نمي دانم چرا...؟!
ابوالفضل مرادي
1-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي رئيس جمهور از نظر منفي عالمان ديني، نمايندگان مجلس، شخصيت هاي برجسته اصولگرا و امت حزب الله نسبت به آقاي مشايي آگاه است باز اصرار بر ماندن ايشان در كابينه و حتي ارتقاي مقام ايشان را دارد. شايد ايشان مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد شگفتي ها» ناميده شوند!
2-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي رضايي عليرغم اينكه خود را وابسته به اردوگاه اصولگرايان معرفي مي كند هر از چندگاه با ادبياتي سخن مي گويد و حرفهايي مي زند كه آن ادبيات و حرفها و آن مواضع از افراطيون مدعي اصلاحات انتظار مي رود و نه از جناب آقاي رضايي. شايد ايشان مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد تناقض ها» ناميده شوند!
3- نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي كروبي اين همه از ناحيه دوستان اصلاح طلب خود نامرديها و نامهرباني ها مي بينند و از نارو زدنهاي آنها و همچنين از زد و بندهاي پشت پرده آنها عليه خود به خوبي آگاه هستند كه نمونه بارز آنها را در دو انتخابات رياست جمهوري گذشته و حال به چشم خود ديده اند باز اصرار بر اين دارند كه در جبهه اصلاحات باقي مانده و با اصلاح طلبان عكس يادگاري بگيرند. شايد مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد بامرام» نام برده شوند.
4-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي موسوي حتي يك دليل منطقي و سند حقوقي براي اثبات تقلب در انتخابات در اختيار ندارند باز هم شعار تقلب و ابطال سر مي دهند شايد مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد تقلب ها» باقي بمانند!
5-نمي دانم چرا در حاليكه جناب آقاي خاتمي بارها نسبت به عواقب تلخ تندروي افراطيون اصلاح طلب هشدار داده و در اين زمينه بارها داد سخن داده اند، خودشان اين روزها با مواضع تند و غيرقانوني دست همه افراطي ها و آنارشيست ها را از پشت بسته اند. شايد مي خواهند در تاريخ به عنوان «پدر افراطي گري»! از ايشان ياد شود!
6-نمي دانم چرا جناب آقاي هاشمي هميشه علاقه دارند كه قبل از هر انتخاباتي علي الخصوص انتخابات رياست جمهوري نسبت به بروز تقلب در آن انتخابات هشدار داده و زهره همگان را نسبت به تقلب احتمالي تركانده و ذهن آنها را مشوش نمايند و همچنين نمي دانم چرا ايشان همواره علاقه دارند كه درياي آرام را «طوفاني» و جامعه آرام را در «شرايط ويژه» و نظام اسلامي را در حالت «بحران» جلوه دهند شايد ايشان مي خواهند در تاريخ بعنوان «مرد القاي بحران» نام برده شوند!
آيتالله سيدعلي اكبر قريشي، نماينده مجلس خبرگان رهبري، از استان آذربايجان غربي نامهاي سرگشاده به هاشمي رفسنجاني نوشت.
حضرت آيتالله جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
سلام عليكم
اين نامه دوم است كه به محضرتان ارسال ميشود. جناب آقاي هاشمي، اينجانب سيدعلي اكبر قريشي حدود 27 سال (سه دوره و نيم) در مجلس خبرگان در حضور حضرتعالي بوده و هميشه شما را تاييد كردهام، به زحماتي كه درباره انقلاب كشيدهايد و مرارتهايي كه ديدهايد واقفم، شما از اول از اركان انقلاب بوده و داراي فضايل و مناقب بيشماريد و چندين بار تا مرز شهادت رفتهايد و شهيد زندهايد، و مقام معظم رهبري درباره شما فرمودند: هيچ كس براي من مثل هاشمي نميشود.
و يكي از " سه ياور خميني " ميباشيد. كافي است عرض بكنم در فتنه حسنعلي منصور در عرض 24 ساعت ، 9 ساعت زير ضربات شلاق بوده و چندين بار به حالت اغماء افتادهايد و اگر فضايل و گذشته درخشان شما را بگويم "مثنوي هفتاد من كاغذ است" ولي متاسفانه در انتخابات اخير رياستجمهوري كه موج مخالفت با انتخابات صحيح درگرفت و اغتشاشات خياباني شروع گرديد اين موج دامن شما را نيز گرفت و مرتب بر وسعت آن افزوده گرديد، ميتوانستيد خود را كنار بكشيد اما نكشيديد و اين مايه اندوه و غم ماها شد.
آنگاه كه مقام معظم رهبري در خطبههاي نماز، آن دفاع جانانه را از شما كردند، من براي جنابعالي نامه نوشتم و در آن نامه عرض كردم اول استخاره كردم اين آيه آمد: "يثبت الله الذين آمنوا في الحياه الدنيا..."
عين استخاره را براي شما نوشتم و گفتم جناب آقاي هاشمي دفاع مقام معظم رهبري همه مشكلات را حل كرد كافي است كه شما اولا از ايشان تشكر كنيد و به مردم بگوييد حساب من از فرزندم يا فرزندانم جداست، همانطور كه آيتالله خزعلي كردند، متاسفانه به نامهام عمل نشد.
از آن طرف، راديو و تلويزيون خبر داد كه اين هفته نماز جمعه را آقاي هاشمي خواهد خواند، من فكر كردم ديگر كار تمام است و جناب آقاي هاشمي گذشتهها را اصلاح كرده و جبران مافات خواهد فرمود.
ولي متاسفانه كار به عكس شد، گذشتهها اصلاح نشد كه هيچ، حتي بر آنها افزوده شد، شما مراجعه به قانون را مايه حل مشكلات معرفي كرديد و بلافاصله خواستار آزادي زندانيها شديد.
آيا منظورتان آن بود كساني كه مسجد سوزاندهاند، كساني كه بنزين ريخته و ماشينها را آتش زدهاند، كساني كه با خود بمب حمل كرده و ميخواستند ميان مردم منفجر كنند كه اطلاعات آنها را گرفت و كساني كه به قول شهردار تهران 40 ميليارد تومان خسارت زدهاند و ... آزاد شوند و قانون درباره آنها به كار گرفته نشود؟ دفاع شما از اين اشخاص واقعا از عجائب است!
فرموديد در مملكت بحران هست، بحران كجا بود؟ آيتالله يزدي در جواب نامه سرگشاده شما فرمودند من در مملكت بحراني نميبينم، جناب آقاي هاشمي اين سخن شما فقط دشمنان خدا و رسول را شاد كرد و با آب و تاب به همه جا مخابره كردند كه براي اولين بار يكي از ارشد مسوولان از وجود بحران خبر ميدهد.
فرموديد احساسات عدهاي جريحهدار شده بايد ترميم شود، اين سخن نيز توجيه ندارد، شما يك آدم مقبول را كه از نظر خدا و رسول اكرم مقبول باشد معرفي كنيد كه احساساتش جريحهدار شود. يقينا نميتوانيد و اگر منظورتان احساسات آنهايي است كه طبل ابطال را به صدا درآوردند و يا آنهايي كه محارب با خدا و رسول و مصداق "و يسعون في الارض فسادا" اند بگذار هزار بار احساسات آنها جريحهدار شود. در خاتمه من از خداوند مقلبالقلوب خواستارم به شما آن توفيق را عطا فرمايد آن همه سوابق درخشان را به "ثمن بخس" نفروشيد.
والسلام عليكم
برادر شما سيدعلي اكبر قريشي
در حاليكه برخي اخبار از ابلاغ نامه رهبر معظم انقلاب به رئيس جمهور براي بركناري اسفنديار رحيم مشائي از معاون اولي دولت دهم حكايت دارد، روحانيون مجلس اعلام كردهاند كه در صورت عدم تحقق اين مساله، با رهبري ديدار خواهند كرد.

نظر رهبر معظم انقلاب مبني بر كنار گذاشتن رحيم مشايي از سمتهاي معاونت رياست جمهوري كتبا به محمود احمدي نژاد ابلاغ شده و انتظار اصولگرايان از رئيس جمهور اين است كه بدون كمترين درنگ، حكم عزل يا قبول استعفاي رحيم مشايي را اعلام كند.
از آنجا كه حضور رحيم مشائي در دولت نهم و اظهارنظرهاي وي درباره موضوعات مختلف حاشيههايي را به وجود آورده بود كه نارضايتي مراجع و علما و چهرههاي شاخص جريان اصولگرايي را به دنبال داشت، كنار گذاشتن رحيم مشائي از مسئوليتهاي مهم دولتي به مطالبه جدي رهبر معظم انقلاب و اكثريت اصولگرايان تبديل شد.

فراكسيون روحانيون مجلس كه پس از اعلام انتصاب اسفنديار رحيم مشائي به معاون اولي رئيس جمهوري اعلام كرد از رهبر معظم انقلاب براي عزل رحيم مشائي از اين منصب استمداد مي طلبد، هنگامي كه با اصرار احمدي نژاد بر تصميم خود و عدم تجديدنظر در اين انتخاب مواجه شد، يادآور شد: در صورت عدم بركناري رحيم مشائي از سمت معاون اولي رئيس جمهور با مقام معظم رهبري در اين خصوص ديدار مي كند.
اعضاي اين فراكسيون كه معتقدند انتصاب رحيم مشائي به سمت معاون اولي رئيس جمهور غير قابل پذيرش و لطمه به دولت است، حدود 10 روز پيش از احمدي نژاد فرصت خواستند تا درباره كابينه آينده با او مذاكره كنند اما اين فرصت پيش نيامد و آنها نيز با توجه به نا رضايتي گسترده مراجع و بزرگان و حتي اصولگرايان حامي دولت از انتصاب رحيم مشائي همه تلاش خود را به كار گرفته اند تا از هر طريق ممكن خواسته خود را تحقق بخشند.
شیخ سلیمان بلخی حنفی از غایة المرام از فضائل الصحابه سمعانی از ابو سعید خدری روایت کرده: هنگامی که رسول خدا (ص) در بستر بیماری (منجر به رحلت) بود فاطمه زهرا (س) وارد شد و گریه کرد و عرضه داشت:
بابا جان بعد از شما، از این ضایعه (نبودن شما در امت) می ترسم پیامبر اکرم (ص) فرمود: خداوند به اهل زمین با دقت نظر کرد و از میان آنها پدرت را به رسالت برگزید سپس برای مرتبه ی دوم به دقت نگریست و از میان آنها شوهرت را برگزید ، پس به من فرمان داد تا تو را به او تزویج کنم و من این کار را کردم. شوهر تو از میان همگان حلمش زیادتر و علمش بیشتر است و زودتر از همه مسلمان شد. خداوند به ما اهل بیت هفت خصلت اعطاء کرد که این هفت خصلت را به هیچ کس از اولین و آخرین نداده است.
پیامبر ما بهترین پیامبران است که پدر تو باشد،
و جانشین او بهترین بهترین اوصیاء است که شوهر تو باشد،
شهید ما بهترین شهیدان است که عموی پدرت حمزه باشد،
و از ماست کسی که در بهشت به دو بال خود در بهشت هر جا بخواهد پرواز کند و او جعفر (پسر عموی پدر تو) است،
و از امامت این امت و آنها پسران تو (حسن و حسین(ع)) هستند
و از ماست مهدی امت.

| ||||||
![]() | ||||||
| ||||||
جمعی از دانشجویان دانشگاههای تهران در نامهای به حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی، 3 پیشنهاد درخصوص
حضور وی در خطبههای نمازجمعهی این هفتهی تهران بیان کردند.
در این نامه با بیان اینکه "قصد آن داشتیم تا با دعوت از شما برای حضور در یکی از جمعههای پیش رو در نمازجمعه تهران، جنابعالی با دفاع از آرمانهای انقلاب، سکوت خود را بشکنید و گمانه زنیها در خصوص تعلق شما به جبهه انقلاب به یقین مبدل گردد"، تأکید شده است: خوشبختانه با خبر شدیم خودتان قصد حضور در نمازجمعه این هفته تهران را دارید. لذا بر آن شدیم تا با در میان گذاشتن مطالبی، پیشنهاداتی را نیز ارائه دهیم.
در ادامهی این نامه، خاطرنشان شده است: آنچه باعث شکل گیری مطالبه مردمی به سمت اجرای عدالت در 4 سال اخیر شد، قبل از هر چیز حاصل "زمینه سازی و هدایت جریان عدالتخواهی" توسط مقام معظم رهبری در طول دوران پربرکت رهبری ایشان بوده است.
دانشجویان نگارنده نامه با اشاره به مشی و سیره رهبر انقلاب در ساده زیستی و دوری از تجملات در حوزه زندگی خصوصی و پاک دستی فرزندان و خانواده محترمشان و هم در مسائل اجرایی دفتر ایشان، افزودهاند: توصیهها و فرمایشات معظمله به مسئولین و کارگزاران نظام اسلامی از جمله دولت جنابعالی در دوری از تجملات و اشرافیگری و در نظرداشتن عدالت در کنار سازندگی، پیگیری مسائل جاری کشور از ناحیه قانون و عدالت، ابلاغ فرمان 8 مادهای به سران قوا در خصوص مقابله با مفاسد اقتصادی و تشویق جنبش دانشجویی به مطالبهگری عدالت از مسئولین، از روشنترین و مستندترین شواهد این ادعاست.
این نامه اضافه میکند: بی شک ایشان بیشترین نقش را نیز در شناخت آسیب ها و موانع عدالت خواهی داشته اند. اشتباه کسانی که هم اکنون خود را در مقابل دولت میبینند، از اینجا ناشی میشود که هنوز به مطالبه فراگیر عدالت در جامعه آگاه نشدهاند و متأسفانه با فرافکنی، قامت بلند و با صلابت ملت را نادیده گرفته و تنها مجموعه دولت را در مقابل خود میبینند. هر چند برای چشمهای بیبصیرت، توقع شناخت نقش خیمهگاه ولایت در هدایت جریان عدالت خواهی توقعی زیاد است.
در بخش دیگری از نامه خطاب به هاشمی تأکید شده است: امروز علم عدالت خواهی انقلاب در عرصه اجرایی بر دوش دولتی است که برآمده از مردم است و عدم وابستگی این دولت به احزاب و کانونهای قدرت و ثروت و در عوض نفوذ در دلهای مردم به تعبیر مقام معظم رهبری یک روز نو و یک افق جدیدی (نماز جمعه 28/5/84) را نوید می دهد که شایسته است همه دلسوزان و نیروهای متعهد به انقلاب، به پشتیبانی و دست گیری از دولت منتخب -بهعنوان پیشانی این جریان- اقدام نمایند.
دانشجویان اضافه کردهاند: از برخی سابقهدارهای انقلاب همچون جنابعالی که تا کنون بهدلیل اختلاف در مبانی فکری با دولت به قول خودتان مشی "مدارا" را بر گزیدهاید نیز از این پس انتظار میرود به تأسی از مقام معظم رهبری به پشتیبانی از "دولت برآمده از خواست مردم" بپردازید.
در ادامه این نامه به ویژگیهای دولت از دیدگاه رهبر انقلاب از جمله کار و خدمت، ساده زیستی، مردمی و خاکی بودن، استکبارستیزی، اعادهگری عزت ملی، مجاهدت به معنای حقیقی کلمه و یکی از محبوبترین دولتها در صدساله اخیر اشاره و تصریح شده است: این دولت، شایسته همراهی و کمک است و نه مدارا. سیاست مدارا، شایسته قانون گریزانی است که در پناه برخی لانه های نفاق که تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمی رسد، امروز بر چهره نظام خنجر کشیده اند.
دانشجویان خطاب به هاشمی تأکید کردهاند: تطبیق تاریخ امروز انقلاب با وقایع صدر اسلام که سابقهدارهای اسلام از دفاع از امیرالمؤمنین(ع) شانه خالی کردند، برای ما بسیار تلخ است.
در بخش دیگری از این نامه خاطرنشان شده است: اثبات همسنگری امروز و دوستی فردای شما برای نظام اسلامی در این است که جریان نفاق را که بخشی از آن در لوای نام و سابقه شما پنهان شده است، رسوا ساخته و با اعلام مواضع صریح، پرده از فتنه پیچیده نفاق بردارید.
در ادامه 3 پیشنهاد دانشجویان به هاشمی در مورد شخص وی، فرزندان و اطرافیانش ارائه و تأکید شده است که تحقق این پیشنهادها مستلزم خواست و اراده جنابعالی است.
نگارندگان نامه سکوت بیسابقه هاشمی در قضایای اخیر را مورد توجه قرار داده و افزودهاند: در ادامه موضع گیریهای خنثی در مقابل آنچه "فتنه پیچیده منافقین" خواندید، این شبه را به ذهن متبادر می سازد که خدای ناکرده خودتان نیز در دام این فتنه پیچیده افتاده اید.
در ادامه به هاشمی پیشنهاد شده است که برای روشن شدن قضایا، مواضع خود را شفاف و صریح با مردم در میان بگذارید تا خدای ناکرده در این سکوت، افکار عمومی به سمت توهم سوق پیدا نکند. چرا که تاریخ انقلاب در مورد سابقهدارهای خود که بارها تا مرز شهادت پیش رفتهاند، حساستر قضاوت خواهد کرد!
در بخش دیگری از ای نامه، دانشجویان به مسائل موجود در خصوص فرزندان هاشمی اشاره و تأکید کردهاند: این مسائلچیزی نیست که زائیده تخیلات! مدیران دلسوز نظام باشد، تهمت های گروهکهای ضدانقلاب هم نیست که بخواهید در قبال آن کریمانه! سکوت کنید. بلکه این بار سکوت شما در تاریخ ثبت خواهد شد و در اذهان نسلهای آتی انقلاب معنا خواهد یافت.
نگارندگان همچنین افزودهاند: مسائل موجود درخصوص فرزندان جنابعالی و برخی دیگر از آقازادگان، مسئلهای نیست که آتشفشانهای سینههای سوزان ملت، از آن بگذرد و دیر یا زود به آنها رسیدگی خواهد شد. دیگر زمانی نیست که باندهای قدرت و ثروت با نفوذ در دستگاههای مجری عدالت بخواهند با تطمیع و تهدید مانع اجرای عدالت شوند. "سر چشمه شاید گرفتن به بیل، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل"
دانشجویان در بیان پیشنهاد دوم خود به هاشمی درخصوص فرزندانش تصریح کردهاند: جنابعالی در اقدامی شجاعانه، از دستگاه قضایی کشور بخواهید پرونده های اقتصادی فرزندانتان مورد رسیدگی قرار گیرد و با اجرای عدالت، نام نیک خود را در "دفتر عدالتخواهی ملت" ثبت نمایید.
در این نامه با اشاره به توهینهای بیسابقهی اطرافیان هاشمی از جمله همسر و فرزندان وی و اشخاص نزدیک به جریان فکری او، طی مدت اخیر به رهبری و رئیسجمهور قانونی کشور و بهدست گرفتن هدایت برخی جریانات آشوب طلب در گفتار و عمل خاطرنشان شده است: آنچه با توجه به آنچه از سوابق و شخصیت جنابعالی سراغ داریم، شما را مخالف اینگونه موضعگیریها میدانیم.
نگارندگان در بخش سوم از پیشنهادات خود به هاشمی اضافه کردهاند: با تبری جستن از مواضع اطرافیان نامطمئن خود، زمینه را برای شناخت بهتر کسانی که با استفاده از وجهه شما، قصد تخریب انقلاب را دارند و در پشت شما پناه گرفتهاند، فراهم نمایید و هرگونه سنگ اندازی در مقابل جریان عدالتخواهی ملت را "حرام" اعلام کنید.
دانشجویان در ادامه بخشی از پاسخ مقام معظم رهبری به استعفای آقای طاهری امام جمعه اصفهان را در تاریخ 20/4/81 بهعنوان نکتهای عبرتآموز یادآوری کردهاند: «بلاى گرفتارى در مُشت اطرافيان نامطمئن موجب شد كه يكى از ياران و شاگردان نزديك امام در اواخر عمر آن يگانهى زمان، مطرود ايشان واقع شود و او را از دخالت در امور سياسى منع شرعى كنند و باز اگر آن شخص به اين تصميم و اخطار حكيمانهى استاد و مراد خود عمل مىكرد يقيناً مشكلات بعدى را براى خود و كشور به وجود نمىآورد.»
در بخش پایانی این نامه خطاب به هاشمی رفسنجانی تصریح شده است: بیشک نماز جمعه بهعنوان پایگاه مستحکم انقلاب در طول 30 سال گذشته تریبون دفاع از انقلاب، خنثیسازی توطئههای دشمنان و محلی برای وحدت و الفت مؤمنینِ به انقلاب بوده است. امواج خروشان نمازگزاران، همواره مدافعین حرمت جایگاه نمازجمعه بوده و منتظر اعلام مواضع شجاعانه شما خواهند بود!
فرمانده انتظامي قزوين گفت: يك فروند هواپيماي مسافربري در اقباليه قزوين سقوط كرده است و تمام مسافران آن كشته شدهاند.

سرهنگ مسعود جعفري نسب افزود: اين هواپيما در روستاي فارسيان اقباليه قزوين سقوط كرده و تمام مسافران آن كشته شدهاند.
سرهنگ جعفري نسب گفت: در حال حاضر نيروهاي امدادي در محل مستقر شدهاند.
خبرهاي تكميلي متعاقباً ارسال ميشود.
مدير مسئول روزنامه حزبالله گفت: تحليل خبر شهادت مروه الشربيني به نفع رسانههاي غربي نبود زيرا آنها هر رويداد خبري را بر اساس اينكه تا چه ميزان در راستاي اهداف آنهاست انعكاس ميدهند.

حسين قربانزاده درباره چگونگي انعكاس خبر شهادت مروه الشربيني دانشجوي محجبه مصري در دادگاه آلمان در رسانههاي غربي گفت: نوع رويكرد، پردازش و تحليل اين خبر توسط رسانههاي غربي سمت و سويي دارد كه با مبنا، اصل و تأسيس اين رسانهها و ارتباط تنگانگي كه با رابرت مردوخ و اساساً لابي صهيونيستي دارد كاملاً همجهت است.
وي با اشاره به اينكه به حاشيه بردن و منحرف كردن اصل اين موضوع يكي از رويكردهاي رسانههاي غربي بود، اظهار داشت: رسانههاي انگليسي، فرانسوي و خصوصاً آلماني اساساً در اين موضوع به حداقل هم نپرداختند، به طوري كه بيبيسي يك خبر كوتاه از اين حادثه پخش كرد.
مدير مسئول روزنامه حزبالله ادامه داد: در مقابل اخبار ديگري كه براي آنها اهميت دارد و منافع آنها در راستاي انتشار آنها است را با دفعات و تحليلهاي مختلف در دستور كار قرار ميدهند.
نمونه اين مسئله پرداخت به اتفاقات اخير ايران، زنداني شدن خانمي در درمه و غيره است؛ اين رسانهها آنقدر به موضوعات اينچنيني ميپردازند و با دستاويز حقوق بشر و حقوق شهروندي و جلوه دادن اينكه در اين مناطق از جهان نقض حقوق شهروندي اتفاق ميافتد سعي ميكنند حكومتها و دولتهايي را كه مخالف منافع غرب و اساساً نظام كاپيتاليستي و سرمايهداري هستند در اذهان افكارعمومي تحقير كرده و از چشم افكار عمومي بيندازند.
وي با تحليل عملكرد رسانههاي مختلف جهان در انعكاس خبر شهادت مروه الشربيني گفت: به عنوان مثال «فرنس 24» بعد از شبكه دولتي فرانسه كه گسترهاي از مخاطب جهاني را دارد و به سه زبان عربي، انگليسي و فرانسه بر روي ماهواره فعاليت ميكند اساساً به اين خبر مهم نپرداخت، در حالي كه اين رسانهها خبري هستند و 20 دقيقه يك بار تمام عناوين مهم اخبار جهان را پخش ميكنند اما اين شبكه در هيچكدام از كانالهاي عربي، انگليسي و فرانسه خود خبر شهادت مروه الشربيني را انعكاس نداد.
وي افزود: بيبيسي نيز تنها يك خبر كوتاه از اين حادثه پخش كرد كه آن هم به دليل حجم فشار رسانهاي روي آن بود كه چرا اين خبر را منتشر نميكند.
اين روزنامهنگار با اشاره به عملكرد رسانههاي آلماني در انعكاس اين خبر گفت: مشخص است كه چرا رسانههاي آلماني همچون زد.دي.اف اين خبر را انعكاس ندادند؛ اين شبكه آلماني است و همجهت با سياستهاي آنجلا مركل و دولت آلمان است.
قربانزاده با مقايسه انعكاس خبر قتل ندا آقاسلطان و شهادت مروه الشربيني در رسانههاي غربي ادامه داد: رسانههاي غربي خبرها را بر اساس منافع خود منعكس ميكنند و هر رويداد خبري را بر اساس اينكه تا چه ميزان در راستاي اهداف آنهاست؛ كميت و تحليل آن را به همان نسبت افزايش يا كاهش داده و يا در كل سانسور ميكنند و همچنين در صورتي كه به نفع آنها باشد چنان شانتاژ ميكنند كه كاملاً با اغراق همراه است.
وي تصريح كرد: درباره مرگ ندا آقاسلطان كه اين رسانهها آنقدر خبر دادند و اين موضوع را پمپاژ كردند كه حتي فراتر از يك نسلكشي كه نمونه آن را در بوسني داشتيم، بود.
بازخواني 5 مرحله پالايش انقلاب اسلامي
وقتى اميرالمؤمنين (ع) به حکومت رسيد بسيارى از صحابه رسولالله و خلفاى پيشين، حاضر به همراهي با ايشان نشدند؛ البته بسيارى از آنان از ابتدا مخالفت را شروع نکردند. مشى، شروط، ملاکهاي تقدم اميرالمؤمنين (ع) و ... مواردى بود که آرايش جديدى از صحابه به نمايش گذاشت. به طورى که اميرالمؤمنين(ع) براى اقناع آنان به قرآن مراجعه نکردند زيرا آنان خود را همطراز اميرالمؤمنين (ع) در درک وحى دانستند و در عرصه تفسير نيز مدعى بودند.اميرالمؤمنين در نهروان به ابن عباس گفت: براى آنان قرآن نخوان بلکه از پيامبر(ص) حديث بياور. احاديث پيامبر(ص) نيز کارگر نشد و شد آنچه نبايد شد. (و چه زيبا در روزهاى اخير ملت ما جملات امام را در مقابل قانونگريزان بالاى دست گرفتند) و ... اميرالمؤمنين (ع) از آنان مأيوس شد و به سراغ «رويشهاي اسلام» رفت. مقام معظم رهبرى بعد از صدور حکم محکوميت عبدالله نورى، در نماز جمعه تهران فرمودند: اميرالمؤمنين (ع) هر موقع شمشير ميخواست مالک، هر موقع زبان ميخواست ابنعباس و ... مالک، ابنعباس، محمد ابن ابوبکر، ابنحاتم طائى و ... کسانى بودند که پيامبر را درک نکرده بودند اما با همه وجود و بدون هيچ چشمداشتى در خدمت اميرالمؤمنين(ع) بودند و جزو رويشهاي اسلام به شمار آمدند. در زمان امام حسن (ع) نيز اين چنين بود، تنها صحابى بازمانده از زمان پيامبر اسلام در اين عصر سعدابن ابى وقاص بود. او بيشترين خون را به دل امام حسن (ع) کرد و چون از صحابه بود، مردمي که پيامبر را درک نکرده بودند وى را داراى مرجعيت دانستند و اين چنين او مقابل امام زمان خويش قرار گرفت و پسر او نيز (عمرابن سعد) در کربلا آن کرد که نبايد کرد. عبيداله ابن عباس نيز چرب و شيرين دنياى معاويه را برگزيد و اين چنين بود که حسن بن على(ع) تنها ماند و ... و زمينه ذبح ذبيحالله در کربلا فراهم شد. در انقلاب اسلامي ايران نيز همه کسانى که از گردنه بهمن 57 عبور کردند، همطراز با تفکر امام نبودند اما فضا را براى شخصيتسازى و ماندگارى تاريخى مفيد دانستند، اما در فرداى انقلاب اسلامي نتوانستند استمرار آن را همراه شوند و در خوشبينانهترين حال به «جمهورى اسلامي» يا «جمهورى» دل خوش داشتند و به زودى در مقابل انقلابيون سبز گرديدند. انقلاب اسلامي ايران با شاقول امام به پيش ميرود؛ شمشه و تراز از آن امام است و به حکم قانون و شرع، قرائت ولى حى از انديشه و راه امام مسير اصلى و صحيح انقلاب اسلامي است. انقلاب اسلامي در مسير تکامل و رشد عمقى و طولى خويش با پنج پالايش اصلي همراه بوده است که هر کدام از اين پالايشها منجر به سرعت انقلاب و افزايش ضريب دقت آن شده است.
● پالايش اول: ليبرالها و ملىگراها
اولين پالايش در سال اول انقلاب اتفاق افتاد و کسانى که به تعبير امام راحل «عقيده خاص و واقعى به انقلاب نداشتند» پس از افشاي اسناد همکارىشان در لانه جاسوسى امريکا، از قدرت خارج و در نقطه رهايى نظام اسلامي قرار گرفتند. همکارى آنان با دشمن بعثي، ضربه به آنان در پاسخ امام به نامه محتشميپور و روآورى شفاف به عرصه مبارزه فرعى با نظام، بعد از خرداد 1376 نشان داد که اين پالايش به درستى صورت گرفته است و اگر آنان در قدرت باقى مانده بودند باز به تعبير امام راحل «اکنون ملت ما زير پاى امريکا دست و پا زد». اگر چه اصلاحطلبان تلاش کردند مرزهاى نظام را بعد از سال 76 و 1377به هم بريزند و اين افراد نيز در صفوف انتهايى آنان قرار گرفتند، اما هم مردم و هم نخبگان واقعى انقلاب دست رد به سينه آنان زدند. آنان مدعى مردم بودند. مردم نيز در دور دوم انتخابات شوراها تکليف آنان را مشخص کردند.
● پالايش دوم: بنىصدر و منافقين
پالايش دوم جريان «التقاط» بود؛ آنان که با معجونى از سوسياليسم، مائوئيسم و اسلام ممهور شده بودند، بالاخره چهره عريان خود را مقابل امام (ره) به نمايش گذاشتند. بنىصدر در روحيه استکبارى و عجب و خود بزرگبينى گرفتار آمد و منافقين در انقلاب ايدئولوژيک خود نتوانستند «انقلاب اسلامي» انجام دهند. لذا در 30 خرداد 1360 دست به اسلحه بردند، هزينههاي انسانى زيادى تحميل کردند، خونهاي زيادى را ريختند، مردان بزرگى را به شهادت رساندند اما ماحصل آن جملههاي معروف امام شد که «بکشيد ما را، ملت ما بيدارتر ميشود»، «ملتى که شهادت دارد اسارت ندارد» و ... نيشتر انقلاب اين غده سرطانى را نيز از جا کند و آنان براى اثبات حماقت خويش به دامن صدام پناه بردند و صدام نيز آنان را به قربانگاه «مرصاد» فرستاد تا ملت غيرتمند ايران، همکارى عريان آنان با دشمن را به قضاوت بنشينند و تنفر ابدى خويش را نثار آنان نمايند. خروج آنان از خانواده انقلاب باعث «سلامت مکتب» در عرصه سياسى شد و اسلام ناب دامن خود را از «اسلام التقاط» پاک کرد و مردم راه امام (ره) را برگزيدند و حرکت کردند.
● پالايش سوم: جريان انحرافى مهدى هاشمي
باند آدمکش مهدى هاشمي که در مرکزيت جغرافيايى کشور، حزب الله را با دستى آلوده به مردم نشان ميداد توانست حريم قائم مقام رهبرى را نيز آلوده نمايد. امام براى اصلاح حاصل عمر «سالها خون دل خورد اما فايده نداشت» لذا «با دلى پرخون حاصل عمرش را براى مصلحت نظام و انقلاب» کنار گذاشت و مهدى هاشمي و باند مخوف وي نيز به درک واصل شدند. حذف اين جريان توسط امام راحل از معجزات حقيقى انقلاب اسلامي است زيرا از عزل آقاي منتظرى به عنوان قائم مقام رهبرى تا لحظه فوت امام (ره) دو ماه و 14 روز بيشتر باقى نبود و اگر امام آنگونه عمل نميکرد امروز...
● پالايش چهارم: سکولارهاى درون حاکميت بعد از دوم خرداد
از حماسه دوم خرداد در کشور سه تفسير اساسى صورت گرفت؛1- حماسه بزرگ (نظر رهبرى) 2- نه به يک جناح 3- نه به جمهورى اسلامي. کسانى که بر مبناى بند اخير به تحليل رأى مردم پرداختند براى استحاله يا سرنگونى نظام اسلامي دست به کار شدند. از عاشورا شروع کردند عصمت را به سخره گرفتند، ولايت فقيه را ديکتاتورى صالحان خواندند، حاکميت را دوگانه خواستند و به ارائه مدلهاي حکومتى جديد دست يازيدند. حوادث پس از دوم خرداد 1376 و استقامت مردم و رهبرى باعث غربال اين جريان شد، برخى به خارج گريختند تا مردم بفهمند خانه اول اينها کجاست و برخى هم پس از آن همه ناکامي، شيطان صفت به گوشهاى خزيدند تا روز ديگرى فرا رسد. اکبر گنجي، سروش، محسن کديور، عطاءالله مهاجرانى، على افشارى، عطرى، منوچهر محمدى، باطبى، سازگارا و شيرين عبادى ... جزو دسته اول بودند، دسته سوم در اتاق انتظار نشسته بودند. آنان منتظر بودند تا دوباره «افکار عمومي براى حرکتهاي اجتماعى» آماده شود و از طريق شورشهاي اجتماعى عقدههاي سرکوب شده خويش بعد از شوراهاي دوم، مجلس هفتم، دولت نهم، شوراهاى سوم و مجلس هشتم را احيا نمايند.
● پالايش پنجم: نفاق جديد
شباهت نفاق جديد با نفاق قديم اين است که مطالبات خود را ديکتاتور مآبانه طرح ميکنند. نمادهاى خيابانى آنان شبيه حرکتهاي ما قبل خرداد 1360 است وهواداران را بيشتر از بين جوانان زير 30 سال انتخاب ميکنند که تحليل اجتماعى آن در اين مجال نميگنجد. تا نماز جمعه روز 29 خرداد 1388 بايد با قدرى تساهل لفظ نفاق براى آنان به کار برده ميشد،اما هرگونه حرکت انحرافي بعد از خطبه نماز جمعه رهبرى، نيروهاى مؤمن به انقلاب را از ترديد خارج کرد. «بحران تحليل» پايان يافت و همه به سمت عمل به تکليف خود رفتند. بينظيرترين نماز جمعه تاريخ انقلاب اسلامي ايران نشان داد که ظرفيت انجام تکليف انقلابى اکنون در اوج قرار دارد، اما اندکى ديگر بايد صبر کرد. جريان اصولگرا بعد از خرداد1376 داراى رويش بوده است و اين رويش به سمت «درون نظام» است. نسل جديد اصولگرايان از جناح راست عبور کرده و فارغ البال در پي ولي فقيه به پيش ميرود، اين در حال است که جريان تجديد نظر طلب فاقد رويش نسلى است و رويشهاي اندک آن آينده نيز «رويشهاي برونگرا» هستند. ادوار تحکيم وحدت (نسل جوان تجديد نظر طلبان) مصداق عينى آن است، بنابراين رويشهاي همطراز انقلاب اسلامي آمادهاند پرچم را از خستگان، توابين، پشيمانان، خود بزرگ بينان و دگرديسان بگيرند و مسير انقلاب اسلامي را با قدرت ادامه دهند و اين اتفاق در حال انجام است.
منبع: ايرنا
پاكستان و افغانستان اعلام كرد.
استاد روابط بينالملل دانشگاه اصفهان، انتقالگرايي هوشمند ايالات متحده آمريكا در برابر جمهوري اسلامي ايران را طمع خامي دانست كه شكست خورد.

عليرضا آقاحسيني استاد روابط بينالملل و عضو هيئت علمي دانشگاه اصفهان در گفتگوي تفصيلي با فارس به بررسي سياستهاي دموكراتها در قبال ايران بويژه در بحث انتخابات خرداد 1388 پرداخته و انتقالگرايي هوشمند آمريكا در قبال ايران را طمعي خام برميشمرد كه به واسطه رهبريهاي داهيانه مقام معظم رهبري و هوشياري ملت ايران با حضور در پاي صندوقهاي راي و عدم همراهي با دشمنان در وقايع پس از انتخابات، شكست خورد.
اين استاد دانشگاه در ابتداي سخن با بيان اينكه بدون اغراق بايد گفت سياستهاي پرهزينه نومحافظهكاران در طول چهار سال دولت نهم به بنبست رسيد، ميافزايد: تقريبا در دوره دوساله پاياني رياست جمهوري بوشِ پسر بود كه عقلاي كاركشته و صاحبنظران دورانديش دانشگاهي در آمريكا ناكاركردي سياستهاي نومحافظهكاران در قبال دولت نهم را گوشزد كردند، اينان در تجديدنظرطلبي راهبردها، شيب ملايمي را بسترسازي كردند كه حاصل آن توسل به رويكردهاي جنگ نرم بود.
وي با بيان اينكه در اين گفتگو ابتدا به صورت بسيار فشرده ابعاد انتقالگرايي جديد با رويكرد جنگ نرم را مورد توجه قرار ميدهيم، افزود: در بخش دوم توضيح داده خواهد شد چرا دولتمردان دموكرات در روزهاي اخير با سراسيمگي از خط آشوبهاي تهران حمايت كردند.
اين استاد دانشگاه اضافه كرد: فشرده بايد گفت كه مبتكر سد نفوذ در دوره جنگ سرد "جرح كنان " بود كه اعتقاد داشت بايد با ايجاد مجموعهاي از راهبردهاي بازدارنده شوروي را در درون مرزهاي خود متوقف كرد. شكست سياستهاي تهاجمي نومحافظهكاران عليه جمهوري اسلامي ايران به ويژه در دولت نهم، مقامات مسئول ايالات متحده به خصوص وزير دفاع اين كشور، رابرت گيتس را به اين جمعبندي رساند كه تجارب گذشته اين كشور در خصوص فروپاشي اتحاد جماهير شوروي بايد در مورد ايران اسلامي نيز عملياتي شود.
ادامه مطلب
روزنامه کروبی در اقدامی عجیب در حالی که میرحسین موسوی در مراسم سالگرد شهید بهشتی در مسجد قبای تهران حضور نیافت و از طریق تلفن همراه چند جملهای با هوادارانش صحبت کرد، تیتر یک روز نامه روز دوشنبه خود را به "کروبی و موسوی در مراسم سالگرد شهید بهشتی" اختصاص داد و نوشت: «روز گذشته مهدی کروبی و میرحسین موسوی، در سومین هفته از زمان انتخابات ریاست جمهوری در یک مراسم سالگرد، زیر یک سقف، همراه با حامیان خود جمع شدند و یاد آیتالله محمدحسین بهشتی را که در ماجرای انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی به همراه 72 نفر دیگر به شهادت رسیده بود، گرامی داشتند.»

این روزنامه در ادامه خیالپردازیهای خود از حضور صدها هزار نفر در این مراسم خبر داد: «مجلس اگرچه، ذکر یاد آیتالله بهشتی بود، اما به علت حوادث اخیر، خصوصاً پس از انتخابات رنگ دیگری به خود گرفت و صدها هزار نفر از هواداران نامزدهای اصلاحطلب که به دنبال دیدار با آنها و تأکید بر حمایتشان داشتند، خود را به مسجد قبا رساندند. به علت استقبال بسیار زیاد از این مراسم، مسجد کوچک قبا توان تجمع مردم زیر سقف خود نداشت. به همین علت، خیابان قبا، اطراف حسینیه ارشاد، خیابان شریعتی حدفاصل سیدخندان تا میرداماد (وبلکه بیشتر) محلی شد تا مردم کنار یکدیگر بایستند.
در حالی در این گزارش خیالی به حضور صدها هزار نفر! در این مراسم اشاره شده که بر اساس تصاویر منتشر شده در شبکههای ماهوارهای نهایتاً حدود 700 تا 800 نفر از هواداران موسوی در کوچهی مسجد قبا ایستادهاند.
گزارش این روزنامه به نظر میرسد گزارشی سفارشی است و حتی قبل از برگزاری مراسم نوشته شده باشد. سال گذشته نیز روزنامه صدای عدالت که در حال حاضر یکی از ارگان های اصلی ستاد موسوی است، به نقد گفتوگوی تلویزیونی رئیسجمهور با مردم پرداخت. این نقد در روزی منتشر شد که قرار بود شب قبل از آن رئیسجمهور در یک مصاحبه زنده با مردم سخن بگوید اما این مصاحبه لغو شد!
هویت و انگیزه عامل بمب گذاری
در حرم امام مشخص شد

پس از انتشار خبر بمب گذاری در حرم حضرت امام(ره) که هفته گذشته با کشته شدن عامل آن و زخمی شدن هشت نفر از زائران مرقد بنیانگذار کبیر انقلاب پایان یافت ابعاد جدیدی از این حادثه فاش شد.
به گزارش جهان، بررسی های به عمل آمده توسط نهادهای مسئول نشان داد که شخص بمب گذار رئیس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها در منطقه پل دختر بوده است که به دلیل برگشت خوردن چک های خود و عدم توان پرداخت بدهی طلبکاران به تهران سفر کرده و عازم ستاد مرکزی کاندیدای مورد حمایت خود می شود.
ب . ع که دارای مغازه معاملات ملکی بوده است، در تاریخ 30 خرداد در ترمینال پل دختر با کرایه یک دستگاه پراید عازم تهران می شود و مبلغی حدود 200 هزار تومان به عنوان کرایه رفت و برگشت به راننده می پردازد.
به گفته این راننده وی با دو تن از مسئولین ستاد یک کاندیدا قرار ملاقات داشته که قبل از موعد مقرر به تهران رسیده و برای استراحت عازم حرم امام می شود، وی که پیش از سفر به تهران تلاش های بسیاری برای حل غیر حضوری مسئله و وصول مطالبات خود از مسئولان ستاد انجام داده بود به تهیه مقداری زیادی چاشنی انفجاری مخصوص صید ماهی و بستن آن به کمر خود، به جهت تهدید مسئولان ستاد عازم تهران می شود که برخی منابع احتمال می دهند این فرد قصد قبلی برای عملیات تروریستی نداشته و به احتمال زیاد به سبب گرما این کمربند منفجر شده است.
ب .ع پیش از این به جهت نصب بلندگو بر روی ماشین خود و بیان جملات توهین آمیز خطاب به دولت در ایام تبلیغات ریاست جمهوری، توسط نیروی انتظامی بازداشت و بعد از اخذ تعهد آزاد می شود.
نامبرده در سال 81 به جهت صدور چک بلامحل روانه زندان می شود و در سابقه او جرایمی نظیر جعل سند و سرقت دیده می شود.
|
فرمانده كل سپاه با اشاره به فتنه انگيزى اخير قانون شكنان، سياه نمايى و فضاسازى هاى چند ماهه آنان را در پيچيده كردن شرايط مؤثر دانست و حضوربى سابقه مردم در انتخابات و راى به نظام اسلامى را پاسخ مردم فهيم ارزش مدار به ارزش هاى اسلامى و رهبرى و ادبار تفكر مبتنى بر فقر و فساد و تبعيض عنوان كرد.
وى از جمله علت هاى مخالف خوانى هاى جريان مقابل اصولگرايى را حضور مؤثر و خارق العاده مردم درپاى صندوق هاى راى دانست و اظهارداشت: دراين ماجرا خيلى ها نتوانستند تجزيه و تحليل درستى ارائه دهند. لذا به آشوب و تخريب هاى شبانه روى آوردند چرا كه در تحليل آنها اين مساله مطرح شده بود كه اگر اين دفعه شكست بخوريم، معلوم نيست چه آينده اى داشته باشيم.
فرمانده كل سپاه با اشاره به واگذارى مسؤوليت كنترل اوضاع به سپاه و به دست گرفتن ابتكار عمل و آرام شدن اوضاع، ماجراى اخير را فتنه اى عميق خواند كه هرچند به غبارآلودگى فضا در مقطعى انجاميد، اما موجب زنده تر شدن انقلاب و شفاف تر شدن مواضع ارزشى نظام در داخل و خارج و محكم تر شدن پايه هاى نظام شد.
وى تصريح كرد: آنچه بايد بدانيم اين است كه پرچمى كه مقام معظم رهبرى از حدود ۱۵ سال پيش بلند كردند پرچم مبارزه با فقر، تبعيض و بى عدالتى بود و اين مطالبه اى است كه در مردم ايجاد شده و راى بالاى مردم تاكيد بر اين مطالبات بود. نگاه مبتنى بر خواست غربى ها قطعاً پاسخ نخواهد داد.
وى دهه چهارم انقلاب را به فرموده مقام معظم رهبرى دهه پيشرفت و عدالت ناميد و تاكيد كرد: سپاه بايد پرچمدار آن باشد.
در ادامه جلسه حجت الاسلام سعيدى نماينده ولى فقيه در سپاه با تاكيد بر اينكه تكليف ما تحقق منويات رهبرى است به انتخابات اخير و حضور چشمگير مردم اشاره و پيروزى شگفت آور مردم در اين انتخابات را در راستاى اين تكليف دانست.
وى سپاه را نزديك ترين نهاد به رهبرى و مجموعه اى در مسير تحقق آرمان ها و اهداف رهبرى دانست و افزود: سپاه در سخت ترين و غبارآلودترين شرايط كشور، به تكليف عمل كرد و راه را گم نكرد و بخش بزرگى از اين، مرهون هدايت اداره سياسى و هاديان سياسى است. نماينده ولى فقيه در ادامه استراتژى استكبار را براندازى نرم دانست و گسست عميق در بين خواص و نخبگان درون انقلاب را از پديده هاى نامطلوب و دردناك معرفى كرد.
مير حسين موسوي با صدور بيانيه نهم خود بار ديگر در مقابل آراي اكثريت ملت ايستاد و حاضر نشد به راي مردم و قانون تمكين كند. وي خبر داد: شكايت خود را با تشكيل جمعيتي در محاكم قضايي پيگيري مي كنم.

موسوي در اين بيانيه از تصميم خود به تشكيل حزب و جمعيت خبر داده و يادآور شده است: گروهي از نخبگان بر سر آنند كه گرد هم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق و آراي پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارك و اسناد تقلبها و تخلفهاي انجام گرفته و نيز رجوع به محاكم قضايي پيگيري كنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند.اينجانب نيز به اين جمع ميپيوندم.
موسوي توضيح نداده وقتي داوري متشكل از شش نفر فقيه و مجتهد جامع الشرايط مورد تاييدامام و رهبري و شش نفر حقوقدان مورد تاييد نمايندگان مردم در شوراي نگهبان قانون اساسي را نمي پذيرد و قادر نيست براي ادعاهاي خود سند و مدرك ارايه كند، چگونه حاضر است باز هم به محكمه ديگري رجوع كند و اگر رجوع كرد و آن محكمه هم استبداد راي موسوي را نپذيرفت، آنگاه تا كي مي خواهد اين دور و تسلسل تاريخي را ادامه دهد.
با توجه به راي اكثريت ملت به محمود احمدي نژاد و صبر و حوصله شوراي نگهبان در صيانت واقعي از آراي مردم و بازشماري تصادفي ده درصد آرا كه نتيجه اعلام شده را بار ديگر تاييد كرد، انتظار مي رفت كه مير حسين موسوي با مردم همراه شود و به قانون و راي مردم تمكين كند كه باز هم چنين نكرد.البته اينكه موسوي راي مردم را نپذيرد تاثيري در مشروعيت مردمي نظام نخواهد داشت.قطار پيشرفت انقلاب بسرعت در حال حركت است و هر كس همراه نباشد جا خواهد ماند.
افكار عمومي مردم شاهد بودند كه موسوي حاضر نشد حتي نمايندگاني براي بازشماري تصادفي آرا معرفي كند تا مبادا مسئوليت حوادث تلخ وخونين كه بر عهده او قرار داشت، بيش از پيش آشكار شود. وي در اهانت آشكار به مردم اقدامات موثر شوراي نگهبان در اقناع افكار عمومي را نمايشي دانسته و همچنان بر طبل توخالي تخلف و تقلب نواخته است. آقاي موسوي بايد بپذيرد كه مردم گرايش او را نپذيرفتند. وي نوشته است: شوراي نگهبان، پس از نمايشهايي كه توجه هيچكس را جلب نكرد، و با چشم بستن بر روي انبوه تقلبها و تخلفهاي صورت گرفته، سرانجام نتايج دهمين دورة انتخابات رياست جمهوري را تاييد كرد.
مير حسين موسوي كه بايستي جوابگوي خون هاي ريخته شده و حوادث ناگوار و تلخ هفته هاي اخير باشد، در يك فرافكني آشكار نوشته است: جشنوارهاي كه تجديد حيات ملت ما را مژده ميداد با تقلب و تخلف از عهدهاي اسلام و انقلاب با ناگوارترين صحنهها به پايان رسيد؛ با حمله به خوابگاه دانشجويان، با خونهاي ريخته شده، جوانان كتك خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سيماي از انظار جامعه افتاده، قلمهاي شكسته، روزنامههاي بسته، با فضاي امنيتي كودتاگونه و بياعتمادي تلخ و گستردة مردم نسبت به نتايج اعلام شده براي انتخابات و دولت ناشي از آن. به زودي گرماي حادثه فرو مينشيند و دستاندركاران اين ماجرا با صورتحساب بلندبالاي اشتباهات خود روبرو ميشوند. آيا آنان از تحميل آنچه روي داد سود بردند؟ همگان بخوبي مي دانند اگر موسوي اصرار بر اجتماعات غير قانوني و تشنج آفرين نداشت، امروز پايان آن حوادث را اينگونه تلخ ارزيابي نمي كرد.
موسوي كه حاضر نيست به قانون اساسي، انديشه امام در باره شوراي نگهبان پايبند باشد،افزوده است: به قانون بازگرديم؛ به قانون اساسي، اين بزرگترين ميثاق ملت. به قوانيني كه خود وضع كردهايم پايبند بمانيم و آنها را اجرا كنيم. بدون اين كار سنگ روي سنگ بند نخواهد ماند.
موسوي توضيح نمي دهد اين قانوني كه او از آن دم مي زند آيا شوراي نگهبان مورد تاييد امام و رهبري را برسميت شناخته است.
وي كه خسارت هاي بي شماري در اثر خواسته شخصي اش متوجه مردم شده وخون بيگناهاني را ريخته و اموال بيت المال را به تاراج داده بود، همچنان معترض باقي مانده و يادآور شده است: تمامي تلاشهايي كه اين روزها صورت ميگيرد براي آن است كه از ثمربخش بودن اعتراضات قانوني خود نااميد شويد، زيرا تا ما نااميد نشويم اين دولت از اعتبار واقعي برخوردار نخواهد شد. اميد به آينده رساترين اعتراض ماست.
وي كه اعتراضاتش هزينه سنگيني براي مردم در پي داشته و با اقتدار نظام نتوانسته آشوب ها و اغتشاش ها را به شكل گذشته پيگيري كند، مي افزايد: براي آن كه اين اعتراض به نتيجهاي دلخواه برسد بايد چند اصل مهم را رعايت كنيم: نظام و انقلاب اسلامي ميراث و ميوه مبارزات تاريخي دويست ساله شما با استبداد و عقبماندگي است. جمهوري اسلامي نظامياست كه اگر بر اساس عهد نخستين و نسخه اصيلش به اجرا درآيد تمامي خواستههاي ما را در بر ميگيرد. مبادا كسي فريب شعارهاي ساختارشكنانه را بخورد. اينجانب قويا با چنين وسوسهاي مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسي ما همچنان داراي ظرفيتهاي ارزشمند تحقق نايافتهاي است كه بايد با فعاليت همه نخبگان روحاني و دانشگاهي و انديشمندان كشور اجراي آنها به صورت مطالبهاي ملي درآيد.
خوشبختانه مير حسين اينبار ساختار شكني را نفي كرده و به درستي آن را فريب دانسته است كه جاي تشكر و قدرداني دارد.ولي يكي از ساختارهاي اساسي قانون اساسي و ميثاق ملي ما شوراي نگهبان است كه وي بخاطر عدم تحمل شكست حاضر نيست،ان را بپذيرد.
مير حسين موسوي پس از شكست قاطعانه آشوب هاي خياباني و اقداماتش كه مورد حمايت رئيس جمهور آمريكا، رژيم صهيونيستي و ساير دولت هاي استعماري و استكباري واقع شده بود، در اين بيانيه قدري به خود آمده وتاكيد مي كند: ماجراي ما، هر چقدر تلخ، يك اختلاف خانوادگي است كه اگر خامي كنيم و بيگانگان را در آن دخالت دهيم به زودي پشيمان خواهيم شد.
اين سخن را هم مثبت قلمداد مي كنيم ؛اما آيا اينك كه اوضاع آرام شده و بيگانگان از كودتاي مخملي خود طرفي نبسته اند، بيان چنين مطالبي دير نيست؟
موسوي كه تاكنون اجتماعات غير قانوني اش صدها مجروح و ده ها كشته و دلهره وناامني هاي بسياري در بين زن و بچه مردم بهمراه داشته اينك خواستار شكل گيري تجمعاتي است كه كودكان خردسال و زنان باردار نيز بتوانند در آن شركت كنند و معتقد است: در اعتراض و حركت اصلاحي و اصولي ما هيچكس نبايد صدمه ببيند. ما زماني در تلاش خود موفق خواهيم بود كه ابتكارهاي ما براي احقاق حقوقمان تا آن حد انديشيده شده، كارآمد و در چارچوب قانون باشد كه حتي كودكان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شركت كنند.
اين رويكرد موسوي هم ديرهنگام ولي مثبت است و اگر از روز اول متوسل به اغتشاش و آشوب نمي شديد، مي توانست باز هم ادامه يابد ؛نه اينكه هر روز براي اجتماعات رطب و يابس را به هم ببافيد. شما كه قادر به برگزاري اجتماع آرام نبوده و باز هم نيستيد،چگونه توقع داريد به فرض مثال كودكان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شركت كنند.
موسوي اين بار صريحا قانون را نشانه گرفته و در توجيه عدم تبعيت خود از قانون مي نويسد: ما در برههاي و گريوهاي از تاريخ كشور خود قرار داريم كه راهحل بسياري از مشكلات ما قانون است. درست است! قانون هميشه بيعيب نيست. درست است! قانون عرفي قراردادي اجتماعي است و به مانند هر عهد و پيماني كه انسانها با هم ميبندند رعايت آن تنها تا زماني الزامي است كه طرف مقابل نيز به آن پايبند باشد. درست است!
موسوي در اين بيانيه از تصميم خود به تشكيل حزب و جمعيت خبر داده و يادآور شده است: گروهي از نخبگان بر سر آنند كه گرد هم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق و آراي پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارك و اسناد تقلبها و تخلفهاي انجام گرفته و نيز رجوع به محاكم قضايي پيگيري كنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند.
موسوي توضيح نداده وقتي داوري متشكل از 6 نفر فقيه و مجتهد جامع الشرايط و شش نفر حقوقدان مورد تاييد نمايندگان مردم در شوراي نگهبان قانون اساسي را نمي پذيرد و قادر نيست براي ادعاهاي خود سند و مدرك ارايه كند، چگونه حاضر است باز هم به محكمه ديگري رجوع كند و اگر رجوع كرد و آن محكمه هم استبداد راي موسوي را نپذيرفت، آنگاه تا كي مي خواهد اين دور و تسلسل تاريخي را ادامه دهد.
وي مي نويسد: اينجانب نيز به اين جمع ميپيوندم. اين گروه اجراي اصول معطل مانده قانون اساسي را در دستور كار خود خواهد داشت.
وي در انتهاي بيانيه خود نوشته است: در انتها به همه مردم شريف كشورمان، چه آنها كه به اينجانب راي دادند و چه آنهايي كه به اينجانب راي ندادند، به ويژه كساني كه در حوادث ناگوار هفتههاي اخير صدمه ديدند درود ميفرستم. همچنين مقام شهيداني را كه به جرم حقخواهي و آزاديطلبي در خون خود غلطيدند ارج مينهم و از خداوند بزرگ براي خانوادههاي عزيز آنان طلب صبر و اجر دارم.
مير حسين موسوي بايد بداند اگر نظام جمهوري اسلامي و مردم مقتدرانه وارد صحنه نمي شدند و آشوبگران را سر جاي خود نمي نشاندند، امروز معلوم نبود بنام طرفداري از موسوي ناامني ها تا چه اندازه گسترده شده بود؟ اگر امروز مردم طعم امنيت و آسايش را مي چشند از آن رواست كه عناصر فتنه و آشوب دستگير شده و بايستي امروز جوابگوي فتنه گري ها، آشوب ها ، خون هاي ريخته شده، اموال عمومي به يغما رفته باشند.شكايت هاي مردمي بسياري در راه است و در اين ميان موسوي نمي تواند خود را كنار كشيده و پاسخگونباشد.
انتهاي پيام/
جنايات آمريکا در آمريکا
مهمترين وقايع آمريكا در سال 1999
عاملى كه بيش از همه در سال 1999 توجه و سرمايه آمريكا ييان را به خود جلب كرد، خود رقم 1999 بود كه به دليل تغيير يكپارچه به رقم 2000 نگرانى ها و تبليغات زيادى را همراه خود داشته است . اگر چه تا زمان حلول واقعى قرن بيست و يكم هنوز يك سال باقى مانده است ولى به دليل همزمانى آن با تغيير هزاره ميلادى حلول سال دوهزار با هيجان خاصى همراه شد.
در كنار مشكلات واقعى كه با حلول سال 2000 در كار بعضى از رايانه ها ايجاد مى شده تبليغات اغراق آميز در اين زمينه نيز باعث جنب و جوش خاص در مردم و سودآورى برخى شركتها شد.
رويدادهاى مهم سياسى
استيضاح رئيس جمهورى آمريكا كه قبلاً فقط يكبار در تاريخ اين كشور روى داده بود به غائله اى كه در سال 1998 پيرامون روابط نامشروع كلينتون با مونيكا لوينسكى برپا شده بود ، پايان داد. رأى نهايى اين بود كه رئيس جمهور شهادت دروغ نداده و در رويه قضايى اخلال نكرده است. اشتباه سال «بيل كلينتون» وكلايش اين بود كه در روند جمع آورى كمك براى هزينه هاى حقوقى پرونده كلينتون از فهرست آدرس هاى آماده اى استفاده كرده بودند كه نام پدر مونيكا لوينسكى نيز در آن بود. آقاى لوينسكى در پاسخ نوشت: «شما ها بايد احمق باشيد كه اين نامه را براى من فرستاديد».
مركز تجارت جهانى
كلينتون با پشت سر گذاشتن محاكمه خود ، سراغ بحران كوزوو رفت. آمريكا همراه با كشورهاى عضو ناتو به بمباران هوايى وسيع عليه يوگسلاوى دست زد تا حكومت اين كشور را به دخالت نيروهاى ناتو در كوزوو راضى سازد. حملات آمريكا و ناتو با خطاهاى (عمدى يا غيرعمدي) زيادى همراه بود كه مهمترين آن حمله به سفارت چين در بلگراد بود كه خشم مردم چين عليه آمريكا را به دنبال داشت. در چند مورد نيز عده زيادى از مردم كوزوو مورد اصابت قرار گرفتند و كشته شدند. در مجموع دخالت ناتو باعث شد تلفات اين نزاع منطقه اى بيشتر شود و شمار آوارگان به يك ميليون نفر برسد. از جمله رويدادهاى مهم سال 1999 كه رسانه هاى آمريكا آن را بازتاب ندادند حملات مستمر هوايى آمريكا و انگليس عليه عراق بود كه هزاران نوبت (بنا به يك گزارش 16 هزار بار) صورت گرفته است. در خاورميانه آمريكا از پيروزى «ايهود باراك» در انتخابات نخست وزيرى اسرائيل استقبال كرد و مذاكرات به بن بست رسيده صلح را دوباره به جريان انداخت. از مهمترين تحولات در اين زمينه راضى شدن سوريه به مذاكرات با اسرائيل و ديدار با راك و فاروق الشرع در واشنگتن بوده است. روابط ايران با آمريكا در طى سال 1999 دچار تحول تازه اى نشد. آمريكا اگر چه از دادن لقب تروريست ترين كشور به ايران خوددارى ورزيد ، ولى همچنان ايران را متهم به حمايت از تروريسم و اخلال در صلح خاورميانه كرد. رفع تحريم مواد غذايى و كشاورزى و لوازم نوسازى هواپيماهاى بويينگ از جمله اقدامات نسبتاً مثبت آمريكا بود. ليكن سخت گيرى و اهانتى كه مأموران اداره مهاجرت در فرودگاه نيويورك به هيأت هاى علمى ، مذهبى و هنرى ايران روا داشتند نشان داد كه برقرارى روابط حتى در سطح مردمى چيزى است كه فقط عده اى از مقامات دولتى آمريكا به زبان جارى مى سازند و به صورت يك خط مشى عملى در نيامده است. روابط آمريكا با كشورهاى آمريكاى مركزى در سال 1999 نيز شاهد دو رويداد نسبتاً مهم بود: نخست، انتقال مالكيت كانال پاناما از سوى آمريكا به دولت پاناما بود. دوم، اعتراض گسترده دولت و مردم كوبا به مراقبت آمريكا از يك كودك كوبايى بود. تعدادى از بستگان اين كودك كه او را با خود به آمريكا مى بردند در راه جان سپردند و دولت آمريكا او را به طور موقت تحت تكفل خود درآورده است . اكنون پدر كودك در هاوانا در انتظار استرداد فرزندش است.
رقابتهاى انتخاباتى
رقابتهاى مقدماتى براى انتخابات رياست جمهورى آمريكا و انتخابات كنگره اين كشور در سال 2000 بخش مهمى از توجه رسانه هاى آمريكا را به خود جلب كرد. در رقابتهاى رياست جمهورى «ال گور» معاون «بيل كلينتون» با «بيل بردلي» براى احراز نامزدى حزب دموكرات رقابت مى كند. دو نامزد برجسته حزب جمهوريخواه نيز جورج بوش دوم (پسر رئيس جمهور سابق آمريكا) و «جان مك كين» هستند. آنچه در مواردى بيش از رقابت براى رياست جمهورى جلب توجه كرده است، مسابقه براى كرسى ايالت نيويورك در سناى آمريكا است. در سال گذشته هيلارى كلينتون ، همسر رئيس جمهورى آمريكا وقت زيادى را براى آشنا شدن با مردم و مسائل نيويورك صرف كرد تا شايد بتواند جوليانى شهردار نيويورك را كه نامزد جمهوريخواهان براى مجلس سنا است ، شكست دهد. او براى جلب نظر يهوديان با نفوذ نيويورك يك سفر نيز به اسرائيل انجام داد. از رويدادهاى جالب توجه در هفته هاى اول سال 1999 كناره گيرى «نيوت گينگريچ» رئيس مجلس نمايندگان آمريكا بود كه طى چهار سال قبل از آن خود را به عنوان معمار و پيش برنده سياستهاى جمهورى خواهان مطرح ساخته بود.
تحولات رويدادهاى اقتصادى
يكى از مهمترين رويدادهاى اقتصادى سياسى سال در آمريكا سركوب تظاهرات در شهر « سياتل » توسط پليس آمريكا بود كه مثل يك نيروى ضد شورش مجهز شده بود و شدت عمل زياد از خود نشان داد. بيش از 3 هزار نفر با حضور خود در خيابان هاى سياتل ، مانع ورود نمايندگان كشورها به محل برگزارى نشست سازمان تجارت جهانى شدند. هدف اين تظاهرات كه در كنار محل نشست نمايندگان كشورهاى عضو سازمان تجارت جهان (دبليو – تى – او) انجام گرفت، اعتراض به تصميمات بين المللى اين سازمان بود. بازار بورس سهام آمريكا كه مركز آن در نيويورك است توجه مردم عادى در آمريكا را بيش از پيش به خود جلب كرد. دادو ستد هاى مردم عادى از طريق اينترنت باعث شد بازار هيجان و تب بيشترى پيدا كند و حركت شاخص ها به طور دقيق قابل پيش بينى نباشد. شاخص «دى جى اى آ» كه نبض سنج بازار بورس نيويورك است در نهم فروردين ماه از مرز ده هزار عبور كرد. اين براى عده اى همچون حلول سال 2000 بود. شاخص مهم ديگر يعنى «نزدك» نيز طى دو ماه آخر سال جهش چشمگيرى از خود نشان داد و مرزهاى سه هزار و چهار هزار را در فاصله كوتاهى طى كرد. بودجه دولت آمريكا در سال، 869 ميليارد دلار تعيين شده بود كه 277 ميليارد دلار آن براى مصارف نظامى در نظر گرفته شد. اگر چه رشد اقتصاد آمريكا در سال 1999 نيز براى چندمين سال متوالى ادامه يافت و بر ميانگين درآمد افزوده شد، ولى شكاف ثروتمند و فقير بيشتر شد. طى سالهاى 1997 تا 1999 يك درصدمردم آمريكا كه بيشترين ثروت را دارند 115 درصد به ثروت خود افزودند ولى يك پنجم مردم كه فقيرترين محسوب مى شوند شاهد نه درصد كاهش بيشتر در ثروت خود بودند. شاخص قابل توجه ديگر ازاقتصاد كلان آمريكا در سال 1999 نرخ تورم بود. افزايش بازده كار در آمريكا باعث شد ضمن اينكه تورم همچنان در سطح پايين ماند، فرصتهاى اشتغال زياد شده، بيكارى افزايش نيابد . لذا اداره خزانه فدرال (بانك مركزي) آمريكا تورم را چندان افسار گسيخته نديد كه نرخ بهره را بيش از نيم درصد افزايش دهد. محاكمه شركت مايكروسافت به اتهام استفاده از روش هاى انحصار طلبانه در بازار نرم افزارهاى رايانه اى از جنجالى ترين رويدادهاى سال بود. مايكروسافت كه در طول كمتر از دو دهه به بزرگترين شركت آمريكا (با 600 ميليارد دلار ارزش سهام) تبديل شده، ممكن است سرانجام به حكم دادگاه به چند شركت كوچكتر تجزيه شود. «بيل گيتز» بنيانگذار و مدير عامل «مايكروسافت» هر ماه با افزودن ميلياردها دلار به ثروت خود مقام خود را به عنوان ثروتمندترين شخص جهان استحكام بخشيد. اگر چه با احتساب تورم هنوز هم «جان راكفلر» غول نفتى آمريكا (متوفى 1937 ) ثروتمندترين شخص تاريخ آمريكا محسوب مى شود و بيل گيتز در رده پنجم قرار دارد. در سال 1999 تحولات در شركتهاى آمريكائى همچون سال قبل ادامه يافت. از جمله شركت «وياكام» شبكه تلويزيونى «سى بى اس» را كه متعلق به شركت «وستينگهاوس » بود به قيمت 36 ميليارددلار خريد . حاصل اين ادغام پديد آمدن دومين شركت بزرگ رسانه اى در جهان بود.
تحولات سريع در فن آورى مخابرات و رايانه ها باعث شد ارتباطات تلفنى ، اينترنت و تلويزيون هاى كابلى به سوى هم نزديك و در مواردى يكپارچه شوند. استفاده از اينترنت همچنان گسترش يافت و فروشگاه هاى زياد و متنوعى روى اين شبكه ايجاد شد. تحولات در اين زمينه وسيع بود و تغييرات محسوسى را در زندگى مردم باعث شد . مجله تايم، بنيانگذار و مدير عامل فروشگاه آمازون را به عنوان مرد سال معرفى كرد. آمازون كه ابتدا كار خود را با دريافت سفارش كتاب از طريق اينترنت آغاز كرد به تدريج به بزرگترين فروشگاه رايانه اى با انواع كالاها تبديل مى شود.
رويدادهاى اجتماعى:
گرماى كم سابقه تيرماه در آمريكا سبب شد در چندين شهر ، حالت فوق العاده اعلام و مصرف آب در موارد غيرضرورى جرم محسوب شود. در شهريور ماه پشه هابه صورت يك دشمن جدى مردم در ايالت نيويورك درآمدند. ويروس «انسفاليتز» كه توسط پشه ها حمل مى شد. باعث مرگ هفت نفر و بيمار شدن 52 نفر گرديد. براى پيشگيرى از سرايت بيشتر بيماري، بخش وسيعى از شهر نيويورك سمپاشى و به بدن كودكان ماده دفع كننده پشه ماليده شد. در 24 شهريور ماه، طوفان دريايى «فلويد» به سواحل شرقى آمريكا رسيد و در نتيجه 33 نفر كشته شدند و حدود 800 ميليون دلار خسارت به بار آمد. تحقيقات و بررسى ها در سال 1999 نشان داد كه پزشكان و بيمارستانهاى آمريكا خطاهاى زياد و پرهزينه اى را مرتكب مى شوند. بر پايه اين گزارشها ، خطاهاى پزشكى و بهداشتى در آمريكا به عنوان هشتمين عامل مرگ و مير در اين كشور شناخته شد. دو دانش آموز 17 و 18 ساله دبيرستان «كلمباين » در ايالت كلرادو ، 13 نفر از دانش آموزان و يك معلم مدرسه شان را به رگبار گلوله بستند و سپس خود را كشتند. در اين حادثه كه نمونه هاى كوچكتر آن در چند شهر ديگر آمريكا اتفاق افتاده، دهها نفر مجروح شدند. هواپيماى پرواز 990 شركت هواپيمايى مصر دقايقى بعد از شروع پرواز خود از نيويورك در اقيانوس اطلس سقوط كرد و 217 نفر سرنشينان آن جان خود را از دست دادند. دليل سقوط هنوز معلوم يا فاش نشده است.
رخدادهاى ورزشى :
براى بسيارى از آمريكاييان ، خداحافظى «مايكل جوردن» از بسكتبال ، يك رويداد مهم بود. واقعه ديگر ، پيروزى تيم فوتبال زنان آمريكا در جام جهانى اين رشته بود كه البته با تبليغات فراوان و حركات ناپسند همراه بود. جو ناسالم ورزش حرفه اى در آمريكا يكبار ديگر در سال 1999 خود را نشان داد. «هالى فيلد» قهرمان سنگين وزن مسابقه مشت زنى حرفه اى ، در مسابقه با «لوئيس » به وضوع شكست خورد ولى به كمك داوران نتيجه مساوى اعلام شد. در مسابقه بعدى كه درآمد گردانندگان و رسانه ها را مضاعف كرد لوئيس برنده اعلام شد.
فوت شدگان:
مهم ترين شخصيتى كه مرگ او توجه رسانه هاى آمريكا را به خود جلب كرد. «جان كندى» پسر رئيس جمهورى اسبق آمريكا بود. كندى در طى يك سفر كوتاه در داخل آمريكا ، با هواپيماى كوچكى كه خود خلبانى آن را به عهده گرفته بود، دچار سانحه شد. از ديگر فوت شدگان، «استنلى كوبريك» كارگردان و سازنده فيلم هاى مشهور مثل «اوديسه 2001 و «دكتر استرنج لاو» بود.
من نپرسیدم هیچ . هیچ کس نیز نگفت.
طی شد این عمر تو دانی به چه سان
پوچ وبس تند چنان باد رمان
همه تقصیر من است این که خودم می دانم
که نکردم فکری
که تامل ننمودم روزی ساعتی یا آنی
که چه سان می گذرد عمر گران.
کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ وحیات
همه گفتند کنون تا بچه است
بگذارید بخندد شادان
که از این پس دگرش فرصت خندیدن نیست
بایدش نالیدن
من نپرسیدم هیچ
که پس از این زچه رو نتوان خندیدن
هیچ کس نیز نگفت
زندگی چیست؟
که چرا می آییم؟
بعد از این چند صباح به کجا باید رفت؟
با کدامین توشه به سفر باید رفت؟
من نپرسیدم هیچ . هیچ کس نیز نگفت.
نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ وحیات
بعد از آن باز نفهمیدم من
که چه سان عمر گذشت
لیک گفتندهمه که جوان است هنوز
بگذارید جوانی بکند بهره از عمر ببرد کامروایی بکند
بگذارید که خوش باشد و مست .
بعد از این باز و را عمری هست
یک نفر بانگ بر آورد که او از هم اکنون باید
فکر آینده کند
دگری آوا داد:که چو فردا بشود فکر فردا بکند
سومی گفت:همان گونه که دیروزش رفت بگذرد امروزش
همچنین فردایش.
با همه این احوال من نپرسیدم هیچ
که چه سان دی بگذشت
آن همه قدرت و نیروی عظیم
به چه ره مصرف گشت.
نه تفکر نه تعمق و نه اندیشه دمی
عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی
چه توانی که ز دست دادم مفت
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت.
قدرت عهد شباب می توانست مرا تا به خدا پیش برد
لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات
آن کسانی که نمی دانستند زندگی یعنی چه
رهنمایم بودند
عمرشان طی شده بیهوده و بی ارزش
و مرا می گفتند:
همچو آنان باشم
همچو آنان دائم فکر خوردن باشم
فکر گفتن باشم
فکر تامین معاش
فکر ثروت باشم
فکر یک زندگی بی جنجال
فکر همسر باشم
هیچ کس نیز نگفت:
زندگی ثروت نیست
زندگی داشتن همسر نیست.
زندگانی کردن فکر خود بودن
و
غافل ز جهان بودن نیست
من نفهیدم هیچ و کسی نیز مرا هیچ نگفت.
افسوس وصد افسوس
که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم
حال پندارم هد ف از زیستن این است رفیق
من شدم خلق که با عزمی جزم.
پای از بند هواها گسلم
پای در راه حقایق بنهم
با دلی آسوده
فارغ از شهوت وآز وحسد و کینه وجهل
مملو از عشق و جوانمردی و زهد
در ره کشف حقایق کوشم
شربت جرات و امید و شهامت نوشم
زره جنگ برای بد و نا حق پوشم
ره حق پویم و حق جویم و
پس
حق گویم
آنچه آموخته ام بر دگردان نیز نکو آموزم.
شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش
ره نمایم به همه گر چه سر و پا سوزم
من شدم خلق که مثمر باشم
نه چنین زاید و بی جوش وخروش
عمر بر باد و به حسرت خاموش
و صد افسوس که چون عمر گذشت
معنی اش فهمیدم
کاین سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت.
کودکی در غفلت
در جوانی شهوت
وقت پیری حسرت.
قطعه اي از بهشت
قرار است در كربلا دفن شوم!
از روزي شنيده بود يكي از فرماندهان عالي سپاه اسلام براي زيارت به كربلاي معلا آمده در پوست خود نمي گنجيد.مي خواست خاطره اي كه سالها بر دل و روح او نقش بسته بود به صاحبانش بسپارد . با اين فكر خود را به كربلا رسانده و درخواست ملاقات با آن فرمانده را نمود.
لحظات در انتظار اجازه ملاقات به سختي مي گذشت. او كه يكي از نيروهاي نظامي ارتش عراق در سالهاي جنگ بوده ابتدا نتوانست اجازه ملاقات بيابد .سرانجام وقتي به حضور فرمانده رسيد از او پرسيد : (مرا مي شناسي؟)و فرمانده پاسخ داد (بله شما ابورياض از نظاميان سابق رژيم عراق واكنون نيز جزو مردان سياسي اين كشور هستيد.به همين خاطر ملاقات با شما براي من سخت بود.) ابورياض گفت)اما من حرف سياسي با شما ندارم.سالهاست كه خاطره اي را در سينه دارم وانتظارچنين روزي را مي كشيدم تا با گفتن آن دين خويش را ادا نمايم.)واو اينگونه خاطره اش را آغاز كرد: (در جبهه هاي جنگ جنوب دقيقا در مقابل شما در حال جنگ بودم كه با خبري از پشت جبهه مرا به دژباني جبهه فرا خواندند.وقتي با نگراني در جلو فرمانده خود حاضر شدم او خبر كشته شدن پسرم را در جنگ به من داد. بسيار ناراحت شدم.من اميد داشتم كه پسرم را در لباس دامادي ببينم اما در نبردي بي فايده واجباري جگرگوشه ام را از دست داده بودم.وقتي در سردخانه حاضرشدم كارت وپلاك فرزندم را به دستم دادند. آنها دقيقا مربوط به پسرم بود. اما وقتي كفن را كنار زدم با تعجب توام با خوشحالي گفتم: اشتباه شده اين فرزند من نيست. افسر ارشدي كه مامور تحويل جسد فرزندم بود به جاي تعجب يا خوشحالي با عصبانيت گفت:اين چه حرفي است كه مي زني. كارت وپلاك قبلا چك شده وصحت آنها بررسي شده است.وقتي بيشتر مقاومت كردم برخورد آنها نگران كننده تر شد. آنها مرا مجبور كردند تا جسد را به بغداد انتقال داده واو را دفن نمايم. رسم ما شيعيان عراق اين بود كه جسد را بر بالاي ماشين گذاشته وآن را تا قبرستان محل زندگي مان حمل مي كرديم. من نيز چنين كردم. اما وقتي به كربلا رسيدم تصميم گرفتم زحمت ادامه راه را به خود ندهم واو را در كربلا دفن نمايم. هم اينكه كار را تمام شده فرض مي كردم وهم اينكه ضرورتي نمي ديدم كه او را تا بغداد ببرم. چهره آرام وزيباي آن جوان كه نمي دانستم كدام خانواده انتظار اورا مي كشد دلم را آتش زده بود. او اگرچه خونين و پر رخم بود ولي چه با شكوه آرميده بود. فاتحه اي خوانده و در حالي كه به صدام لعنت مي فرستادم برآن پيكر مظلوم خاك ريختم و او را تنها رها كردم. اگر چه سال ها از آن قضيه گذشت اما هرگز چيزي از فرزندم نيافتم . دوستانش جسته و گريخته مي گفتند او را ديده اند كه اسير ايراني ها شده است . با پايان يافتن جنگ خبر زنده بودن فرزندم به من رسيد . وقتي او در ميان اسيران آزاد شده به وطن بازگشت خيلي خوشحال شدم در آن روز شايد اولين سوالم از فرزندم اين بود كه چرا كارت و پلاكت را به ديگري سپرده بودي ؟ وقتي فرزندم خاطره اش را به من مي گفت مو بر بدنم سيخ شد . پسرم گفت : من توسط يك جوان بسيجي و خوش سيما اسير شدم و او با اصرار از من خواست كه كارت و پلاكم را به او بدهم . حتي حاضر بود پول آنها را بدهد . وقتي آنها را به او سپردم اصرار مي كرد كه حتما بايد راضي باشم.
من به او گفتم در صورتي راضي هستم كه علتش را به من بگويي و او با كمال تعجب به من چيزهايي گفت كه در ذهنم اصلا جايي برايش نمي يافتم .آن بسيجي به من گفت : من دو يا سه ساعت ديگر به شهادت مي رسم و قرار است مرا در كربلا در جوار مولايم امام حسين (ع) دفن كنند . من مي خواهم با اين كار مطمئن شوم كه تا روز قيامت در حريم بزرگترين عشقم خواهم آرميد….
وقتي صداي ابورياض با گريه هايش همراه شد . اين فقط او نبود كه مي گريست بلكه فرمانده ايراني نيز او را همراهي مي كرد.
و اما تهران

عضو پارلمان عراق خروج اشغالگران آمريكايي از شهرهاي عراق را گامي مهم در تحقق حاكميت و استقلال اين كشور دانست.

"علي حسين " خروج نظاميان اشغالگر آمريكايي را از شهرهاي عراق گامي مهم در راستاي تحقق حاكميت در عراق خواند.
وي گفت: خروج كامل نظاميان آمريكايي از شهرهاي عراق گامي مهم براي تحقق حاكميت كامل عراق و به دست گيري استقلال است.
عضو پارلمان عراق در ادامه افزود: جشن اين مهم بايد هر ساله از سوي عراقيها به بهترين شيوه برگزار شود.
علي حسين ابراز اميدواري كرد كه طبق توافقنامه امنيتي دو كشور نظاميان آمريكايي هرچه سريعتر از كشور خارج شوند و به اشغال 6 ساله آن پايان دهند.
روز گذشته نيز "كريستوفر هيل " سفير آمريكا در بغداد در گفتوگو با خبرگزاري فارس خروج نيروهاي آمريكايي از شهرهاي عراق را امري طبيعي خواند.
وي افزود: خروج نظاميان آمريكايي از عراق امري طبيعي و طبق توافقنامه امنيتي ميان دو كشور است.
سفير آمريكا در بغداد گفت: دولت آمريكا به اراده ملت عراق احترام خواهد گذاشت و هيچ چيزي را به آنها تحميل نخواهد كرد.
دولت آمريكا درحالي به پايبندي كشورش به مفاد توافقنامه امنيتي با بغداد اشاره ميكند كه در مدت چند ماه اخير آمريكاييها در عراق به كشتار مردم بيگناه، بازداشتهاي خودسرانه و تفتيش منازل مسكوني، ورود غيرقانوني نظاميان به دانشگاهها ادامه دادهاند.
طبق توافقنامه امنيتي آمريكا با عراق نظاميان آمريكايي بايد از امروز (سهشنبه) شهرهاي عراق را پس از شش سال ترك كنند.
عبدالله گنجى - ملت بزرگ ايران براى اولين بار در طول تاريخ انقلاب اسلامى، پديده هايى را مشاهده كرد كه تاكنون مشاهده نكرده بود. هر قدر مشاركت عمومى در يك انتخابات بالاتر باشد، بايد جشن و شيرينى آن نيز گسترده تر باشد. ميرحسين موسوى با رفتار و حركت هاى خويش و بدون استدلال هاى حقوقى، مسيرى را طى كرد كه ثبت تاريخى آن براى آينده كشور و نظام مى تواند الگويى انحرافى را نهادينه كند. آنچه ايشان انجام داد، براى كسانى كه وى را درون خانواده انقلاب مى دانستند باوركردنى نيست. حتى كسانى كه به ايشان راى نداده بودند، بعد از انتخابات ايشان را بهتر شناختند و بعضا مى گويند: خدا را شكر كه ايشان رئيس جمهور نشد و گرنه...
ميرحسين، بدعت هايى را ابداع كرد كه دل بسيارى از انقلابيون و مردم را جريحه دار كرد و همگان با دستى به دهان گرفته چراهاى مختلفى را طرح مى كنند. از جمله اين بدعت ها:
۱- لوث كردن رنگ سبز و نماد اهل بيت
رنگ سبز يا هر رنگ ديگر، صلاحيت عمومى و اختصاصى براى اشغال يك جايگاه حقوقى ايجاد نمى كند، اما كاش ايشان رنگ ديگرى را انتخاب مى كردند كه در مدت كوتاه انتخابات به صورت قراردادى، استفاده و بعد از آن به فراموشى سپرده مى شد. اين رنگ متاسفانه به نحو ناهنجارى مورد تمسخر قرار گرفت. سبز كردن ناخن ها توسط برخى طرفداران در جشن دوم خرداد در ورزشگاه آزادى، پوشيدن رنگ سبز توسط يكى از طرفداران به سگ خانگى و... مواردى بود كه اكنون رنگ سبز را نه معادل رنگ اهل بيت، بلكه آن را معادل قانون شكنى، سوء استفاده از ارادت مردم به اهل بيت براى رسيدن به قدرت و... مى دانند.
۲- عدم مراعات قواعد مردم سالارى
دموكراسى ضوابطى دارد كه به صورت قراردادى دوطرف مبارزه پذيرفته اند. ميرحسين بعد از باخت، ريل حركت خود را از مسير قانون جدا كرد و به سمت التهاب اجتماعى پيش رفت و هيچ گونه استدلالى براى نحوه تقلب، با تفاوت ۱۱ ميليون راى ارائه نمى كند. از يكى از راه پيمايان عصر ۲۵ خرداد پرسيدم: سند شما مبنى بر تقلب چيست كه اكنون به خيابان آمده ايد؟ گفت من نمى دانم ما به گفته آقاى موسوى اعتماد داريم، بنابراين ميرحسين مسير را براى چنين رفتارى در انتخابات آتى كشور باز كرد و رويه اى را ايجاد كرد كه در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت كرد كه مى توان در وسط بازى، قواعد را عوض و يك طرفه اعلام پيروزى كرد.
۳-استفاده از واژه الله اكبر براى حمله به اماكن عمومى
موسوى در بيانيه دوم خود از طرفداران خواسته بود كه از واژه الله اكبر استفاده كنند، لذا تعداد قابل توجهى كه نه ظاهر آنان با الله اكبر سازگار بود و نه عمل آنان مبتنى بر اخلاق اسلامى بود، از اين واژه استفاده كردند. آشوب طلبى و حركت هاى ضدانقلابى و توم كردن آن با واژه الله اكبر، التقاط منافقين را به ذكر متبادر مى كند كه مى خواستند هم پايى در اسلام و هم جايى در سوسياليسم داشته باشند. واژه الله اكبر كه روزى شيررزمنده ايرانى براى حمله به قلب دشمن بعثى در جبهه بود، امروز شعار و رمز عمليات عليه اموال عمومى و اماكن و منازل شده است.
۴- عدم ارجاع مشكلات به مراجع قانونى و بى اعتبار دانستن آنها
ميرحسين از اول مشى اش را دنبال مى كرد كه دولت، شوراى نگهبان و مجريان را قبول ندارد. اين مشى ابتدا به ساكن و قبل از انجام هر گونه تخلفى، قابل تامل بود. تشكيل كميته صيانت دو ماه قبل از انتخابات، مكاتبه با رهبرى براى مشكلات كوچك و صدور بيانيه خطاب به ملت، به جاى شكايت به شوراى نگهبان بدعت هاى جديد ايشان است. كسى كه ساز و كار قانونى كشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه مى توانست فرداى انتخابات و پيروزى با آنها كار كند، لذا بسيارى از افرادى كه رفتار ميرحسين را در فرداى انتخابات ديدند، خدا را شكر مى كنند كه ايشان رئيس جمهور نشد وگرنه...
۵- صدور بيانيه آشوب طلبانه و دعوت به حركت هاى خيابانى
مير حسين به محض احراز صحنه شكست، راى چهل ميليونى مردم را خيمه شب بازى خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحليلگران و نخبگان و حقوقدانان از اين حركت انحرافى بسيار متعجب شدند كه چرا ميرحسين اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمى كند. مگر او نبود كه يكى از اهداف اساسى خود را اجراى قانون مى دانست، مگر وى، دولت فعلى را قانون ستيز و قانون گريز نمى دانست؟ چگونه است كه خود مسير غيرقانونى را عريان طى مى كند. صدور بيانيه تهييجى به جاى اعتراض قانونى يكى ديگر از بدعت هاى ثبت شده در انتخابات ايران به حساب مى آيد.
۶- برگزارى راه پيمايى غيرقانونى
ميرحسين كه شاخصه اصلى دولت فعلى را قانون ستيزى مى دانست، بدون اخذ مجوز قانونى طرفداران خود را به خيابان مى ريزد و خود نيز شخصاً در بين آنها حاضر و در سخنرانى خود به نهادهاى قانونى و نظارتى نظام حمله مى كند. درخواست برگزارى راه پيمايى سراسرى در كشور و پايتخت به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات، قبل از بررسى و پيگيرى راه هاى قانونى، يكى ديگر از بدعت هاى مير حسين به حساب مى آيد.
۷- حمله به مراكز نظامى
تاكنون در انتخابات رياست جمهورى، آن هم در پايتخت، افراد مسلح به مراكز نظامى حمله نكرده اند و اين حركت اولين بار بعد از انقلاب اسلامى اتفاق افتاد. در ادامه راه پيمايى غيرقانونى به مراكز بسيج حمله شد و تعدادى كشته شدند. اين بسيج همان بسيج است كه ميرحسين آن را مدرسه حق مى ناميد. اين وصف صرفاً امرى تاكتيكى براى راى بود زيرا حمله اوباش طرفدار ايشان به بسيج چهره حقيقى ايشان را شفاف كرد.
۸- ايجاد زمينه براى جولان ضد انقلاب
ضد انقلاب بودن افراد سازمان يافته قطعى است؛ اگر چه ميرحسين با ژست دموكرات مآبانه چنين نظرى را رد مى كند. نوع شعارها، نوع حملات فيزيكى، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده كشى حكايت از آن دارد كه در سايه زمينه سازى ميرحسين ضدانقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به ميدان انتقام آمده اند، چه حاشيه امنى براى آنان بهتر از شعار الله اكبر و پيشانى بند «نخست وزير امام». اراذل و اوباش بايد از ايشان تقدير ويژه نمايند زيرا او توانست هويت آنان را بازگرداند.
۹- ايجاد زمينه براى به سخره گرفتن نظام توسط غرب
دنياى غرب كه مدعى عدم وجود مردم سالارى در ايران است، مستمسك خوبى دست آورد.
آنان حوادث اخير را نه درون خانواده انقلاب مى دانند و نه بين اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدنى خواندند و نظام مقدس جمهورى اسلامى را به عنوان عامل سركوب آزادى خواهان معرفى كردند. غرب نيز مانند ميرحسين، انتخابات چهل ميليونى ما را يك بازى تلقى كردند و سلامت آن را به چالش فرا خواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموكراسى دانست كه به آنان خيانت شده است.
۱۰- ايجاد خانه هاى تيمى براى طراحى اعمال غيرقانونى
در تحليل هاى قبل از انتخابات، اين نكته وجود داشت كه تشكيل كميته صيانت از آراء در عين القاى قطعى بودن پيروزى نمى تواند بدون طراحى هاى ديگر باشد. كروبى در دانشگاه آزاد نجف آباد تشكيل خانه هاى تيمى را برملاء كرد، دستگاه هاى اطلاعاتى و امنيتى نيز با دستگيرى سران مجاهدين و مشاركت خصوصاً در قيطريه اين موضوع را به اثبات رساند. هدف اين اقدام اگر طراحى اقدامات اخير نباشد، چه مى تواند باشد؟
۱۱- مكاتبه و مراجعه بى ربط به رهبرى به جاى مراجعه به كانال هاى قانونى
ميرحسين در اول انتخابات، دو نامه به رهبرى نوشت؛ حتى براى تمديد ساعت راى گيرى بعد از ساعت ۲۲ از طريق رهبرى اقدام كرد. اين رفتار از دو حالت خارج نيست؛ يا ايشان هيچ نهادى را شايسته و واجد صلاحيت نمى داند يا آنقدر روحيه استكبارى بر خود حاكم كرده است كه خود را شايسته تماس با كمتر از رهبرى نمى بيند.
۱۲- تبديل مهم ترين انتخاب ملت به خاطره اى تلخ
شركت چهل ميليونى ملت در انتخابات به فرموده رهبرى «جشن حقيقى» بود. ميرحسين در سايه شكست سنگين و حركت هاى غيرقانونى و عبوسانه، اين شيرينى را تلخ و همگان را در بهت و حيرت فرو برد. مردمى كه بايد در جشن شركت مى كردند از ترس تخريب منازل و اماكن يا اسيدپاشى به صورت، در خانه زمين گير شدند و با حوادث بعد از انتخابات و كشته شدن تعدادى در حوادث مذكور، شيرينى انتخابات به كلى فراموش شد. ميرحسين در شعارهاى انتخاباتى مدعى بود كه براى ايجاد نشاط و شادابى آمده است.
۱۳- ايجاد شبهه نسبت به سلامت سياسى نظام
ميرحسين با خيمه شب بازى خواندن انتخابات و اعلام علنى مبنى بر عدم اعتماد به شوراى نگهبان و اصرار بر ابطال انتخابات (بدون ارائه دليل قابل پسند) نظام سياسى ايران را نظامى معرفى كرد كه راى مردم در آن بى تاثير، فرمايشى و بى خاصيت است و حاكميت هرچه بخواهد انجام مى دهد. ايجاد آسيب به سرمايه اجتماعى نظام كه همان اعتماد عمومى ملت است مهمترين خيانت موسوى در اين عرصه است.
۱۴- سياسى كردن مسائل حقوقى
پيگيرى تخلفات انتخاباتى، امرى است حقوقى و طرح آن در مجامع عمومى براى تحريك و تهييج، قطعاً منتج به نتيجه نخواهد شد.
ميرحسين كسى نيست كه اين موضوع را نداند، اما با سياسى كردن مساله ثابت نمود كه به دنبال شفافيت و بررسى مجدد نيست.
او هر چيزى را كه مانع رسيدن وى به كرسى رياست جمهورى شود، سركوب خواهد كرد. استمرار آشوب ها به رغم كشته شدن بى گناهان نمونه اى از اين سياسى كارى و سماجت خودخواهانه است.
۱۵- عدم همبستگى بين مطالبه و استدلالها
ميرحسين در ديدار رهبر، در جمع طرفداران در خيابان آزادى و در نامه به شوراى نگهبان خواستار ابطال انتخابات شده است و طبيعتاً براى اين مدعا بايد استدلال هاى محكمه پسند و حقوقى ارائه دهد.
ايشان در نامه خود به شوراى نگهبان از جمله دلايل زير را مطرح مى كند. ۱- احمدى نژاد به هاشمى و ناطق توهين كرده است. ۲- دوران امام را زير سؤال برده است. ۳- براى نمايندگان بنده كارت به موقع صادر نشده است. ۴- بسيج در انتخابات دخالت كرده است. خانم ايشان نيز مدعى است بايد راى ميرحسين در لرستان (زادگاه رهنورد) و آذربايجان (زادگاه ميرحسين) بيشتر از احمدى نژاد باشد. اين استدلال آنقدر بى اساس است كه هركس آن را مطالعه مى كند رفتارى را نشان مى دهد كه در مقابل يك طنز نشان مى دهد؛ اتفاقاً اين راى، وزن رهنورد و ميرحسين را در اين دو منطقه نيز شفاف
كرد.
۱۶- بى توجهى به نظرات رهبرى
در جلسه ميرحسين با رهبرى كه بعد از انتخابات تشكيل شد، به ايشان توصيه شد كه كانال هاى قانونى را طى كند و به شوراى نگهبان نيز تاكيد شد با دقت از حقوق ميرحسين صيانت كند. اما ايشان كه به كمتر از ابطال راضى نمى شود، بعد از خروج از محضر رهبرى مجدداً بيانيه صادر كرد، راه پيمايى غيرقانونى انجام داد و در آن راه پيمايى غيرقانونى شركت و سخنرانى كرد.
خاتمى نيز بيانيه دروغينى مبنى بر عدم شركت در راه پيمايى به جهت غيرقانونى بودن راه پيمايى، صادركرد اما شخصاً در آن حضور يافت.
رهبرى، ميرحسين را به طى مسير قانونى فرا مى خواند. ميرحسين در راه پيمايى اعلام مى دارد به شوراى نگهبان اعتماد ندارد و...
۱۷- ابداع خيابان گردى شبانه قبل از انتخابات
حضور شبانه هواداران ميرحسين از دو هفته قبل از انتخابات شروع شد. ترافيك شبانه، سر و صدا، شعار، درگيرى، خصوصاً در خيابان هاى مركزى تهران، ابداع و بدعت جديدى بود كه ميرحسين و حاميانش بنا گذاشتند. دليل اين امر همچنان معلوم نيست. شايد بهترين دليل آن تمرين حركت هاى شبانه براى آشوب فرداى انتخابات بود كه انجام شد.
۱۸- ايجاد مدل و الگوى غلط براى آيندگان
برخى حركت هاى متمايز در تاريخ، ثبت و بعضاً الگو مى شود. تبريك ناطق نورى در صبح سوم خرداد ۱۳۷۶ به خاتمى، نمونه اى كه امروز بسيارى از تحليل گران آن را يادآورى مى نمايند، قطعاً سرجمع رفتارهاى انتخاباتى موسوى در انتخابات هاى آينده مورد بازبينى قرار خواهد گرفت و تكرار خواهد شد.
همه موارد فوق و حوادث تلخ فوق الذكر تاسف آور است، اما از آنجا كه معتقديم دست الهى تاكنون انقلاب اسلامى را از همه حوادث سخت و نفس گيرعبور داده است، ان شاءالله رفتارها نيز فرصت هايى را در خود خواهد داشت، شايد به سمت پالايش ديگرى در درون انقلاب مى رويم، شايد اين خرداد تكرار خرداد ۱۳۶۰ باشد. اميد است كه نباشد
به دنبال دستگيری ابطحی معاون سابق خاتمی و بازداشت چند روزه وی بنا به اظهارات منابع مطلع به علت نرسيدن مواد مخدر وعدم استعمال آن وضع روحی وجسمی ابطحی به شدت به هم خورده و مسئولين زندان شاهد ضجه ها وناله های پی در پی وی ميباشند. ادامه اين روند منجر به اعترافات صريح ابطحی ولو دادن لايه های اصلی اغتشاشات چند روز قبل گرديده است .
خبر جوان مويد اين مطلب ميباشد:
شنیده شده که محمد علی ابطحی از اعضای ستاد کروبی پس از بازداشت در روزهای اخیر بشدت از عملکرد گذشته خود اظهار ندامت و پشیمانی کرده، به طوری که به صورت پیوسته در حال اشک ریختن است. گفته میشود وقتی که سوابق سوء وی در سالهای اخیر به وی یادآوری شده ابطحی گفته که من هیچ کارهام اگر میتوانید بروید آقای ... و ... را بگیرید و بیاورید. همچنین گفته میشود وقتی به وی گفته شده که احتمالاً خلع لباس خواهد شد با خنده اظهار داشته که تازه راحت می شوم.
؛ پنهان کردن پنجمين شکست پي در پي سيد محمد خاتمي که مهمترين ابزار جناح موسوم به اصلاح طلب براي جمع کردن ظرفيت اجتماعي در انتخابات است، يکي از مهمترين استراتژي هاي اتاق فکر اين طيف سياسي است.
در اين خصوص بررسي پنج انتخابات اخير در کشور (با احتساب دو دور انتخابات دور نهم رياست جمهوري) نشان مي دهد روند افول محبوبيت کانديداي اصلاح طلبان نه تنها مخصوص انتخابات اخير نبوده است بلکه در يک شيب معنادار از سال 82 با دومين دوره انتخابات شوراي شهر و روستا ها آغاز شد و با هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ادامه يافت.

بر اين اساس اولين شکست رسمي سيد محمد خاتمي به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر مي گردد، در اين انتخابات خاتمي به صراحت از مصطفي معين حمايت کرد اما بر خلاف انتظار وي، تنها 4 ميليون ايراني به معين راي دادند.
اين شکست براي خاتمي در هفته ي بعد از 27 خرداد ادامه يافت، چرا که حتي حمايت هاي معنادار سيد محمد خاتمي از هاشمي رفسنجاني موجب پيروزي هاشمي نشد، به اين ترتيب ناظران سياسي معتقد بودند عملکرد 8 ساله دولت اطلاحات به اندازه کافي از محبويت خاتمي کاسته است.
سال 85 نيز نيروهاي اصلاح طلب براي پايان دادن به شکست هاي خود، در سومين دوره ي انتخابات شواري شهر به صورت رسمي از عکس هاي خاتمي استفاده کردند و نتيجه باز هم چيزي جز شکست نبود.
هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اما نقطه عطفي بود که حتي بعد ها موجب کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري دهم شد.
عنوان "ياران خاتمي" در حالي شهر هاي مختلف به خصوص تهران را پر کرد اما توفيق حداقلي اصلاح طلب ها در سومين دوره انتخابات شهر و روستا نيز از دست رفت و دست آخر تئوري پردازان اصلاح طلب را به اين نتيجه رساند که در دور دوم انتخابات مجلس هشتم به طور کلي از عکس و اسم خاتمي استفاده نکنند.
اما شکست سنگين و تاريخي آقاي خاتمي به هفته ي گذشته برمي گردد: فشار همه جانبه گروه هاي مرجع اصلاح طلب به خاتمي براي حضور در عرصه انتخابات موجب شد، وي از بهمن ماه سال 87 حدودا 40 روز کانديداي محبوب اصلاحات باشد، اما حضور يکباره ميرحسين موسوي در انتخابات و کناره گيري خاتمي اولين بذر هاي ناراحتي را در جبهه اصلاح طلب کاشت.
پس از کناره گيري خاتمي به بهانه حضور موسوي، خاتمي تبديل به رهبر جبهه اصلاح طلب شد، مسئله اي که به هيچ عنوان مورد قبول تمام احزاب اصلاح طلب قرار نگرفت.
خاتمي طبق پيش بيني ها با گرفتن عکس يادگاري، تمام و کمال به حمايت از ميرحسين موسوي پرداخت ولي نتيجه باز هم نشان داد تاريخ سياسي ايران به دوران "پايان خاتمي" رسيده است.
استفاده افراطي از چهره خاتمي در پوسترهاي مهندس موسوي، حضور چشمگير وي در فيلم انتخاباتي ميرحسين و اظهار نظرات متعدد وي در حمايت از کانديداي مشارکت و مجاهدين براي سنجش محبوبيت آقاي خاتمي کافي بود اما با عدم اقبال جامعه به ميرحسين موسوي يکي از دلايل کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات مشخص شد!
اين موضوع از اظهارنظرات خود شخص سيد محمد خاتمي نيز پيداست؛ آنجا که وي صريحا اعلام مي کند اگر من راي نياورم براي اصلاحات خيلي بد است.
عكس:اغتشاشگران را شناسایی کنید
لذا بدینوسیله از تمامی کاربران و خانواده های ایرانی انتظار می رود در صورتی که هر گونه مشخصاتی از عکس های ذیل و همچنین هرگونه اخبار و اطلاعاتی اعم از عکس ، فیلم ، مقاله ، خبر ، ایمیل و آدرس اینترنتی و یا شکایتی که در خصوص جریان های اغتشاش طلب از هر گروه و صنفی که در فضای مجازی اقدام به تحریک فعالیت های مخرب می نمایند دارید
|
شماره 1 |
شماره 2 |
شماره 3 |
شماره 4 |
|
شماره 5 |
شماره 6 |
شماره 7 |
شماره 8 |
|
شماره 9 |
شماره 10 |
شماره 11 |
شماره 12 |
|
شماره 13 |
|||
|
شماره 17 |
شماره 18 |
شماره 19 |
شماره 20 |
|
شماره 21 |
شماره 22 |
شماره 23 |
شماره 24 |
|
شماره 25 |
شماره 26 |
شماره 27 |
شماره 28 |
وحيد يامينپور
انقلاب راه آیندهی خود را می گشاید... انّ مع العسر یسراً... مسیر حق برای پویندگان آن مسیر سهل و راحتی نيست. حق، ماحصل مجاهده است و مجاهده یعنی گذراندن عقبه های خطرناکی که در هرکدامش بیم هلاکت و انحراف است. انتخابات دهم بی تردید یکی از این عقبه های تاریخی بود که گذر از آن، گشایش دهنده ی راه آیندهی تفکر معنوی انقلاب در عسرت آخرالزمان خواهد بود.
در متن و بطن اغتشاشات و دلگیریهای اجتماعی از رخدادهای پس از انتخابات 22 خرداد، برکاتی نهفته است از جنس برکاتی که اتفاقات سال های نخستین دهه 60 برای آیندهی انقلاب بهجای گذاشت و طبیعتاً باعث و بانی این برکات را در وجهی از تحلیل، باید کسانی دانست که آنروی سکهی حقنمایی و تظاهر به خط امام را برای تاریخ افشا کردند. از این نگاه میرحسین موسوی بی شک در عقبهی 22 خرداد 88، خدمات شایانی به انقلاب ارزانی داشته است!
موسوی رویهی خشونت بار و فاشیستی دموکراسی امریکایی را افشا کرد.
از دوم خرداد 76 تا کنون شعار دموکراسی و آزادی با انواع ترفندهای رسانه ای و سیاسی برای جریان سکولار و اصلاحات امریکایی مصادره شده بود. از خاطرمان نرفته که وقتی برای نخستین بار سرود «یار دبستانی» از رسانهی ملی پخش شد، جریان سکولار چگونه آشفته شد. این آشفتگی به دلیل این بود که از نظر آنان هرگز نمی بایست شعارهای کادوشده و تزيیناتی مانند وطن دوستی، آزادی و کرامت انسانی از زنبیل تفکر سکولار بیرون بیاید. ولی امروز، رفتار فاشیستی و قانونگریزانه طرفداران موسوی نشان داد که حقیقت و باطن شعارهای تزيیناتی چه طعم تلخ و گزنده ای دارد. این راه را برای تبیین ماهیت معنوی و انسانی مردم سالاری دینی در برابر ساختارهای عمیقاً اومانیستی و فاشیستی دموکراسی امریکایی باز خواهد کرد.
موسوی انقلاب را از مرحلهی نفاق «نمادها» عبور داد!
شال سبز، سیادت، الله اکبر بر پشت بامها (با توقیت بیبیسی و VOA)، عکس ها و خاطرات شخصی با امام(ره) و... نمادهایی بودند که هرکدام برای انحراف افق نگاه های سطحی و ذهن های زودباور کافی بود. انقلاب ها رخدادهای باطنی هستند. مردمان در انقلاب ها تحول باطنی می یابند. ولی بهتدریج نمادها جایگاه ممتازی در اشاره به باطن پیدا می کنند. این آغاز خطر است. قرآن های بر سر نیزه در جنگ صفین راه را بر ظاهربینان به بیراهه بدل کرد. اما فردای صفین رنگ از رخ نمادها افتاد و حقیقت نسبت خود را با کانون حقیقی خویش هویدا کرد. امروز هم فردای صفینی است که نماد ها بر سر نیزه رفته بودند!
موسوی افشا کرد که آن روی سکهی دموکراسی امریکایی، اشرافیگری و اسلام رفاهطلبان است!
روزگاری علیرضا نوریزاده گفته بود که امید ما در ایران به تکنوکراتهاست! تکنوکراتها که هستند؟ بدون ترديد، نماد اشرافیگری و اسلام سرمایهداری و رفاهزدگی بیقید و بند. یادمان بیاید که رهبر معظم انقلاب در 6/8/81 چه دردنامهی عجیبی در گلایه از مسابقهی رفاه میان مسئولان، خطاب به دانشجویان عدالتخواه نوشتند. اسلام سرمایهداری یا به قول امام راحل(ره) «در یک کلام اسلام امریکایی» در این انتخابات تمام قد از جریان نفاق حمایت کرد. این حمایت حتی بهطور صریح با حضور بی رودربایستی فرزندان تکنوکراسی در اغتشاشات همراه بود... تو خود حدیث مفص بخوان از این مجمل!
موسوی حساب انقلاب را از انقلابیون جدا کرد.
آیا انقلاب فرزندان خود را می خورد؟! انقلاب چه نسبتی با انقلابیون دارد؟ اگر سابقین و صحابه، طلحه و زبیر شدند، چه؟ جنگ جمل و نهروان را چه کسانی به راه انداختند؟ سال ها بود که مردم ناخرسندی خود را از برخی چهره های سابقاً خدوم نظام اعلام کرده بودند (حتی با انتخاب 20 میلیونی سید محمد خاتمی!). اما هیچگاه مانند امروز، مردم و بهویژه نسل سوم -صاحبان اصلی انقلاب- به این روشنی محتوا و پوستهی متخلخل و پوسیدهی نظام را از هم تفکیک نکرده بودند! این خدمتی بود که موسوی پس از 20 سال به فرهنگ انقلابی ما کرد!
موسوی تجربهی انقلاب های مخملی را از سر انقلاب اسلامی گذراند.
انقلاب های رنگی و مخملی در سال های اخیر مهمترین سازوکار غرب و امریکا برای اصلاحات امریکایی در کشورهای غیر هم جهت بود. این سازوکار مدت ها بود از دور، چرت برخی استراتژیستهای داخل را بر هم زده بود. شاید برخی به استقرار و عمق تعلق ایرانی به انقلاب و اسلام باور نداشتند. هیچ اتفاقی مبارکتر از این نبود که نابخردانه این سازوکار در ایران تجربه شود تا عملاً تفاوتهای ادراکی و معرفتی ما با هویت های ناهمساز و بحرانزدهی امثال اوکراین و گرجستان خود را نشان دهد و آنگاه رهبر معظم انقلاب با سینه ای ستبر از عظمت ایران و ایرانی و فاصلهی بسیارش با گرجستان بگوید.
موسوی اثبات کرد باید پشتیبان ولایت فقیه باشیم تا به این مملکت آسیبی نرسد!
در بحبوحهی اغتشاشات برای همگان یک خستگی و سرخوردگی پیش بینی نشده ای رخ داده بود. چه باید می کردیم؟ این مهمترین سؤالی بود که همه را درگیر کرده بود. خاطرات ازلی ایرانیان از دل دادن و سر سپردن به یک رکن مستحکم که تزلزل ها را به استقرار بدل کند و تشنگی ها را سیراب کند، چشم ها را به درگاه ولایت کشانده بود. نماز جمعه 29 خرداد نه یک کلمه بیش داشت و نه یک کلمه کم... "فصل الخطاب"!
میرحسین موسوی بهروشنی پس از روز جمعه، پرچمی را بلند کرد که نشانی از فضاحتهای لجوجانهی اسلام امریکایی بود. بارها شنیده بودیم که از نظرگاه امام راحل(ره)، ولایت مطلقه فقیه تنها لنگری است که در طوفانهای انقلاب، استقرار نظام اسلامی را تضمین می کند، اما شاید گذشت 10 سال از 18 تیر 78، گرد غفلت بر سر این عقیده نشانده بود.
موسوی، خود را به عنوان یک ذخیرهی طلایی برای جریان منحرف از نظام، ابطال کرد!
سال ها بود که هرازگاهی تصویر و نام موسوی به عنوان یک ذخیرهی طلایی برای روز مبادا از طرف جریان سکولار به رخ دغدغهمندان انقلاب کشیده می شد. شاید یکی از بزرگترین برکات رقابت 22 خرداد 88 ابطال همیشگی این ذخیرهی طلایی و خالی شدن فضاحت بار کیسهی سکولارها از نامها و نشانهای گول زننده بود. حتی سخنرانیهای داغ و حمایتهای مبالغه آمیز شریک استراتژیک او -سید محمد خاتمی- نیز دردی را از وي
اگر راي داد و شوراي نگهبان هم آن راي را پذيرفت ، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمي گويم راي خودش را نگويد؛ بگويد؛ راي خودش را بگويد؛ اما اگربخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراي نگهبان كذا و اين مجلس كذا است، اين فساد است ، و مفسد است يك همچو آدمي ، تحت تعقيب مفسد في الارض بايد قرار بگيرد.

امام خميني(ره) در سخنرانيها و پيام هاي مختلفي با اشاره به فصل الخطاب بودن نظر شوراي نگهبان بر لزوم پذيرش آن توسط همه گروهها، احزاب و افراد تاكيد ورزيدهاند.گزيدهاي از فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروهها به قانون و فصلالخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان به شرح ذيل است:
*شوراي نگهبان به هيچ وجه گوش به حرف عدهاي كه به اصطلاح مترقي هستند ندهد
"....شما بايد ناظر بر قوانين مجلس باشيد، و بايد بدانيد كه به هيچ وجه ملاحظه نكنيد. بايد قوانين را بررسي نماييد كه صددرصد اسلامي باشد. به هيچ وجه گوش به حرف عدهاي كه مي خواهند يك دسته كوچك مردم ما خوششان بيايد و به اصطلاح مترقي هستند، ندهيد، قاطعانه با اينگونه افكار مبارزه كنيد. خدا را در نظر بگيريد. اصولا آنچه كه بايد در نظر گرفته شود خداست ، نه مردم، اگر صد ميليون آدم ، اگر تمام مردم دنيا يك طرف بودند و شما ديديد كه همه آنها حرفي مي زنند كه بر خلاف حكم قرآن است بايستيد و حرف خدا را بزنيد، ولو اينكه تمام بر شما بشورند. انبيا هم همين طور عمل مي كردند؛ مثلا موسي در مقابل فرعون مگر غير از اين عمل كرد؟ مگر موافقي داشت.
بحمدالله مجلس ما مجلسي است اسلامي و قوانين خلاف اسلام تصويب نخواهد شد؛ولي شما وظيفه داريد ناظر باشيد. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقي ندهيد. خدا انشاءالله با ماست . اگر عملمان براي خدا باشد، خدا ما را موفق مي كند..... "
(صحيفه امام ج 13 ص 53)
* هركس بگويد راي شوراي نگهبان كذا است مفسد است
".....من تكرار مي كنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملكت . مجلس اگر راي داد و شوراي نگهبان هم آن راي را پذيرفت ، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمي گويم راي خودش را نگويد؛ بگويد؛ راي خودش را بگويد؛ اما اگربخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراي نگهبان كذا و اين مجلس كذا، اين فساد است ، و مفسد است يك همچو آدمي ، تحت تعقيب مفسد في الارض بايد قرار بگيرد.اين مجلس ما حصل خون يك جمعيتي است كه وفادار به اسلام بودند؛ و اين مجلس عصاره زحمتهاي طاقت فرساي اين ملت مسلمان بوده است ؛ اين مجلس فراهم آمده از "الله اكبر "هاي مردم است ؛ اگر بنا باشد كه اين مجلس فراهم آمده از "الله اكبر " مردم قدمي برخلاف اسلام بگذارد، اين مجلس مجلسي خواهد بود كه برخلاف مسيرمسلمين عمل كرده . با تمام قدرت ، بدون اينكه ملاحظه از احدي و از مقامي بشود،مجلس بايد مسائل را طرح بكند. و رد و بدل و انتقاد صحيح ، بدون جار و جنجال ، بدون هياهو، مسائل را بگويند. كسي كه مخالف است مخالفت خودش را بدون هياهو بگويد.آن كه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگويد. و بعد هم راي بگيرند.وقتي راي گرفتند، اگر اكثريت راي داد، و بعد هم برده شد پيش شوراي نگهبان و آنها هم صحيح دانستند اين راي را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسي ندانستند، اگربعدها بخواهند شيطنت بكنند، اين شيطنتها از مبادي غضب ، از مبادي فاسد، بيرون مي آيد. بايد سرتسليم به مجلس ، يعني سر تسليم به اسلام وقتي مخالف اسلام نيست ، سرتسليم به اسلام فرود آورد. روشهاي غير اسلامي را، اگر هم در باطن - خداي نخواسته -دارند، نبايد ديگر اظهار بكنند و نبايد اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش كنند. اين يك مسئله اي است اساسي ، و بايد همه توجه داشته باشند. به مجرد اينكه يك مطلبي برخلاف راي يك نفر است ، نبايد بگويد مجلس درست نيست .
(صحيفه امام ج14ص370)
*پس از راي و انفاذ شوراي نگهبان، هيچ مقامي حق رد آن را ندارد
"....موضوعات براي احكام ثانويه اسلام نظر خواهي شود كه كارها به نحو شايسته انجام گيرد. و اين نكته نيز لازم است كه تذكر داده شود كه رد احكام ثانويه پس از تشخيص موضوع به وسيله عرف كارشناس ، با رد احكام اوليه فرقي ندارد، چون هر دو احكام الله مي باشند. و نيز احكام ثانويه ربطي به اعمال ولايت فقيه ندارد و پس از راي مجلس وانفاذ شوراي نگهبان ، هيچ مقامي حق رد آن را ندارد، و دولت در اجراي آن بايد بدون هيچ ملاحظه اي اقدام كند. و با تشخيص دو سوم مجلس شوراي اسلامي كه مجتمعي ازعلماي اعلام و مجتهدان و متفكران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفيه كه تشخيص آن با عرف است ، با مشورت از كارشناسان ، حجت شرعي است كه مخالفت باآن بدون حجت قويتر خلاف طريقه عقلاست . چنانچه تغيير احكام اوليه ، با شك درموضوع و عدم احراز آن با طريقه عقلا مخالف است .
دولت جمهوري اسلامي كه متصدي اداره كشور است و در هر پيشامدي موظف است اقدام مقتضي نمايد، در وضع كنوني بدون كمك ملت ، توانايي رفع تمام گرفتاريهارا ندارد، و براي اداره نظام جمهوري و دفاع از دشمنان مهاجم و رفع مشكلات جنگ كه حجم آن بسيار عظيم است ، احتياج به كمك دارد.... "
(صحيفه امام ج17ص 321 )
* من در تمام مواقعي كه مقتضي بوده است، شوراي نگهبان را تاييد كرده ام
".....از تحمل زحمات و رنجهاي شما تشكر مي كنم . شما توقع نداشته باشيد كه مورداهانت واقع نشويد. همه مي دانيد تا كسي كاري انجام ندهد كسي به او توهين نمي كند.توهين براي كساني است كه مي خواهند زنده باشند. هيچ كدام از ما نبايد انتظار تعريف راداشته باشيم . بايد به حكم خدا عمل كنيم و به اين هم كاري نداشته باشيم كه چه كسي ازاين كاري كه براي خدا مي كنيم خوشش مي آيد و يا چه كسي بدش مي آيد. من در تمام مواقعي كه مقتضي بوده است، مجلس و شوراي نگهبان را تاييد كرده ام. ما بايد دست دردست يكديگر بگذاريم تا يك كشور اسلامي درست كنيم .
امروز تبليغات عليه من و شما نيست ، تبليغات عليه اسلام است . اگر ما با اسلام كاري نداشتيم كسي با ما بد نبود. امروز امريكا و شوروي را كه آن قدر در دنيا فساد مي كنندكسي محكوم نمي كند، ولي تمام محكوميتها مال ماست . در دنيا تنها ايران است كه موردسئوال است ؛ ولي اگر ما وحدت خودمان را حفظ كنيم و همصدا و همجهت باشيم از هيچ چيز نبايد بترسيم . مهم اين است كه با هم خوب باشيد و تصميم داشته باشيم كه مستقل..... "
(صحيفه امام ج 17ص441 )
*افرادي كه نظريه شوراي محترم نگهبان در ابطال يا تاييد موافق ميلشان نباشد دست به شايعه افكني ميزنند
"...چنانچه مشاهده مي شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شوراي اسلامي ، افرادي كه نظريه شوراي محترم نگهبان در ابطال يا تاييد بعضي حوزه ها موافق ميل شان نبوده است دست به شايعه افكني زده و اعضاي محترم شوراي نگهبان - ايدهم الله تعالي - را كه حافظ مصالح اسلام و مسلمين هستند، تضعيف و يا خداي ناكرده توهين مي نمايند و به پخش اعلاميه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنكه پيامد چنين اعمال و جوسازي ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالي چند ازانقلاب چه خواهد بود. اميد است چنين اعمال ، بي توجه به نتايج ناروا و اسف بار آن باشد.
معلوم نيست در صدر مشروطيت در دوره اول با فقهاي ناظر به قوانين اين نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدريج فقها را از مجلس بيرون راندند و به سر اين ملت آن آوردند كه ديديم .
من به اين آقايان هشدار مي دهم كه تضعيف و توهين به فقهاي شوراي نگهبان امري خطرناك براي كشور و اسلام است . هميشه انحرافات به تدريج در يك رژيم واردمي شود و در آخر، رژيمي را ساقط مي نمايد. لازم است همه به طور اكيد به مصالح اسلام و مسلمين توجه كنيم و به قوانين ، هر چند مخالف نظر و سليقه شخصي مان باشد احترام بگذاريم و به اين جمهوري نوپا كه مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشيم.
(صحيفه امام ج17ص431)
*شوراي نگهبان، موردتاييد اينجانب ميباشند
شوراي محترم نگهبان ، كه حافظ احكام مقدس اسلام و قانون اساسي هستند، موردتاييد اينجانب مي باشند. و وظيفه آنان بسيار مقدس و مهم است . و بايد با قاطعيت به وظايف خود عمل نمايند. البته توجه به اهميت حفظ نظام جمهوري دارند كه با آن هيچ حكم و امري مزاحمت نمي كند و براي حفظ آن از هيچ كوششي نبايد مضايقه كرد ومعلوم است آقايان با تعهدي كه دارند تحت تاثير هيچ جوي واقع نمي شوند.
ان شاءالله مويد باشند.
(صحيفه امام ج19ص155)
*نهاد شوراي نگهبان به هيچ وجه تضعيف نشده و نخواهد شد
ولايت فقيه و حكم حكومتي از احكام اوليه است. نهاد شوراي نگهبان هميشه موردتاييد اينجانب است و به هيچ وجه تضعيف نشده و نخواهد شد. اين نهاد بايد هميشه بابيداري و هوشياري در خدمت به اسلام و مسلمين كوشا باشد.
|
فرشته ای بنام مادر
کودکی که آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسید: " می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟" خداوند پاسخ داد:" از میان بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد" کودک دوباره پرسید:" اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند." خداوند لبخند زد:" فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود." کودک ادامه داد:" من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟" خداوند او را نوازش کرد و گفت:" فرشته تو، زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی." کودک سرش را برگرداند و پرسید: "شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟" " فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود." کودک با ناراحتی گفت: "وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟" اما خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت: "فرشته ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی." کودک با نگرانی ادامه داد:" اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم، ناراحت خواهم بود." خداوند لبخند زد و گفت: "فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود." در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:" خدایا! اگر من باید همین حالا بروم، لطفا نام فرشته ام را به من بگویید." خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیتی ندارد. او را می توانی " مادر " صدا کنی.
|
نامه سرگشاده جمعی از دانش جویان دانشگاه های تبریز خطاب به آقای میر حسین موسوی
بسم الله القاسم الجبارین
جناب آقای میر حسین موسوی، فرزند آذربایجان!!! سلام علیکم
آن چه به عنوان نامه سرگشاده خطاب به جناب عالی نوشته می شود، نوشته ای است صریح و بی پرده و به دور از تعارفات. نوشته ای که کلمه به کلمه آن را در دادگاه عدل ملت ایران اثبات خواهیم کرد.
جناب آقای میر حسین موسوی! جناب عالی که ماه های تبلیغات دهمین دوره ریاست جمهوری را با شعار قانون مندی آغاز کردید و در هاله سبز خویش، گفتمان دروغ را در بین مردم نهادینه ساختید، شما که برای کسب مقام ریاست جمهوری و با هدف تجدید حیات مجدد برای رانده شدگان از پیش گاه ملت، دست به دامان شرکت های صهیونیستی شدید، شما که به جاده صاف کن عوامل اصلی قتل های زنجیره ای تبدیل شدید، شما که خود را به پیشرو بی بدیل گفتمان مرده ی اصلاحات دوم خردادی تبدیل کردید و با دروغ بزرگ قانون گرایی و ترس از اوضاع کنونی کشور، وارد عرصه انتخابات شدید، آیا ندید که ملت، شما و گفتمان شما و عوامل آشکار و پنهان پشت سر شما را قبول ندارند؟!
ادامه مطلب
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي گفت: سناريوي از پيش طراحي شده سازمان مجاهدين و ستاد موسوي ، عدم پذيرش نتايج شمارش آراء، عدم تمكين قانون، برگزاري تجمعات غيرقانوني، نظر سازي و القاي عدم سلامت انتخابات بود كه باعث رويگرداني مردم از اصلاحطلبان شد.

سيداميرحسين مهدوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي پيش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران در خبرگزاري ايسنا به بيان جزئياتي درباره مجموعه فعاليتهاي فرهنگي و رسانهاي ستاد ميرحسين موسوي و نقش برخي عوامل در شكلدهي آشوبهاي اخير پرداخت.
..............
ادامه مطلب
| |||
عضو هيئت علمي دانشگاه اصفهان با تشبيه وقايع بعد از انتخابات امسال با اتفاقات 25 و 30 خرداد 1360 گفت: وقايع بعد از انتخابات 22 خرداد جريان نفاق جديد را افشا كرد.

محسن نصري عضو هيئت علمي دانشگاه اصفهان رئيس جمهور را براساس اصل113 قانون اساسي مسئول اجراي قانون دانست و گفت: همه كانديداهاي حاضر در صحنه انتخابات تا قبل از برگزاري انتخابات بارها و بارها بر اجراي قانون و قانونمداري تاكيد ميكردند و حتي سه رقيب احمدينژاد دولت وي را قانونگريز معرفي كرده و مدعي بودند كه احساس خطر كرده و وارد ميدان شدهاند.
وي با بيان اينكه در دوره تبليغات انتخابات شاهد نقض قانون، دروغپراكني، تهمت و جنگ رواني از سوي رقيبان احمدينژاد براي تخريب وي بوديم، افزود: اين افراد با رفتارهاي خود نشان دادند كه صلاحيتي براي جايگاه رياستجمهوري نداشته و اعتقادي هم به قانون ندارند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه در 25 خرداد 1360، جبهه ملي عليه اسلام و قوانين آن و لايحه قصاص كه شهيدبهشتي ارائه كرده بود اعلام راهپيمايي كرد و امام هم با نهيبي آنها را مرتد اعلام كرد، افزود: 25 خرداد امسال نيز جريانهاي نفاق با هدايت آمريكا، رژيم صهيونيستي و بقاياي سازمان منافقين در اروپا، به بهانه انتخابات دست به آشوب و اغتشاش زدند كه يادآور 25 خرداد 60 بود.
اين كارشناس مسايل سياسي با اشاره به حملات جريان نفاق به نيروهاي حزباللهي و بسيجي در 30 خرداد 60 و آشوب و جنگ مسلحانه آنها براي براندازي انقلاب كه منجر به آتشزدن چند مسجد و شهادت تعدادي از هموطنان شد، تصريح كرد: باوجود خطبههاي جامع و كامل رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران و توصيه همگان به تمكين به قانون، اما 30 خرداد امسال نيز شاهد آشوب، حمله به نيروهاي حزباللهي و بسيجي، آتشزدن مسجد لولاگر و كشته و زخمي شدن جمعي از هموطنان شد.
نصري با بيان اينكه اين اتفاقات از نظر شكلي و محتوايي در راستاي همديگر است اگر چه تفاوتهايي هم دارد، ادامه داد: در يك نگاه كلي ميتوان گفت كه دشمن سبب خير شد و چهره سياه برخي جريانات و افراد براي مردم روشن شد.
عضو هيئت علمي د انشگاه اصفهان در ادامه انتخابات 22 خرداد را از الطاف خفيه الهي و حضور 40 ميليوني مردم در انتخابات را باعث تثبيت دوباره نظام اسلامي و ارزشهاي انقلاب دانست و گفت: انتخابات 22 خرداد امسال و وقايع پس از آن افشاكننده جريان نفاق جديد بود، جرياني كه با بحران، آشوب داخلي و اغتشاش و به تعبير خودشان با كودتاي مخملي به دنبال ايجاد مانع در مسير عدالت و پيشرفت انقلاب بود.
وي با بيان اينكه توطئههاي جريان نفاق و دشمنان تا كنون با هدايت رهبري، هوشياري مردم و حضور در صحنه نيروهاي انقلاب خنثي شده است، اضافه كرد: انشاءالله در آينده نيز مسايل بيشتري براي مردم روشن خواهد شد.
اين استاد دانشگاه فاجعه خونين 7 تير 60 و شهادت شهيدبهشتي و يارانش را دردناك اما درعين حال باعث افشاي نفاق دانست و افزود: هرچند آشوبطلبي، اغتشاش و كشته و زخمي شدن برخي از هموطنان و خسارت به آنها شيريني مشاركت گسترده مردم را در كام ملت تلخ كردند اما ثمره اين خونها افشا شدن جريان نفاق جديد براي مردم بود به نحوي كه خطر بزرگي را براي انقلاب برطرف كرد.
اين كارشناس مسايل سياسي انتخابات 22 خرداد را تسويه و خانهتكاني جديد براي انقلاب دانست و گفت: اين خانهتكاني جديد بعد از 30 سال از عمر انقلاب براي سرعتبخشي به تحقق اهداف عالي انقلاب نياز بود و مردم نيز متوجه شدند كه براي برخورد درست و شناخت نفاق جديد به آگاهي و بصيرت بيشتري نياز دارند.
بشنو که چاه از درد دلهای علی چه می گوید . ببین که چاه از اشک چشمهای علی به جوش آمده :
ای چاه نگارم را از من گرفتند
ای چاه می توانستم ولی نباید مقابله می کردم
ای چاه اگر آن دو عزیزم بودند مقابل فتنه می ایستادم
ای چاه نگارم شیشه اشکهایش را برای شهادت با خود برد
ای چاه غم مردگان در دشت جاهلیت مرا پژمرده ساخته
ای چاه فرزندانم را به ظلم خواهند کشت
ای چاه نور چشم به چشم چه خواهد گفت
ای چاه کاش بیست سال پیش مرده بودم
ای چاه غم گروه آخر قلبم را به درد می آورد
ای چاه قلبم از نا فرمانی سربازان به درد می آورد
ای چاه بی تابی گمراهان به دوزخ مرا سخت می رنجاند
ای چاه ...
رييسجمهور سابق كشورمان پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بيانيهاي ضمن ابراز نگراني از امنيتي و نظامي شدن فضاي كشور تأكيد كرد: بر اين باورم كه هنوز راه رهايي از اين وضعيت آشفته بسته نيست.
به گزارش روابط عمومي دفتر سيد محمد خاتمي متن كامل اين بيانيه بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است كه بايد آن را پاس داشت و راههاي آن را گشادهتر كرد. اين حضور شكوهمند از همه بخشها و گروههاي سني و صنفي در ايران يك پيام روشن دارد كه مردم صاحب كشور و انقلاباند. اين پيام را امروز نيز بايد دريافت؛ سكوت اعتراضي و رفتار مدني مردم در راهپيماييها هم نشانه رشد و بيداري و مسؤوليت پذيري مردم است و هم حكايتگر اين واقعيت انكار ناپذير است كه مردم داراي حقوق اساسي و مشخص هستند كه هر نظامي موظف به رعايت آنهاست.
تبليغات تحريككننده و اهانت آميز نسبت به مردم كه همواره مستقل عمل كردهاند و انتساب حركت سالم آنان به بيگانگان خود جلوهاي از اعمال سياستهاي نادرست است كه سبب دورتر شدن مردم از حكومت ميشود.
در ايران انتخاباتي برگزار شده است و انبوهي از مردمان بزرگوار كه آن حماسه حضور را آفريدند نتيجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترضاند.
اعتماد عمومي در اين زمينه لطمه ديده است و بستن راه اعتراض مدني به روي مردم به معني گشودن راههاي خطرناكي است كه خدا ميداند به كدام سرانجام برسد.
بايد حق مردم را پاس داشت و در عين تدبير در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفريني و ناامني (كه از ساحت مردم به دور است) بايد از شيوههاي پرهزينه و زيانبار براي نظام و مردم از جمله مقابله نظامي و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترميم اعتماد عمومي كه پشتوانه اصلي نظام و كشور است برآييم و حركت كنيم.
ضرب و جرح و ارعاب كه نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بوديم و موجي از دستگيري از زنان و مردان و نخبگان سياسي و فرهنگي كشور از اولين ساعات اعلام نتايج تاكنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم كه از نشانههاي فرهنگ بالاي هموطنان است، مشكلات را افزون ميكند.
فرصتها به سرعت ميگذرد و به تهديد تبديل ميشود، در حالي كه بر اين باورم كه هنوز راه رهايي از اين وضعيت آشفته بسته نيست و نيازي به امنيتي كردن و نظامي كردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع يا مراجعي كه بايد حافظ حقوق مردم و مجري انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولي خود مورد انتقاد و شكايتاند راه حل مسأله نيست.
در بازگشايي اين گره چرا نگاهي به روش و سيرت حضرت امام (ره) نداريم كه در موارد مشابه بوده است و ميتواند و بايد مورد تأسي و اهتمام قرار گيرد.
تعيين هيأتي عادل، كاردان، بيطرف و شجاع كه به ويژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذيرش داوري منصفانه آن هيأت راهي براي عبور از اين مرحله و گامي مثبت در جهت تقويت نظام و بازسازي اعتماد عمومي و نيز نشانه تصميمگيري خطير و گرهگشا در هنگامههاي حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهاي انقلاب است.
آزادي سريع دستگير شدگان و زندانيهايي كه موجب نگراني عميق خانوادههاي آنان و بسياري از مردم شده است و نيز بازكردن راههاي ارتباطي و اطلاع رساني كه متأسفانه همه را بستهاند ميتواند فضاي جامعه را تلطيف كند.
از سوي ديگر اعتراض و انتقاد به شيوه مدني و به دور از هرگونه ناآرامي را كه حق مسلم مردم است بايد همگان پاس داريم.
نفي خشونت و تغيير فضاسازي كينه توزانه و دشمن آفرين و مبتني بر تهمت و افترا به فضاي جديد مبتني بر حقيقت، به محبت و دوستي و تعامل با يكديگر نيز بايد سرلوحه عمل قرار گيرد.
در اين صورت است كه هر هزينهاي كه پرداخت شود،نظام با همه ارزشهايآن مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، اين حضور را بايد محترم شمرد.
ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله * عليه توكلت و اليه انيب
سيد محمد خاتمي
31 خرداد 1388

روز شنبه 30 خرداد امسال در حالي كه انتظار ميرفت با توجه به جدا شدن صف معترضان نسبت به نتايج آراي انتخابات از اغتشاشگران، ديگر شاهد بروز موارد اغتشاش در سطح شهر تهران نباشيم اما گروهي از اخلالگران فرصتطلب دست به آشوبهاي خياباني زدند كه سرآغاز آن ساعت 16 همين روز و در حوالي ميدان انقلاب بود.
اين افراد با برهم زدن نظم و امنيت عمومي فضاي جامعه نسبت به تخريب اموال عمومي، ايجاد مزاحمت براي مردم، آتش زدن خودروها و موتوسيكلتهاي مردم، شكستن شيشههاي بانكها و مغازهها اقدام كردند كه پيدايش اين امر باعث شد تا مردم نيز در حمايت از پليس و مقابله با آشوبگران وارد عمل شوند.
در اين ميان آشوبطلبان كه متوجه مقابله مردم و پليس با خود شده بودند، با ايجاد تغيير و جابهجايي موضع خود سعي كردند تا نقاط ديگر شهر را متاثر از اين درگيري و آشوبطلبي كنند. بطوري كه گزارشهاي ارسالي حكايت از كشيده شدن دامنه اين اغتشاشگريها و فروكش كردن آنها در نقاط مختلف داشت.
نقاطي چون حوالي كوي دانشگاه تهران، تقاطع خيابان فاطمي و خيابان منتهي به كوي، برخي از خيابانهاي فرعي در ضلع غربي بزرگراه شهيد چمران و ضلع شرقي منطقه كوي دانشگاه، ميدان ونك، حوالي ميدان امام خميني(ره)، نواب، كميل، ميدان آزادي، ميدان صادقيه، خيابان ستارخان، خيابان باقرخان، خيابان جيحون، خيابان آذربايجان، كوي نصر و پونك محلهايي بودند كه اغتشاشگران پس از روبهرو شدن با مردم و پليس در آنها تجمع كرده و دست به اقدامات جامعهستيزشان ميزدند.
درنتيجه اين جامعهستيزي، يك بانك به آتش كشيده شد، به 3 دستگاه اتوبوس شركت واحد خسارات كلي وارد شد، مسجد لولاگر در خيابان آذربايجان آتش زده شد كه بر اثر آن چند تن از شهروندان مصدوم شدند، يك دستگاه خودروي نيسان به آتش كشيده شد، به خودروهاي پارك شده مردم در كنار خيابانها خسارت وارد آمد، به مترو ايستگاه دانشگاه صنعتي شريف، تعدادي كيوسك تلفن، سطلهاي زباله و تابلوهاي راهنمايي و رانندگي خسارت وارد شد.
در چنين شرايطي مردم كه از اغتشاش و آشوب اخلالگران به ستوه آمده و مال و جان خود را در معرض خطر ميديدند و متحمل خسارات زيادي شده بودند به كمك پليس در نقاط مختلف شتافته و در دستگيري آشوبطلبان نقش مهمي ايفا كردند. بطوري كه در يك اقدام قابل ذكر در هماهنگي مردم و پليس 12نفر از عاملان آتشسوزي مسجد لولاگر دستگير شدند.
به آتش كشيدن يك مسجد اقدامي است كه حتي كافران هم از آن ابا دارند ولي به اين اغتشاشگران چه عنواني را ميتوان اطلاق كرد؟
به هر روي چند ساعت همراهي مردم و پليس براي فرونشاندن آشوبها، آخر شبي آرام را نصيب تهران كرد اما اين آرامي هزينههايي دربرداشت؛ 40 مامور پليس مجروح شدند، به 34مكان دولتي آسيب رسيد، 3 اتوبوس شركت واحد و 4 خودروي شخصي به آتش كشيده شد و غيره
به گزارش سايت اطلاع رساني پليس در پايان اين حضور پليس 457 نفر از كساني كه اقدام به ايجاد ناامني، درگيري مستقيم با پليس و برهم زدن نظم عمومي كرده بودند، شناسايي و دستگير شدند.
نكته جالب توجه در رابطه با حوادث پيش آمده در روز گذشته همراهي و همدلي مردم با پليس در جلوگيري از اقدامات تخريبگرايانه بود. ضمن اينكه به تاكيد سردار رادان جانشين فرمانده نيروي انتظامي كشور، در اين روز براي فرونشاندن آشوب ايجاد شده، پليس از سلاح گرم در مقابل آشوبگران استفاده نكرد كه اين خود نمره مثبت ديگري در كارنامه مردمي پليس به شمار ميآيد.


































