تبليغاتX
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ
سيد محمد خاتمي پس از پايان سخنراني در دانشگاه تهران
نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 10:6 | لینک ثابت |

در نامه‌اي سرگشاده به خاتمي؛

جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز خاتمي را به مناظره دعوت كرد

جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز در نامه‌اي سرگشاده، خواستار حضور محمد خاتمي در جلسه مناظره با يكي از فعالان اصولگرا و پاسخگويي به سئوالات دانشجويان شد.

 در نامه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز به سيد محمد خاتمي،رئيس جمهور سابق و رئيس بنياد باران آمده است: پس از ناكامي جريان موسوم به اصلاح‌طلب در انتخابات دولت نهم، موضعي كه از طرف شما مبني بر كناره‌گيري از عرصه‌ سياست اتخاذ شده راهبردي موقت براي جلوگيري از نقد دولت متبوعتان بود اكنون در آستانه انتخابات مجلس هشتم سفرهاي استاني خود را با اجتناب از حضور در محافل علمي و دانشجويي جهت پاسخگويي به سئوالات جنبش دانشجويي عدالت محور در دستور كار قرار داده و اكنون با حضورتان در تبريز خواهان استمرار اين حركت هستيد فلذا جامعه اسلامي دانشجويان خواهان پاسخگويي جنابعالي به سوالات ذيل مي‌باشد:
اين تشكل دانشجويي در سوالي از خاتمي، منظور او را از اصلاحات جويا شده است و گفته است: آيا اصلاحات جز اين است كه موجب رسيدن انسان به اهداف عاليه الهي شود و در غير اين صورت فساد است؟ آزادي بياني با خطوط قرمز غربي گشوديد كه برآيندي جز افول نقدهاي حركات ضد اسلامي همچون هولوكاست به بهانه تنش‌زدايي در ادبيات انقلاب را نداشت و در مقابل، با دستاويز كردن همين آزادي بيان، راه را براي افرادي هموار نموديد كه در برابر خدا قيام نموده و نقد قران به منزله يك كتاب تاريخي را سرلوحه كار خود قرار دهند و تيشه به ريشه اعتقادات مقدس اسلامي و شيعي بزنند. چگونه اين آزادي بيان و انديشه را در راستاي اصلاح اسلامي مي‌دانيد در حالي كه خطوط قرمز آن كاملا منطبق بر نرم‌هاي كفار بود؟
آيا مقام معظم رهبري هشدار نداده بودند كه "عده‌اي مي‌خواهند جوانان ما را سرگرم مسايل كنند كه جوانان غربي مدتها پيش سرگرم آنها شده بودند و حال خسته شدند" كه در پرتو همين آزادي كه علم دولت خود كرده بوديد جامعه ما، هنوز هم متضرر فسادهاي ناشي از همان دوران است؟ آيا اين مساله بسياري را از راه راست منحرف نكرد و چگونه توجيه مي‌كنيد كه معني آن فساد نيست؟ چگونه ممكن است رئيس‌جمهوري در حد واندازه شما معني براندازي نرم به واسطه اصلاحات در ايران و اصلاحاتي مترادف با پياده‌سازي ارزش‌هاي ليبراليستي در كشور را نداند؟ حال تمام ملت بايد بدانند كه اسلام التقاطي متاثر از ليبراليسم به بن‌بست رسيده است.
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز در سوالي ديگر خطاب به خاتمي گفته است در چند مورد از حوزه ‌هاي دولتتان، اصلاحات به معناي اسلامي مشاهده شد؟ عليرغم مطالبه بنيانگذار كبير انقلاب از دانشگاه‌‌ها، مبني بر اسلامي شدن دانشگاه‌ها در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري دولت متبوعتان ،‌هيچ قدمي در اين راستا برداشته نشد جز اينكه دانشگاه جولانگاه برخي افراد غيرمعتقد به اسلام و عده‌اي موهن به مقدسات شيعي گرديد. عملكرد وزارت فرهنگ دولت اصلاح‌طلب تا حدي مغاير با موازين اسلامي گرديد كه علماي قم اعتراض شديد خود را به وضعيت فرهنگ جامعه ابراز داشتند. پس از فرمان هشـت‌ماده‌اي مقام معظم رهبري در سال 81 پيرامون مبارزه با مفاسد اقتصادي، چه اقداماتي از سوي دولت شما در اين زمينه انجام گرفت؟ افراد و مشاوراني همچون عباس عبدي را در اطراف خود منصوب نموديد كه نظام متحمل ضربات سنگيني از جانب آنان گرديد و باعث به خطر افتادن امنيت ملي شدند از انسداد روزنامه‌هايي تاسف مي خوريد كه به فرموده مقام معظم رهبري پايگاه دشمن شده و در صدد بركندن ريشه اسلام بودند.
دانشجويان دانشگاه تبريز در ادامه نامه خود به خاتمي خاطرنشان كرده‌اند: در شرايطي بحث گفتگوي تمدن‌ها را مطرح نموديد كه جنگ بين تمدن‌ها در دستور كار دولتمردان سياسي دنيا قرار داشت و عليرغم انعطاف‌پذيريها و عقب‌نشيني‌هاي دولت درقبال غرب، پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 ايران محور شرارت قرار گرفت و آمريكا تهديد كرد كه پس از عراق و افغانستان به ايران حمله خواهد كرد كه متعاقبا شديدترين قوانين و تحريم‌ها عليه جمهوري اسلامي ايران از سوي آمريكا تصويب شد و برآيند اين سياست دولت شما، چيزي جز عدم دست‌يابي ايران به فناوري هسته‌اي نبود. حال چرا عليرغم دست‌يابي ملت ايران به اين افتخار بزرگ، جريان‌هاي اصلاح‌طلب وابسته به شما كه اكنون به عنوان طلايه‌دار آنان سفرهاي انتخاباتي خود را شروع كرده‌ايد از يك طرف ملت ما را مي‌ترسانند و از سوي ديگر در قبال هر نوع عملكرد دولت ،‌تير تقصير و اتهام را به سوي دولت نشانه مي‌روند؟
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز در سوال پاپاني از خاتمي پرسيده اند شرايطي كه جريانات اصلاح‌طلبي وابسته به شما،‌حملات و انتقادات شديدي را عليه سفرها و مصوبه‌هاي استاني دولت نهم شروع كرده‌اند چرا خودتان در آستانه انتخابات اين سفرها را آغاز كرده‌ايد؟
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز در خاتمه نامه سرگشاده خود خطاب به خاتمي با يادآوري اين كه اكنون كه در 3 ماه مانده به انتخابات مجلس هشتم، در صدد راه‌اندازي مجلسي همچون مجلس ششم كه به فرموده مقام معظم رهبري "عده‌اي غافل در مجلس يكسري كارها انجام دادند كه به مصالح نظام نبود"‌ مي‌باشيد خواستار حضور خاتمي در جلسه مناظره با يكي از فعالين اصولگرايي براي پاسخگويي به بسياري از سوالات ديگر شده است.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 21:55 | لینک ثابت |

خاتمي در جمع مردم تبريز:

حق نداريم احدي را از حق انتخاب شدن و انتخاب كردن محروم كنيم

وی با تاكيد بر احترام به حق مردم گفت: حق نداريم احدي را از حق انتخاب شدن و انتخاب كردن محروم كنيم چرا كه تحقق آن مخالف با روح قانون اساسي است.

محمد خاتمي امروز در جمع مردم تبريز در ورزشگاه شهيد اقدمي با اشاره به موقعيت جهان اسلام در دنيا گفت: از نظر مادي اين نقطه جهان ثروتمندترين نقطه عالم بوده و قلب جهان يعني خاورميانه از كانال سوئز تا تنگه هرمز راهبردي‌ترين و به اصطلاح استراتژيكي‌ترين نقطه جغرافيايي عالم است.
وي افزود: خاورميانه به خاطر همين ثروت و به خاطر همين موقعيت سياسي همواره مورد نظر قدرتمنداران و سلطه طلبان بوده است.از آنجا كه قدرت‌هاي بزرگ مي خواستند از طريق كنترل بر خاورميانه بر جهان حكومت كنند، همواره اين منطقه از جهان را با بحران مواجه كرده‌ است.
رئيس جمهور سابق كشورمان با بيان اينكه جهان اسلام ثروتمندترين و قلب آن مهمترين نقطه جغرافيايي عالم به لحاظ مادي است، گفت: به لحاظ معنوي غناي اين نقطه عالم و غناي جهان اسلام بي‌نظير است،اين جهان شامل قرآن است كه كتاب هدايت انسان است و كتابي كه پيرامون آن يكي از درخشان‌ترين تمدن‌هاي بشري شكل گرفت و چه نقش ممتازي ايران در تاسيس و بسط اين تمدن داشت.
وي با اشاره به اينكه حكمت معنوي شرق و جهان اسلام سرمايه گرانقدر و بي‌بديل جهان اسلام است، گفت: حكمت معنوي و بي همتاي شرق با مدد گرفتن از قرآن و مكتب مقدس الهي و نيز بهره‌گيري از دستاوردهاي انديشه‌هاي بشري در يونان ، هند ، مصر و ايران شكل گرفته است و تركيبي بديع از معرفت را در خود جاي داده است.
خاتمي افزود: حكمتي كه امروز مي‌تواند نجات بخش اين جهان باشد، نه تنها نجات بخش ما بلكه مي‌تواند بسياري از خلاهايي را كه در دنياي مدرن با وجود همه پيشرفت هايش وجود دارد، پر كند.
وي گفت: ما امروز در چنين جهاني زندگي مي‌كنيم اما با كمال تاسف بايد گفت با تمتم اينها متاسفانه جهان اسلام از عقب مانده‌ترين بخش هاي جهان است،آيا شايسته است با داشتن چنين ثروت هاي مادي و معنوي در تقسيم بندي جهاني كه جهان به دو بخش توسعه يافته و در حال توسعه تقسيم مي شود، همه كشورهاي اسلامي جزو كشورهاي در حال توسعه به حساب بيايند و حتي بعضي از آنها عقب مانده و توسعه نيافته حساب شوند.
رئيس جمهور سابق كشورمان گفت: امروز ثروت‌هاي خاورميانه به خاطر چپاول بيگانگان و بي‌كفايتي و جهالت حاكمان آن از ميان مي‌رود.امروز مردمي كه صاحب تمدن بزرگ و درخشان اسلامي بودند در حسرت استقلال مردم سالاري رنج مي‌كشند.
وي گفت: در غيبت مردم و با نبودن مردم در صحنه است كه دشمنان داخلي و خارجي مي توانند به يغماگري بپردازند و عقب ماندگي اين منطقه را تداوم بخشند.
خاتمي با اشاره به اينكه امروز جهان اسلام با سه مشكل مواجه و از آن رنج مي‌برد، افزود: امروز به جاي حكمت معنوي هنوز در ذهن نخبگان اين جهان و كساني كه خود را متفكران و نظريه‌پرداز اسلامي مي‌نامند تحجر واپسگرايي حاكم است.امروز در بخشي از اين جهان به جاي پرستش حقيقت و حق مطلق كه خداست ظاهر را مي‌پرستند.تحجر واپسگرايي با واپسگرايي تحجر از دردهاي مهمي است كه هنوز جهان اسلام از آن رنج مي برد و مي‌دانيد متحجران چه كساني هستند، همان‌ها كه امام بزرگوار فرمودند: خون دلي كه پدر پيرتان از اين متحجران مقدس ماب خورده از رنجي كه از رژيم شاه كشيد بيشتر است .
وي افزود: اين تفكر ارتجاعي و اين توهمات به جاي تمدن دچار بي عملي شده و با پيشرفت و تحول در جامعه مخالفت است با قاطعيت مردم بر سرنوشت خويش مخالف است.با اخلاق مخالف است و اگر بخواهد عمل كند ،‌راهكار و روشي جز افراط و خشونت نمي‌شناسد،
اين يكي از رنج هايي است كه جهان اسلام از آن رنج مي‌برد.
خاتمي در تبيين دومين مشكل جهان اسلام گفت: رنج دوم نوعي ديگر از ظاهر پرستي است ،‌ظاهر پرستي مدرن ،‌فراموش كردن دين و آئين و هويت تاريخي و سرمايه‌هاي عظيم معنوي و مشعوف شدن در برابر مظاهر و تنها ظواهر را ديدن كه اين تفكر عاريتي نيز مشكل ديگري است كه بخشي از جهان اسلام از آن رنج مي برد، در اين ميان حركت اسلامي مردم مسلمان به خصوص مردم ايران از 150 سال پيش به اين طرف زير فشار ظاهرپرستي و ارتجاع و تحجر رنج برده است .
وي گفت: حركت اسلامي مردم ايران خواستار دين در عين حال خواستار پيشرفت و آزادي انسان مسلمان و همواره تحت فشار در طول 5/1 قرن گذشته بوده است.
خاتمي افزود: مشكل سوم جهان اسلام هراسي است كه از دهه 80 ميلادي به صورت جد در دنيا مطرح شد، هنگامي كه آثار ضعف و افول در اردوگاه شرق به عنوان رقيب ديرينه امپرياليسم غرب پيدا شد، اينكه قدرت سلطه طلب فقط بايد دشمن داشته باشد و اگر دشمن ندارد دشمن بتراشد و براي توجيه سلطه‌گري خود اين دشمن را به رخ مردم بكشد، حتي قبل از سقوط اين اردوگاه، نيكلسون در كتاب خود نوشت ،‌دشمن امروز و فرداي ما اسلام است .
وي در ادامه و تشريح ديدگاه خود در اين زمينه گفت: بعد از اين مسئله بود كه قدرتهاي سلطه‌طلب يك جريان جنگ رواني در دنيا عليه اسلام و براي بد جلوه دادن آن و توجيه كردن تجاوزات خود انجام دادند كه امروز هم مسئله اسلام هراسي يكي از مصيبت‌هاي بزرگ دنياي امروز و مشكلات دنياي شرق است اما اين موج با يك مسئله‌اي روبرو شد كه دچار تضاد شد و آن اينكه با پيروزي انقلاب اسلامي همزمان شد.
رئيس جمهور سابق كشورمان افزود: انقلاب اسلامي چه مي‌گفت، اموري كه امروز هم بايد روي آن پافشاري كنيم و نگذاريم از اهداف خود منحرف شود، انقلاب اسلامي به نام خدا و دين خدا خواستار آزادي انسان بود، خواستار مشاركت مردم در سرنوشت خويش، انقلاب اسلامي خواستار جبران عقب ماندگي ها و پيشرفت كشور در تمام جهالت بود،مدافع حقوق فردي و اجتماعي جامعه اسلامي و ايراني بود،انقلاب اسلامي تحولي بود كه با آزادي و برابري آغاز شد و به صراحت از زبان رهبرش گفت، «حتي مخالفان عقيدتي ما در تبليغ و ترويج عقايد خود آزاد هستند»،انقلاب اسلامي با شعار تبديل زندان ها به دانشگاه به صحنه آمد.
وي افزود: انقلاب اسلامي بهره‌گيري از علم و فن‌آوري را ترويج كرد و در عين حال خواستار جامعه‌اي معنوي و اخلاقي شد كه هم پيشرفت مادي ،‌معنوي و اجتماعي داشته باشد و نيز در برابر همان ديدگاه‌هاي متحجر كه براي انسان و انسانيت هيچ ارزشي قايل نيستند پيشنهاداتي داد، يعني اينكه اي مردم، نظامي كه مستقر مي‌شود بر شانه و دوش راي و رضايت شما استوار باشد.
خاتمي با بيان اينكه جمهوري اسلامي يعني اينكه قدرت هيچ خاستگاهي جز مردم ندارد و برآمده از مردم و مسئول و تحت نظارت مردم است، گفت: در اين ديد متحجر كه معتقد بود اگر قدرت پديد آمد به جاي اينكه خود را مرهون و مديون مردم بداند،خود را مويد به تاييدات غيبي مي‌داند، جمهوري اسلامي آمد و گفت، ارباب واقعي جامعه خود مردم هستند و حاكمان نوكران و خدمتگزاران مردمند .
خاتمي در ادادمه گفت: جمهوري اسلامي كه با اين شعار مترقي كه بر پايه دين خدا و برداشت درست مترقيانه از دين كه امام مظهر آن بود مطرح شد با مشكلاتي مواجه شد ،‌آشوب هاي دروني ،‌تجزيه طلبي ها ، ‌ترورها و بالاخره يك جنگ 8 ساله كه درصدد ضربه به اين نظام اسلامي تمام تلاش خود را بكار بستند.
وي با بيان اينكه در اين زمان اسلام هراسان با وجود اين نمونه از نظام اسلامي كه شعارهاي مترقي دنياي امروز را سر مي‌داد بعلاوه مطالبي كه در دنياي امروز وجود نداشت و خلاء آن احساس مي‌شد به خصوص معنويت و اخلاق را تقويت مي‌كرد، با يك مشكل بزرگي روبرو بودند، افزود:چگونه اين اسلام را كه در ايران منشا چنين حركت مترقي شده دشمن بپنداريم، لذا با اين ديدگاه بود كه يك جريان كمك به دشمنان اسلام و سلطه طلبان بروز و ظهور يافت كه همان حركت متحجر واپسگرايي بود كه به صورت يك دولت در كنار ما در افغانستان تجلي پيدا كرد.
وي افزود: طالبان و القائده يك هديه آسماني بود براي دشمنان اسلام تا بگويند اسلام واقعي يعني همان چه در افغانستان مي گذرد نه در ايران،اسلام يعني خشونت ‌ضديت با حقوق بشر و... تحميل مواضع و موارد و به هر قيمتي كه باشد به جوامع،اين اسلام، به نام اسلام با تقويت خود غرب در افغانستان ايجاد شده بود بعدها هم دامن خود غرب را گرفت و در انفجارهاي مهيبي كه در 11 سپتامبر 2001 صورت گرفت خودش را نشان داد و موقعيت بسيار مناسبي به دست اسلام هراسان داد تا اسلام را به عنوان دشمن آزادي، تمدن و پيشرفت معرفي كند.
رئيس جمهور سابق كشورمان افزود: امروز ما بايد متوجه باشيم كه مبادا اسلام انقلابي و آزاديخواه با ‌تمسك متحجرانه مصادره شود،وجود اين تفكر امر تاريخي است و نمي توان با زور با آن مقابله كرد .
وي اظهار داشت: خطر اين است كه ايران آباد و آزاد، ايراني كه 100 سال است براي مردم سالاري ،‌استقلال و حكومت مردمي پيشرو بر پايه دين اسلام به پا خواسته، ايراني شود كه باز موجي طلبانيسم ،‌تفكر ارتجاعي كه همواره با امام مخالف بوده است خود را در محتواي اصلي اين نظام جا بزند.بايد هوشيار و بيدار بود مراد من اسلامي است كه در ظواهر خلاصه مي‌شود و به جاي عقلانيت ،‌عرفان و اخلاق ،‌مردم‌سالاري ،‌سطحي نگري ، ظاهر پرستي تحميل زور و خشونت را در جامعه تحميل مي‌كند .
خاتمي افزود: در نظر اينان اسلام آمده است زندگي را براي مردم تنگ كند، آزادي را از مردم بگيرد، زنان و مردان را محدود كند و ثروت هاي كشور را بر باد دهد،اين اسلام ،‌اسلام خطرناكي است و بهترين بهانه را به دست دشمنان اسلام مي دهد تا سرزمين هاي اسلامي را مورد تهاجم قرار دهند .
رئيس جمهور سابق كشورمان با اشاره به اينكه دفاع از اسلام، جمهوري اسلامي و دفاع از حق مردم اين است كه نگذاريد اين تلقي منحرف از اسلام جايگزين محتواي اصلي و اساسي اسلام شود كه در انقلاب ما تجلي داشت افزود: جهان اسلام نيازمند توسعه است و مردم سالاري متكي بر هويت ديني و فرهنگ خويش است، جهان اسلام مستحق حكومت‌هايي است عاقل ،‌كاردان ، كارشناس و متكي بر اراده مردم و ملت هاي مسلمان با اين همه سرمايه معنوي مستحق رشد در همه جهات اقتصادي ،‌سياسي ،‌علمي و بين المللي هستند .
وي با تاكيد براينكه ما نيازمند ايراني قدرتمند هستيم و بايد بكوشيم تهديدها را كم كنيم يا از بين ببريم، گفت: ما بايد از فرصت هاي موجود استفاده كنيم و بايد بكوشيم براي پيشبرد ايران و اعتلاي ايران و قدرتمندي مادي و معنوي آن در عرصه بين المللي ايجاد فرصت نماييم.خوشبختانه با تلاشي كه در دولت قبل شده و با تاييد مقام معظم رهبري چشم انداز 20 ساله پيش روي ماست بايد در اين مسير حركت كنيم.
رئيس جمهور سابق كشورمان افزود: همه دولت‌ها از جمله دولت خود من بايد با اين معيار نقد شود، اين مردم بزرگوار مستحق پيشرفت و خدمت هستند و بايد خدمتگزاران اين جامعه در جهت اهداف تبيين شده‌اي كه هدف آن بزرگي و قدرت مادي و معنوي ايران است حركت كنند.
رئيس جمهور سابق كشورمان گفت: ارزيابي خدمت دولت‌ها و مسئولان به اين است كه تا چه حد در جهت رسيدن به اهداف چشم انداز 20 ساله جدي هستند كار با شعار درست نمي‌شود.
وي گفت: ما در اين موقعيت در درجه اول بايد از جمهوريت نظام دفاع كنيم، بايد بر دفاع از اسلام ،‌قرآن ،‌ارزش هاي معنوي و خود شهيدان پافشاري كنيم. تامين آزادي و حرمت به عنوان حق مردم مهمترين اصلي است كه بايد مورد توجه باشد .
خاتمي ادامه داد: بعد از قرن‌ها استبداد و بعد از دزديدن انقلاب مردم يعني مشروطيت، در سايه انقلاب اسلامي ما توانستيم خواست 150 ساله مردم كه در مشروطيت تجلي پيدا كرد و آذربايجان نقش بسيار مهمي در آن داشت و دشمنان داخلي و خارجي آن را دزديده بودند تحقق ببخشيم و در سايه آن مزه شيرين حاكميت بر سرنوشت خود كه به صورت انتخابات تجلي پيدا مي كرد تجربه كنيم،بايد بكوشيم انتخاباتي سالم ، آزاد و رقابتي برگزار شود .
وي افزود: هيچكس و هيچ مقامي حق ندارد هيچ انساني را با هر عقيده و مقامي وقتي كه بگويد قانون اساسي را قبول دارد و معتقد بدان است و مرتكب جرمي كه در دادگاه‌هاي صالحه به اثبات رسيده است، نشده از حق انتخاب شدن و انتخاب كردن محروم كند.
رئيس جمهور سابق كشورمان افزود: اينكار به هر نام و هر بهانه‌اي كه باشد مخالف با روح قانون اساسي است و با صراحت بگويم خلاف شرع مقدس اسلام البته با ديدگاه و روايتي است كه امام بزرگوار به ما داده است .

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 21:53 | لینک ثابت |

 

گاهی اوقات  بعضی از افراد هنگامی که به ارائه نظر مي پردازند  ، سریعا فرضیه خود ساخته ای را مطرح کرده و هر چیزی را حول محور آن  مورد بررسی قرار می دهند  و هيچ گاه  با جستجوگري نيز در صدد اثبات آن برنمي آيند و گاهي  نيز آنان  منبع  فرضيه هاي فراواني مي شوند و گويي از آنها همچون كليد هايي استفاده مي كنند كه مي خواهند هر قفلي را با آن باز كنند .اين فرضيه ها در مورد هر چيزي  صادر مي شوند ، در مورد رويداد هاي زندگي ، سياست ، اقتصاد ،تعليم و تربيت و......

يكي از  دلايل اينكه چرا بعضي ها هميشه به همراه خود چندين فرضيه  دارند  و مي خواهند  با آن به هر سوالي پاسخ گويند ، تنبلي ذهن  است  زيرا ديگر نيازمند تفكر كردن و جستجوگري نمي باشند و متاسفانه  ذهن نيز اجازه نمي يابد از اين محدوده تنگ خارج شود و در فضاي وسيع تري سير كند  و متاسفانه يكي از عوامل جلوگيري كننده از بروز افكار نو در  انسان فرضيه پروري در مورد هر چيزي است .پس سعي كنيم  ذهن خود را با فرضيه هاي خود ساخته و اثبات نشده محدود نكنيم و اگر فرضيه اي را مطرح مي كنيم تلاش نماييم  با تمام وجود  در مورد آن پژوهش كنيم و اگر اثبات شد آن را براي پاسخ گويي به سوالات بكار ببريم.

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 21:15 | لینک ثابت |
عكس يادگاري مقام معظم رهبري در روز بسيج سال 86
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 23:19 | لینک ثابت |

سه دور مذاكرات قبلي با درخواست آمريكايي ها و عراقي ها براي حل مشكلات كشور عراق به ويژه در بعد امنيتي برقرار شد. براساس گزارش كميته عراق موسوم به گزارش بيكر- هميلتون، اين آمريكايي هاي گرفتار در باتلاق عراق بودند كه براي كاهش مشكلات خود در صحنه عراق، انجام مذاكره با ايران را ضرورتي اجتناب ناپذير تشخيص داده و آن را پي گرفتند. ايران از آن جهت مذاكره با آمريكا را در موضوع عراق پذيرفت كه دولت عراق و برخي از شخصيت هاي مذهبي- سياسي عراق نيز براي كاهش آلام ملت عراق چنين درخواستي را از دولت ايران داشتند.

 

 

آمريكايي ها براي برگزاري دور چهارم مذاكرات با ايران در موضوع عراق، به صورت مكتوب درخواست خود را براي مقامات ايراني ارسال كردند.سه دور مذاكرات قبلي با درخواست آمريكايي ها و عراقي ها براي حل مشكلات كشور عراق به ويژه در بعد امنيتي برقرار شد. براساس گزارش كميته عراق موسوم به گزارش بيكر- هميلتون، اين آمريكايي هاي گرفتار در باتلاق عراق بودند كه براي كاهش مشكلات خود در صحنه عراق، انجام مذاكره با ايران را ضرورتي اجتناب ناپذير تشخيص داده و آن را پي گرفتند. ايران از آن جهت مذاكره با آمريكا را در موضوع عراق پذيرفت كه دولت عراق و برخي از شخصيت هاي مذهبي- سياسي عراق نيز براي كاهش آلام ملت عراق چنين درخواستي را از دولت ايران داشتند. در واقع جمهوري اسلامي ايران بدون اينكه نيازي به مذاكره با آمريكا داشته باشد، صرفا با هدف حل مشكلات ملت و كشور عراق پا به عرصه مذاكرات گذاشت كه به طور طبيعي با حل يا كاهش مشكلات كشور عراق به ويژه در بعدامنيتي، مشكلات گريبانگير اشغالگران نيز كاهش خواهد يافت. البته آمريكايي ها در طي سه دورمذاكرات قبلي نشان داده اند كه از طريق مذاكرات به دنبال تامين اهداف خود هستند تا حل مشكلات كشور عراق.


دور چهارم مذاكرات در فضايي برگزار مي گردد كه بايد به خوبي شناخته شود دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي بايد در اين فضا در كنار توجه به حقوق ملت عراق و تلاش براي كمك به حل مشكلات كشور همسايه عراق، مراقب منافع ملي و مصالح اسلامي در نگاهي كلان تر باشد. آمريكايي ها در مقطعي درخواست مذاكره براي دور چهارم را به ايران داده اند كه در مسئله هسته اي ايران با گزارش البرادعي دچار انزوا شده و طي ساليان گذشته هيچگاه به اين اندازه منزوي نبودند ، ولي در عين حال تلاش مي كنند با يك سلسله اقدامات و پي گيري سياست هايي، خود را فعال و تعيين كننده جلوه دهند. قراردادن نام سپاه در ليست گروه هاي تروريستي و تصويب تحريم هاي يكجانبه عليه جمهوري اسلامي ايران در كنگره آمريكا از اين قبيل اقدامات است. شركت در مذاكرات دور چهارم با اين رفتار آمريكا پس از سه دور مذاكرات بسيار قابل تامل مي باشد و مذاكره كنندگان بايد به دقت اين رفتار آمريكا را مدنظر داشته باشند. درشرايطي كه تمام اسناد و گزارشات حاكي است كه تروريست ها در عراق ، تابعيت چه كشورهايي را دارند و در منطقه كدام حكومت ها از تروريست ها در عراق حمايت مي كنند، نوع رفتار دولت آمريكا با ايران، آن هم در زماني كه احتياج به مذاكره با ايران در مسايل عراق دارد، نمي تواند خارج از يك سناريو براي اعمال فشار بر ايران و جريان هاي همسو با ايران در منطقه باشد. همزمان با بحث عراق، آمريكايي ها در صحنه لبنان و فلسطين اهدافي را دنبال مي كنند. كشور لبنان در شرايط حساسي به سر مي برد و سرنوشت آتي اين كشور به چگونگي عبور از اين شرايط حساس بستگي دارد. مواضع جريان مقاومت اسلامي و حزب الله كه نقش محوري در جبهه مقابل جناح حاكم را برعهده دارد در چگونگي حل و فصل مسايل لبنان نقش تعيين كنندگي دارد. در سرزمين هاي اشغالي ، تمامي سياست هاي سازش ، راهبردها و راهكارها طي ساليان گذشته در اين راستا با شكست مواجه شده و اكنون آمريكايي ها با جنجال تبليغاتي به دنبال برپايي كنفرانس به اصطلاح صلح پاييزي هستند. طرف اصلي در حل و فصل مسايل فلسطيني و سرزمين هاي اشغالي ، ملت مظلوم فلسطين و نماينده واقعي آنان يعني حماس و دولت برخاسته از آن مي باشد. بنابراين در هر سه جبهه عراق، لبنان و فلسطين، يكي از طرف هاي اصلي براي حل بحرانها، جريان هاي همسو با جمهوري اسلامي قرار دارند. آمريكا در هر سه جبهه با مشكلات اساسي روبه رو است. موضوع مذاكره بحث عراق است، لكن آمريكايي ها با نوع رفتاري كه از خود نشان مي دهند، به دنبال مسايلي فراتر از عراق هستند و اين نكته اي است كه بايد مورد توجه دستگاه ديپلماسي كشور و رسانه ها قرارگيرد.

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 23:7 | لینک ثابت |

 

در جريان‌ زندگي‌ خويش‌ كه‌ بخشي‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محيط‌هاي‌ خانوادگي‌ و يا در كنار دوستان‌ سپري‌ مي‌شود، گاهي‌ نيازمند برگزاري‌ جلسات‌ براي‌ اتخاذ تصميمات‌ جديد هستيم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاري‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ عمل‌ غيركارا مطرح‌ مي‌شود اما بهره‌گيري‌ درست‌ و اصولي‌ از آن‌ مي‌تواند بسيار اثر بخش‌ باشد. به‌ همين‌ علت‌ هر نشستي‌ در خانواده‌ و يا با دوستان‌ و يا در محل‌ كار و نظير اينها مي‌تواند زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ تصميم‌ گيري‌ ارزشمند باشد.
ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق‌ در كتاب‌ «شش‌ كلاه‌ تفكر» يك‌ روش‌ خلاقانه‌ ارايه‌ مي‌كند و از طريق‌ آن‌ مي‌كوشد نشست‌ افراد به‌ دور يكديگر را به‌ اقدامي‌
ثمربخش‌ و كارا تبديل‌ كند.
«دوبونو» سعي‌ مي‌كند به‌ كساني‌ كه‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند،بياموزد كه‌ به‌ تفكر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در اين‌ ميان‌، به‌ راههاي‌ خلاقانه‌ بيانديشند و با يك‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج‌ را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ كرده‌ و در تصميم‌گيري‌ها از آن‌ استفاده‌ كنند.
اگر شما مي‌خواهيد با تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر در جلسات‌ قدم‌ بگذاريد،بهتر است‌ اين‌ مقاله‌ را بخوانيد و آنگاه‌ عمل‌ كنيد: تصور كنيد به‌ يك‌ جلسه‌ قدم‌ گذاشته‌ايد و شما مسوول‌ نظم‌دهي‌، هدايت‌ و نتيجه‌گيري‌ از آن‌ جلسه‌ هستيد، در اينجا كلاه‌ آبي‌ را بر سر شما خواهند گذاشت‌، زيرا هنگامي‌ كه‌ كسي‌ كلاه‌ آبي‌ را بر سر مي‌گذارد بايد به‌ موارد زير دقت‌ كند.
1 رنگ‌ آبي‌ نماد آسمان‌ آبي‌ رنگ‌ است‌ كه‌ چتر آن‌ بر همه‌ جا گسترده‌ شده‌ است‌ و كسي‌ كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افكار جاري‌ در محيط‌ جلسه‌ را در ذهن‌ خود به‌ جريان‌ درآورد و نظم‌ و تمركز دهد.
2 كلاه‌ آبي‌ همچون‌ يك‌ نرم‌افزار است‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كند به‌ تفكركردن‌ جمع‌، جهت‌ دهد و با برنامه‌يي‌ مشخ
ص آن‌ را به‌ سرانجام‌ برساند و گويي‌ همچون‌ يك‌ كارگردان‌ تفكر ما را هدايت‌ مي‌كند.
3 با كلاه‌ آبي‌ اولويت‌ها و محدوديت‌ها تعيين‌ مي‌شود. به‌ هرحال‌ فرد خوش‌شانسي‌ هستيد كه‌ كلاه‌ آبي‌ بر سر شما قرار مي‌گيرد و اگر مدبرانه‌ عمل‌ كنيد مي‌توانيد به‌ انجام‌ يك‌ تصميم‌ خوب‌ موفق‌ شويد. اكنون‌ بر روي‌ صندلي‌ خود بنشيند و موضوع‌ و يا مشكل‌ مورد بحث‌ را بر روي‌ تخته‌سياه‌ بنويسيد. در نخستين‌ اقدام‌ و با هدايت‌ شما همه‌ اعضا بايد كلاه‌ سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع‌ بيان‌ شده‌ بيانديشند. هنگامي‌ افراد همگي‌ تصميم‌ مي‌ گيرند با كلاه‌ سفيد تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:

1- كسي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد بر سر مي‌گذارد بايد بطور موقت‌ عقايد و نظراتش‌ را به‌ بايگاني‌ ذهنش‌ بسپارد.
2- هر آن‌ چيزي‌ كه‌ از اطلاعات‌ محض‌ در مورد موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ مي‌دانيد بيان‌ كنيد.
3- «ادوارد دوبونو» در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چنين‌ فردي‌ همچون‌ كودكي‌ است‌ كه‌ محتويات‌ جيب‌ خود را بر روي‌ ميز خالي‌ مي‌كند.
4- هنگامي‌ كه‌ كلاه‌ سفيد را بر سر مي‌گذاريد، نبايد به‌ چيزهايي‌ كه‌ شامل‌ الهامات‌
،قضاوت‌هاي‌ متكي‌ به‌ تجارب‌ گذشته‌، عواطف‌، احساسات‌ و عقايد است‌ توجه‌ كنيد و تنها بايد همچون‌ يك‌ رايانه‌، فقط‌ اطلاعات‌ ارايه‌ كنيد. حال‌ شما بايد اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرين‌ در جلسه‌ را كه‌ به‌ واسطه‌ تفكر با كلاه‌ سفيد ارايه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندي‌ كنيد و اعضاي‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد كنيد تا با گذاشتن‌ كلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفكر كنند .

هنگامي كه ‌ حاضرين‌ مي‌خواهند با كلاه‌ قرمز در مورد موضوع‌ مورد نظر تفكر كنند بايد به‌ نكات‌ زير توجه‌ كنند:
1
- اجازه‌ دهيد احساسات‌ و عواطف‌ بر وجود شما حاكم‌ شده‌ و به‌ زبان‌ درآيند و هركسي‌ مي‌تواند از الهامات‌ و دريافت‌هاي‌ ناگهاني‌ خويش‌ سخن‌ گويد و ديگر نيازي‌ به‌ استدلال‌ نيست‌. اگر به‌ احساسات‌ اجازه‌ بروز ندهيم‌ بدون‌ شك‌ ناخواسته‌ و بدون‌ دقت‌ نظر، در تصميم‌گيري‌ها وارد شده‌ و چه‌ بسا سبب‌ بروز مشكلاتي‌ براي‌ ما شوند.
2
- هنگامي‌ كه‌ از كلاه‌ قرمز استفاده‌ مي‌كنيم‌ از قوي‌ترين‌ احساسات‌ خود نظير ترس‌ و نفرت‌ گرفته‌ تا احساسات‌ ظريف‌ نظير ترديد و سوءظن‌ بايد سخن‌ به‌ ميان‌ آوريم‌ و به‌ گفته‌ «دوبونو» بايد همچون‌ آينه‌يي‌ شويم‌ كه‌ احساسات‌ با تمام‌ پيچيده‌گي‌هايش‌ بيان‌ شوند. بدون‌ شك‌ احساسات‌ نقش‌ مهمي‌ در زندگي‌ انسان‌ دارند و چه‌ بسا سبب‌ ايجاد هدفهايي‌ نيز در زندگي‌ ما شوند. شما با كلاه‌ قرمز ممكن‌ است‌ چنين‌ جملاتي‌ را به‌ زبان‌ آوريد: «اگرچه‌ همه‌ آمارها و اطلاعات‌ احتمال‌ موفقيت‌ مي‌دهد اما احساسم‌ مي‌گويد،موفق‌ نمي‌شويم‌» و يا بگوييد: «اگرچه‌ اطلاعات‌ و آمار احتمال‌ موفقيت‌ نمي‌دهند اما احساسم‌ مي‌گويد، موفق‌ مي‌شويم‌» پس‌ از اينكه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضاي‌ جلسه‌ ارايه‌ شد، شما اقدام‌ به‌ جمع‌بندي‌ تراوشات‌ فكري‌ حاضران‌ كرده‌ و آنگاه‌ به‌ مرحله‌ بعد قدم‌ بگذاريد و اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ سياه‌ را بر سر بگذارند.


با گذاشتن‌ اين‌ كلاه‌ بر سرنبايد احساسات‌ منفي‌ بدون‌ منطق‌ بيان‌ شوند بلكه‌ فرد بايد ديدگاه‌هاي‌ منفي‌ خود را در خصوص‌ مشكل‌ يا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقي‌ بيان‌ كند. بدون‌ شك‌ اگر از اين‌ كلاه‌ بخوبي‌ استفاده‌ شود،مي‌تواند ما را از مخاطراتي‌ كه‌ در آينده‌ از چشمان‌ ما دور مي‌ماند آگاه‌ كند. ما بايد به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ امروزه‌ بسياري‌ از مردم‌ كلاههاي‌ سياه‌ رنگي‌ بر سر مي‌گذارند كه‌ تنها با احساسات‌ منفي‌ همراه‌ است‌ كه‌ در آن‌ از منطق‌ خبري‌ نيست‌. منفي‌بودن‌ اصولا آسان‌تر است‌. زيرا خراب‌ كردن‌ از درست‌ كردن‌ آسان‌تر است‌. تفكر منفي‌ به‌ گفته‌ «دوبونو» جذاب‌ است‌، زيرا دستاوردهاي‌ آن‌ را مي‌توان‌ به‌ فوريت‌ مشاهده‌ كرد. ا
ثبات‌ خطاي‌ ديگران‌ براي‌ ما رضايت‌ در پي‌ دارد و حمله‌ كردن‌ به‌ يك‌ ديدگاه‌ در ما احساس‌ برتري‌ مي‌بخشد و برعكس‌ ستودن‌ يك‌ نظر سبب‌ مي‌شود در خود احساس‌ كنيم‌ با فرد برتري‌ روبرو شده‌ايم‌.
اصولا در اين‌ مرحله‌، افراد بايد اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ يا مشكل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ كنند و نتايج‌ بحث‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ شما جمع‌بندي‌ شده‌ و در نهايت‌
ثبت‌ شود و آنگاه‌ بار ديگر اجازه‌ دهيد حاضران‌ كلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفكر كنند.

زرد نماد آفتاب‌ است‌ و آفتاب‌ شروعي‌ براي‌ سازندگي‌، شادابي‌ و خوش‌بيني‌ است‌. گويي‌ هر جا سراغ‌ از خورشيد گرفته‌ مي‌شود گرمي‌ زندگي‌ و زايشي‌ ديگر در ميان‌ است‌ و تفكر مثبت‌ بايد به‌ همراه‌ كنجكاوي‌ و شادماني‌ و سرور و تلاش‌ براي‌ درست‌ شدن‌ كارها باشد. فرد با گذاشتن‌ كلاه‌ زرد تلاش‌ مي‌كند به‌ نكات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد.
اصولا افكار سازنده‌ به‌ سوي‌ مثبت‌گرايي‌ تمايل‌ دارند. يكي‌ از تمريناتي‌ كه‌ فرد با كلاه‌ زرد مي‌تواند انجام‌ دهد بهره‌گيري‌ از تجربيات‌ ارزشمند گذشته‌ است‌. كلاه‌ زرد در ابتدا درصدد كشف‌ فوايد موجود در موضوع‌ مورد بحث‌ است‌ و هر آنچه‌ مي‌كاود، بيان‌ مي‌دارد. اكنون‌ بار ديگر به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر ا
ثر كلاه‌ زرد بپردازيد.


اكنون‌ حاضران‌ بايد كلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. كلاه‌ سبز، كلاه‌ خلاقيت‌ است‌. سبز، رنگ‌ باروري‌ است‌ و همچون‌ دانه‌يي‌ است‌ كه‌ هنگامي‌ كه‌ دردل‌ خاك‌ مي‌رويد،روزي‌ به‌ درختي‌ تناور و سرسبز تبديل‌ مي‌شود هنگامي‌ كه‌ افراد كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به‌ راه‌هاي‌ نو بيانديشند كه‌ مي‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر ا
ثرگذار بوده‌ و به‌ تصميم‌ گيري‌هاي‌ خلاقانه‌ منجر شود.
شما با اين‌ كلاه‌ علاقه‌مند هستيد در راه‌ تغيير قدم‌ بگذاريد و تحول‌ را در آغوش‌ بگيريد. نظرات‌ جديد و بديع‌ ارايه‌ كنيد و جرقه‌ خلاقيت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بيرون‌ رها كنيد.
هرگاه‌ تمامي‌ اين‌ راهها با بن‌بست‌ روبرو شد اكنون‌ بايد به‌ مدد خلاقيت‌ راههاي‌ جديدي‌ را كشف‌ كنيد. خلاقيت‌ شامل‌ انگيزش‌، كندوكاو و پذيرش‌ خطر است‌.


هنگامي‌ كه‌ حاضران‌ كلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي‌ مي‌يابند كه‌ مغز را از روزمرگي‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوي‌ چيزهاي‌ كشف‌ نشده‌ هدايت‌ كنند. حال‌ فرصتي‌ به‌ حاضران‌ دهيد تا ايده‌هاي‌ نو ارايه‌ كنند و آنگاه‌ به‌
ثبت‌ اين‌ ايده‌ها پرداخته‌ و به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ بپردازيد. بدون‌ شك‌ براي‌ خلاقانه‌ انديشيدن‌ بايد فرهنگ‌ خلاقيت‌ را بر فضاي‌ جلسه‌ حاكم‌ كنيد. اكنون‌ شما بايد تلاش‌ كنيد كه‌ با كلاه‌ آبي‌ كه‌ بر سر گذاشته‌ايد به‌ ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخته‌ و به‌ يك‌ جمع‌بندي‌ مناسب‌ برسيد و در نهايت‌ در جهت‌ حل‌ مشكل‌ يا پيگيري‌ مورد نظر تصميم‌ نهايي‌ را بگيريد. بدون‌ شك‌ هر يك‌ از اعضا مي‌توانند كلاه‌ آبي‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات‌ به‌ شما كمك‌ كنند. در پايان‌ شما در مي‌يابيد هنگامي‌ كه‌ جلسه‌ را اينگونه‌ مديريت‌ مي‌كنيد، ديگر تنها شاهد آن‌ نخواهيد بود كه‌ يك‌ فرد تنها با كلاه‌ سياه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و يا فرد ديگري‌ تنها با كلاه‌ قرمز تفكر كند. بلكه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ كلاه‌ مذكور تفكر كنند و انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود را ارايه‌ كنند.
 

****

منبع :مقاله   " تكنيك خلاقيت  شش كلاه  تفكر  "-نويسنده : حميد  ميرزاآقايي -روزنامه  اعتماد -  مرداد 1382-شماره 342

 

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 21:40 | لینک ثابت |

يك يا دو شغل، مسئله اين است
چند شغله بودن بر خلاف آن چه تصور می شود تنها مختص كشور ما نیست و بسياري از كشورها با این پدیده مواجه هستند.
تنها فرقی كه انواع آن را در كشورهای مختلف از یكدیگر متمایز می كند بستر اقتصادی وفرهنگی جامعه ای است كه چند شغلی در آن رواج دارد.
با توجه به این بسترها می توان فهمید كه چرا دو شغله بودن در بعضی كشورها معضل تلقی نمی شود و در بعضی دیگر به چنان مشكلی بدل می شود كه حتی اركان اجرایی و قانون گذاری كشور را نیز درگیر خود می كند.
پدیده دو یا چند شغله بودن در كشور ما به‌عنوان یك معضل شناخته می شود و ما هم بدون نگرانی می توانیم در ادامه مطلب خود به جای كلمه پدیده از كلمه معضل استفاده كنیم.
اما چرا معضل ؟ آیا این پدیده از ابتدای پیدایش در ایران یك معضل بود یا بعدها تبدیل به معضل شد ؟ ابتدا باید ببینیم این معضل یا پدیده از چه وقت در ایران شایع شد.
برای آن كه زیاد به عقب برنگردیم یك تاریخ تقریبی برای آن در نظر می گیریم. سال 1347 كه مصادف بود با تولید نخستين خودروی پیكان در ایران می تواند نقطه شروع خوبی باشد.
اشتباه نكنید ! منظور این نیست كه كارگران صنایع ایران خودرو پایه گذار معضل دو شغله بودن هستند.
می خواهیم ازتولید اولین خودرو پیكان پلی بزنیم به تمام سال هایی كه مسافركش های شخصی یك تنه پرچم دار و نماد دو شغله بودن نیروی كار در كشور ما ایران بودند.
صد البته كه هنوز هم این پرچم بر دوش آن‌ها قرار دارد و تقریبا همه كسانی كه در كشور زندگی می كنند می دانند بيشتر مالكان خودرو هایی كه خارج از ناوگان حمل‌ونقل عمومی اقدام به جابه‌جایی مسافر می كنند دارای یك شغل ثابت هم هستند و تنها جهت كمك خرج پا در كفش رانندگان تاكسی كرده‌اند.
البته وجود این قشر را نمی توان یك معضل صرف به حساب آورد زیرا سال‌ها ی سال است كه این افراد كمبود وسایل حمل‌ونقل عمومی را جبران كرده‌اند و به نوعی نقش یاوران ناشناس سازمان تاكسی رانی را بازی می كنند.
در واقع مسافركشی یك شغل حقیقی به حساب نمی آید و به همین جهت اثر مخرب آنچنانی بر اقتصاد و بازار كار كشور ندارد.
مشكل اصلی مشاغلی هستند كه به خودی خود شغل به حساب می آیند و به‌عنوان یك جایگاه اقتصادی قادرهستند تكیه گاه و پشتیبان درآمدی یك خانواده باشند. حال اگر این تكیه گاه در اشغال فردی باشد كه یك یا چند تكیه گاه دیگر هم در اختیار دارد آن وقت است كه می توان گفت مشكلی در میان است.
دوشغله‌ها و بی‌شغله‌ها
دكترحميد رضا صحتي به گفته خودش اين پديده را به شكل اساسي حلاجي كرده است. او در اين رابطه مي‌گويد: بی شك با اشغال یك واحد شغلی شانس اشتغال دیگران به اندازه یك شغل كاهش پیدا می كند.
حال اگر فردی به تنهایی چند واحد شغلی را در اختیار داشته باشد به همان تعداد شانس اشتغال را از دیگرانی كه محروم از یك شغل استاندارد هستند گرفته است.
در كشور ما با توجه به نیروی آماده به كاری كه هر ساله به جامعه تزریق می شود اشتغال زایی یكی از اهداف عالیه دولت به شمار می رود.
شاید انتظار این باشد كه دولت به‌عنوان متولی ایجاد اشتغال در كشور جهت جلوگیری از تصدی افراد در بیش از یك شغل قیام كند و با كمك مجلس قانون منع تصدی افراد در بیش از یك شغل را تصویب و به مرحله عمل در آورد.
البته مجلس درباره تصدی اشخاصی كه در مناصب بالای دولتی خدمت می كنند اقداماتی را انجام داده است اما ظاهرا نگاه مجلس به پدیده دوشغله بودن درلایه هایپ ایینتربازاركاربیشتر آسیب شناسانه است تا اصلاح گرایانه.
به‌طور ساده‌تر می شود گفت بعضی از نمایندگان دو شغله بودن افراد را از دلایل اصلی افزایش نرخ بیكاری در كشور نمی دانند و تنها از منظر كیفیت اجرای كار و صرف پایین آمدن بهره وری در چند شغله‌ها با این پدیده مخالفت می كنند.
صحتي، انجام یك تحقیق موشكافانه درباره نسبت دو شغله بودن افراد و افزایش نرخ بیكاری را خالی از فایده نمي‌داند .
او در توضيح بيشتري مي‌گويد: البته در سال 1383 مركز پژوهش های مجلس در گزارشی تحلیلی یكی از دلایل افزایش نرخ بیكاری را گسترش پدیده چند شغله بودن برخی مدیران و عده ای از شاغلان اعلام كرد اما لازم است با نگاهی دقیق‌تر و صد البته آماری به این قضیه پرداخته شود.
نباید این نكته را از نظر دور بداریم كه مخالفت هایی كه از منظر قانونی با این پدیده می شود ناظر به تصدی گری در شغل های دولتی است و قوانین قرار است ازاشتغال شخص در بیش از یك شغل دولتی جلوگیری كنند.
درخصوص مشاغل آزاد نمی توان مبحث چند شغله بودن افراد را به‌عنوان یك معضل مطرح كرد چون در این جور مشاغل افراد بسته به موقعیت و توانایی های خود فرصت شغلی به دست می آورند اما در مشاغل دولتی دولت موظف است امكان اشتغال را به شكل مساوی در اختیار همه قرار دهد و از طرف دیگر هیچ كس هم حق ندارد امكانی بیش از حق خود را طلب كند.
معضلی صرفا اقتصادی؟
دو شغله بودن افراد فارغ از تأثيرات اقتصادي باعث و باني مشكلات ديگري نيز هست.
مشكلاتي كه در نگاه اول بي‌اهميت به‌نظرمي رسند اما به واقع مي‌تواند در كل زندگي فرد و خانواده او اثر گذار باشند. تصميم گرفتيم نظر يك روان شناس را در اين خصوص بدانيم.
به عقيده دكترعليرضا مولايي دو شغله بودن باعث بر هم خوردن تعادل زندگي مي‌شود. او در اين خصوص مي‌گويد: شكی نیست روی آوردن به شغل دوم توسط یك فرد نشان دهنده این است كه حقوق و مزایای شغل اول كفاف خرج و مخارج زندگی او را تامین نمی كند.
البته این پیش داوری درخصوص لایه های پایین و عام بازار كار صدق پیدا می كند و الا پرواضح است كه پدیده چند شغله بودن در میان سرمایه داران بازار آزاد و بعضی مدیران دولتی نه از سر نیاز كه داستانی دیگر است.
شغل دوم شاید از یك دیدگاه معضلی اقتصادی به حساب آید اما توجه به دیگر اثرات پیدا و ناپیدای این معضل بر زندگی فرد دو شغله را نباید از نظر دور داشت.
به‌عنوان مثال كارمندی كه بعد از اتمام ساعات كاری با اتومبیل خود به حمل‌ونقل مسافر
می پردازد با این كار تا حدی دخل و خرج زندگی خود را متعادل می كند اما از طرف دیگر با مشكلاتی مواجه می شود كه احتمالا از منشا آنها غافل است.
در كشورهاي غرب روز شهروندان به سه قسمت كار ، تفریح و استراحت تقسیم شده است. قرار نیست ایده آلیست باشیم ولی اگر تفریح را نیز فاكتور بگیریم از استراحت نمی توانیم بگذریم.
شغل دوم فرصت استراحت كافی را از فرد مي‌گيرد. او را از لحاظ سلامت جسمانی و روانی تحلیل می برد و بهره وری او را دراجرای وظیفه اصلی اش در شغل اول تحت تاثیر قرار می دهد.
این عدم كارایی به هر میزان كه باشد بسته به اهمیت شغل فرد در لایه های زیرین خود تكثیر می شود و به جلو می رود.
دكتر مولايي به نوعي اثرات مخرب دو شغله بودن بر اقتصاد را در برابر اثرات مخرب اجتماعي و فرهنگي آن ناچيز مي‌داند.
وي در ادامه صحبت‌هاي خود مي‌افزايد: جدا ازاثرات مخرب این پدیده بر اقتصاد می توان تاثیر آن را درخانواده و واحد بزرگ ترآن یعنی اجتماع نیز بررسی كرد.
معمولا شان و شخصیت افراد در شغل دوم تابع هیچ نظام تعریف شده و حمایتی قرار ندارد.
به‌طور مثال معلمی كه بعداز ساعات تدریس به حمل‌ونقل مسافر می پردازد نباید انتظار داشته باشد كه پشت فرمان اتومبیل همان رفتاری با او بشود كه در كلاس درس می شود.
در شغل دومی كه او انتخاب كرده است احتمال درگیری لفظی و حتی فیزیكی با توجه به مختصات شغل متصور است.
این فرد حتی در مناسبات خانوادگی خود هم ممكن است دچار مشكل شود زیرا عدم حضور كافی او در خانه رابطه او را با فرزندان و همسرش تحت شعاع قرار می دهد.
این گونه است كه یك معضل اقتصادی مانند سرطان ریشه دوانده و تمام اركان یك اجتماع را مورد تهدید قرار می دهد.
گاهي اوقات معضلاتی كه بی اهمیت به‌نظر می رسند منشا اثرات مخرب و مهیبی می شوند.
این همان سوراخ كوچكی است كه اگر ترمیم نشود سبب شكسته شدن سد شده و خرابی های بی شمار بر جای می گذارد. این سوراخ های كوچك را باید جدی گرفت.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 23:19 | لینک ثابت |

براي بهره برداري بيشتر از عبادت بايد حضور قلب را افزايش داد.عبادت بدون حضور قلب ارزش ندارد.امام خميني (ره ) براي پيدايش حضور قلب فرموده اند: آنچه باعث حضور قلب شود دو امر است: يكي فراغت وقت و قلب وديگر فهماندن به قلب اهميت عبادت را.مقصود از فراغت وقت آن است كه انسان در هر شبانه روز براي عبادت خود وقتي را معين كند كه در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازدو اشتغال ديگري را براي خود در آن وقت قرار ندهد.انسان اگر بفهمد كه عبادت يكي از امور مهمه اي است كه از كارهاي ديگر اهميتش بيشتر بلكه طرف نسبت با آنها نيست البته اوقات آن را حفظ ميكند و براي آن وقتي را موظف ميكند.

نكته قابل توجه در متن فوق اين است كه امام خميني (ره) عوامل ايجاد حضور قلب را سه چيز ميداند:

الف – انسان براي عبادتش وقت مشخصي را در نظر بگيرد و در آن وقت به كار ديگري اشتغال نداشته باشد.

ب – به اهميت عبادت و نقش سازنده آن توجه داشته باشد.

ج – علاوه بر ايجاد فراغت وقت و توجه به اهميت عبادت، فراغت قلب را ايجاد كند يعني دل را كاملا خالص براي توجه به عبادت و مناجات با خداي متعال نمايد.

نقل از مجله راه راستان شماره 15 آذر ماه 86

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 22:6 | لینک ثابت |

چني:

گزارش اخير اطلاعاتي تلاشهاي آمريكا براي تحريم ايران را به بن‌بست كشاند

  معاون رئيس جمهور آمريكا و تندروترين سياستمدار اين كشور در قبال ايران، گزارش اخير سازمانهاي اطلاعاتي اين كشور درباره برنامه هسته‌اي ايران را مانعي براي به ثمر نشستن ديپلماسي آمريكا بمنظور تحريم تهران ارزيابي كرد.

 "ديك چني" اعتراف كرد، گزارش سازمانهاي جاسوسي آمريكا درباره پرونده هسته‌اي ايران مي‌تواند تمام فعاليتهاي ديپلماتيك آمريكا براي حمله به ايران را به بن‌بست بكشاند.
وي كه با نشريه الكترونيكي "پلتيك دات كام" گفتگو مي‌كرد، در پاسخ به سوالي درباره تاثير اين گزارش درباره افزايش ديپلماسي آمريكا براي تحريم ايران گفت: ممكن است تاثير داشته باشد اما اين فعاليت‌ها هم راه دشواري پيش رو دارد.
وي در عين حال افزود: نمي‌توانيم بگوييم كه ما فقط سياست ديپلماتيك را دنبال خواهيم كرد.
چني كه به سختگيرترين سياستمدار آمريكا در قبال موضوع ايران معروف است، اولين مسئول آمريكايي است كه مستقيماً اعتراف كرد اين گزارش، آمريكا را در سومين مرحله تحريم ايران با مشكل مواجه خواهد كرد.
پيش از اين چني ايران را از عواقب وخيم متوقف نكردن عمليات غني‌سازي برحذر داشته بود، بطوري‌كه لحن وي درباره ايران غالباً نگراني كشورها را درباره پيشبرد سياست آمريكا به سوي گزينه نظامي عليه ايران به همراه داشت.
چني در اين گفتگو تصريح كرد: مهم اين است كه ما بتوانيم ايران را به چشم‌پوشي از پرونده هسته‌اي مجبور كنيم، بوش هم با اين عقيده موافق است.
وي بدون پاسخ به سوالي درباره ارزيابي وي از اين گزارش گفت: همه بايد از برنامه هسته‌اي ايران نگران باشيم.
وي درباره علت انتشار اين گزارش گفت، مسئولان معتقد بودند بايد گزارش منتشر شود چون به هر حال نمي‌شد آن را مخفي نگه داشت.

 
نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 13:9 | لینک ثابت |
مادلين آلبرايت:
بوش دچار يك اشتباه بزرگ شده است

 

048030.jpg

 «مادلين آلبرايت» وزير خارجه سابق آمريكا، سخنان جورج بوش در باره ايران، عراق وكره شمالي را مورد انتقاد قرار داد.
به گزارش رويتر از واشنگتن، وي در يك مصاحبه برنامه «تودي» شبكه «ان.بي.سي» آمريكا گفت: جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا، با ياد كردن يك جا از ايران، عراق و كره شمالي در سخنان اخير خود دچار يك «اشتباه بزرگ» شده است زيرا اين سه كشور با يكديگر خيلي تفاوت دارند و قلمداد كردن توأمان سه كشور باهم نيز خطرناك است.
آلبرايت همچنين برخورد دولت آمريكا با زندانيان القاعده در خليج «گوانتانامو» را زير سؤال برد و گفت برخورد آمريكا از نظر ديپلماسي زيان آور بوده است.
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 22:41 | لینک ثابت |

توضیح : این مقاله بدلیل زلزله های خفیف روزهای اخیر در تبریز تهیه شده است :

حوادثي مثل سيل و زلزله كه در سطح كشور از احتمال وقوع بالاتر برخوردارند از طريق ساخت سدها، سيل بندها و بندهاي انحرافي و آبخيزداري مناطق كوهستاني و شيبدار و نيز
با ساخت منازل مسكوني مقاوم در سطح قابل ملاحظه اي كاهش مي يابند.
 

هر يك از عناصر جوي به تنهايي مي تواند بلاياي مهمي مانند افزايش دما و گرمازدگي، سرعتهاي زياد باد و وقوع توفان، بارشهاي تندري و وقوع تگرگ، يخبندان و سرمازدگي و ... را ايجاد كند. اما بيشترين خسارات جاني و مالي بر اثر پديده هاي جوي تركيبي و خطرات ثانويه ناشي از آنها مي باشد، مانند توفان، رعد و برق، خشكساليها، سيل، آتش سوزي و ...
تأثيرگذاري بلاياي جوي بر جوامع با توجه به وضعيت توسعه اقتصادي و آسيب پذيري آنها متفاوت است. به طوري كه رويدادهاي جوي بيشترين خسارات جاني را در كشورهاي كمتر توسعه يافته و بيشترين خسارات مالي را در كشورهاي بيشتر توسعه يافته ايجاد مي كنند.
بررسي اطلاعات و آمار طي سالهاي ۹۲-۱۹۶۳ نشان مي دهد كه مرگ و مير ناشي از سيل به علت مشكلات پيش بيني روبه افزايش بوده در حالي كه مرگ و مير ناشي از توفانهاي حاره اي به دليل موفقيت نسبي در پيش بيني و هشدار طرحهاي تخليه مناطق در خطر كاهش يافته است.
در سالهاي مذكور وقوع خشكساليها نيز افزايش قابل ملاحظه اي را نشان داده اند. كاهش اثرات سيلاب با روش هايي مانند مقاومت در مقابل خطر توسط طراحي و ساخت ديواره هاي مناسب يا ساخت هاي دفاعي در مقابل سيل قابل حصول است.
كاهش خسارات ناشي از رويدادهاي جوي اقليمي با اجراي برنامه هاي بلند مدت و كوتاه مدت مانند اعلام خطر بهنگام و استفاده مناسب از زمين ممكن مي باشد.
در سالهاي اخير نگراني دانشمندان در مورد تغييرات اقليمي ناشي از دخالتهاي بي رويه بشر در طبيعت و افزايش آلودگي هاي جوي بيشتر شده است. افزايش دماي سطح زمين كه از نيمه دوم قرن اخير شتاب بيشتري به خود گرفته است، معلول عواملي چون افزايش فعاليت هاي صنعتي و توليد روزافزون گازهاي گلخانه اي است.
يكي از نتايج افزايش دما كه تغييراتي را در روابط متقابل بين اقيانوسها و سيستم گردش عمومي به وجود مي آورد بروز خشكسالي در برخي از نقاط جهان و رخداد توفان و سيلاب در نقاط ديگري از زمين مي باشد.
خشكسالي با كاهش آب قابل دسترسي مي تواند به شكل هاي گوناگون مانند كمبود بارش، كاهش دبي رودخانه ها و يا پايين رفتن سطح آبهاي زيرزميني مشاهده گردد.
طبقه بندي بلاياي طبيعي
پديده هاي ناهنجار عبارتند از:
الف: پديده هاي ناشي از عواملي تحميلي بر طبيعت: (آلودگي هوا، بارانهاي اسيدي، افزايش گاز كربنيك و آلاينده ها در جو و اثرات گلخانه اي ناشي از آنها، نازك شدن لايه ازن و ...)
ب: پديده هاي ناشي از مكانيزم و ساختار عوامل طبيعي (زلزله، سيل، خشكسالي، بيابان زايي، پيشروي آب درياها در خشكي و...) هر چند كه برخي از اين پديده ها مي تواند به علت تداخل هر دو عامل فوق كه درواقع تشديدكننده پديده ها محسوب مي شود نيز رخ دهد. از ديدگاه ديگر پديده هاي ناهنجار طبيعي را مي توان به صورت زير طبقه بندي نمود:
حوادث طبيعي ناشي از عوامل زمين ساختي، بليه تدريجي مثل آتشفشان، بليه ناگهاني مثل زلزله، حوادث طبيعي ناشي از عوامل آب و هوايي مثل خشكسالي و سيل.
برخي از بليه هاي طبيعي با فشار آب و هوايي (بارشها، طوفان، خشكساليها و...) و نيز با منشأ زمين ساختي (آتشفشان، بهمن و ... ) با روشهاي خاص و با درصد احتمال قابل پيش بيني اند كه با توسعه علوم و فنون و ارتقاي علمي بشر روزبه روز ضريب اطمينان چنين پيش بيني هايي بيشتر خواهد شد.
پيش آگاهي
پيش آگاهي و پيشگيري در كليه امور بهتر از مبارزه و درمان است، در بسياري از مواقع پيشگيري صدمات و خسارات جاني و اقتصادي ناشي از اين گونه بلايا را به حداقل ممكن رسانده و اين مهم نيازمند آگاهي و شناخت آحاد جامعه است و بايد در سطح جوامع انساني بسط و گسترش بيشتري پيدا كند.
به طور مثال، حوادثي از قبيل زلزله، سيل، كاهش سطح جنگل ها و مراتع، گسترش بيابانها و ... با ساخت منازل مسكوني مقاوم، ممانعت از كندن بوته ها و درختان جنگلي، جلوگيري از چراي مفرط مراتع، احداث سيل بندها و سدها و... قابل پيشگيري است. به طور كلي پيش آگاهي و پيشگيري در تقابل با بلاهاي طبيعي از نظر زماني داراي سه مرحله پيش از وقوع، هنگام وقوع و بعد از وقوع است.
مرحله قبل از وقوع نيازمند تمهيداتي شامل پيش بيني هاي مورد لزوم بر مبناي اطلاعات درست در امور هواشناسي، زمين شناسي و زيست محيطي، استفاده از سازه هاي موثر در كاهش بليه و آماده سازي اذهان عمومي در راستاي تقابل با چنين رخدادهايي مي باشد.
تخصيص اعتبارات در جهت موارد پژوهشي و اجرايي در مراحل سه گونه فوق نيز بايد مد نظر قرار گيرد.
هنگام وقوع حادثه وجود امكانات لازم براي كمك رساني به خسارت ديدگان و جلب مشاركت عمومي از طريق رسانه هاي گروهي ضروري است.
در مرحله بعد از وقوع به كارگيري روشهاي مقابله با پديده هاي ثانويه و احتمال صدمات مجدد ناشي از حادثه، درخور اهميت است. مهمترين روش براي مقابله با بلاياي طبيعي، علمي نمودن و اجراي درست برنامه هاي مقابله از طريق برنامه ريزيهاي جامع منطقه اي، ملي و فراملي است.
افزايش خسارات
 

براساس آمارهاي بين المللي در ۲۷ سال گذشته ۶/۳ ميليون نفر بر اثر بلاياي طبيعي جان باخته اند و بيش از سه ميليارد نفر آسيب ديده اند و بيش از ۲۴۰ ميليارد دلار خسارت مالي وارد شده است.
آمار نشان مي دهد كه بلاياي طبيعي روبه افزايش اند. بر پايه يافته هاي آماري بين سالهاي ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲ شدت بلايا ۱/۴ برابر شده است نسبت جان باختگان ۹/۶ و آسيب ديدگان ۲/۵ و خسارت مالي ۳۸ برابر شده است و به طور متوسط در هر سال از هر ۳۱ نفر يك نفر از بلايا آسيب ديده و از هر ۳۱۰۰۰ نفر يك نفر در اثر بليه طبيعي جان خود را از دست داده است.
انسان به تعبيري موجودي گيرنده، فرستنده و حساب كننده قلمداد شده و با هوشمندي خود قادر است بسياري از وقايع را كه گاه بليه به نظر مي رسند به رحمت مبدل كند يا حداقل از ميزان خسارات وارده بكاهد.
بلاياي طبيعي اصولاً ماهيتي پيچيده دارند و در شرايط كنوني بسياري از آنها خارج از كنترل انسان به نظر مي رسند. اما ميزان آسيب پذيري نتيجه عملكرد عوامل انساني است و همانطوري كه واقفيم پيشگيري از حادثه بهتر از واكنش در مقابله حادثه است، لذا ارتقاي دانش و آگاهيهاي عمومي خود عامل مهمي در كاهش اثرات بلاياي طبيعي محسوب مي گردد.
به عنوان مثال، حوادثي مثل سيل و زلزله كه در سطح كشور، از احتمال وقوع بالاتر برخوردار است از طريق ساخت سدها، سيل بندها و بندهاي انحرافي و آبخيزداري مناطق كوهستاني و شيبدار و نيز با ساخت منازل مسكوني مقاوم در سطح قابل ملاحظه اي كاهش مي يابد.
روشهاي پيش بيني و پيشگيري
ترس از ناشناخته ها در انسان فطري است، ترس از تاريكي نيز معلول همين علت است آنچه ناشناخته ها را به آگاهي تبديل مي كند دانش است. ارتقاي روز افزون توان علمي و فناوري انسان در دنياي معاصر هر چند كه معضلاتي را كه ناشي از بعضي راهكارهاي نادرست است در عرصه زندگي و محيط پيرامون او در پي داشته، اما موفقيتهاي ناشي از اين پيشرفت ها قابل كتمان نيست و اين توانايي در پيكار با حوادث ناگوار و زيانبار طبيعي هر روز چشمگير تر مي شود.
بنابراين درك درست وقايع و پديده هاي طبيعي منجربه پيش بيني، پيشگيري و تقابل منطقي و درست با آنها خواهد شد. به عبارت ديگر، به حداقل رسانيدن خطرات ناشي از رخدادهاي طبيعي و غيرطبيعي كه گاه خود ساخته انسان و تحميل او بر طبيعت و محيط پيرامون خويش است با انتخاب راهكارهاي مؤثر ممكن مي باشد.
در جهان معاصر دو گونه معضل طبيعي صدمات جاني و مالي شديدي را بر جوامع انساني وارد مي سازند كه هر چند هر دو ناشي از طبيعت اند اما منشأ ايجاد يكي از آنها طبيعت و ديگري ناشي از تحميل آگاهانه وناخودآگاه انسان بر طبيعت مي باشد.
ساختارهاي اساسي جهت كاهش بلاياي طبيعي به صورت زير قابل جمعبندي و تعريف مي باشد:
۱- برقراري سيستم هشدار واخطاريه هاي به موقع جوي.
۲- آماده سازي نيروهاي انتظامي و راهداري.
۳- ايمن سازي نقاط وقوع بلاياي طبيعي.
۴- تمهيدات علمي و مهندسي.
۵- طراحي پروژه هاي عظيم مطالعاتي در فازهاي شناسايي.
۶- اجرا و نظارت وارتقاي سطح آموزش عمومي و تخصصي براي مقابله كاهش آثار بلاياي طبيعي.
۷- تقويت نيروي انساني متخصص و گروههاي پژوهشي كارشناسي جهت مطالعه بليه هاي طبيعي در مسيرهاي اصولي و صحيح و با درك همه جانبه از كليه روابط علت و معلولي موجود.
بحران:
بحران رخدادي نابهنگام وگاه غيرقابل پيش بيني است كه شدت و ميزان آن از حد معمول بيشتر است. بحران بر دو گونه مي باشد: بحران طبيعي و بحران انسان ساخت.
بحرانها يا بلاياي طبيعي هر ساله خسارات عمده جاني و مالي فراواني به جوامع بشري وارد مي سازد؛ به طوري كه دهه ۹۰ ميلادي، از سوي سازمان ملل متحد و سازمان هواشناسي جهاني دهه كاهش بلاياي طبيعي اعلام و از تمامي ملل جهان براي دستيابي به اين هدف دعوت به همكاري شد.
اين فراخوان بين المللي اولين اقدام متمركز و جامع نهادهاي بين المللي در معرفي و آموزش انساني در تمامي ابعاد پژوهشي، برنامه ريزي و اجرايي در راستاي كاهش اثرات بليه هاي طبيعي بود.
اما تغيير شكل رفتارهاي كنوني كه تماماً معطوف به امداد و كمك رساني پس از وقوع حادثه مي باشد به پيشگيري قبل از وقوع بلايا كه خود مستلزم مديريت خاص و آموزش و تشريك مساعي همگاني است نياز دارد.
بنابراين در استراتژي كاهش اثرات بلاياي طبيعي تاكتيك يا راهكارها به سوي آگاه سازي عمومي و تأكيد بر امر اطلاع رساني به مردم در راستاي اقدامات پيشگيرانه قبل از وقوع حوادث نابهنجار تغيير كرده است و اين تغيير روش خود از اهداف اساسي برنامه كاهش اثرات بلاياي طبيعي در دودهه اخير بوده است. با اميد اينكه اين امر مقبوليت عام يافته و فراگير شود.
 



 


 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 15:43 | لینک ثابت |

وصيت نامه بنده گنهگار مهدي باكري

يا الله،يا محمد(ص)يا علي(ع)يا فاطمه زهرا يا حسن يا حسين يا علي يا محمد يا علي يا   حسين يا حجت(عج) وتو اي ولي مان يا روح الله وشما اي پيروان صادق شهيدان.

خدايا چگونه وصيت نامه بنويسم در حالي كه سراپا گناه ومعصيت،سراپا نقص ونافرماني گر چه از رحمت و بخشش تو نااميد نيستم ولي ترسم از اين است كه نيامرزيده از دنيا بروم،مي ترسم رفتنم خالص نباشدو پذيرفته در گاهت نشوم يارب العفو،خدايا نميرم در حالي كه از من راضي نباشي اي واي كه سيه روز خواهم بود خدايا چقدر دوست داشتني وپرستيدني هستي هيهات كه نفهميدم كه خون بايد مي شدي ودر رگهايم جريان مي يافتي وسلولهايم يا رب يا رب مي گفت يا ابا عبدا... شفاعت،آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد براي ديداريش،ولي چه كنم كه تهي دستم،خدايا قبولم كن،سلام بر روح خدا نجات دهنده ما از منجلاب عصر حاضر وعصر ظلم وستم،عصر كفروالحاد،عصر مظلوميت اسلام وپيروان واقعيش. عزيزانم اگر شبانه روز شكر گذار خدا باشيم كه نعمت اسلام وامام را بما عنايت فرموده باز هم كم است،آگاه باشيم،كه سرباز صادق و راستين اين نعمت شويم،خطر وسوسه هاي دروني و دنيا فريبي را شناخته وبر حذر باشيم كه صدق نيت وخلوص در عمل تنها چاره ساز ماست اي عاشقان ابا عبدا... بايستي شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بايستي از حرارت و شوق سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند بايستي محتواي فرامين امام را درك و عمل نمائيم تا بلكه قدري از تكليف خود را در شكر گزاري بجا آورده باشيم.

وصيت من به مادر و خواهرانم وبرادرانم واهل فاميل:

بدانيد اسلام  تنها را ه نجات وسعادت ماست هميشه به ياد خدا باشيدو فرامين آن را عمل كنيد،پشتيبان واز ته دل مقلد امام باشيد اهميت زياد به نماز و دعاها ومجالس ياد ابا عبدالله و شهدا بدهيد كه راه سعادت و توشه آخرت است،همواره راه تربيت حسيني و زينبي بيابيد ورسالت آنها را رسالت خود بدانيد فرزندان خود را نيز همانگونه تربيت دهيد كه سربازاني با ايمان و عاشق شهادت پاسداراني صالح و وارث حضرت ابوالفضل براي اسلام ببار آيند.همه كساني كه از من رنجيده اند وحقي بر گردنم دارند طلب بخشش دارم واميدوارم خداوند مرا با گناههاي بسيار،بيامرزد.

                                                                                              خدايا مرا پاكيزه بپذير

                                                                                            مهدي باكري 2/1/63

نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 8:11 | لینک ثابت |
التماس مال باخته

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 21:25 | لینک ثابت |

در صورتیکه با تلفن همراه شما تماسی بر قرار شد و در آن شخص یا اشخاصی ادعا  نمودند که از مهندسین شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقا ضا نمودند که   هر عددی را شماره گیری کنید بدون هیچ گونه شماره گیری فورا تماس را قطع کنید چون شرکتی جعلی از این طریق به سیم کارت شما دسترسی خواهد یافت و از طریق خط شما و با هزینه شما تماسهای تلفتی بر قرار خواهد کرد

 

تمامی کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتیکه با شما تماسی برقرار شدو در نمایشگر گوشی شما این پیغام ظاهر شد( XALAN )   از پاسخ دادن به ان خودداری نمایید و تماس را به سرعت قطع کنید در صورت جواب دادن به تماس گوشی شما ویروسی خواهد شد این ویروس اطلاعات IMEI و IMSI را از روی گوشی و سیم کارت  شما پاک خواهد کرد که این امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهید شد گوشی دیگری خریداری نمایید

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 20:53 | لینک ثابت |

نگذاريد علمدار، گرفتار شود

خصم ، از قصه سربسته خبردار شود

نگذاريد علي خون خورد و خون گريد

نگذاريد زغم ، فاطمه بيمار شود

نگذاريد علي خانه نشيند از غم

فدك فاطمه در دست ستمكار شود

نگذاريد كه در كرب و بلا ثارالله

بار ديگر ز ستم بيكس و بي يار شود

نگذاريد كه بي قدر شود نام شهيد

مسند دين نبي ، در كف اغيار شود

نگذاريد كه سرخورده شود حزب الله

هرچه آزاده و جانباز ، زغم زار شود

نگذاريد كه ما طعنه دشمن شنويم

هر چه رزمنده ما خسته ، ز ايثار شود

نگذاريد كه خون گريه كند صاحب ما

مهدي فاطمه از ما همه ، بيزار شود

نگذاريد علي وارث پيغمبر ما

خار در ديده و گريان به شب تار شود

شعر : صديق مرداني

نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 16:5 | لینک ثابت |

موضوع انتخاب رئيس جمهور جديد لبنان به يكي از مهمترين و اصلي ترين چالش ها ميان گروههاي موافق و مخالف دولت در اين كشور تبديل شده است و اين در حالي است كه قانون اساسي اين كشور نحوه انتخاب آن را كاملا مشخص كرده است.

بر اساس عرف معمول از زمان استقلال لبنان رئيس جمهور در اين كشور از ميان مسيحيان ماروني انتخاب مي شود.

در ماده 49 قانون اساسي لبنان در باره نحوه انتخاب رياست جمهوري آمده است: رئيس جمهور در دوره اول راي گيري بر اساس راي دوسوم نمايندگان شركت كننده و در دوره هاي بعدي بر اساس اكثريت مطلق انتخاب مي شودپارلمان لبنان 128 نماينده دارد.

در ماده 49 قانون اساسي لبنان همچنين در باره رئيس جمهور آمده است:رئيس جمهور كشور، سمبل وحدت ملي است و وظيفه پاسداري و احترام به قانون اساسي و حفظ استقلال و وحدت و حاكميت ارضي را بر اساس قانون اساسي اين كشور بر عهده دارد.

وي رياست شوراي عالي دفاع و فرمانده عالي نيروهاي مسلح را بر عهده دارد و نيروهاي مسلح نيز زير نظر هيئت دولت انجام وظيفه ميكنند.

مدت رياست جمهوري لبنان شش سال است و انتخاب مجدد وي در صورتي ممكن است كه شش سال از پايان رياست جمهوري اش بگذرد و تنها كسي را ميتوان براي رياست جمهوري برگزيد كه از شرايط نمايندگي برخوردار باشد و هيچ مانعي براي نامزدي اش بوجود نيايد.

بر اساس قانون اساسي لبنان قضات و كارمندان رده اول يا معادل آن در ادارات و نهادهاي عمومي و شخصيتهاي معنوي در قانون كلي تا زماني كه پستهاي خود را در اختيار دارند و تا دوسال پس از استعفا و كناره گيري عملي از شغل خود يا تاريخ بازنشستگي شان نميتوانند براي سمت رياست جمهوري انتخاب شوند.

بر اساس ماده 50 قانون اساسي لبنان رئيس جمهور پس از انتخاب شدن در برابر نمايندگان پارلمان به شرح زير سوگند ياد ميكند:

به خداوند متعال سوگند ياد ميكنم كه به قانون اساسي لبنان ، قوانين آن احترام بگذارم و حافظ استقلال ملي لبنان و تماميت ارضي آن باشم.

ماده 53 قانون اساسي لبنان وظايف رئيس جمهور را بشرح زير مشخص نموده است :

1- رئيس جمهور هر زمان كه بخواهد ميتواند رياست نشست هيئت وزيران را بر عهده داشته باشد بدون اينكه در راي گيري شركت كند.

2- تفويض حكم نخست وزير.

3- باتفاق نخست وزير دستور تشكيل دولت و دستور قبول استعفاي وزيران يا بركناري آنها را صادر ميكند.

4- موافقت با استعفاي نخست وزير.

5- ارجاع لوايحي كه از سوي هيئت وزيران در اختيار وي قرار ميگيرد به پارلمان.

6- ارائه مسائل فوق العاده به شوراي وزيران در خارج از دستور كار آنها.

7- هر زمان كه ضرورت ديد باتفاق نخست وزير ،شوراي وزيران را به نشست فوق العاده فرا ميخواند.

بر اساس ماده 65 و 77 قانون اساس لبنان ‚ رئيس جمهور ميتواند از شوراي وزيران بخواهد تا پارلمان را پيش از پايان دوره اش منحل كند و در صورت تصويب شوراي وزيران، پارلمان منحل ميشود و رئيس جمهور دستور انحلال پارلمان را صادر خواهد كرد.

ماده 54 قانون اساسي لبنان نيز تصريح دارد : دستور رئيس جمهور بايد به امضاي نخست وزير و نيز وزير مربوطه برسد جز در حكم تفويض نخست وزيري يا دستور قبول استعفاي وي كه تنها بايد با امضاي رياست جمهوري باشد .صدور قوانين نيز علاوه بر امضاي رياست جمهوري بايد امضاي نخست وزير را نيز به همراه داشته باشد.

در حال حاضر اميل لحود رياست جمهوري اين كشور را بر عهده دارد . لحود چهارم نوامبر سال 1998 به مدت 6 سال به عنوان رئيس جمهور ي لبنان برگزيده شد و مجلس اين كشور در سال 2003 ميلادي وي را به مدت سه سال ديگر در اين پست ابقا كرد. دوره كنوني رياست جمهوري اميل لحود 24 نوامبر امسال (سوم آذر ماه ) به پايان ميرسد.

بحث انتخاب رياست جمهوري از موضوعات داغ و جنجالي در ميان گروههاي سياسي لبنان است بطوري كه هنوز گروههاي لبناني نتوانسته اند در مورد نامزد واحد براي انتخابات رياست جمهوري به توافق برسند.

در حال حاضر گروههاي سياسي لبنان در باره حد نصاب لازم براي انتخاب رئيس جمهور با يكديگر اختلاف دارند و هر كدام در اين زمينه به روش خود به تفسير قانون اساسي ميپردازند.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 19:50 | لینک ثابت |
 
* * *

*