تبليغاتX
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ

 

  " سلام بر شهیدان راه خدا و سلام بر دلیرمردان و شیران روز و زاهدان شب، سلام بر شهدای خطه شجاعان، مردان ایثار، مجاهدان راه خدا و یادگاران دفاع مقدس.

سلام بر همرزمان و یاوران امام (ره)، شهیدان حمید و مهدی باکری. سلام بر شما رزمندگان که یکایک ایستاده‌اید، پشت در پشت هم، گوش به فرمان "سید علی"، پا جای پای حمید و مهدی رو به کربلا به قدس با آرزوی مولایمان.

در آستانه زادروز میلاد منجی عالم بشریت با شما عهد می‌بندم که از ایستادگی و دلدادگی شما بر خود ببالم و پاسدار ارزشهای والایتان باشم".

فرمانده نیروی زمینی سپاه

سرتیپ پاسدار احمد کاظمی

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 20:11 | لینک ثابت |

سيد محمد خاتمي در مراسمي كه به مناسب شب ‌عاشوراي حسيني در خانه هنرمندان برگزار شد، گفت:‌ جان كري در اجلاس داووس تصريح كرد، تصميمات نادرست ما ناشي از عدم شناخت علي(ع) ، حسين(ع) و شيعيان است . 
 
 سيد محمد خاتمي با اشاره به سخنان اخير جان كري در خصوص برداشت‌هاي غلط غرب از تفكر شيعي گفت:جان كري تصريح كرد كه آنها به دليل آن كه علي (ع) و حسين(ع) را نشناخته‌اند، درك درستي از شيعه ندارند و به همين دليل تصميم‌هاي درستي در باره شيعيان نمي‌گيريم و نياز دارد در اين خصوص بيش از اين تحقيق كنيم.
در اين محفل كه با حضور جمعي از عرصه‌داران شعر و ادب و هنر ايران برگزاري شد وي با بيان اينكه انسان موجودي تاريخي است گفت: اين تفاوت انسان با ساير موجودات بشر است‌ و تعريف تاريخ با توجه به گستردگي دامنه آن به صورت يكي از مباحث مهم فلسفه سياسي درآمده است.
رييس بنياد باران با طرح اين پرسش كه آيا انسان در جبر تاريخ اسير است خاطرنشان ساخت: در طول تاريخ ما شاهد حوادثي بوديم كه منشاء آثار فراوان در آينده بودند و حتي سرنوشت بشريت را عوض كردند.
سيد محمد خاتمي با استناد به تاريخ اسلام و هجرت پيامبر يادآور شد: اگر اين اتفاق نمي‌افتاد مطمناً سرشت و سرنوشت بشر ممكن بود چنين تحولاتي را ما سراغ داريم از سر نمي‌گذراند.
رييس جمهور سابق كشورمان تاكيد كرد: در دوران معاصر و دهه فجر نيز ما شاهد چنين اتفاقات و تحولاتي بوديم و بسياري مي‌دانند كه در روز 21 بهمن تصميم تعيين كننده‌اي مبني بر شكست حكومت نظامي از سوي امام خميني صادر شد و همين رويداد باعث پيروزي انقلاب اسلامي شد.
وي با بيان اينكه اگر چنين اتفاقي نمي‌افتاد سرنوشت انقلاب اسلامي با اقدام سركوبگرانه رژيم شاهنشاهي به شكست منتهي مي‌شد تصريح كرد: در تحولات تاريخ اسلام حركت امام حسين(ع) براي حركت از مدينه به مكه و از مكه به كربلا نيز بسيار سرنوشت‌ساز بود و امام مي‌توانست تصميماتي متفاوت از تصميمات اخذ شده در شروع نهضت بگيرد كه اگر چنين مي‌شد يقيناً حركت عاشورا با آن عظمت اتفاق نمي‌افتاد.
خاتمي ادامه داد: حركت امام با بيان روشن نهضت ثبت شد و تصميم مقابل امام بسيار خطرناك بود و يزيد تصور مي‌كرد با اقدام سركوبگرانه مي‌تواند پايان دوران رسالت را رقم زند.
رييس بنياد باران با بيان اينكه يزيد نمي‌دانست يك فرمانرواي مقتدر با فرمان درست خود بر تاريخ حكم مي‌راند تصريح كرد: تمام انتخاب‌‌هاي امام حسين(ع) به گونه‌اي بود كه نه تنها توانست حساسيت ‌انسان‌هاي زمان خود بلكه حساسيت‌ همه دوران‌هاي تاريخ را برانگيزد بلكه توانست اين مطلب را القا كند كه تاريخ‌نگاران تاريخ را آن گونه كه امام حسين(ع) مي‌خواهند بنگارند.
رييس جمهور سابق كشورمان با اشاره به اينكه قيام امام حسين بر مبناي امر به معروف و نهي از منكر آغاز شده بود گفت: در اين حركت منكري بالاتر از حكومت جباران و معروفي بالاتر از اعتراض به اين شيوه وجود نداشت.
خاتمي با بيان اينكه امام حسين بر اساس خواست مردم نهضت خود را اغاز كرد خاطرنشان ساخت: حكومت زماني مطلوب است كه فضيلت داشته باشد اما زماني اين حكومت مطلوب برقرار خواهد شد كه مورد خواست و راي مردم باشد.
وي مردم‌سالاري را مطابق با قرائت امام حسين(ع) از دين دانست و گفت:‌ بهترين حكومت‌ها حق تحميل خود بر مردم را ندارند‌ مگر اينكه مورد قبول جامعه باشند.
رييس بنياد باران افزود: ابا عبدالله(ع) اگر چه بعد از اطلاع از وضعيت مردم كوفه مبني بر دست برداشتن از حمايت امام اعلام كرد كه قصد بازگشت دارد اما در عين حال نشان داد كه زير بار ذلت و بيعت با يزيد نمي‌رود.
وي گفت: همه تاريخ اعم از زيبايي و زشتي در تابلوي عاشورا حضور دارد.
خاتمي با اشاره به سفر اخيرش براي حضور در كنفرانس داووس و سخنان جان كري سناتور دموكرات آمريكايي مبني بر بيان ويژگي‌هاي امام علي(ع) و امام حسين(ع) تصريح كرد:بسياري از انسان‌ها در طول تاريخ از صحنه شگفت‌انگيز عاشورا درس و الهام گرفتند.
وي در پايان، سخنانش را با بيان بخشي از تركيب‌بند معروف محتشم كاشاني خاتمه داد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 20:6 | لینک ثابت |

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

 اولاً تشكر ميكنم از همه‏ى برادران و خواهران عزيز كه اين راه طولانى را طى كرديد و به اين حسينيه تشريف آورديد و اين محفل سراپا صميميت و صفا را تشكيل داديد. خيلى خوش‏آمديد! قارداش لار... باجيلار، خوش گلميسيز!(1)

خاطره‏ى مجاهدت آزادمنشانه‏ى هشيارانه‏ى مردم آذربايجان از حافظه‏ى ملت ايران پاك نخواهد شد. بيست و نه بهمن سال 1356 يكى از اين خاطره‏هاست. شما در شناسنامه‏ى تاريخى خودتان چه در دوران تاريخ گذشته، چه در دوران بعد از انقلاب، چه در دوران جنگ تحميلى و چه تا امروز از اينگونه حوادث بسيار داشته‏ايد. البته تاريخِ سرتاپا افتخار مردم عزيز آذربايجان در يك نقاطى اوج ميگيرد كه يكى از اين نقاط همين بيست و نه بهمن است.

اگر براى جوانهاى عزيزى كه آن روز را نديدند، بخواهيم در دو جمله مسئله را تصوير كنيم، مسئله اين است كه يك حركتى در مواجهه‏ى با رژيم غدار، از يك نقطه‏اى، يعنى از حوزه‏ى علميه‏ى قم و مردم قم سربلند كرد، رژيم بيباك و غدار و متكى به آمريكا بشدت آن را سركوب كرد، نفسها در سينه‏ها حبس شد. همه خيال كردند قضيه تمام شد. آن نقطه‏اى كه نگذاشت اين قضيه به اينجا ختم شود و يك حادثه را تبديل به يك جريان و يك فرايند كرد، عبارت بود از تبريز و آذربايجان. يعنى مردم غيور و شجاع و باهوش تبريز، يك حادثه را تبديل كردند به يك جريان؛ نگذاشتند اين حادثه در قم دفن شود. اگر بخواهيم تشبيه كنيم به حوادث صدر اسلام، مثل كار جناب زين‏العابدين و زينب‏كبرى در حفظ حادثه‏ى عاشورا و نگذاشتن و مانع شدن از اينكه اين حادثه در صحراى كربلا دفن شود و فراموش شود. شما اين را يك پرچمى كرديد و با قدرت اين را در دست نگه داشتيد و اين پرچم شد شاخص. اين، اهميت حادثه را نشان ميدهد.

اگر بخواهيم اين حادثه را برگردانيم بر روى روحيات مردم و خصوصيات مردم آذربايجان، نتيجه اين ميشود كه اين مردم هم شور و هيجان دارند، هم شعور و هوشيارى سطح بالا دارند؛ ميدانند چه كارى اهميت دارد و كى‏ اهميت دارد؛ هم شجاعت و غيرت كافى دارند كه اين كار را ولو بسيار خطر داشته باشد، انجام بدهند؛ مردمى هستند بيدار، بيدار؛ بيدارى كه شما شعارش را ميدهيد.(2) بنده با همه‏ى وجود اين شعار را قبول دارم، از سالها قبل هم گفته‏ام. من در مقابل شعار شما به عنوان تصديق اين حرفها عرض ميكنم: آذربايجان اوياخسان، انقلابا داياخسان.

همه‏ى قضيه هم در همين بيدارى و هشيارى و درك بالا و موقعيت‏سنجى و اقدام بجا و شجاعانه خلاصه ميشود. اگر فرض كنيد يك ملتى كه در طول قرنهاى متوالى بر اثر فساد دستگاههاى حاكم، بر اثر استبدادهاى گوناگون دچار غفلت شده است، دچار عقب‏ماندگى شده است، از قافله‏ى علم و تمدن و همه چيز عقب افتاده است، بعد هم استعمار وارد شده است با شيوه‏ها و روشهاى بسيار پيچيده و مرموز، اينها را در آن حالت نگهداشته، منابع حياتى آنها، ارزشهاى تاريخى و فرهنگى آنها را نابود كرده است و زمام اين ملت و اين كشور را در دست گرفته است، بخواهد ورق را برگرداند، به چه احتياج دارد؟ ميشود رفت پيش استعمارگر ظالم و غدار و از او خواهش كرد: آقا شما بيائيد از استعمار دست برداريد، از منافع خودتان صرفنظر كنيد؟ ميشود اين كار را كرد؟ فايده‏اى دارد؟ اگر نه، بگوئيم التماس نميكنيم، مذاكره ميكنيم، با مذاكره حل ميشود؟ ميشود طعمه را از دهان گرگ با مذاكره، با حرف حساب، درخواست گرفت، ميشود اين كار را كرد؟

ملتها در چنين مقاطعى يك راه بيشتر ندارند و آن اينكه جوهر خودشان را نشان بدهند، قدرت خودشان را به صحنه بياورند، از توانائيهاى خودشان استفاده كنند تا دشمن نتواند بر روى ضعفها و ناتوانيهاى آنها تكيه كند. جز اين راهى براى يك ملت وجود ندارد. اين كارى بود كه ملت ايران كرد. اين كار هم احتياج دارد به بيدار بودن، آگاه بودن، تنبلى نكردن، دل به خواسته‏ها و آسايشهاى حقير مادى نقد و كوچك نسپردن، اهداف و آرمانهاى بزرگ را در نظر گرفتن و وارد ميدان شدن؛ به اين احتياج دارد. اساسش بيدارى است؛ اين كار را ملت ايران كرد.

بيست و دوم بهمن اوج اين كار بود. بيدار كننده‏اى كه سالها فرياد كشيد تا اين مردم را بيدار كند، امام بزرگوار ما بود. در اين كار همه‏ى خيرخواهان، همه‏ى مصلحان، همه‏ى دانشمندان، همه‏ى علماى دلسوز كمك كردند، قشرهاى مختلف هر كدامى بتدريج وارد شدند و كمك كردند. ناگهان ملت ما از ملتى كه سابقه‏ى دوران قاجار را داشت و بعد در دوران پهلوى بكلى لگدمال شده بود، تبديل شد به يك ملت زنده و بيدار، آمد وسط ميدان، قدرت خودش را علنى كرد، قدرت خود را به صحنه آورد. اين قدرت، قدرت ملى است؛ قدرت آحاد مردم است، هيچ نيروئى در مقابل اين قدرت تاب مقاومت ندارد. ملتها امتحان كنند. البته امتحانش آسان هم نيست، فداكارى ميخواهد، رهبرىِ درست ميخواهد. اگر اين فراهم بشود، هيچ ملتى در دنيا زير ستم نخواهد ماند؛ دچار فقر نخواهد ماند. اين شرايط در كشور عزيز ما فراهم شد.

بدون ايمان هم ممكن نبود اين بيدارى به وجود بيايد. ايمان مردم از درون مثل يك موتور فعال وجود آنها را به راه انداخت. اگر ايمان نبود، مرگ اينجور كوچك نميشد در چشم مردم. آن چيزى كه مرگ را حقير ميكند در مقابل چشم مردم، ايمان است. لذا هر چه ايمان بالاتر باشد، مرگ حقيرتر ميشود. ايمانى مثل ايمان على‏بن‏ابى‏طالب، آنقدر مرگ را تحقير ميكند و كوچك ميكند كه ميگويد من از مرگ نه فقط وحشت ندارم، بلكه با او انس دارم. «انس للموت من الطّفل بثدى امّه»؛ انس دارم، علاقه دارم، اصلاً نه اينكه نميترسم، استقبال ميكنم؛ اين ناشى از ايمان است. وقتى ايمان هست، مرگ پايان زندگى نيست.

وقت مردن آمد و جستن ز جو

كلّ شى‏ء هالك الّا وجهه از جو انسان ميپرد. يك خط فاصلى است بين اين نشئه و آن نشئه؛ بعضيها را با زنجير از اين خط فاصل عبور ميدهند؛ آنهائى كه چسبيده‏اند به زندگى دنيا، بعضى خودشان جست ميزنند، خودشان را پرتاب ميكنند؛ چرا؟ چون مى‏بينند آنجا چه خبر است. وعده‏ى الهى را مشاهده ميكنند. لذا شهداى عزيزى كه نام اينها را شنيده‏ايد، بسيارى از اينها را ميشناسيد، بعضى از شماها با آنها همراه بوده‏اند، زندگى كرده‏ايد، اين شهدا از مرگ نميترسيدند، اينها عاشق زندگى بوده‏اند. وصيتنامه‏ها را كه انسان نگاه ميكند، اين را ميفهمد. راه يك ملت اين است. ملت ما اين راه را شروع كرد.

فرقى كه اين ملت و انقلابش با بسيارى از ملتهائى كه انقلاب كرده‏اند داشت، اين است كه اين ملت خود را به جاى محكمى متصل كرد؛ «فقد استمسك بالعروة الوثقى». عروه‏ى وثقى‏ يعنى شما بخواهيد از روى يك پرتگاهى عبور كنيد، از يك لبه‏ى باريكى بخواهيد عبور كنيد، يك ريسمان محكمى باشد، دستتان را بگيريد. وقتى دستتان را گرفتيد، خاطرتان جمع است كه ديگر پرتاب نميشويد. اين عروه‏ى وثقى است. «فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللَّه فقد استمسك بالعروة الوثقى»؛ كفر به طاغوت، ايمان به خدا. ملت ما اين را داشت، لذا از اين گذرگاه عبور كرد؛ دغدغه‏اى برايش به وجود نيامد و همين موجب شد كه اين حركت عظيم در بين مردم بماند.

به اين نكته جوانهاى عزيز ما توجه كنند؛ اهل معرفت و اهل فكر توجه كنند. انقلاب يك جريان است، همه جا همينجور است؛ يك جريان است، يك حادثه نيست، لكن اين جريان در بسيارى از جاها در وسط راه متوقف ميشود. به تاريخ انقلابهاى گوناگون، انقلابهاى بزرگ نگاه كنيد؛ وسط راه متوقف ميشوند. يك عده‏اى به يك پيروزى ميرسند، دل خوش ميكنند، از مردم فراموش ميكنند، مردم يواش‏يواش صحنه را رها ميكنند؛ تمام ميشود.

انقلاب كبير فرانسه كه در قرن هيجدهم - اواخر قرن هيجدهم - شروع شد، در اوائل و اول قرن نوزدهم زايل شده بود، از بين رفته بود، چيزى ازش باقى نمانده بود. عليه سلطنت ديكتاتورى قيام كردند، سلطنت را زائل كردند، بعد از حدود پانزده سال، يك پادشاه مقتدر مستبد ديگرى به نام ناپلئون بناپارت آمد سر كار. دهها سال اينها گرفتار بودند، بعد يواش‏يواش، بتدريج توانستند يك جورى خودشان را از بخشى از آن مسائل كنار بكشند.

انقلابها نميمانند؛ نيمه‏كاره رها ميشوند؛ چون ايمان نيست؛ چون آن عروه‏ى وثقى‏ نيست. اين انقلاب در بين مردم ما ماند و روز به روز شادابتر شد و كارائى خودش را روز به روز بيشتر نشان داد. امسال شما نگاه كنيد به بيست و دو بهمن. بيست و نه سال از انقلاب گذشته است. امسال بيست و دو بهمن همانطور كه جناب آقاى مجتهد شبسترى از تبريز نقل كردند، بنده هم از نقاط مختلف - چه تهران، چه ساير شهرستانها - خبرگيرى كردم، كسانى كه اهل اين كارند و اهل تشخيصند، تقريباً به طور قاطع نظر دادند كه امسال حضور مردم، هيجان مردم، شركت مردم از سال گذشته و سالهاى قبل بيشتر بود؛ چرا؟ چون اين ملت زنده است؛ چون اين انقلاب زنده است.

آن كسانى كه در طول اين سالهاى وسط ناگهان هيجانزده شدند، اعلام كردند كه انقلاب تمام شد، انقلاب مُرد، امام فراموش شد، خطا كردند، بد محاسبه كردند، اشتباه كردند. انقلاب بانشاطتر شد. ارزشهاى انقلاب زنده‏تر شد.

امروز آن كسى كه بيايد بين مردم و شعارهاى انقلاب را مطرح كند، مردم به او رأى ميدهند؛ مردم او را ميخواهند؛ چون كارائى انقلاب را مى‏بينند؛ كارهائى كه انقلاب در اين كشور كرده، جايگاهى كه براى اين ملت در دنيا به وجود آورده، روح اعتماد به نفسى كه در جوانان اين ملت دميده شده، اينها چيزهائى است كه گاهى در صد سال هم به دست نمى‏آيد. اين انقلاب اينها را انجام داد. مشكلات اينجورى حل ميشود.

جوان، استعداد، توانائيهاى درونى، آمادگيهاى لازم، از حالت بالقوه بتدريج به حالت بالفعل تبديل ميشوند. انسانهاى خام به فرآورده‏هاى برجسته‏ى انسانى تبديل ميشوند و قدرت مديريت، قدرت سازندگى، قدرت توليد، قدرت دويدن در مسابقات انسانها در سطح جهان - مسابقات ملتها - به آنها داده ميشود و يك ملت جلو مى‏افتد. مايه‏ى همه‏ى اينها انقلاب و ارزشهاى انقلاب است .

اين ارزشها بايد پايدار بماند و مانده است؛ تا امروز اين ارزشها پايدار مانده است؛ زنده‏تر شده است. من بارها گفته‏ام: جوان امروز ما از جوان سال 1359 كه جنگ تحميلى شروع شد، آمادگى‏اش براى حضور در ميدان نبرد اگر بيشتر نباشد، كمتر نيست. ما راهمان براى آينده مشخص است و برنامه‏ريزى به صورت كلان بر رفتار عمومى انقلاب به توفيق الهى و به فضل پروردگار حاكم است. ما ميدانيم چه ميخواهيم بكنيم.

ملت ايران در درون كشور خود، در درون استعدادهاى مردم خود، در عمق تاريخ خود گنجينه‏هاى بسيار زيادى دارد؛ ما ميخواهيم اين گنجينه‏ها را احيا كنيم. اين گنجينه‏ها وقتى احيا شود، يك ملت ثروتمند ميشود؛ يك ملت عالِم ميشود. فناورى، علم، تمدن، قدرت بيان و جايگاه برتر در مجادلات بين‏المللى براى او حاصل ميشود. آنوقت آن ملت ميشود الگو براى ملتهاى ديگر. تا امروز هم ملت ما الگو بوده است.

تا قبل از انقلاب اسلامى، ملت فلسطين هميشه درجا زدند، هميشه عقب رفتند. ملتهاى اسلامى، كه جوانهائى در بين آنها بودند كه يك مقدار احساسات داشتند، گرايشهاى چپ پيدا كردند كه با فرو ريختن اردوگاههاى چپ همه چيز تمام شد. اما انقلاب آنها را احيا كرد؛ ملتها را بيدار كرد. اگر يك نگاهى به صحنه‏ى پيرامون خودمان و دنياى اسلام بيندازيم، اين معنا كاملاً روشن ميشود. تا الان هم ملت ايران الگو بوده است. اما آن روزى كه شما جوانها، شما استعدادهاى درخشانى كه تمام سرزمين كشور ما را پوشانده‏ايد، بتوانيد اين استعدادها را ان‏شاءاللَّه به منصه‏ى ظهور برسانيد، اين ملت به يك الگوى عملى براى كشورهائى كه زير ستم هستند، تبديل خواهد شد؛ اين خيلى مهم است. كليد سعادت خود اين ملت و كليد سعادت ملتهاى ديگر در دست ملت ماست؛ در دست شما جوانهاست. و دشمن اين را ميداند؛ دشمن اين نكته را دريافته؛ لذا سعى ميكنند اين ملت را از ادامه‏ى راه خودشان منصرف كنند.

همه‏ى تلاشهاى تبليغاتى، سياسى، اقتصادى، فشارهاى گوناگون، تحريمهاى گوناگون، قطعنامه‏هاى گوناگون براى همين است كه به اين ملت بباورانند اين راه را ادامه ندهد؛ ميخواهند كارى كنند اين ملت اين راه را ادامه ندهد. ميدانند كه اگر اين راه به وسيله‏ى اين ملت با همين شتاب، با همين قدرت ادامه پيدا كند، چتر ظلم و استكبار و طمع‏ورزى و غارتگرى‏اى كه اينها بر روى ملتهاى مسلمان و امت اسلامى گسترده‏اند، جمع خواهد شد؛ نابود خواهد شد؛ موجوديت استكبار در ميان كشورهائى كه وابسته‏ى به امت اسلامى هستند، به خطر خواهد افتاد. اين را ميدانند؛ خوب، تلاش ميكنند؛ تلاشِ فراوان ميكنند.

ببينيد همين چند روز قبل از اين رئيس جمهور آمريكا گفت: ما روى ايران فشار مى‏آوريم تا مردم ايران به اين نتيجه برسند كه دنبال انرژى هسته‏اى رفتن برايشان صرفه ندارد. معناى اين حرف اين است كه رسيدن ملت ايران به يك اوج فناورى‏اى كه حالا مظهرش از نظر آنها مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است، به قدرى ملتهاى ديگر را سر شوق مى‏آورد، توانائيهاى ملتهاى مسلمان را به آنها مى‏باوراند كه ديگر آنها نميتوانند اين را كنترل كنند؛ نميتوانند مهار كنند. ميخواهند نرسد. البته اسم ديگرى رويش ميگذارند؛ ميگويند: ما از بمب اتم ميترسيم! اما خوب، خودشان هم ميدانند، خيليها هم در دنيا ميدانند كه دروغ ميگويند؛ مسئله‏ى آنها مسئله‏ى بمب اتم نيست. ميدانند كه ايران به دنبال سلاح هسته‏اى نيست؛ به دنبال دانش هسته است، به دنبال فناورى هسته‏اى است؛ آنها از همين ناراحتند. يك ملت بدون اينكه از آنها اجازه گرفته باشد، بدون اينكه از آنها كمك گرفته باشد - دست گدائى به سوى آنها دراز كرده باشد - از درون خود بتواند يك چنين فورانى بكند و اوجى بگيرد. اين است كه آنها را عصبانى ميكند. «ما از فلان جناح، فلان گروه حمايت ميكنيم»؛ چرا؟ چون آن جناح گفته يا وعده كرده كه با پيمودن اينگونه راهها موافق نيست؛ با ايستادگى موافق نيست؛ موافق اين است كه برويم پيش آمريكا عرض بكنيم خدمتشان كه شما اجازه بدهيد ما پيشرفت كنيم(!) از دهان گرگ طعمه را با مذاكره نميشود گرفت؛ با قدرت بايد گرفت. هزار و صد سال است كه در ادبيات كشور ما:

مهترى گر به كام شير در است‏           رو خطر كن ز كام شير بجوى‏

را گفته‏اند. گاهى هم عمل شده در تاريخ ما، بسيارى از اوقات هم عمل نشده. امروز ملت ايران دارد با ايستادگى خود به اين توصيه عمل ميكند؛ «رو خطركن». اين است مسئله‏ى ما.

مسئله‏ى ما با آمريكا و مسئله‏ى ما با مستكبرين عالَم اين است. آنها ميگويند شما وجودتان، استعدادتان، قدرتتان را به صحنه نياوريد كه در مقابل قدرت ما، سلاح ما، توانائيهاى تبليغاتى ما رقيبى وجود نداشته باشد، ما بتوانيم يكه‏تازى كنيم در ميدان. جواب ملت ما اين است كه: نخير، ما ميتوانيم از حق خودمان دفاع كنيم؛ ميتوانيم جلو تجاوز شما را بگيريم؛ اگر نكنيم، خدا از ما مؤاخذه خواهد كرد.

راهى كه ملت ايران انتخاب كرده، راه درستى است؛ حضور در صحنه، رها نكردن اين دستاورد بزرگ. مسائل جزئى، اختلافى، اهميتى ندارد. بگو مگوهائى كه اين گروه با آن گروه، اين آدم با آن آدم دارد، اينها اهميت ندارند. اينها چيزهاى جزئى است. خانواده‏ى انقلاب بايد يكپارچگى خودش را حفظ كند. بنده اولِ امسال گفتم: «اتحاد ملى»؛ يعنى خانواده‏ى ملت، خانواده‏ى انقلاب وحدت خود را، درونگرائى خود را نسبت به يكديگر، اتصال و چسبندگى را به يكديگر حفظ كنند؛ نگذارند واگرائى به وجود بيايد. ملت بحمداللَّه خودش اين توصيه را آويزه‏ى گوش دارد؛ احتياج به گفتن ما هم شايد نبود. ما هم تابع همين عقلانيت عظيمى هستيم كه در ملتمان هست؛ ما هم به ملت عرض كرديم و آنها هم نشان دادند كه همينجور است.

چند صباح ديگر انتخابات داريم. حضور در انتخابات هم از همين قبيل است؛ حضور است. من اصرارم در همه‏ى انتخاباتها بر حضور است. بايد آمد سر صندوق رأى، به كورى چشم دشمن بايستى رأى داد. دشمن ميخواهد كه ملت انتخابات نداشته باشد، راهپيمائى بيست و دو بهمن نداشته باشد، راهپيمائى قدس نداشته باشد، حضور در مراسم عظيم دينى نداشته باشد، احساسات دينى نداشته باشد. جوان ما بى‏تفاوت و بى‏رگ و بى‏اعتنا و دلسپرده‏ى به شهوات و غرق در فساد و در مواد مخدر باشد. دشمن اين را ميخواهد؛ اين براى دشمن خوب است، لذا اين را ترويج ميكنند؛ گاهى به زبان بيان ايدئولوژى، گاهى به زبان تهديد سياسى، گاهى به زبان تهديد نظامى، گاهى به وسيله‏ى باندهاى قاچاق مواد مخدر، گاهى به وسيله‏ى ترويج فيلمهاى مهيج شهوت؛ دشمن همه‏جور وارد ميدان ميشود و تلاش ميكند و خودكشون ميكند كه بلكه بتواند اين ملت را از اين حركت مستقيم و قوى و عزيز منصرف كند. وقت انتخابات هم كه ميشود - شايد يادتان هست - غالباً قبل از انتخابات يك حرفى ميزنند كه معنايش اين است كه مردم در انتخابات شركت نكنيد؛ كارهائى ميكنند، تلاش ميكنند؛ گاهى به وسيله‏ى آدمهاى غافل و فريب خورده، گاهى به وسيله‏ى آدمهاى وابسته، كارهائى ميكنند كه بلكه مردم را از شركت در اين مراسم عظيم باز بدارند، كه انتخابات يكى از اين مراسم بسيار عظيم است.

من توصيه‏ام به مردم در درجه‏ى اول اين است كه بيايند وارد ميدان انتخابات شوند، صندوقهاى رأى را پر رونق كنند. خود اين صفوفى كه ايستادند، ممكن است زحمت هم داشته باشد؛ در هواى سرد؛ يك ساعت - كمتر، بيشتر - اما اين مجاهدت است، اين جهاد است؛ اين زحمت پيش خداى متعال اجر دارد. بروند رأى بدهند. اين در درجه‏ى اول.

به كى‏ رأى بدهند؟ شاخص اين است كه شعارهاى انقلاب بايستى به وسيله‏ى مسئولين و منتخبين ما روز به روز زنده‏تر شود. اين شاخص است. ربطى به جناح‏بنديها ندارد، ربطى به اسمها ندارد. علاج دردهاى اين ملت و وسيله‏ى رسيدن به آرمانهاى اين ملت، شعارهاى انقلاب است؛ اينها بايد حفظ شود. آن كسانى كه با اين شعارها به معناى حقيقى كلمه مخالفند، دشمنِ اين شعارهايند؛ اينها نبايد در مراكز تصميم‏گيرى واقع بشوند. بين ملتند، باشند. آحاد ملت، هر كسى هر عقيده‏اى داشته باشد، اشكال ندارد؛ اما آن كسى كه عقيده‏اش اين است كه اين ماشين بايد راه نيفتد، اين را نميشود پشت رُل گذاشت. يك آدمى كه عقيده‏اش اين است كه از اين جا بايد اين اتومبيل حركت نكند، اين شخص را پشت فرمان خودرو بگذاريم، هيچ وقت اين اتومبيل حركت نخواهد كرد. بايد كسى را بگذاريم كه معتقد به اين حركت باشد، معتقد به اين راه باشد، معتقد به آن هدف باشد، معتقد به توانائيهاى ملى باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد و شاخصها را قبول داشته باشد. اين آن نقطه‏ى حساس است. اين هم نكته‏ى دوم است.

البته بايد هوشيارى بخرج داد؛ بايد هوشيارى بخرج داد. از دوروها و دورنگها و ظاهر باطن مختلفها بايستى ترسيد. خيلى اوقات، در طول تاريخ، اسلام از اين دورنگيها، يكى نبودن ظاهر و باطن اشخاص، ضربه خورده است. حالا روايت هم در اين زمينه زياد هست. اين را بايد مواظبت كرد. شما مردم هوشيارى هستيد؛ اين را چه امثال من بدانيم، چه ندانيم، چه بگوئيم، چه نگوئيم، تاريخ ما، انقلاب ما، حوادث اين بيست و نه سال ثابت كرده است؛ نه فقط به خود ما، به دنيا ثابت كرده. لذا به نام شما و ملت شما و مردم شما و امام شما افتخار ميكنند. همين شهداى برجسته‏ى دنياى اسلام، همين شهيد عزيزى كه چند روز قبل به وسيله‏ى صهيونيستها به شهادت رسيد، اينها افتخار ميكردند كه بچه‏هاى امامند؛ خودشان را فرزند امام ميدانستند. اين شهيد حاج عماد خودش را فرزند امام ميدانست. يعنى واقعاً اگر با يك جوان خودمان مقايسه كنيم، او معتقد نبود كه اين جوان ايرانى به امام از او نزديكتر است. او هم خودش را به قدر يك جوان ايرانى فرزند امام و نزديك به امام ميدانست؛ چرا؟ چون امام به او روح داده بود؛ امام او را زنده كرده بود. اينجور جوانها هميشه در لبنان و در فلسطين و در غزه و در همه جا بودند، اما اينجور كارهاى بزرگ از اينها سر نميزد. كى‏ فكر ميكرد جوانهاى لبنانى با سلاحهاى معمولى بتوانند ارتشى را كه ادعا ميكند يكى از بزرگترين ارتشهاى دنياست، آنجور با افتضاح عقب بزند. روزهاى اوّلى كه جنگ سى و سه روزه تمام شده بود، صهيونيستها ميگفتند نه، ما شكست نخورديم(!) حالا گزارش اين كميته‏ى ونيوگراد قضايا را برملا كرده. اينها ظاهرسازى كردند كه خيلى آبروريزى هم نشود؛ اما كاملاً پيداست؛ يك ارتش مجهز، امريكا هم مستقيماً وارد شد - اين را بدانيد امريكا در جنگ سى و سه روزه‏ى لبنان مستقيم وارد شد؛ هم پشتيبانى كرد، هم مستقيم وارد شد، بى سروصدا - اما همه‏شان شكست خوردند. از كى‏؟ از يك عده جوان كه وسيله‏شان عبارت بود از اعتماد به نفس، اتكال به خدا و نترسيدن از مرگ، ايستادگى در ميدان؛ توانستند شكست بدهند. افسانه‏ى شكست‏ناپذيرى قدرتها اينجورى باطل ميشود.

خدا را شكر ميكنيم؛ خدا را شكر ميكنيم بر نعمت انقلاب، خدا را شكر ميكنيم بر نعمت امام، خدا را شكر ميكنيم بر اين عظمتى كه ملت ايران از خودشان نشان دادند، خدا را شكر ميكنيم بر توفيقى كه به اين ملت داده است. يك‏يك شما مردم و شما جوانها، يك نعمت بزرگ خدا هستيد كه انسان بايد براى آنها خدا را شكر كند - «و ان تعدوا نعمت اللَّه فلا تحصوها» - مگر ميشود نعمت‏هاى الهى را احصاء كرد؟ اين نعمتها را بايد حفظ كنيم. اين نعمتها را هم مسئولين بدانند، بايد اين نعمت را حفظ كنند، شكر كنند تا اين نعمت برايشان بماند، هم آحاد مردم اين نعمت خدا را قدر بدانند. بدانيد فرداى اين ملت از امروز اين ملت بمراتب بهتر و روشن‏تر و دلنوازتر است. و ان‏شاءاللَّه شما جوانها آن روزها را خواهيد ديد. و خواهيد توانست ثمره‏ى اين مجاهدتهاى عظيم را بچينيد و ان‏شاءاللَّه دنيائى را به آبادى و سعادت و فلاح برسانيد.

پروردگارا! قلب مقدس ولى‏عصر را از ما راضى كن؛ ما را سربازان آن بزرگوار قرار بده؛ ما را با ولايت و محبت آنها زنده بدار و بميران. پروردگارا! روح مطهر امام، ارواح مطهر شهيدان را از ما راضى كن؛ آنها را در عالى‏ترين درجات با اولياءت محشور بفرما.

والسّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته‏


1) برادران و خواهران! خوش‏آمديد.

2) ديدار كنندگان قبل از شروع سخنرانى / پس ازبيانات فوق، شعار ميدادند: ...

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 19:16 | لینک ثابت |

با عرض پوزش از ساحت مقدس حضرت امام حسين عليه السلام و خانواده معظم شهداء عليرغم ميل باطني خودم اظهارات سراپا هتاكانه اعلمي نماينده مجلس شوراي اسلامي را از سايت وابسته به خودشان تقديم ميكنم:

بدنبال انتشار ناقص اظهارات اكبر اعلمي نماينده مجلس شوراي اسلامي در خبرگزاري فارس ، يكي از نزديكان وي متن كامل اين سخنراني را كه در دفتر حزب اعتماد ملي زنجان ايراد شده بود در اختيار "نوانديش" قرار داد كه بدين شرح مي باشد:
اكبر اعلمي : امروزه در كشور ما دو نوع تحليل و ارائه وضعيت كشور وجود دارد؛ يك نوع تحليل و ارائه وضعيت توسط آقاي احمدي‌نژاد و صدا و سيما و برخي نهاد‌هاي حامي دولت انجام مي‌شود كه به ملت مي‌گويند، الحمدلله، شرايط داخلي و خارجي كشور بسيار خوب است، امن و امان است، گراني نيست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامي مفسدان هر روز از جيب آقاي احمدي‌نژاد بيرون مي‌آيد و خوشبختانه ديگر فاسدي در كشور نداريم. در باب سياست خارجي هم هيچ خطري ايران را تهديد نمي‌كند. آمريكا و ديگر كشورهاي قدرتمند غلط مي‌كنند كه تهديدي براي ايران باشند. اگر احيانا كسي در جايي مواجه با گراني شد، بيايد و از بقالي همسايه‌ آقاي احمدي‌نژاد خريد كند.

اعلمي با بيان اين كه اين نوع تحليل، سهل‌الوصول‌ترين پاسخ به افكار عمومي و پوپوليستي‌ترين نوع واكنش از سوي يك مسؤول است، گفت: من معتقدم كه هر نوع مواجهه غيرصادقانه هر مسؤولي با مردم و كتمان واقعيت‌ها از آنان، مصداق خيانت است.
اعلمي افزود:‌عنوان حكومت ما جمهوري اسلامي است و مردم كه به ما رأي داده‌اند، انتظار دارند كه ما پا جاي پاي قديسان صدر اسلام بگذاريم. پس نبايد يك مسؤول مردم را اين‌گونه عوام پندارد كه هرچه بگوند، همه قبول كنند.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي با گفت: من به عنوان يك نماينده مردم مي‌خواهم صادقانه بگويم، نه شرايط داخلي ما امروزه مطلوب است و نه شرايط خارجي.
اعلمي با ارائه‌ تحليلي از شرايط بين‌المللي قبل از حمله آمريكا به عراق گفت: قبل از حمله‌ آمريكا به عراق، كشورهاي روسيه، چين، فرانسه و آلمان به شدت مخالف اين حمله بودند، و حال اين كه امروز انگليس، فرانسه پشت سر آمريكا قرار دارند و فرانسه از آمريكا تندروتر است و آلمان هم با برنامه‌هاي ايران مخالف است و روسيه و چين هم به دنبال منافع ملي خودشان هستند. بسيار عاميانه است كه تصور شود روسيه و چين با اين حجم عظيم مبادلات تجاري، پشت به آمريكا كنند و به حمايت از ما بپردازند.
اعلمي افزود:نبايد مانند برخي از تحليل‌هاي عاميانه چنين پنداشت كه آمريكا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گير كرده و توان جنگ ديگري را ندارد و آمريكا دست به حماقت ديگري نخواهد زد كه نارضايتي ملت خود را افزايش دهد.
اعلمي با بيان اين كه در نظرسنجي انجام گرفته در شهريور سال 1385 حدود 45درصد در آمريكا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شكست مذاكرات، خواهان حمله نظامي به ايران بودند. اعلمي با اشاره به سفر اخير احمدي‌نژاد به آمريكا گفت: به يمن و بركت حضور آقاي احمدي‌نژاد در دانشگاه كلمبيا و معجزات و موضعگيري‌هاي وي، بر اساس نظرسنجي مؤسسه زاگبي حدود 52درصد از شركت كنندگان در اين نظرسنجي در انتخابات آتي رياست جمهوري آمريكا معتقد به حمله آمريكا به ايران براي جلوگيري از دسترسي ايران به سلاح هسته‌اي هستند. 53درصد هم معتقدند كه بعد از انتخابات حمله به ايران صورت خواهد گرفت.
اعلمي افزود: من در كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي هم تحليل خودم را ارائه دادم و گفتم: شما فرض كنيد ما حزب جمهوري‌خواه هستيم، الآن به هر دليلي حزب جمهوري‌خواه در نزد افكار عمومي با شكست روبرو شده است. ضرب‌المثلي هست كه مي‌گويد: آب كه از سرگذشت، چه يك وجب چه صد وجب. در رقابت‌هاي حزبي شاهد بوده‌ايم كه مخصوصاً بعد از دوم خرداد سال 1376 احزاب سعي مي‌كنند از يكديگر مچ‌گيري كنند، خصوصاً در كشور ما معمولاً روابط احزاب از نوع مچ‌گيري است. در غرب هم به نوعي اين مچ‌گيري‌ها وجود دارد. منتهي مچ‌گيري‌ها در غرب مقداري برحسب حساب و اعداد و ارقام است. الآن اين‌ها به نوعي سعي مي‌كنند افكار عمومي را به سمت خود جهت بدهند. حزب جمهوري‌خواه در حال حاضر شكست خورده و به دنبال برگ برنده مي‌گردد تا شرايط كنوني را كه هم به زيان آن‌هاست به‌ نفع خودشان تغيير دهند. اگر آمريكا به ايران حمله كند، دو احتمال وجود دارد؛ يا با شكست روبرو خواهد شد، يعني تثبيت وضع موجود، كه حزب جمهوري‌خواه شكست خورده است، يا با پيروزي روبرو خواهد شد. فقط درصد پيروزي فرق مي‌كند. شما فرض كنيد فقط يك درصد احتمال اين‌كه در صورت حمله به ايران موفق شوند و بتوانند افكار عمومي آمريكا را به نفع خودشان تغيير جهت بدهند. اگر شما به جاي يكي از سران حزب جمهوري‌خواه باشيد كدام گزينه را انتخاب مي‌كنيد؟ گزينه تداوم شكست را يا گزينه يك درصدي كه احتمال دارد شكست را به پيروزي تبديل كند؟ [جمعيت: گزينه دوم را انتخاب مي‌كنند.]حتماً گزينه دوم را انتخاب مي‌كنند. پس به اين خاطر است كه من در يك جمع‌بندي به اين نتيجه مي‌رسم كه نبايد خيلي خوش‌بين بود و بگوييم آمريكا كاري نخواهد كرد. مخصوصاً كه بوش ثابت كرده كه در بسياري از جاها با محاسبه تصميم‌گيري نمي‌كند، درست مثل بسياري از مسؤولان ما. به قول معروف مي‌گويند: راه بيانداز، جا بيانداز. پس شرايط خارجي ما شرايط مطلوبي نيست.
اعلمي با بيان اين‌كه مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هسته‌اي نيست، گفت: آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اين‌كه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرف‌هايم حمايت از آن‌ها نيست، گفت: متأسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسب‌‌هاي مختلف زده مي‌شود.
اعلمي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: ايشان فرمودند كه اگر در مسأله‌اي كوتاه بياييم آن‌ها هرگز دست از سر ما نمي‌كشند و نبايد هيچ امتيازي به آن‌ها بدهيم.
عضو كميسيون سياست خارجي و امنيتي مجلس با اشاره به مؤلفه‌هاي قدرت آمريكا در ابعاد مختلف نظامي و اقتصادي گفت: تنها مؤلفه‌اي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قوي‌تر قرار داده، حمايت مردمي است كه بايد آن را حفظ كنيم. من هم رژيم اسرائيل را مشروع نمي‌دانم و آن را رژيمي غاصب مي‌دانم، ولي بايد به‌گونه‌اي رفتار كرد كه در عرصه بين‌المللي جايگاه نظام اسلامي حفظ شود و به خطر نيافتد. اين‌كه بگوييم رژيم اسرائيل بايد از بين برود، اين امر در صورتي ممكن است كه اصل نظام جمهوري اسلامي را حفظ كنيم و با سياست‌هاي غلط آن را به خطر نياندازيم.
اعلمي سپس به تحليل وضعيت داخلي كشور پرداخت و با انتقاد از تورم سرسام‌آور گفت: قدرت خريد مردم به شدت پايين آمده به طوري كه من نماينده قدرت خريد يك مسكن را نه تنها ندارم، بلكه اگر ده دوره هم نماينده شوم و تمام حقوق خودم را هم جمع كنم و اصلاً هزينه نكنم مي‌توانم يك آپارتمان چند متري در تهران بخرم. [يكي از حضار: راهش را بلد نيستيد. به بنگاه سر كوچه يكي از مقامات كشور مراجعه كنيد!]
اعلمي با انتقاد از سياست‌هاي دولت، گفت: آقاي احمدي‌نژاد و دولت وي، كشور را از طريق آزمون و خطا اداره مي‌كنند، گويي ما به 28 سال پيش برگشته‌ايم كه عده‌اي از مسؤولان دلسوز و ارزشمند تازه از زندان آزاد شده، اسلحه را كنار گذاشته و با آرمان‌هاي بلند مي‌خواستند مدينه‌ فاضله ذهني و اتوپياي خودشان را در جامعه پياده و حتي انقلاب را به كشورهاي ديگر صادر كنند.»
اعلمي افزود: بگذريم از اين‌كه الآن در داخل مرزهاي خودمان از تهاجم فرهنگي مي‌ترسيم و مي‌خواهيم با پرتاب ديش ماهواره از پشت‌بام خانه‌ها به خيابان يك حاشيه امنيت براي خودمان ايجاد كنيم!
اعلمي با انتقاد از تخريب حدود سه دهه از تاريخ انقلاب اسلامي توسط برخي از مسؤولان دولت نهم گفت: اين دولت تصور مي‌كند كه همه كساني كه در طول اين سه دهه در اين مملكت كار كرده‌اند، همه خائن بوده و هستند و آسمان دهان باز كرده و دولت آقاي احمدي نژاد را براي نجات اين كشور به زمين فرستاده و به همين خاطر است كه يكي از هواداران ايشان از آقاي احمدي‌نژاد به عنوان معجزه هزاره ‌سوم ياد مي‌كند و در نتيجه وقتي در جايي يك نور مركبي به ايشان مي‌خورد، فكر مي‌كند كه يك هاله نوري دور ايشان را گرفته است و بدتر از آن وقتي در دانشگاه كلمبيا سخنراني مي‌كند، طوري آن را گزارش مي‌كند كه گويي امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) مبصر آن برنامه بوده و جلسه را اداره كرده است! به هر حال، اين دولت با عملكرد خودش بر دامنه نارضايتي‌هاي مردم افزوده و علي‌رغم اين‌كه درآمد كشور در مقايسه با گذشته چند برابر شده است، ولي قدرت خريد مردم به شدت پايين آمده است. مردم از حيث معيشت به شدت در تنگنا هستند. بعضي از سياست‌هاي پوپوليستي روز به روز گسترش پيدا مي‌كند و عمده وقتشان در سفرهاي استاني مي‌گذرد. من نماينده كه يك مسؤول جزء در جمهوري اسلامي هستم با پنج ساعت خواب در شبانه‌روز براي ايفاي وظيفه نمايندگي وقت كم مي‌آورم و بعد اين آقايان كه مدعي‌اند ديگران 27 سال خورده‌اند و چپاول كرده‌اند و اين‌ها مي‌خواهند كشور را درست كنند، چطور تمام وقتشان را در سفرهاي استاني مي‌گذرانند؟! به‌خدا از اين كارها چيزي در نمي‌آيد و فقط تبليغات زودرس است.
اعلمي با بيان اين‌كه نظام ما مركب از سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه است، آن را به يك سه‌پايه كه تساوي پايه‌هاي آن موجب ثبات آن مي‌شود، تشبيه كرد و گفت: اگر يكي از پايه‌هاي اين سه‌پايه كوتاه و يا ديگري بيش از اندازه خود بلند شود، نظام را دچار مشكل خواهد كرد. ثبات اين نظام با دو شرط است؛‌ يكي اين‌كه هر سه پايه بر اساس مهندسي قانون اساسي از اقتدار لازم برخوردار باشد و هر سه پايه، اندازه خود را داشته باشند و هيچ كدام به بهانه تقويت ديگري كوتاه نشود. و دوم اين‌كه نيروي محركه اين نظام بر اساس اصل 6 و 56 قانون اساسي يعني مردم همچنان با نشاط و انگيزه در صحنه حضور داشته باشند. در اين صورت است كه مؤلفه اقتدار ملي شكل مي‌گيرد و ثبات نظام پابرجا مي‌ماند.
اعلمي با انتقاد از عملكرد برخي از نمايندگان مجلس گفت: متأسفانه امروز قوه مقننه به عنوان يكي از پايه‌هاي اين سه‌پايه در اندازه خود ظاهر نمي‌شود و چندين متر كوتاه‌تر شده و مجلسي كه بايد در رأس امور باشد كاملاً در حاشيه قرار گرفته است. اگر اين مجلس، در اندازه خود بود، بايد براي آقاي احمدي‌نژاد رأي عدم كفايت صادر مي‌كرد.
اعلمي افزود: طبق قانون اساسي اگر يك سوم نمايندگان، رئيس‌جمهوري را براي اداي توضيح به مجلس احضار كند، رئيس‌جمهوري موظف است كه در مجلس حضور پيدا كند. ما سؤالي را از رئيس‌جمهوري مطرح كرديم كه 16 محور داشت و همين دوستان مدعي اصولگرايي نتوانستند حتي به يكي از محورها خدشه‌اي وارد كنند.» اعلمي در پاسخ به اين‌كه آيا شما قبلاً هم چنين انتقادهايي را مي‌كرديد گفت: «دوستاني كه مرا مي‌شناسند، مي‌دانند كه من حب و بغض سياسي ندارم، در زمان خاتمي هم وقتي آقاي خاتمي كابينه‌اش را معرفي كرد، تندترين نطق را عليه كابينه آقاي خاتمي كردم. در آن موقع صداوسيماي آقاي لاريجاني سه بار اين نطق مرا پخش كرد، در حالي كه الآن من در مجلس داد مي‌زنم و بهترين موضعگيري‌ها را مي‌كنم، ولي صداوسيماي آقاي ضرغامي حتي يك كلمه آن را پخش نمي‌كند!
اعلمي با بيان اين‌كه من علي‌رغم اين‌كه براي آقاي خاتمي در 36 شهر سخنراني كردم و ايشان را آدمي دلسوز، علاقه‌مند به كشور و منافع ملي و مهم‌تر از همه انساني سالم و معتقد به آزادي سياسي مصرح در قانون اساسي مي‌دانم و هنوز هم به ايشان ارادت دارم، ولي هرگز او را پيغمبر نكردم و برخي سوسول‌بازي‌ها مانند عطرگل ياس، مردي با عباي شكلاتي را هم بلد نيستم. من آن زمان، تندترين انتقادها را عليه دولت ايشان داشتم و وزيرنفت ايشان را عاصي كردم و بسياري از وزراي او را به مجلس كشيدم.
اعلمي با تأكيد بر جايگاه رفيع انتقاد در انديشه اسلامي و آموزه‌هاي ائمه معصومين(ع) در اين زمينه گفت: خاتمي كه سهل است، حتي اگر امام حسين(ع) هم كابينه تشكيل دهد، بر اساس معيارهايي كه دارم، چون قسم خورده‌ام كه از حقوق ملت، قانون اساسي، منافع ملي و اسلام دفاع كنم، اگر اين كابينه هم از معيارهاي تدوين شده در قانون اساسي كه مبتني بر معيارهاي اسلامي است، عدول كند، كابينه ي امام حسين را هم به مجلس مي اورم وانتقاد مي‌كنم. همان طور كه در دولت علي(ع) هم افراد مانند زياد بن‌ابيه و ديگران مسؤوليت داشتند و علي(ع) باآنان برخورد كرد.
اعلمي افزود: بر اساس قانون اساسي، فقط مقام رهبري نظام جمهوري اسلامي است كه مي‌تواند در مواردي كه به مصلحت كشور مي‌داند با اعلام حكم حكومتي و بيان اين‌كه اين امر به مصلحت كشور و منافع ملي است، خواستار امري شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت مي‌دانيم، ولي در غير اين مورد ما هيچ‌كس را فوق انتقاد نمي‌دانيم.
اعلمي با تأكيد بر اين‌كه من هيچ‌گونه حب و بغض سياسي ندارم گفت: من آرزو مي‌كردم كه اي كاش، آقاي احمدي‌نژاد مي‌توانست يك صدم آن مدينه فاضله‌اي را كه در ذهن من بود تحقق بخشد، اما متأسفانه عملكرد ايشان به‌گونه‌اي نيست كه قابل دفاع باشد، نه در سياست خارجي و نه در سياست داخلي. اما متأسفانه برخي نهادهايي كه زماني در مقابل مجلس ششم مي‌ايستاده‌اند الآن همگي دست به يكي شده و از دولت آقاي احمدي‌نژاد، هر كاري كه مي‌كند دفاع مي‌كنند!» اعلمي افزود: «ايشان رسماً قوانين جمهوري اسلامي را زير پا مي‌گذارد و كسي نمي‌گويد بالاي چشمت ابروست!‌ من به‌خاطر تخريب ارگ علي‌شاه تبريز بعد از خواندن روضه‌هاي فراوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ايشان را به مجلس كشاندم و گفتم بر اساس قانون شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري مصوب سال 1382 شما عضو اين شورا هستيد و در آن هشت وزير وجود دارد و رئيس‌جمهور هم رئيس آن است، آيا شما مسؤول هستيد يا نه؟ آقاي صفارهرندي، گفت: من مسؤول نيستم، آقاي رئيس‌جمهوري شوراي عالي ميراث فرهنگي مصوب مجلس را منحل كرده است! به همين راحتي!
اعلمي با انتقاد از وعده و وعيدهاي احمدي‌نژاد در سفرهاي استاني گفت: الآن آقاي رئيس‌جمهوري به اردبيل رفته و قول افزايش بودجه اين استان را داده است، ما خوشحال مي‌شويم كه بودجه استان‌ها افزايش يابد، اما آقاي احمدي‌نژاد با كدام مجوز چنين قول‌هايي را به مردم مي‌دهد؟! مگر نه اين‌كه بودجه بايد در مجلس تصويب بشود؟ مجلس ما را از رأس امور به قعر امور پرتاب كرده‌اند. لذا مي‌بينيد كه امروز وزير آمورش و پرورش را استيضاح مي‌كنند و دو روز قبل از اين‌كه وزير به مجلس بيايد، در نظرسنجي بيش از 70درصد موافق با استيضاح هستند، يك روز بعد از آن وزير به مجلس مي‌آيد و نتيجه نظرسنجي برمي‌گردد. امروز آقاي نماينده امضا مي‌كند، معامله‌ها شروع مي‌شود و فردا امضا را پس مي‌گيرد! بعد ما هر سال براي شهيد مدرس سالگرد مي‌گيريم و مي‌گوييم كه نماينده بايد مثل مدرس باشد. حضرت عباسي آيا واقعاً بعضي تحمل مي‌كنند كسي در مجلس مدرس‌وار عمل كند؟
اعلمي با بيان ويژگي‌هاي مجلس مطلوب گفت: زماني مجلس مي‌تواند كارآمد باشد و موجب ثبات نظام شود كه نمايندگان واقعي مردم و عصاره‌هاي فضايل ملت در مجلس اكثريت بيابند.
اعلمي با انتقاد از عملكرد برخي از احزاب كشور گفت: در عين اين‌كه من نظام حزبي را قبول دارم، ولي معتقدم كه احزاب بايد بر اساس برنامه يارگيري كنند و بعد قدرت را در دست گيرند و خودشان را مسؤول و ملزم بدانند كه در برابر مردم كارنامه ارائه دهند و پاسخگو باشند، ولي اگر غير از اين باشد ديري نخواهد گذشت كه احزاب بر اساس سرسپردگي نيرو مي‌گيرند، هر كه سرسپرده‌تر اصلاح‌طلب‌تر و يا اصولگراتر! احزاب بايد شايسته‌ترين، توانمندترين، متخصص‌ترين و سالم‌ترين افراد را عضوگيري و براي رقابت‌ها به مردم معرفي كنند. اگر اين‌گونه باشد براي رقابت در مجلس امثال اعلمي ضعيف، بي‌سواد و ناتوان را معرفي نمي‌كنند،‌ مردم هم به اعلمي رأي نمي‌دهند بلكه به برنامه رأي مي‌دهند. اگر مجلسي بر اساس رقابت‌ها و برنامه‌هاي حزبي تشكيل شود و نيروهاي توانمند وارد مجلس شوند و برنامه خوب بنويسند و خوب هم اجرا شود در اين صورت كشور نجات پيدا مي‌كند. در اين صورت ديگر اگر 350ميليارد تومان در شهرداري تهران جابه‌جا شد و مجلس خواست تحقيق و تفحص كند، نمي‌گويند اعلمي سياسي برخورد مي‌كند! 350ميليارد تومان در دوران شهرداري آقاي احمدي‌نژاد معلوم نيست كجا رفته است؟! من نمي‌گويم خدايي نكرده، سوء‌استفاده كرده، ولي معلوم نيست كه چه شده؟! به قول آقاي چمران كه سعي كرده‌اند عنواني پيدا كنند، هزينه‌هاي فاقد سند!
اعلمي با اشاره به برخوردهايي كه با برخي از شهرداران مناطق تهران بعد از دوم خرداد شد گفت: نمي‌خوام بگويم كه آن‌ها پيغمبر بودند ولي آن‌ها را به جرم اين‌كه يك دستگاه كامپيوتر را به يكي از مراكز مذهبي داده بودند به زندان انداختند، ولي امروز 350 ميليارد تومان معلوم نيست كجا رفته و ما به عنوان نمايندگان مجلس خبر نداريم كه ميلياردها دلار در صندوق ذخيره ارزي به كجا رفته است؟! اما اگر نظام پارلماني مبتني بر نظام حزبي باشد مو را از ماست بيرون مي‌كشند.
اعلمي در پاسخ به اين‌ سؤال ‌كه به چه كساني براي مجلس بايد رأي داد، گفت: من مي‌گويم به نيروهاي اصلاح‌طلب رأي دهيد. البته اصلاح‌طلبي با اصولگرايي واقعي منافات ندارد و بالعكس، مگر مي‌شود كسي اصلاح‌طلب، ولي فاقد اصول باشد؟!» اعلمي با انتقاد از برخي از نمايندگان مجلس گفت: «الآن برخي را با عنوان اصولگرايي به مجلس آورده‌اند كه آهن را با تريلر قورت مي‌داده است! نقطه مقابلش را هم در ميان كساني كه ادعاي اصلاح‌طلبي دارند، داريم. از اين روست كه من مي‌گويم سعي كنيد به افراد اصلاح‌طلب توانمند سالم و داراي فكر و برنامه رأي دهيد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 21:27 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 22:33 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 22:32 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 22:30 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 22:27 | لینک ثابت |

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 22:24 | لینک ثابت |
04.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 20:42 | لینک ثابت |

راننده ای می گفت در مسافرت بودم بین راه ماشین احتیاج به آب پیدا كرد، ترمز كردم و كنار جاده ایستادم و سطل آبی را به دست گرفتم و هر ماشینی عبور می كرد آنرا بالا می گرفتم شاید كمك كنند اما ساعتی گذشت و ماشینی نیاستاد. دیگر خسته شده بودم و نمی دانستم در این هوای گرم چه كنم. ناگهان فكری به ذهنم خطور كرد. كودكی شیرخوار در ماشین در بغل مادرش بود گرفتم و روی دست قرار دادم و در دستی دیگر سطل آب را. بلافاصله اولین ماشین نگه داشت و آب در اختیار ما گذاشت. لعنت خدا برآن قومی كه چون حسین علیه السلام را دیدند كه علی اصغر علیه السلام بر دست دارد بجای ذرّه ای آب او را در دست پدر هدف تیر سه شعبه قرار دادند

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 20:40 | لینک ثابت |
Model_Islam16.jpgModel_Islam17.jpg
ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 17:37 | لینک ثابت |
Model_Islam14.jpgModel_Islam15.jpg
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 17:35 | لینک ثابت |

نمایی از ارگ تاریخی بم

 

اسطبل تاریخی ارگ بم / پیش از زلزله

 

سردر ورودی ارگ بم / پیش از زلزله

ارگ بم پس از زلزله

 

ارگ بم

 

ارگ بم

 

 

نقشه هوایی شهر بم

 

نمایی از ارگ تاریخی بم

 

ارگ ویران شده بم

 

ارگ ویران شده بم

 

ارگ ویران شده بم

 

ارگ ویران شده بم

 

ارگ ویران شده بم

 

ارگ ویران شده بم

 

ارگ ویران شده بم

 

arge bam

 

arge bam

 

arge bam

 

arge bam

 

arge bam

 

arge bam

 

arge bam

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 22:16 | لینک ثابت |

بسمه تعالي

خاطره حجه الاسلام عرفان ( از اساتيد برجسته اخلاق حوزه علميه قم)

بنده براي سخنراني در لندن بودم وسط يكي از خيابانهاي اصلي خانه كوچك و محقري را ديدم كه باعث توقف و كند شدن حركت خودروها در خيابان شده بود .از همراهان پرسيدم چرا اين خانه وسط خيابان قرار دارد؟ دوستان پاسخ دادند اين خانه متعلق به پير زني است كه راضي به فروش خانه اش به دولت نشده و چون راه اصلي در اين قسمت باريك ميشود خودروها با كندي از اين قسمت خيابان عبور ميكنند.

در حقيقت دولت انگليس با اين كذب عملي براي همه توريست ها و ميهمانان و حتي مردم كشورش تنديس عدالت درست كرده و ساده دلان و ساده انديشان با ديدن آن از عدالت استعمار پير تعجب ميكنند . مگر ممكن است دولت خانه پيرزني را كه در وسط خيابان در حالت ساخت قرار گرفته خراب نكند در حالي كه هم اكنون بيست جزيره آرژانتين را غاصبانه ، خائنانه و دزدانه غصب كرده است!كشوري كه جنايات بيشماري را در دنيا مرتكب شده و هم اكنون جزو اشغالگران عراق است و روزانه هزاران بشكه نفت عراق را به تاراج ميبرد.در حالي كه در كشور خودش يك خيابان را اين گونه محلي براي تبليغ عدالت خود ميكند.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 21:50 | لینک ثابت |

از درگيري و كتك‌كاري در مجلس تا اسائة ادب به ساحت سيدالشهداء (ع)

 

«زمان خاتمي هم انتقاد مي‌كردم، امروز هم انتقاد مي‌كنم، من يك معيار دارم، آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا، كابينه تشكيل بدهد، براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خورده‌ام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم (!؟) ، مقلدوار عمل نمي‌كنم، اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده، عدول كرده، كابينة‌ امام حسين (ع) را مي‌كشم مي‌آورم مجلس».

سخنان فوق، بخشي از سخنراني اكبراعلمي در جمع اصلاح‌طلبان زنجان است كه انتشار آن موجب اندوه و حزن و ناراحتي عموم مردم شده است و در شهرهاي مختلف از جمله تبريز، مشهد و زنجان، اقشار مختلف مردم به ويژه هيأتهاي حسيني و روحانيون تجمع اعتراض‌آميز برپا كرده و خواستار عذرخواهي اكبراعلمي و اقدام دستگاه قضايي شدند كه تاكنون نه اعلمي عذرخواهي كرده و نه خبري دربارة اقدام دستگاه قضايي منتشر شده است.

نخست آنچه درباره اكبر اعلمي گفتني است اينكه، وي يكي از چهره‌هاي جنجالي است كه تاكنون رفتارهاي غيرقانوني و سخنان تشنج‌آفرين و تفرقه‌انگيز وي، خارج از وظايف نمايندگي و موجب هتك حرمت و شأن مجلس شوراي اسلامي بوده، مجلسي كه بنابه گفتار امام راحل، بايد عصارة فضايل ملت باشد...


نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 21:34 | لینک ثابت |

انتشار كتاب « شيطان بزرگ» در باكو

 

تحولات سالهاي اخير در جهان از جمله حوادث پس از حادثه يازدهم سپتامبر هر چه بيشتر ماهيت امپرياليستي سياستهاي آمريكا را نشان داد.

نومحافظه‌كاران افراطي در كاخ سفيد از مدتها پيش به دنبال تغيير آرايش سياسي خاورميانه بودند تا بتوانند از اين طريق به اهدف خود از جمله تسلط بر كشورهاي اسلامي، جلوگيري از بيداري اسلامي، حمايت از اشغالگري رژيم صهيونيستي و غارت منابع انرژي منطقه برسند. آنها براي عملي كردن نقشه‌هاي خود، حادثه يازدهم سپتامبر را به راه انداختند و سپس به بهانه مبارزه با طالبان و القاعده كه خودشان آنها را ايجاد كرده بودند، افغانستان را اشغال نمودند و بعد از آن به بهانه مبارزه با سلاحهاي كشتار جمعي عراق را اشغال كردند، ولي سلاح كشتار جمعي پيدا نشد!

جنايات آمريكا در افغانستان و عراق و كشتار صدها هزار مسلمان غيرنظامي، ماهيت زشت امپرياليسم آمريكا را هر چه بيشتر نشان داد و بار ديگر ثابت كرد كه آمريكا به عنوان شيطان بزرگ، بزرگترين مخالف جهان اسلام و مانع از حركت بشريت به سوي سعادت است. اكنون تامل در ريشه بسياري از مشكلاتي كه جهان با آن روبرو است اعم از مشكلات سياسي نظير بحران‌هاي موجود در خاورميانه، افريقا، بالكان و حتي بحرانهاي زيست‌محيطي نشان مي‌دهد كه در همه آنها امپرياليسم آمريكا نقش دارد و سياستهاي آمريكا در حمايت از تروريسم به ويژه حمايت از رژيم صهيونيستي عامل اصلي ناامني در جهان است.

اگر چه تنها 16 سال از تشكيل دولت باكو و جدايي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از شوروي مي‌گذرد، اما واقعيت اين است كه سياستهاي امپرياليستي آمريكا در مورد اين كشور نيز بسيار زياد بوده است. به ويژه در مناقشه قره‌باغ، آمريكا با حمايت از استقلال قره‌باغ و از سوي ديگر حمايت از دولت علي‌اف‌ها، روند تشكيل دولت قره‌باغ را تسهيل كرده و محافل غربگرا در ايران شمالي طي سالهاي گذشته با استفاده از دلارهاي آمريكايي كوشيده اند از يك سو بر ماهيت امپرياليستي آمريكا و سياست‌ تجاوزكارانه اين كشور دراقصي نقاط جهان سرپوش بگذارند و مانع آگاهي مردم مسلمان ايران شمالي از تجاوزگري‌ها شوند و از سوي ديگر بر اقدامات خصومت‌آميز آمريكا در قبال مردم ايران شمالي به ويژه در زمينه قره‌باغ و غارت منابع انرژي سرپوش بگذارند. با وجود اين طي ماههاي اخير اقدامات مثبتي از سوي روشنفكران ايران شمالي براي افشاي  ماهيت امپرياليسم آمريكا شده است كه نمونه اخير آن انتشار كتاب «‌شيطان بزرگ» توسط مائيس گلعلي‌اف رئيس حزب سبز است. در اين كتاب زوايايي از سياست‌هاي امپرياليستي آمريكا در اقصي نقاط جهان به ويژه ايران شمالي فاش شده است.

مائيس گلعلي‌اف در خصوص اين كتاب گفته است: « صراحتاً بگويم عنوان شيطان بزرگ با در نظر گرفتن سياست‌هاي جهاني آمريكا و موسسه‌هاي مالي و سياسي آمريكاست و اتفاقي نيست. دنيا تحت تأثير سياست‌هاي آمريكا و صهيونيسم رو به بحران و نابودي مي‌رود و بايد جامعه جهاني عليه اينها متحد شوند. در اين كتاب با توجه به اين مسايل مردم ايران شمالي به سهم خود به انديشيدن به آينده جهان و مقابله با سياست‌هاي امپرياليستي فراخوانده شده‌اند.

در هر حال آنچه مسلم است اينكه انتشار اين كتاب در باكو بار ديگر نشان مي‌دهد، مردم آزاده جهان با گذشت زمان هر چه بيشتر به اين نتيجه مي‌رسند كه همانطوري كه امام خميني (ره) فرموده‌اند: «‌آمريكا شيطان بزرگ » است.

 

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 21:25 | لینک ثابت |

حسین شریعتمداری
ثبت نام بيش از 5000 داوطلب نمايندگي مجلس شوراي اسلامي ضمن آن كه از تنور داغ انتخابات و رقابت جدي صاحبان سليقه هاي مختلف سياسي در اين عرصه حكايت مي كند، خط بطلاني بر تحليل هاي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنهاست كه طي 29 سال گذشته حضور كمرنگ مردم در انتخابات را انتظار كشيده و همواره نيز ناكام مانده اند، اما در اين ميان دو نكته عبرت انگيز و گفتني است؛
اول؛ نهضت آزادي تا چند روز پيش انتخابات را فرمايشي و نتيجه آن را از قبل تعيين شده قلمداد مي كرد تا آنجا كه با كمال وقاحت و با اهانت آشكار به مردم ايران، بيانيه اي صادر كرده و در آن خواستار حضور ناظران بين المللي براي نظارت بر سلامت انتخابات مجلس هشتم شده بود! اما، اعضاي مركزيت اين گروه غيرقانوني كه به گفته مستند حضرت امام(ره) «طرفدار جدي وابستگي ايران به آمريكا» است و سابقه اي سياه نظير ايفاي نقش ستون پنجم عراق در جريان جنگ تحميلي را در كارنامه خود دارد، با عجله و شتابي حيرت انگيز به مراكز ذيربط مراجعه كرده و به عنوان داوطلب نمايندگي مجلس هشتم ثبت نام كردند و اين پرسش منطقي را بي پاسخ گذاشتند كه اگر انتخابات را فرمايشي! تلقي مي كنيد و تضمين سلامت آن را در حضور ناظران بين المللي مي دانيد! چرا براي شركت در اين انتخابات -به زعم خودتان فرمايشي! و ناسالم! - سر از پا نمي شناسيد؟ آيا پاسخ اين سوال جز اين است كه برخلاف ادعاي وقيحانه و بيانيه اهانت آميز خود، به سلامت انتخابات و رقابتي بودن جدي آن اعتراف داريد و بيانيه مورد اشاره را صرفاً با هدف تغذيه ماشين تبليغاتي آمريكا و متحدانش عليه ايران اسلامي تهيه و منتشر كرده ايد؟ اگر چنين نيست، پس اين تناقض در گفتار و عمل نهضت به اصطلاح آزادي، چيست؟ و آيا نبايد خطاب به آنان گفت؛
«به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد
كه نهان شدستم اينجا، مكنيدم آشكارا»!
دوم؛ در همه جاي دنيا- بدون استثناء- براي نمايندگي مجلس شرايط و مشخصاتي تعيين شده و تمامي داوطلبان نمايندگي بايد حائز اين شرايط قانوني باشند. در برخي از كشورها، از ثبت نام داوطلباني كه فاقد شرايط قانوني هستند جلوگيري مي شود و در برخي ديگر، شرايط قانوني بعد از ثبت نام بررسي شده و داوطلبان فاقد شرايط براي حضور در انتخابات معرفي نمي شوند.
در قوانين ايران اسلامي نيز اين قاعده بديهي پيش بيني شده و داوطلبان نمايندگي مجلس بايستي شرايط تصريح شده در قانون را دارا باشند.
امسال با ترغيب و سفارش برخي از گروههاي سياسي مخصوصاً مدعيان اصلاحات و در يك اقدام از قبل طراحي شده تعداد فراواني از افراد فاقد صلاحيت براي نامزدي مجلس هشتم ثبت نام كرده اند. عدم انطباق شرايط اين عده با شرايطي كه در قانون آمده است به اندازه اي آشكار است كه با جرأت مي توان گفت، مدعيان اصلاحات كمترين اميدي به تأييد صلاحيت آنان از سوي هيئت هاي اجرايي و نظارت ندارند. بنابراين پرسش آن است كه گروههاي ياد شده با چه انگيزه اي اين جماعت را براي ثبت نام گسيل داشته اند؟! پاسخ را مي توان در اظهارات صريح و پيشين برخي از دست اندركاران اين جريان سياسي جستجو كرد. اين عده برخلاف آنچه تظاهر مي شود با اميد به تأييد صلاحيت ثبت نام نكرده اند، بلكه آنان را فقط با اين منظور براي ثبت نام فرستاده اند كه صلاحيتشان رد شود و سپس فرياد وا«آزادي» ها و وا«بي عدالتي» ها برآورند كه اي اهل بخيه آن سوي مرزها و ساده انديشان اين سوي مرزها! بياييد و ببينيد چه ظلمي بر اصلاح طلبان رفته است؟! و چه تعداد فراواني از طرفداران اصلاحات را رد صلاحيت كرده اند؟! و... صدالبته اين «حنا» ديگر رنگي ندارد و اين ترفند نخ نماتر از آن است كه كارساز باشد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه دوم بهمن 1386 ساعت 16:12 | لینک ثابت |
 
* * www.hadikazemiweb.blogfa.com www.hadikazemiweb.blogfa.com* * *