تبليغاتX
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ

اعلام رسمي ليست كانديداهاي ستاد اصلاح‌طلبان در تبريز

 ستاد اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي در واكنش به ليست منتشره از سوي فارس، اسامي نامزدهاي دوم خردادي مجلس هشتم را اعلام كرد.

     ستاد اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي در واكنش به انتشار اسامي كانديداهاي دوم خردادي مجلس هشتم در آذربايجان شرقي اسامي نامزدهاي دوم خردادي مجلس هشتم را اعلام كرد.
ستاد اصلاح طلبان استان آذربايجان شرقي،كانديداهاي اصلاح طلب حوزه انتخابيه تبريز،آذرشهر و اسكو را به اين شرح به اطلاع مي رساند:محمد باقر بهشتي،سيد ابوالفضل ثابتي،علي اكبرزاده،رضايت پرويزي،داوود كهنمويي،صفرشاسفند، بهنام ميرزاكوچكي،فريده حقيقي،سونيا انديش،هادي غفاري،مسعودپزشكيان،غفارفرزدي،مجيد جابري،اسد محمودي،محمدرضا اسلامي،احمد عليزاده،عباس مصطفوي،يعقوب انتظار قراملكي،محمد حسن لواساني،شكور اكبرنژاد.
همچنين چهار تن از نمايندگان اصلاح طلب فعلي استان نيز در انتخابات مجلس هشتم به شرح زير ثبت نام كرده‌اند.
اكبر اعلمي-تبريز،آذرشهر و اسكو،رسول صديقي از بناب،كريم غياثي مرادي از شبستر و سيد حسين هاشمي از ميانه.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 23:36 | لینک ثابت |
سيبى از بهشت
مجيد محبوبى

بچه بى تابى مى كرد. پاهايش را به زمين مى كوبيد و سيب مى خواست. مادر هر كارى كرده بود نتوانسته بود بچّه را آرام كند. هر چه گفته بود حالا وقت سيب نيست, از كجا سيب بياوريم, به خرج بچّه نرفته بود كه نرفته بود.
پدر(1) مشغول نماز بود. گريه هاى بى امان بچّه حضور قلبش را به هم زد. نتوانست به نماز ادامه دهد. بلند شد و به طرف بچّه رفت. با حوصله و اخلاق خوبى كه داشت, با بچّه حرف زد; امّا هر چه گفت فايده اى نكرد. بچّه دو پايش را در يك كفش كرده بود و فقط سيب مى خواست. پدر ناراحت شد. از اينكه نمى توانست خواسته بچّه را انجام دهد شرمنده بود. مى دانست كه فصل سيب گذشته و چيزى در بازار شهر تربت(2) پيدا نمى شود. بايد براى تهيّه يك سيب سه شبانه روز راه مى رفت و به مشهد مى رسيد و آنجا هم معلوم نبود كه پيدا مى شود يا نمى شود, و اين هيچ وقت برايش مقدور نبود. بلند شد و از خانه بيرون زد. با خود گفت: (بروم بگردم شايد پيدا شد.)
از كوچه پس كوچه ها گذشت. آرزو مى كرد دست خالى به خانه برنگردد. بچّه اش مريض بود و براى هر چيز بهانه مى گرفت. اگر سيب پيدا نمى شد گريه هايش تمام شدنى نبود, و اين براى او كه هميشه در پى راحتى و آسايش بچّه ها بود, خيلى سخت بود.
لحظه اى در سايه ديوارى ايستاد. نزديك ظهر بود. سر به آسمان بلند كرد. صفحه خاكسترى آسمان بر فراز شهر تربت چون فولاد به نظر مى رسيد. زيرلب زمزمه اى كرد و به راه افتاد. تنها اميدش به مغازه اى بود كه آن طرف مسجد بود. قدم تند كرد. صداى به هم خوردن پتك و سندان بازار آهنگران مرتب به گوش مى رسيد. از جلو در بازار آهنگران گذشت. مغازه ميوه فروشى از دور پيدا بود. پيرمرد ميوه فروش براى كسى ميوه وزن مى كرد. نزديكتر رفت. سلام كرد. پيرمرد سرش را بلند كرد و ذوق زده جواب داد: (به به! حاج آقا! عليكم السلام و رحمة اللّه! بفرماييد, بفرماييد تو!)
حاج آقا با نگرانى نگاهى توى مغازه گرداند و پرسيد: (ببينم سيب دارى, يك دانه هم باشد كافى است.)
پيرمرد همانطور كه با خوشحالى به صورت حاج آقا نگاه مى كرد, لبخندى زد وگفت: (ما را گرفته اى حاج آقا؟ تو اين فصل, آن هم در اين شهر, سيب كجا بود؟ )
سنگى را برداشت و كنار ترازو گذاشت و ادامه داد: (اگر دو روز پيش آمده بودى دو سه تا نگهداشته بودم. ديروز مهمان آمد و قسمت آنها بود…)
نگاه مأيوس حاج آقا روى ترازوى زنگ زده و قديمى كه كفه هايش آرام بالا و پايين مى رفتند ثابت ماند. چيزى نگفت. نگاهش را گرفت و به طرف مسجد برگشت.
مسجد خلوت و خالى بود. مُهرى برداشت و به نماز ايستاد. دلشكسته با خداى خود راز و نياز كرد. از خدا خواست كه او را پيش بچّه اش شرمنده نكند. سپس بلند شد و با ناراحتى به طرف خانه قدم برداشت. از اينكه دست خالى به خانه مى رفت احساس شرم مى كرد. چه مى بايست مى كرد؟ لحظه اى كنار در چوبى حياط ايستاد. به ديوار تكيه داد و نگران و دو دل به آسمان چشم دوخت. ابرهاى بهارى اطراف خورشيد حلقه زده بودند. آهى كشيد. سپس در را هل داد و داخل شد. حياط آرام و ساكت بود. آرزو كرد كاش بچّه خواب باشد و يا فكر سيب از سرش پريده باشد. همانطور كه به سوى اتاق ديگرى مى رفت, از گوشه چشم به اتاقى كه زن و بچّه هايش در آن بودند نگاه كرد. شگفت زده شد. بچّه بيدار بود و سر حال و شاداب كنار مادرش نشسته بود و سيب مى خورد.
به طرف اتاق آنها رفت. باور نمى كرد. پوستهاى زرد و سفيد سيب دُرشتى كه نصفش هنوز در بشقاب بود حيرتش را دو چندان كرد. مادر با ديدن او تبسّم شيرينى كرد. پدر رضايت را در چشمان مادر و خوشحالى را در وجود بچّه چهار پنج ساله اش به تماشا ايستاد. در عمرش سيبى به اين درشتى و آبدار و خوشبويى نديده بود. دست به چهار چوب در گرفت و در آستانه در ايستاد. سپس با لبخند پرسيد: (اين سيب را از كجا پيدا كرديد؟)
بچّه در حالى كه ملچ ملوچ سيب مى خورد خنديد. مادر نيز خنديد و با خنده به سمت گهواره بچّه شير خواره اشاره كرد و گفت: (به كنار گهواره بچّه رفتم تا او را شير بدهم. همين كه پارچه روى كودك را كنار زدم ديدم در كنار بالش كوچك بچه يك دانه سيب سفيد درشت و آبدار و معطّر هست. از كجا آمده بود ديگر خدا مى داند…)
پدر سرش را پايين انداخت. اشك در چشمانش جمع شد. كنار در نشست و چشم به آسمان دوخت و آرام زمزمه كرد: (چقدر دوست داشتنى هستى تو!)(3)

1) مرحوم حاج آخوند ملاّ عباس تُربتى; متولد 1250 يا 1251 شمسى و متوفاى 24 / مهر / 1322 شمسى در شهر تربت و مدفون در جوار بارگاه ملكوتى حضرت امام رضا(ع); از علماى بزرگ و عارفان نامى ايران زمين است كه حكايات و كرامات ارزشمندى از او در كتابها به يادگار مانده است.
2) يكى از شهرهاى استان خراسان كه در 120 كيلومترى شهر مشهد واقع شده است.
3) به نقل از كتاب (فضيلتهاى فراموش شده) نوشته مرحوم حسينعلى راشد, چاپ چهاردهم, انتشارات اطلاعات, تهران, 1380 ص 152ـ 151

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 20:5 | لینک ثابت |

برخورد خواننده مشهور لبناني با خبرنگار اسرائيلي

 در آستانه سالگرد پيروزي حزب الله لبنان بر ارتش رژيم صهيونيستي نانسي عجرم خواننده شهير لبناني شب گذشته در كنسرت خود در عمان از يك خبرنگار اسرائيلي در خواست خروج از مراسم كرد.

 نانسي عجرم كه در جشنواره فرهنگي هنري جرش در عمان در حال اجراي برنامه است شب گذشته پيش از اجراي برنامه هنري خود به سوالات خبرنگاران كشور هاي مختلف پاسخ داد.
در اين جلسه خبري يكي از خبرنگاران خطاب به عجرم خود را اسرائيلي معرفي كرد و از وي پرسيد امشب چه برنامه اي را براي يهوديان و اعراب ساكن اسراييل اجرا خواهد كرد.
در پي اين پرسش جو عمومي جلسه متلاطم شد و نانسي عجرم با بي جواب گذاشتن سوال وي و در پي درخواست جمعي خبرنگاران حاضر خواستار خروج خبرنگار اسرائيلي از جلسه شد.
در پي اين حادثه خبرنگار اسراييلي ضمن برخورد تند با جمع و توهين به ساير خبرنگاران جلسه را ترك كرد.
اين واقعه امروز بازتاب بسيار گسترده اي در رسانه هاي لبناني پيدا كرد و روزنامه‌ها و سايت هاي خبري لبناني گزارش هاي ويژه خود از اين واقعه را انتشار دادند.
بر اساس قانون و عرف عمومي در لبنان، رژيم صهيونيستي در تمام عرصه ها دشمن تلقي شده و هيچ ارتباط رسمي بين لبنان و رژيم صهونيستي در جريان نيست و حتي هيچ هواپيما و يا كشتي تجاري كه از مبدا فلسطين اشغالي بارگيري و يا حتي در آنجا توقف نيز كرده باشد اجازه ورود به لبنان نخواهد داشت.

به نقل از سايتي از مشهد (لينك آن را در لينكهاي خودم ببيند)

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 7:10 | لینک ثابت |
چند روزی است که اتفاق خاصی اتفاق افتاده است.

نمیدانم چرا این وبلاگ را بازدید کننده ای نیست.

دلم گرفته است.

شاید توطئه ای در کار باشد.

من برای خدا این مطالب را گردآوری میکنم و انتظار دارم اینها را نظاره گرانی حتی منتقد ببینند و ایرادات آن را برایم گوشزد کنند.

در این دنیای وانفسای زندگی که از همه چیز بریده و به وبلاگ نویسی روی آورده ام انصاف نیست که در گوشه تنهائی بمیرم.

راستی تنهائی درد بزرگی است.

درد بی درمانی هم هست.راستی دیروز چه روزی بود.

دیروز اربعین بود و ما راحت از کنار آن و صدها یوم الله دیگر براحتی میگذریم.

دیروز یادآور شهادت امام حسین (ع)و یاران وفادارش بود.کگر تنها نبودند؟

مگر مسلم ابن عقیل سفیر آن حضرت در کوچه پس کوچه های کوفه یکه و تنها نبود؟

مگر علی آن مظلوم تاریخ تشیع در اوج قدرت و حکومت تنهای تنها نبود.

اما حسن (ع) همینطور.

اصلا بی خیال.ما چه میگوئیم؟

هرچی فکر میکنم فکرم به جائی نمیرسد.

یک نفر مرا از این افکار پریشانم نجات بدهد.

یاحق

نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 17:3 | لینک ثابت |

شهيد عماد مغنيه

شهيد عماد مغنيه

شهيد عماد مغينه

شهيد عماد مغينه

شهيد عماد مغينه

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 10:3 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 9:52 | لینک ثابت |
















 
                                                                                         

 
  
 
 





















 


نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 0:5 | لینک ثابت |

کلام بزرگان در کاريکاتورهاي مانا نيستاني

 

www.r o z a n e h o n l i n e.com

www.r o z a n e h o n l i n e.com

 

www.r o z a n e h o n l i n e.com

 

www.r o z a n e h o n l i n e.com

www.r o z a n e h o n l i n e.com

www.r o z a n e h o n l i n e.com

 

www.r o z a n e h o n l i n e.com

www.r o z a n e h o n l i n e.com

www.r o z a n e h o n l i n e.com

 

www.r o z a n e h o n l i n e.com

www.r o z a n e h o n l i n e.com

www.r o z a n e h o n l i n e.com

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 23:54 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 13:23 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 11:57 | لینک ثابت |

enghelab.jpg

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 17:40 | لینک ثابت |

خبر فوری

به دنبال شهادت سردار بزرگ اسلام « عماد مغنيه» و سخنان سيدحسن نصرالله در آيين پرشكوه تشييع پيكر پاك اين شهيد مبني بر « فراگير شدن جنگ مقاومت با رژيم اشغالگر قدس»، مراكز صهيونيستي در باكو به شدت دچار وحشت شده‌اند.

هنوز ساعاتي از سخنراني آتشين سيدحسن نصرالله نگذشته بود كه پليس و مأموران امنيتي رژيم باكو، تدابير شديد امنيتي را در محوطه سفارتخانه رژيم صهيونيستي در باكو به اجرا گذاشتند. علاوه بر اين، مأموران امنيتي رژيم باكو در خيابانهاي منتهي به سفارتخانة اسراييل در پوشش‌هاي مختلف با لباس و خودروهاي شخصي به گشت‌زني و مراقبت مي‌پردازند.

از روز چهارشنبه گذشته « آرتور لنك» سفير اسراييل در باكو از حضور در محل كار خودداري كرده است. به گفتة برخي منابع، وي از محل اقامت خود نيز به نكتة‌ نامشخصي نقل مكان كرده است.

علاوه بر سفارتخانة رژيم صهيونيستي، مراكز متعلق به صهيونيست‌ها در باكو نيز به شدت نگران شده‌اند. پريروز سران مراكز و تشكلهاي يهودي از دولت باكو درخواست كردند كه مراقبت از آنها را افزايش دهد.

رژيم صهيونيستي از يهوديان و اتباع خود در باكو خواسته است كه از حضور در ملأ‌‌عام، فروشگاهها، مترو و رستورانها خودداري كرده و از حرف زدن به زبان عبري با همديگر خودداري كنند.

فروشگاههاي صرافي متعلق به يهوديان در باكو كه اغلب در قاچاق اشياي عتيقه به اسراييل فعاليت دارند، تعطيل شده‌اند. دولت باكو به شبكه‌هاي تلويزيوني و مطبوعات دستور اكيد داده است كه از انتشار اخبار و مطالب و تصاوير مربوط به شهيد عماد مغنيه خودداري كنند.

برخي خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاريهاي غربگرا و دولتي باكو طي روزهاي گذشته براي تماس تلفني با سفير يا كارمندان سفارت رژيم صهيونيستي در باكو تلاش مي‌كنند، اما هيچكس به تلفن‌ها پاسخ نمي‌دهد.

پرواز مستقيم باكو ـ تل‌آويو تا اطلاع‌ثانوي تعطيل شده است. نماينده يهودي پارلمان باكو (يودا آبرام اف) كه پيش از اين همواره به نفع رژيم صهيونيستي با خبرنگاران گفتگو مي‌كرد، از حضور در پارلمان خودداري مي‌كند.

دولت باكو كه عمده‌ترين شريك جنايات اسراييل در قفقاز جنوبي است، تدابير محسوس و نامحسوس را در فرودگاه باكو اجرا كرده است. روابط دولت باكو با رژيم صهيونيستي به حدي گسترده‌ است كه نخست‌ وزير اسراييل، از دولت باكو به عنوان « شريك استراتژيك» ياد كرده است. دولت باكو بخش اعظم نفت مورد نياز اسراييل را از طريق خط لوله باكو ـ جيهان تأمين مي‌كند. هراس از انفجار اين خط لوله باعث شده است كه نيروهاي امنيتي آمريكا نيز در باكو حضور يابند.

حركت اسلامي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) با انتشار اطلاعيه‌اي اعلام كرد: « دولت باكو در ريختن خون شهيد مغنيه شريك صهيونيست‌هاست. هواپيماهايي كه هر روز عده‌اي را در غزه به خاك و خون مي‌كشند و فرماندهان مقاومت را ترور مي‌كنند، با سوخت ارسالي دولت باكو پرواز مي‌كنند.»

در بيانية حركت اسلامي ايران شمالي آمده است: «‌ ما بارها هشدار داده‌ايم كه وجود سفارتخانة رژيم صهيونيستي در باكو منبع و منشأ فتنه و خونريزي است. مسلمانان هرگز نمي‌پذيرند كه پرچم دشمن خونخوار و غاصب و جنايتكار در باكو برافراشته باشد. الهام علي اف به زودي نتايج سياست‌هاي صهيونيستي را خواهد ديد.»

علي اكرام علي اف (معروف به حاج علي اكرام) از رهبران حركت اسلامي ايران شمالي طي پيامي به حزب الله لبنان، شهادت عماد مغنيه را تسليت گفت. وي افزود: «‌ عماد مغنيه به آرزوي خود كه شهادت در راه خدا بود نايل شد، شهادتي كه رزمندگان راه حقيقت منتظر آن هستند و من نيز اميدوارم كه در اين راه به شهادت نايل شوم.»

وي افزود: «‌ ما افتخار مي‌كنيم كه بتوانيم در كنار رزمندگان حزب الله با دشمن صهيونيستي بجنگيم. ما به دولت الهام علي اف هشدار مي‌دهيم كه نسبت به تعطيلي سفارت رژيم صهيونيستي در باكو اقدام كند و اگر اين كار را انجام ندهد، مردم ما اين كار را خواهند كرد.»

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 14:15 | لینک ثابت |
 
* * www.hadikazemiweb.blogfa.com www.hadikazemiweb.blogfa.com* * *