دبير كل جبهه پيروان خط امام و رهبري خطاب به ميرحسين موسوي گفت: ما از روي علاقمندي به شما متذكر ميشويم، سرنوشت بنيصدر و منافقين را براي شما نميپسنديم. به دامان ملت و آغوش رهبري و راي قانون و اكثريت بازگرديد .

حبيب الله عسكراولادي دبير كل جبهه پيروان خط امام و رهبري با اظهار تاسف از صدور بيانيه جديد ميرحسين موسوي گفت: رئيس جمهور آمريكا و برخي سران اروپايي اغتشاش و شورش را براي مخدوش كردن راي 40 ميليوني مردم فداكار ايران تجويز ميكنند و به عمال خود دستور ميدهند به زن و بچه مردم در خيابانها تعرض كنند. آيا دستور آنها را به فارسي ترجمه كردن و در بيانيه خود آوردن تاسفبار و تاثرآور نيست؟!
وي با طرح سؤالي از ميرحسين موسوي گفت: بنده سوال ميكنم اگر شما راي آورده بوديد اجازه ميداديد طرفداران رقيب شكست خورده به خياباني بيايند و بگويند انتخابات را ابطال كنيد و آنقدر تكرار كنيد تا انتخاب قانوني شكسته شود؟!
وي افزود: آيا ستيز با قانون كه اعلام جنگ با مردم و رئيس جمهور قانوني كشور است صلاحيت احراز شده توسط شوراي نگهبان مربوط به شما را زير سوال نميبرد؟
وي با هشدار به اينكه مردم مراقب شعارهاي گمراهكننده و فريب اثر باشند گفت: اگر تخريب و آدم كشي غارت اموال مردم و صدمه به بيتالمال در پوشش نصر منالله و فتح قريب و الله اكبر و حسين حسين كردن قابل توجيه باشد، قطعا قرآن سرنيزه كردن در برابر علي (ع) توجيه شدني است! آقايان بايد متوجه باشند در كدام اردوگاه دشمن عليه امام عادل ايستادهاند.
وي با اشاره به هدايتها و صراحتهاي مقام معظم رهبري در خطبههاي نماز جمعه اخير گفت: من هرگز فكر نميكردم آقاي موسوي در برابر سماحت رهبري و نصايح دلسوزانه ايشان اينقدر بياعتنايي و جمود نشان دهند و با ايستادن در مقابل قانون دوباره به تحريكهايي كه به اغتشاش منجر ميشود، بپردازند.
وي خطاب به موسوي گفت: آيا انتخاب زمان 30 خرداد براي صدور بيانيه كه روز قيام مسلحانه منافقين عليه امام (ره) و نظام و انقلاب بود براي خروج بر حاكميت اتفاقي است؟!
چرا نبايد درك كنيد كه توسط تيمي اداره ميشويد كه مدتها پيش جامعه مدرسين حوزه علميه قم عدم مشروعيت اسلامي آنها را اعلام كرده بود!
آيا بيانيه ديروز آقاي موسوي تولي به ولايت و التزام عملي به قانون ساسي بود؟!
وي همچنين گفت: اگر امام (ره) در قيد حيات بودند راجع به صدور بيانيهاي كه فرمان اغتشاش و آشوب دارد و از اتاق جنگ رواني آقاي موسوي به گوش ميرسد چه ميفرمودند؟!
وي بار ديگر خطاب به ميرحسين موسوي گفت: ما از روي علاقمندي به شما متذكر ميشويم، سرنوشت بنيصدر و منافقين را براي شما نميپسنديم. به دامان ملت و آغوش رهبري و راي قانون و اكثريت بازگرديد و بيمهري به نظام و مردم را در مقابل مهر مردم و سماحت رهبري معظم و نظام قرار ندهيد.
.

فائزه هاشمي، دختر وي، همسر حسين مرعشي، دختر مرعشي و خواهر زن وي از جمله دستگير شدگان هستند.
اين گزارش ميافزايد اين 5 نفر روز گذشته در تجمعات غير قانوني خيابان آزادي در حال تحريك و تشويق اغتشاش گران بودند.
گفته مي شود يكي ديگر از فرزندان هاشمي رفسنجاني نيز روز گذشته در نا آراميهاي ميدان توحيد حضور داشته كه پس از شناسايي بلافاصله متواري شده است.
در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران هم
در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد حتی اگر با مهارت انجام شود .
در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر از داشتن یک شب هشت ساعته ، محروم می کند .
در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم
در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد ، آن است که چگونه نسبت به آن واکنش می دهند .
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است
در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد ، اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد .
در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است .
در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ؛ به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض اینکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار افت می شود .
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است .
در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست .
دكتر محمود احمدينژاد كه 4 سال قبل، 4 تير 84، اولين نشست خبري خود را بهعنوان منتخب مردم برگزار كرد،
امروز 24 خرداد نيز بار ديگر به جمع خبرنگاران داخلي و خارجي آمد تا به سؤالات آنان كه بيشتر متمركز بر آشوبهاي خياباني شكستخوردههاي انتخاباتي است، پاسخ دهد.
رئيسجمهور در اين نشست خبري هنگامي كه در برابر چند سؤال درخصوص آشوبهاي خياباني تهران قرار گرفت، اين رفتارها را به رفتار برخي تماشاگران فوتبال تشبيه كرد كه پس از باخت در يك مسابقه، دست به رفتارهاي خشونتآميزي هم ميزنند اما طبيعي است كه پس از زمان كوتاهي، اين رفتارها پايان مييابد.
احمدينژاد گفت: در انتخابات قبل هم دشمنان شبهاتي نسبت به برگزاري انتخابات در ايران وارد ميكردند و در طول اين 30 سال نيز به همين رويه عمل كردند چرا كه معتقدند انتخابات بايد نتيجه دلخواه آنان را داشته باشد.
محمود احمدينژاد رئيس جمهور كشورمان و منتخب ملت در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، در ابتداي سخنان خود در اولين نشست خبري پس از برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: خدا را سپاسگزارم كه بار ديگر عظمت و عزت ملت ايران رقم خورد و به واقع انتخابات در ايران، واجد مفاهيم و معاني فراواني است و در ايران انتخابات به عنوان يك امر اصيل درآمده است. حقيقتاً در كشورمان ملت حاكم است و انتخاب ملت، يك انتخاب آزاد و واقعي است.
*رأي ملت بزرگ ايران تابع جريانها و گرايشات نيست
وي عنوان كرد: انتخابات اخير در ايران يكي از پرشورترين انتخابات معاصري بود كه رقم خورد و در ايران، مردم هستند كه تصميم ميگيرند به چه كسي رأي دهند و احدي نميتواند مردم را تابع خود كند. رأي ملت بزرگ ايران تابع جريانها و گرايشات نيست و ملت براساس انديشه و آگاهي تصميم ميگيرد.
احمدينژاد با اشاره به شور و نشاط و آگاهي ملت ايران در ماههاي اخير خاطرنشان كرد: تك تك مردم حضور در انتخابات را يك وظيفه اجتماعي ميدانند و آنچه كه براي مردم مهم است، اول حضور و پس از آن تحكيم پايههاي وحدت ملي و تقويت اميد به آينده و در جايگاه دوم، انتخاب فردي است كه بتواند آمال و آرزويهاي آنان را بهتر محقق كند و انتخابات ايران الگوي جديدي از مردمسالاري متكي بر اخلاق و ارزشهاي اسلامي را به نمايش گذاشته است.
رئيس جمهور دموكراسي ليبرال و بريده از اخلاق را فاقد عنصر مردم و نقش مردم در جامعه دانست و اضافه كرد: در كشورهايي كه تابع ليبرال دمكراسي هستند چند حزب با مجموعهاي محدود حاكم هستند و در واقع مردم از عرصه كنار گذاشته ميشوند و انتخابات و سياست امري حرفهاي ميشود.
وي در بيان ابعاد ديگري از ويژگيهاي دموكراسي ليبرال بيان كرد: در دموكراسي ليبرال، ارزشها و اخلاق كنار ميروند و اين دموكراسي مبناي ظلم و بيعدالتي و جنگ و تجاوز به انسانها ميشود و امروز بخش وسيعي از مشكلات جهان ناشي از كنار گذاشتن اخلاق است.
رئيس جمهور منتخب ملت افزود: در ايران، مردمسالاري برآمده از اخلاق است و بعد از 30 سال در جمهوري اسلامي حضور مردم و اثرگذاري آنان بسيار گستردهتر از روز اول است و اخلاق در جامعه ما شكوفاتر از 30 سال گذشته شده است. ملت ايران ملتي با اهداف و آرمانهاي بلند است؛ ملتي باهوش، مستقل، طرفدار راستي و درستي و عدالت و متنفر از فريب و دروغ و تجاوزكاري است و اين ملت به حق خود قانع است و هرگز به حقوق و سرزمين ديگر چشمداشتي نداشته و همواره در برابر زورگويان با قدرت ايستاده است.
احمدينژاد گفت: ملت شجاع ايران از تهديدها نميهراسند و ملتي اخلاقي هستند و از لااباليگريهاي سياسي به دور بوده و يك ملت مقتدر در عالم است و همواره خواهان پيشرفت تعالي براي خود و همه ملتهاست. معتقد هستيم نظامات برآمده از 2 جنگ جهاني نظامات ناقض حقوق بشر به شمار ميروند و نياز جدي امروز دنيا، نظاماتي برآمده از انسانيت، پايبندي به حقوق و احترام به حق ملتهاست و امروز همه دست در دست هم براي برپايي يك نظام انساني در جهان همراه شويم.
وي ادامه داد: دوران تصميمگيري چند كشور براي سرنوشت ملتها به پايان رسيده است و امروز بايد همه و همه در مديريت جهان با هم مساوي و عادلانه مشاركت كنند و اداره جهان بدون مشاركت همگاني قابل مديريت نيست.
رئيس جمهور ملت ايران را ملتي داراي الگوي مديريت مبتني بر ارزشهاي اخلاقي خواند و اظهار داشت: اين الگو قابل ارائه به همه جهان است و ملت ما يك جبهه گسترده از تبليغات رسانهاي رسانههايي را شاهد است كه از گذشته خود عبرت نگرفتند و به واسطه وابستگي و نظامهاي سلطه عليه ملت ما موضع گرفتند و خواستشان خارج كردن ملت ايران از مسير روشن حركت به سوي پيشرفت و تعالي است.
وي يادآور شد: امروز ميبينيم كه در گوشه و كنار همچنان هستند افرادي كه از گذشتهها عبرت نگرفتند اما ملت ما به تبليغات آنان گوش ندادند و من توصيه ميكنم كه جهان نيازمند تغيير است و با اين شيوه قابل مديريت نيست و ملت ايران با هوشياري دست آنها را خوانده و در افقي بالاتر در حال حركت است.
احمدينژاد اضافه كرد: ملت ايران در پي ساختن است و دنبال اصلاح محيط سياسي جهان مبتني بر صلح پايدار بر مبناي احترام و عدالت و پاكي است و مطلقاً مناسبات مبتني بر دروغگويي را به رسميت نميشناسند و همواره نشان داده كه با يك حركت اعتقادي راه خود را ريشهدار به پيش برده است.
رئيس جمهور در ادامه سخنان خود با اشاره به انتخابات ايران كه با مشاركت بيش از 84 درصدي واجدين شرايط برگزار شد، آن را حماسهاي بزرگ خواند و خاطرنشان كرد: اين حماسه عظيم ضربهاي اساسي بر پايههاي نظام ظالمانه جهان است و ملت ايران نشان دادند كه مصممتر و پايبندتر به مسير امام، شهيدان و مسير انقلاب هستند و همچنان اهل منطق و تعامل آن راه بيداري كه در متن اول انقلاب بوجود آمد امروز بسيار عميقتر در دل و جان و عمل نسل سوم جاري است و اين حركت نقطه عطفي در تاريخ معاصر جهان به شمار ميرود و ملت ايران اجازه نخواهد داد ديگران براي او تصميم بگيرند.
*هيچ شخصي سندي مبني بر خدشه دار بودن انتخابات ارائه نداده است
محمود احمدينژاد رئيس جمهور منتخب كشورمان در ادامه نشست خبري امروز عصر خود با نمايندگان رسانههاي داخلي و خارجي ظرفيت كشور ايران را يك ظرفيت بالا و گسترده عنوان كرد و افزود: ملت ايران اين ظرفيت و شايستگي را دارد تا تصميمات و اقدامات بزرگي در عرصههاي مختلف انجام دهد.
احمدينژاد اضافه كرد: در 4 سال قبل، تمركز دولت بر توسعه زيرساختها بود و بسيار روشن است كه اين رويكرد در دولت دهم به سمت توسعه بخشهاي گوناگون فرهنگي، اقتصادي و سياسي حركت خواهد كرد.
وي ملت ايران را شايسته جايگاه رفيع در جهان دانست و تأكيد كرد: دولت برآمده از مردم به دنبال تحقق اين خواسته ملت عزيز ايران خواهد بود.
رئيس جمهور كشورمان اضافه كرد: ساختن تمامي ايران براساس عدالت و برداشتن موانع از برابر ملت و پافشاري بر عدالت و اجراي آن براي همه در هر رنگ، لباس و جايگاه از اهداف مهم دولت دهم خواهد بود و اين رويكرد روشن آينده ما است.
احمدينژاد در پاسخ به سؤال نماينده شبكه خبر اظهار داشت: در انتخابات قبل هم دشمنان شبهاتي نسبت به برگزاري انتخابات در ايران وارد ميكردند و در طول اين 30 سال نيز به همين رويه عمل كردند چرا كه معتقدند انتخابات بايد نتيجه دلخواه آنان را داشته باشد و اگر نتيجه غير از آنچه كه ميخواهند بشود آنها ناراحت شده و راهي جز زدن حرفهاي بيهوده ندارند.
وي با ببان اين سؤال كه غربيها به چه استنادي اين حضور گسترده مردم را زير سؤال ميبرند، اظهار داشت: نزديك به 40 ميليون نفر در انتخاباتي كه نظام بسيار قانوني منسجم و دقيقي دارد شركت كردند و از آنجايي كه اين انتخابات متعلق به ملت است، برگزاري و نظارت بر آن نيز برعهده همين مردم است چرا كه براي مثال اعضاي شعبات اخذ رأي از خود مردم تشكيل ميشوند و ستاد انتخابات كشور فقط تداركات انتخابات را برعهده دارد و از مديريت مردمي آن پشتيباني ميكند.
رئيس جمهور با بيان اينكه هنوز نديدهام كسي سندي مبني بر خدشه وارد كردن در انتخابات داشته باشد، گفت: آنها به اين جهت انتخابات را زير سؤال ميبرند كه نتيجه بدست آمده مورد دلخواه و انتظار آنها نيست پس اين افراد بايد انتظار خود را درست كنند.
وي مسير ملت را يك مسير روشن دانست و افزود: اين حرفها مربوط به 4 سال قبل است و امروز همه 40 ميليون نفر كه در انتخابات شركت داشتند و 25 ميليون نفري كه به من رأي دادند در صحنه هستند و در مقاطع مختلف حماسههاي بزرگي ميآفرينند و باور من اين است كه هر 40 ميليون نفر مخالف رسانههاي غربي در انتخابات ايران هستند.
احمدينژاد در پاسخ به سؤالي در خصوص آينده ايران و آمريكا اظهار داشت: مواضع ما قبلاً در اين زمينه اعلام شده و ما امروز مشغول بررسي مواضع كشورها در قبال انتخابات و نوع رفتار آنها نسبت به مردم ايران هستيم.
وي خاطرنشان كرد: يك ماه قبل گفتم كه آماده مناظره با رئيس جمهور آمريكا هستم و در موضوع هستهاي نيز اعتقاد دارم كه اين مسئله متعلق به گذشته است و ما در يك مشاركت جهاني براي خلع سلاح هستهاي اعلام ميكنيم كه اين مسائل بايد با مشاركت و براساس عدالت، احترام و منطق حلوفصل شود و ما آمادگي داريم تا از همه توان و اقتدار خود براي چالشهاي جهاني بر مبناي صلح و امنيت پايهدار استفاده كنيم.
در ادامه اين نشست خبري، نماينده روزنامه كيهان با اشاره به نامه ساختارشكنانه هاشمي رفسنجاني به رهبر معظم انقلاب آن را يادآور ماجراي خيانتكارانه منتظري به امام(ره) دانست و گفت كه 2 تن از كانديداها پس از پايان انتخابات نه تنها به نامزد پيروز تبريك نگفتند بلكه با صدور بيانههاي تحريكآميز و ساختارشكنانه در تلاشند تا 18 تيري ديگري به وجود آورند با اين تفاوت كه در گذشته عناصر اصلي در سايه بودند اما امروز اين افراد در مقابل چشم مردم هستند، از رييس جمهور پرسيد: شما چه تدابيري در مقابل آنها داريد در حالي هماكنون اطلاع داريم در جلسات مخفيانه به ادامه كار خود پافشاري ميكنند.
احمدينژاد در پاسخ به اين سؤال گفت: در انتخابات روز جمعه ملت ايران پيروز شدند و معتقدم اگر بقيه افراد جامعه نيز امكان مشاركت داشتند شركت ميكردند چرا كه اين از خصوصيات مردم ايران است.
وي اعتراض برخي نامزدها را طبيعي دانست و افزود: برخي در گذشته بسيار تبليغ كردند اما امروز كه ديدند رأي نميآورند دست به اين كارها ميزنند.
رئيس جمهور خاطرنشان كرد: در انتخابات رياست جمهوري گذشته كه خودشان برگزاركننده بودند باز به نتيجه اعتراض داشتند اما اين موارد از نظر ما فاقد ارزش حقوقي بوده و مشكل خاصي ايجاد نميكند.
احمدينژاد اظهار داشت: اين اعتراضات مانند يك مسابقه فوتبال است كه وقتي تيمي نتيجه نميگيرد هواداران آن عصباني شده و دست به اقداماتي ميزنند و ما نيز با صبر و حوصله كار را دنبال ميكنيم.
وي آزادي در كشور ايران را نزديك به مطلق دانست و ادامه داد: افراد آزاد هستند تا نظرات خود را بگويند و ميبينيم كه گاهي كارهاي خودشان را نيز زير سؤال ميبرند اما مهم اين است كه كار در مسير قانوني خود جلو برود و اگر كسي اشكالي دارد قانون اساسي آن را پيشبيني كرده و ميتواند تا پايان امروز مستندات خود را به شوراي نگهبان ارائه كند و اين شورا نيز هميشه نشان داده است كه بدور از هرگونه مسامحهاي و تنها براساس قانون عمل ميكند.
رئيس جمهور خاطرنشان كرد: فاصله آرا آنقدر زياد است كه هيچكس نميتواند انتخابات را زير سؤال ببرد.
احمدينژاد در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبني بر همكاري برخي اغتشاشگران با اتحاديه اروپا در ايجاد تحصنهاي مختلف در كشور گفت: بعيد است در ايران كسي پيدا شود كه بخواهد با اتكا بر بيگانگان هدف خود را جلو ببرد و ملت ايران اگر بفهمند كساني ميخواهند با توكل بر بيگانگان دست به اقداماتي بزنند در برابرشان ميايستند.
وي افزود: فضاي سياسي ايران آنقدر باز است كه ديديم 3 نفر در مقابل يك نفر ايستاند و بيش از 3 برابر از رسانه ملي استفاده كردند و در حالي كه مدت قانوني تبليغات 20 روز است از 3 ماه قبل تمام تحركات و تبليغات رقبا از رسانه ملي منعكس ميشد و حتي فعاليتهاي عادي هيئت دولت براي اينكه تبليغ نشود از تلويزيون پخش نميشد.
منتخب مردم در انتخابات دهم رياست جمهور ادامه داد: البته برخي افراد با سوءاستفاده از اين فضا اقدام به ترويج اخبار دروغ و كذب ميكنند اما الان انتخابات تمام شده و موقع دوستيها و برادريهاست و حالا اگر برخي دوست دارند اين راه را ادامه دهند اين فضا باز است و هميشه بوده و كشور آزاد نيز همين است و اين مسائل چندان قابل توجه نيست.
احمدينژاد خاطرنشان كرد: البته دستگاه قضايي با كساني كه بخواهند از طريق بيگانگان كوچكترين اقدامي كنند برخورد قاطع خواهد كرد و برخي افراد احساساتي هستند و فكر ميكنند حتماً بايد نامزد مورد نظر آنان پيروز شود اما الان كه شكست خوردهاند بايد به آنها گفت كه چكار به امكان عمومي و مردم داريد؟
وي در پاسخ به خبرنگار توكيو شيمبون مبني بر احتمال حمله نظامي آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت: چه كسي جرأت اين كار را دارد؟ ما معتقديم هيچ قدرتي نميتواند ايران را تهديد كند چرا كه امروز شرايط دنيا عوض شده و دوران ملتهاست و زمان انديشه و منطق است و تغيير و تحولات بزرگي در دنيا رخ داده است.
رئيس جمهور منتخب ايران مقتدر و طرفدار صلح، عدالت و برادري است ولي از مواضع خود قدرتمندانه دفاع ميكند.
احمدينژاد تأكيد كرد: ما هيچ احتمالي نميدهيم كه كسي چنين حماقتي كند و حمله نظامي به ايران را در دستور كار خود قرار دهد چرا كه دنيا امروز به سمت عدالت و گفتوگو پيش ميرود.
وي در پاسخ به خبرنگار واحد مركزي خبر با بيان اينكه شرايط امروز جامعه با 4 سال گذشته تفاوت دارد، گفت: امروز ديدگاه ملت ما به مسائل منطقهاي و جهان تفاوت كرده است و ايران در يك رويكرد سازنده روبه جلو حركت ميكند و روشن است كه اراده بر ساختن ايران و رفع موانع از پيشرو به سرعت انجام ميشود.
احمدينژاد با اشاره به مشكلات داخلي از جمله مسكن، اشتغال و توليد علم اظهار داشت: با اقداماتي كه در 4 تا 5 سال آينده مدنظر قرار خواهد گرفت اين مسائل حل خواهد شد و ديگر قابل طرح نخواهد بود و در مسائل بينالمللي نيز رويكردها عوض شده و دنيا به سمت عدالت، گفتوگو و صلح پيش ميرود.
*فعلا بناي شركت در اجلاس غيرمتعهدها را ندارم
در ادامه محمود احمدينژاد، رئيس جمهور كشورمان و منتخب ملت در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در پاسخ به سئوال خبرنگار شبكه العالم درباره احتمال سفر احمدينژاد به مصر براي شركت در اجلاس سران غيرمتعهدها كه پرسيد آيا اين سفر ميتواند يك گام براي مستحكمتر شدن روابط ايران با مصر و كشورهاي عربي باشد؟ بيان داشت: رابطه ما با كشورهاي عربي رابطه خوب و برادرانه است، البته با بعضي از آنها نوساناتي داشته است كه ناشي از دخالتهاي ديگران است و رويكرد اصلي ما توسعه روابط دوستانه و برادرانه است.
وي از سفر قريبالوقوع يكي از سران عربي به كشورمان خبر داد و گفت: بارها ما به كشورهاي عربي سفر كردهايم و آنها نيز به كشور ما سفر كردهاند و بنده علاقمند بودم كه به مصر سفر كرده و در اين چهار سال تلاش كردم كه مناسبات با مصر از سيطره دخالت ديگران بيرون بيايد و پيشرفت محسوسي را دنبال كند. حالا اتفاقات افتاده؛ اما هنوز مطلوب نيست و فعلا بنا ندارم در اجلاس سران غيرمتعهدها شركت كنم مگر اينكه شرايط تازهاي پيش بيايد كه در اينباره تصميمگيري ميكنيم.
خبرنگار ديگر خارجي در سئوالي با اشاره به صدور حكم اعدام يك قاتل 22 ساله در سال گذشته در ايران از سوي قوه قضائيه و اجراي آن حكم، از رئيس جمهور پرسيد آيا تضميني هست كه در دوره آينده دولت شما اعدام افراد متوقف شود؟ گفت: ما به طور اصولي مخالف اعدام و كشتار انسانها هستيم و با كشتن حتي يك مورچه هم مخالفيم، منتها نظام قضايي كشورها تابع قوانين خودشان است و در اين راستا كم اعدام در بسياري از كشورهاي ديگر نيز پيش بيني شده است.
احمدي نژاد با اشاره مجدد به استقلال قضايي ايران از قواي مجريه و مقننه،اظهار داشت: البته به قوه قضائيه توصيه ميكنم ملاطفت بيشتري در اين باره داشته باشد.
وي پيشنهاد كرد كه حقوقدانان ايران با حقوقدانان ديگر كشورهاي دنيا درباره فلسفه مجازاتها گفتگويي داشته باشند تا در اين زمينه به تفاهم برسند.
رئيس جمهور در پاسخ به سئوال خبرنگار روزنامه ايران مبني بر اين كه برخي ادعا ميكردند كه اكثريت خاموشي در ايران هستند كه براي نظام تهديد به حساب ميآيند حال با توجه به مشاركت بيش از 80 درصدي و راي اكثريت به كانديداي اصولگرايان، چه پاسخي به اين گونه تحليلها داريد؟گفت: آنهايي كه بر اساس ذهنيت خود مسائل را تحليل ميكنند اشتباه ميكنند؛ از 46 ميليون واجدين شرايط راي دادن نزديك به 40 ميليون نفر در اين انتخابات راي دادند، آيا معنايش اين است كه 6 ميليون نفر ديگر اپوزيسيون هستند؟ اين يك تصور غلط است.
وي با اشاره به راي 29 ميليوني ملت در انتخابات گذشته رياست جمهوري و افزايش 11 ميليوني آرا در اين دوره نسبت ره دوره گذشته تصريح كرد: نسبت آْرا در هر دو دوره بين كانديداها يكسان توزيع شد؛ يعني 65 درصد راي دهندگان جديد به دولت فعلي و 32 درصد ديگر به رقيب راي دادند؛ بنابراين اين درست نيست كه بگوييم اگر اين حدود 10 ميليون نفر راي ندهد و اگر در انتخابات شركت كند حتماً به آنها راي خواهد داد يك لوسبازي است.
رئيس جمهور در پاسخ به سئوال خبرنگار ديگر خارجي درباره جايگاه هنر و هنرمندان در دولت آينده بيان داشت: هنر و هنرمندان ايراني در حال شكوفايي است و مطمئن باشيد در دوره آينده اين رشد چند برابر خواهد شد و شما شاهد حضور گسترده هنرمندان ايراني در عرصههاي جهاني خواهيد بود.
*حلقه دولت دهم منحصر به افراد فعلي نيست
رئيس جمهور منتخب مردم در ادامه نشست خبري در پاسخ به اين سؤال كه آيا دولت دهم با آمريكا مذاكرهاي مستقيم خواهد داشت يا نه، اظهار داشت: ما هر پيشنهادي را بررسي ميكنيم و اين پيشنهاد است نه سوال.
احمدينژاد در خصوص برنامههاي عملي دولت براي مبارزه با مفاسد اقتصادي، گفت: ما در دولت قبل تلاش كرديم كه ساختار، چرخش كارها و مسير را به گونهاي اصلاح كنيم كه تخلفي صورت نگيرد و موفقيتهايي داشتيم و نقاطي كه ميتوانست مورد سواستفاده قرار بگيرد كنترل شد و حالا بايد به گذشته برويم.
وي در ادامه در پاسخ به سؤالي مبني براينكه دولت دهم از وزراي دولت نهم استفاده ميكند يا نه خاطرنشان كرد: ويژگيهاي گزينش همكارانم را شب گذشته اعلام كردم كه اين ويژگيها با اعتقادات ما سازگاري دارد و از همه كساني كه در خود احساس توانايي ميكنند دعوت ميكنم و طبيعي است دوستاني كه در دولت نهم بودهاند نيز مورد ارزيابي قرار بگيرند و حلقه دولت بعد منحصر به افراد فعلي نيست.
احمدينژاد در پاسخ به سؤال يك خبرنگار خارجي در خصوص وضعيت زنان در ايران، اظهار داشت: زنان در ايران از حقوق بالاتر نسبت به مردها برخوردار هستند و اگر بخواهيم بگوييم تبعيضي است اين تبعيض نسبت به مردان است و دستگاههاي حقوقي ما مراعات زنان را كردهاند و زنان از دريافتي بيشتري برخودار هستند، بحثهاي حقوقي جايگاه خاص خود را دارد و نظام حقوقي نظام پيچيدهاي است كه بايد در جاي خود مورد بررسي قرار گيرد با اين حال ما در دولت تصويب كرديم كه شركتهاي بيمه ديههاي زن و مرد را برابر پرداخت كنند و باز هم از اين كارها ميكنيم و ما زن و مرد را در مقابل هم نميدانيم بلكه مكمل يكديگر ميدانيم.
احمدينژاد در خصوص قانون "از كجا آوردهايد " اظهار داشت: در دولت جديد اين قانون را با اصلاحاتي به مجلس ارائه خواهيم كرد و اين قانون مربوط به مسئولان ميباشد تا شخصي از مسئوليت خود سواستفاده نكرده باشد.
رئيس جمهور در ادامه در خصوص اجلاس 1+5 و بسته پيشنهادي دولت دهم، گفت: دولت و شرايط سياسي در حال تغيير است و بستهاي كه ما پيشنهاد ميدهيم ناظر بر وقايع روز دنيا است ولي پايههاي آن ثابت و مبتني بر عدالت، احترام، منطق و گفتوگو است و اميدوارم در آيندهاي نزديك آماده شود.
وي در خصوص تغيير مديران در دولت دهم اظهار داشت: ملت ايران ملت بسيار رشيدي است و صدها هزار انسان شايسته دارد و مشكل ما انتخاب از ميان آنها است.
احمدينژاد در خصوص همكاري با جهان عرب و كشورهاي همسايه، اظهار داشت: ما خواهان رابطه برادرانه با همه ملتها به خصوص كشورهاي اسلامي، عربي و همسايه و توسعه روابط همه جانبه ميباشيم و تلاشهايمان را هم كردهايم البته در دولت جديد اين تلاشها شكل ديگري به خود خواهد گرفت و ما در برابر مستكبرين محكمتر خواهيم بود.
رئيس جمهور منتخب دوره دهم در پايان در خصوص نقدهايي كه از طرف رقبايش مطرح شد، اظهار داشت: ما در اين 4 سال به توهينها و تهمتها هم اعتراض نكرديم و ميخواستيم از نقدها استفاده كنيم و دايره مشورتهاي دولت بسيار گسترده است و من در هفته چندين جلسه دارم و اين جلسات گستردهتر ميشود.
منتخب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري درادامه نشست خبري خود با رسانههاي داخلي و خارجي در پاسخ به سئوال يكي از خبرنگاران خارجي درباره مشروعيت دولت دهم و وضعيت آزادي و نيز سانسور برخي از مطبوعات و همچنين رفتار نيروي انتظامي با برخي از اغتشاشگران گفت: در كشوري كه 85 درصد مردم در انتخابات مشاركت دارند و بيش از 62 درصد به يك نامزد راي ميدهند و نيز در منافع ملي خود متحد بوده و همه اركان آن براساس راي ملت است، سخن از مشروعيت داشتن دولت نابجاست.
وي خطاب به اين خبرنگار تصريح كرد: شما از كجا ميدانيد كه مردم 40 ميليون آرا را قبول ندارند. آيا با اين 40 ميليون نفر تماس داشتهايد؟ اشتباه شما اين است كه با چند نفر كه دوست شما هستند تماس ميگيريد و اين گزارشات را به دولتمردان خود منعكس ميكنيد كه اين اشتباهي بزرگ است.
احمدينژاد افزود: اگر ميخواهيد جمعيت مردم را ببينيد 2 ساعت ديگر ميتوانيد در ميدان وليعصر تهران حضور يابيد يا اينكه به جمعيت چند هزار نفري مردم در دانشگاه شريف كه 3 روز پيش گردهم آمده بودند توجه كنيد.
وي خطاب به اين خبرنگار خاطرنشان كرد: شما نگران ملت ايران نباشيد چرا كه در ايران آزادي نزديك به مطلق است.
رئيس جمهور كشورمان در پاسخ به سئوالي درباره مهمترين اولويتهاي كاري دولت دهم اظهار داشت: رفع مشكلات و خدمترساني يكي از اولويتهاي كاري دولت دهم است. چرا كه مشكلاتي همچون اشتغال ، مسكن و تورم وجود دارد و بايد دولت جديتر براي رفع اين مشكلات پيگيري و تلاش كند.
وي برداشت موانع از پيش پاي ملت و نيز مقابله با خودخواهيها ، دستهبنديها و نيز اجراي عدالت را از ديگر اولويتهاي دولت دهم برشمرد كه مردم خواستار آن هستند.
احمدينژاد در پاسخ به سئوالي مبني بر اين كه در دوران انتخابات شكافهايي ميان گروههاي سياسي به وجود آمد آيا براي ترميم اين شكاف برنامهاي داريد؟ خاطرنشان كرد: اين مطلب درستي است؛ اگرچه اين شكاف بين ملت وجود ندارد. زيرا كه همه مردم با هم دوست بوده و همچون خانواده باهم منسجم هستند.
وي اضافه كرد: همان طور كه در شب گذشته هم گفتم از همه براي ساختن كشور دعوت ميكنم تا دست به دست همديگر در راستاي ايراني آباد تلاش كنند.
منتخب دهمين دوره رياست جمهوري در پاسخ به پرسشي درباره مذاكرات بينالمللي جمهوري اسلامي ايران در دوره آينده گفت: همانطور كه قبلا هم اعلام كردهايم جمهوري اسلامي ايران آماده گفتو گو براساس منطق ، احترام و عدالت است و اين ويژگي ملت ايران است.
وي ادامه داد: من قبل از انتخاب خود نيز اعلام كرده ام كه اگر برگزيده ملت شوم براي مناظره در صحن سازمان ملل از آقاي اوباما دعوت خواهم كرد. چرا كه معتقديم ريشه مشكلات جهاني بايد شناسايي شود و به صورت روشن درباره آن گفتوگو و تعامل صورت گيرد.اگرچه در مقاطعي افرادي تلاش كردند كه خواسته خود را بر ملت ما تحميل كنند كه طبيعي است ملت ايران زيربار هيچ گونه تحميلي نخواهد رفت.
احمدينژاد توانمندي امروز دولت را چندين برابر گذشته دانست و درعين حال گفت: دولت دهم با تجربهاي كه از 4 سال كار مديريتي دارد مورد استقبال گستردهتر مردم قرار گرفته است و در برابر مسائل جهاني با همان منطق گذشته آماده تعامل و گفتوگو هستيم.
خبرنگاري نظر وي را درباره به كارگيري ايرانيان خارج كشور در اداره كشورجويا شد كه احمدينژاد پاسخ داد: من ديشب هم از همه ايرانيان داخل و خارج براي مشاركت و پيشرفت ايران اسلامي دعوت كردم. شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور بستري مناسب براي ارتباط همه هموطنان با ساختارهاي كشور است و امروز اين سازمان ارتباط خوبي با ايرانيان خارج كشور در 26 كشور جهان برقرار كرده است كه اميدواريم با اين ارتباط شاهد حضور و مشاركت هموطنان خارجي در اداره ايران باشيم.
رئيس جمهور كشورمان در پاسخ به سئوال خبرنگار يكي از رسانههاي آمريكايي كه علت بازداشت تعدادي از عوامل اغتشاشات اخير را جويا شد و نسبت به ناامني در كشور اصرار ميورزيد، گفت: وضعيت كشور بسيار خوب است و امروز ايران با ثباتترين كشور جهان است. درايران قانون حاكم است وهمه در برابر قانون مساوي هستند.
وي با اشاره به حضور پرشور مردم در انتخابات 22 خرداد خاطر نشان كرد: در يك مسابقه فوتبال ممكن است تماشاچيان از وضعيت تيم خود ناراضي بوده و دست به اغتشاش بزنند از اين رو برخورد با آنان طبيعي است. معتقدم اين بازداشتها مشكلي در برابر ملت ايران نيست چرا كه 40 ميليون نفر در انتخابات شركت كردهاند و همين ها پاسدار انتخابات خواهند بود.
احمدينژاد خطاب به اين خبرنگار خارجي تاكيد كرد كه در فرهنگ ايراني حزب بازي به معناي غربي وجود ندارد و همه مردم با يكديگر صميمي هستند و به هركس كه دوست دارند راي ميدهند.ازاين رو راي دادن آنها به افراد گوناگون موجب ناراحتي ميان آنها نميشود.
وي ايران را در آستانه جهشي بزرگ عنوان كرد و گفت: مسلما در چهار سال آينده جايگاه ايران در جهان بسيار برجستهتر ميشود و خواهيم ديد كه پيشرفتهاي آن 10 برابر خواهد شد.
وي ادامه داد: ايران در 4 سال آينده به يكي از قدرتهاي اقتصادي جهان تبديل ميشود.
رئيسجمهور ايران اسلامي در پاسخ به سئوالي درباره اذعان مسئولان آمريكايي بر حضور پرشور ملت ايران در انتخابات 22 خرداد و اين كه گفتهاند آماده مذاكره با ايران هستند خاطرنشان كرد: انتخابات ايران چيزي نيست كه آن را كوچك به شمار بياورند. انتخابات در ايران همه اش عظمت است.
وي با بيان اينكه ايران از پايههاي اصلي تمدن بشري است و بدون ايران تمدن ، فرهنگ و اداره جهان معنا ندارد تاكيد كرد: جايگاه بينالمللي ايران امروز بسيار روشن است و بدون حضور ايران كسي راهبردي براي خروج از وضع موجود ندارد چرا كه راه حلهاي ايران انساني و فرهنگي و تمدني و برپايه عشق و محبت است.
احمدينژاد همچنين گفت كه در اجلاس سازمان ملل شركت ميكند.
يك منبع آگاه گفت: سيدمحمد خاتمي عليرغم آنچه تاكنون در رسانهها منتشر شده هفته گذشته به مصر سفر كرده و در اين سفر با يك هيات آمريكايي ملاقات و مذاكره داشته است.

يك منبع آگاه اظهار داشت: سيد محمد خاتمي در اين سفر با هياتهاي مختلف خارجي از جمله يك هيات آمريكايي ملاقات كرده و درباره اتخاذ مواضع پس از برگزاري انتخابات تبادل نظر كردهاست.
وي يادآور شد: پس از اين كه خاتمي به اين هيات گزارش داد كه ميرحسين موسوي در نظرسنجيها وضعيت خوبي نداشته و در انتخابات شكست خواهد خورد، هيات آمريكايي توصيههايي را در اين باره با خاتمي براي پس از برگزاري انتخابات مطرح كردهاست.
اين منبع آگاه افزود: حاميان خاتمي اين سفر و ملاقات را كتمان كرده و براي فريب افكار عمومي اعلام كردهاند خاتمي فقط به تونس سفر كرده بود.
انتهاي پيام/ك
جانشين فرمانده انتظامي كشور با اعلام اينكه 10نفر از طراحان اصلي حوادث ديروز شهر تهران، با حكم قضايي دستگير شدند، گفت: خبر حبس خانگي مير حسين موسوي صحت ندارد.

سردار احمدرضا رادان امروز در جمع خبرنگاران گفت: از حضور پر شور مردم در انتخابات تشكر ميكنيم، مردم از حضورشان در صحنه انتخابات و حضور بالاي 80 درصد در انتخابات خرسند بودند و از اين بابت ابراز خوشحالي ميكردند.وظيفه حفظ امنيت در انتخابات بر عهده نيروي انتظامي است كه با توجه به حضور و مشاركت بالاي مردم در انتخابات پليس هم وظايف خود را به خوبي انجام داد.
سردار رادان تأكيد كرد: براي ابراز خوشحالي از پيروزي يك كانديدا يا اعتراض به انتخابات اخذ مجوز قانوني لازم است، پليس از اين اجتماعات قانوني حمايت ميكند در غير اين صورت، برحسب وظيفه قانوني خود با تجمعات غير قانوني برخورد خواهيم كرد.
سردار رادان گفت: در جريان حوادث ديروز تهران، با حكم قضايي 10نفر از طراحان اصلي كه خود را در ستادها جا داده بودند، دستگير شدند.
وي گفت: در بازحويي به دنبال ارتباط بين اين طراحان و رسانه هاي بيگانه هستيم.
رادان افزود: حدود 50 نفر از افراد سازمان يافته كه ايجاد آشوب ميكردند دستگير شدند، در بين اين افراد تعدادي سارق سابقه دار هم وجود دارد كه جاي تأسف و تعجب دارد.
وي اضافه كرد: 110 نفر از تجمع كنندگان ديروز نيز دستگير شدند كه با تعيين تكليف به زودي آزاد ميشوند.
سردار رادان گفت: چندين نفر از طراحان اصلي متواري هستند كه به زودي دستگير ميشوند.
به گزارش خبرنگار فارس، اخباري وجود دارد كه يك حزب سياسي در حوادث ديروز تهران نقش داشته و برخي مسئولان آن دستگير شدهاند كه سردار رادان به طور تلويحي اين خبر را تائيد كرد ولي اسامي دستگير شدگان را اعلام نكرد.
وي همچنين گفت: خبر حبس خانگي مير خسين موسوي واقعيت ندارد.
اخبار تكميلي متعاقباً منتشر ميشود
ميرحسين موسوي بدون تبريك به مردم در خلق حماسه مشاركت 85 درصدي و انتخاب محمود احمدي نژاد بعنوان رئيس جمهوري اسلامي ايران، از هوادارانش خواست حساب خود را از خشونت طلبان جدا كنند.

ميرحسين موسوي پس از گذشت چندين ساعت از آشوب برخي اراذل و اوباش در پيامي اعلام كرد: قاطعانه از شما مي خواهم هيچ فرد يا گروهي خود را در معرض صدمه قرار نداده آرامش و متانت خويش را از دست ندهد.
وي همچنين مدعي شد: تخلفاتي كه در دهمين انتخابات رياست جمهوري صورت گرفته است بسيار جدي است و رنجش عميق شما كاملا به حق است.
وي تاكيد كرد: همگان در هر حال حساب خود را از هر گونه رفتار خشونت آميز جدا نمايند.
موسوي با تاييد تلويحي برخي رفتارهاي نادرست و غير قانوني يادآور شده است: از نيروي انتظامي انتظار دارم با درايت مردم را از خود دانسته احساسات آنها را در اين شرايط درك كند.
ميرحسين موسوي در پايان نوشته است: ما شكايت جدي خود را از جريان انتخابات و روندهاي ناسالمي كه در طي آن ديده شد با تمام توان پيگيري خواهيم كرد و نتايج آن را به اطلاع عموم خواهيم رساند.
میرحسین موسوی نخست وزیر کشور در دوران دفاع مقدس در کنفرانس خبری با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی با بیان اینکه دولت قدر حضور گسترده مردم در انتخابات را ندانسته است اظهار داشت: با توجه به اطلاعات بنده در سطح کشور برنده قطعی این انتخابات بنده هستم.
وی افزود: اطلاعات ما مربوط به مواردی است که ازسطح استانها گرفته ایم و این درحالی بود که با مسائل بسیاری در سطح استانها از جمله عدم رسیدن تعرفه ها در موعد مقرر و مواردی از این دست مواجه بودیم.
میر حسین موسوی از برخوردهای رسانه ملی، دستگاههای دولتی از جمله وزارت کشور در عرصه برگزاری انتخابات انتقاد کرد و گفت: به رغم مسائل بسیار اطلاع داریم که اقبال مردم بسیار گسترده و بی نظیر بوده و بر این اساس می خواهم خدمت شما عرض کنم که ما تمام این موارد را تخلف می دانیم و بنده با پشتیبانی مردم تمام این موارد را پیگیری خواهم کرد و از آنها نخواهم گذشت چرا که ما باید این امانت الهی را حفظ کنیم و از آن نگذریم.
در این خصوص هیچ راهی برای برگشت وجود ندارد.
نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با ابراز امیدواری به اینکه مسائل در فضای دوستانه با نشاط و اعتماد حل شود، گفت : ما ازوزارت کشور می خواهیم که حافظ حقوق ملت باشد. بنده خود را پیروز قطعی این میدان می دانم و منتظر شمارش آرا به طور دقیق هستم.
میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری جمعه شب در جمع خبرنگاران داخلی وخارجی آخرین مواضع خود را اعلام کرد.
وی در ابتدای سخنانش با بیان اینکه حضور مردم در انتخابات روز جمعه فوق العاده، شاد، پرنشاط و توام از آگاهی های دینی و ملی بود، گفت : نوع حضور مردم با اول انقلاب قابل قیاس بود. صف های طولانی تشکیل شده بود و مردم بعضا دو سه ساعت معطل می شدند تا رای دهند.
موسوی ادامه داد: مردم با شرکت درانتخابات می خواستند تغییراتی درجهت مطلوب ایجاد کنند. من از این شور و نشاط و فداکاری تشکر می کنم. همه شاهد بودند که حضور در بسیاری از جاها جنبه معنوی به خود می گرفت. البته باید بررسی کنیم دولت با این حضور برخورد مناسب کرده است یا نه ، قدر این حضور شناخته نشد.
وی اظهار داشت: برنده اصلی انتخابات با آرای بالا اینجانب هستم. مردم به بنده رای دادند و ما بر اساس نتایجی که از استانها و روستاها داشتیم این نتیجه را قطعی می دانیم.
وی گفت: ما در سطح کشور با اخراج وسیع ناظران خود مواجه بودیم همچنین با نداشتن تعرفه ها در شعب اخذ رای با وجود چاپ تعرفه های زیاد از جمله تبریز، اصفهان و شیراز و اینکه برخی ها علاقه داشتند و اصرار داشتند که از مردم رای گیری نشود.
موسوی با انتقاد از مخدوش کردن سیستم sms درکشور گفت: وقتی نمی توانیم از رادیو و صدا وسیما استفاده کنیم برای فلج کردن ارتباطمان این کار را کردند ما نامه نوشتیم و اعتراض کردیم اما پاسخی داده نشد البته مخابرات گفت به ما ربطی ندارد.
وی افزود: در دفعات قبل وزارت کشور ساعتها انتخابات را تمدید می کرد و ما شاهد بودیم علیرغم اینکه صدا و سیما مرتب دم از حماسه می زد ، ولی آنچه که انجام شد در جهت دلسرد کردن مردم و بی اعتنایی به اقبال گسترده مردم بود.
موسوی ادامه داد: وظیفه همه ما این است که از این امانت الهی یعنی رای مردم حفاظت کنیم و تنها وسیله ما هم ارتباط و آگاهی با مردم است. ما ازوزارت کشور و دولتی که ادعای مردمی بودن دارد می خواهیم که حافظ حقوق ملت باشد به هر حال بنده خود را پیروز قطعی این میدان می دانم و منتظر شمارش آرا به طور دقیق هستم.
نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس افزود: انتظار داریم در همین روزهای نزدیک جشن پیروزی را برگزار کنیم. آنچه مهم است اینکه ما باید همگی تسلیم اراده مردم باشیم و فکر نکنیم که با این طرف و آن طرف کردن آرای مردم بتوانیم یک یا دو روز یا چند سال در حاکمیت بمانیم، با رضایت مردم مشکلات حل می شود و باید مردم را درک کنیم.
موسوی در ادامه سخنانش اظهار داشت : تامین خواست مردم از اهداف نظام مقدس جمهوری است و امیدواریم مسائل در فضای دوستانه با نشاط و اعتماد حل شود. وی افزود: امیدواریم با تدبیر مقام معظم رهبری این مسائل به انجام خوش خود برسد.
از سوی دیگر میرحسین موسوی در اطلاعیهای با اشاره به اینکه رای اکثریت ملت متوجه وی بوده است، از مسوولان امر خواست نهایت دقت را در شمارش آراء داشته و از مردم شریف ایران خواست آماده برگزاری جشن پیروزی باشند.
متن بیانیه مهم میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران به این شرح است:
به نام خدا
مردم شریف ایران
ضمن تشکر از حضور پر شور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع میرساند طبق گزارشها و مستندات واصله علی رغم تخلفات و کارشکنیهای متعدد و نارساییهای گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رای اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمتگزارشان بوده است.
از مسوولان امر میخواهم در شمارش آراء نهایت دقت را بنمایند و اعلام میکنم در غیر اینصورت از همه امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه ملت ایران اقدام خواهم کرد.
همینجا فرصت را مغتنم میشمارم و از ملت شریف ایران میخواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.
میرحسین موسوی
پشت پرده اغتشاشات تهران كيست؟
حمله اراذل و اوباش به مردم و تخريب اموال عمومي با ساماندهي فرزند يكي از چهره هاي سياسي كشور درحال پي گيري است.
براساس اطلاعات كاملا موثق اين اراذل و اوباش با هدايت و ساماندهي مستقيم مهدي هاشمي درحال اغتشاش در مناطق مختلف تهران هستند.همچنين بهزاد نبوي نيز با استقرار دردفتر سازمان مجاهدين انقلاب حمايت و كنترل اوضاع را بدست گرفته است.
به نظر مي رسد در صورت عدم برخورد اساسي و دستگيري نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي با طراحان اغتشاشات ،دامنه آشوب ها افزايش يابد.



انا لله و انا الیه راجعون!
بدینوسیله درگذشت جریان اصلاحات را به عموم طرفداران آن،بالاخص سردمداران این جریان،آقایان خاتمی، کروبی،موسوی و... تسلیت عرض می نماییم. بهمین مناسبت مجلس شام غریبان آن مرحوم از ساعت ۱۶ تا ۱۸۳۰ بوقت رسمی گرینویچ ( ببخشید واشینگتن دی سی ) در خیابان اصلاحات کوچه سبز بن بست چیز کاشی ۱>۳ منعقد خواهد شد. جضور تمامی عاشقان و دوستداران اصلاحات مایه شادی آن مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان خواند بود.لازم به ذکر است آن مرحوم به دست مردم در زباله دان تاریخ ایران دفن خواهد شد. وآخر دعوانا ان الحمدلله.
اظهار همدردی کنندگان:
سازمان جهانی یونس کو - سازمان دفاع از حقوق بشر (از نوع آمریکائی) - اتحادیه و صنف استفاده بهینه از دلارهای نفتی - جمعیت خیریه تولید و توزیع نامه های سرگشاده - خاندان هاشمی و کلیه مال باختگان ( منظورم هزینه های ناچیر تبلیغاتی توسط دانشگاه آزاد خیلی اسلامی و .... میباشد) - اتحادیه و صنف امام زاده های جدید التاسیس - اتحادیه و سندیکای تولید نوارهای سبز و بهداشتی و .... - صندوق حمایت از ورشکستگان سیاسی - جامعه حمایت از دلقکها (اشاره به حمله آن دلقک در شهر ژنو سویس به آقای احمدی نژاد ) و کلیه داغدیدگان و مصیبت زدگان.
در ضمن در این مراسم به نشانه حمایت از شیخ اصلاحات جناب آقای مهدی کروبی و سبزوار (ببخشید محسن ) رضائی طراح فدرالیته ایران و میرحسین موسوی عضو رسمی غارنشینان تهران و حومه ( اشاره به سکوت و خواب خرگوشی ۲۰ ساله معظم له ) موزیک بسیار دلنشین تنها ماندم آوازه خوان شهیر ایران آقای دکتر محمد اصفهانی نواخته شده و توسط حاضرین هم خوانی خواهد شد.
بازگشت همه بسوی اوست
همسر شهید اسماعیلی
روزی كه كروبي زندانيم كرد، 200 همسر شهيد دیگر هم زنداني بودند
خانم سعيده امينپور ماجراي زندان بنياد شهيد و ظلمي كه به وي و ديگران همسران شهدا توسط شيخ مهدي كروبي انجام شده را افشا كرد.
همسر شهيد اسماعيلي كه پیش از این از كروبي به دادگاه ويژه روحانيت نیز شكايت كرده است، درخصوص اشاره دکتر احمدي نژاد به قضیهی زندان بنیاد شهید در مناظره تلویزیونی با كروبي گفت: شبی که دکتر احمدینژاد در مناظره تلويزيوني این کار کروبی را به وی يادآور شد، فرزند من که الآن مهندس شیمی است و خاطرات بدي از آن دوران دارد، از خوشحالی به بالکن منزل رفت و فریاد "الله اکبر" سر داد. واقعاً احمدینژاد دل خانواده هاي شهدا را شاد کرد.
وي درخصوص ماجراي زنداني شدن خود توسط كروبي اظهار داشت: 3 ماه از فوت امام گذشته بود كه به یکی از مقامات بلندپایه نامه نوشتم. این نامه درباره وضعیتی بود که بنیاد شهید برای همسران شهید ایجاد کرده بود. چون در آن زمان آقای کروبی در بنیاد شهید فقط ادعای خدایی نکرد. زندان داشت، دادگاه داشت، قاضی داشت، خودشان هم كه گفتند ما از قوه قضاییه حکم داشتیم.
امینپور ادامه داد: در آن نامه تأکید کردم به خانوادههای شهدا رسیدگی نمیکنند و دائم حکم صادر میشود و محدودیت درست میکنند و حتی میگویند همسر شهید اجازه طلاق ندارد.
وی با بیان اینکه آن نامه را به جای آنکه به آن مقام بلندپایه برسانند، به کروبی دادند، افزود: شاید در عرض چند دقیقه و خیلی ضربتی آمدند سراغ من و مرا به زندانی در خیابان دزاشیب واقع در شمال تهران بردند. دوشنبه من را بازداشت کردند و من 3 فرزندم را که 5 ساله، دبستانی و راهنمایی بودند را تا 3 روز بعد ندیدم.
این همسر شهید گفت: زندان فضای بسیار کثیفی داشت و با عرض معذرت مثل محل نگهداري حيوانات بود. شاید 200 نفر از همسران شهدا در آنجا زندانی شده بودند و روی در هم یک قفل آهنی بزرگ گذاشته بودند.
وی با بیان اینکه "پنج شنبه همان هفته فرزندان من را هم گرفتند و آوردند" اضافه کرد: کودک 5 ساله من از ترسدچار ناراحتی شديد شده و گريه كرده بود، چون آنها را به زور آورده بودند. من آنجا فقط ذکر یا اباصالح ورد زبانم بود و همین هم نجاتم داد نه سفارش دیگران.
امینپور افزود: مدتي بعد برادر من كه با وزیر کار آن زمان رفاقتي داشت، نامهای به کروبی نوشت و بعد من آزاد شدم. مشكل اينجا بود كه خانه من را هم پلمپ کرده بودند و به من نمی دادند. همه مردم محله چهارراه تهرانپارس اين را دیده اند و می دانند.
وی در ادامه اظهار داشت: من چند ماه در تهران آواره بودم و هر شب منزل یکی از فامیل ها بودیم و بچه ها هم منزل خواهرم و مادرم بودند. از مهر تا بهمن خانه نداشتم. بالاخره یک نفر از آشنايان به آقای رفیقدوست خبر داد و ايشان یک جایی را اجاره کرد و ما آنجا را بردند.
این همسر شهید ادامه داد: آقای کروبی داخل زندان و در آن اتاق به من توهین کرد و من آنجا از ترس اعتراف کردم که ایشان را بخشیدهام، حتی آنجا یک ضربه هم به سر من وارد کرد. من به دادگاه روحانیت شکایت کرده بودم و خانه من را به من نمیدادند. از طریق مقام معظم رهبری پیگیری کردم و ایشان آقای سالک را مأمور بررسی این مسئله کردند و خانه ای را برای من گرفتند که الآن آنجا زندگی میکنم. البته آدرس نمیدهم چون میترسم بعضی از همان عوامل سراغ من بیایند.
نامه هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری در باره احمدی نژاد و فضای سیاسی کشور

متن کامل پیام بدینشرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
مقام معظم رهبری آیتالله خامنهای زیده عزّه
متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدینژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمهچینیهای قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهکهای ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمتزدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجنپراکنیهای باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانههای دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامهریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحتالشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجهها میباشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی میداند.
دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغپردازیها و خلافگوییهایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامیمان را نشانه گرفته بود.
زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیمالقدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدتهای خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمیشد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیسجمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیتهای ممتازی بعهده داشتهاید..
نقطه قابل توجه دراین تهمتها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جنابعالی که هادی دولتها بودهاید و با اظهارات صریح، مدیریتها را مورد تأیید و تحسین قراردادهاید، نشانه گرفته است.
* * *
بعد از جریان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنیانگذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جنابعالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سمپاشیها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقتیاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنهگران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند.
البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنیصدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد.
* * *
اینجانب برای پرهیز از آلودهشدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکسالعمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدینژاد گفتم که در اظهارات او خلافگوییهای فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهامهای نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانوادههایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفتهاند، نباشد.
از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیسجمهور و حتی کمشدن داراییها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را میطلبد.
معالاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوتشان دیدند و بیشک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم.
معتقدم جنابعالی بخوبی میدانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جنابعالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بودهایم و همیشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهایم و در دور جدید تهمتها و هجمهها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم میدارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار میگیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حقکشیهای ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت،
تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابیمان کمتر تحت تأثیر خلافگوئیها قرار میگیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب میدانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه هامطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفتهام و در موراد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کردهام و رسماً گفتهام برنامه شرکت در انتخابات ندارم.
چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواستهاند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکردهاند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوقالذکر را از من نشنیدهاند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهتگیری در انتخابات نظر خواستهاند، گفتهام براساس آییننامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیمخودشان و همکارانشان در صحنهاند و عمل میکنند و انصافاً تهمت دستنشانده بودن آنان ستم و بیحرمتی غیرقابل توجیه است.
بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمیدانم و خود جنابعالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم میدانید. ولی این نظر را رسانهای نکردهام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگنمایی کردهاند که هدف بزرگنمایی در آن مناظره روشن شد.
با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم.
اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیدههای زشت و گناهآالودی مثل تهمت ها ؛ دروغها و خلافگوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّفهای صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاقشکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه میتوانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟
رهبری معظم انقلاب؛
اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیتالله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما ماندهاید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جنابعالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.
لذا در فرصت باقیمانده ضروری به نظر میرسد خواسته حق حضرتعالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که میتواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتشافروخته بریزند.
سرچشمه شاید گرفتن به بیل چوپر شد نشاید گرفتن به پیل
دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان
اکبر هاشمی رفسنجانی
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم در واكنش به نامه آيت الله هاشمي رفسنجاني خطاب به مقام معظم رهبري گفت: در حال حاضر هر نوع تشديد التهاب در جامعه، مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است.

آيت الله شيخ محمد يزدي درپاسخ به سئوال خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس كه درباره صحت و سقم اين جمله هاشمي رفسنجاني كه خطاب به رهبري نوشته بود: « رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، رسما اعلام پاكي و منزه بودن خانواده رئيس جمهور و حتي كم شدن دارايي ها در دوران مسئوليت را نمودند» افزود: اين سئوال در جاهاي ديگر هم از من سوال شده كه اين جمله كه آقاي هاشمي در نامه سرگشاده خطاب به مقام معظم رهبري نوشتهاند كه فلاني يعني من به عنوان رئيس قوه قضائيه گفته است كه مثلا درباره اموال ايشان بحثي نبوده است مربوط به 10 سال قبل است.
وي اضافه كرد: از ده سال به اين طرف، من ديگر در دستگاه قضايي نبودم. اين انتساب براي 10 سال پيش است. در زندگي هم مي دانيم و تاريخ نشان ميدهد خيلي حوادث مختلف پيش ميآيد. بنابراين بايد مشخص شود كه اين جمله مال الان نيست و نبايد الان مورد استناد قرار گيرد.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم يادآور درباره برخي تعابير در نامه هاشمي مبني بر آتشفشان هاي سوزان و اجتماعات خياباني شد: مردم ما به راحتي ميتوانند قضاوت كنند. وقتي مقام معظم رهبري در آخرين سخنرانيشان در روز 14 خرداد در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خميني (ره) با صراحت همه مردم را به شركت در انتخابات دعوت كردند و امر به خودداري از درگيري و برخوردها فرمودند و تصريح كردند كه اگر جايي كساني دنبال ايجاد درگيري هستند يا خائن يا غافل هستند، ديگر چه عبارتي بالاتر از اين است؟
وي اظهار داشت: اين عبارت خيلي مفهوم دارد. مردم ما از اين عبارات به راحتي ميتوانند بفهمند كه منظور چيست؟ بنابراين هر كس در جريان انتخابات به عنوان تبليغات انتخاباتي بخواهد در هر گوشه مملكت تشنجي با هر درجهاي ايجاد كند، به تعبير مقام معظم رهبري يا خائن است و يا غافل.
آيت الله شيخ محمد يزدي اظهار داشت: معلوم است كه اين صلاح مملكت نيست و به نظر ما هيچ آتشفشاني هم وجود ندارد. جواناني طرفدار اين طرف و يا آن طرف هستند، يك شعاري هم ميدهند. اما به معني اينكه آتشفشاني وجود داشته باشد، من اين مسئله را احساس نميكنم. اما اگر ايشان احساس ميكنند خودشان ميدانند.
وي افزود: من در صدد پاسخگويي به حرفهاي ايشان و نامه ايشان نيستم. من به طور كلي ميتوانم بگويم كه كشور رهبر دارد، مسئول كشور رهبر است و مسلما مردم و همه علما ، روحانيت و مسئولان نظام به رهبري ايشان اعتقاد داشته و جملگي تابع فرامين و منويات ايشان هستند.
وي يادآور شد: آقاي هاشمي رفسنجاني مسئوليت مجمع تشخيص مصلحت را دارند و سمتي به عنوان رهبري ندارند. رهبر كشور مسئول كل كشور است و امنيت كشور به عهده ايشان است. آرامش كشور به عهده ايشان است. ايشان دستورات لازم را صادر فرمودهاند و ميفرمايند: اگر كسي هم خلافي كرده يا خلافي كند، در جاي خود تذكرات لازم را به او ميدهند.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم يادآور شد: مقام معظم رهبري اقدامات لازم را انجام ميدهند. ايشان در جريان انتخابات براي پيشگيري از هرگونه التهاب و درگيري به صراحت دستوراتي به مقتضاي رهبريشان داده اند. اجراي آنچه ايشان فرموده اند، وظيفه همه ماست و ديگر ما نبايد در اين جريانات تابع آنچه در برخي كشورهاي خارجي و جاهاي ديگر ميگذرد كه در ايام انتخابات درگيري، زد و خورد و كشت و كشتار به راه مي اندازند، باشيم.
وي گفت: مردم ما هر سال يك انتخابات برگزار كرده اند كه همه اين انتخاب ها با آرامش و صحت و سلامت برگزار شده است. مقام معظم رهبري چندي پيش هم راجع به اظهارات برخي افراد كه انتخابات گذشته را خلاف دانسته بودند، تصريح كردند؛ انتخابات با صحت و سلامت برگزار شده است.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت:من هم به عنوان عضو شوراي نگهبان عرض ميكنم شوراي نگهبان ناظر است، بر اساس وظيفه شرعي خود و وظيفه قانوني خود حاضر در انتخابات است و نظارت كامل خواهد داشت. اگر شورا تخلفي ببيند اين تخلف را به قوه قضائيه منعكس ميكند و قوه قضائيه مسئوليت دارد و رسيدگي ميكند. ما نبايد بدون جهت جو را ملتهب كنيم.
وي يادآور شد: فرض كنيد كسي هم جملهاي گفته است و نميبايست ميگفت، پيگيري آن روال قانوني دارد. معمولا شكايت ميكنند و شكايت به دستگاه قضايي ميرود؛ دستگاه قضايي هم رسيدگي ميكند و آنچه كه تكليف است انجام ميدهد. به هر حال تصور من اين است در حال حاضر هر نوع تشديد التهاب در جامعه مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است.
در كل به هر حال من آنچه كه بايد عرض كنم همين است كه به حمدالله كشور رهبر دارد و رهبر هم به حمدالله امامگونه عمل كردند و در تاريخ پس از رحلت حضرت امام در طول اين 20 ساله رهبر عظيمالشان امام گونه عمل كردند. ملت ما كاملا تشخيص ميدهند و بحرانهايي كه در طول اين مدت كشور پشت سر گذاشته با هدايت و رهبري مقام معظم رهبري گذاشته است.
عضو فقهاي شوراي نگهبان تاكيد كرد: مردم ما در سايه تدين و وحدتشان پشت سر مقام معظم رهبري هستند. تعابيري كه موجب تفكيك جامعه و تفرقه جامعه شود به نظر من اين تعابير مصلحت نظام و انقلاب نيست. حالا به هر حال آقاي هاشمي نامه را خطاب به رهبري نوشته اند و ايشان آنچه كه به نظر شريفشان باشد اقدام خواهند فرمود.
آيت الله شيخ محمد يزدي تاكيد كرد: در كل، آنچه كه آدم ميفهمد، مردم كشور ما رشد سياسي خودشان را يافتهاند و تشخيص خودشان را دادهاند و ايشان را رهبر، مدير، مدبر و واجد همه شرايط ميدانند و پشت سر رهبري خودشان هم حركت ميكنند.
وي در پاسخ به اين سئوال كه هاشمي در نامه اش خطاب به مقام معظم رهبري نوشته است كه «براي رفع فتنه هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه كه صلاح مي دانيد اقدام موثري بنماييد»گفت: ما چيزي به عنوان آتش و دود و اين چيزها نميفهميم. مگر خداي ناكرده كساني بخواهند فتنهاي برپا كنند. فتنه بر پا كردن غير از اين است كه انسان بخواهد تبليغ فتنه بكند.
وي اظهار داشت: در هر صورت مطالبي كه من عرض كردم از روي دلسوزي و احساس تكليف بود.
آيت الله شيخ محمد يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم در پايان گفت: انشاءالله مردم در جمعه 22 خرداد 88 در انتخابات شركت خواهند كرد و همانگونه كه مقام معظم رهبري فرمودهاند، هر كس به كسي كه تشخيص داده راي خواهد داد و كشور به راحتي و خوبي اداره خواهد شد.
نامه آيت الله هاشمي رفسنجاني خطاب به رهبر معظم انقلاب كه دو روز مانده به روز رايگيري تاريخي كشور منتشر شده است، بيش از آنكه به قصد دريافت پاسخ از سوي مخاطب عظيمالشان نامه، نگاشته شده باشد به قصد توجيه اقداماتي صورت گرفته كه در فاصله روز سهشنبه تا جمعه و حتي پس از آن به احتمال زياد روي خواهد داد.

نامه اين شخصيت محترم توام با گلايههايي است كه به اظهارات يك كانديداي محوري در جريان يك مناظره تلويزيوني بر ميگردد ولي در آن به جاي پاسخ روشن به سخنان مطرح شده، از گروهها، نسل جوان و به طور كلي جامعه تلويحا خواسته شده است تا به ميادين و خيابانها بيايند و واكنش نشان دهند. در اين نامه از شكلگيري «آتش فشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند» خبر داده شده و وسعتي به گستره ميدانها، خيابانها و دانشگاهها به تصوير كشيده شده است.
اين نامه در عين اينكه از آشوب خياباني و ناآرام شدن محيط دانشگاهي كشور _ كه طي روزهاي گذشته جلوههايي از آن را مشاهده كردهايم _ خبر داده و آن را موجه جلوه داده است، دولت و رئيس جمهور را عامل آشوب معرفي كرده به گونهاي كه «ادامه آن را مخالف مصالح كشور و نظام و حتي رهبري» خوانده است.
در اين نامهي سرگشاده كه شب گذشته به طور مبسوط و در برنامه ويژه از سوي يك تلويزيون فارسي مخالف انقلاب مورد بحث قرار گرفت و «بسيار مهم» و «تعيين كننده» خوانده شد، از رهبري خواسته شده تا موضعي بگيرند كه «فتنه گران»، لقبي كه در اين نامه به دكتر احمدينژاد داده است نتوانند نظام را در دست بگيرند.
نويسنده محترم در بخشي از نامه خود را مستظهر به پشتيباني ملت ايران دانسته و خود را ادامه طبيعي دوره رهبري حضرت امام خميني و يك ركن اساسي انقلاب خوانده ولي در عين حال روند طبيعي انقلاب كه سپردن مسئوليت به منتخبين جديد است را بر نتافته است. مقايسه مسئولين جديد با بنيصدر در حالي صورت گرفته است كه توجيه آشوب در ميادين، خيابانها و دانشگاهها _ كه در اين نامه از آن سخن گفته است _ از مختصات بني صدر است نه افشاي مفاسد اقتصادي و تلاش براي كنترل فرزندان از سوي مقامات ارشد.
در اين نامه سابقه انقلابي و همراهي با انقلاب و نظام با چنان تاكيدي توام شده كه گويي رسيدگي به مسايل مالي يك مقام مسئول نه تنها مخالفت با انقلاب و نظام بلكه دشمني با آن است. در اين نامه اعتبار نظام با دفاع مطلق از اعتبار اشخاص ولو آنكه مرتكب تخلف مالي شده باشند، يكي تلقي شده است و حال آنكه اعتبار نظام از طريق پاكدستي مسئولان افزايش مييابد و با ضعف مالي مسئولان كاهش مييابد. طبعا پوشاندن تخلفات مالي نميتواند ضربات مفاسد اقتصادي مسئولان با نظام را جبران كند.
در اين نامه از رهبر معظم انقلاب خواسته شده است براي حل مشكل _ اشاره كوتاه رئيس جمهور به مفاسد فرزندان بعضي از مسئولان _ و براي «رفع فتنههاي خطرناك» و «خاموش كردن آتشي كه دودش در فضا قابل مشاهده است» اقدام موثري بنمايند و مانع «شعلهورتر شدن اين آتش» شوند.
سوال اين است كه آيا واقعا افشاي مفاسد فرزندان بعضي از مسئولان به وقوع «فتنههاي خطرناك» و «شعلهور شدن آتش» ميشود يا اينكه بعضيها تلاش ميكنند» اوضاع اينگونه ديده شود؟ واقعيت اين است كه تازه شعلههايي براي كند شدن فتنهها و فروكش كردن آتش مفاسد ديده ميشود و اين تنها خطرناك نيست بلكه مبارك نيز هست.
جناب آقاي هاشمي ! همانگونه كه در نامهتان مرقوم كردهايد، رهبري نظام در روزهاي اخير شما را دعوت به صبر و سكوت كردهاند، اما شما اين توصيه را شكستيد و به گونه اي ديگر عمل نموديد.
مگر شما معتقد به فصل الخطاب بودن رهبري در امور كشور نيستيد؟ آيا سكوت رهبري هم، براي دوستداران نظام يك فصلالخطاب نيست؟ چرا بايد نامهاي كه به ظاهر خطاب به ايشان نوشته شده، به صورت عمومي منتشر شود. آيا انتشار اين نامه جز با هدف مظلومنمايي و فشار براي اعلام موضعي پيش از برگزاري انتخابات نيست؟
واكنش افكار عمومي به نامه شما به گونهاي است كه آن را نوعي فرار به جلو تلقي ميكنند. شايد اين نامه از يك سو با هدف وادار كردن احمدينژاد به سكوت نوشته شده و از سوي ديگر با خطاب قرار دادن رهبري، درصدد برآمدهايد فشارها را به گونه اي ديگر براي توقف افشاگريهاي بعدي آقاي احمدينژاد متمركز كنيد.
آقاي هاشمي! بي ترديد بنيان تخريب، تحقير، اهانت و اتهام توسط اطرافيان و حاميان شما در مناظرههاي انتخاباتي سال 84 گذاشته شد و آقاي احمدينژاد بخش عمدهاي از رأي خود را مديون توهينها و تخريبهاي نمايندگان شما در برابر دهها ناظر تلويزيوني است.
چه كسي فراموش كرده كه هنوز ساعاتي از پيروزي قاطع رقيب جنابعالي در انتخابات نهم نگذشته بود كه طرفداران شما رئيس جمهور منتخب را كوتولهاي سياسي خواندند كه قباي رياست بر تن وي بلند و گشاد است و با اتهام كوتهبيني بر مردم، آنان را فريب خورده شعارهاي احمدينژاد معرفي كرديد. به راستي رمز سكوت و گاه همراهي شما با آن تخريبها و گزافهگوييها چه بود؟ چرا كينههاي آن آنتخابات بايد در حساسترين روزهاي اين نظام، بار ديگر اينگونه سرباز زند؟
شايد فلسفه نگارش چنين نامه اي، نگراني از يك اتفاق بزرگ باشد كه قرار است در روز جمعه جهانيان شاهد آن باشند. اگر مردم بار ديگر به دكتر احمدي نژاد اعتماد نمايند و براي 4 سال ديگرسكان هدايت قوه مجريه را به او بسپارند، واكنش شما به اين انتخاب ملت چه خواهد بود؟ آيا اهانت به خود را معادل سست شدن و فروپاشي پايههاي نظام اسلامي قلمداد مي نماييد؟ آيا صواب است كه در چنين شرايط حساس وسرنوشت ساز ، كشور ، روحانيت، احزاب ، جريانهاي سياسي، دانشگاه ها و... را در گير موضوعات شخصي خود نموده وباعث ياس ونااميدي وكاهش مشاركت عمومي در انتخابات نمائيد؟ آيا مردم اين نامه را چيزي بيش از يك مانور تبليغاتي- انتخاباتي و با هدف فرار به جلو و توجيه شكست در انتخابات آتي تلقي مي نمايند؟ در حالي كه جنابعالي شخصيت محترمي هستيد و نبايد وجاهت و عزت شما با غفلت و اشتباهي اين چنين از جانب خودتان مخدوش شود.
سفر احمدينژاد به اروميه اوج عشق و ارادت مردم را به دولت عدالت خواه را به نمايش گذاشت به طوري كه تمام اين شهر را شعر «كوچلره سو سپميشم يار گلنده توز اولماسين» فرا گرفته بود.

● گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------
با قطعي شدن سفر رئيس جمهور دولت نهم به آذربايجان غربي و اطلاعرساني حضور وي در ورزشگاه تختي و ايراد سخنراني، اين چنين استقبالي شايد دور از ذهن نبود.
روز موعود فرا رسيد، مردم از همان صبح منتظر ديدار رئيس جمهور دولت نهم و كانديداي دهمين دوره رياست جمهور بودند، به طوري كه در ساعت حدود 10:30 دقيقه كه عكاسان براي تحويل دوربينهاي خود راهي فرودگاه شدند، عدهاي از مردم براي استقبال از احمدينژاد در كنار جادهها و حتي مقابل فرودگاه به انتظار نشسته بودند.
حركت عقربههاي ساعت با روند تجمع مردم در خيابانها همخواني نداشت، به سرعت به تعداد مردمي كه براي استقبال از احمدينژاد ميآمدند اضافه ميشد ساعت هنوز 14 نشده بود اين درحالي است كه قبل از سفر با توزيع كارتهايي زمان حضور دكتر احمدينژاد ساعت 18 روز يكشنبه، ورزشگاه تختي اروميه بود.
استقبال مردم اروميه در خيابانهاي مسير حركت از فرودگاه تا ورزشگاه تختي نشان از توجه مردم به رئيس دولت مهرورز و مردمي نهم است!
راستي مگر اين مردم كه از ساعتها قبل براي استقبال از احمدينژاد آمده بودند از سخنرانيهايي كه در روزهاي اخير در خصوص ناكارآمديهاي دولت كه مرتب از طريق هر سه كانديداي دهمين دوره رياست جمهور ميگفتند بي اطلاع هستند؟؟!!!
از اين حرفها بگذريم...!!
در مسير فرودگاه مردم اهالي حاشيه شهر، روستاهاي اطراف مسير به كنار جاده آمده بودند تا بار ديگر با اين حضور گسترده ضمن قدرداني از زحمات چهار ساله اين مدت، حمايت خود را از احمدينژاد در دور دهم انتخابات اعلام كنند.
مردم روستاهاي مسير فرودگاه تا اروميه با در دست داشتن نوشتههايي با محتواي «آذربايجان ياتمييپ احمدي ني آتمييپ»، «محبوب ما محمود ما»، «احمدي قهرمان حامي مستضعفان» حمايت خود را از كانديداتوري احمدينژاد اعلام ميكردند.
پرچمهاي سه رنگ كشورمان نيز در دستان حاميان احمدينژاد جلوهاي خاص به فضاي شهر بخشيده بود، مردم با در دست داشتن اين پرچمها بار ديگر اعلام كردند كه براي حفظ عزت و اقتدار اين پرچم مقدس سه رنگ در عرصه بينالملل و استكبار ستيزي از احمدينژاد حمايت ميكنيم.
هنوز ساعت 15:30 دقيقه است و خيابانها لبريز از طرفداران احمدينژاد، در اين حين بارش باران و تگرگ شروع شد كه در روزهاي اخير بيسابقه بود.
بارش شديد باران كه باعث به راه افتادن سيلاب در خيابانها و گرفته شدن آبگيرها شد نتوانست مردم را از استقبال و حضور سبزشان منصرف كند.
بعد از 5/1 ساعت بارش باران مردم با اعلام اينكه اين باران نيز به بركت حضور دكتر در اين شهر است، شعر معروف تركي «كوچلر سو سپميشم يار گلنده توز اولماسين؛ ايله گلسين ايله گئتسين؛ آراميزدا سوز اولماسين» را سر داده بودند.
علاوه بر ورزشگاه تختي تمامي خيابانهاي اطراف ورزشگاه مملو از طرفداران احمدينژاد بود، مردم پس از ساعتها انتظار در هواي سرد همچنان با شور و با سردادن شعارهايي از احمدينژاد حمايت ميكردند كه ميتوان به مواردي از جمله «احمدي سادهزيست ـ سركوب گر صهيونيسم»، «مناظره عالي بود ـ جاي امام خالي بود»، «احمدي قهرمان ـ اميد نسل جوان»، «احمدي قهرمان ـ حامي مستضعفان» از اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهور حمايت ميكردند.
مردم همچنان منتظر بودند، اما هنوز از احمدينژاد خبري نبود، زماني كه مردم با سر دادن شعارهايي حمايت خود را از احمدينژاد اعلام ميكردند، مجري برنامه از مردم اجازه خواست تا شخصيتي هنرمند را كه كارگردان يكي از پر بينندهترين سريالهاي كشور در ماههاي اخير بود معرفي كند.
مردم بيصبرانه منتظر ديدار اين هنرمند بودند، حضور فرجالله سلحشور، كارگردان يوسف پيامبر در جمع پرشور طرفداران كانديداتوري احمدينژاد در اروميه و اعلام حمايت وي از احمدينژاد موجب هيجان بيش از پيش و خوشحالي مردم اين شهرستان شده بود.
در اين تجمع با شكوه، سلحشور دكتر محمود احمدينژاد را مالك اشتر زمان خواند و به صراحت اعلام كرد كه من به احمدينژاد راي ميدهم در اين حين مردم يك صدا با شعارهاي «مالك اشتر علي ـ تو انتخاب اولي»، «ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند» سخنان اين كارگردان مشهور كشورمان را تاييد ميكردند.
پس از اتمام سخنان فرجالله سلحشور مردم اعلام كردند: «موسوي حيا كن ـ اين ملت را رها كن».
اما خالي از لطف نيست كه از جو بيرون از ورزشگاه باخبر شويد، طرفداران مير حسين موسوي با تشكيل گروه 200 نفري و با در دست داشتن عكسهايي از اين كانديداي رياست جمهوري در مقابل ورزشگاه تختي تجمع كرده و شعار ميدادند «آذربايجان ياتمييپ موسوي ني آتمييپ»، اين تجمع فقط به سر دادن شعار محدود نشد آنها زماني كه با خونسردي طرفداران احمدينژاد مواجه شدند اقدام به كارهاي پرخاشگرانه از جمله هجوم به سمت هواداران احمدينژاد كردند.
حاميان و طرفداران موسوي با پرتاب سنگ، كفش، بطري نوشابه و چوب به طرف هواداران احمدينژاد سعي در ايجاد تشنج داشتند.
درگيري بين طرفداران محمود احمدينژاد و مير حسن موسوي به زخمي شدن سر و صورت يك جوان ختم شد كه خون چهرهاش را پوشانده بود، اين جوان پس از زخمي شدن با حركت به سمت جايگاه خواستار ديدار آقاي احمدينژاد بود كه بالاخره با وجود سختگيريهاي يگان ويژه و گارد حفاظت موفق به ملاقات با وي شد.
در ورزشگاه تختي چه مي گذشت!
سخنراني سلحشور به پايان رسيد و دقايقي بعد مجري، مژده نزديك شدن خودروي حامل رئيس جمهور به خيابان ورزشگاه تختي را داد.
با استقبال گسترده مردم در مسير فرودگاه تا ورزشگاه و تجمع پر شور مردم در خيابانها راه 30 دقيقهاي فرودگاه تا ورزشگاه به 5/3 ساعت كشيد و رئيس جمهور دولت نهم ساعت 30: 20 دقيقه وارد ورزشگاه تختي شد.
مردم آنچنان از ماشين دكتر آويزان شده بودند كه از بالاي جايگاه خبرنگاران و عكاسان به زور ميشد احمدي نژاد را تشخيص داد مگر با لنز دوربينهاي بسيار مدرن و پيچيده عكاسي.
با حضور احمدينژاد در جايگاه صداي بلند مردم كه ميگفتند: «احمدي احمدي حمايتت مي كنيم»، ورزشگاه تختي بلكه خيابانهاي اطراف را پر كرده بود.
حمايت از احمدينژاد ادامه داشت اما آنچه نظر مرا به خود جلب كرد، اصرار زني كه به زور وارد جايگاه مسئولان شده بود و خواستار دادن نامه و ديدار مستقيم با رئيس جمهور دولت نهم بود.
كنجكاو بودم تا ببينم كه عاقبت مسئولان نهاد رياست جمهوري و گارد حفاظت با آن زن، كودك كوچك و پاكتي كه به همراه داشت چه خواهند كرد، مهرورزي دولت نهم بار ديگر در اين صحنه نمايان شد، مسئولان او را آرام كرده و به پشت جايگاه بردند تا پس از اتمام سخنراني احمدينژاد مشكلش را از نزديك با او در ميان بگذارد.
اشك در چشمان اين زن جوان حلقه زده بود چرا كه فكرش را نميكرد كه بتواند در ميان خيل عظيم جمعيت به طور مستقيم با رئيس جمهور صحبت كند.
سخنراني احمدينژاد به پايان رسيد اما اعلام حمايت و شعارهاي مردم تمامي نداشت.
پس از يك و نيم ساعت سخنراني در ورزشگاه تختي محمود احمدينژاد ورزشگاه را به مقصد فرودگاه ترك كرد تا از طريق فرودگاه عازم تهران شود.
در پايان اين گزارش ميخواهم بگويم اگر آنطور كه كانديداهاي ديگر انتخابات دهم ميگويند تمام اقدامات محمود احمدينژاد ريا است، پس چرا احمدينژاد آن زن جوان، آن پسر زخمي را به دور از ديد هيچ دوربين و ضبط خبرنگاران و عكاسان ملاقات كرد، به راستي چرا نخواست كه با انعكاس اين صحنهها تبليغاتش را وسيعتر كند. به راستي چرا؟
جمعي از هواداران كانديداهاي رياست جمهوري كه عصر امروز در حمايت از نامزدهاي انتخاباتي خود در خيابانهاي تهران حضور يافته بودند، توسط گروهي از اراذل و اوباش مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

با اوجگيري تبليغات انتخاباتي عصر امروز گروهي از فرصتطلبان و آشوبگران كه شواهد متعددي از وابستگي آنان به يكي از جريانهاي اپوزيسيون و تجديد نظرطلب وجود دارد، اقدام به ضربوشتم هواداران كانديداهاي رياست جمهوري نمودند تا فضاي شهر تهران را به سمت آشوب و اغتشاش بكشانند.
عصر امروز در مناطقي از تهران همچون ميدان وليعصر، ميدان ونك، ميدان نبوت و فلكه صادقيه، شيشههاي تعدادي از اتومبيلهايي كه عكس كانديداها را همراه داشتند، توسط اوباش شكسته شد و مسافران خودروها هم مورد آزار قرار گرفتند.
خط آشوب و اغتشاش در حالي پيگيري ميشود كه كانديداهاي رياست جمهوري امشب در گفتوگو با خبرنگاران خواستار حفظ هوشياري مردم در برابر تحركات آشوبگران و فرصتطلبان شدند.
احمدينژاد براي حفظ جان مردم در ازدحام جمعيت ميليوني تهراني ها سخنراني خود در مصلاي تهران را لغو كرد.

محمود احمدينژاد رئيس جمهور پس از آن كه از حدود ساعت 17 به مدت يك ساعت در حلقه حاميان خود در مصلاي تهران حضور داشت به دليل ابراز احساسات پاك و بيشائبه مردم وفادار و متعهد ايران اسلامي و براي حفظ جان آنان در ميان ازدحام ميليوني جمعيت ، سخنراني خود را لغو كرد.
غلامحسين الهام سخنگوي دولت در اين مراسم طي سخناني با اعلام عذرخواهي احمدينژاد از مردم گفت: رئيسجمهور به دليل حفظ آرامش و آسايش شما نتوانست به جايگاه برسد و عذرخواهي كرد.
وي با تشكر از احساسات پاك حاميان محمود احمدينژاد تاكيد كرد: رئيسجمهور امشب در مناظره تلويزيوني خود سخنانش را با شما مطرح خواهد كرد و از همان برنامه از حضور گسترده امروز شما قدرداني خواهد كرد.
بسيجيان ناحيه مقاومت ابوذر در تاريخ 11 خرداد، در حرم بنيانگذار انقلاب اسلامي حضور يافته و اقدام به اهداي تاج گل كرده بودند.

پس از جعل نامه ناحيه مقاومت بسيج ابوذر توسط سايت آينده (وابسته به فرزند هاشمي رفسنجاني) و انتشار اصل اين نامه اين سايت مجددا سعي كرد با مخدوش دانستن اصل نامه منتشره توسط فارس، اين سوال را مطرح كند كه علت حضور بسيجيان ناحيه ابوذر در حرم مطهر امام در تاريخ 11 خرداد چه بوده است ؟ و از اين طريق نامه جعلي خود را صحيح جلوه دهد.
اما برنامههاي اعلام شده از سوي ستاد بزرگداشت بيستمين سالگرد ارتحال امام (ره) نشان ميدهد كه بسيجيان ناحيه مقاومت ابوذر در تاريخ 11 خرداد ساعت 11:30، در حرم بنيانگذار انقلاب اسلامي حضور يافته و اقدام به اهداي تاج گل كردهاند.
اگرچه تلاشها براي غير مردمي نشان دادن حمايت صدها هزار نفري امروز مردم تهران از احمدي نژاد با جعلي بودن نامه منسوب به بسيج و ديگر اقدامات، به شكست انجاميد اما شواهد نشان از ادامه اين جوسازيها تا 22 خرداد توسط امثال اين سايت دارد.

يك منبع آگاه در وزارت علوم گفت: زهرا رهنورد از سال 65 تا 74 در مقطع دكتري تحصيل ميكرد در حالي كه در اين زمان مدرك فوق ليسانس نداشته است.
وي گفت: زهرا رهنورد از سال 69 شروع به تحصيل در مقطع فوق ليسانس در رشته علوم سياسي دانشگاه آزاد ميكند و همزمان در سال 70 در رشته هنر مقطع كارشناسي ارشد تحصيل خود را ادامه ميدهد.
وي با تأكيد بر اينكه زهرا رهنورد كارمند رسمي دانشگاه تهران بوده و در زمان تحصيل از مرخصي استفاده نكرده است كه اين برخلاف قانون است، افزود: ارتقاي استادياري به دانشياري و دانشياري به استادي زهرا رهنورد در دانشگاه تهران تأييد نشده است و وي تأييده ارتقاي خود را از وزارت علوم دريافت كرده است.
وي ادامه داد: زماني كه دانشگاه به مدارك تحصيلي مشكوك ميشود يا مغايرتي در آن ميبيند براي ارتقاي اساتيد پروندهها را به وزارت علوم ارسال ميكند، در جريان ارتقاي زهرا رهنورد نيز پرونده وي به هيئت مركزي وزارت علوم ارسال و توسط توفيقي وزير علوم وقت تأييد شده است.
وي با تأكيد بر اين كه هيچ دانشگاهي نميتواند مدعي شود كه دانشجو در آن زمان ميتوانسته بدون داشتن مدرك كارشناسي ارشد در مقطع دكترا ادامه تحصيل دهد، اظهار داشت: تحصيل دانشجو بدون داشتن مدرك كارشناسي ارشد در مقطع دكترا غيرقانوني است.
وي درباره مستندات پرونده تحصيلي زهرا رهنورد گفت: در حال حاضر مستندات پرونده تحصيلي زهرا رهنورد بر روي سايت وزارت علوم به نشاني www.msrt.ir قرار دارد، اسم اصلي زهرا رهنورد، زهره كاظمي است.
|
اکبر اعلمی، کاندیدای ریاست جمهوری، كه صلاحيتش كه برای نامزدی در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری از سوی شورای نگهبان مورد تاييد قرار نگرفت، در نامه ای سرگشاده به مقام رهبری اعتراض خود به اين اقدام شورای نگهبان را ابراز داشت، متن اين نامه به اين قرار است:
سلام علیکم
قال رسول الله: "انتم بنو آدم و آدم من تراب"!
در روایات اسلامی آمده است که “ابوتراب” یا پدر و دمساز خاك از زیباترین و محبوبترين القاب در نزد علی(ع) بوده است. در “مناقب” ابن شهر آشوب نیز نقل شده است که آن امام پس از آنکه زره گمشده خویش را در نزد یکی از یهودیان کوفه یافت حق خود از وی مطالبه کرد ،لیکن آن مرد از پس دادن آن به حضرت خودداری ورزید. ناگزیر ایندو اختلاف خویش را در نزد شریح قاضی مطرح کردند و چون امام دلیل و بیّنهای برای تصاحب زره خود نداشت لاجرم قاضی منصوب ایشان به نفع آن یهودی حکم صادر کرد.
همچنین در نهج البلاغه می خوانیم که امام معصوم (ع) حتی خویشتن را از تذکر و نصیحت دیگران بی نیاز نمی دانست و کشورداری بر مبنای کبرورزی و گرایش به پذیرش تملّق را مذمّت نموده و مردم را به بی پروا سخن گفتن توصیه میکرد و از آنان می خواست تا با مشارکت و نظردهی خویش خطاهای زمامداران را یادآور شوند. به بیان دیگر در حکومت علی (ع) منتقد بودن و سخن تلخ حق گفتن یک ارزش و اطاعت بیچون و چرا یک ضد ارزش به شمار می آمد.
از اینرو علی (ع) با مردمان میگفت: "بدان سان که رسم سخن گفتن با جبّاران تاریخ است با من سخن مگویید و آن چنان که از زورمندان دژخوی پروا میکنید از من فاصله مگیرید، به تصنّع با من نیامیزید و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی بگوئید مرا گران آید". به همین سبب به فرماندهان و کارگزاران خود نیز توصیه میفرمود تا مشاورینی برگزینند که سخن تلخ حق را با آنان در میان نهند.
نظر باینکه نه شما معصوم و والاتر از علی (ع) هستید و نه من عاصی و فروتر از آن یهودی و اعراب بدوی می باشم و هر دو عبد خدا و از جنس خاکبم و دیر یا زود به اصل خویش باز خواهیم گشت ،بدین سبب در وهله نخست در مطلع نامه ام شما و خود را بنده خدا خطاب کردم تا در نگارش این نامه مشفقانه دچار لکنت زبان و لغزش قلم نگردم و رسم سحن گفتن با زمامدار اسلامی را آنگونه که "ابوتراب" توصیه کرده است بجای آورم و در وهله دوم به عنوان یک شهروند صاحب حق در این نامه شکوه و دغدغه هایم را با شخصیتی در میان نهم که قدرت مطلقه را در کشورم در اختیار دارد ، زیرا بقول سعدی "دو چیز طیره عقل است ؛ دم فرو بستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی" و گمان می کنم که اگر در این فرصت هم واقعیات را با شما در میان نگذارم شاید روزی، روزگاری مورد شماتت تاریخ قرار گیرم که غایبان خود را هرگز نمی بخشد.
گمان می کنم که حضرتعالی نیز با حکایت خردمندان هفتگانه یونانی آشنائید، چنانکه منتسکیو می نویسد؛ از خردمندان مذکور پرسیدند که کاملترین حکومت ها کدام است؟ "سلن" مقنّن آتنی گفت: آنکه دشنام یکفرد در همه تاثیر کند. "بیاس" گفت؛ آنکه قانون بجای حاکم کار کند. "سالیس ملیوسی" فیلسوف گفت؛ حکومتی که برابری اموال در آن باشد. "پتیاگوس" گفت؛ آنکه درستکاران حکومت کنند نه شرّان. "گلئوبوس" گفت؛ آنکه قانون بجای خطیب نطق کند.
"سرمامدرس" از این سخنان اینگونه نتیجه گرفت؛ پس باید دانشمندان پارسا حکومت کنند!
نتیجه دیگری هم از سخنان خردمندان یونانی می توان گرفت و آن اینکه اگر در جامعه ای دانشمندان پارسا حکومت کنند، انتظار می رود که حاصلش کار کردن "قانون" بجای حاکم و نطق کردن آن بجای خطیب باشد. در این صورت دیگر قانون شکنان جایگاهی در حکومت قانون نخواهند داشت و در نتیجه عدالت نیز در آن جامعه حکفرما و تضییع حقوق یک فرد همه را متاثّر خواهد کرد، زیرا دانشمندان پارسا خود را فراتر از دیگر هم نوعان خود نمی پندارند و در چارچوب قانون و با در نظر گرفتن مصالح عمومی و احترام به خرد جمعی رفتار کرده و از اتّخاذ هرگونه تصمیم و روشی که بوی استبداد و خودخواهی دهد اجتناب می ورزند.
با نگاهی به اصول ؛1، 2، 3، 107، 109 و 111 قانون اساسی، متوجه نوعی شباهت و قرابت میان اهداف و مختصّات نظام سیاسی مورد نظر واضعان قانون اساسی با آرمانشهری می شویم که خصوصیات آنرا منتسکیو از زبان خردمندان یونانی توصیف کرده است.
این حقیقت زمانی آشکارتر می شود که در دیل اصل 107 قانون اساسی، قانونگذار تفاوتی میان رهبر و رهرو قائل نگشته و به صراحت بیان می دارد که "رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوی است" و در بند 14 اصل سوم نیز حاکمیت را به ايجاد امنيت قضايی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون ملزم می کند.
پرواضح است که امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوی عموم در برابر قانون، از یکسو در گرو برابری حقوق اجتماعی و شهروندی میان فرادستان و فرودستان است و اینکه هرکس متناسب با وظایف و اختیاراتی که داراست در برابر مردم مسئول و پاسخگو باشد و به بیان دیگر قدرت هرگز از عدالت نگسلد و در صورت گسستن ایندو از یکدیگر امکان استیضاح و محاکمه ارباب قدرت تا عالیترین سطوح آن میسّر گردد و از سو ی دیگر، قانون به عنوان مبیّن ضابطه مند مدیریت اجتماعی، مدیریت سیاسی کشور و تمشیت امور را تحت انضباط قانونی و اطمینان بخش خود قرار دهد و لاجرم هیچکس نتواند مصداق "هرکاری کند کس نخواهد خواستن از او حساب" واقع شود. شاید به همین سبب نیز معمار نظام جمهوری اسلامی ایران در وصف حکومت معهود خود به مردم نوید می دهند که "هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقيما در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است".
با این وصف قصد من از نگارش این نامه نه استیضاح که به اعتبار "المیسور لا یترک بالمعسور" تلاش هرچند کم ثمر برای استیفاء حقوق مخدوش شده یک ملت و نجات جمهوریت و ارزش های آن است:
براین اساس به عنوان یک حقوقدان و شهروندی که سهم بسیار ناچیزی هم در پیروزی و حفظ انقلاب داشته و سی سال سابقه خدمت به کشور و ملت ایران را در کارنامه خود داراست و با انتخاب مردم 8 سال در کسوت قانونگذار و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اوضاع داخلی و خارجی را بطور دقیق رصد کرده و کم و بیش با نقاط قوت و ضعف کشور و نابسامانی هائی که مردم ایران را رنج می دهد آشنا و از اشراف کامل نسبت به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است، در قالب این نامه سرگشاده آنچه شرط بلاغ است با شما در میان می گذارم:
الف- مقام محترم رهبری واقفند، آنچه مبداء انقلاب ما گردید معطوف به آزادی و جمهوریت بود تا مردم ایران در پرتو آن آگاهانه زندگی خود را رنگ و جلای اسلامی داده و از این طریق کرامت انسانی خود را بازیابند نه آن که بنام اسلام، آزادی و جمهوریت و کرامت خویش را به پای قرائت خاصی از دین قربانی کنند.
ارزش و جایگاه مفاهیمی چون آزادی و کرامت انسانی در نظام سیاسی موعود بحدی بود که نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل دوم این قانون "ایمان به آزادی توام با مسئوليت انسان در برابر خدا" را یکی از پایه های ایمانی نظام جمهوری اسلامی بیان و در اصل بعدی حاکمیت را با همه امکانات خود به محو هر گونه استبداد و خودكامگی و انحصارطلبی و تامين آزاديهای سياسی و اجتماعی ملزم ساختند!
در همین راستا حداقل اصول؛ 1، 3، 6، 9، 20، 56، 59 و 177 قانون اساسی بوضوح بر جمهوریت نظام تاکید می ورزد تا جائیکه اصل ششم مقرر می دارد در جمهوری اسلامی ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومی از راه انتخابات اداره شود.
سیاق مفاد اصول 9 و 56 همین قانون بیانگر این حقیقت است که اوّلا، اصالت با آزادی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود می باشد و اعمال ولایت مطلقه فقیه و ارکان تحت امر ایشان هم تنها در چارچوب حقوق و آزادی های بلامنازع و غیر قابل سلب مردم معتبر می باشد و لاغیر، لذا هيچكس مطلقا نمي تواند آزادی های مشروع و مصرّح در قانون اساسی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را از انسان سلب كرده و يا در خدمت منافع فرد يا گروهی خاص قرار دهد.
از آنجا که "التزام به شی، التزام به لوازم آن است"، عملی شدن اصول مذکور و تحقق جمهوریت و بویژه مفاد آمرانه و راهبردی دو اصل 6 و 56 قانون مزبور، در گرو تن دادن به لوازم و مقدّمات جمهوریت و ارزش های پذیرفته شده دموکراسی در قانون اساسی است.
در واقع مستفاد از اصل 56 قانون اساسی، قلمرو آزادی و حق حاکمیت مطلق انسان ها بر سرنوشت خود که از سوی خداوند به او تفویض شده لایتنهاهی است و با قدری اغماض و تسامح نسبت به اصل 177 این قانون، حتی می تواند ناظر به اصلاحات ساختاری و مناسبات حاکم بر نظام سیاسی مستقر و جایگزین کردن نظام دلخواه اکثریت نیز شود، تا چه رسد به تلاش مدنی برای انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی موجود جهت رهائی از وضع ناگوار کنونی و رسیدن به وضعیت دلخواه!
جنابعالی بهتر از راقم می دانید که بموجب آیه شریفه "انّ الله لا یغیّر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" هم خداوند مهندسی سرنوشت هرقومی را به اراده او واگذار کرده است، این مهم زمانی تحقق خواهد یافت که آن قوم و ملت قادر به ظهور و بروز اراده خود باشند و اگر صاحبان قدرت و ثروت در برابر این اراده مانعی ایجاد کنند، عمل آنان مصداق بارز "یصدّون عن سبیل الله" و بمنزله ایجاد سدّ در برابر اراده خداوند است!
شاید اشاره به این بخش از سخنان آیت الله خمینی که در 12 بهمن 1357 در بهشت زهرا ایراد شده و بیانگر احترام به اوج آزادی اراده یک ملت در تعیین سرنوشت خود و تغییرات دلخواهش می باشد، ما را از ادامه این بحث بی نیاز کند:
" ... فرض می كنيم كه اين سلطنت پهلوی، اول كه تاسيس شد به اختيار مردم بود ...، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند...، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه در صد سال پيش از اين، هشتاد سال پيش از اين بودند، مي توانند سرنوشت يك ملتی را كه بعدها وجود پيدا كنند، آنها تعيين بكنند؟ ... اين ملتی كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد، در اين زمان مي گويد كه ما نمی خواهيم اين سلطان را. وقتي كه اينها رای دادند به اينكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژيم سلطنتی را نمی خواهيم، سرنوشت اينها با خودشان است. اين هم يك راه است از براي اينكه سلطنت او باطل است."
بدون شک تغییر وضع موجود با هدف دستیابی به وضعیت مطلوب و دلخواه مردم، در بدو امر مستلزم این است که در یک انتخابات و یا همه پرسی امکان مستولی شدن اراده جمعی ملت ایران بر اراده قدرت قاهره و فائقه ای که بر کشور حکومت می کند مهیا شود و ملت ایران عملا بتوانند تغییرات و اصلاحات دلخواه خود را کم و بیش به منصه ظهور برسانند، این وضعیت زمانی رخ خواهد داد که مردم بجای ناگزیر شدن به انتخاب کاملا محدود و معطوف به سوگلی های حکومتی و عناصر دستچین شده موجود در سبد کوچک حاکمیت، آزادانه قادر به استفاده از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن در یک انتخابات کاملا آزاد و مدنی در دامنه ای به وسعت میان بدترین تا عالی ترین گزینه های موجود باشند و مآلا بتوانند با انتخاب مجریان و حاکمان دلخواه خود امکان اصلاحات و تغییرات حداکثری مورد نظر خویش را از طریق آنان فراهم سازند.
به بیان دیگر سلطه بلامنازع مردم بر سرنوشت خود و اداره مطلق امور کشور به اتکاء آرای عمومی و عملیاتی شدن اصول یاد شده که با آزادی های فطری و مشروع او در هم تنیده، مستلزم تحقق مقولاتی نظیر؛ برگزاری انتخابات آزاد از طریق تدارک بستر مناسب برای تظاهر اراده و انتخاب آزاد، استفاده آزاد از حق انتخاب، اجتناب از انحصاری کردن استفاده از حق حاکمیت ملت بر سرنوشتش از طریق تحدید حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن جانبدارانه به نفع افراد و گروههای خاص و تسلیم شدن حاکمان در برابر خروجی انتخاب و اراده جمعی است.
براین مبنا نظر باینکه انتخاب به معنی عینیت بخشیدن به خواست و اراده واقعی افراد و در اصل ششم مشخصا به مفهوم ابراز و اعلام تمایلات درونی برای اعمال حاکمیت و دخالت در اداره امور کشور است، لازم است که در پرتو تمهیدات به عمل آمده ،شهروندان قادر باشند طبق خواست و اراده خود در مقدّرات کشور و شیوه اداره آن نقش اصلی را ایفاء نمایند و در واقع خواست و اراده آنان منشاء اصلی شکل گیری قدرت و مهمترین عامل نظارت بر رفتار قدرت و در صورت لزوم مهار آن باشد.
به بیان دیگر انتخابات باید بدون دخالت و اعمال نفوذ هیات حاکمه بستر و سازو کاری برای تظاهر آزاد خواست و اراده واقعی افراد به منظور مشارکت در اداره کشور و در صورت لزوم زمینه سازی برای تحمیل خواست مردم به حاکمیت جهت جابجائی قدرت حتی تا سطح عالیترین مقام واقع در هرم مدیریت کشور نیز شود.
اصرار قانونگذار بر استفاده از واژه "باید" در اصل ششم بیانگر این واقعیت است که اداره امور کشور بدون اتکاء به آرای عمومی و از طریق تحمیل خواست هیات حاکمه به مردم، فاقد هرگونه اعتبار و مشروعیت بوده و به منزله گام نهادن در مسیری است که سرمنزل آن استبداد می باشد و به همین سبب نیز در این قانون ضمن الزام حکومت به بکارگیری همه امکانات خود برای "محو هر گونه استبداد، خودكامگي و انحصارطلبي" و "تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون"، بوضوح حاکمیت را موظف به بکارگیری همه امکانات خود برای "مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خويش" کرده است.
از طرفی انتخاب مطلوب از یکسو باید واجد دو عنصر آگاهی و اراده آزاد باشد و از سوی دیگر لازم است که گزینه های متفاوت متناسب با ذائقه مردم در معرض اراده انتخاب کننده واقع شوند تا امکان به حداکثر رسیدن مطلوبیت نهائی او فراهم گردد، در غیر اینصورت با فقدان هریک از عناصر و شرایط یاد شده، انتخاب جای خود را به اکراه و اجبار و انتصاب خواهد داد. بنابراین هرچه دایره انتخاب مردم محدودتر شود و یا با فشار روانی رسانه های حکومتی افکار مردم به سمت و سوی افراد دلخواه نهادهای قدرت هدایت گردد، میل به استبداد و انتصابی شدن قدرت نیز نمود بیشتری خواهد یافت.
ب- جناب آقای خامنه ای! انتخابات آزاد برای اعمال حاکمیت و اداره امور کشور جهت دسترسی آزاد به حقوق اجتماعی، زمانی تحقق خواهد یافت که فارغ از دخالت های جانبدارانه و تبعیص آمیز ارکان قدرت، همه شهروندانی که از اهلیّت لازم برخوردارند، قادر شوند تا "حق انتخاب کردن" و"حق انتخاب شدن" خود را که از مصادیق بدیهی حقوق اجتماعی است آزادانه و بدون تبعیض استیفاء نمایند. از همین رو قانونگذار در ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی به منظور تبیین و اجرای دو اصل 19 و 20 قانون اساسی، با بیان اینکه "حقوق اجتماعی" از حقوقی است که قانونگذار برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو آن منظور نموده و سلب آن به موجب قانون یا حکم دادگاه صالح می باشد، در جزء الف، "حق انتخاب شدن" در مجالس شورای اسلامی و خبرگان و عضویت در شورای نگهبان و انتخاب شدن به ریاست جمهوری را یکی از مصادیق "حقوق اجتماعی" معرفی کرده است.
براین اساس از دیدگاه قانونگذار، استفاده از همه مصادیق حقوق اجتماعی به شرحی که بیان شد، برای همه شهروندان ایرانی یک "حق طبیعی و قانونی" و مهیا کردن بستر مناسب برای استیفاء این حق توسط شهروندان، برای حکومت یک "وظیفه"، "تعهد و تکلیف قانونی" و "واجب عینی" است.
بنابراین محروم کردن هر یک از شهروندان واجد شرایط از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و یا ریاست جمهوری و نظایر آن مستلزم فقدان و یا از دست دادن اهلیت استفاده از چنین حقوقی است.
قهرا می پذیرید که در صورت "وجود مقتضی و مفقود بودن مانع"، محروم کردن افراد از نامزدی شرکت در انتخابات مختلف از حیث حقوقی نامشروع و به منزله محروم کردن واجدان شرایط از حقوق اجتماعی، "ممانعت از مشارکت فعال و موثر در تعیین سرنوشت اجتماعی، جلوگیری از حق انتخاب شغل دلخواه، مصداق بارز تبعیضات ناروای حاکمیت در ایجاد امکان اشتغال به کار و احراز مشاغل در شرایط برابر برای افراد، جلوگیری از "شركت فعال در رهبری كشور و افزايش مهارت و ابتكار"، مصداق بارز هتک حرمت و حیثیت اجتماعی اشخاصی که حرمت شرعی و قانونی دارند و در نتیجه تحمیل نوعی مجازات تکمیلی و "عقاب بلا بیان" و در نتیجه نقض آشکار اصول؛ 3 (جزء های 7، 8، 9 و 14) ، 6، 9، 36، 37، 39، 40، 43 (جزء 3) 56 و 115 قانون اساسی است.
مضاف براین مستفاد از اصول 91 و 99 قانون اساسی ،شورای نگهبان پاسدار قانون اساسی و ناظر و حافظ سلامت انتخابات مختلف از جمله ریاست جمهوری است. در واقع مسئولیت نظارت بر انتخابات از آنرو به شورای نگهبان واگذار شده است که این نهاد مساعی خود را بیطرفانه تنها صرف صیانت از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن افراد و جلوگیری از هرگونه ایراد خدشه و صدمه به حقوق مذکور نماید نه آنکه به بهانه نظارت استصوابی در مقام تزاحم و تقابل با حق انتخاب کردن و انتخاب شدن مردم ایران به تهدید، تحدید و تضییع حقوق اجتماعی آنان روی آورد!
بنابراین عدم رعایت این امر به منزله زیر پا نهادن همه اصولی است که ناظر به کرامت انسانی، آزادی و جمهوریت نظام می باشد و پیش از این به آن اشاره شد.
لذا ملاحظه می شود که قانونگذار به موجب اصل 22 قانون اساسی و ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی، تنها در دو مورد یعنی؛ "فقدان اهلیت قانونی" و "حکم دادگاه صالح"، محروم کردن شهروندان از حقوق اجتماعی و داوطلب شدن برای ورود به حریم قدرت (مجلس شورا، خبرگان رهبری، شورای نگهبان، ریاست جمهوری و...) را مجاز اعلام کرده است. به این اعتبار محرومیت از حق انتخاب شدن یا باید به موجب حکم دادگاه صالح باشد و یا اینکه قانون به صراحت مصادیق افراد فاقد شرایط لازم را بیان نماید و این در حالیست که طبق ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی حتی محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی هم، محکوم علیه را تنها تا زمانیکه اعاده حیثیت نشده از حقوق اجتماعی محروم می سازد و پس از انقضاء مدت تعیین شده متناسب با شدت و ضعف جرم ارتکابی که حداکثر تا هفت سال پس از اجرای حکم است، رفع اثر می گردد.
وانگهی محروم کردن افراد از حقوق اجتماعی خود با استناد به هر یک از دو مورد فوق الذکر، باید بصورت مدلّل و مستند و مبتنی بر دلایل و مدارک کافی باشد، از همین رو قانون مقرر می دارد که "كليه مراجع رسيدگي كننده صلاحيت داوطلبان در انتخابات مختلف موظفند صرفاً براساس مواد قانوني و براساس دلايل و مدارك معتبر كه توسط مراكز مسؤول قانونی به مراجع اجرائی و نظارتی ارسال شده است، به بررسي صلاحيت داوطلبان بپردازند و چنانچه صلاحيت داوطلبي را رد كردند بايدعلت رد صلاحیت را ...با ذكر مواد قانوني مورد استناد و دلائل مربوط به داوطلب ابلاغ نمايند."
ج- مقام محترم رهبری! با توجه به آنچه بیان شد؛ کیست که نداند مسئولیت اداره کشور و اعمال حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان موضوع دو اصل 6 و 65 قانون اساسی را قوای مجریه و مقننه و خبرگان رهبری منتخب مردم برعهده دارند؟ در این صورت منوط شدن انتخاب و گزینش اعضای این سه قوه و نهاد به اراده و خواست تعداد انگشت شماری از اعضای شورای 12 نفره ایکه بطور مستقیم و غیر مستقیم منصوب شماست و چیره و غالب شدن تصمیم این اقلیت بر اراده و تصمیم هفتاد میلیون نفر ملت ایران چه نسبتی با آزادی، جمهوریت، حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به شرح مذکور در اصول بیان شده دارد!؟
اگر برخوردهای قیم مابانه و تصمیم گیری کمتر از 12 نفر بجای 70 میلیون نفر و محدود کردن انتخاب یک ملت بزرگ به اراده و تصمیم شورای نگهبان و دستچین شدگان این نهاد، سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دادن آن نیست، چه معنا و مفهوم دیگری می تواند داشته باشد!؟
بر همین اساس هم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بدون توجه به مختصّات مورد نظر واضعان قانون اساسی، تراژدی تلخ و تکراری رسیدگی به صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات مزبور و اعلام اسامی واجدان شرایط به پایان رسید و همچون گذشته از میان صدها کاندیدای موجود تنها صلاحیت چهار نفر از اعضای دائمی کلکسیون قدرت به تائید کسانی رسید که هنوز صلاحیت خودشان در معرض داوری ملت قرار نگرفته است!
در این سناریوی از پیش طراحی شده، دستگاههای مسئول چنان تشجیع شده اند که حتی بخود اجازه ندادند تا بر اساس قوانین مورد تصویب نظام هم نمایش رسیدگی به صلاحیت ها را کامل به اجراء در آورده و رد صلاحیت و دلایل آنرا به داوطلبان محذوف اعلام نمایند!
تکرار این سناریو در موسم انتخابات مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری و سلب کردن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و آنرا بخدمت منافع کسانی در آوردن که از رانت حکومت به قدرت رسیده اند، چنان ملال آور و تاسف برانگیز شده است که دیگر کمتر کسی به انجام اصلاحات و آینده ای نوین دل می بندد و کسانی هم که در مراسم موسوم به انتخابات شرکت می کنند بعضا از روی اضطرار و اکل میته و با هدف پناه بردن به بد از بیم بدتر است، حال آنکه یک انتخابات واقعی و سرشار از امید به آینده بهتر و منطبق بر مختصات و مطالبات مورد اشاره، باید بنحوی تدارک دیده شود که اداره کشور به اتکاء آرای عمومی به مفهوم واقعی آن و به شرحی که در قانون اساسی آمده است تحقق یابد!
جنابعالی و همه کسانی که در طول 30 سال گذشته در مصدر امور قرار گرفته اند، فراموش نکرده اند که در ابتدای انقلاب با حداقل تجربیات مدیریتی و اجرائی این امکان را یافتند تا در مصدر امور قرار بگیرند. اما اکنون که 30 سال از انقلاب می گذرد شورای نگهبان منصوب شما بکمک ابزار ضد جمهوریت نظارت استصوابی، حتی افرادی را هم که از 30 سال تجربه و سابقه درخشان برخوردار و واجد شرایط و صلاحیت های مذکور در قانون خود تصویب کرده هستند، از امکان کاندیداتوری برای سمت های انتخابی محروم می کند! بدیهی است مادامیکه شورای نگهبان به عنوان قیم ملت با غربالی بنام نظارت استصوابی که منافذ مشبک آن روز به روز ریزتر از گذشته می شود، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ملت 70 میلیونی را به اعضای یک کلکسیون چند نفره محدود می نماید، جمهوریت نظام بیشتر به یک شیر بی یال و دم و اشکم شبیه است تا جمهوریت به عاریت گرفته از جوامع مدنی! به همین دلیل انتخابات ریاست جمهوری در ایران نه تنها در حد استانداردهای بین الملی نیست بلکه حتی با استانداردهای انتخاباتی کشورهائی نظیر پاکستان، زیمباوه و افغانستان هم قابل مقایسه نمی باشد!
اگر واقعا سرنوشت محتوم ملت ایران این است که همواره آزموده ها را بیازمایند و از میان یک ملت بزرگ 70 میلیون نفری، تنها سوگلی های دائمی قدرت که کارنامه درخشانی هم از خود برجای نگذاشته اند، استحقاق نامزدی ریاست جمهوری را دارا شوند باید به حال این ملت گریست!
مادامیکه که شورای نگهبان از طریق نظارت استصوابی خود حصاری به گرد جمهوریت و حکومت می کشد و برخلاف کشورهای دموکراتیک که گردش نخبگان در آن نامحدود است، گردش قدرت در یک جمعیت 70 میلیون نفری را صرفا محدود به نورچشمی های هیات حاکمه و آندسته از نخبگان ابزاری می کند که در 30 سال گذشته نوعا با رانت حکومت به قدرت و ثروت رسیده اند و وضع موجود نیز کم و بیش نتیجه عملکرد آنهاست، این پرسش برای امثال حقیر مطرح می شود که این روند چه نسبتی با جمهوریت و آزادی و اصول مورد اشاره قانون اساسی دارد و اساسا چه تفاوتی میان این شیوه از اداره کشور با حکومت هائی است که بصورت ملوک الطوایفی و یا الیگارشی اداره می شوند. اساسا آیا تمرکز بیش از 80 درصد قدرت و اختیارات کشور در دست یکفرد و ارکان منصوب وی در آینده نمی تواند زاینده استبداد باشد؟
جناب آقای خامنه ای! به شهادت اصول؛ 2، 3، 6، 9، 56 و 177 قانون اساسی، ارزش هائی نظیر؛ نفی هرگونه ستمگری و سلطه گری، محو هرگونه استبداد، خود کامگی و انحصار طلبی، رفع تبعیضات ناروا، تساوی عموم در برابر قانون، آزادی ،جمهوریت، احترام به کرامت والای انسانی، تمکین از حق حاکمیت انسان ها بر سرنوشت خود و اداره کشور به اتکاء آراء عمومی مهمترین مولّفه های مبانی نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. در اینصورت نهادی که با توسل به ابزار مهلک نظارت استصوابی خود عملا این سلسله از مبانی نظام را نادیده می گیرد آیا می تواند مرجع و خط کش معتبر و صالحی برای تشخیص اعتقاد و التزام عملی کاندیداها به مقولاتی مانند، نظام، مبانی نظام و قانون اساسی باشد؟
خود می دانید که قدرت کنونی شما مرهون جانبازی و جانفشانی کسانیست که از عزیزترین سرمایه های خود گذشتند و آنرا نثار کردند تا تمامیت ارضی و جمهوریت و اسلامی بودن نظام تضمین شود. فیلتری که شورای نگهبان منصوب شما ایجاد کرده است ،چنان تنگ است که حتی جانبازانی مانند دکتر رضا جلالی با 70 ماه حضور در جبهه و جانبازی بالای 70 درصد هم تنها بدلیل زبان سرخشان قادر به ورود به خانه ملت نمی شوند و چنان گشاد است که حتی بعضی از افراد زن باره و کسانی که آشکارا متصل به مافیای ثروت و قدرت نامشروعند براحتی از آن عبور می کنند!
پارادوکسی که بیش از هرچیز مرا رنج داده و متاسف می نماید این است که رسیدگی به صلاحیت ملت و رد صلاحیت فرزندان انقلاب با برچسب هائی مانند عدم اعتقاد و التزام به اسلام و مبانی آن، توسط گروه بسیار کوچکی صورت می گیرد که نه تنها هنوز صلاحیت و اعتقاد آنان به جمهوریت نظام در معرض قضاوت و تائید ملت قرار نگرفته است بلکه سرسلسله و دبیری آنرا فردی مانند جنتی بر عهده دارد که فرزندش حسین پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان برخاسته و باتهام محاربه با نظام و کشتار مردم، در درگيريهای 19 بهمن 60 بدست پاسداران کشته شد و عروسش فاطمه سروری نیز به خارج از کشور متواری و در آنجا به عنوان مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ادامه می دهد!
د- حضرت آقای خامنه ای! در سفر اخیرتان به کردستان در تبیین شاخص های مهم انتخاب صالح ترین رئیس جمهور خطاب به ملت توصیه فرمودید کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند. و در ادامه به مردم توصیه کردید که "دنبال حداکثر باشبد بهترین را انتخاب کنید" در شرایطی که نهاد تحت امر شما انتخاب مردم را به دایره تنگ منتصبین تحمیلی شورای نگهبان و انتخاب میان بد و بدتر محدود کرده است، انتخاب مردم بر اساس تشخیص خود و تامین نظر شما چگونه متصور است!؟
صرفنظر از دیدار شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما با جنابعالی، شنیده ام که حتی در ملاقات گروهی از قرماندهان سپاه و همچنین جناب آقای کروبی با شما در وصف حقیر هم اشاراتی داشته اید که ان شاء الله منطبق بر همان ویژگی هائی است که در کردستان بر رعایت آن تاکید ورزیده اید، مایلم بدانم که بجز ویژگی هائی نظیر انقیاد و اطاعت محض در برابر حضرتعالی و اتصال به دو منبع ثروت و قدرت، کاندیداهای تائید صلاحیت شده این دوره و دوره های پیشین چه برتری و امتیازی نسبت به داوطلبانی نظیر بنده داشته اند که آنها از سوی شورای نگهبان منصوب شما واجد شرایط تشخیص داده می شوند اما برخلاف قانون به دیگران حتی رد صلاحیت و دلایل آن هم ابلاغ نمی شود و مهمتر از آن مایلم بدانم که حقیر فاقد کدامیک از شاخص هائی است که در دیدار با مردم کردستان بیان کرده اید!؟
آیا در قاموس شورای نگهبان برخورداری نامزدهای ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس از ویژگی هائی نظیر؛ سواد و تحصیلات عالی، جسارت و آزادگی، استقلال و عدم سرسپردگی، ارزشگرائی و ساده زیستی و اکتفا کردن به حداقل های زندگی ،تجارب و سوابق انقلابی و مدیریتی ،مردمداری و نداشتن کوچکترین نقطه ضعف مالی و اخلاقی، پیشگامی در فسادستیزی و دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی و نیز اجتناب از حرامخواری، نشانه عدم صلاحیت اوست!؟
شاید تنها جرم امثال بنده این است که در دوران خدمت و خصوصا هشت سال نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی بجای سرسپردگی در برابر ارکان قدرت تنها سخنگوی مردم بوده ایم و سخنان فرو خورده آنانرا بر زبان جاری ساخته ایم و فقط برای آنان گریبان چاک داده ایم و اگر این است یقین بدانید تا زنده ام هرگز خفت سرفرود آوردن در برابر قدرت های زیاده خواه را بجان نخواهم خرید!
مقام رهبری خود نیک می دانند که "عدالت" مادر آزادی و انیس و گوهر اصلی دین الهی است و در واقع آنچه به جمهوری اسلامی ارزش می دهد، میزان پایبندی زمامداران و کارگزاران این حکومت به عدالت و آزادی است و اگر اسباب رنجش خاطر شما را فراهم نمی سازد باید به این واقعیت تلخ اشاره کنم که مهمترین تفاوت میان شما و قدیسان صدر اسلام که خود را ادامه دهنده راه آنها می دانید در این است که قدیسان مذکور و بسیاری از حواریون آنها نه تنها هرگز عدالت را به پای مصلحت ذبح نکردند بلکه خود را نیز شهید راه عدالت کردند تا عدالت با همه زیبائی هایش پابرجا بماند، اما در کمال تاسف مشاهده می شود که شورای نگهبان منصوب شما چنان بی پروا و تبعیض آمیز عمل می کند که بنظر می رسد در چالش میان عدالت و مصلحت ،همواره عدالت باید به پای مصلحت قربانی شود تا شاید از این طریق چند صباحی هم منافع و تمنیات بعضی از افراد و گروههای مورد نظر تامین شود!
قهرا مادامیکه اوضاع به همین منوال ادامه دارد و جمهوریت این چنین مورد تعرض واقع می شود نظام جمهوری اسلامی بسان کشتی بادبان شکسته و برگل نشسته ای است که بجای پیشروی در اقیانوس امید بتدریج در کام خودخواهی ها فرو می رود و دیری نخواهد پائید که دیگر اثر و نشانی از آن باقی نخواهد ماند و این یعنی ظلم ناروا در حق صدها هزار شهید و جانبازی که از جان خود گذشتند تا جمهوری اسلامی را در کنار ساحل امنی مستقر سازند.
جناب آقای خامنه ای مقام محترم رهبری! از آنجا که جنابعالی بر مسند ولایت مطلقه فقیه تکبه زده اید و قدرت لایتنهاهی در دستان شما متمرکز شده است، قهرا مسئولیت هرگونه انحراف شورای نگهبان از قانون اساسی و آرمان های نخست انقلاب و به مخاطره افتادن جمهوریت و اسلامی بودن نظام و ظلمی که این شورا در حق مردم روا می دارد متوجه شخص شماست و این امر می تواند در تنافر با برخی از شرایط و صفات رهبر به شرح مذکور در اصول 109 و 111 قانون اساسی قرار گیرد!
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
اکبر اعلمی
کاندیدای محذوف دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
با آنكه چند ساعت از حضور احمدينژاد به تبريز ميگذرد، اما همچنان خودروي وي در خيل عظيم استقبال كنندگان متوقف شده است.

به دنبال پر شدن ورزشگاه تختي تبريز، هواداران و مشتاقان ديدار با رئيس جمهور در پشت درهاي اين ورزشگاه تجمع كرده و در صدد راهي براي ورود با مكان سخنراني هستند.
هم اكنون تمام خيابانهاي منتهي به ورزشگاه مملو از جمعيت است و سراسر ورزشگاه و راههاي منتهي به آن در ميان جمعيت مشتاق و پرچمهاي غرور و عزت ايران و ايراني گم شده است.
استقبال كنندگان و حاميان احمدينژاد با شعارهاي «مالك اشتري، پيرو خط رهبري» ، « احمدي احمدي تو ياور رهبري»، «فقر، فساد و تبعيض احمدينژاد بپاخيز» و ... ورزشگاه را به لرزه درآوردهاند.
تا لحظه مخابره خبر هنوز خودرو حامل رئيس جمهور به دليل خيل استقبالكنندگان به ورزشگاه نرسيده است.
به نظر من نتیجه مناظره کروبی و رضایی به نفع آقای رضایی تمام شد و آقای کروبی عملا در این مناظره شکست خورد. برای این ادعا دلیل دارم.
-
اولا اینکه محسن رضایی بسیار منطقی و با برنامه حرفی میزد، کروبی فقط شعار میداد و هر جا کم میآورد یا میگفتن نظر منم همین است ولی شیوه فرق دارد و یا شعارهایش را تندتر میکرد تا بینندگان را از جریان اصلی دور کند.
-
دوما رضایی طرحهای عملگرایانهتر و عقلاییتری ارائه داد. کروبی بر صراحت لهجه و تیمش متکی بود ولی رضایی به خودش متکی بود و هر شعاریکه کروبی میداد را با یک طرح جامع و کارشناسی شده پاسخ میداد. به نظر من برای رئیس جمهور شدن تنها صراحت لهجه و خوب شعار دادن مهم نیست بلکه دید استراتژیک و کارشناسی هم مهم است.
به نظر من این دوتا باعث شد که کروبی ببازد. البته من میدانم الان جو انتخابات هیجانی و احساسی است و آقای رضایی که سهله، باراک اوباما هم بیاید جلوی کروبی و حرف منطقی و درست و حسابی بزند. بازهم طرفداران آقای کروبی میگویند کروبی برده. این به دلیل سوار شدن احساسات بر خرد این دوستان است و کلا هم این دوستان حرفهای رضایی را گوش نمیکردند بلکه دنبال سخنان کروبی بودند.
به نظر من تنها سخن درست و حسابی کروبی همان بحث اصلاح قانون اساسی بود. بقیه حرفهایش در برابر برنامههای رضایی عملا خنثی شدند.
مثلا کروبی بحث 70 هزارتومن رو پیش کشید، همینجا رضایی رکب زد و طرح صندوق توسعه ملی را مطرح کرد که پول نفت میرود آنجا، سپس با آن پول کار میشود، اشتغال زایی میشود، سرمایه گذاری میشود و بعد سودش به مردم داده میشود و این یعنی اینکه اصل پول حفظ میشود و مردم از میوه میخورند اما در طرح کروبی نفت را میدهند مردم و اصل پول از دست میرود و این باعث افزایش نقدینگی و متعاقبا افزایش مصرف میشود و چون دولت وابسته به نفت است، دولت هم دچار بجران میشود. پس عقلا و منطقا طرح رضایی بهتر است.
در مورد حقوق شهروندی هم کروبی فقط شعار میدهد و تکیه بروی شجاعت و … اینها دارد اما رضایی گفت که هم درس حقوق شهروندی را در آموزش و پرورش خواهد گنجاند، هم نیروهای دولتی، نظامی، اطلاعاتی و قضائی را آموزش خواهد داد و هم یک سازمان نظارتی برای پیگیری این موضوع تشکیل خواهد داد. درثانی او گفت که یک بسته قوانین مدافع حقوق شهروندی را با طرح به مجلس ارائه خواهد داد. این بهترین روش برای دفاع از حقوق شهروندی است. من عملا دیدم اینجا کروبی کم آورد و لحنش را تند کرد و رفت روی شعارهای رادیکالتر که قانون اساسی را عوض میکنم و … تا ذهن بیننده را ببرد جایی دیگر چراکه کروبی تنها میگوید قوانین فعلی را باید ئرست عمل کرد و فعلا تغییر ساختار خوب نیست. این چیز اشتباهی است. اتفاقا حقوق شهروندی نهادینه نمیشود الا با آموزش مردم و حکومت و ایجاد سازمانهای مدافع این حقوق و در اینجا فکر کنم رضایی پیروز جریان شد. و حالا ما چون اصلاح طلبیم نباید مخالفت کنیم که این حرفهای درست به حاشیه رود.
در مورد انتقاد پذیری هم کروبی قافیه را باخت چراکه طرح دولت سایه رضایی بهتر بود. رضایی گفت که میخواهد یک دولت سایه با محوریت منتقدان و نخبگان تشکیل دهد که در کنار دولت اصلی کار نظارتی و مشاورهای انجام دهد. همچنین او طرح دولت ائتلافی را پیش کشید که صد برابر از تیم خوبِ آقای کروبی بهتر است.
در نوشتارِ “کروبی یا موسوی، کدامیک دولت بهتری خواهند بست؟” کاملا توضیح دادم که کروبی یک دولت اصلاح طلبِ درجه 3 میتواند ببندد که حتی از دولت خاتمی هم میتواند ضعیفتر باشد. چراکه تیم 10 نفره او که اینهمه به آن مینازد، توانایی ورود به کابینه را نخواهند داشت و اعضای اعتماد ملی هم چنان برجسته نیستند که بدرد مدیریت کلان بخورند. اما طرح دولت ائتلافی رضایی میتواند طرح خوبی باشد و به نظر من بعد از موسوی، رضایی بهترین کابینه را میتواند ببندد.
مثلا تصور کنید، قالیباف بشود وزیر کشور، یا ولایتی وزیر خارجه و تکنوکراتهای چپ و راست بیایند داخل دولت این خیلی چیز خوبی است. اگر آقای رضایی نگاه جناحی را کنار بگذارد و یک دولت ائتلافی از ترکیب عملگرایان، اصلاح طلبان و اصولگرایان ایجاد کند. این مهم رخداد خوبی خواهد بود. و تا یک مدتی دعواهای حیدری نعمتی را فرو میخواباند.
یک حسن دیگر رضایی هم این بود که به مدیر سازی و جوانگرایی اشاره کرد و مثلا گفت جوانهای نسلهای دوم و سوم را میآورد در پستهای مهمی مانند فرمانداری و … تا یک سری جوان نخبه برای آینده کشور و حتی ریاست جمهوری پرورش یابند. اگر آقای رضایی گزینشی عمل نکند و جوانان تندروی اصولگرا را حاکم نکند اینهم طرح خوبی است. اتفاقا تا الان هیچ کس دنبال کادر سازی نرفته است و اکثر سیاستمداران ما سالخورده و پیر هستند و چون جایگزین ندارند، جایزگینشان از بسیج و سپاه میآید بیرون و برای همین کشور تندرو شده است. مگرنه اگر همین اصلاح طلبان مدیران جوان پرورش میدادند الان این مشکلات را نداشتند که با یک جابجایی تمام قد حذف شوند و آب از آب تکان نخورد و در بحث ریاست جمهوری مداوم بروند روی نامزدهای سالخورده و 71 ساله سرمایه گذاری کنند. این هم حرف خیلی خوبی بود که جای تقدیر دارد.
بحث وزارت ورزش هم خیلی خوب بود و در مورد اقتصاد هم رضایی طرحهای خوبی دارد.
حال اما کروبی یک حرفهای خوبی هم زد که به نظر من شایسته یک امتیاز هست و آن نظارت استصوابی، دانشجویان ستاره دار و طرح بیمه بود که اینها جزء محسنات کروبی بود.
اما بازهم میگویم رضایی پیروز این مناظره شد.
متاسفانه رضایی به دلیل سابقه نظامیگری و اصولگرایی نمیتواند اعتماد عمومی را بدست بیاورد و احتمال رای آوردنش پایین است اما اگر جلوی محمود هم همین رویه را در پیش بگیرد شاید دوم یا سوم شود و محمود چهارم. و رضایی نشان داد این همه مدت در مجمع تشخیص مصلحت زیر دست آقای هاشمی کار کرده است، واقعا تغییر کرده است.
لاکن با این حساب بنده یک سری دلایل متقن و عقلانی دارم که مرا وا میدارد از موسوی حمایت کنم، چشمم هم به مناظرهها نیست و رایم عوض نمیشود ولی اگر موسوی نبود شاید از رضایی و کروبی هر دو باهم حمایت میکردم چراکه این چیزی که امشب دیدم یک رضایی پخته شده و نخبه گرا بود نه بیکله و نظامی.
حالا تا مناظرههای بعدی منتظر میمانیم ببینیم بقیه چه میکنند.
روزی روزگاری پسری که برای ادامه تحصیلش دستفروشی میکرد روزی متوجه شد که
فقط یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده و شدیدا احساس گرسنگی میکرد تصمیم گرفت از
خانه ای تقاضای مقداری غذا کند درب خانه ای را زد دختر جوان و زیبایی در را باز کرد
پسرک او را که دید دستپاچه شد و بجای غذا یک لیوان آب درخواست کرد ، دختر که متوجه
گرسنگی شدید او شد بجای آب یک لیوان بزرگ شیر برایش آورد پسر به آهستگی شیر را
خورد و گفت:چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر پاسخ داد: نیکی ما به ازائی ندارد.
پسرک از صمیم قلب تشکر کرد و رفت...
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار پزشکان محلی که از درمان او عاجز بودند او را
برای معاجله به شهر فرستادند
دکتر هوارد کلی ، جهت بررسی وضعیت بیمار فراخوانده شد هنگامیکه متوجه شد بیمار
از چه شهری آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید و بلافاصله به اتاق عمل رفت و
در اولین نگاه او را شناخت و او را عمل کرد و تا روزها از او مداوای ویژه ای
میکرد تا دختر جوان حالش خوب شد آخرین روز بستری دخترک در بیمارستان بود
به درخواست دکتر هزینه درمان نزد خود دکتر برده شد و او گوشه صورتحساب
چیزی نوشت و آن را در پاکت گذاشت تا به دخترک بدهند ، دختر جوان که از
هزینه زیاد بیمارستان واهمه داشت سرانجام پاکت را باز کرد و چیزی که روی
صورتحساب نوشته شده بود او را شکه کرد و آهسته آن را خواند:
<<بهای این صورتحساب قبلا با یک لیوان شیر پرداخت شده است>>
12 شلیک به سوی رئیس جمهور
به گزارش سحریار، این برای این است که رئیس جمهور خودش گفت:سینههای خود را برای شمشیرها آماده کردهایم اما برای تسلیم هیهات منا الذلة
1- چرا پاسخ گو نیستید ؟
2- چرا تعامل مارا با دنیا به هم ریختید؟
3- چرا پول نفت را حرام کردید ؟
4- چرا سازمان برنامه را منحل کردید ؟
5- چرا انهدام فرهنگی؟
6- چرا عوامفریبی؟
7- چرا خریدن رای ؟
8- چرا قانون شکنی ؟
۹- چرا خفقان و سانسور ؟
۱۰ - چرا دروغ گویی ؟
۱۱- چرا انرژی هسته ای ؟
۱۲ - چرا تورم ؟
12 شلیک به سمت یک مرد :
۱- چرا پاسخ گو نیستید ؟ : آقای ....شما که گفتید دولت پاسخ گویی هستید ، پس چرا هر قدر بعضی سابقه دارها از شما پست و مقام و حقوق بالا و رانت اطلاعاتی و کارخانه و زمین و ماشین و موبایل و رانت تحصیل در خارج و مدرک و اعتبار و پارتی و معافیت و شغل و...می خواهند شما پاسخ نمی دهید ؟ آقای دکتر شما حتی به خودتان هم پاسخ نمی دهید ! نه خوابی . نه خوراکی . نه تشریفات و تجملاتی . نه زمینی . نه ماشینی . نه حقوق کلانی و نه بده و بستانی !
شما چرا به هیچ کدام ازین مزایای اصلی رئیس جمهور شدن پاسخ نمی دهید! فاجعه بار این است که شما چند میلیون نامه مردم را پاسخ داده اید ولی پاسخ ما و خودتان را نمی دهید ؟مگر شما آدم نیستید ؟ این چه جور پاسخ گویی ست ! چرا پاسخ گو نیستید ؟
۳- چرا تعامل مارا با دنیا به هم ریختید؟ : چرا بدون اجازه بزرگترهای دنیا وارد حیاط خلوت آمریکا شدید ؟چرا وارد کنفرانس محکوم کردن صهیونیست ها شدید ؟ از همه بدتر شما چرا وارد دلهای بسیاری از مسلمانان ، مسیحیان و حتی یهودیان دنیا شدید ؟
۳- حرام کردن پول نفت :چرا پول نفت را حرام کردید ؟ مگر پول نفت فقط برای ما ، باند ما ، حزب ما ، گروه ما ، فامیل ما ، تملق گویان ما ، پاچه خواران ما ، روزنامه داران ما و کارخانه داران ما و زمین خواران ما نبود؟ مگر نباید بقیه اش در حساب مبادا برای ما بماند ؟ چرا این همه پول را با وام یا دستی دستی برای راه و قطار و مترو و کشاورزی و آبرسانی و سد سازی و کارخانه ی فولاد و سیمان و... و خانه ی روستایی و بیمه کشاورزان و حقوق باز نشستگان و مدرسه و جاده و ورزشگاه و فرودگاه و دانشگاه و پژوهشگاه و کارگاه فراوری مواد غذایی و پارک علمی فن آوری و مراکز تجاری و هنرستان و بیمارستان و پل و کتابخانه و مسجد و تعاونی و بنگاه اقتصادی و مرکز علمی و موشک و ماهواره و هسته ای و هزار تا ازین حروم کاری های نا بخردانه و غیر اقتصادی دور ریختید ؟چرا حرامش کردید ؟مگر پول نفت ارث پدرانتان بود ؟
4- انهدام مرکز مدیریت نخبگان کشور : آقای ..... شما چرا سازمان برنامه را تغییر ساختار دادید و عملیاتی کردید وبعضی نخبه های خاص را بیرون ریختید ؟ مگر چه اشکالی داشت که از زمان تصویب یک طرح تا دادن اعتبارش 5 سال طول بکشد و از زمان کلنگ زنی تا افتتاحش 25 سال ؟
5- انهدام فرهنگی : آقای ..... شما فرهنگ کشور را منهدم کردید . مگر ازدواج نکردن و تبلیغ روابط آزاد چه اشکالی داشت ؟ مگر رمانهای دموکراتیک و رمانتیک و مجله ها و فیلم های سوپردولوکس و اعتراض به دفن مردگان (همان شهدای سابق) وپارتی و هیجان و مجالس شادی و مصرف هروئین و اکس و ...چه اشکالی داشت ؟ چرابودجه کلاس های قرآن را زیاد کردید ؟چرا ازدواج جوانان را تسهیل کردید و مسکن مهر ساختید ؟ چرا کانون فرهنگی زدید ؟ چرا راه جمکران را آسفالت کردید ؟ چرا مردم را به خرافه ای قدیمی به نام "امام زمان" دعوت کردید ؟ آیا این انهدام نیست ؟آیا با زنده شدن نام امام زمان و راه امام خمینی ما حق نداریم احساس فلاکت و نکبت و خواری کنیم ؟
6- عوامفریبی و تحجر : آقای ......شما چرا با زنان غربی دست ندادید که عزت کشور ما زیاد شود؟
چرا دعای فرج می خوانید ؟
چرا به جای مراسم گفتگوی تمدن ها به مراسم روضه حضرت زهرا می روید؟
اصلا چرا به جبهه رفتید ؟ می خواستید کدام عوام را فریب بدهید ؟چرا شهید نشدید ؟ چرا این قدر دم از حرمت شهدا و حضور خدا می زنید؟
چرا به جای این کارها دستمال سبز پخش نکردید؟
7- چرا خریدن رای : شما متهم هستید که با دادن چک پول و آش به مردم و پرستاران ودانشجویان و طلبه ها رای آنها را می خرید ! مردم به خاطر عدالت شما نیست که طرفدارتان شده اند ! چرا مثل ما پوستر چاپ نمی کنید ؟ چرا روزنامه نمی زنید؟ چرا به جای دادن این مبالغ ناچیز به عوام و گداها ، با مبالغ چیز چیز به خواص توجه نمی کنید ؟
چرا نمی دانید پاداشهای میلیونی و میلیاردی به خواص کاربرد بیشتری دارد ؟ چرا نمی فهمید چرب کردن بعضی زبانها آنها را چنان تقویت می کند که تا لحظه ی دیدار عزرائیل دست از دفاع از ما برنمی دارند ؟ شما که علم و سواد روز ندارید و راه رای آوردن را بلد نیستید ، چرا بی خودی ادعا می کنید ؟
چه جوابی برای دادن عیدی های کلان پنجاه هزار تومانی و صد هزار تومانی دارید ؟ شما که می دانید مملکت آنقدر پرستار ودانشجوی بد بخت دارد که با گرفتن پنجاه هزار تومان عیدی! به شما رای می دهند . چرا به گداها عیدی داده اید؟
8 – چرا قانون شکنی : آقای ........ شما قانون شکن ترین رئیس جمهور ایران هستید ! شما چرا همه ی قوانین بازی را شکستید ؟!
شما چرا نفهمیدید که قانون این است که کارخانه ها اول دولتی شوند و بعد اختصاصی !
شما چرا نفهمیدید که قانون برای تامین منافع حزبی و گروهی وشخصی ست نه ملی !
شما چرا نفهمیدید که قانون این است که هر کاری نتوانستیم بکنیم بگوییم" نگذاشتند" تا همه کاسه کوزه ها سر آن یک نفر شکسته شود و بعد مردم برای شعار "آزادی" با هم بجنگند و همدیگر را پاره پاره کنند!
شما چرا نفهمیدید که قانون این است که فقط ما حرف بزنیم و بقیه سر تکان بدهند ! شما کاری کردید که حالا دم مردم دراز شده و یک بچه 8 ساله هم به خودش جرات می دهد حرف بزند و حق ایرانی بودنش را از ما بخواهد ! دیگر چه قانو ن شکنی ازین بدتر !
شما چرا نفهمیدید که قانون این است که روستاها روز به روز ویرانه تر وشهرها روز به روز متراکم تر تا همه در هوای دود آلود خفه شوند ! وبرای گندم هم دستمان جلوی خارجی دراز باشد!
شما چرا نفهمیدید که قانون این است که به جای کار تبلیغ کنیم و به جای رسیدگی به حال مردم شعار آزادی بدهیم !
شما قانون شکنی را تا آنجا پیش بردید که حتی پسرتان هم خلاف قانون رفت سربازی ! شما نفهمیدید که قانون این است پسرهای آقایان قانون دان باید بروند فرنگ وتحصیل( حتی اگر زمان جنگ باشد )و وقتی برگشتند بشوند همه کاره و مدیر و نخبه و بقیه بشوند زیر دست و گدا!
شماهنوز هم قانون شکنید چون سعی داریدبا قانون هدف مند کردن یارانه ها قانون مهم "هر روز فقیر فقیرتر- غنی غنی تر" را بشکنید ! چرا ؟
شما خیلی از قانون ها را نفهمیدید و تعداد قانون شکنی هایتان خیلی زیاد است! شما نفهمیدید چون با ما نپریدیدو اگر می پریدید می فهمیدید ! شما چرا با روح قانون نپریدید ؟
۹- چرا خفقان ؟ چرا ۳۰ تا روزنامه و صد تا سایت هر روز دارند به شما توهین می کنند و شما خفقان بر قرار کرده اید ؟
۱۰ - چرا دروغ گویی ؟ شما گفتید که صد هزار تا پروژه و طرح ظرف همین چهار سال شروع شده که ۷۰ هزار تایش تمام شده . پس چرا در ۲۵ سال پادشاهی ما فقط ۱۰ هزار پروژه تمام شده بود ؟
۱۱- چرا انرژی هسته ای را گرفتید ؟ شما دوسال گفتید انرژی هسته ای حق مسلم ماست و دویدید و تعلیق را شکستید در حالی اصلا انرژی هسته ای تعلیق نشده بود! ما در تعامل کامل با جهان بودیم و هم انرژی هسته ای در تعلیق کامل نبود ! اصلا مگر چه اشکال داشت انرژی هسته ای وماهواره و درس فیزیک و آب و برق و گاز و تلفن و کلا هیچ چیز دیگری نداشتیم ؟ عوضش آزادی که بود !
۱۲- چرا تورم ؟ شما چرا نتوانستید تورم را مهارکنید در حالی که همه دنیا مهارش کرده اند ؟ چرا نتوانستید در حالی که ما خودمان قبل ازین با تورم ۵۰ درصد مهارش کرده بودیم ؟

در پی توزیع تعدادی سیبزمینی در کشور، احزاب، گروهها، شخصیتهای برجستهی کشوری و لشگری، نامزدهای انتخابات و همهی کسانی که به نحوی برای بیان کردن نظرات خود، تریبونی در اختیار دارند، به اظهار نظر پرداختند:
1- برخی از مدرسین حوزه و چند نفر از طلاب ضمن تعطیلی کلاسهای درس، با انتشار بیانیهای محکوم کردند: احمدینژاد باید توضیح بدهد که چرا این مخلوقات خدا به صورت رایگان در کشور توزیع شدهاست؟!
2- روزنامههای اصلاحطلب "بدون هماهنگی" تیتر زدند: نگرانی از وضع خطرناک سیبزمینی در کشور!!
3- روزنامههای اصولگرا هم "بدون هماهنگی" گفتند: دسته گل جدید مشایی!!
4- کارگزارن از قول یکی از شخصیتهای برجسته نوشت: فاجعهی کشاورزی در حوزهی سیبزمینی و انحراف 120 درصدی دولت نهم از برنامهی توسعهی سیبزمینی!!
5- جناب نخست وزیر پس از بیست سال سکوت، ضمن رونمایی از آخرین تابلوی خود با عنوان "سیبزمینی تنها" اعلام کرد: با توزیع کوپنی سیبزمینی میتوانستیم به سیبزمینیها اهمیت بیشتری بدهیم!!
6- اعتماد ملی از قول "شیخ اصلاحات" نوشت: حتی اگر شورای حکمیت هم اجازه ندهد، شخصاً در انتخابات شرکت خواهم کرد چرا که برای توزیع مناسب سیبزمینی برنامههای مدونی دارم!
7- حیاتنو از قول "دکتر" تیتر زد: فقط در کشاورزی آزاد که همه چیز آزاد است، این اتفاقها نمیافتد! همهی اینها ناشی از رویکرد فاشیسمی دولت نهم است که به خاطر حضور چماق به دستها در دولت احمدینژاد رخ میدهد! (به همراه لینک دانلود صدای کف و سوت!!)
8- تعدادی از اقتصاددانان، در نامهای سرگشاده پرده از حقایق سیبزمینی در زمان دولت نهم برداشتند!
9- فراکسیون اقلیت مجلس با همراهی تعدادی از اعضای فراکسیون اکثریت این مسأله را توهین به ملت شریف ایران دانسته و خواستار استیضاح وزیر کشور، وزیر کشاورزی، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، وزیر راه و وزیر رفاه شدند!
10- تعدادی از افراد گمنام، بدون نام و نشان(!)، در وبلاگهای پربیننده مردم را از این فاجعهی بزرگ آگاه نموده و همه را دعوت به مبارزه علیه رژیم دیکتاتور کردند!
11- تلویزیونهای اون ور آبی با به تصویر کشیدن انواع و اقسام صحنههای رقتبار پختن و سرخکردن سیبزمینی به همراه شماره حساب شبکهی خود، سعی کردند در راستای اهداف بشردوستانه به ایران کمک کنند!!
12- سازمان دیدهبان حقوق بشر اروپا، به سرعت این خبر را منتشر کرد و ضمن اعلام این مطلب که از ابتدای انقلاب ایران تا امروز (حدود سی سال) حقوق سیبزمینیها به رسمیت شناخته نشده است، از برندهی جایزه نوبل خواست تا پیگیر موضوع شود!
13- جمعیت دفاع از تساوی حقوق زنان در بیانیهی خود تشریح کرد: چرا در توزیع سیبزمینی، حقوق سیبزمینیهای نر و ماده رعایت نشده است؟! و دولت احمدینژاد را مسؤول این عدم تساوی میدانست.
14- سایت "تابنده" که متعلق به اقای "دکتر" است، نوشت که احمدینژاد با تصور مدیریت شهرداری رئیس جمهور شده است و توان کنترل سیبزمینیها را ندارد! مضافاً بر اینکه در زمان جنگ، شخص آقای "دکتر" که البته قبلاً "فرمانده" بودند مدیریت سیبزمینیهای ایران را به عهده داشته و در این زمینه کارنامهی موفقی داشته است! (مثل واردات "س" و"م")
15- دیگری به نقل از نفر اول تیم مذاکرهی هستهای ایران در دولت هشتم، توزیع میلیونها سیبزمینی بزرگ و کوچک در لبنان و فلسطین را به ضرر پروندهی هستهای دانست و اضافه کرد: باز هم سیاستهای غلط احمدینژاد باعث تحریم سیبزمینیهای ایرانی شد!
16- روزنامهی اعتماد این حادثه را پیش درآمد از بین رفتن کشاورزی براثر سوء مدیریت در مسائل کشاورزی و انرژی دانست!
17- شهروند امروز آن را سکولار نمودن جامعه توسط شخص احمدینژاد پنداشت!
18- تعدادی از افراد از همه جا بیخبر در میدان هفت تیر جمع شدند و برای حمایت از سیبزمینی شعار دادند!
19- یکی از شخصیتهای بزرگ با اشاره به فواید سیبزمینی و اینکه سیبزمینی حقیقتاً غذای خوبی است، دولت نهم را به خاطر زیرسوال بردن ارزش سیبزمینی در مقابل کباب به باد انتقاد گرفت!!
20- دکتر "مخالفی" نماینده مردم تهران در مجلس در نامهای سرگشاده به احمدینژاد نوشت: "من در هر صورت با سیبزمینی یا بیسیبزمینی مخالفم!"
21- سردار شهردار خلبان "دکتر" در افتتاح یکی از بزرگراههای تهران به خبرنگاران گفت: اساساً مونوریل به درد ایران نمیخورد و سیبزمینیهای توزیع شده کاملاً صحت این کار کارشناسی را تأیید میکنند!!
22- سرپرست حجاج ایرانی، ضمن انتقاد از عملکرد دولت در شکستهشدن قدرت اقتصادی معبد آمون در شهرری و ابلاغ نفرین خدایگان، از رئیس سازمان میراث فرهنگی خواست تا از سیبزمینیها در انتصاب مسوولین مربوطه استفاده کند!!
23- ...
و مردم در این ماجرا فقط نظارهگر حقیقت و واقعیت بودند!
سربلند باشید

محمود احمدينژاد گفت: در دوره اي تنها روزنامه منتقد دولت را هم تحمل نمي كردند و نخست وزير مي گفت اگر نقدها را تعطيل نكنيد، برخورد مي كنم.اما ما 4 سال است تهمت ها و دروغ هاي صدها سايت و روزنامه را تحمل كرده ايم.
محمود احمدينژاد رئيس جمهور امروز يكشنبه با حضور در برنامه كارشناسي شبكه خبر در پاسخ به سوالي درباره اشتغال و كنترل تورم گفت: تورم به معناي رشد قيمتها بدون رشد درآمد جامعه به همان نسبت است و درواقع آن رشد قيمتي منفي است كه قدرت خريد را كاهش دهد و منجر به فاصله طبقاتي شود و نارضايتي اجتماعي و بيعدالتي ايجاد كند.
وي يكي از علل تورم را معيوب بودن برخي ساختارها دانست و افزود: وقتي ساختارها معيوب باشند مصرف انرژي و استفاده از نيروي كار درست انجام نميشود و اين مشكل ساختاري اقتصاد ملي را دچار مشكل ميكند.
احمدينژاد بدهي دولتها به بانك مركزي را نيز يكي از علل ايجاد تورم دانست و اظهار داشت: از سال 58 تا آخر دولت هشتم همواره استقراض دولت از بانك مركزي وجود داشته و اين به معناي ريختن پول در جامعه و بالا رفتن قيمتها بود. و در همين راستا ميزان بدهي دولت تا پايان دولت هشتم به بانك مركزي 11 هزار ميليارد تومان بود و در همه دولتها نيز افزايش داشت و تنها در اين دولت اين بدهيها كاهش يافت و تازه ما 7 تومان سال 60 را همان 7 تومان حساب كرديم درحالي كه الان آن رقم بايد چند برابر محاسبه شود اما در عين حال بدهي اين دولت به بانك مركزي نسبت به دولتهاي قبل كاهش داشته است.
وي عملكرد بانكها در تزريق منابع به جامعه را يكي ديگر از عوامل تورم دانست و با اشاره به اصلاحات ساختاري دولت نهم در زمينههاي اقتصادي اظهار داشت: دولت نهم اصلاحات ساختاري را در 7 بخش از جمله بانكها، بيمه، بهرهوري، نظام توزيع و مالياتها آغاز كرد و لوايح آن نيز آماده ارائه است و ضوابط بانكها نيز منظم شده و لايحهاي نيز در اين زمينه به مجلس ميرود.
احمدينژاد با اشاره به روند رو به كاهش تورم در دولت نهم نسبت به سالهاي گذشته اظهار داشت: از سال 60 در يك دوره 4 ساله متوسط نرخ تورم 18.9 درصد بوده و از سال 63 تا 67 نيز متوسط نرخ تورم به 20 درصد رسيد؛ از سال 68 تا 72، نرخ تورم 17.6 و از سال 72 تا 76 نرخ تورم 32.9 درصد بود ضمن اينكه در يك سال نرخ تورم به 49.5 رسيد.
وي افزود: در دولت بعد نيز متوسط نرخ تورم 17 درصد و در 4 سال دوم دولت قبل نيز متوسط نرخ تورم 17.5 بود كه در 4 سال دولت نهم به 16.6 رسيد درحالي كه در اين دولت علاوه بر بالا رفتن قيمت جهاني، مسئله بنزين نيز بوجود آمده بود كه پيشبيني تورم بالايي براي آن ميكردند.
احمدينژاد با تاكيد بر فعاليت همه جانبه براي ايجاد اشتغال و كاهش نرخ بيكاري، نرخ سرمايهگذاري در بنگاههاي بزرگ را در دولت نهم روزافزون دانست و اظهار داشت: سرمايهگذاري در صنايع بزرگ تا پيش از اين دولت 11 هزار ميليارد بود كه در دولت نهم به 50 هزار ميليارد رسيد يعني بيش از 4.6 برابر رشد داشت و در ابتداي دولت نهم 3 ميليون نفر بيكار بودند كه يك فاجعه بود كه اكنون تعداد آنها به 2ميليون و 200 هزار نفر رسيده است.
رئيس جمهور با اشاره به فعال شدن بنگاههاي كوچك در دولت نهم گفت: در صنايع بزرگ براي اشتغالزايي براي يك نفر حداقل 300 ميليون تومان سرمايهگذاري لازم است كه اين سرمايهگذاري در بنگاههاي كوچك به 15 تا 25 ميليون تومان ميرسد و در حقيقت بنگاههاي زودبازده حلقههاي كوچك بنگاههاي بزرگ هستند كه زودتر به نتيجه ميرسند كه نشان داده شد كه در دو سال و نيم با اين روش و البته در كنار بنگاههاي بزرگ 800 هزار شغل جديد ايجاد شد و نرخ بيكاري دو درصد كاهش يافت و البته با موانعي هم مواجه شد چرا كه ديديم هركار خوب با هجوم و اطلاعات غلط مواجه ميشود.
احمدينژاد جذب سرمايهگذاري خارجي در دولت نهم را به نسبت مدت مشابه در دولت قبل سه برابر دانست و گفت: اگر اين سرمايهها در صنايع مختلف وارد توليد و بهرهبرداري شود، در فضاي اشتغال جهشي ايجاد خواهد شد؛ در كشاورزي نيز ظرفيت بالايي داريم و عليرغم آنكه ميگفتند ارقام پيشبيني شده در قانون برنامه درباره كشاورزي غيرواقعي است اما در اين دولت بيشتر از ارقام پيشبيني شده در زمينه كشاورزي كار انجام شده است.
احمدينژاد در پاسخ به سوالي درباره مفاسد اقتصادي اظهار داشت: بخشي از مفاسد اقتصادي از ساختارها نشأت ميگيرد و به همين دليل بايد آئيننامهها، ضوابط و امتيازات ويژه اصلاح شود تا يك فرد نتواند با يك مجوز، به راحتي ميلياردر شود كه تقريبا اين كار به طور كامل در اين دولت انجام شد. اما يك بخش ديگر از مفاسد اقتصادي مربوط به ارتباطات خارج از دولت است يعني به عنوان نمونه فردي از منابع عمومي استفاده ميكند اما آنرا در بخش درست مورد استفاده قرار نميدهد و ديديم كه افرادي براي ساخت كارخانه وام گرفتند اما آن پول را به بازار مسكن تزريق كردند و اكنون هم پول را پس نميدهند چون دستشان در دست قدرتمندان است و وقتي بانك از آنها ميخواهد كه پول را پس بياورند دهها نفر زنگ ميزنند و بانك را تهديد ميكنند و اين نشان ميدهد كه مفاسد اقتصادي در خارج از دولت تحت حمايت بخشي از مراكز قدرت شكل ميگيرد.
وي ادامه داد: در زمان جنگ كه مردم كوپني زندگي ميكردند، افرادي به وسيله ارتباطات خود، درحالي كه دلار 150 تومان بود، دلار 7 توماني ميگرفتند و به جاي ايجاد اشتغال و استفاده درست از آن، براي خود ثروت جمع ميكردند و همين منجر به فساد ميشود، و يا اينكه اجازه ميدادند يك نفر به صورت انحصاري جنسي را وارد كند و بعد هم آنرا بصورت كوپني به مردم ميدادند و اين فرد با اين مجوز كه به واسطه ارتباطات بدست آورده بود براحتي ميليونر ميشد و يا اينكه خريدهاي دولتي را به افرادي ميسپردند كه براي خود پورسانت جمع ميكرد كه البته بعدها قانوني در مجلس در اين زمينه تصويب شد تا از آن جلوگيري شود.
احمدينژاد مبارزه با مفاسد را كاري دشوار دانست و اظهار داشت: در خارج از دولت آدمهاي درشتي در اين زمينه ايجاد مفاسد فعال هستند كه هنوز درباره آنها چيزي نگفتم و نگفتهام كه اينها چه كساني هستند و چه چيزهايي حتي به خود من گفتهاند.
وي تاكيد كرد: بايد در ساحت عمومي كشور ريشههاي مفاسد را خشك كنيم و اميدواريم كه مجلس و قوه قضائيه نيز در اين زمينه همكاري كنند.
اين كانديداي انتخابات رياست جمهوري در پاسخ به سوالي درباره برنامههاي وي در زمينه جوانان و بانوان، اين دو قشر را قشري بسيار مهم و اصيل دانست و گفت: زنان كانون جوشش محبت و جوانان سرمايه آينده يك ملت هستند و جهت نگاه دولت نهم همواره تقويت نظام خانواده و ازدواج بوده است.
وي با تاكيد اينكه براي تحكيم مباني خانواده و جوانان در برنامه چهارم توسعه كار خاصي مدنظر نبود اظهار داشت: ما در برنامه پنجم توسعه در اين زمينه بطور مفصل كار كرديم و در برنامه پنجم در مسائل اجتماعي، موضوعاتي از جمله ازدواج، اشتغال و مسكن جوانان و ارتقاء منزلت زنان در جامعه و حل مشكلات آنان پيشبيني شد.
رئيس جمهور به برخي از دستاوردهاي دولت نهم در زمينه زنان و جوانان اشاره كرد و گفت: ظرفيت تحصيلات تكميلي در دولت نهم 70 درصد افزايش يافت و امكانات ورزشي نيز دو برابر شد و فرصتهايي از جمله صندوق مهر امام رضا(ع) و مسكن مهر راهاندازي شد كه در زمينه مسكن مهر از تابستان امسال منابع سرازير خواهد شد و به صورت يكجا ظرف 10 يا 12 ماه يك ميليون مسكن توليد خواهد شد.
وي با اشاره به بيمه زنان خانهدار و يكسان كردن ديه بيمه زن و مرد خاطرنشان كرد: امروز در بالاترين مراكز علمي پژوهشي و دانشگاهي شاهد حضور فعال زنان در عرصههاي مختلف هستيم.
مجري اين برنامه نظر احمدينژاد را درباره نوع اطلاع از نظرات مردم و ميزان آزادي رسانهها براي نقد دولت جويا شد كه وي پاسخ داد: نقد لازمه زندگي و پيشرفت است اما نبايد انحصاري باشد بلكه نظارت عمومي سلامت و پيشرفت را تضمين خواهد كرد و مرز آزادي و نقد بايد منافع ملي و حقوق مردم باشد.
وي افزود: ما از نقد استقبال ميكنيم اما معتقدم واژه نقد هم مثل واژه آزادي قرباني شد؛ 24 سال دولت در دست يك گروه بود و علاوه بر آن زمان، اكنون هم آنها با هم هستند؛ در آن زمانها دريچه نقد به طور كامل بسته بود؛ در زمان جنگ يك روزنامه منتقد بود و فقط هفتهاي يكي دو بار با استفاده از همان آماري كه خود دولت ارائه ميداد، نقد اقتصادي مينوشت، اما همان را هم تحمل نميكردند و شعار مرگ بر آن روزنامه ميگفتند و حتي نخستوزير وقت هشدار ميداد كه اگر تعطيل نكنيد برخورد ميكنم.
احمدينژاد ادامه داد: در 8 سال بعد از آن نيز دولت عليه يك روزنامه منتقد مدام فعاليت ميكرد و حتي رئيس دولت از تريبونهاي مختلف آن يك روزنامه را تحت فشار قرار ميداد. در 8 سال سوم نيز كوچكترين نقد، با هجوم سنگين مواجه ميشد و حتي يادم هست كه در دانشگاه خودمان يك استاد يك نقد كوچك منتشر كرد اما آنچنان به او حمله كردند و گفتند تو ضد دوم خرداد و ضد دولت و ضد رئيس جمهور هستي و پيام را دريافت نكردهاي.
رئيس جمهور تصريح كرد: اما در اين 4 سال در مقابل هجمه بسيار سنگين، عكسالعمل نشان نداديم و 4 سال است كه بيش از 20 روزنامه و صدها سايت و تريبون حرفهاي ناروا و تهمت و دروغ منتشر ميكنند. اما ما آنها را در راستاي پيشرفت كشور تحمل كرديم و جالب است آن كساني كه آن سه دوره 8 ساله را اداره كردند حالا ميگويند اين دولت از مسير منحرف شده است درحالي كه ما در هر شاخص چند برابر آنها كار كرديم.
وي تصريح كرد: به حول قوه الهي و به مدد امام زمان و ايستادگي رهبري عزيز و ملت ايران ما در سياست خارجي اكنون در اوج هستيم اما آنها ميگويند بايد به گذشته برگرديم و با آنكه 24 سال كارها در دست آنها بود و اكنون مردم فرد ديگري را انتخاب كردند، باز هم ميخواهند با تهمت و فحش كارها را به گذشته برگردانند و حتي وقتي ميگوئيم نقد خود را ارائه دهيد، حرفي براي گفتن ندارند و فقط ديگران را متهم ميكنند و اين به معناي سوء استفاده از نقد و آزادي است؛ البته تحمل من بالاست و قبل از اين هم گفتم كه آنها را بخشيدهام اما اگر لازم شود بخاطر دفاع از حقوق ملت مجبور خواهم شد كه بگويم در اين سه دوره 8 ساله چه اتفاقاتي افتاده است و پرونده آنها را باز كنم كه اميدوارم اين كار لازم نشود.
وي تصريح كرد: ما درباره حرفهايي كه ميزنيم سند داريم و هرچه كه ميگوئيم با آدرس روي زمين نشان ميدهيم و آنها هم بايد براي حرفهايشان سند ارائه دهند؛ ما كه دعوا نداريم ما ميگوئيم بايد منطقي گفتگو كرد و به ملت هم كه ايمان داريم و همه بايد در برابر انتخاب ملت تسليم شويم؛ يك بار بعد از 24 سال مردم فردي غير از آنها را انتخاب كردند اما آنها ميگويند ملت منحرف شده است درحالي كه بايد بگذارند عدهاي غير از آنها هم كشور را اداره كنند.
احمدينژاد پيشرفت كشور را نيازمند همدلي دانست و خاطرنشان كرد: من خدمتگذار ملت هستم و براي كار در جهت خدمت به مردم خدا شاهد است كه حتي يك روز را هم از دست ندادهايم.
تعدادي از فرماندهان و مسوولان اسبق سپاه پاسداران با امضاي طوماري حمايت خود را از مهندس موسوي اعلام کردند.
تعدادی از فرماندهان ومسولان اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که در ميان آنها چهره هايي از جمله خانم مرضيه دباغ، عباس دوزدوزاني، حسن عابدي جعفري، سيدرضا اکرمي نيز وجود دارند، در حال تهيه طوماري به حمايت از مهندس ميرحسين موسوي هستند.
متن اين طورمار به شرح زير است:
«« با سلام و درود بيکران به بنيانگذار جمهوري اسلامي و معمار تجديد بناي تفکر ديني در جهان، حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه
و سلام و درود به رهبر معظم انقلاب اسلامي
و سلام و درود بر محلاتي ها و کلاهدوزها و همت ها و باکري ها و جهان آراها و بروجردي ها و باقري ها و خرازي ها و افشرديها و زين الدين ها و کاظمي ها و همه راست قامتان هميشه جاويد تاريخ که چونان سرو سرافرازي در برابر هجوم بيگانگان ايستادند و جان شيرين را هديه به دين و ميهن و مردمشان کردند تا ننگ ذلت در برابر بيگانگان و دشمنان را زير پاهاي استوارشان له کرده باشند.
و سلام و درود بر ملت بزرگ ايران که با حمايت هاي خالصانه و بيدريغ شان 8 سال دفاع مقدس را ياري کرده و سخاوتمندانه از بذل هر گونه کمکي براي رهايي از کيد دشمنان قسم خورده و بيرحم دريغ نورزيدند.
اين ملت شريف و کم نظير که هيچگاه رشادت هاي فرزندان غيور خود در طول سالهاي دفاع مقدس را فراموش نکرده است، بدون شک نقش با اهميت وتعيين کننده مديريت جامع کشور را که با دستان خالي ولي با تمام توان پنجه در پنجه همه مشکلات در انداخته بود را نيز از ياد نبرده است.
ملت بزرگ ايران نيک مي داند:
_ در زماني که ايران سربلند، درگير جنگي نابرابر بوده و هيچ پناهي در اين جهان وانفسا جز خداي مهربان و ملت ايثارگر خود نداشته و در مقابل، قدرت هاي برتر دنيا با تمام تکنولوژي خود، پشت دشمن خونخوار و سفاک بعثي صف کشيده بودند و هيچ کشوري حاضر به ياري ما حتي به زبان نبوده اند،
_ در زماني که نفت ما را به کمترين قيمت مي خريدند و تمامي بنادر و آبهاي ما نيز آنچنان نا امن بوده تا همان نفت ارزان را هم نتوانيم صادر نماييم،
_ در زماني که ذخيره ارزي کشور ما بيشتر از 10 ميليارد دلار نبوده است،
_ در زماني که اجماع جهاني با قلدريهاي استکبار جهاني عليه کشور ما بوده است،
_ در زماني که کشور ما براي دفاع از خود شديدا به تجهيزات نظامي و قطعات يدکي براي هواپيماهاي جنگي خود نيازمند بوده اما به دليل محاصره شديد اقتصادي توسط امريکا و اذنابش قادر به تامين آنها نبود و در مقابل، دشمن بعثي تا بن دندان توسط بيگانگان تدارک مي شده است.
و در يک کلام:
در زماني که کشور ما در عين اينکه با بحران مديريت نيز مواجه بوده است، مردي از جنس همان مردم شريف، در مصدر رياست دولت جمهوري اسلامي ايران، طول 8 سال دفاع مقدس آنچنان اين بحران را مديريت نمود که سرانجام کار اين جنگ نابرابر، نتيجه اي جز پيروزي و سربلندي براي اين ملت و خفت و سرافکندگي براي دشمن بعثي و حاميان وي نداشته است.
از طرفي:
_ در زماني که قدرت موشکي ايران تا اين حد پيشرفت نکرده بود،
_ در زماني که رژيم غاصب صهيونيستي در جنگ 33 روزه با يک گروه کوچک اما مصمم و با ايمان شکست نخورده بود،
_ در زماني که رژيم غاصب صهيونيستي در جنگ 22 روزه با فلسطينيان پابرهنه، مفتضحانه تن به شکست نداده بود،
_ در زماني که رژيم غاصب صهيونيستي با اتکاء به حمايت هاي سخت افزاري و سياسي امريکاي جهانخوار، سرمست از پيروزيهاي خود بر مردم بي دفاع فلسطين بوده است،
_ در زماني که از ترس حمايت هاي بي چون و چراي آمريکا از رژيم صهيونيستي، هيچکس را ياراي مخالفت با اين رژيم غاصب نبود،
دولت جمهوري اسلامي ايران به مديريت ميرحسين موسوي آشکارا و شجاعانه از هر موقعيتي براي افشاي چهره جنايتکار اين رژيم سفاک دريغ نمي کرد.
اينک اين مدير شجاع و موفق و در عين حال عاقل و کارآمد، که يکبار امتحانش را خوب داده است با کوله باري از تجربه و دانش به ميدان آمده است؛ تا ما چه کنيم.
بنابراين ما امضاء کنندگان زير فرماندهان و مسؤولين سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که از نزديک مديريت مدبرانه، عاقلانه و شجاعانه مهندس موسوي را شاهد بوده ايم، اعتلاي کشور عزيز و پيشرفت آن را در همه زمينه ها و مصونيت کشور از سقوط ناشي از سوء مديريت ها را تنها در سايه مديريت ايشان مي دانيم و در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي، با کمال افتخار به اين مرد توانا راي خواهيم داد.
پيش به سوي ايراني آباد، مستقل و پيشرفته »»
My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment
مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
She cooked for students & teachers to support the family
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me
یك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره
I was so embarrassed. How could she do this to me
خیلی خجالت كشیدم. آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟
I ignored her, threw her a hateful look and ran out
به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم و فورا از اونجا دور شدم
The next day at school one of my classmates said, EEEE, your mom only has one eye
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یك چشم داره!
I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم.
كاش زمین دهن وا میكرد و منو ، كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد
So I confronted her that day and said
If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die
روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟!!!
My mom did not respond
اون هیچ جوابی نداد....
I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم، چون خیلی عصبانی بودم.
I was oblivious to her feelings
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
I wanted out of that house, and have nothing to do with her
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم
So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
Then, I got married, I bought a house of my own, I had kids of my own
اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی
I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم
Then one day, my mother came to visit me
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من
She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو
When she stood by the door, my children laughed at her
and I yelled at her for coming over uninvited
وقتی ایستاده بود دم در، بچه ها به اون خندیدند
و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا اونم بی خبر
I screamed at her, How dare you come to my house and scare my children
GET OUT OF HERE! NOW
سرش داد زدم، چطور جرات كردی بیای به خونه من و بچه ها رو بترسونی؟!
گم شو از اینجا! همین حالا
And to this, my mother quietly answered, Oh, I'm so sorry.
I may have gotten the wrong address, and she disappeared out of sight
اون به آرامی جواب داد، اوه خیلی معذرت میخوام.
مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم، و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد
One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore
یك روز، یك دعوت نامه اومد در خونه من در سنگاپور
برای شركت در جشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه
So I lied to my wife that I was going on a business trip
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم
After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity
بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون البته فقط از روی كنجكاوی
My neighbors said that she is died
همسایه ها گفتن كه اون مرده
I did not shed a single tear
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم
They handed me a letter that she had wanted me to have
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن
My dearest son, I think of you all the time
I'm sorry that I came to Singapore and scared your children
ای عزیزترین پسر من، من همیشه به فكر تو بوده ام.
منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم
I was so glad when I heard you were coming for the reunion
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا
But I may not be able to even get out of bed to see you
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تو رو ببینم
I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
You see ... when you were very little, you got into an accident, and lost your eye
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی، تو یه تصادف، یك چشمت رو از دست دادی
As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye
به عنوان یك مادر، نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم
So I gave you mine
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو
I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me in my place with that eye
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه
With my love to you
با همه عشق و علاقه من به تو
Your's Mother
مادرت
ا = آزاده
ح = حامی رهبر
م = متعهد
د = دانا
ی = یاور محرومان
ن = ناجی ایران
ژ = ژرف نگر
ا = آماده نبرد
د = دنباله رو شهیدان
***
برای سلامتی میرحسین موسوی ،محسن رضایی، مهدی کروبی و رییس جمهور آینده "دکتر محمود احمدی نژاد" صلوات !
***
امروز، زمان عدل و داد است بیا
خرداد مجال انتخاب است بیا
در مکتب حق حرف چپ و راست مزن
رأی همه احمدی نژاد است بیا
***
تخریب و فحش و توهین کار مخالف توست
حمایت رهبری تائید دولت توست
***
ما طالب پاكي و صفائيم هنوز
ايراني و حامي ولاييم هنوز
در حمله قدرت طلبان نااهل
ما حامي احمدي نژاديم هنوز
***
در سايه امن اتحاديم همه
جان در ره اسلام نهاديم همه
با رهبر فرزانه چو بيعت داريم
پس ياور احمدي نژاديم همه
***
گفتند مهندس است و شاد آمده است
سي سال گذشته تا به ياد آمده است
گفتيم مبارك است، اين معجزه ايست
كز مكتب احمدي نژاد امده است

قرار بود مراسم سالگرد دوم خرداد در حمايت از ميرحسين موسوي انجام شود اما با حضور خاتمي همه چيز تحت الشعاع حضور وي قرار گرفت و غالب مراسم به ترور شخصيت، تخريب احمدي نژاد، سياه نمايي و زير سئوال بردن سفرهاي استاني وي گذشت.

همايش سالگرد دوم خرداد، شب گذشته با حضور سيد محمد خاتمي رييس بنياد باران و حاميان ميرحسين موسوي در ورزشگاه 12 هزار نفري آزادي برگزار شد كه حاشيههاي اين مراسم به شرح زير است:
* مراسم با دقايقي تاخير در ساعت 16 و بيست دقيقه با سرود جمهوري اسلامي و قرائت قرآن كريم آغاز شد در حالي كه حاضران از ساعتها قبل در ورزشگاه آزادي جمع شده و سرودهاي مختلف از جمله «يار دبستاني» و «اي ايران» ميخواندند.
* اين مراسم، عليرغم آنكه يكي از بزرگترين همايشهاي جبهه دوم خرداد به حساب ميآمد، تقريبا از حضور شخصيتهاي اصلاحطلب خالي بود و از هنرمندان نيز افرادي از جمله سهيل محمودي، كيومرث پوراحمد، ليلي رشيدي، پگاه آهنگراني، بهاره رهنما، حميد فرخ نژاد، كامبوزيا پرتوي، ساعد باقري و چند نفر از كمدينهاي تلويزيون حضور داشتند.
* سيد محمد خاتمي، زهرا رهنورد، فائزه هاشمي و همسر شهيد رجايي نيز از جمله شخصيتهاي سياسي دوم خردادي حاضر در اين مراسم بودند.
* حاضران در سالن در حالي كه پلاكاردهايي حاوي شعار عليه دولت نهم از جمله «مرگ بر ديكتاتور»، «زنداني سياسي آزاد بايد گردد»، «زنداني عقيده نميخواهيم»، «آقاي احمدينژاد باي باي» و «بهمن 57، خرداد 76» در دست داشتند، از ساعتي قبل از شروع مراسم در حمايت از خاتمي و دوم خرداد شعار سر مي دادند. همچنين جمعي از دانشجويان ملاردي نيز پارچه نوشتهاي را حمل ميكردند كه روي آن نوشته بود: «كل دنيا يك كلام، ملارديها يك كلام، موسوياست والسلام»
* بر روي جليقهاي كه بر تن اعضاي ستاد ميرحسين موسوي و جوانان حامي وي بود، موسوي را روشنفكري ديندار و مديري كارآمد معرفي كرده و زير آن نيز امضاي سيد محمدخاتمي نقش بسته بود.
* در اين مراسم طبق روال همايشهاي قبلي كليپي با عنوان از «گذشته تا آينده» پخش شد كه در آن به مروري گذرا در تاريخ ايران از زمان سيد جمالالدين اسدآبادي تا امروز پخش شد كه البته اين كليپ از نظر تاريخي دچار نواقصي بود.
در اين كليپ سعي شده بود تا مقاطع مهم تاريخ انقلاب به صورت كامل پخش شود ولي پس از قسمت مربوط به رحلت امام خميني(ره) كه با سكوت حضار در سالن همراه بود، تصاوير ناگهان به ناآراميها و اغتشاشات دوران اصلاحات از جمله غائله 18 تير كات خورد و پس از آن به دوران انتخاب سيد محمد خاتمي در دوره هفتم و حواشي كنارهگيري او از انتخابات دوره دهم پرداخته شد.
* پخش تصاوير ايام دفاع مقدس از جمله آزادسازي خرمشهر از نكات قابل توجه اين كليپ بود كه با همخواني و تشويق حاضران در مراسم همراه شد.
* مجري اين برنامه جواد يحيوي بود، كه هر از چندگاهي سخناني عليه دولت نهم و شخص رييسجمهور ميگفت از جمله آنكه اظهار داشت: مردم ايران هوشيارتر از آن هستند كه از يك سوراخ دوبار گزيده شوند.
وي همچنين گفت: آقاي موسوي در صورت پيروزي تلاش دارند تا اگر نفت را بر سر سفره مردم نميبرند، لااقل نان را ببرند.
* يحيوي به عنوان اولين سخنران از امينزاده رييس ستاد اصلاح طلبان حامي ميرحسين دعوت كرد تا براي مدت كوتاهي براي حاضران صحبت كند.
امينزاده نيز با بيان اينكه 12 سال قبل همه امكانات كشور در اختيار رقيب خاتمي كه وي آن را كانديداي حكومت معرفي كرد، بود، گفت: امروز نيز همه امكانات از جمله رسانه ملي در اختيار رقيب ميرحسين قرار دارد.
با اين حرف امين زاده حضار شعار دادند: «20:30 حيا كن، اصلاحات رو رها كن»
امينزاده همچنين افزود: امروز بيشترين استفاده از ثروت ملي در راستاي اهداف انتخاباتي ميشود كه دوباره حضار شعار دادند: «نصر منالله و فتح قريب، مرگ بر اين دولت مردم فريب» همچنين «دولت سيبزميني نميخوايم، نميخوايم»
* خانواده شهيدان باكري، جهان آرا، زين الدين، همت و شهيد رجايي نيز بنابر گفته مجري برنامه در سالن حضور داشتند و پدر شهيدان جهان آرا نيز چند جملهاي در اين مراسم سخنراني كرد.
* قبل از دعوت از پدر شهيدان جهان آرا به تريبون سخنراني، سرود «ممد نبودي ببيني» با همراهي حاضران در سالن پخش شد.
* سيد محمد خاتمي در ساعت 17 و سي دقيقه در ميان تشويق حضار وارد سالن شد و دقايقي بعد در حالي كه ساعت 18 را نشان ميداد زهرا رهنورد (همسر ميرحسين موسوي) وارد سالن شد كه طبيعتا مانند خاتمي از وي استقبال نكردند.
* كيومرث پوراحمد كارگردان حامي ميرحسين در اين مراسم گفت: ما در چهار سال پيش اشتباه كرديم و اشتباه بزرگمان نيز اين بود كه با انتخابات قهر كرديم.
پوراحمد خاطر نشان كرد: امروز آشتي كردن با انتخابات از نان شب براي ما واجبتر است چراكه بايد فقر و فحشا و دزدي و دروغگويي از بين برود.
* كامبوزيا پرتوي (كارگردان) از ديگر سخنرانان اين مراسم بود كه به عنوان يكي از هنرمندان حامي مرحسين گفت: در طول 4 سال با هر سفر رييس جمهور و با هر سخنراني او در تريبونهاي مختلف من احساس حقارت كردم.
وي ادامه داد: وقتي جواب روستاييان ما با تراولهاي 50 و 100 هزار توماني داده ميشود، باز من احساس حقارت ميكنم.
پرتوي ادعا كرد: دولت در طول اين چهارسال همه مسايل را با دروغ پنهان كرده و افزود: در طول اين 4 سال يك آدم كوچولو من را كوچولو كرد و ما امروز منتظر 22 خرداد هستيم.
سخنان پرتوي با اهانتهاي مكرر حاضران در سالن نسبت به احمدينژاد و دولت نهم همراه بود.
* حميد فرخنژاد بازيگر حامي ميرحسين نيز در اين مراسم با بيان اينكه بايد حواسمان جمع باشد تا اشتباه 4 سال قبل را تكرار نكنيم، اظهار داشت: داستان ما مانند آن خاله سوسكه است كه به كتك خوردن و تحقير شدن عادت كرديم و امروز كسي را ميخواهيم كه دروغ نگويد و ما را كتك نزند.
* محمد نعيميپور عضو شوراي مركزي مشاركت نيز در اين مراسم گفت: در دوران اصلاحات برخي افراد كوچك در خارج از دولت به صورت دولت اصلاحات پنجه مي انداختند و ناجوانمردانه و غير قانوني روزنامهها را به صورت فلهاي توقيف ميكردند و امروز كه بعد از 5 سال روزنامه ياس نو رفع توقيف شد، اينبار دولت بود كه نتوانست حتي يك شماره اين روزنامه را تحمل كند و توسط وزارت ارشاد مجددا تعطيل شد.
با اين سخنان نعيمي پور، حضار در سالن شعار دادند: «ننگ ما ننگ ما وزير فرهنگ ما»
* بهاره رهنما از بازيگران حامي ميرحسين نيز كه مجري او را اشتباها بهاره رهنورد معرفي كرد، طي سخنان كوتاهي اظهار داشت: بايد براي اولين بار كاري كنيم تا يك رييس جمهور دوبار راي نياورد.
وي نتيجه اين بازي را براي دوم خرداديها، «برد» دانست.
* ليلي رشيدي نيز با اعلام حمايت از ميرحسين موسوي گفت: من به ايشان راي ميدهم چون خاتمي از او حمايت مي كند.
وي افزود: ما نميخواهيم كودكان ما هر شب با ياد جنگ و سلاح هستهاي بخوابند و ما خواهان صلح هستيم.
* پگاه آهنگراني از ديگر هنرمندان حامي ميرحسين بود كه پيشنهاد داد: روز 23 خرداد، بايد جشن پيروزي اصلاح طلبان را در ورزشگاه 100 هزار نفري بگيريم.
وي با بيان اينكه من 4 سال است كه به نمايشگاه كتاب نميروم، افزود: بايد اتفاقي بيفتد تا دوستان ما بتوانند پروانه نمايش بگيرند كه حضار «شعار مرگ بر ديكتاتور» سر دادند.
* قبل از آغاز سخنان اين بازيگران زن سينما، آنها پرچم ايراني را به امضاي خاتمي و رهنورد رساندند و بهاره رهنما اين امضا را در صورت راي نياوردن موسوي، نشانه زنده بودن اصلاحات عنوان كرد.
* نكته جالب توجه اين مراسم كه قرار بود در حمايت از ميرحسين موسوي انجام شود اين بود كه با حضور سيد محمد خاتمي همه چيز تحتالشعاع حضور وي قرار گرفت و اصل مراسم فراموش شد.
اين موضوع را ميشد از تشويقهاي طولاني مدت سيد محمد خاتمي و دوم خرداد توسط حاضران فهميد و تنها با يادآوري نام ميرحسين بود كه حواسها دوباره به او جلب ميشد.
* ميرحسين موسوي نيز كه به دليل انجام سفر انتخاباتي در اصفهان، غايب بزرگ مراسم امروز دوم خرداديها بود از طريق پيام تصويري ضبط شدهاي با حاضران سخن گفته و اظهار داشت: پيوند ميان دوم، سوم و بيست و دوم خرداد يك پيوند پرارزش و بامعنايي است و فرصت نشد تا من امروز در كنار دوست و برادر عزيزم آقاي خاتمي باشم.
* زهرا رهنورد، همسر شهيد رجايي، كيومرث پوراحمد، فائزه هاشمي، سيد محمد خاتمي و حميد خندان(خواننده) نيز از ديگر سخنرانان حاضر در اين مراسم بودند كه وقتي از همسر شهيد رجايي دعوت شد تا براي سخنراني پشت تريبون برود، حضار شعار دادند: «احمدينژاد حيا كن، رجايي رو رها كن»
مجري برنامه در حالي كه دختر هاشمي رفسنجاني را با عنوان يكي از چهرههاي «ايجادكننده فرصتهاي بزرگ اجتماعي براي بانوان» خطاب كرد، از او خواست تا براي حاضران در سالن سخنراني كند.
جمع كثيري از دانشجويان نيز با سرويسهاي اياب و ذهاب از برخي دانشگاهها از جمله دانشگاه آزاد قزوين، دانشگاه هنر، دانشگاه آزاد واحد تهرانجنوب و ديگر دانشگاهها به ورزشگاه 12هزار نفري آزادي آمده بودند.
جدول پخش مناظره كانديداهاي انتخابات دهم

برنامه پخش مناظرههاي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از 12 خرداد ماه آغاز ميشود.
به گزارش خبرنگار سياسي فارس، برنامه پخش مناظرههاي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري از 12 خرداد ماه آغاز ميشود. نخستين مناظره بين حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي و دكتر محسن رضايي در 90 دقيقه و روز 12 خردادماه ساعت 22:30 تا ساعت 24 و همچنين آخرين مناظره 18 خردادماه بين دكتر محمود احمدينژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد.
بر اين اساس مناظرههاي تلويزيوني نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري به اين شرح است:
روز 13 خردادماه مناظره بين دكتر محمود احمدينژاد و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 14 خردادماه مناظره بين دكتر محسن رضايي و مهندس ميرحسين موسوي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 16 خرداد ماه مناظره بين دكتر محمود احمدينژاد و حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 به روي آنتن خواهد رفت.
روز 17 خردادماه مناظره بين حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي و مهندس ميرحسين موسوي را از شبكه 3 در ساعت 22:30 تا 24 شاهد خواهيم بود.
همچنين آخرين مناظره 18 خردادماه بين دكتر محمود احمدينژاد و دكتر محسن رضايي از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد.
برنامههاي تبليغي نامزدهاي دهمين دورهي رياست جمهوري همچنين در قالب مستند، گفتوگوي ويژهي خبري، پاسخ به كارشناسان، گفتوگوي يك نفره از شبكههاي يك، دو، سه، چهار، خبر و شبكه جام جم به روي آنتن خواهد رفت.
|
| ||||||
![]() | ||||||
| ||||||
ادامه مطلب
| ||||||
![]() | ||||||
| ||||||
ميرحسين موسوي گفت: من خود را مديون شهدا و خانواده شهدا ميدانم و هرآنچه داريم به دليل خونهاي بسيار زيادي است كه در راه انقلاب و دفاع مقدس ريخته شده است.

ميرحسين موسوي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در اولين نطق انتخاباتي خود با بيان اينكه مدتهاست بعد از اتمام وظيفهام در دولت از سال 68 امكان حضور در تلويزيون نداشتهام گفت: اين به دليل محدود كردن تصوير من بود ولي در اين مدت با حضور در جمع مردم در كوچه و خيابان در بين مردم بودم و با آنها ارتباط داشتم.
ميرحسين موسوي خاطرنشان كرد: اين از آرزوهاي من است كه مردم بتوانند از طريق رسانهها خصوصاً رسانه ملي دور يكديگر بنشينند و دوستيهايشان را با هم تقسيم كرده و به تبادلنظر بپردازند چرا كه اين مسئله فضاي ملي را شادتر ميكند.
وي با اشاره به سفرهاي انتخاباتي خود در برخي از استانهاي كشور اظهار داشت:جا دارد از پيشواز مردم در شهرهاي مختلف تشكر كنم و من شرمنده آنها هستم چرا كه اينها براي شنيدن حرفها و نقد مسائل كشور از سر وظيفه انجام ميشود.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري افزود: من ماشيني نفرستادهام تا مردم را بياورند و امكاناتش را هم نداشتم و پول نقد هم در اختيارم نبود و يقين دارم كه اين مردم به خاطر اين امكانات نيست كه به استقبال ما آمدند بلكه در قبال انقلاب و مملكت احساس مسئوليت ميكنند.
موسوي ادامه داد: جا دارد از استقبال مراجع عظام تشكر كنم چرا كه اينها ستون معنوي جامعه و مايه آرامش هستند و به مردم معنويت و سكينه ميبخشند و كشور را در راستاي ارزشهاي انقلاب و معنويت هدايت ميكند.
وي ضمن تشكر از برخي شخصيـتهاي سياسي كه از او حمايت كردهاند گفت: به دليل آنكه اين افراد داراي مسئوليت هستند نام آنها را نميبرم اما جا دارد از آقاي دكتر خاتمي تشكر كنم و من ايشان را فردي ميدانم كه همواره به صيانت از آزاديهاي تصريح شده در قانون اهتمام ميورزد و ايشان شخصيتي دارند كه نشاندهنده روح صلحطلبي و ارتباط با جهان دارند و سرمايه بزرگي براي كشور هستند.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين از خانواده شهدا، جانبازان و ايثارگران كه در راه انقلاب و دفاع مقدس تلاش كردهاند تشكر كرد و گفت: من خود را مديون شهدا و خانواده شهدا ميدانم و هرآنچه داريم به دليل خونهاي بسيار زيادي است كه در راه انقلاب و دفاع مقدس ريخته شده است.
موسوي با اشاره به نزديكي انتخابات رياست جمهوري گفت: نقد و صحبت در آستانه انتخابات همواره به همراه احترام به ديگر رقبا است و اين نشاندهنده آزادي و فضاي خوب در كشور است و انتخابات زمينهاي را فراهم ميكند كه بتوانيم به نقد وضعيت موجود و گذشته بپردازيم و نگاهي به آينده داشته باشيم.
وي خاطرنشان كرد:در آستانه انتخابات حساسيت در كشور فراگير ميشود و مردم به وضعيت موجود در گذشته نگاه ميكنند و اين فرصت در اختيارشان قرار ميگيرد كه آيا در اين انتخابات وضع موجود را تثبيت كنند و يا يك دگرگوني در وضعيت ايجاد كنند.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري افزود: در برخورد با مردم در سفرهاي استاني متوجه شدم كه مردم براي درس گرفتن از ما نميآيند بلكه ميآيند تا به ما درس بياموزند.
موسوي خاطرنشان كرد: به شعارهايي كه از طريق مردم داده ميشد نگاه ميكردم و در ملاقاتها ميديدم كه تمام آن ارزشها و مسائلي كه مدنظر دارند بيان ميكنند و آنها هستند كه ما را هدايت ميكنند تا چه خطي را ببينيم و در اين ملاقاتها برايم روشن شد كه مردم علاوه بر مسائل خود مسائل ملي را نيز مدنظر دارند.
وي با اشاره به سفر انتخاباتي به شمال كشور گفت: در شمال يكي از بحثها اين بود در حالي كه برنج كشاورزان در انبار مانده بازار با برنجهاي باسماتي هند پُر ميشود و در حالي كه هنوز پرتقال كشاورزان بر درختها است در بازار پرتقالهاي خارجي فروخته ميشود كه اينها وضعيت كشاورزان را مشكل كرده است.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري افزود: در باغهاي چاي كه رفتم هم كشاورزان بودند و هم متخصصان و در حالي كه گفته ميشود بيش از 180 هزار تن چاي در بازار باقي مانده چاي خارجي بازار را پر كرده و امكان رقابت براي توليدكننده داخلي نيست.
موسوي خاطرنشان كرد: همين مسائل را در كرمان هم مشاهده كردم و در صنعت ابريشم هم كه يك موقعي اقتصاد دوران صفوي را ميگرداند و شاه عباس صفوي يكي از بزرگترين تاجران ابريشم بود كه بواسطه آن برخي فرصتهاي ديگر نيز براي كشور ايجاد ميكرد در سالهاي اخير اين صنعت در حال نابودي است كه اين امر منجر به عدم اشتغال و بالار رفتن بيكاري در جامعه شده است.
وي با بيان اينكه اين مشكلات فقط مربوط به كشاورزي نيست چرا كه در صنعت و در كل اقتصاد ملي نيز از اين دشواريها رنج ميبريم با اشاره به موضوع شكر در كشور گفت: اطلاع دارم كه 600 هزار تن شكر حداكثر نياز واردات كشور است اما وقتي نزديك به 3 ميليون تن شكر وارد ميكنيم شكرها در انبارها ميماند و سفره كشاورزان كوچكتر ميشود و اقتصاد ملي هم آسيب ميبيند.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به سفر خود به اراك اين شهر را از شهرهاي صنعتي كشور دانست و گفت: در آنجا نيز با صنايع دولتي مثل آلومينيوم سازي و ماشين سازي اراك مشكلاتي وجود دارد در حالي كه از افتخارات دوران جنگ اين است كه با 100 هزار دلار اين كارخانهها تأسيس شد كه البته همت مديران قوي نيز در اين امر مؤثر بود اما اينها امروز در معرض خطر و بيتوجهي به كارگران قرار دارد كه بواسطه آن هم كارخانهدار مشكل دارد و هم كارگر و نرخ بيكاري نيز بالا رفته است.
موسوي ادامه داد: نحوه اجراي اصل 44 نيز چون به صورت همهجانبه ديده نشده، بيكاري را در استاني صنعتي وسعت داد و در ساوه كه جمعيت قابل توجهي جمع شده بودند ديدم كه اكثريت آنها از قشر كارگري بودند و از اخراج و ناكافي بودن حقوق خود ناله ميكردند و حق داشتند كه عصباني باشند.
وي ادامه داد: برخي از آنها از سرمايهگذاران شكايت ميكردند اما من گفتم با اين وضعيت سرمايهگذاران هم به خاطر نبودن روش مناسب امكان كار ندارند و هم كارآفرينان و هم كارگران مشكل دارند.
اين كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري تأكيد كرد: فكر نكنيد اينها مسائل كوچكي است و فقط متوجه كارگران ميشود بلكه در سطح ملي هم اين موضوعات مشكلاتي بوجود خواهد آورد و بداخلاقيها، اعتياد، مشكلات جوانان به خاطر همين مشكل بيكاري است كه از آن رنج ميبرند و مهمترين آنها مسائل اقتصادي است.
موسوي گفت: اگر دولتها بتوانند اين مسائل را حل كنند، ميشود مشكلات فرهنگي را در خصوص جامعه حل كرد و ما نميتوانيم از جوانان بخواهيم بداخلاقي و مشكلاتي فرهنگي نداشته باشند در صورتي كه براي آنها شغل و چشمانداز روشني از آينده ترسيم نكنيم.
|
غلامحسین کرباسچی هستم ، پریروز استاندار اصفهان ، دیروز شهردار تهران و امروز نگران ایران؛ برعکس برخی که از شهرداری تهران به شهریاری ایران رسیدند، از شهرداری تهران به جرمی ناکرده به همراه بسیاری روانه زندان شدم ، با همان سریال معروف کرباسچی؛ یادتان هست؟ مدعی نیستم در هر مسئولیتی که داشتم بهترین بودم ولی هرکجا بودم تلاش خودم را کرده ام و کوشیده ام به بهترین شیوه مدیریت کنم و به معنی واقعی کلمه خدمت؛ امیدوارم شما شهروندان تهرانی و اصفهانی عزیز ،شاهد این ادعا باشیدو از ثمره سال های حضور من در شهرداری تهران و استانداری اصفهان راضی . |
|
هموطنانم ؛ من هم امروز به مانند بسیاری دیگر از مردم و نخبگان نگران ایرانم ، در سمت مدیرمسئول روزنامه همشهری,هم میهن و افتاب گردان و ....که بودم حرف هایی می زدم که به مذاق قدرتمندان خوش نمی آمد ، در آن زمان هم برای کشور احساس نگرانی داشتم ولی امروز بسیار نگران ترم . نگرانی من از آینده کشور باعث شد تا این نامه را به شما بنویسم و از شما دعوت کنم که حتما در انتخابات شرکت کنید و رأی دهید و درخواستم این است که حتما به یک اصلاح طلب رأی دهید. سال هاست که نه از عرصه ی سیاست و تلاش برای ایران ؛ که از هرگونه مسئولیت و قدرت به دورم ، ولی نه شهوت قدرت که نگرانی از وضعیت ؛ مجبورم کرد تا بار دیگر و این بار در کمپ مهدی کروبی و در کنار او برای بازگشت کشور به مسیر اداره صحیح و ایجاد تغییر حضور یابم. ولی چرا من کمپ کروبی را انتخاب کردم : 1. چون معتقدم سیاست مرد عمل می خواهد و مهدی کروبی مرد عمل وسیاست است. 2. چون به اداره کشور براساس برنامه اعتقاد دارم و مهدی کروبی کسی است که با برنامه های شفاف و مصداقی به میدان آمده است ( و یک تیم 50 نفره تدوین برنامه های او را به عهده دارند ) برنامه هایی برای همگان از حفظ محیط زیست تا توسعه و بهبود وضعیت مناطق محروم ، از اصلاح قوانین تا بسط آزادی و حقوق شهروندان ، از تامین امنیت برای مردم تا تامین امنیت برای رشد و تقویت جامعه ی مدنی ؛ برنامه هایی برای رفع تبعیض از زنان ( از حقوق زنان تا زنان سرپرست خانوار و زنان خانه دار ) ، برای رفع تبعیض از اقوام ایرانی و اقلیت های مذهبی ، برای دانشگاه و دانشجو ( از اساتید و کارکنان دانشگاه تا دانشجویان آزاد و سراسری و ... ) ، برای کارگران ، معلمان ، پرستاران ، اصناف و بازار ، برای آزاد سازی فضای فرهنگ ، اندیشه ، ادبیات و هنر ، برنامه هایی برای بازگرداندن اعتماد به مردم ، برای کار و مسکن و ازدواج ، برای ایجاد نشاط و امید در جامعه ، برای رفع تحریم های بین المللی علیه ایران ، برای بازگرداندن اقتدار ملی ایران در سطح بین المللی برای سازندگی و توسعه همه چانبه و در یک جمله تغییر برای ایران
3. چون به دموکراسی و حقوق شهروندان اعتقاد دارم و مهدی کروبی در تمامی این سال هایی که همه سکوت کرده اند ، همیشه در دفاع از حقوق شهروندان در صحنه بوده و مدافع حقوق شهرندان است ، حتی اگر رأی نیاورد. 4. چون به تحزب اعتقاد دارم و مهدی کروبی همیشه عضو حزب بوده و اینک نیز کاندیدای یک حزب است. 5. چون دوران قهرمان سازی و مرید و مرادپروری گذشته است ، مهدی کروبی نه قهرمان است و نه ادعای قهرمان بودن دارد و اصولا ادعاهای بزرگ و خارج از توانی نیز برای انجام دادن در سمت ریاست جمهوری ندارد. 6. چون دوران اتکاء به فرد گذشته است و اینک زمان کار تیمی وجمعی است و مهدی کروبی معتقد به کار جمعی و مشورتی است و بسیار هم مشورت پذیر 7. چون اعتقاد دارم برای تغییر ، بهبود وضعیت و پیشبرد اصلاحات باید ایستادگی کرد ، نمی دانیم اگر تیم ما موفق به پیروزی در انتخابات شد تا چه حد موفق می شویم ولی می دانیم که تمام تلاشمان را برای موفقیت می کنیم و ذره ای پا پس نمی کشیم و کروبی کسی است که همانطور که سابقه اش نشان می دهد می ایستد ، شجاع است ، صریح و صادق و اگر جلوی او را بگیرند ، صریحا آنها را با شما در میان خواهد گذاشت. دیگر زمان کار فردی با پایان رسیده است ، اینک زمان پیوستن فعالانه ی اراده های خواهان تغییر به یکدیگر است و ما اینک که به میدان انتخابات ریاست جمهوری آمده ایم و خود را در برابر رای های شما قرار داده ایم ، دعوت می کنیم از شما و خوشحال می شویم تا با 7 دلیل من و یا با دلیل های خودتان به کمپ کروبی بپیوندید و یاریگر ما در تحقق اهداف و برنامه ها برای انتخابات ریاست جمهوری باشید ، ارادتمند و دوستدار شما غلامحسین کرباسچی
|
ادبيات توهين به ملت و تناقض گويي، چند سالي است كه گويي بين مدعيان اصلاح طلبي به مسابقه گذاشته شده است. از توهين به شعور ملت و محكوميت ملت به شكست و از تلقي مردم به عنوان لشكريان قابلمه به دست گرفته تا ادعاي راي دادن ملت به يك شخص تنها با كاسه اي آش و گدا خواندن مردم، و توهين به قوميت ها و شهروندان مناطق خاص، از جمله اهاناتي است كه نه يك بار، بلكه بارها از سوي به اصطلاح اصلاح طلبان نثار مردم شده است.
در جديدترين اظهارات و افاضات، جناب آقاي سيد محمد خاتمي، پرچمدار جريان اصلاحات، گوي سبقت در ميدان اهانت را از هم قطاران خويش ربوده است. وي با مصاحبه اي در روزنامه ي اعتماد گفته است: "من معتقد نيستم عدم موفقيت در اين مرحله از انتخابات به معني شكست اصلاحات است؛ گر چه آن را نوعي شكست براي ملت مي دانم." !!!
بنده نمي دانم اين گونه اهانت به ملت و اظهاراتي از اين دست را، اين ها بر چه اساسي بيان مي كنند. اينها كه واژه هايي چون آزادي انتخاب و انتخاب به اكثريت را، تنها ملعبه و اهرمي براي فريب ملت قرار داده اند، چگونه مردم را از اصلي ترين حق خود در روند مردم سالاري، يعني آزادي و حق انتخاب محروم مي كنند و شكست مفتضح خويش را پيشاپيش، شكست مردم جا مي زنند. اين ادبيات توهين البته ادبيات جديدي نيست چرا كه ۴ سال پيش هم وقتي مردم به كانديدايي غير از كانديداي اصلاح طلبان راي دادند، اين مناديان دروغين آزادي، مردم را محكوم كردند كه مردم در انتخاب احمدي نژاد اشتباه كرد!!!
البته جناب خاتمي تنها به توهيناتي از اين دست قانع نيست. فيلمي كه اخيرا در اينترنت و بين مردم از بذله گويي هاي ايشان دست به دست مي شود، گوياي اين ادعاست. او در محفلي حزبي با لحني زننده و بسيار زشت، عده اي از شهروندان مناطقي از ايران را مورد تحقير و تمسخر قرار مي دهد!!!
جناب خاتمي در همان مصاحبه با روزنامه ي اعتماد گفته است: "مردم مرا فردي اخلاقي تصور كرده اند كه اهل دروغ و فريب نيست و قصد خدمت دارد و به مردم احترام مي گذارد. و نيز اگر دقت كنيم در پس اين احساسات نوعي عقلانيت نيز نهفته است."
گذشته از اين كه او به نمايندگي از ملت، خود را مورد ستايش قرار مي دهد، آيا اين اخلاقي است كه قوميتي را مورد تمسخر قرار دهيم؟ يا منظور ايشان از اخلاقي بودن، فرافكني شكست جريان تحت فرمان اوست؟ آيا اهانت به شعور مردم و تحقير بخشي از ملت ايران، همان احترام به مردم است؟ آيا عدم اعطاي حق انتخاب به مردم، در ضمن ادعاي لساني آزادي انتخاب، چيزي غير از دروغ و فريب مي تواند باشد؟! آيا حقيقتاً عقل سليمي با اين تناقضات و اهانات او را آن چنان كه خودش گفته تصور مي كند؟ آيا اينها چيزي جز اهانت به شعور، كرامت و حرمت مردم است؟
ايشان در همان مصاحبه درخواستي مضحك و متناقض با رفتار خودش را هم كرده است. او مي گويد: "در شرايط عادي هم بهتر و مناسب تر است كساني كه دوره هاي قانوني مسئوليت خود را يك بار انجام داده اند، ميدان را به ديگران دهند. در يك نظام جا افتاده ي دموكراتيك و مردم سالار نبايد شاهد پست هاي مادام العمر (!!!) يا چرخش مسئوليت در دست افراد معدود و محدود باشيم."
وي در حالي اين ها را مي گويد كه خود او پس از پايان دور اول رياست جمهوري اش، عليرغم گفته اش، براي بار دوم در انتخابات شركت كرد و حتي لايحه ي افزايش اختيارات رياست جمهوري - كه شايد يكي از شاخصه هاي آن برداشتن ممنوعيت شركت در انتخابات براي بار سوم پياپي بوده است- از سوي ايشان مطرح شده بود.
علاوه بر اين، جناب مهندس موسوي، كانديداي مورد حمايت ايشان در انتخابات اخير، كسي است كه سابقه ي ۸ سال رياست دولت را در كارنامه ي خود دارد. جناب خاتمي كه به دروغ، خواستار خروج قدرت از زنجيره و افرادي معدود شده است، در انتخابات نهم رياست جمهوري از هاشمي رفسنجاني، كه از ابتداي انقلاب تا به حال، در راس قدرت و داراي مسئوليت هاي عالي نظام بوده، حمايت كرد؛ و بزرگترين ايراد اصلاح طلبان به احمدي نژاد در انتخابات سال ۸۴، عدم سابقهي مديريت كلان كشوري بود!!! يعني بزرگترين ايراد او آن بود كه از دايره ي قدرت خارج است.
"ميزان راي ملت است" و در انتخابات اخير و همه ي انتخابات ها، هر كدام از كانديداها كه انتخاب شود، تنها پيروز ميدان انتخابات، مردم خواهند بود و انتخاب هيچ يك از نامزدها به معني شكست ملت نيست. ملت ايران هميشه پيروز است و شكست خوردگان ميدان، كساني هستند كه انتخاب مردم را اشتباه خوانده و مردم را شكست خورده بدانند و از هيچ حتك حرمت و توهين به ملت ايران فروگذار نباشند.
به اميد پيروزي حق بر باطل













