تبليغاتX
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ

درگذشت استاد برتر علوم سیاسی دانشگاه هاروارد

 

Huntington

    ساموئل هانتینگتون واضح نظریه "برخورد تمدن ها" و استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد در سن ۸۱ سالگی درگذشت.ساموئل هانتينگتون در سال ۱۹۲۷در نيويورك در يك خانواده مهاجر انگليسي به دنيا آمد. او در طول حیات علمی خود، نگارش و ویراستاری ۱۷ کتاب و ۹۰ مقاله علمی را برعهده گرفته است که هر یک دارای غنای علمی خاصی در حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل است. مهمترین کتب مذکور به زبان فارسی ترجمه شده است.

    حوزه تخصصی پژوهشی و تدریس وی در زمینه حکومت آمریکا، دموکراسی، سیاست های نظامی، استراتژی های نظامی، سیاست مقایسه ای و توسعه سیاسی بوده است. او در سن ۱۸ سالگی از دانشگاه ییل  ۱۹۴۶در مقطع کارشناسی علوم سیاسی فارغ التحصیل شد و از سن ۲۳ سالگی به تدریس در دانشگاه هاروارد مشغول شد. که دققیقا مصادف با جنگ جهانی دوم و ویرانی های بعد از آن بود. این مساله در ارائه تز برخورد تمدن های او بی تاثیر نبود. که در ابتدا به صورت مقاله در سال ۱۹۹۳ و سپس به صورت کتاب در سال ۱۹۹۶ ارائه شد. این کتاب تاکنون به ۳۹ زبان زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. وي در دانشگاه‌هاي "ييل" و "شيكاگو" ۱۹۴۸تا مرحله فوق ليسانس تحصيل كرد. او دکتری خود در علوم سیاسی را از دانشگاه هاروارد  ۱۹۵۱دریافت کرد.
وی در اواخر عمر خود، بخصوص بعد از یازده سپتامبر به مطالعه در زمینه مبحث هویت ملی و مذهبی در آمریکا پرداخت. نتیجه آن ارائه تزی جدید درباره هویت ملی در آمریکا تحت عنوان کتاب چالش های هویت ملی آمریکا در سال ۲۰۰۴ بود که خوشبختانه به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. او فرهنگ و زبان اسپاتیولی- پرتغالی را خطری برای آینده هویت ملی در آمریکا معرفی نمود.

    کتاب نظم سیاسی و تغییرات اجتماعی که توسط وی در سال ۱۹۶۹ به نگارش درآمده است به خوبی توسعه و توسعه نیافتگی سیاسی- اقتصادی در کشورهای جهان سوم را شرح می دهد.

    او نمونه موفق از یک استاد علوم سیاسی بود که ضمن ارائه نظریه ای نو هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی، توانست لینک خیلی خوبی میان عرصه نظریه و عمل سیاسی از طریق ورود به رده های مهم مشاوره سیاسی ایجاد کند.

    جالب است بدانید که وی  طرفدار حزب دموکرات بود و در انتخابات اخیر نیز از باراک اوباما حمایت نمود.

منبع:

http://www.news.harvard.edu/gazette/2009/02.05/99-huntington.html

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 9:41 | لینک ثابت |

سید حسن نصرالله

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 ساعت 9:11 | لینک ثابت |

سخنی زیبا از روحانی فرزانه حجه الاسلام و المسلمین جواد محدثی:

هیچ باغی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است، چون باغ بی دیوار، از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی ماند.

هیچ کس هم با نام و بهانه ی «آزادی» دیوار خانه ی خود را بر نمی دارد و شب ها درِ حیاتش را باز نمی گذارد، چون خطر رخنه ی دزد، جدی است.

هیچ صاحب گنج و گوهری هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد، جلوه کند و چشم و دل برباید، چون خود جواهر ربوده می شود.

هر چیز که قیمتی تر باشد، در صد مراقبت از آن بالا تر می رود.

هر چه که نفیس تر باشد، بیم ربودن و غارت بیشتر است و مواظبت، لازم تر.

مگر نه این که آثار نفیس خطی را در موزه ها و ویترین ها می گذارند، تا با لمس دست های این و آن، خراب نشود و از ارزش نیفتد؟!

این همه، فرمان عقل است و اقتضای تجربه.

اگر درِ شیشه عطر را باز بگذاری، عطرش می پرد.

اگر رشته ی مرواریدت را در کمد و صندوق نگذاری و درِ آن را نبندی، گم می شود.

اگر در مقابل پنجره ی خانه ات، توری نزنی، از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود.

وقتی راه ورود پشه ها را،خود را مصون ساخته ای،نه محدود و زندانی.

وقتی در خانه را می بندی،یا پشت پنجره ی اتاقت پرده می آویزی،خانه ی خود را از ورود بیگانه و نگاههای مزاحم درپناه قرار داده ای،نه که خود را در قید و بند وحصار افکنده باشی.

اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان،خودرا بپوشانی،نه کسی ایراد می گیرد و نه اگر هم ایراد بگیرد اعتنا نمی کنی چرا که سخنش را بی منطق می دانی.  

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 ساعت 7:20 | لینک ثابت |

 

دروازه بان دل

گفتم: در تيم خودتان چه كاره اي ؟

گفت : دروازه بان دلم

گفتم : اين هم شد كار؟برو تو خط حمله .

گفت : فكرم از دروازه مطمئن نيست . دلم يك دروازه است.اگر كنترل نكنم

مي بيني پي در پي گل مي خورم .

گفتم : مثلاٌ چه گلي ؟

گفت : گل گناه ، گل هوس ، گل غرور، گل دوستي هاي حساب نشده ،

گل غفلت از آينده و آخرت.

گفتم : چطور است جمع شويم و با (( تيم ابليس )) مسابقه بدهيم ؟

گفت : به شرط اين كه خودم دروازه بان باشم.چون مي دانم ازچه زاويه اي(توپ گناه)را

به طرف دروازه دل ها شوت مي كنند.

گفتم : قبول ، ولي از كجا اين تجربه ها را كسب كرده اي ؟

گفت : زاويه حمله ابليس، ((غفلت)) است و ((غرور)). وقتي چراغ ياد خدا خاموش

مي شود، غرور به دشمن ((گرا)) مي دهد . شيطان ، حريف قدري است .

نمي شود آن را دست كم گرفت.

گفتم : پس تو ((خط دفـاع )) را بيشتر دوست داري ؟

گفت : آدم اگر نتواند دفاع خوبي داشته باشد مهاجم خوبي هم نمي شود.

گفتم : ديگر كدام زاويه را بايد مراقب بود ؟

گفت : خواهي نخوري ز تيم ابليس شكست

بايد به دفاع از دل و ديده نشست

چون شوت شود به سوي دل توپ گناه

دروازه دل به روي آن بايد بست

گفتم : دروازه باني هم عجب لذتي دارد!

گفت : به شرط آن كه گل نخوري و حمله شيطان را دفع كني. ((جهـاد با نفس )) به همين جهت

بالاترين مبارزه است.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 ساعت 7:14 | لینک ثابت |

در بيانيه اى رسمى اعلام کرد:ميرحسين موسوى : مى آيم اما مستقل

 

مشاور ارشد میرحسین موسوی روز گذشته از قصد او برای تداوم حضور در صحنه انتخابات خبر داد.

در حالی که محمد خاتمی کاندیداتوری خود در انتخابات سال آینده را رسماً اعلام کرده و پیش از او هم مهدی کروبی خیال همه را از این بابت که تا آخر در صحنه انتخابات حضور خواهد داشت، راحت کرده بود؛ اکنون میرحسین موسوی با هدف پایان دادن به مجموعه تردیدهایی که درباره قصد او به تداوم حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی بوجود آمده بود اعلام کرده است که به صحنه آمده به طور «فعال»، «مستقل» و «موثر» در صحنه باقی خواهد ماند.

علیرضا بهشتی از مشاوران میرحسین موسوی روز شنبه و در حالی که از چند روز قبل اعلام شده بود «در این روز اتفاقی خواهد افتاد» با صدور بیانیه ای رسمی که می توان - و قاعدتاً باید- آن را موضع میرحسین موسوی نیز دانست به 3 نکته مهم اشاره کرده است. نکته اول این است که در بیانیه ثبتی از ورود خاتمی و کروبی به صحنه انتخابات استقبال کرده است.

«هم ورود رسمی آقای کروبی در چند ماه پیش که با توجه به دغدغه های ایشان در قبال وضعیت عمومی کشور صورت گرفت و هم اعلام آمادگی آقای خاتمی در روز بیستم بهمن که علیرغم همه دشواری های پیش رویی که پیش بینی کرده اند بر خود تکلیف دانسته اند پا به میدان بگذارند، از آنجا که نشانگر احساس وظیفه نسبت به سرنوشت جامعه ایران است تحسین برانگیز و درخور تقدیر است».

نکته دوم در این بیانیه اعلام حضور صریح میرحسین در صحنه انتخابات است که البته عملاً به گونه ای نوشته که موضوع «فعالیت» در آن بیشتر برجسته شود تا موضوع «کاندیداتوری». در بیانیه موسوی آمده است:« آقای میرحسین موسوی نیز که از پشتوانه تجربه ای گران و ظرفیتی شایسته برخوردارند، به حضور موثر، مستقل و فعالانه خود در عرصه انتخابات و تحولات دهه چهارم انقلاب اسلامی ادامه خواهند داد و در زمان متناسب با اقتضای شرایط کیفیت حضور خود را تبیین می نمایند».

حواله دادن «تبیین کیفیت حضور» به آینده تاییدی است بر مجموعه اخباری که تا امروز از اراده موسوی برای به تعویق انداختن اعلام تصمیم خود تا بهار آینده خبر می داد.

نکته سوم در بیانیه رسمی منتشر شده از جانب موسوی این است که نویسنده آن بر لزوم شفاف شدن تمایزات با سایر اصلاح طلبان در کنار «همپوشانی های آشکار» تاکید می کند.

همچنین، باید اذعان داشت که در همان حال که همپوشانی دیدگاه ها، مواضع و خط مشی ها در بسیاری از موارد آشکار است، بروز تمایزات در خاستگاه و پایگاه طبیعی است و می تواند زمینه آگاهی بیشتر مردم را فراهم سازد.

در کنار این بیانیه فردی به نام مسعود میرزایی هم که پایگاه اینترنتی نسیم 88 از او به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی نسل سومی های میرحسین موسوی نام برده، به باشگاه خبرنگاران گفت: «موسوی از صحنه انتخابات کنار نرفته و تا پایان سال جاری نظر قطعی خود را برای حضور در انتخابات اعلام می کند.»

با وجود این اظهارات هنوز هم ارزیابی روشنی از موضع میرحسین موسوی نمی توان ارائه داد. اتفاقات و اظهارنظرهای روز شنبه را با توجه به مجموعه قرائن بیشتر باید به عنوان پاسخی به حملات و جوسازی های حامیان خاتمی تفسیر کرد که طی هفته های گذشته فشار سنگینی بر موسوی با هدف کنار گذاشتن او از صحنه انتخابات وارد کرده اند.

میرحسین موسوی که مدت هاست از ناحیه رفتار حامیان خاتمی احساس خطر می کند اکنون قصد دارد به آنها نشان دهد مهره ای نیست که بتوانند هر طور خواستند با او بازی کنند.


نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 23:54 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 23:13 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 9:33 | لینک ثابت |

    در چاووش خواني‌هاي زائران کربلا مي‌گفتند: «ز تربت شهدا بوي سيب مي‌آيد». نيز معروف است کساني که صبح زود به زيارت کربلا بروند، بوي سيب بهشتي استشمام مي‌کنند. اين سخن ريشة حديثي دارد. در بحارالانوار چنين آمده است:

http://billboard.persiangig.com/blog/green-apple1.jpg

    روزي امام حسن و امام حسين«ع» به حضور پيامبر رسيدند، در حالي که جبرئيل هم نزد رسول خدا بود. اين دو عزيز، جبرئيل را به «دِحْية کلبي» تشبيه کرده و دور او مي‌چرخيدند. جبرئيل هم چيزي در دست داشت و به آن اشاره مي‌کرد. ديدند که در دست جبرئيل  يک سيب،  يک گلابي و يک انار است. آنها را به «حسنين» داد. آن دو خوشحال شدند و با شتاب نزد پيامبر دويدند. پيامبر آنها را گرفت و بوييد و فرمود: ببريد نزد پدر و مادرتان. آن دو نيز چنان کردند. ميوه‌ها را نخوردند تا آنکه پيامبر (ص) هم نزد آنان رفت و همگي از آنها خوردند، ولي هر چه مي‌خوردند، ميوه‌ها باز باقي بود تا آنکه پيامبر از دنيا رفت. امام حسين(ع) نقل مي‌کند که در ايام حيات مادرمان فاطمه (س) تغييري در ميوه‌ها پيش نيامد، تا آنکه او ازدنيا رفت، انار ناپديد شد و سيب و گلابي مانده بود. با شهادت پدرم علي(ع) گلابي هم ناپديد شد و سيب به همان حالت باقي ماند. امام حسن(ع) مسموم و شهيد شد و سيب همچنان باقي بود تا روزي که (در کربلا) آب را به روي ما بستند. من هر گاه تشنه مي‌شدم آن را مي‌بوييدم، سوز عطش من تسکين مي‌يافت. چون تشنگي‌ام شدت يافت، بر آن دندان زدم و ديگر به مرگ يقين پيدا کرده بودم.
    امام سجاد(ع) مي‌فرمايد: اين سخن را پدرم يک ساعت قبل از شهادتش فرمود. چون شهيد شد، بوي سيب در قتلگاه به مشام مي‌رسيد. دنبال آن گشتيم و اثري از سيب نبود، ولي بوي آن پس از حسين(ع) باقي بود. قبر حسين را زيارت کردم و ديدم بوي آن سيب از قبر او به مشام مي‌رسد. پس هر يک از شيعيان ما که زيارت مي‌کنند، اگر بخواهند آن را بشنوند، هنگام سحر در پي زيارت بروند، که اگر مخلص باشند، بوي آن سيب را استشمام مي‌کنند.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 9:31 | لینک ثابت |

گفتگويی واقعي روی فرکانس اضطراری
کشتيرانی


گفتگويی که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتيرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل (Finisterra (Galicia ميان اسپانيايی ها و آمرييکایی ها در ۱۶اکتبر ۱۹۹۷ضبط شده است.

 اسپانيايی ها (با سر و صدای متن :(
 A-853
با شما صحبت می کند... لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنید. شما داريد مستقيما به طرف ما می آييد .
فاصله ۲۵ گره دريايی

آمريکایی ها (با سر و صدای متن(ما به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد
اسپانيايی ها : منفی. تکرار می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا تصادف نکنيد .  
آمرييکایی ها (يک صدای ديگر(
 
کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنيم ۱۵ درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود.  
 اسپانيایی ها: اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵درجه به جنوب بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد
 
آمريکایی ها (با صدای عصبانی:(
 
کاپيتان ريچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپيمابر يو اس اس لينکلن با شما صحبت می کند .  
۲ رزم ناو، ۵ناو منهدم کننده، ۴ناوشکن، ۶ زيردريايی و تعداد زيادی کشتی های پشتيبانی ما را اسکورت می کنند. به شما پيشنهاد نمی کنم، به شما دستور می دهم راهتان را ۱۵درجه به شمال عوض کنيد. در غير اينصورت مجبور هستيم اقدامات لازمی برای تضمين امنيت اين ناو اتخاذ کنيم . لطفا بلافاصله اطاعت کنيد و از سر راه ما کنار رويد !!! 
اسپانيایی ها : خو آن مانوئلسالاس آلکانتارا باشما صحبت می کند. ما دو نفر هستيم ويک سگ، ۲وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و يکقناری که فعلا خوابيده ما را
اسکورت می کنند . پشتيبانی ماايستگاه راديویی زنجيره ی ديال دهلا کورونيا و کانال ۱۰۶ اضطراری

دريایی است. ما به هيچ طرفی نمیرويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra  واحل سنگی گاليسياهستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايی در کدام سلسله
مراتب از چراغ های دريایی اسپانياقرار دارد .
شما مي توانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هرغلطی که می خواهيد بکنيد تاامنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمين کنيد . بنابراين بازهم اصرار میکنيم و به شما پيشنهاد می کنيم عاقلانه ترين کار را بکنيد و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغييردهيد تا از تصادف اجتناب کنيد

 آمريکایی ها: آها. باشه. گرفتيم. ممنون

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 1:5 | لینک ثابت |

دانشجويان دختر، با حجاب وارد دانشگاههاي تركيه شدند

دانشجويان دختر، با حجاب وارد دانشگاههاي تركيه شدند

دولت تركيه از ديروز، قانون منع استفاده از حجاب در دانشگاههاي اين كشور را لغو كرد و به دانشجويان زن اين كشور اجازه داد تا با حجاب وارد دانشگاه شوند.

Women , woman, girls , girl , hijab , hejab , veil , women in iran , jilbab , jilabib , islamic girls , women, arab woman , arab girl ,  ، چادر ملی دانشجویی، زنان نقاب ، پوشیه ، مقنعه ، مانتو ، روبنده ، جلباب ، جلابیب ، چارقد ، روسری ، لباس زنان ، لباس دختر، لباس دختران ،, زن مسلمان ، دختر مسلمان ، مسلمه ، مسلمات ، النساء، بنات ، بنت ، محرم  دختران ، دختران با حجاب ، با حجاب ، محجبه ، دختر ایرونی ، دختر ایرانی ، زن ، حجاب

     روز شنبه «عبدا... گل»، رئيس جمهور تركيه اين قانون را كه پيشتر توسط پارلمان اين كشور به تصويب رسانده بود، امضا كرد.در همين حال، سكولارهاي تركيه كه مخالف اين قانون هستند اعلام كرده اند كه در مخالفت با به اجرا گذاشته شدن اين قانون، به دادگاه قانون اساسي اين كشور اقامه دعوي خواهند كرد.اين قانون كه به زنان و دختران تركيه اي اجازه مي دهد تا با رعايت حجاب اسلامي در دانشگاهها حضور يابند، روز نهم فوريه به تصويب پارلمان تركيه رسيده بود.قانون منع استفاده از حجاب اسلامي از سال  1980 و بعد از يك كودتاي نظامي توسط سكولارهاي ارتش وضع شده بود.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 0:37 | لینک ثابت |

يک زن در کابينه پادشاه عربستان صاحب سمت شد

براي نخستين بار در تاريخ عربستان:
يک زن در کابينه پادشاه عربستان صاحب سمت شد

ملک عبدالله بن عبدالعزيز پادشاه عربستان طي حکمي اولين زن مسلمان را در شوراي وزيران به سمت قائم مقام وزير در امور زنان منصوب کرد.


    ملک عبدالله پادشاه عربستان طي حکمي اولين زن تاريخ اين کشور در کابينه را معرفي کرد.
    شاه عبدالله با اعلام پست جديدي در شوراي وزيران اين کشور خانم "نور الفايض" را به عنوان قائم مقام وزير آموزش و پرورش در امور زنان و دختران منصوب کرد.
انتخاب اولين زن مسلمان در شوراي وزيران پادشاهي عربستان واکنش هاي گسترده اي در رسانه هاي اين کشور ايجاد کرده است به طوري که بسياري از روزنامه ها مثل عرب نيوز ملک عبدالله را مردي بازرگان و مدير خطاب کرده اند.
روزنامه هاي عربستاني در حالي که اين اتفاق را حادثه اي بي نظير در تاريخ اين کشور عنوان کردند نوشتند با انتخاب يک زن به عنوان يک مقام دولتي مي توان به آينده دموکراسي عربستان اميدوار بود.
نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 0:35 | لینک ثابت |
 
جانشین سپاه عاشورا:
ایران اسلامی یکی از کشورهای حساس و استراتژیک در جهان است

    جانشین فرمانده سپاه عاشورا با اشاره به اينکه هم اکنون کشور ما در منطقه خاور میانه از لحاظ استراتژیک بسیار مهم است، افزود: وجود تنگه هرمز ، تنب بزرگ و کوچک و جزایر ابوموسی باعث گردیده است کشور های منطقه از ایران اسلامی به عنوان کشوری قدرتمند یاد کنند.

     سردار پورجمشیدیان با اشاره به مظلومیت مردم کشورمان در دوران طاغوت و چپاول منابع کشورمان توسط بیگانگان، تصویب و وجود قانون کاپیتالاسیون را موجب ننگ این مردم سرافراز دانسته و افزود: انقلاب اسلامی تمامی این ننگ ها و خبانت ها را تمام کرد و این کشور را از بند مزدوران جهان رها ساخت.

    وی قدرت و توانمندی کشورمان را در عرصه های مختلف بویژه علم و صنعت و ساخت تجهیزات پرتاب ماهواره و تکنولوژی های نو را از دستاوردهای نظام یاد کرد و خاطرنشان ساخت: نفوذ و برکت انقلاب در کشورهای دیگر هم نقش داشته و حرکت اخیر نخست وزیر این کشور در برابر سران رژیم صهیونیستی را نمونه بارز آن دانست.

    جانشین سپاه عاشورا در ادامه سخنان خود به مبارزات و مجاهدت های سربازان حزب ا... در جنگ 33 روزه و ایثارگری های حماس در نوار غزه اشاره کرد و افزود: برادران حزب ا... لبنان رهبر و مرید خود را رهبر معظم انقلاب می دانند و این در اعمال و اهداف این گروه شیعه به وضوح دیده می شود.

    وی در ادامه افزود: مراجع عرب در جنگ 33 روزه گفتند: خطر حزب الله از دشمنان بیشتر است، اما مقاومت و پیروزی حزب الله در این جنگ دشمنان اسلام و انقلاب را بیش از پیش بی آبرو و روی همه آنان را در بین ملل اسلامی سیاه نمود.

    سردار پورجمشیدیان در خاتمه موفقیت و عزت ایران اسلامی را مدیون خون شهدا دانسته و شهدای دوران 8 سال دفاع مقدس را مظلومانه ترین افراد در آن دوران یاد کرد و خاطر نشان ساخت: ما باید شکرگذار این نعمت عظیم و پاسداشت حریم انقلاب باشیم تا حق تعالی این نعمت بزرگ را از ما دریغ ننماید.

    وی مطالعه وصایای شهدا و امام راحل (ره) و عمل له توصیه های رهبری را از وظایف بسیجیان یاد کرد و آمادگی در عرصه های روحی و معنوی و آمادگی جسمانی در میادین علمی و آموزش سخت افزار جنگی و سلاح های مدرن روز را از دیگر وظایف مهم بسیجیان دانست.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 9:19 | لینک ثابت |

 

پروژه تخریب بسیج از سوی یاران خاتمی آغاز شد

( من نه طرفدار احمدی نژاد هستم نه طرفدار خاتمی فقط طرفدار حقیقت هستم )

آقای خاتمی در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور پیدا کردید و من نیز تا آخرین لحظه که با ماشینتان دفتر اداره پست را که برای استراحت در آن حضور پیدا کرده بودید را ترک کردید در کنار شما بودم و این حضور شما برای دفاع از انقلاب اسلامی ایران در مقابل غربی ها و دشمنان خوب بود.

اما سوالی از شما دارم دوستان شما در سایت هایی که در حمایت از شما راه اندازی کرده اند نوشتند که برخی با چوب قصد حمله به شما را داشتند و احمدی نژادی هم بودند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 23:6 | لینک ثابت |
بالاخره اومد! مردي با عباي شکلاتي.

خاتمي هم به طور رسمي اعلام نامزدي رياست جمهوري کرد!

خاتمي هم اومد!

هموني که گفته بود ديگه رييس جمهور نميشم!

هموني که يه هواپيماي اختصاصي برا خودش سفارش داده بود!

هموني که براي بدست آوردن رأي اهل تسنن، حديث غدير را زير سوال برد!

هموني که با عباي شکلاتي با زنان نامحرم دست داد!

آهاي! گوش کنيد: خاتمي هم اومد...
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 22:49 | لینک ثابت |

گروهى از فارغ التحصيلان قديمى يک دانشگاه که همگى در حرفه خود آد م هاى موفقى شده بودند، با همديگر به ملاقات يکى از استادان قديمى خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه،هر کدام از آنها در مورد کار خود توضيح مي داد و همگى از استرس زياد در کار و زندگى شکايت مي کردند.

 استاد به آشپزخانه رفت و با يک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان  گوناگون، از پلاستيکى و بلور و کريستال گرفته تا سفالى و  چينى و کاغذى(يکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ريختن براى خودشان را بکشند.

 پس از آن که تمام دانشجويان قديمى استاد براى خودشان چاى ريختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قيمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قيمت، داخل سينى برجاى مانده اند.

 شما هر کدام بهترين چيزها را براى خودتان مي خواهيد و اين از نظر شما امرى کاملاً طبيعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همين است. مطمئن باشيد که فنجان به خودى خود تاثيرى بر کيفيت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد يک فنجان گران قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايى که در آن است را از ديد ما پنهان کند.

 چيزى که همه شما واقعاً مى خواستيد يک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان ها رفتيد و سپس به فنجان هاى يکديگر نگاه مى کرديد. زندگى هم مثل همين چاى است.  کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعى و .... در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، “نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است.

 زندگی جیره مختصری است، مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است، مثل یک حبه قند، زندگی را با عشق نوش جان باید کرد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 10:26 | لینک ثابت |

شهيد عماد مغنيه

شهيد عماد مغنيه

شهيد عماد مغينه

شهيد عماد مغينه

شهيد عماد مغينه

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 10:23 | لینک ثابت |

پير الاغ فرصت طلب

كليدواژه‌ها: مسئله؛ مشكل؛ فرصت؛ تهديد؛ تفكر جانبي

كشاورزي الاغ پيري داشت كه يك روز اتفاقي توي يك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعي كرد نتوانست الاغ را از تو چاه بيرون بياورد. براي اينكه حيوان بيچاره زياد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زود تر بميرد و زياد زجر نكشد.

مردم با سطل روي سر الاغ خاك مي ريختند اما الاغ هر بار خاكهاي روي بدنش رو مي تكاند و زير پايش مي ريخت و وقتي خاك زير پايش بالا مي آمد سعي مي كرد روي خاكها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينكه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.

نکته مدیریت

مشكلات زندگي مثل تلي از خاك بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو انتخاب داريم. اول اينكه اجازه بدهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اينكه از مشكلات سكويي بسازيم براي صعود.

الاغ در روبرو شدن با يك مشكل، به شكل ظاهري آن كه تهديد بود توجه نكرد بلكه با رويكرد متفاوت جنبه فرصت آن را يافت و آز آن بهره برد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 7:57 | لینک ثابت |

سيماي رهبري

نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 20:7 | لینک ثابت |

 


 

مي ترسم از ان لحظه که عمرم به سر آيد
مهتاب رخت بعد غروبم به در آيد
مي ترسم از آن دم که بيایي و نباشم
جان از بدنم رفته و عمرم به سر آيد
مي خوانمت اي يار ز صبح ازلي
آه از دل خونم زغم هجر برآيد
در راه تو من منتظرم تا که بيایي
از گل وصل رخت بهره دلم کي ثمر آيد
بر دامن تو رشته دل را چو ببستم
کي مهر رخت از پس پرده به در آيد
جز هجر تو اندر دل من هيچ غمي نيست
کي مي شود از سينه غم هجر برآيد
هر سو نگرم از تو و از وصل توگویند
کي مي شود این فصل فراق تو سرآيد
از باغ غمت لاله چو بسيار بچيديم
کي مي شود اندر دل ما لاله وصل تو برآيد

 

                

السلام عليک يا بقيه الله في ارضه


نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 19:58 | لینک ثابت |

«برتولت برشت» می گفت: «می توان برای یک بار به همه دروغ گفت و می شود برای همیشه به یک نفر دروغ گفت، اما هرگز نمی توان برای همیشه به همه دروغ گفت». چند هفته قبل، «دبورا سالامون» نویسنده و تحلیل گر معروف روزنامه واشنگتن پست نوشته بود؛ «ما آمریکایی ها طی 3 دهه گذشته درباره ایران به خودمان دروغ گفته ایمسالامون می نویسد؛ «رسانه های آمریکایی براساس یک توافق نانوشته از پوشش خبری درباره واقعیت های ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خودداری کردند و در تحلیل رخدادهای این کشور انقلابی و مسلمان به گفته ها و نوشته های طیفی از مخالفان جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج کشور مراجعه کردند و این در حالی بود که طیف مورد اشاره، به جای انعکاس واقعیات، رؤیاهای تحقق نیافته و خواسته های ناکام مانده آمریکا درباره ایران را بازگو می کردند و نتیجه آن که امروزه با ایرانی روبرو هستیم کاملاً متفاوت با تصویری که طی 3 دهه گذشته از آن ترسیم کرده و انتشار داده ایم، یعنی حالا در چالش با ایران به چاهی افتاده ایم که خودمان حفر کرده ایم».

بقیه مطالب را در دنباله مطالب بخوانید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 8:52 | لینک ثابت |

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 0:8 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 9:34 | لینک ثابت |
فرمانده نیروهای هوایی جمهوری آذربایجان به ضرب گلوله کشته شد
ژنرال رایل رضایف 64 ساله هنگامی که قصد داشت در برابر منزل خود سوار خودرو شود، توسط مردان مسلح ناشناس مورد هدف قرار گرفت.

     فرمانده نیروی هوایی جمهوری آذربایجان در باکو، پایتخت این کشور به ضرب گلوله کشته شده است.

     مقام های این کشور می گویند ژنرال رایل رضایف 64 ساله هنگامی که قصد داشت در برابر منزل خود سوار خودرو شود، توسط مردان مسلح ناشناس مورد هدف قرار گرفت.

     این مقام ها می گویند تحقیقات در باره این ترور شروع شده اما هنوز انگیزه ای برای کشتن فرمانده نیروی هوایی پیدا نشده است.

     وزارت دفاع جمهوری آذربایجان اعلام کرد که ژنرال رضایف در بیمارستان نظامی درگذشت. او بلندپایه ترین مقام این کشور است که تا کنون مورد هدف قرار گرفته است.

    او به فاصله کوتاهی پس از استقلال این کشور از شوروی سابق در اوائل دهه نود میلادی به این سمت منصوب شده بود. در آن زمان جمهوری آذربایجان درگیر جنگ با ارمنستان بر سر منطقه قره باغ بود.
    جمهوری آذربایجان در همسایگی ایران از منابع غنی نفت و گاز برخوردار است. مخالفان دولت می گویند فساد در این کشور گسترده است.
الهام علی اف، رئیس جمهوری این کشور در ماه اکتبر سال پیش برای یک دوره دیگر انتخاب شد و ناظران بین المللی گفتند در این انتخابات معیارهای دموکراتیک رعایت نشده بود.
   در اکتبر سال 2008، گروه بحران بین الملل طی گزارشی نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان را "نامنسجم، دچار اختلافات داخلی، پاسخگو تنها به رئیس جمهوری، فاسد و غیر شفاف" خواند.
    این گزارش خاطرنشان کرد که تا کنون چندین بار افسرانی به اتهام فساد و حیف و میل بازداشت شده اند اما این اتهامات در اغلب مواقع علیه افرادی مطرح شده که منتقد حکومت هستند.
نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 9:31 | لینک ثابت |

نفوذ تجهيزات جاسوسي به سازمان‌هاي دولتي كشور

كم‌كاري و سهل‌انگاري نهادها و ارگان‌هاي مسئول، سبب شده است تا استفاده از دستگاه‌هاي الكترونيكي و مخابراتي مشكوك با قابليت فرستادن اطلاعات به شركت‌هاي سازنده در ادارات و سازمان‌هاي دولتي متداول شود.

به گزارش «تابناك»، در همين زمينه، از چندي پيش، يكي از برندهاي معتبر سازنده دستگاه‌هاي مخابراتي و مودم‌هاي رايانه‌اي، اقدام به نصب تجهيزات الكترونيكي پيچيده در محصولات خود كرده است تا همه اطلاعات دريافتي و ارسالي از سوي اين مودم، با عمليات ويژه به شركت سازنده فرستاده شود و حتي اطلاعات موجود در حافظه اين كامپيوتر‌ها نيز تخليه و ارسال مي‌شود.

اين در حالي است كه به رغم تذكر نهادهاي مسئول، اين نوع مودم، تنها از يكي از سازمان‌هاي بزرگ دولتي جمع‌آوري شده و همچنان شيوع استفاده از آن كه به دليل قيمت پايين و قابليت بالا، بسيار جذاب است، در بسياري ارگان‌هاي دولتي و حتي برخي نهادهاي امنيتي به چشم مي‌خورد.

بايد خاطرنشان كرد كه مودم‌هاي شركت «يو.اس...» سازنده انواع بي‏سيم كه در اينترنت پرسرعت (ADSL) و همچنين مودم‌هاي خانگي (Dial-Up) مورد استفاده بوده، غالبا از نوع ( External خارج از رايانه) مورد استفاده قرار مي‏گيرد و بازار اصلي فروش اين محصولات در كشورهاي حوزه خاورميانه و جهان سوم است.

اين در حالي است كه پيش از اين، گزارش‌هايي مبني بر ورود محموله‌هاي بزرگ گوشي تلفن همراه از عراق و با همكاري نيروهاي آمريكايي به كشور دريافت شده بود كه با قيمت كم، اما قابليت جاسوسي از مكالمات و اطلاعات فرد دارنده گوشي در ايران توزيع شده بود.

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 12:7 | لینک ثابت |
 
    در زمان حضرت سلیمان، مردی ساده‌اندیش درحالی که سخت ترسیده و وحشت‌کرده بود و چهره‌اش زرد و لبهایش کبود شده بود، خود را به حضرت سلیمان رسانید و گفت: ای سلیمان به من پناه بده!

     حضرت سلیمان پرسید چه شده است؟

     او گفت عزرائیل با خشم به من نگاه کرد و من وحشت کرده‌ام. حال از شما تقاضای عاجزانه دارم که به باد فرمان بدهید مرا به هندوستان ببرد تا از دست عزرائیل رهایی یابم.

     حضرت سلیمان نیز این کار را کرد.

     روز بعد حضرت سلیمان، عزرائیل را دید و گفت چرا به این بینوا، خشم‌آلود نگاه کردی و باعث شدی که او از وطن خود آواره  شده و بی‌خانمان گردد؟

    عزرائیل گفت خداوند فرموده بود که من قریب همان ساعت، جان او را در هندوستان بگیرم، لذا وقتی او را در اینجا دیدم در فکر فرو رفتم و حیران شدم که چگونه جان او را در هندوستان بگیرم، در حالی که  او اینجاست.

     و او ازچهره تعجب‌انگیز من ترسید و من نگاه غضب‌آلودی به او نکردم.

  لحظاتی بعد به هندوستان رفتم و دیدم آنجاست و در نتیجه جانش  را گرفتم.

آیه ۸ سوره جمعه: قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم...

ای رسول ما، بگو مرگی که از آن فرار می‌کنید، سرانجام به

  سراغتان آمده و شما را ملاقات خواهد کرد...

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 10:15 | لینک ثابت |
    پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم  فرمودند:
کودکان را برای ۵ صفت دوست میدارم:

۱-زیادمیگریند

     دلهای زلال و فطرتهای پاک کودکان مروارید اشک را براحتی وبا هر بهانه ای برایشان میسر میکند ،اما ما بزرگترها با آلودگیهایی که خواسته یا ناخواسته بر روح وجانمان سایه می افکند ،ترنم زلال اشک بر گونه هایمان خشک میشود.

۲-بر خاک می غلطند

    کنایه از این که تکبر ندارند وبه زبان ساده خاکیند، خاکی خاکی اما ما بزرگترها وقتی مالی،مقامی، شهرتی،زیبایی صورتی،علمی به دست می آوریم چنان باد نخوت وکبر وغرور بر ما وزیدن میگیرد که برای هیچ کس وهیچ چیز ارزش واعتباری قائل نمیشویم وفقط وفقط خود رامیبینیم وبس وچه تنگ نظریم!

۳-در کشمکشها کینه به دل نمیگیرند

     چه خوب صفتی دارند،حتما دیده اید گاهی بچه ها چنان دعوایی میکنند که گویی دشمن خونیند اما لحظاتی بعد دست در دست هم دارند فارغ از اینکه تا همین چند دقیقه پیش با هم چه میکردند اما ما بزرگترها بعضی وقتها به دلایل واقعا بی ارزش چنان دیوار قیامتی با خانواده و دوست و آشنایمان میکیشیم که بیا وببین وچنان کینه ای از هم به دل میگیریم که گویی ما را از هستی ساقط کرده اند اما عزیزان بد نیست بدانید دلی که در آن کینه خانه کند،خدا جایی نخواهد داشت.

۴-برای فردا ذخیره نمیکنند

      شاید کنایه از اینکه ایمان دارند همان خدای توانایی که روزی امروز آنها را فراهم کرده است،هم او رازق فردای آنهانیز هست،اما ما بزرگترها گاهی چنان حرصی برای دنیا میزنیم و چنان ایمان و اعتقادمان به خدا ضعیف میشود که اگر مستمند و گرفتاری از ما طلب کمک نماید با استدلال ناشی از بی ایمانی خود که -فردای خود وخانواده ام چه میشود؟- دست نیاز اورا کنار کنار میزنیم غافل از اینکه این دست، دست خداست که از آستین بنده او خارج شده است.

۵-میسازند وخراب میکنند

      شاید کنایه از اینکه کودکان به اندوخته خود محبت ودلبستگی ندارند،رها وآزادند از بند اسارت زر وزیورهای مادی دنیا اما ما بزرگترها چه؟ چنان الفت و نزدیکی با دنیا ومادیات آن پیدا میکنیم که دل کندن از آن برایمان دشوار وناممکن مینماید و گاه در لحظه زیبای مرگ این دلبستگیهای دنیوی باعث میشود جان دادن به باری تعالی وپرواز به ابدیت سخت وسختتر شود.(اشتباه نشود داشتن بد نیست، لیکن آنچه نکوهیده است دلبستن به مادیات بی ارزش است.) 

                      

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 10:11 | لینک ثابت |

حضور غير منتظره احمدي نژاد در فرودگاه دمشق پليس سوريه را غافلگير كرد.

 به گزارش خبرگزاری انتخاب Entekhab.Org به نقل از قدس، ماجرا از اين قرار بود كه هفته گذشته تعدادي از هموطنانمان كه براي زيارت بارگاه حضرت زينب(س) به سوريه سفر كرده بودند، در فرودگاه دمشق با تعدادي از افسران پليس فرودگاه روبه رو شدند كه به دور احمدي نژاد !حلقه زده بودند.زائران ايراني نيز كه از اين ماجرا باخبر شدند، خواستند با رئيس جمهور كشورشان از نزديك ديدار كنند. اما زماني كه زائران ايراني با كنار زدن جمعيت به احمدي نژاد رسيدند، تازه متوجه سركار رفتن پليس سوريه شدند.به گزارش خبرنگار ما، شخصي كه پليس تصور مي كرد رئيس جمهور ايران است، كسي نبود جز يك ايراني ساكن شمال كشورمان كه بسيار شبيه به دكتر محمود احمدي نژاد بود !گفتني است، به دليل جمعيت بسيار زياد مسافراني كه در سالن فرودگاه دمشق از اين ماجرا آگاه شده بودند، اين هموطن شمالي از سوي مأموران و گارد فرودگاه به قسمت ديگري منتقل شد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 15:45 | لینک ثابت |

خاطرات سردار على اكبر پورجمشيديان از عمليات كربلاى۵
تو چرا اينقدر سلام مى دهى
410568.jpg
در آب چند كيلومتر رفتيم تا رسيديم به خطوط دشمن و بعد خط، به لطف الهى شكسته شد. خط، يك پنج ضلعى خيلى سخت و مشكل بود.
اطمينان حاصل شد كه خط شكسته شده است، قايق ها آماده بودند و بچه ها را رساندند به منطقه پنج ضلعى عمليات، آنجا خيلى از بچه ها را از دست داديم و شهيد شدند. شهيد احد مقيمى و شهيد حسن كربلايى و ساير عزيزان، كمى از آنجا جلوتر، محل استقرار بچه هاى تخريب بود كه سنگر داشتند و پشت سر آنها بچه هاى پشتيبانى مستقر بودند كه انبارهاى مهماتشان آنجا بود و زاغه هاى مهمات را آورده بودند كنار همين مسير، كمى جلوتر، در طرف راست جاده توپخانه هايمان مستقر شده بودند. بعد از عمليات كربلاى ۴ مشكلات زيادى ايجاد شد. دو راه جلوى روى فرماندهان ما بود. يكى اين كه رزمنده ها كه به هرحال خسته بودند برمى گشتند و يا اين كه دوباره عمليات مى كرديم. اگر قرار بود برگردند به مرخصى، باز يك چند ماهى تأخير ايجاد مى شد، تصميم بر اين شد كه نيروها را از ناحيه عملياتى كربلاى ۴ تخليه كنيم و بلافاصله آماده بشويم براى عمليات كربلاى ،۵ مطمئن بودند كه اين امكان هست كه وارد منطقه ۵ ضلعى بشويم. لذا تصميم گرفته شد كه منطقه، در چند روز آماده بشود، آماده سازى منطقه براى عمليات خيلى سخت است. مثلاً خود من همراه همين حاج اكبر سبزى دو سه ماه در منطقه بوديم و كسى اصلاً چيزى كم نداشت و اگر كسى با هر مشكلى مى آمد پيش ما، نمى گذاشتيم كه دست خالى برگردد و با اين حال براى آماده سازى عمليات كربلاى ۴ چند ماه كار شده بود و آن چند ماه را براى عمليات كربلاى ۵ ما مى خواستيم ،۱۰ ۱۵ روزه انجام بدهيم. خدا توفيق داد ظرف ۲ هفته منطقه آماده شد براى عمليات، از طرفى شرايط مساعد نبود و آب و هوا چنان تغيير كرد كه چشم تا ۱۰۰ مترى را نمى ديد. آقاى ممقانى كه الآن در لشكر هستند، مسئول جرثقيل بودند. روز روشن جرثقيل را برده بوديم خط مقدم و آنجا سنگر مى زديم و سنگر جابه جا مى كرديم. منتهى دشمن ديد نداشت، اين شرايط باعث شد كه طى ۲ هفته منطقه را آماده و اعلام كرديم كه منطقه براى عمليات آماده است. اين سرعت عمل در آماده سازى باعث شد آن رزمنده ها خسته نشدند و روحيه شان از دست نرفت و آن عمليات بسيار با عظمت را انجام دادند. «سيدداوود علوى» يكى از شهداى اين عمليات بود كه اهل سراب بود. «شهيد سيد داوود» قرآن ازش جدا نمى شد. آقاى ربيعى آنجا بود، رفتم و پرسيدم بچه ها كجا هستند محل استقرارشان را نشانم داد. رفتم ديدم «سيد» دارد قرآن مى خواند. چون شب عمليات بود، چند لحظه فرصتى را كه پيدا كرده بود داشت قرآن مى خواند. خيلى فرد عجيبى بود. همين «آقاى ربيعى» تهران كه بوديم ديدم سلام كه مى دهد به طرف كربلا و كعبه و امام زمان(عج) و برمى گردد به يك سمت ديگرى هم سلام مى دهد. چندبار كه اين كار را كرد، پرسيدم تو چرا اينقدر سلام مى دهى گفت بعد از همه سلام هاى بعد از نماز يك سلام هم برمى گردم و به سيد داوود علوى مى دهم. يك چنين افراد بزرگى را در بين شهدا داشتيم.
خوشبختانه عمليات انجام گرفت و با موفقيت هم انجام شد. اولين بار كه از آب گرفتگى گذشتيم و رفتيم براى استقرار در آن منطقه۵ ضلعى، ديدم كه پيكر «شهيد حسن كربلايى» آنجاست. قدش خيلى بلند بودبا صورت افتاده بود آنجا توى كانال. رفتيم شهدا را جمع وجور كرديم و اول همين بچه هاى غواص را جمع كرديم. صحنه هاى خيلى دلخراشى بود. مثلاً مى ديدى كه پيكرى آنجا افتاده بود توى سيم هاى خاردار و سرنداشت. مثلاً تركش سرش را قطع كرده بود و.‎/‎/ برگرداندن شهدا سخت و ناگوار بود. خدا ان شاءالله روح همه شان را شاد بكند.
در جريان عمليات كربلاى۵ دشمن كشته زياد داشت. ما كه رفته بوديم، پيكر شهدا را جمع مى كرديم و مى آورديم، اجساد دشمن ريخته بود در سراسر دشت و منطقه۵ ضلعى و تعدادشان خيلى خيلى زياد بود. خط شكن اين عمليات، لشكر۳۱ عاشورا بود و پشتيبان لشكر عاشورا چند لشكر ديگر از جمله گردانى از لشكر۲۷ محمد رسول الله (ص) بود. عمده آن موانعى كه مستشارهاى خارجى آمده بودند و طراحى كرده بودند، براى اينكه رزمندگان ايرانى نتوانند به بصره برسند، در همين زمين كربلاى۵- شلمچه- بود. همين كانال ماهى هم يكى از آن موانع بود و با اينكه ظاهراً براى پرورش ماهى بود ولى در اصل يك مانع نظامى محسوب مى شد. مثل همين آبگرفتگى كه الآن هست بود و براى نفوذ نيروهاى ما طراحى شده بود. منتهى ما نزديك شديم به بصره و توپخانه هاى ما مى توانستند به راحتى بصره را بزنند.
صبح، بعد از عمليات براى برگرداندن زخمى ها و شهدا رفتيم آن طرف آب كه ديدم تعدادى از اسراى عراقى را بچه هاى اطلاعات جمع كرده اند و آوردند تا سوار قايق كنند. گفتم اينها را سوار نكنيد، هنوز زخمى ها و شهدا مانده اند، اينها را چرا سوار مى كنند. داشتم فكر مى كردم كه اينها را چطورى برگردانيم كه يك لحظه يك گلوله توپ آمد و تعدادى از اسرا مردند. عراق مى دانست كه تعداد زيادى از نيروهايش در خط مقدم در اسارت هستند، ولى باز بمباران مى كرد و تعداد كشته شدگان عراقى هى بيشتر مى شد. صحنه اى كه از عمليات كربلاى۵ يادم مانده، همين كثرت كشته شدگان عراقى بود. به نحوى كه وقتى داشتم شهدا و زخمى هاى خودمان را به عقب انتقال مى داديم زمين پر بود از اجساد عراقى ها، طورى كه مى بايست از روى آنها حركت مى كرديم.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 14:4 | لینک ثابت |

 

 

 

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 ساعت 21:40 | لینک ثابت |


مسئول نمايندگی ولی‌فقيه در سپاه عاشورا:



صدور انقلاب اسلامی و استقبال ملل ستم‌ديده و مظلوم جهان از اين انقلاب موجب شده كه سردمداران استكبار جهانی از نفوذ معنوی ايران در خاورميانه و حتی بخشی از آمريكا نيز اظهار نگرانی كنند.

حجت‌الاسلام «حسن كاملی‌فر»، مسئول نمايندگی ولی‌فقيه در سپاه عاشورا، درهمايش روحانيون گردان‌های عاشورا و الزهرا و امام حسين(ع) سپاه عاشورا، از دهه فجر به‌عنوان روزهای به يادماندنی و سرنوشت‌ساز و جاودانه ياد كرد و گفت: اين روزها به هيچ وجه از حافظه تاريخی ملت ايران فراموش نخواهد شد.
وی با تأكيد بر حفظ و نگهداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی در زمينه‌های مختلف، پيروزی حزب‌الله لبنان و مقاومت مردم غزه را ناشی از تفكر انقلاب اسلامی دانست و افزود: پيروزی انقلاب اسلامی به تمامی حركات ضد دينی در جوامع مختلف پايان داده است.
حجت‌الاسلام كاملی‌فر با يادآوری لزوم توجه به پيشرفت‌های علمی گفت: در سايه انقلاب اسلامی دروازه‌های ترقی و پيشرفت بر روی ملت ايران باز شده است.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 ساعت 21:24 | لینک ثابت |
         

پسر بچه نه ساله ای تصمیم گرفت جودو یاد بگیرد . پسر دست چپش را دریک حادثه از دست داده بود ولی جودو را خیلی دوست داشت به همین دلیل پدرش او را نزد استاد جودوی ژاپنی معروفی برد و از او خواست تا به پسرش تعلیم دهد .

استاد قبول کرد . سه ماه گذشت اما پسر نمی دانست چرا استاد در این مدت فقط یک فن را به او یاد می دهد . یک روز نزد استاد رفت و با ادای احترام به او گفت: " استاد ، چرا به من فنون بیشتری یاد نمی دهید ؟"

استاد لبخندی زد و گفت : " همین یک حرکت برای تو کافی است ."

پسر جوابش را نگرفت ولی باز به تمرینش ادامه داد . چند ماه بعد استاد پسر را به اولین مسابقه برد . پسر در اولین مسابقه برنده شد . پدر و مادرش که از پیروزی بسیار شاد بودند ، بشدت تشویقش می کردند.

پسر در دور دوم و سوم هم برنده شد تا به مرحله نهایی رسید . حریف او یک پسر قوی هیکل بود که همه را با یک ضربه شکست داده بود . پسر می ترسید با او روبرو شود ولی استاد به او اطمینان داد که برنده خواهد شد . مسابقه آغاز شد و حریف یک ضربه محکم به پسر زد . پسر به زمین افتاد و از درد به خود پیچید . داور دستور قطع مسابقه را داد . ولی استاد مخالفت کرد و گفت :" نه ، مسابقه باید ادامه یابد ."

پس از این دو حریف باز رو در روی هم قرار گرفتند و مبارزه آغاز شد ، در یک لحظه حریف اشتباهی کرد و پسر با قدرت او را به زمین کوبید و برنده شد!

پس از مسابقه پسر نزد استاد رفت و با تعجب پرسید : " استاد من چگونه حریف قدرتمندم را شکست دادم ؟ "
استاد با خونسردی گفت : " ضعف تو باعث پیروزی ات شد ! وقتی تو آن فن همیشگی را با قدرت روی حریف انجام دادی تنها راه مقابله با تو این بود که دست چپ تو را بگیرد در حالی که تو دست چپ نداشتی .
نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 ساعت 10:58 | لینک ثابت |
 
شورای اسلامی و دهیاری هریکنده اعلام کرد:

از روز سه شنبه 1 بهمن 1387 کرایه هر نفر 300 تومان می باشد.

تحلیل و بررسی پیامدهای این اقدام در مطالب بعدی عنوان خواهد شد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 ساعت 9:32 | لینک ثابت |

راههای موفقیت در زندگی

 Accept - پذیرا باشید
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد
که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.


Break away - خودتان را جدا سازید
 خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

Create - خلق کنید
 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید
و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

Decide - تصمیم بگیرید
 تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید. در آن صورت شادی راهش را
به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

Explore - کاوشگر باشید
 جستجو و آزمایش کنید. دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

Forgive - ببخشید
 ببخشید و فراموش کنید. کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

Grow - رشد کنید
 عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید
تا نتوانند مانع رشد و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

Hope - امیدوار باشید
 به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است،
البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

Ignore - نادیده بگیرید
 امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

Journey سفر کنید
 به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن، امکانات جدید را آزمایش کنید. سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

Know - آگاه باشید
 آگاه باشید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد. همانطور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

Love - دوست بدارید
 اجازه دهید که عشق به جای نفرت، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است،
تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

Manage - مدیر باشید
 بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد.
استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

Notice - توجه کنید
 هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید
و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

Open - باز کنید
 چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید،
حتی در سخت ترین و بدترین شرایط، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

Play - بازی و تفریح کنید
 فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید.
بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع، مفهومی ندارد.

Question - سوال کنید
 چیزهایی را که نمی دانید بپرسید، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

Relax آرامش داشته باشید
 اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود
و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

Share - سهیم شوید
 استعدادها، مهارتها، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید،
زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

Try - تلاش کنید
 حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید.
با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید.

Use - استفاده کنید
 از استعدادها و توانایی هایتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید. استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما
پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

Value - احترام بگذارید
 برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند، ارزش قایل شوید
و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

Warm - صمیمی باشید
 با اطرافیانتان صمیمی باشید و نگذارید فضای اخلاقیتان
به سمت و سویی جز صمیمیت منتهی شود.

X-Ray - اشعه ایکس
 با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید،
در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

Yield - اجازه دهید
 اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود.
اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها سعادت واقعی را خواهید یافت .

Zoom - تمرکز کنید
 زمانی که خاطرات تلخ، ذهنتان را پر کرده است سعی كنید با مثبت اندیشی به آینده فكر كنید
و بر خوشبختی كه در ادامه ی عمر در انتظارتان است تمركز كنید

نوشته شده توسط تبریزلی علی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 ساعت 9:30 | لینک ثابت |

                                                               شیر به جای پول

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد. از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد. تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد. دختر جوان و زيبايي در را باز كرد. پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و به جاي غذا، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود به جاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد. پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت: «چقدر بايد به شما بپردازم؟». دختر پاسخ داد: «چيزي نبايد بپردازي. مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازايي ندارد.» پسرك گفت: «پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سال ها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد. پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامي كه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد. بلافاصله بلند شد و به سرعت به طرف اطاق بيمار حركت كرد. لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد. در اولين نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري، پيروزي از آن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود. به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چيزي نوشت. آن را درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزي توجه اش را جلب كرد. چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود. آهسته آن را خواند:
«
بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است!»

نوشته شده توسط تبریزلی علی در جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 20:8 | لینک ثابت |

قـوانين مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي از قـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني
نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد:

 

1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!
2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3- همه چيز در حال بدتر شدن است!
4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6- هر کاري دو برابر آنچه فکرش را مي‌کني وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.  
7- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
 8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
9- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد
10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!
11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!
12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!
14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!
15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!
16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!
17- اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند
18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!
20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد!
22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!
23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.
25- وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.  
26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند!
28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!
29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!
30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!
31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!
33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!
34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!
35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!
36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!
37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!
38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!
40-    0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن
(معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!
41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!
42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!
43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!
44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!
46- اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي.  
47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!
48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!
 

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 10:23 | لینک ثابت |

 

وقتي بزرگ ميشوي ، ديگر خجالت ميكشي به گربه ها سلام كني و براي پرنده هايي كه آوازهاي نقره اي ميخوانند ، دست تكان بدهي

خجالت ميكشي دلت شوربزند براي جوجه قمريهايي كه مادرشان برنگشته

 فكرميكني آبرويت ميرود اگر يكروز مردم ــ همانهايي كه خيلي بزرگ شده اند ــ دلشوره هاي قلبت را ببينند و بتو بخندند

 وقتي بزرگ ميشوي ، ديگر نميترسي كه نكند فردا صبح خورشيد نيايد ، حتي دلت نميخواهد پشت كوهها سرك بكشي و خانه خورشيد را از نزديك ببيني

 ديگر دعا نميكني براي آسمان كه دلش گرفته ، حتي آرزو نميكني كاش قدت ميرسيد و اشكهاي آسمان را پاك ميكردي !

 وقتي بزرگ ميشوي ، قدت كوتاه ميشود ،آسمان بالا ميرود و توديگر دستت به ابرها نميرسد، و برايت مهم نيست كه توي كوچه پس كوچه هاي پشت ابرها ستاره ها چه بازي ميكنند

 آنها آنقدر دورند كه حتي لبخندشان را هم نمي بيني ، وماه ـ همبازي قديم توـ آنقدر كمرنگ ميشود كه اگر تمام شب راهم دنبالش بگردي ، پيدايش نميكني !

 وقتي بزرگ ميشوي ، دور قلبت سيم خاردار ميكشي وتمام پروانه ها را بيرون ميكني وهمراه بزرگترهاي ديگر در مراسم تدفين درختها شركت ميكني

 وفاتحه تمام آوازها وپرنده ها را مي خواني !

 

ويكروز يادت مي افتد كه سالهاست تو چشمانت را گم كرده اي ودستانت را در كوچه هاي كودكي جا گذاشته اي !

 آنروز ديگر خيلي دير شده است ....

فرداي آنروز تو را به خاك ميدهند

و ميگويند :

 خيلي بزرگ شده بود !

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 10:22 | لینک ثابت |
مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سرکشی اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسید:
-جرج از خانه چه خبر؟
-خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد.
-سگ بیچاره؟!!پس او مرد. چه چیز باعث مرگ او شد؟
-پرخوری قربان!
-پرخوری؟مگه چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت؟
-گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد.
-این همه گوشت
از کجا آوردید؟
-همه اسب های پدرتان مردند قربان!
-چه گفتی؟همه آنها مردند؟
- بله قربان . همه آنها از کار زیادی مردند.
برای چه این قدر کار کردند؟
-برای اینکه آب بیاورند قربان!
-گفتی آب!! آب برای چه؟
-برای اینکه آتش را خاموش کنند قربان!
-کدام آتش را؟
-آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد.
-پس خانه پدرم سوخت ! علت آتش سوزی چه بود؟
-فکر می کنم که شعله شمع باعث این کار شد. قربان!
-گفتی شمع؟ کدام شمع؟
-شمع هایی که برای تشیع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!
-مادرم هم مرد؟
-بله قربان .زن بیچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمین گذاشت و دیگر بلند نشد قربان.!
-کدام حادثه؟
-حادثه مرگ پدرتان قربان!
-پدرم هم مرد؟
-بله قربان. مرد بیچاره همین که آن خبر را شنید زندگی را بدرود گفت.
-کدام خبر را؟
-خبر های بدی قربان. بانک شما ورشکست شد. اعتبار شما از بین رفت و حالا بیش از یک سنت تو این دنیا ارزش ندارید .من جسارت کردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان!!
نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 10:12 | لینک ثابت |
 تقدیم به آنها که : 

          دو گوش برای شنیدن

                  دو چشم برای دیدن

                       دو دست برای کار کردن

                                دو گام برای حرکت کردن دارند

                                                    وتنها یک زبان برای گفتن

     به آنها که کمتر می گویند و  بیشتر عمل می کنند

                 به آنها که در برابر سخن حق سراپا گوش

                                    برای جستجوی حقیقت سراسرچشم

                                                 و در صحنه ی زندگی سراسرتلاش و کوشش اند .

                                                                                   و نمی گویند مگر به حق.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 10:7 | لینک ثابت |
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم           چشم بیــــــــمار تو را دیدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم            همچو منصور خــــــــــریدار سر دار شدم

غم دلدار فکنده است به جانم شـــرری            که بجـــــــــــان آمدم و شهره بازار شدم

در میخانه گشائیـــد به رویم شب و روز            که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

جامه زهــــــــد و ریا کندم و بر تن کردم            خرقه پــــیر خـــــــراباتی و هوشیار شدم

واعظ شــــهر که از پند خــــود آزارم داد             از دم رنــــــــــــد می آلوده مددکار شدم

بگـــذارید که از بتــــــــــکده یادی بکنم             من که با دست بت میــــکده بیدار شدم

 

از اشعار امام خمینی رحمه الله تعالی                                       

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 10:6 | لینک ثابت |


سر نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا مى‏ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان‏

در کویر تفته جا مى‏ماند اگر زینب نبود

ذو الجناح داد خواهى، بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بیابانها رها مى‏ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ

پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود

در شکست لشکر شمشیرها، تیغ زبان

در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

زخمه زخمى‏ترین فریاد در چنگ سکوت‏

از طراز نغمه وامى‏ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب‏

پشت کوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ‏

در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زینب نبود

شعر از:قادر طهماسبی (فرید)

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 10:3 | لینک ثابت |

خلیج فارس یا خلیج پارس آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره‌ عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند.

به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.

  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 8:41 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 8:20 | لینک ثابت |
 

 بوتیمار؛ مرغی است که به گریه و زاری معروف است

وقتی از او می پرسند : آیا عمر جاودان می خواهی ؟

در جواب می پرسد : آیا معاصران و هم کیشان من نیز از این موهبت برخوردار خواهند بود ؟

و زمانی که پاسخ منفی را می شنود جواب می دهد :

هرگز ؛ زیرا زندگی که در آن مرگ عزیزانت را

یکی پس از دیگری ببینی " مرگ تدریجی " است .

 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 7:59 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 20:54 | لینک ثابت |

دانشمندان با پیوند دادن شیر نر با ببر ماده حیوان جدیدی تولید کرده اند و آن را لایگر نامگذاری کرده اند که از همه نظر نسبت به شیر و ببر برتری دارد! چنین موجودی تا به حال در طبیعت وجود نداشته است، چراکه شیر و ببر نه تنها ذاتا با هم میانه ی خوبی ندارند بلکه دشمنی هم دارند.
این هیولا (لایگر) که حدود 900 تا 1000 پوند وزن دارد (454 کیلوگرم) قد بلندتر، قدرت بدنی بیشتر، توان پرش بالاتر و.... را نسبت به پدر و مادر خود دارد! جالب اینکه با وجود تنفر شیر از شنا کردن در آب، لایگر به شنا کردن علاقه دارد. در حال حاضر چندین نمونه از این حیوان تولید شده که در سیرکها و برخی باغ وحشها به نمایش گذاشته شده اند..
فقط جنس ماده ی این حیوان قادر به تولید مثل با ببر یا شیر نر می باشد که خود موجب بوجود آمدن دو گونه ی جدید دیگر شده است! همچنین حیوان دیگری به نام تایگن هم تولید شده که محصول ببر نر و شیر ماده است، البته به ببر شباهت بیشتری دارد و به بزرگی و عظمت لایگر هم نیست...

 

 

 


سایر تصاویر این شیر - ببر را در ادامه مطلب ببینید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 20:50 | لینک ثابت |

آیا میدانستید ؟ !



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد ؟

آیا میدانستید که
مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ؟

آیا میدانستید که
هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است ؟

آیا میدانستید که
یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است ؟

آیا میدانستید که
وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید ؟

آیا میدانستید که
ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند ؟

آیا میدانستید که
دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند ؟

آیا میدانستید که
تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود ؟

آیا میدانستید که
با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد ؟

آیا میدانستید که
فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است ؟

آیا میدانستید که
زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود ؟

آیا میدانستید که
كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند ؟

آیا میدانستید که
فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد ؟

آیا میدانستید که
یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟

آیا میدانستید که
قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است ؟

آیا میدانستید که
آب دریا بهترین ماسك صورت است ؟

آیا میدانستید که
جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ؟

آیا میدانستید که
سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت ؟

آیا میدانستید که
طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که
در برج ایفل دو و نیم میلیون پیچ به کار رفته است ؟

آیا میدانستید که
طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که
عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است؟ شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک می زنید.

آیا میدانستید که
به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند؟ رکورد این ماده در جهان ۷.۵ دقیقه است.

آیا میدانستید که
برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم ؟

آیا میدانستید که
خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد ؟

آیا میدانستید که
فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف می کند ؟

آیا میدانستید که
اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند ؟

آیا میدانستید که
همه نوزادان میگو نر متولد می ­شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند ؟

آیا میدانستید که
خوردن یك عدد سیب اول صبح، بیشتر از یك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانستید که
حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانستید که
گران ترین ساعت جهان 25 میلیون دلار ارزش دارد ؟
 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 13:32 | لینک ثابت |

در حالي كه تنها ساعتي از اعلام خبر پرتاب ماهواره ملي اميد به فضا نمي‌گذرد، اين خبر در صدر اخبار رسانه‌هاي منطقه و جهان قرار گرفته است و لحظه به لحظه بر حجم بازتاب اين خبر افزوده مي‌شود.

خبرگزاري فرانسه اين خبر را به نقل از خبرگزاري فارس بازتاب داد و نوشت ايران نخستين بار در تاريخ خود، ماهواره ملي اميد را به وسيله ماهواره‌بر سفير2 به فضا پرتاب كرد.
خبرگزاري آلمان نيز از ديگر خبرگزاري بود كه به بازتاب اين خبر پرداخت و گزارش داد كه ايران صبح امروز ماهواره ملي را به فضا پرتاب كرده است.
اين خبرگزاري گزارش داد كه پرتاب اين موشك همزمان با سي سي‌امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 ميلادي صورت گرفته است.
بنابر اين گزارش، تهران پارسال نيز پرتاب دو موشك ماهواره‌بر را آزمايش كرده بود. تهران پرتاب اين موشك تحولي بزرگ در فناوري هوافضاي اين كشور توصيف كرد كه با وجود مجازات‌هاي اقتصادي تحميلي عليه ايران به دليل برنامه‌هاي هسته‌اي ايران بدان دست يافته است.
خبرگزاري رويتر نيز با انعكاس اين خبر تلاش كرد كه موفقيت ايران در پرتاب ماهواره ملي اميد به فضا را بدون ارائه سند يا مدرك خاصي، به برنامه‌هاي صلح آميز هسته‌اي ايران ارتباط دهد.
اين خبرگزاري به نقل از تلويزيون سيماي جمهوري اسلامي ايران گزارش داد كه ايران نخستين ماهواره بومي را به مدار فضا پرتاب كرد.
خبرگزاري رويترز، موفقيت ايران را در عرصه هوا فضا را به برنامه‌هاي هسته‌اي ايران ارتباط داد و نوشت كه سازمان ملل تحريم‌هايي را عليه ايران اعمال كرده است زيرا آمريكا و ديگر كشورهاي عربي مظنون هستند كه ايران در تلاش براي دستيابي به توانمندي هسته‌اي براي توليد سلاح هسته‌اي است.
خبر پرتاب ماهواره ملي اميد به فضا توسط ماهواره‌بر سفير2 در خبرگزاري عربستان‌سعودي "واس " نيز بازتاب داشت.
اين خبرگزاري به نقل از خبرگزاري دولتي ايران گزارش داد كه اين ماهواره با هدف برقراري ارتباطات متقابل ماهواره و ايستگاه زميني در مدار زمين قرار داده شده است. ماهواره اميد هر 24 ساعت 15 بار به دور زمين مي‌چرخد و در هر دور، دو بار به وسيله ايستگاه‌هاي زميني سنجش از دور و بُردسنجي كنترل و هدايت مي‌شود.
بنابر اين گزارش، همه قطعات و اجزاي اين ماهواره و ماهواره‌بر، به دست متخصصان صنايع هوافضاي ايران طراحي و توليد شده است.
راديو و تلويزيون مصر با انعكاس اين خبر گزارش داد كه ايران نخستين ماهواره بومي خود را به فضا پرتاب كرد.
بنابر اين گزارش، سيماي جمهوري اسلامي ايران، تصويري از پرتاب اين موشك را به نمايش گذاشت و تأكيد كرد كه دانشمندان ايراني و در سايه تحريم‌ها توانستند به دستاوردي ديگر دست يابند و ايران نخستين ماهواره ملي را در مدار فضا قرار داد.
اين پايگاه خبري همچنين دستاورد ايران در زمينه دفاعي را به برنامه‌هاي هسته‌اي مرتبط دانست و گزارش داد كه شوراي امنيت سازمان ملل مجازات‌هايي را عليه ايران وضع كرده زيرا آمريكا و برخي كشورهاي عربي ايران را به تلاش براي دستيابي به توانمندي‌هاي هسته‌اي براي توليد سلاح هسته‌اي متهم مي‌كنند.
اين در حالي است كه ايران با رد اين گزارش ها اعلام كرده است كه برنامه هسته‌اي‌اش تنها جنبه صلح‌آميز دارد و با هدف توليد برق براي رفع نيازمنديهاي اقتصادي اين كشور است.
خبرنگاري شبكه تلويزيوني الجزيره قطر نيز از تهران گزارش داد: مدار ماهواره "اميد " بين 250 تا 500 كيلومتر از سطح زمين فاصله دارد و مسؤولان ايراني با موفقيت‌آميز خواندن اين اقدام، اعلام كردند كه سيگنال‌هاي مثبت را از اين ماهواره دريافت كرده‌اند.
به گزارش الجزيره، ايران پارسال نخستين مركز فضايي كشور را با هدف پرتاب ماهواره به فضا افتتاح كرد.
خبرگزاري "معا " وابسته به تشكيلات خودگردان فلسطين نيز با بازتاب اين خبر گزارش داد كه ايران نخستين ماهواره بومي را با ماهواره‌بر سفير2 به فضا پرتاب كرد.
بنابر اين گزارش، اين آزمايش نقطه عطفي در برنامه‌هاي هوافضاي ايران به شمار مي‌رود.
پايگاه خبري "لبنان‌الآن "نيز تيتر خبر خود را به نقل از خبرگزاري فارس برگزيد و گزارش داد كه خبرگزاري فارس اعلام كرده است كه ايران نخستين ماهواره ملي را به فضا پرتاب كرده است.
اين گزارش به نقل از خبرگزاري فارس حاكي است: ماهواره ملي اميد به وسيله ماهواره‌بر سفير2 براي نخستين بار در تاريخ كشورمان به فضا پرتاب شد.
خبرگزاري بحرين "بنا " نيز به انعكاس اين خبر پرداخت و نوشت پرتاب اين موشك با فرمان احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهوري به فضا پرتاب شد و در مدار قرار گرفت.
بنابر اين گزارش، ايران پارسال نيز چند آزمايش پرتاب موشك ماهواره‌بر به فضا را با موفقيت انجام داد.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 13:21 | لینک ثابت |
رازداری

 یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود. این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودند. آنقدر این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند که نصف اهالی دهکده فکر میکردند که ِاین دو نفر با هم برادرند. با این حال که هیچ شباهتی به هم نداشتند. اما این حرف اهالی نشان از اوج محبتی بود که بین این دو نفر وجود داشت. همیشه پیتر و جانسون راز دلشون رو به همدیگه میگفتند و برای مشکلاتشون با همدیگه همفکری میکردند و بالاخره یه راه چاره براش پیدا می کردند. اما اکثر اوقات جانسون این مسائل رو بدون اینکه پیتر بدونه با دوستای دیگه اش در میان میگذاشت.

 وقتی پیتر متوجه این کار جانسون می شد ناراحت می شد اما به روش هم نمی آورد. چون آنقدر جانسون رو دوست داشت که حاضر نبود حتی برای یک دقیقه تلخی این رابطه رو شاهد باشه. به خاطر همین احترام جانسون رو نگه می داشت و باز هم مثل همیشه با اون درد دل می کرد. سالها گذشت و پیتر ازدواج کرد و رفت سر خونه زندگیش، اما این رابطه همچنان ادامه داشت و روز به روز عمیق تر می شد. یه روز پیتر می خواست برای یه کار خیلی مهم با خانواده اش بره به شهر. به خاطر همین اومد و به جانسون گفت من دارم می رم به طرف شهر، اما اگه امکان داره این کیسه پول رو توی خونت نگهدار تا من از شهر برگردم. جانسون هم پول رو گرفت و رفیقش رو تا دروازه خروجی بدرقه کرد. وقتی داشت به خونه برمی گشت، سر راه رفت پاتوق خودش و شروع کرد با دوستاش تفریح کردن. هوا دیگه داشت کم کم تاریک می شد و جانسون با دوستاش می خواست خداحافظی کنه. اما دوستاش گفتن هنوز که زوده چرا مثل هر شب نمی ری؟ اونم گفت که پولهای پیتر توی خونست و باید زودتر بره خونه و از پولها مراقبت کنه. خلاصه خداحافظی کرد و رفت. وقتی رسید خونه سریع غذاشو خورد و رفت توی اتاقش. پولها رو هم گذاشت توی صندوقش و گرفت تخت تخت خوابید. بی خبر از اتفاقی که در انتظارش بود ...

 بله درست حدس زدید. چند نفر شبونه ریختن توی خونه و پولها رو با خودشون بردند! جانسون صبح که از خواب بیدار شد متوجه این موضوع شد و از ناراحتی داشت سکته می کرد ! تمام زندگیش رو هم اگه می فروخت نمی تونست جبران پولهای دزدیده شده رو بکنه. از ناراحتی لب به غذا هم نزد. دم دمای غروب بود که دید صدای در میاد. در رو که باز کرد دید پیتر اومده تا پولها رو با خودش ببره. وقتی جانسون ماجرا رو براش تعریف کرد، پیتر به جای اینکه ناراحت بشه و از دست جانسون عصبانی باشه، شروع کرد به خندیدن و گفت می دونستم، می دونستم که بازم مثل همیشه نمی تونی جلوی زبونت رو بگیری. اما اصلاً نترس. چون من فکرشو می کردم که این اتفاق بیافته. به خاطر همین چند تا سکه از آهن درست کردم و توی اون کیسه ریختم و اصل سکه ها رو توی خونه خودم نگه داشتم و چون می دونستم که کسی از این موضوع با خبر می شه و تو به همه می گی که سکه ها پیش تو بوده، خونه من امن تر از تو بود. الآن هم اصلاً نگران و ناراحت نباش شاید از دست من و این رفتارم ناراحت بشی، اما این درسی برات می شه که همیشه مسائلی رو که دیگران با تو در میون میگذارند توی قلبت محفوظ نگه داری و به شخص ناشناسی راز دلت رو بازگو نکنی ...

سالها گذشت و جانسون از اون اتفاق درس بسیار بزرگی گرفت. اینکه راز دیگران مثل راز دل خودش می مونه و باید برای حفظ اون راز تلاش کنه. همونطور که خودش از فاش شدن راز دلش ناراحت می شه دیگران هم از این موضوع امکان داره تحت تاثیر قرار بگیرند و چه بسا موجب سلب اطمینان و تیرگی رابطه دوستی هم بشود. بطوریکه صداقت و صفای دل شما نباید تحت هیچ شرایطی موجبات آسیب و نگرانی شما را فراهم نماید ... 

نوشته شده توسط تبریزلی علی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 ساعت 11:27 | لینک ثابت |

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تبریزلی علی در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 11:21 | لینک ثابت |

شب بود. با بی‌سیم اطلاع دادند که دشمن می‌خواهد از طرف منطقه همایون پاتک کند. قرار بود آن روز در همان منطقه خاکریزی زده شود ولی فرمانده منطقه از پشت بی‌سیم می‌گفت که خبری از خاکریز نیست. معلوم شد که لودرها هنوز به منطقه نرسیده‌اند. آقا مهدی تا این مسأله را شنید تأمل نکرد و گفت:
- احد! بی‌سیم را بردار و دنبالم بیا.
آقا مهدی موتور را روشن کرد و من ترک موتور سوار شدم و موتور پر گاز حرکت کرد. چون دیده‌بانهای دشمن به منطقه تسلط داشتند، آقا مهدی چراغ موتور را روشن نکرده بود. به علت شدت آتش و تاریکی، آقا مهدی در راه چندین بار موتور را چپ کرد. هر بار که موتور چپ می‌شد و ما روی زمین ولو می‌شدیم، آنتن بی‌سیم می‌شکست؛ بلند می‌شدیم و می‌رفتیم آنتن را پیدا می‌کردیم و دوباره به راه خود ادامه می‌دادیم.
بالاخره لودرها را پیدا کردیم و جلوشان افتادیم تا سریعاً به منطقه همایون برسیم. هنوز راهی نرفته بودیم که آقا مهدی گفت: "با این همه آتش، با موتور نمیشه به اونجا رسید" و موتور را نگه داشت و رفت سوار بیل لودر شد و من هم پشت سرش سوار شدم. لودرچی، بیل را کمی بالا آورد و حرکت کرد.
هر بار که لودر به چاله‌هایی که گلوله‌های توپ درست کرده بودند یا به دست انداز می‌افتاد، با هم به بالا می‌رفتیم و دوباره چهار دست و پا به داخل بیل می‌افتادیم و بدنمان حسابی خورد و خمیر می‌شد. هر چه به منطقه همایون نزدیک می‌شدیم، آتش شدت می‌گرفت. به جلو که نگاه می‌کردی جز انفجار و تبادل گلوله‌ها که آسمان منطقه را روشن کرده بود چیزی دیده نمی‌شد.
مشغول تماشای گلوله‌های رسّام بودم که یکدفعه لودر ایستاد. لودرچی آمد و گفت: "آقا مهدی! کمی جلوتر، آتش به حدی زیاد است که حتی نیروی پیاده هم نمی‌تواند از آنجا بگذرد چه برسد به چند دستگاه لودر. ما جلوتر از این نمی‌توانیم برویم!" آقا مهدی نگاهی به اطراف کرد. می‌دانستم دنبال راه چاره است.
- الله بندَه‌سی! آنجا بچه‌ها زیر آتش و بدون خاکریز و سنگر جلو دشمن را گرفته‌اند و تو می‌ترسی از خط آتش دشمن بگذری؟ توکل کن به خدا؛ امید همه بچه‌ها به شماست.
- آخه آقا مهدی اگر می‌توانستیم از آتش بگذریم و به کمک بچه‌ها برویم حرفی نبود، ولی حضرت عباسی ببین می‌شود با این حجم آتش، چند لودر را عبور داد؟
- مؤمن! خدا ابراهیم را از آتش نمرودیان گذر داد این که چیزی نیست. برو پشت دستگاه توکل کن به خدا.
نَفَس آقا مهدی تأثیر خودش را کرد و لودرچی با ایمانی مضاعف به روی لودر پرید. پا روی پدال گاز گذاشت و لودر از جا کنده شد.
باید لحظاتی را از میان باران آتش عبور می‌کردیم. ترس شیرینی به جانم افتاده بود و نمی‌دانستم در آن چند دقیقه بر ما چه خواهد گذشت؟ ولی به چهره آقا مهدی که نگاه می‌کردم آرامش زلالی مرا در بر می‌گرفت؛ بی‌اعتنا به شدت آتش نشسته بود و با بی‌سیم صحبت می‌کرد.
صدای ناهنجار گلوله‌هایی که به بدنه لودر می‌خورد آزار دهنده بود و هر آن احتمال داشت خمپاره‌ای وسط بیل لودر به مهمانی ما بیاید. ذکر می‌گفتم و به نظرم می‌رسید لبهای آقا مهدی هم تکان می‌خورد.
از تونل آتش می‌گذشتیم. گلوله بود که به سویمان شلیک می‌شد و خمپاره بود که در اطرافمان به زمین می‌خورد و بارانی از ترکش‌های سرخ و آتشین را با خود به هوا بلند می‌کرد. این آتش سنگین به منزله محاصره کامل نیروهایی بود که در خط مقاومت می‌کردند. از این آتش شدید بعید بود کمکی به آنها برسد.
به یاری خدا لودرها از آن تونل آتش به سلامت گذشتند و به طرف محل اسقرار نیروها سرعت گرفتند. به خط که رسیدیم، از دور مظلومیت بچه‌ها معلوم بود. بی هیچ سر پناه مطمئنی ایستاده و منطقه را با چنگ و دندان حفظ کرده بودند.
آقا مهدی از لودر که پیاده شد و بچه‌ها او را دیدند، موجی از خوشحالی خط را فرا گرفت. بچه‌ها از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدند. بعضی‌ها گریه می‌کردند، بعضی‌ها زیر آن آتش دور آقا مهدی را گرفته بودند و بقول خودشان حال می‌کردند! عده‌ای هم از اینکه آقا مهدی به آنجا آمده بود ناراحت بودند و به آقا مهدی اعتراض می‌کردند.
لودرها در آن سوی، فارغ از گلوله‌های آتشین دشمن، خاکریز را بالا می‌بردند و همه مطمئن بودند که یک وجب از منطقه عقب نخواهیم نشست.

پی‌نوشت: رقصی چنین میانه میدانم آرزوست   (حافظ)

(منبع: "خداحافظ سردار" نوشته سید قاسم ناظمی، چاپ چهارم، ص ۱۷۵ - ۱۷۲)

*شهید احد مقیمی، از بچه‌های خوب تبریز و بیسیمچی آقا مهدی بود که در عملیات کربلای پنج (شلمچه) به شهادت رسید. اینهم تصویری از چهره معصوم  احد مقیمی.
آها! داشت یادم می‌رفت... "الله بندَه‌سی" به زبان آذری یعنی بنده خدا. این لفظ، تکیه کلام آقا مهدی بود.

نوشته شده توسط تبریزلی علی در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 22:39 | لینک ثابت |
 
* * www.hadikazemiweb.blogfa.com www.hadikazemiweb.blogfa.com*