم.

نمیخوام ریا بشه ولی نمیتونم نگم چون آقای احمدی نژاد در تبریز هستند جهت اداره امور چند روزی در تهران هستم. تا در عیاب ایشان مشکلاتی برای کشور پیش نیاد.

یادتون باشه

        آذربایجان اویاخدی 

          انقلابا    دایاخدی

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 17:19 | لینک ثابت |

 

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 17:13 | لینک ثابت |
 

ديدگاه ها، مواضع و اقدامات اسفنديار رحيم مشايي هر از چندي فضاي جامعه را تحت تأثير قرار داده و اين ديدگاه ها و مواضع، با واكنش هاي انتقادي نيروهاي اصولگرا و طرفدار دولت احمدي نژاد روبه رو مي گردد. از آغاز فعاليت دولت نهم و در ادامه آن در دولت دهم، مشايي يكي از مسئله سازترين افراد دولتي براي احمدي نژاد بوده و در اين مدت بيشترين انتقادات به رئيس جمهور محترم در مورد مشايي، از سوي حاميان دلسوز دولت (نه از سوي منتقدين دولت) انجام گرفته است...

 

آخرين واكنش برخي از نيروهاي اصولگرا به سخنان مشايي در مورد درك و فهم انسان ها از خدا و اينكه خداوند نمي تواند محور وحدت ميان انسان ها باشد! بسيار قابل تأمل است.

هر چند مشايي گفته، سخنانش به درستي منعكس نشده و برداشت هاي ناصواب، به خاطر انعكاس ناصحيح صحبت هايش بوده، لكن CD سخنراني ايشان گوياي اين واقعيت است كه به اظهارات مشايي اشكالات اساسي و مبنايي وارد است و به هيچ عنوان نمي توان آن را توجيه كرد. البته اين نوشتار كوتاه به دنبال نقد اظهارات اخير مشايي نيست و اين اقدام مجال ديگري را طلب مي كند. آنچه در اين يادداشت مدنظر مي باشد، توجه دادن رئيس جمهور محترم به يك مطلب مهم و اساسي در مورد جناب آقاي مشايي است. بسياري از نيروهاي ارزشي و دلسوز انقلاب و نظام اسلامي، انتظار داشتند با توجه به مجموعه مسائلي كه در خصوص ايشان در دولت نهم مطرح گرديد، رئيس جمهور در تداوم همكاري وي با دولت دهم تجديدنظر كرده و ايشان را كنار بگذارد. هر چند دعوت به همكاري و انتخاب افراد براي واگذاري مسئوليت ها در چارچوب قانون از اختيارات رئيس جمهور است ولكن، دردسرسازي هاي مشايي براي اصولگرايان در دولت نهم، چنين توقع و انتظاري را ميان آنان شكل داده بود. در چنين فضايي بود كه برخلاف انتظار، رحيم مشايي از سوي احمدي‌نژاد به عنوان معاون اولي رئيس جمهور منصوب گرديد و اين انتصاب، معادله را پيچيده تر ساخت. ملتهب شدن فضاي سياسي جامعه و به ويژه در ميان نيروهاي ارزشي و اصولگرا به واسطه اين انتصاب و كم لطفي رئيس جمهور نسبت به تمامي درخواست ها، توصيه ها و تذكرات خيرخواهان دلسوز مبني بر كنار نهادن رحيم مشايي از دولت، موجب گرديد تا رهبر معظم انقلاب اسلامي با ارسال نامه اي براي رئيس جمهور، به اين موضوع خاتمه دهند. هر چند تأخير رئيس جمهور براي اجراي امر رهبري در كنار نهادن مشايي از پست معاون اولي، مشكلاتي را به دنبال داشت، لكن به نظر مي رسد احمدي نژاد روح پيام مقام معظم رهبري را آنگونه كه شايسته بود دريافت نكرد. اگر اين پيام به خوبي دريافت مي گرديد، در واگذاري مسئوليت هاي كليدي به مشايي در دولت دهم پايان داده مي شد و اكنون شاهد واكنش هاي تند و انتقادي اصولگرايان به مشايي و احمدي نژاد نبوديم.

رهبر معظم انقلاب اسلامي، با توجه به مجموعه مسائلي كه در خصوص آقاي مشايي در جامعه و به ويژه در ميان مراجع، علما، نخبگان و نيروهاي اصولگرا و ارزشي مطرح مي باشد، انتصاب ايشان به عنوان معاون اولي را بر خلاف مصلحت دانسته و به رئيس جمهور تذكر براي ملغي كردن حكم دادند. روح كلي پيام بسيار روشن است. معظم له در نامه خود خطاب به رئيس جمهور مي نويسند، انتصاب آقاي مشايي در پست معاون اولي، برخلاف مصلحت جنابعالي و دولت بوده و موجب اختلاف و سرخوردگي علاقه مندان شما مي گردد. اساساً مقام معظم رهبري در اين موضوع، مصلحت شخص رئيس جمهور، دولت ايشان و طرفداران و علاقه مندانش را در كانون توجه قرار دادند. رئيس جمهور محترم به هر دليلي نسبت به مشايي علاقه و اعتماد دارد، لكن وقتي در جامعه و در ميان خواص و نخبگان و طرفداران رئيس جمهور نگاهي متفاوت از نگاه رئيس جمهور نسبت به مشايي وجود دارد، مصلحت در چيست؟ آيا مصلحت در به كارگيري و پست و مسئوليت هاي بالا دادن و حساسيت جامعه و طرفداران را بالا بردن است و يا در كنار نهادن از مسئوليت هاي بالا و رسمي دولتي؟ به نظر مي رسد اگر به روح اين پيام توجه بيشتري مي شد، پس از لغو حكم انتصاب معاون اولي، حكم رئيس دفتر رياست جمهوري براي مشايي صادر نمي گرديد. صدور حكم رئيس دفتر رياست جمهوري نيز بازتاب ها و واكنش هاي خود را به دنبال داشت و اكنون با افزايش اختيارات دفتر، مسئوليت مناطق آزاد نيز به مشايي واگذار شده و گويا مقام سخنگويي دولت نيز فقط از عهده مشايي برمي آيد! اين روند، يعني بي توجهي به مصلحت دولت و رئيس دولت بيش از ديگران بايد مصلحت خود و دولتش را مورد توجه قرار دهد. آينده در مورد اين دورانديشي قضاوت خواهد كرد.

(سرمقاله -- هفته‌نامه صبح صادق -- 25/08/1388 -- شماره 425 – صفحه 1و3)

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 9:27 | لینک ثابت |
معرفي متجاوزان به نواميس در سيما

گاهي اوقات برخي اخبار معاني بسياري در پس پشت خود دارند و بسيار فراتر از خبر هستند و درد و رنجي كه در آنها نهفته است انسان را آزرده خاطر مي كند و به اين فكر مي اندازد كه "واقعا چرا چنين است؟ "


روز 13 آبان زني جوان هنگامي كه در حوالي خيابان خاوران قصد عزيمت به منزل خود را داشت با تهديد چاقو مرد جواني به زور به ماشيني كشيده مي شود. كمي جلوتر دوست جوان نيز سوار ماشين مي شود. آنها اين زن بي پناه را به منطقه اي متروك در حوالي قيامدشت برده و در كنار جاده مشغول تجاوز به او مي شوند. كمي بعد دو دوست ديگر آن دو جوان شرور نيز به آنها پيوسته و آنها نيز مشغول تجاوز مي شوند. كمي بعد دو جوان ديگر كه به صورت اتفاقي از آن محل گذر مي كردند با ديدن ماوقع قصد اخاذي داشته اما در نهايت تصميم مي گيرند به جاي گرفتن پول، از طعمه بي گناه بهره ببرند.
بنا بر اخبار در حالي كه شش جوان تبهكار مشغول تجاوز به يك زن بي پناه بودند ماموران انتظامي به خاطر نحوه پارك خودروها به محل نزديك مي شوند و با ديدن صحنه، آن شش نفر را بازداشت مي كنند. داستان در اينجا تمام مي شود اما كابوس ِ رنجي كه اين زن كشيده است و اثرات رواني اين حادثه تا ابد براي او باقي خواهد ماند.
در موردي ديگر مردي كه سرايداري خانه اي ويلايي در منطقه لواسان را بر عهده دارد حوالي غروب با شنيدن صداي زنگ خانه در را مي گشايد. او اما زماني كه در را باز مي كند با سه جوان شيطان صفت روبرو مي شود كه به وسيله چاقو و قمه به زور به خانه او وارد مي شوند. سه جوان شرور دست و پاي او را بسته و با تهديد به كشتن كودك خردسال مرد به همسر او تجاوز كرده و سپس از محل متواري مي شوند.
اگرچه پليس طي يكي دو سال گذشته برخورد سخت تري در مقابله با اراذل و اوباش و در پيش گرفته است اما به نظر كارشناسان رخ دادن حوادثي از اين قبيل نشان مي دهد كه صرف اقدامات تاميني راهگشا نيست.
پس از انتشار اين خبر در رسانه ها نمايندگان مجلس تصميم گرفتند با فراخواندن مسئولين نيروي انتظامي به بررسي اين حادثه وحشيانه بپردازند و در اين راستا نماينده پاكدشت مسئول بررسي گزارشي در اين زمينه شد.
حسن سبحاني نيا نايب رئيس كميسيون امنيت ملي نيز ضمن ابراز تاسف از وقوع اين حادثه گفت: " بايد توجه داشته باشيم كه مسائلي از اين دست در گذشته هم وجود داشت و ممكن است در آينده نيز رخ دهد اما آنچه در اين ميان حائز اهميت است اينكه تدابيري اتخاذ كنيم كه وقوع اين وقايع به حداقل برسد. "
نماينده نيشابور با بيان اينكه مجلس به صورت جدي به دنبال راه چاره يي براي كاهش اين دست حوادث است، گفت: "كميسيون امنيت ملي در نظر دارد در جلسه آتي اش با فرمانده نيروي انتظامي و مسوولان امنيتي كه به منظور بررسي حوادث اخير كشور تشكيل مي شود، اين حادثه را نيز مورد بررسي قرار دهد. "
هنوز مشخص نيست كه آيا مجلس توانسته است راه چاره اي براي جلوگيري از اين دست حوادث پيدا كند يا خير اما رئيس مجلس پيشنهادي در اين خصوص داده است. علي لاريجاني در نطق صبح امروز خود در مجلس ضمن اشاره به دو اقدام دردآور اجتماعي در چند روز گذشته از نيروي انتظامي و قوه قضائيه خواست تا در اسرع وقت با اين جنايتكاران برخورد كرده و آنها را از طريق صداوسيما معرفي نمايد تا درس عبرتي براي افراد شرور باشد.
لاريجاني در بخشي از سخنان خود در مجلس گفت: "همه شما اخبار آن را دريافت كرده‌ايد. بنده از مدت‌ها پيش نسبت به اين مساله هشدار داده بودم و حتي در زمان طرحي در مجلس در اين زمينه، بياناتي داشتم و گفتم كه عدم برخورد جدي با اينگونه شرارت‌ها، آرامش رواني جامعه را به هم مي‌زند. "
لاريجاني همچنين از كميسيون حقوقي و قضايي مجلس خواست تا با بررسي سريع طرح ارائه شده در مجلس، نشان دهد كه از اقدامات قوه قضائيه در اين مسير، پشتيباني مي‌شود.
به نظر كارشناسان اجتماعي هرچند اقداماتي از قبيل برخورد امنيتي شديد، احكام قضايي سنگين و حتي نشان دادن چهره متجاوزين از صداوسيما مي تواند به صورت مقطعي تا حدودي تجاوز به عنف و خلاف هايي از اين قبيل را كاهش دهد اما به طور قطع اين اقدامات راهكار نهايي از ميان رفتن چنين جرايمي نيست؛ و جامعه ايراني نيازمند بررسي هاي جامعه شناسانه و روان شناسانه بسياري است.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 23:43 | لینک ثابت |
دوستان عکسی را که مشاهده می کنید مربوط به بی شمار بودن جنبش سبز می باشد.

 

حالا ما به این جنبش می گوییم انگشت شماریید ناراحت می شوند.

اهالی محترم خیابان جنبش سبز لطفا در هنگام دستکاری عکسها نکات ایمنی را رعایت فرمایید.

منتظر عکسهای بهتری از راهپیمایی روز ۱۶ آذر هستیم ولی مواظب باشید سوتی ندهید.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 16:47 | لینک ثابت |
خبر اول:

کاسپين ماکان نامزد ندا آقاسلطان نيز در اين رابطه توضيح داد: وقتي که اين اتفاق افتاد، ندا از درگيري‌ها دور بود، يعني در خيابان‌هاي فرعي نزديک اميرآباد بود. حدود يک ساعتي با استاد موسيقي‌اش در ماشين پشت ترافيک نشسته بود، از گرما و خستگي کلافه گشته بود و از ماشين پياده شد که در اين هنگام مورد اصابت گلوله قرار گرفت. چند دقيقه بيشتر طول نکشيد، بيمارستان شريعتي نزديک بود، حاضران سعي مي‌کنند ندا را با اتومبيل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بيمارستان وي فوت مي‌کند. نامزد آقاسلطان نيز در جريان اين ماجرا دستگير شد و بعد از گذشت حدود 2 ماه با وثيقه آزاد شد که او نيز از مرز زميني به خارج از کشور رفته است.

خبر دوم:

 ندا آقاسلطان دختر جواني که هيچگونه فعاليت و سابقه سياسي و رسانه‌اي نداشت طعمه اي شد براي گرگ‌هاي زخم خورده داخلي و خارجي که سه دهه است به دنبال نقض استقلال و جمهوريت ايران اسلامي هستند.
 ندا آقاسلطان متولد بهمن 1361 در تهران و دومين فرزند خانواده بود. وي در رشته فلسفه اسلامي در دانشگاه آزاد تهران تحصيل کرده بود و تصميم داشت در صنعت توريسم فعاليت کند به همين دليل در کلاس‌هاي خصوصي زبان ترکي شرکت مي‌کرد و قصد داشت به عنوان راهنماي تورهاي مسافرتي مشغول به کار شود. به گفته پناهي استاد موسيقي آقاسلطان، وي فعال سياسي نبود.

**نقش مبهم يک نفر

آرش حجازي متولد 1349 نويسنده، مترجم، پزشک، و ناشر ايراني است. وي پزشکي است که در هنگام شليک گلوله به ندا آقاسلطان در فاصله نزديکي از او قرار داشت و براساس آنچه در تصاوير ثبت شده سعي کرد ندا را نجات دهد. اين در حالي بود که وزارت اطلاعات پس از آغاز درگيري‌ها و پيش از مرگ ندا آقا‌سلطان از احتمال حضور نيروهاي بيگانه براي دامن زدن به آشوب‌ها و اغتشاشات خياباني خبر داده بود.
اينکه چرا وي 2 روز پس از آغاز اغتشاشات به ايران آمد؛ در صحنه قتل دختري که فورا در تمامي رسانه‌هاي ضدايراني منعکس شد، نقش بسيار پررنگي داشت و نهايتا يک روز پس از اين ماجرا به انگلستان برگشته و به تشريح ماجراي قتل آقاسلطان، آنگونه که مطلوب رسانه‌هاي ضدايراني است، مي‌پردازد و بعد اعلام مي‌کند که به دليل فاش ساختن جزئيات اين داستان و احساس خطر شديد، قادر به بازگشت به ايران نخواهد بود.
اين اقدام وي موجب شده گروهي از زنان ايراني با برپايي تظاهراتي در برابر سفارت بريتانيا در تهران خواستار استرداد وي به ايران شوند.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ساعت 13:37 | لینک ثابت |

قضاوت با شما؟

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 9:55 | لینک ثابت |

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز او را زیر نظر گرفت .

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یک دزد راه می رود ، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند ، پچ پچ می کند . آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض کند ، و نزد قاضی برود و شکایت کند .

اما همین که وارد خانه شد ، تبرش را پیدا کرد . زنش آن را جابه جا کرده بود . مرد دوباره از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت ، و در یافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می کند

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 9:51 | لینک ثابت |

يك نفوذي گروهك هاي چپ در دفتر تحكيم هشدار داد شعارهاي تند در تجمع حاشيه اي 13 آبان باعث ريزش بيشتر نيروها شده است.

مرتضي-س با اشاره به بحران وسيع پيش آمده در ميان حلقه هاي آشوب طلب نوشت: اتفاقي كه در سيزده آبان قوت گرفته اين است كه به دليل روشن شدن ابعاد مبارزه و نبودن چارچوب فكري و عيني مطالبات، در كنار سركوب نيروهاي مياني، ميدان براي نيروهاي راديكال خالي شده و جنبش دچار فرسايش مي شود. شعارهايي كه در سيزدهم آبان داده شد به هيچ عنوان با ماهيت دروني جنبش همگوني نداشت. بافت نيروهاي حاضر در اين روز نشان مي داد شعارهاي راديكال، باعث شده بين نيروهاي موجود در ميدان فاصله ايجاد شود زيرا به هر ترتيب آنها دوباره مي خواهند به زندگي عادي بازگردند. هر چه شعارها به سمت شعارهاي مرگ برود، نمي تواند فراگير شود و باعث متحدتر شدن جريان مقابل و يافتن توجيه سركوب مي شود. مثال تاريخي، رفتار رهبري سازمان مجاهدين خلق ]گروهك تروريستي منافقين[ در دهه 60 است كه گمان بردند فاز مسلحانه 30 خرداد مي تواند امكانات سرخ را سفيد كند و اشتباه پشت اشتباه صورت گرفت.

وي در اين مقاله كه در يكي از سايت هاي ضد انقلاب منتشر شده، البته ترجيح داد متعرض ميدانداري عناصر وابسته به گروهك منافقين در تجمعات ضد انقلابي اخير نشود، اما درباره شعارها نوشت: برخي شعارها مانند جمهوري ايراني به جاي جمهوري اسلامي، دل نشين و آرامش بخش هستند اما دواكننده نيستند و معمولاً تداعي كننده اپوزيسيون خارج از حكومت هستند. اين شعارها پس از مدتي تنها، نوشدارويي بي اثر مي شوند اما با شعارهاي مدني مي توان حتي بخشي از راست محافظه كار را نيز همراه كرد. شعارهاي سر داده شده در سيزده آبان كه سراسر انباشته از مرگ بود، انحرافي بودند زيرا يك تحليل ساده هم نشان مي داد نظام را نمي توان سرنگون كرد و ما توانايي چنين سطحي از درگيري را نداريم. شعارهاي سرنگوني طلب، نهادهاي حكومت را به هم نزديك تر و ميزان درگيري نيروهاي ما را بالا مي برد.

ابراز ندامت هايي از اين دست پس از 5 ماه خودزني بي حاصل گروهك هاي ضد انقلاب در تجمعات و تشنجات خياباني صورت مي گيرد كه طي آن جريان برانداز با وجود نقاب مدني، خشونت و تخريب و جنايت را چاشني انواع فحاشي ها عليه انقلاب، نظام، رهبري و چارچوب هاي قانون اساسي كرد و ماهيت خود را لو داد. آنها تا مرز خط زدن روي شعارهاي مرگ بر آمريكا و اسرائيل و سردادن مرگ بر چين و روسيه هم پيش رفتند تا خيانت خود به كشور و ملت را بيشتر ثابت كنند.

اين رويكرد باعث ريزش گسترده حاميان اوليه جريان مدعي تقلب در انتخابات شد به نحوي كه جمعيت چند صدهزارنفري اوليه اكنون به چند ده و حداكثر چند صد نفر تقليل يافته است كه تازه به قول آقاي «س» آنها نيز با هم مشكل پيدا كرده اند.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 10:33 | لینک ثابت |
ميرحسين هنوز هم از نهاد رياست جمهوري حقوق مي‌گيرد

وقتي كسي احمدي نژاد را رئيس جمهور قانوني نمي‌داند، چگونه از او حكم مسئوليت مي‌گيرد و حقوق آنچناني هم اخذ مي‌كند؟.


ميرحسين موسوي به عنوان "رئيس فرهنگستان هنر " حكم مسئوليتش را از "محمود احمدي نژاد " اخذ كرده و به عنوان نيروي زير دست او، حقوق مي گيرد و مثلاً كار مي‌كند.
بعد از شكست سخت موسوي در انتخابات رياست جمهوري و ژست مبارزه جويي او در برابر آراء مردم و نپذيرفتن انتخاب بزرگ ملت، برخي از اطرافيان آن كه افه‌هاي موسوي را جدي گرفته بودند، شايعه‌اي مبني بر استعفاي ميرحسين موسوي از رياست فرهنگستان هنر به دليل اين كه منصوب احمدي نژاد و حقوق بگير اوست، در سايت‌هاي خود منتشر كردند بلكه اين مسئله را كه ميرحسين نيروي زير دست احمدي نژاد محسوب مي‌شود را پنهان سازند.
ولي ميرحسين از آنها زرنگ‌تر بود. مگر حقوق رئيس فرهنگستان هنر كم است كه به سادگي آن را از دست بدهد؟ هر چقدر هم باشد، گوشه‌اي از زندگي موسوي و اهل و عيالش را خواهد گرفت.
ظاهراً‌ احمدي نژاد نيز از روي ترحم و دل سوزي، تا امروز اجازه داده كه ميرحسين موسوي بر رياست خود بر فرهنگستان بماند و حقوقش را از نهاد رياست جمهوري بگيرد.
وقتي كسي احمدي نژاد را رئيس جمهور قانوني نمي‌داند، چگونه از او حكم مسئوليت مي‌گيرد و حقوق آنچناني هم اخذ مي‌كند؟
مگر غير از اين است كه موسوي قصد دارد همچون گذشته، آنجا را به عنوان سنگر مثلاً هنرمندان مخالف حفظ كند؟!

                                                     "بسم الله الرحمن الرحيم "
هنر، عرصه خلاقيت انسان و مظهر جمال حق و جلوه عشق و زيبايي است
جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي
در اجراي ماده 18 اصلاح اساسنامه فرهنگستان هنر مورخ 21/1/80 شوراي عالي انقلاب فرهنگي و بنا به پيشنهاد مجمع عمومي فرهنگستان هنر، به موجب اين حكم جناب عالي را براي مدت چهار سال ديگر به عنوان رييس فرهنگستان هنر برمي گزينم.
اميد است با استعانت از خداوند منان و مشاركت ساير اعضاي محترم درخدمت خالصانه به پيشرفت و تعالي هنر در اين سرزمين هنر پرور موفق باشيد.
                                                                                             محمود احمدي نژاد
                                                                                       رييس جمهوري اسلامي ايران 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 18:30 | لینک ثابت |
 
* * www.hadikazemiweb.blogfa.com www.hadikazemiweb.blogfa.com* * *