تبليغاتX
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد .
نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا !
ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟

ناگاه ، ابرى سياه ، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت
و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت :
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم !
از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !

از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم
اما ، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟
هيچ ميدانى كه بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟
هيچ ميدانى چقدرآهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟
من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من !
من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود به من بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟
ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟
اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟!؟!؟

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 21:29 | لینک ثابت |
ارزش خود را بدانيد . . .

يه سخنران معروف سينما , سمينار خود را با بالا گرفتن يک 20 دلاري آغاز کرد. او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد: "کي اين اسکناس 20 دلاري رو دوست داره ؟" دستها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت:"من ميخوام اين 20 دلاري رو به يکي از شما بدم. اما اول بزارين يه کاري بکنم." سپس شروع به مچاله کردن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد: "کسي هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد؟" باز دستها بالا رفت.
او اينگونه ادامه داد: "خب اگر من اين کار رو با اسکناس بکنم چي؟" و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد.
سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت: "هنوز کسي هست که اين 20 دلاري رو بخواد؟" اما هنوز دستها در هوا بود.
سخنران گفت: "دوستان من , همگي شما يک درس با ارزش را فرا گرفتيد. شما بي توجه به اينکه من چه بلايي سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار مي ارزيد."
"خيلي از اوقات در زندگيمون , ما بوسيله تصميم هايي که ميگيريم و وقايعي که واسمون پيش مياد , پرتاب , مچاله و به زمين ماليده ميشيم. در اين جور مواقع احساس ميکنيم که ارزش خود را از دست داده ابم, اما مهم نيست که چه اتفاقي افتاده يا خواهد افتاد, به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نميدهيد:تميز يا کثيف , مچاله يا صاف , باز هم شما از نظر اونايي که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادي دارين." ارزش زندگي ما با کارهايي که انجام ميدهيم و افرادي که ميشناسيم تعيين نميگردد بلکه بر اساس اون چيزي که هستيم تعيين ميشه.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 21:27 | لینک ثابت |

در درگيري با اشرار منطقه شمال غرب كشور

2 تن از رزمندگان سپاه عاشورا به شهادت رسيدند

رئيس تبليغات و روابط عمومي سپاه عاشوراي استان آذربايجان شرقي گفت: دو تن از رزمندگان تيپ دوم امام زمان (عج) سپاه عاشوراي آذربايجان شرقي عصر روز گذشته به فيض شهادت نايل شدند.

 رضا رضواني امروز در جمع خبرنگاران افزود: شهيد سرهنگ پاسدار، محمد ملكوتي و شهيد محمود قرباني‌ در درگيري با اشرار منطقه شمال غرب كشور به ‌شهادت رسيدند.
وي ادامه داد: رزمندگان جان بركف سپاه عاشوراي آذربايجان‌شرقي در روزهاي اخير ،ضربات سنگيني را بر اشرار منطقه شمال غرب كشور، وارد كرده و چندين تن از آنها را به هلاكت رساندند.
رضواني اضافه كرد: حضور رزمندگان سپاه عاشوراي آذربايجان‌شرقي‌ به‌ عنوان فدائيان ولايت در منطقه شمال غرب كشور، تضمين‌كننده امنيت در اين منطقه است.
رئيس تبليغات و روابط عمومي سپاه عاشوراي استان آذربايجان شرقي تصريح كرد: پيكر پاك و مطهر اين دو شهيد والامقام ‪ ۱۰‬صبح فردا از مقابل ميدان شهداي تبريز و با حضور مردم شهيدپرور اين كلانشهر و مسئولان لشكري و كشوري تشييع مي‌شود.
وي تصريح كرد: رزمندگان سپاه عاشورا در مرزهاي شمال غرب با تمام توان و قدرت با حضور مقتدرانه خود مانع از فعاليت گروه‌هاي اشرار وابسته به استكبار خواهند بود و همچون حماسه دفاع مقدس هم عهد با مردان به معراج رفته، از آرمان شهيدان، امام راحل و كيان نظام مقدس جمهوري اسلامي دفاع خواهند كرد.
رضواني اضافه كرد: امروز پاسداران انقلاب اسلامي با الگو گرفتن از شهداي افتخارآفرين، بزرگ ترين مانع استكبار جهاني در انجام نقشه هاي شوم و استكباري هستند.
وي در پايان گفت: رزمندگان دلاور و جان بركف سپاه عاشوراي آذربايجان‌شرقي تأمين امنيت مرزي در ‪ ۶۰۰‬كيلومتر از مرزهاي شمال غرب كشور را به عهده دارند.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 21:19 | لینک ثابت |

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 19:49 | لینک ثابت |

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را       که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین     به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ     به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن      که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من    چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا؟

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب          که علم کند به عالم شهدای کربلا را؟

چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان            چو علی که می تواند که به سر برد وفا را؟

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

به دو چشم خون فشانمهله ای نسیم رحمت    که زکوی او غباری به آر توتیا را

به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت              چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان      که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم؟     که لسان غیب خوش تر بنوازد این نوا را

"همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را"

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب  غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 19:42 | لینک ثابت |

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل بطرز عجيب و بي سابقه ‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند.

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

يا اهل بيت المصطفى النبى‏ 
خصصتم بالولد الزكى‏ 
ان اسمه من شامخ العلى‏ 
على اشتق من العلى

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: 
انا الذى سمتنى امى حيدرة 
ضرغام اجام و ليث قسورة

على عليه السلام هنگام بعثت

سبقتكم الى الاسلام طفلا صغيرا ما بلغت اوان حلمى

 

پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از دوران جوانى غالبا از اجتماع پليد آنروز كناره گرفته و بطور انفراد بتفكر و عبادت مشغول بود و در نظام خلقت و قوانين كلى طبيعت و اسرار وجود مطالعه ميكرد،چون به چهل سالگى رسيد در كوه حرا كه محل عبادت و انزواى او بود پرتوى از شعاع ابديت ضمير او را روشن ساخته و از كمون خلقت و اسرار آفرينش دريچه‏اى بر خاطر او گشوده گرديد،زبانش بافشاى حقيقت گويا گشت و براى ارشاد و هدايت مردم مأمور شد.محمد صلى الله عليه و آله و سلم از آنچه ميديد بوى حقيقت ميشنيد و هر جا بود جستجوى حقيقت ميكرد،در دل خروشى داشت و در عين حال زبان بخاموشى كشيده بود ولى سيماى ملكوتيش گوياى اين مطلب بود كه:

در اندرون من خسته دل ندانم چيست‏
كه من خموشم و او در فغان و در غوغا است

مگر گاهى راز خود بخديجه ميگفت و از غير او پنهان داشت خديجه نيز وى را دلدارى ميداد و يارى ميكرد.چندى كه بدين منوال گذشت روزى در كوه‏حرا آوازى شنيد كه (اى محمد بخوان) !

چه بخوانم؟گفته شد:

اقرا باسم ربك الذى خلق،خلق الانسان من علق،اقرا و ربك الاكرم،الذى علم بالقلم،علم الانسان ما لم يعلم...

اما انتشار چنين دعوتى بآسانى ممكن نبود زيرا اين دعوت با تمام مبانى اعتقادى قوم عرب و ساير ملل مخالف بوده و تمام مقدسات اجتماعى و دينى و فكرى مردم دنيا مخصوصا نژاد عرب را تحقير مينمود لذا از دور و نزديك هر كسى شنيد پرچم مخالفت بر افراشت حتى اقرباء و نزديكان او نيز در مقام طعن و استهزاء در آمدند.در تمام اين مدت كه حيرت و جذبه الهى سراپاى وجود مبارك آنحضرت را فرا گرفته و بشكرانه اين موهبت عظمى بدرگاه ايزد متعال سپاسگزارى و ستايش مينمود چشمان درشت و زيباى على عليه السلام او را نظاره ميكرد و از همان لحظه اول كه از بعثت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم آگاه گرديد با اينكه ده ساله بود با سلام گرويده و مطيع پيغمبر شد و اولين كسى است از مردان كه به آنحضرت گرويده است و اين مطلب مورد تصديق تمام مورخين و محدثين اهل سنت ميباشد چنانكه محب الدين طبرى در ذخائر العقبى از قول عمر مى‏نويسد كه گفت:

كنت انا و ابو عبيدة و ابوبكر و جماعة اذ ضرب رسول الله (ص) منكب على بن ابيطالب فقال يا على انت اول المؤمنين ايمانا و انت اول المسلمين اسلاما و انت منى بمنزلة هارون من موسى. 

من با ابو عبيدة و ابوبكر و گروهى ديگر بودم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بشانه على بن ابيطالب زد و فرمود يا على تو از مؤمنين،اولين كسى هستى كه ايمان آوردى و تو از مسلمين اولين كسى هستى كه اسلام اختيار كردى و مقام و نسبت تو بمن مانند مقام و منزلت هارون است بموسى.

جايگاه على در قرآن در رابطه با پيامبر (ص)

در سال نهم پس از هجرت پيامبر،گروهى به نمايندگى از نصاراى نجران يمن به مدينه آمدند تا راجع به اسلام از پيامبر (ص) سؤالهايى بكنند و با او درباره دين به احتجاج پردازند .و ميان آنان با پيامبر بحث و گفتگويى شد كه پيامبر در اين گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت به حضرت مسيح و تعليمات او بيان كرد.و ليكن آنان در موضع منفى خود نسبت به تعليمات اسلامى پافشارى كردند.آن گاه وحى نازل شد و پيامبر را مأمور به مباهله با آنان ساخت .مباهله نفرين كردن دو گروه متخاصم است تا بدان وسيله خداوند بر آن كه باطل است عذابش را نازل كند:?هر كس پس از روشن شدن جريان با تو مجادله كند.بگو بياييد فرزندان و زنان و نزديكان خود را گرد آوريم،لابه و زارى كنيم و لعنت خدا را نثار دروغگويان گردانيم? (1) .

پيامبر (ص) به دليل مأموريتى كه داشت دچار زحمت شد و آن گروه مسيحى را به مباهله دعوت كرد.نيشابورى در تفسير:غرائب القرآن و عجائب الفرقان خود،مطلب زير را نقل كرده است:?پيامبر به آنان فرمود:خداوند مرا مأمور كرده است كه اگر پذيراى برهان نشديد با شما مباهله كنم،گفتند اى ابو القاسم!ما باز مى‏گرديم و درباره كار خود با هم مشورت مى‏كنيم،آن گاه به نزد تو مى‏آييم.و چون بازگشتند به شخص دوم هيأت نمايندگى كه مردى كاردان و با تدبير بود گفتند:اى عبد المسيح!نظر تو چيست؟اوگفت:به خدا قسم اى جمعيت نصارا شما دانستيد كه محمد پيامبرى است فرستاده از جانب خدا.و براستى سخن قاطع را درباره صاحبتان مسيح براى شما بيان كرد.و به خدا سوگند،هرگز قومى با پيامبرى مباهله نكرد مگر آن كه بزرگ و كوچك آنان از ميان رفتند.و شما اگر اين كار را بكنيد بيچاره مى‏شويد!اگر خوش نداريد،در موضع خود بايستيد و بر دين خود پافشارى ورزيد و اين مرد را به حال خود واگذاريد و به شهرهاى خود باز گرديد.

هيأت نمايندگى مسيحيان به حضور پيامبر (ص) آمد،ديدند او براى مباهله بيرون آمده است در حالى كه عبايى از موى سياه بر دوش داشت؛حسين (ع) در آغوش آن حضرت بود و دست حسن (ع) را در دست داشت و فاطمه (ع) در پى او حركت مى‏كرد،على (ع) نيز پشت سر فاطمه حركت مى‏كرد،و پيامبر (ص) به آنها مى‏گفت هر وقت من دعا كردم شما آمين بگوييد.اسقف نجران رو به همراهان كرد و گفت:اى گروه نصارا!من چهره‏هايى را مى‏بينم كه اگر دست به دعا بردارند و از خداوند بخواهند كه كوه را از جا بكند،فورا خواهد كند!پس با او مباهله مكنيد كه هلاك مى‏شويد و بر روى زمين تا روز قيامت يك مسيحى باقى نخواهد ماند.سپس،رو به پيامبر كردند و گفتند:اى ابو القاسم!تصميم ما اين است كه با تو مباهله نكنيم...?

طبرى در تفسير خود از چندين طريق نقل كرده است كه پيامبر خدا (ص) على،فاطمه،حسن و حسين را در داستان مباهله به همراه خود آورده بود

و در صحيح مسلم از سعد بن ابى وقاص روايت شده است كه چون اين آيه نازل شد:?بياييد فرزندان و...خود را گرد آوريم?پيامبر خدا (ص) على،فاطمه،حسن و حسين را طلبيد و گفت:بارلها اينان اهل بيت منند?  .خداوند پيامبرش را مأمور كرده بود تا به هيأت نمايندگى نجران بگويد:?بيائيد فرزندان،زنان و نزديكان خود را گرد آوريم...?براى اطاعت اين فرمان پيامبر حسنين را حاضر كرد كه پسران دختر او و در حقيقت فرزندان او بودند؛فاطمه را به حضور خواست كه او برجسته‏ترين زنان از اهل بيت رسول بود.و ليكن چرا به همراه آنان على را آورده بود كه نه از پسران پيامبر است و نه از زنان او؟

براى على در آيه مباركه جايى نيست،مگر اين كه داخل در فرموده خداى متعال?انفسنا?باشد .براستى كه بردن على دليل بر اين است كه پيامبر خدا او را به منزله خود به حساب مى‏آورد و اگر پيامبر خدا او را چنين به حساب مى‏آورد پس،در حقيقت او را در ميان همه مسلمانان ممتاز دانسته است.پيامبر خدا در موارد مختلفى صريحا مى‏فرمود:على از من است و من از اويم.و حبشى بن جناده روايت كرده است كه او خود از پيامبر خدا شنيد كه مى‏فرمود:?على از من است و من از او و كسى از جانب من كارى را انجام نمى‏دهد بجز على.?

اميرالمؤمنين على عليه السلام در يك نگاه

كنيه على (ع)

آن حضرت را به دو كنيه ابو الحسن و ابو الحسين ناميده‏اند.امام حسن (ع) در حيات پيامبر پدرش را با كنيه ابو الحسين و امام حسين (ع) او را با كنيه ابو الحسن مى‏خوانده‏اند.پيامبر نيز وى را با هر دوى كنيه‏ها خطاب مى‏كرده است.چون پيامبر وفات يافت على (ع) را به اين دو كنيه صدا مى‏كردند.يكى ديگر از كنيه‏هاى على (ع) ،ابو تراب است كه آن را پيامبر برگزيده و بر وى اطلاق كرده بود.

در استيعاب نقل شده است:?به سهل بن سعد گفته شد:حاكم مدينه مى‏خواهد تو را وادارد تا بر فراز منبر،على را دشنام گويى.سهل پرسيد:چه بگويم؟گفت:بايد على را با كنيه ابو تراب خطاب كنى.سهل پاسخ داد:به خدا سوگند جز پيامبر كسى على را بدين كنيت،نامگذارى نكرده است. پرسيد:چگونه‏اى ابو العباس؟جواب داد:على (ع) نزد فاطمه رفت و آن‏گاه بيرون آمد و در حياط مسجد دراز كشيد و به خواب رفت.پس از او،پيغمبر (ص) پيش فاطمه آمد و از او پرسيد:پسر عمويت كجاست؟فاطمه گفت:اينك او در مسجد آرميده است.پيامبر به صحن مسجد آمد و على را ديد كه ردايش بر پشت مباركش افتاده و پشتش خاك آلود شده است.پيامبر با دست‏شروع به پاك كردن خاك از پشت على كرد و فرمود:بنشين اى ابو تراب!به خدا سوگند جز پيامبر كسى او را بدين نام،نخوانده است.و قسم به خدا در نظر من هيچ اسمى از اين نام دوست داشتنى‏تر نيست.?

نسايى در خصايص از عمار بن ياسر نقل كرده است كه گفت:?من و على بن ابيطالب (ع) در غزوه عشيره از قبيله ينبع با يكديگر بوديم.تا آنجا كه عمار گفت:سپس خواب هر دوى ما را فرا گرفت، من و على به راه افتاديم تا آنكه در زير سايه نخلها و روى زمين خاكى و بى گياه آرميديم.سوگند به خدا كه جز پيامبر كسى ما را از خواب بيدار نكرد.او با پايش ما را تكان مى‏داد و ما به خاطر آنكه روى زمينى خاكى دراز كشيده بوديم،به خاك آلوده شديم.در آن روز بود كه پيغمبر (ص) به على (ع) فرمود.تو را چه مى‏شود اى ابو تراب؟چرا كه پيامبر آثار خاك را بر على (ع) مشاهده كرده بود.?

البته ممكن است كه اين واقعه چند بار اتفاق افتاده باشد.در روايتى ديگر آمده است:چون پيامبر على را در سجده ديد در حالى كه خاك بر چهره‏اش نشسته و يا آنكه گونه‏اش خاك آلود بوده به او فرمود:?ابو تراب!چنين كن‏?.

همچنين گفته شده است پيامبر با چنين كنيه‏اى،على (ع) را خطاب كرد.چرا كه گفت:اى على! نخستين كسى كه خاك را از سرش مى‏تكاند تويى.

على (ع) ،اين كنيه را از ديگر كنيه‏ها بيشتر خوش مى‏داشت.زيرا پيامبر وى را با همين كنيه خطاب مى‏كرد.دشمنان آن حضرت مانند بنى اميه و ديگران،بر آن حضرت به جز اين كنيه نام ديگرى اطلاق نمى‏كردند.آنان مى‏خواستند با گفتن ابو تراب،آن حضرت را تحقير و سرزنش كنند و حال آنكه افتخار على (ع) به همين كنيه بود.دشمنان على،به سخنگويان دستور داده بودند تا با ذكر كنيه ابو تراب بر فراز منابر،آن حضرت را مورد سرزنش قرار دهند و اين كنيه را براى او عيب و نقصى قلمداد نمايند.چنان كه حسن بصرى گفته است،گويا كه ايشان با استفاده از اين عمل،لباسى پر زيب و آرايه بر تن آن حضرت مى‏پوشاندند.چنان كه جز نام ترابى و ترابيه بر پيروان امير المؤمنين (ع) اطلاق نمى‏كردند.بدان گونه كه اين نام،تنها بر شيعيان على (ع) اختصاص يافت.

كميت مى‏گويد:

گفتند رغبت و دين او ترابى است من نيز به همين وسيله در بين آنان ادعا كنم و به اين لقب مفتخر مى‏شوم.

هنگامى كه كثير غرة گفت:جلوه آل ابو سفيان در دين روز طف و جلوه بنى مروان در كرم و بزرگوارى روز عقر بود،يزيد بن عبد الملك به او گفت:نفرين خدا بر تو باد!آيا ترابى و عصبيت؟!در اين باره مؤلف در قصيده‏اى سروده است:

به نام دو فرزندت،مكنى شدى و نسل رسول خدا در اين دو فرزند به جاى ماند پيامبر تو را بو تراب خواند دشمنان آن را بر تو عيب مى‏شمردند و حال آنكه براى تو اين كنيه افتخارى بود

لقب على (ع)

ابن صباغ در كتاب فصول المهمه مى‏نويسد:لقب على (ع) ،مرتضى،حيدر،امير المؤمنين و انزع (و يا اصلع) (كسى كه اندكى از موى جلوى سرش ريخته باشد.) و بطين (كسى كه شكمش بزرگ است.) و وصى بود.آن حضرت به لقب اخير خود در نزد دوستان و دشمنانش شهره بود.در روز جنگ جمل جوانى از قبيله بنى ضبه از سپاه عايشه بيرون آمد و گفت:

ما قبيله بنى ضبه دشمنان على هستيم كه قبلا معروف به وصى بود على كه در عهد پيامبر شهسوار جنگها بود من نيز نسبت‏به تشخيص برترى على نابينا و كور نيستم اما من به خونخواهى عثمان پرهيزگار آمده‏ام زيرا ولى،خون ولى را طلب مى‏كند

و مردى از قبيله ازد در روز جمل چنين سرود:

اين على است و وصيى است كه پيامبر در روز نجوة با او پيمان برادرى بست و فرمود او پس از من راهبر است و اين گفته را افراد آگاه در خاطر سپرده‏اند و اشقيا آن را فراموش كرده‏اند

زحر بن قيس جعفى در روز جمل گفت:

آيا بايد با شما جنگ كرد تا اقرار كنيد كه على در بين تمام قريش پس از پيامبر برترين كس است؟!

او كسى است كه خداوند وى را زينت داده و او را ولى ناميده است و دوست،پشتيبان و نگهدار دوست است،همچنان كه گمراه پيرو فرمان گمراهى ديگر است

زحر بن قيس نيز بار ديگر چنين سروده است:

پس درود فرستاد خداوند بر احمد (محمد (ص) )

فرستاده خداوند و تمام كننده نعمتها فرستاده پيام‏آورى و پس از او خليفه ما كسى كه ايستاده و كمك شده است منظور من على وصى پيامبر است كه سركشان قبايل با او در جنگ و ستيزند

اين زحر در جنگ جمل و صفين با على (ع) همراه بود.همچنان كه شبعث‏بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن ضبابى در جنگ صفين در ركاب آن حضرت بودند.اما بعدا با حسين (ع) در كربلا به جنگ برخاستند و فرجام شومى را براى خود برجاى گذاشتند.

كميت مى‏گويد:

كثير نيز مى‏گويد:وصى و پسر عموى محمد مصطفى و آزاد كننده گردنها و ادا كننده دين‏ها

همچنين آن حضرت به نام پادشاه مؤمنين و پادشاه دين(يعسوب المؤمنين و يعسوب الدين)نيز ملقب بوده است.

روايت كرده‏اند كه پيامبر به على (ع) فرمود:تو پادشاه دينى و مال پادشاه ظلمت و تاريكى است.

در روايت ديگرى آمده است:اين (على) پادشاه مؤمنان و پيشواى كسانى است كه در روز قيامت‏با چهره‏هايى نورانى در حجله‏ها نشسته‏اند.

ابن حنبل در مسند و قاضى ابو نعيم در حلية الاوليا اين دو روايت را نقل كرده‏اند.در تاج العروس معناى لغوى يعسوب ذكر شده و آمده است (ملكه كندوى زنبور عسل).على (ع) فرمود:من پادشاه مؤمنانم و مال پادشاه كافران است.يعنى مؤمنان به من پناه آورند و كافران از مال و ثروت پناه مى‏جويند.چنان كه زنبور به ملكه خود پناه مى‏برد و آن ملكه بر همه زنبوران مقام تقدم و سيادت دارد.

دربان على (ع)

در كتاب فصول المهمة ذكر شده كه دربان آن حضرت،سلمان فارسى (رض) بوده است.

شاعر على (ع)

همچنين در فصول المهمه گفته شده كه شاعر آن حضرت،حسان بن ثابت‏بوده است.در اينجا اضافه مى‏كنم كه شاعر آن حضرت در جنگ صفين،نجاشى و اعور شنى و كسان ديگرى غير از اين دو تن بوده‏اند.

نقش انگشتر على (ع)

سبط بن جوزى در كتاب تذكرة الخواص نوشته است:نقش انگشترى آن حضرت عبارت‏?خداوند فرمانروا،على بنده اوست‏? (الله الملك على عبده) بوده است.همچنين وى مى‏نويسد:آن حضرت انگشترى را در انگشتان دست راست‏خود مى‏كرده است و حسن و حسين (ع) نيز چنين مى‏كرده‏اند.

ابو الحسن على بن زيد بيهقى معروف به فريد خراسان در كتاب خود موسوم به صوان الحكمه كه به نام تاريخ حكماى اسلام مشهور است در ذيل شرح زندگانى يحيى نحوى ديلمى ملقب به بطريق،چنين مى‏گويد:? يحيى فيلسوف و ترساكيش بود و عامل امير المؤمنين (ع) در نظر داشت تا وى را از فارس بيرون براند.يحيى نيز ماجراى خود را براى على (ع) نگاشت و از آن حضرت درخواست امان كرد.محمد بن حنفيه،به فرمان على (ع) امان نامه‏اى براى يحيى نوشت كه من آن امان نامه را در دست‏حكيم ابو الفتوح مستوفى نصرانى طوسى مشاهده كردم.توقيع على (ع) با خط خود آن حضرت و با عبارت ?الله الملك و على عبده‏? (خداوند فرمانروا و على بنده اوست.) در پاى اين مكتوب موجود بود.سبط بن جوزى اين عبارت را به عنوان نقش انگشترى آن حضرت دانسته ولى مطابق با نقل بيهقى اين توقيع به دست‏حضرت نوشته شده است و بعيد نيست كه گفته بيهقى متين‏تر باشد.?

همچنين احتمال دارد كه آن حضرت نامه‏ها را چنين امضا مى‏كرده و سپس همان عبارت را بر نگين انگشترى نقش زده است.ابن صباغ در كتاب فصول المهمه فى معرفة الائمه گويد:?اسندت ظهرى الى الله‏? (پشت من به خداوند متكى است) نقش نگين آن حضرت بوده است.عده‏اى ديگر نقش نگين آن حضرت را?حسبى الله‏?ذكر كرده‏اند.كفعمى نيز در مصباح گويد:نقش نگين انگشترى آن حضرت‏?الملك لله الواحد القهار?بوده است.البته بعيد نيست كه آن حضرت داراى چند انگشترى با نقوش متعدد بوده است.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 19:18 | لینک ثابت |

رزمايش موشكي و دريايي پيامبر اعظم (ص) سپاه پايان يافت

خبرگزاري فارس: رزمايش دفاعي، بازدارنده و اقتدارآميز پيامبر اعظم (ص) 3 در بخشهاي موشكي و دريايي، با دستيابي به اهداف خود پايان يافت.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي كل سپاه، سردار سيدمحمد حجازي، با اعلام خبر پايان رزمايش دفاعي پيامبر اعظم (ص) 3 گفت: رزمايش موشكي نيروي هوايي و رزمايش شناوري نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، براساس برنامي از پيش تعيين شده ، انجام پذيرفت. اين رزمايش بطور همزمان با هماهنگي همه‌جانبه بين يگانهاي شناوري و واحدهاي موشكي با موفقيت كامل به پايان رسيد.
جانشين فرمانده كل سپاه در تبيين اهـداف اين رزمـايش گفـت: سنجش ميزان آمادگي و سرعت عمل رزمندگان و پاسـداران انقلاب اسلامي بااستفاده از تاكتيكهاي جديد و آزمايش سلاح‌ها و تجهيزات متنوع و تعداد زيادي از آنها كه در اين رزمايش بكارگيري شدند از جمله اهداف اين رزمايش بزرگ بود.
رزمايش پيامبر اعظم(ص) كه در منطقه‌اي از شمالي‌ترين نقطه خليج فارس تا شرق تنگه هرمز پيش‌بيني شده بود به خوبي توانست آمادگي همه جانبه جمهوري اسلامي براي تضمين امنيت پايدار در خليج فارس و تنگه هرمز را به دشمنان نشان دهد.
وي با اشاره به تهديدات اخير آمريكا و اسرائيل پيرامون حمله نظامي به جمهوري اسلامي ايـران گفـت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با ماموريت فراگير، مستقيم و ويژه‌اي كه در مرزهاي جنوبي ايران و بخصوص در خليج فارس و تنگه هرمز دارد از آمادگي همه‌جانبه براي واكنش سريع و قاطع دربرابر هرگونه تجاوز و حمله احتمالي دشمن برخوردار است.
وي بيان داشت: تكامل تاكتيكي، پيشرفت فناوري و تجهيزات و بكارگيري موفق سيستمهاي مدرن و متنوع و مهم‌تر ازهمه طراحي و اجراي تاكتيك‌هاي سنجيده و صددرصد بومي و جديد در اين رزمايش قابليت سپاه براي حضور در عرصه نبرد واقعي را مضاعف و چندبرابر ساخته است.
سردار حجازي با خنثي‌شدن سناريوي عمليات رواني آمريكا و اسرائيل براي ترويج ايران هراسي در سطح منطقه افزود: برخورداري جمهوري اسلامي ايران قوي و توانمند و برخوردار از قابليت‌هاي لازم براي تامين امنيت آبهاي خليج فارس و انرژي جهان، اطمينان و اعتماد كشورهاي منطقه‌اي را بيش از پيش ارتقا بخشيده است.
جانشين فرماندهي كل سپاه بااشاره به ويژگي‌ها و تفاوت‌هاي رزمايش پيامبر اعظم (ص) 3 با رزمايش‌هاي قبلي گفت: برد زياد، حجم تخريب، دقت فوق‌العاده، سرعت و امكان استفاده از حجم انبوه و متنوع از ويژگيهاي موشكهاي پرتاب‌شده نيروي هوايي سپاه بود. همچنين ارتقاي توان ، واكنش سريع و قاطع شناورهاي موشك انداز، اژدرافكن و راكت انداز و بكارگيري موشكهاي ساحل به دريا و بكارگيري گسترده نيروهاي ويژه عملياتي و رزمي، دريايي و بسيجي سپاه در شرايط مختلف نيز از برجستگي‌هاي رزمايش شناوري نيروي دريايي سپاه بود.
سرتيپ حجازي در ادامه با اشاره به بازتاب‌هاي وسيع رزمايش پيامبر اعظم (ص) 3 در رسانه‌هاي مختلف و معتبر جهان و واكنش‌هاي دولت مردان آمريكايي و رژيم صهيونيستي و برخي كشورهاي اروپايي افزود: تاريخ نشان داده است كه ملت عظيم الشان ايران اسلامي هرگز تسليم زورگويي سلطه‌جويان نشده و با اقتدار و با صلابت پاسخ آنهايي كه با ادبيات خشن و تهديدآميز با انقلاب و نظام روبرو مي‌شوند را در ميدان عمل خواهد داد. در واقع ايستادگي، آمادگي و هوشياري انقلابي، رمز پايداري ، ماندگاري و پيروزي ملت ما در اين عرصه بوده و خواهد بود.
وي بااشاره به نقش راهبردي و حياتي ايران در تامين امنيت انرژي مورد نياز مردم جهان، صلح ، دوستي و همكاري منطقه‌اي بين ايران و كشورهاي حاشيه خليج فارس را بعنوان پيام اين رزمايش دانست و گفت: امروز كشورهاي منطقه به تنهايي و بدون نياز به حضور بيگانگان قادر به تامين امنيت منطقه هستند. آمريكائي‌ها با دروغ بزرگ، فلسفه حضور خود در خليج فارس و درياي عمان را تامين امنيت انرژي جهاني معنا مي‌كنند درحالي‌كه اين ترفند آمريكايي‌ها كاملاً برملا شده و همه مي‌دانند كه آنها درصدد استفاده ابزاري از انرژي خليج‌فارس درراستاي منافع خاص خود هستند.
پاسداران انقلاب و بسيجيان دريادل،فرزندان دلير و شجاع ملت ايران بوده و هرلحظه بر آمادگي خود براي مصاف با هرنوع شرارت و تجاوز به ميهن اسلامي مي‌افزايند.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 19:26 | لینک ثابت |
ساخت سیستم هوشمند دتکتور توسط دو مبتکر دانشجوی بسیجی

آقایان موسی درکاله و جعفر آقازاده دانشجویان رشته الکترونیک در پژوهشکده و مرکز تحقیقات شهید دکتر عزیززاده وابسته به بسییج دانشجوئی استان آذربایجانشرقی موفق به طراحی و ساخت این سیستم هوشمند شدند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران بسيج، عملکرد این سیستم به صورت زیر می باشد:

بعد از اینکه سیستم در محل مورد نظر نصب شد زمانی که در محل کار یا اتاق شما گازیا دود نشت نماید یا آتش سوزی اتفاق بیافتد سنسور تحریک شده و لامپ خطر روی سیستم روشن شده و آژیرخطر بکار می افتد تا وقتی این وضعیت نشتی موجود است آژیر فعال خواهد بود. به محض تحریک سیستم دستگاه تهویه توسط رله که بر روی سیستم نصب شده فعال شده و شروع به تهویه محل مورد نظر می نماید تا جلو انفجار و آتش سوزیهای بعدی گرفته شود .درحالت عادی تهویه وآژیر خاموش می شود.

با روی کار آمدن این سیستم به جای سیستم اعلام حریق و نشت گاز از خطر ناشی از خفگی وا نفجار جلوگیری می کند.

کلیه استانداردهای این دستگاه از هر نظر توسط کار شناسان و متخصصین برق و الکترونیک مورد تایید قرار گرفته است .

این سیستم دارای نمایشگر بوده و میزان نشتی گاز را بر اساس مقدار نشان می دهد.     

 

 

 
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 19:5 | لینک ثابت |
 
 
 
 
 
اکستازی اسلامی اختراع دانشجوی بسیجی و مبتکر ملکانی

شاهین زوارقی از مبتکرین و مخترعین بسیجی در دانشگاه علمی کاربردی مراغه موفق به کشف داروی گیاهی با عنوان "اکستازی اسلامی "شد.

این دارو که بدلیل شادی آور بودن اکستازی اسلامی نامیده می شود ، حدود 3 سال بر روی 80 نفر از دانشجویان داوطلب امتحان شده است.

"اکستازی اسلامی" جهت جلوگیری از انسداد رگهای قلبی می باشد که از عصاره 6 گیاه از جمله گیاه آمگا ،عصاره بید مشک و عصاره گیاه نعناع بدست آمده و به صورت نوشیدنی می باشد.

این دارو برای اولین بار در جهان بصورت گیاهی تهیه شده و بصورت شیمیایی نمی باشد که برای کبد عوارض جانبی داشته باشد و لیکن این داروی گیاهی هیچگونه عوارض جانبی ندارد.

مقاله این مبتکر بسیجی در کشور فنلاند از بین 30کشور شرکت کننده رتبه سوم را کسب نموده و همچنین در سال 85در جشنواره امیر کبیر به عنوان مقاله اول شناخته شده است.  

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 18:55 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 18:50 | لینک ثابت |

نويسنده و محقق تبريزي در نامه‌اي سرگشاده به «الهام علي‌اف»، رئيس‌ دولت حاکم بر ایران شمالی ، نسبت به پيام تبريك و نيز شراكت دولت اين كشور ـ كه اكثريت آن را مردم مسلمان تشكيل مي‌دهند ـ با رژيم اسرائيل، انتقاد كرده و آورده است:

آقاي الهام علي‌اف،
سلام عليکم

سخن خود را با نام و ياد خدايي که آدمي را آفريد و او را به سبب دو نعمت ارزشمند «عقل» و «اختيار» بر ساير موجودات برتري داد؛ آغاز مي‌کنم و با پوزش پيشاپيش از اين‌كه لحظاتي از وقت شما را مي‌گيرم، قصد دارم درخصوص پاره‌اي موضوعات مهم و اساسي با شما به گفت‌وگو بنشينم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 17:43 | لینک ثابت |
[بدون اسم]
ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 19:46 | لینک ثابت |

در مصاحبه مطبوعاتی در مالزی:

دکتر احمدي نژاد :اسرائيل و آمريکا جرات حمله به ايران را ندارند

 رييس جمهوري در پاسخ به سوال خبرنگار تلويزيون مالزي در خصوص تهديدات آمريکا و اسرائيل مبني بر حمله نظامي به ايران ، گفت:آمريکا و اسرائيل که سهل است اگر صدها همچون اينها گرد هم آيند جرات حمله به ايران را ندارند و خودشان هم مي دانند که نمي توانند به ايران حمله کنند .

 دکتر محمود احمدي نژاد بعد از ظهر دوشنبه به وقت محلي با اجابت درخواست خبرنگاران تلويزيون و خبرگزاري ملي مالزي براي انجام مصاحبه ، به سوالات مختلف آنها از جمله برنامه صلح اميز هسته اي ايران پاسخ داد.اين مصاحبه امشب از تلويزيون ملي مالزي پخش خواهد شد .
رييس جمهوري در پاسخ به سوال خبرنگاري مالزيايي تاکيد کرد: بوش آرزوهاي شيطاني و غير انساني فراواني از جمله مقابله با ملت ايران را داشته و دارد که هيچکدام موفق نشدة است ، آنها ملت ايران را مي شناسند و مي دانند که با زبان زور و تهديد نمي توانند با ما صحبت کنند و بايد به خواست ملت ايران تن دهند.
احمدي نژاد تاکيد کرد: حرف ملت ايران شفاف ، روشن و قانوني است و دشمنان ملت ايران موضوع هسته اي را بهانه اي براي فشار بر ملت ما قرار داده اند، آنها نگراني از بمب ندارند زيرا کشورهايي هستند که بمب اتمي دارند ، تحت نظارت آژانس نيز نيستند و مورد حمايت آمريکا هم قرار دارند .
رييس جمهوري تاکيد کرد: اين يک سناريو است که از يک طرف درخواست مذاکره با ملت ايران را مطرح مي کنند و از طرف ديگر تهديد مي کنند و مي گويند که بايد به خواسته هاي غير قانوني آنها تن دهيم و از حق خود دست برداريم که اين يک نمايشنامه تکراري است .
احمدي نژاد با بيان اينکه دشمنان ملت ايران مخالف آرمانها و ديدگاه و فرهنگ ملت ايران و مخالف توسعه و پيشرفت ايران هستند گفت : البته ما اهل گفت و گو بوده و هستيم اما در فضاي عادلانه و در موضوعات مشترک مذاکره خواهيم کرد زيرا مذاکره در فضاي نابرابر و يکطرفه نتيجه نخواهد داشت .
رييس جمهوري خاطرنشان کرد: ايران قدرت بزرگي است و آنها بايد بپذيرند و بدانند که هر چقدر بخواهند مقاومت کنند بيشتر ضرر خواهند کرد، ملت ايران يکپارچه ايستاده است و تاريخ نشان داده که هر زمان اراده کند حتما به هدف خود خواهد رسيد.
احمدي نژاد افزود: ملت ايران در جنگ 8ساله با صدام تنها بود و صدام از حمايت همه قدرتهاي زورگو برخودار بود اما نتوانست کاري از پيش ببرد، تهديدات امروز آمريکا و اسرائيل نيز يک جنگ تبليغاتي است که ما با آن آشنا هستيم .
ديگر خبرنگار مالزيايي خطاب به رييس جمهوري اسلامي ايران گفت که جهان با برنامه هسته اي ايران مخالف است چرا برغم اينکه از منابع و ذخاير عظيم گاز و نفت برخوردار هستيد ،اين برنامه را متوقف نمي کنيد؟ احمدي نژاددر پاسخ گفت :جهان مخالف نيست بلکه تنها تعداد معدودي کشور زورگو هستند که مي خواهند همه جهان تحت سلطه آنها باشد و با توسعه و پيشرفت ملت ايران مخالفت مي کنند .
رييس جمهوري افزود: آمريکا بيشترين توليد نفت را دارد و کشورهاي ديگري هم هستند که بزرگترين دخاير گاز و انرژي را دارند اما از انرژي هسته اي که يک انرژي پاک است استفاده مي کنند.
رييس جمهوري با بيان اينکه فناوري هسته اي فوايد و مزاياي فراواني دارد گفت : اگر ملتها از انرژي هسته اي استفاده کنند با بحران نفت روبرو نخواهيم بود و آلودگي و خشکسالي و کمبود مواد غذايي نخواهيم داشت .
احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه استفاده از انرژي هسته اي حق همه ملتها است گفت : قدرتهاي زورگو اين انرژي را فقط براي خود مي خواهند تا وقتي دنيا با کمبود انرژي فسيلي روبرو شد آن را به قيمت گزاف به ملتها بفروشند و زماني که ذخاير نفتي کشورهاي امروز صادر کننده نفت به پايان رسيد اين کشورها را محتاج به خود کنند .
رييس جمهوري با تاکيد بر اينکه ملت ايران هر روز يک دستاورد خوب در عرصه هاي علمي ، فرهنگي ، اقتصادي ، صنعتي و فناوري و سياسي بدست مي آورد ، افزود: ملت ايران ملت بزرگي است و تصميم گرفته که روي پاي خود بايستد و به لطف خدا خواهد ايستاد و شما روزانه اخبار موفقيت هاي ملت ايران را مي شنويد و بزودي اولين ماهواره ساخت ايران با پرتابگر ايراني در فضا قرار خواهد گرفت .

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 19:59 | لینک ثابت |

شریعتمداری : چرا چشم خود را بسته ايد؟

حسین شریعتمداری در کیهان چهارشنبه نوشت:

 آقاي رسول منتجب نيا، قائم مقام حزب اعتماد ملي طي يادداشتي با عنوان «چند سؤال از رئيس جمهور» كه در شماره ديروز روزنامه اعتماد ملي چاپ شده است، فهرستي از شايعات موهن درباره دكتر احمدي نژاد را رديف كرده و از رئيس جمهور و مراجع عظام خواسته است درباره صحت و سقم اين شايعات نظر خود را اعلام كنند.
مضمون و محتواي يادداشت آقاي منتجب نيا كه با ويژگي هاي شخصيتي ايشان همخواني ندارد از چند زاويه قابل ارزيابي است.
1- همه آنچه آقاي منتجب نيا به عنوان سؤال از رئيس جمهور مطرح كرده است، شايعات موهني است كه دشمنان بيروني و برخي از مخالفان بي تقواي داخلي ساخته و منتشر كرده اند. اينگونه شايعه پراكني ها همواره نسبت به مسئولان خدمتگزار و موفق نظام مطرح بوده و خواهد بود. حالا بايد از آقاي منتجب نيا پرسيد آيا يك مسئول عالي رتبه وظيفه دارد به همه اين شايعات پاسخ دهد؟ و اگر چنين باشد آيا به هيچ كار ديگري مي رسد؟ و آيا در ميدان فريب دشمن نمي افتد؟ اين چه انتظاري است؟ آيا ساير مسئولان همه وقت خود را صرف پاسخگويي به اين شايعات كرده و مي كنند؟
2- ظاهراً آقاي منتجب نيا درك و شعور مردم را دستكم گرفته و تصور مي كنند هر شايعه موهني زمينه پذيرش دارد. آخر چه كسي باور مي كند كه رئيس جمهور يك سجاده خالي پهن مي كند و آن را سجاده حضرت امام زمان عليه السلام دانسته و به آن اقتدا مي كند؟!
3- آيا جناب منتجب نيا قصد نداشته است با فهرست كردن اين شايعات، به گسترش آنها و توهم پراكني عليه رئيس جمهور- كه آقاي منتجب نيا بارها نشان داده است دل خوشي از ايشان ندارد- دامن بزند؟ از توهم پراكني آقاي منتجب نيا عليه ساحت مقدس حضرت صاحب عليه السلام صرفنظر مي كنيم و بر اين باوريم كه وي آنچنان براي شايعه پراكني عليه احمدي نژاد عجله داشته كه متوجه توهم پراكني نابخشودني خود عليه حضرت امام زمان عليه السلام نشده است! اگرچه از يك روحاني انتظار اين توهم پراكني نبوده و نيست.
4- آنچه آقاي منتجب نيا به رئيس جمهور نسبت داده است به قول خود ايشان «شايعه» است. خب! حالا بايد از ايشان پرسيد، جنابعالي كه ادعا مي فرمائيد در مقابل اين شايعات احساسات امام زمان دوستي حضرتعالي تحريك شده است، چرا در مقابل اهانت هاي صريح و مكرر هم حزبي هاي اصلاح طلب خود عليه خدا، پيامبر(ص)، ائمه معصومين(ع)، حضرت امام خميني(ره)، باورهاي اسلامي و... كه طي 8 سال دوره موسوم به اصلاحات جريان داشت سكوت فرموديد؟ اين اهانت به اسلام و انقلاب و همه مقدسات كه ديگر شايعه نبود بلكه علناً در روزنامه ها و رسانه هاي وابسته به حزب شما چاپ شده بود. اين تناقض آشكار را چگونه حل مي فرمائيد؟!
5- و اما، نوشته آقاي منتجب نيا از زاويه ديگري نيز قابل بررسي است. يادداشت ايشان با دو رخداد در حزب اعتماد ملي همزمان و با يك واقعيت تلخ در روزنامه اين حزب همخوان است. اول، آن كه آقاي كروبي يك روز قبل طي نامه اي به روزنامه اعتماد ملي و خطاب به آقاي منتجب نيا نسبت به مطالب مندرج در اين روزنامه هشدار داده بود دوم؛ اين كه يادداشت آقاي منتجب نيا دقيقاً بعد از سفر آقاي كروبي به عربستان و در اولين روز غياب ايشان نوشته شده است! و بالاخره، واقعيت تلخ آن كه مدتهاست شماري از افراطيون مدعي اصلاحات و برخي از عوامل شناخته شده ضدانقلاب با سوءاستفاده از غيبت فيزيكي و نظارتي آقاي كروبي، از روزنامه ايشان براي ترويج افكار مخالفان نظام بهره مي گيرند... و در اين حال و هوا يادداشت موهن و فاقد كمترين دليل و منطق آقاي منتجب نيا، تامل برانگيز است.
حسين شريعتمداري

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 19:55 | لینک ثابت |

پيرمردي در حال نوشتن نامه اي بود که نوه اش پرسيد:
پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟

 

درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم.

مي خواهم وقتي بزرگ شدي،مثل اين مداد بشوي؟

 

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد:

 اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام

 

 پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج خاصيت هست

که اگر به دستشان بياوري براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي !

 

خاصيت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود

 دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در

 مسير اراده اش حرکت دهد.

 

خاصيت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين

باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از

خود به جا مي گذاردظريف تر و باريک تر)پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا

که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.


 

 

خاصيت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده

 کنيم.بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در

مسير درست نگهداري،مهم است.

 

خاصيت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب

 است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.

 

 

و سر انجام پنجمين خاصيت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار

در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار

 باشي و بداني چه مي کنی.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 19:10 | لینک ثابت |

امام عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

از روز قبل دلها تپش دیگری داشت و چشمها نگران می نگریستند از روز گذشته مردم نگران امامشان بودند و من منتظر دوستان بودم که امیر آمد و داد زد رادیو با هم به سمتی که رادیو بود رفتیم و چند لحظه بعد صدای گوینده خبر ( آقای حیاتی ) را اینگونه شنیدیم بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون دیگر گوشهایم نشنید و هق هق گریه ها امان نداد ... به ملکوت اعلی پیوست تمام نفراتی که بودند سراسر اشک شدند و ناله و از همان دقیقه عده ای به سوی جماران به راه افتادند.

   رفتن به محل مصلی فعلی و وادع با آن امام عزیز ، شرکت در مراسم آن وداع میلیونی و نمازی که در کنار خانواده محترمشان بجا آوردیم و پیاده از مصلی به سمت بهشت زهرا رفتن و حتی مراسم چهلم که از حرم حضرت عبدالعظیم (ع) تا مرقد امام رفتیم و ماجرای پیرمرد سفید پوشی که در راه دعا کرد ابری در روز جزا بر روی سرم سایه افکند و لحظاتی بعد دیگر او را ندیدم تمام در همین ایام در خاطرم تجلی کرده و غم و حزن آن روز را تازه میکنند.

  14 خرداد همیشه یادآور آن خاطره حزن انگیز است و آن چند روزی که طول کشید تا آن بزرگ مرد تاریخ اویی که امام عشق بود و جهان را به لرزه درآورده بود و هنوز شنیدن نامش عرق سردی بر پشت دشمنانش که کافران بت پرست زمانند می نشاند ، از زمین بر افلاک شود.

 سالرزو ارتحال این مرد بزرگ و ایام فاطمیه که ایام سوگ جانسوزنخستین یاور ولایت و داغی بزرگ بر جگر شیعیان است  بر تمام عاشقان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و حضرت امام (ره) تسلیت باد.

HyperText Transfer Protocol


نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 18:38 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 21:26 | لینک ثابت |


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 21:16 | لینک ثابت |

مادران فرموش شده


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 20:31 | لینک ثابت |

روز ملی فناوری هسته ای گرامی باد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 20:27 | لینک ثابت |
مرد تمام آنکه نگفت و بکرد

وآنکه بگوید بکند نیم مرد

وآنکه نگوید نکند زن بود

نیم زن است آنکه بگفت و نکرد

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 20:26 | لینک ثابت |

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 19:34 | لینک ثابت |

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 19:11 | لینک ثابت |


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 18:37 | لینک ثابت |


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 18:33 | لینک ثابت |
 
* * www.hadikazemiweb.blogfa.com www.hadikazemiweb.blogfa.com* * *