نوزادی در بیمارستان اهر یتیم به دنیا آمد
مربي آلماني بعد از ظهر امروز بازيكنان تيم ملي را در كمپ تيم ملي تمرين داد.

جلسه تمريني تيم ملي پس از بركناري علي دايي امروز ساعت 14 در كمپ تيم هاي ملي و زير نظر اريش روته مولر برگزار شد.
مولر قبل از شروع تمرين به مدت كوتاهي با بازيكنان تيم ملي صحبت كرد و وحيد هاشميان مهاجم تيم بوخوم آلمان صحبت هاي اين مربي آلماني را براي بازيكنان ترجمه كردند.
بازيكنان پس از دويدن و انجام حركات كششي، بدن ها را گرم كرده و سپس به كار با توپ پرداخته و برنامه هاي تاكتيكي را مرور كردند.
ساعت 16 و 30 دقيقه بازيكنان به دستور مولر در يك نيمه زمين فوتبال بازي كردند. اين تمرين تا ساعت 17 ادامه داشت سپس با دويدن دور زمين بدن ها را سرد كرده و تمرين ساعت 16 و 10 دقيقه به پايان رسيد.
* جواد نكونام و مهدي مهدوي كيا در پي هماهنگي با مسئولان فدراسيون و كادر فني به اسپانيا و آلمان سفر كرده و در اين جلسه تمريني حضور نداشتند.
* هومن افاضلي دستيار علي دايي و بهزاد غلام پور مربي دروازه بانان از ديگر غايبان اين جلسه تمريني بودند. سه دروازه بان تيم ايران در غياب غلام پور بدون مربي تمرين كردند.
* هادي عقيلي و غلامرضا رضايي به دليل مصدوميت از ناحيه زانو در اين جلسه تمريني با گرمكن كنار زمين نشسته و تمرين نكردند. محمد نوري نيز در دقايق پاياني تمرين به دليل مصدوميت از ناحيه مچ پا تمرين را پي گيري نكرد.
* در پايان تمرين مولر به طور اختصاصي با وحيد هاشميان و اكبر پور تمرين شوت به دروازه را مرور كرد.


ادامه مطلب

فرمانده نیروی هوایی جمهوری آذربایجان در باکو، پایتخت این کشور به ضرب گلوله کشته شده است.
مقام های این کشور می گویند ژنرال رایل رضایف 64 ساله هنگامی که قصد داشت در برابر منزل خود سوار خودرو شود، توسط مردان مسلح ناشناس مورد هدف قرار گرفت.
این مقام ها می گویند تحقیقات در باره این ترور شروع شده اما هنوز انگیزه ای برای کشتن فرمانده نیروی هوایی پیدا نشده است.
وزارت دفاع جمهوری آذربایجان اعلام کرد که ژنرال رضایف در بیمارستان نظامی درگذشت. او بلندپایه ترین مقام این کشور است که تا کنون مورد هدف قرار گرفته است.
او به فاصله کوتاهی پس از استقلال این کشور از شوروی سابق در اوائل دهه نود میلادی به این سمت منصوب شده بود. در آن زمان جمهوری آذربایجان درگیر جنگ با ارمنستان بر سر منطقه قره باغ بود.
جمهوری آذربایجان در همسایگی ایران از منابع غنی نفت و گاز برخوردار است. مخالفان دولت می گویند فساد در این کشور گسترده است.
الهام علی اف، رئیس جمهوری این کشور در ماه اکتبر سال پیش برای یک دوره دیگر انتخاب شد و ناظران بین المللی گفتند در این انتخابات معیارهای دموکراتیک رعایت نشده بود.
در اکتبر سال 2008، گروه بحران بین الملل طی گزارشی نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان را "نامنسجم، دچار اختلافات داخلی، پاسخگو تنها به رئیس جمهوری، فاسد و غیر شفاف" خواند.
این گزارش خاطرنشان کرد که تا کنون چندین بار افسرانی به اتهام فساد و حیف و میل بازداشت شده اند اما این اتهامات در اغلب مواقع علیه افرادی مطرح شده که منتقد حکومت هستند.
يادآوري روز خونين 16 آذر، بي اعتنايي مطلق به خواست ملت و خشونت غيرانساني دولت
| |||
|
سيد محمدرضا ميرتاج الديني بعداز ظهر امروز در مراسم آغاز عمليات اجرايي كتابخانه عمومي «گوگان» افزود: بهترين سرگرمي براي جوانان و نوجوانان كتاب است و آمادگي لازم علمي و تخصصي را براي آنان فراهم مي كند. | |||
نويسنده و محقق تبريزي در نامهاي سرگشاده به «الهام علياف»، رئيس دولت حاکم بر ایران شمالی ، نسبت به پيام تبريك و نيز شراكت دولت اين كشور ـ كه اكثريت آن را مردم مسلمان تشكيل ميدهند ـ با رژيم اسرائيل، انتقاد كرده و آورده است:
آقاي الهام علياف،
سلام عليکم
سخن خود را با نام و ياد خدايي که آدمي را آفريد و او را به سبب دو نعمت ارزشمند «عقل» و «اختيار» بر ساير موجودات برتري داد؛ آغاز ميکنم و با پوزش پيشاپيش از اينكه لحظاتي از وقت شما را ميگيرم، قصد دارم درخصوص پارهاي موضوعات مهم و اساسي با شما به گفتوگو بنشينم.
ادامه مطلب
خبر فوری
به دنبال شهادت سردار بزرگ اسلام « عماد مغنيه» و سخنان سيدحسن نصرالله در آيين پرشكوه تشييع پيكر پاك اين شهيد مبني بر « فراگير شدن جنگ مقاومت با رژيم اشغالگر قدس»، مراكز صهيونيستي در باكو به شدت دچار وحشت شدهاند.
هنوز ساعاتي از سخنراني آتشين سيدحسن نصرالله نگذشته بود كه پليس و مأموران امنيتي رژيم باكو، تدابير شديد امنيتي را در محوطه سفارتخانه رژيم صهيونيستي در باكو به اجرا گذاشتند. علاوه بر اين، مأموران امنيتي رژيم باكو در خيابانهاي منتهي به سفارتخانة اسراييل در پوششهاي مختلف با لباس و خودروهاي شخصي به گشتزني و مراقبت ميپردازند.
از روز چهارشنبه گذشته « آرتور لنك» سفير اسراييل در باكو از حضور در محل كار خودداري كرده است. به گفتة برخي منابع، وي از محل اقامت خود نيز به نكتة نامشخصي نقل مكان كرده است.
علاوه بر سفارتخانة رژيم صهيونيستي، مراكز متعلق به صهيونيستها در باكو نيز به شدت نگران شدهاند. پريروز سران مراكز و تشكلهاي يهودي از دولت باكو درخواست كردند كه مراقبت از آنها را افزايش دهد.
رژيم صهيونيستي از يهوديان و اتباع خود در باكو خواسته است كه از حضور در ملأعام، فروشگاهها، مترو و رستورانها خودداري كرده و از حرف زدن به زبان عبري با همديگر خودداري كنند.
فروشگاههاي صرافي متعلق به يهوديان در باكو كه اغلب در قاچاق اشياي عتيقه به اسراييل فعاليت دارند، تعطيل شدهاند. دولت باكو به شبكههاي تلويزيوني و مطبوعات دستور اكيد داده است كه از انتشار اخبار و مطالب و تصاوير مربوط به شهيد عماد مغنيه خودداري كنند.
برخي خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاريهاي غربگرا و دولتي باكو طي روزهاي گذشته براي تماس تلفني با سفير يا كارمندان سفارت رژيم صهيونيستي در باكو تلاش ميكنند، اما هيچكس به تلفنها پاسخ نميدهد.
پرواز مستقيم باكو ـ تلآويو تا اطلاعثانوي تعطيل شده است. نماينده يهودي پارلمان باكو (يودا آبرام اف) كه پيش از اين همواره به نفع رژيم صهيونيستي با خبرنگاران گفتگو ميكرد، از حضور در پارلمان خودداري ميكند.
دولت باكو كه عمدهترين شريك جنايات اسراييل در قفقاز جنوبي است، تدابير محسوس و نامحسوس را در فرودگاه باكو اجرا كرده است. روابط دولت باكو با رژيم صهيونيستي به حدي گسترده است كه نخست وزير اسراييل، از دولت باكو به عنوان « شريك استراتژيك» ياد كرده است. دولت باكو بخش اعظم نفت مورد نياز اسراييل را از طريق خط لوله باكو ـ جيهان تأمين ميكند. هراس از انفجار اين خط لوله باعث شده است كه نيروهاي امنيتي آمريكا نيز در باكو حضور يابند.
حركت اسلامي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) با انتشار اطلاعيهاي اعلام كرد: « دولت باكو در ريختن خون شهيد مغنيه شريك صهيونيستهاست. هواپيماهايي كه هر روز عدهاي را در غزه به خاك و خون ميكشند و فرماندهان مقاومت را ترور ميكنند، با سوخت ارسالي دولت باكو پرواز ميكنند.»
در بيانية حركت اسلامي ايران شمالي آمده است: « ما بارها هشدار دادهايم كه وجود سفارتخانة رژيم صهيونيستي در باكو منبع و منشأ فتنه و خونريزي است. مسلمانان هرگز نميپذيرند كه پرچم دشمن خونخوار و غاصب و جنايتكار در باكو برافراشته باشد. الهام علي اف به زودي نتايج سياستهاي صهيونيستي را خواهد ديد.»
علي اكرام علي اف (معروف به حاج علي اكرام) از رهبران حركت اسلامي ايران شمالي طي پيامي به حزب الله لبنان، شهادت عماد مغنيه را تسليت گفت. وي افزود: « عماد مغنيه به آرزوي خود كه شهادت در راه خدا بود نايل شد، شهادتي كه رزمندگان راه حقيقت منتظر آن هستند و من نيز اميدوارم كه در اين راه به شهادت نايل شوم.»
وي افزود: « ما افتخار ميكنيم كه بتوانيم در كنار رزمندگان حزب الله با دشمن صهيونيستي بجنگيم. ما به دولت الهام علي اف هشدار ميدهيم كه نسبت به تعطيلي سفارت رژيم صهيونيستي در باكو اقدام كند و اگر اين كار را انجام ندهد، مردم ما اين كار را خواهند كرد.»
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
اولاً تشكر ميكنم از همهى برادران و خواهران عزيز كه اين راه طولانى را طى كرديد و به اين حسينيه تشريف آورديد و اين محفل سراپا صميميت و صفا را تشكيل داديد. خيلى خوشآمديد! قارداش لار... باجيلار، خوش گلميسيز!(1)
خاطرهى مجاهدت آزادمنشانهى هشيارانهى مردم آذربايجان از حافظهى ملت ايران پاك نخواهد شد. بيست و نه بهمن سال 1356 يكى از اين خاطرههاست. شما در شناسنامهى تاريخى خودتان چه در دوران تاريخ گذشته، چه در دوران بعد از انقلاب، چه در دوران جنگ تحميلى و چه تا امروز از اينگونه حوادث بسيار داشتهايد. البته تاريخِ سرتاپا افتخار مردم عزيز آذربايجان در يك نقاطى اوج ميگيرد كه يكى از اين نقاط همين بيست و نه بهمن است.
اگر براى جوانهاى عزيزى كه آن روز را نديدند، بخواهيم در دو جمله مسئله را تصوير كنيم، مسئله اين است كه يك حركتى در مواجههى با رژيم غدار، از يك نقطهاى، يعنى از حوزهى علميهى قم و مردم قم سربلند كرد، رژيم بيباك و غدار و متكى به آمريكا بشدت آن را سركوب كرد، نفسها در سينهها حبس شد. همه خيال كردند قضيه تمام شد. آن نقطهاى كه نگذاشت اين قضيه به اينجا ختم شود و يك حادثه را تبديل به يك جريان و يك فرايند كرد، عبارت بود از تبريز و آذربايجان. يعنى مردم غيور و شجاع و باهوش تبريز، يك حادثه را تبديل كردند به يك جريان؛ نگذاشتند اين حادثه در قم دفن شود. اگر بخواهيم تشبيه كنيم به حوادث صدر اسلام، مثل كار جناب زينالعابدين و زينبكبرى در حفظ حادثهى عاشورا و نگذاشتن و مانع شدن از اينكه اين حادثه در صحراى كربلا دفن شود و فراموش شود. شما اين را يك پرچمى كرديد و با قدرت اين را در دست نگه داشتيد و اين پرچم شد شاخص. اين، اهميت حادثه را نشان ميدهد.
اگر بخواهيم اين حادثه را برگردانيم بر روى روحيات مردم و خصوصيات مردم آذربايجان، نتيجه اين ميشود كه اين مردم هم شور و هيجان دارند، هم شعور و هوشيارى سطح بالا دارند؛ ميدانند چه كارى اهميت دارد و كى اهميت دارد؛ هم شجاعت و غيرت كافى دارند كه اين كار را ولو بسيار خطر داشته باشد، انجام بدهند؛ مردمى هستند بيدار، بيدار؛ بيدارى كه شما شعارش را ميدهيد.(2) بنده با همهى وجود اين شعار را قبول دارم، از سالها قبل هم گفتهام. من در مقابل شعار شما به عنوان تصديق اين حرفها عرض ميكنم: آذربايجان اوياخسان، انقلابا داياخسان.
همهى قضيه هم در همين بيدارى و هشيارى و درك بالا و موقعيتسنجى و اقدام بجا و شجاعانه خلاصه ميشود. اگر فرض كنيد يك ملتى كه در طول قرنهاى متوالى بر اثر فساد دستگاههاى حاكم، بر اثر استبدادهاى گوناگون دچار غفلت شده است، دچار عقبماندگى شده است، از قافلهى علم و تمدن و همه چيز عقب افتاده است، بعد هم استعمار وارد شده است با شيوهها و روشهاى بسيار پيچيده و مرموز، اينها را در آن حالت نگهداشته، منابع حياتى آنها، ارزشهاى تاريخى و فرهنگى آنها را نابود كرده است و زمام اين ملت و اين كشور را در دست گرفته است، بخواهد ورق را برگرداند، به چه احتياج دارد؟ ميشود رفت پيش استعمارگر ظالم و غدار و از او خواهش كرد: آقا شما بيائيد از استعمار دست برداريد، از منافع خودتان صرفنظر كنيد؟ ميشود اين كار را كرد؟ فايدهاى دارد؟ اگر نه، بگوئيم التماس نميكنيم، مذاكره ميكنيم، با مذاكره حل ميشود؟ ميشود طعمه را از دهان گرگ با مذاكره، با حرف حساب، درخواست گرفت، ميشود اين كار را كرد؟
ملتها در چنين مقاطعى يك راه بيشتر ندارند و آن اينكه جوهر خودشان را نشان بدهند، قدرت خودشان را به صحنه بياورند، از توانائيهاى خودشان استفاده كنند تا دشمن نتواند بر روى ضعفها و ناتوانيهاى آنها تكيه كند. جز اين راهى براى يك ملت وجود ندارد. اين كارى بود كه ملت ايران كرد. اين كار هم احتياج دارد به بيدار بودن، آگاه بودن، تنبلى نكردن، دل به خواستهها و آسايشهاى حقير مادى نقد و كوچك نسپردن، اهداف و آرمانهاى بزرگ را در نظر گرفتن و وارد ميدان شدن؛ به اين احتياج دارد. اساسش بيدارى است؛ اين كار را ملت ايران كرد.
بيست و دوم بهمن اوج اين كار بود. بيدار كنندهاى كه سالها فرياد كشيد تا اين مردم را بيدار كند، امام بزرگوار ما بود. در اين كار همهى خيرخواهان، همهى مصلحان، همهى دانشمندان، همهى علماى دلسوز كمك كردند، قشرهاى مختلف هر كدامى بتدريج وارد شدند و كمك كردند. ناگهان ملت ما از ملتى كه سابقهى دوران قاجار را داشت و بعد در دوران پهلوى بكلى لگدمال شده بود، تبديل شد به يك ملت زنده و بيدار، آمد وسط ميدان، قدرت خودش را علنى كرد، قدرت خود را به صحنه آورد. اين قدرت، قدرت ملى است؛ قدرت آحاد مردم است، هيچ نيروئى در مقابل اين قدرت تاب مقاومت ندارد. ملتها امتحان كنند. البته امتحانش آسان هم نيست، فداكارى ميخواهد، رهبرىِ درست ميخواهد. اگر اين فراهم بشود، هيچ ملتى در دنيا زير ستم نخواهد ماند؛ دچار فقر نخواهد ماند. اين شرايط در كشور عزيز ما فراهم شد.
بدون ايمان هم ممكن نبود اين بيدارى به وجود بيايد. ايمان مردم از درون مثل يك موتور فعال وجود آنها را به راه انداخت. اگر ايمان نبود، مرگ اينجور كوچك نميشد در چشم مردم. آن چيزى كه مرگ را حقير ميكند در مقابل چشم مردم، ايمان است. لذا هر چه ايمان بالاتر باشد، مرگ حقيرتر ميشود. ايمانى مثل ايمان علىبنابىطالب، آنقدر مرگ را تحقير ميكند و كوچك ميكند كه ميگويد من از مرگ نه فقط وحشت ندارم، بلكه با او انس دارم. «انس للموت من الطّفل بثدى امّه»؛ انس دارم، علاقه دارم، اصلاً نه اينكه نميترسم، استقبال ميكنم؛ اين ناشى از ايمان است. وقتى ايمان هست، مرگ پايان زندگى نيست.
وقت مردن آمد و جستن ز جو
كلّ شىء هالك الّا وجهه از جو انسان ميپرد. يك خط فاصلى است بين اين نشئه و آن نشئه؛ بعضيها را با زنجير از اين خط فاصل عبور ميدهند؛ آنهائى كه چسبيدهاند به زندگى دنيا، بعضى خودشان جست ميزنند، خودشان را پرتاب ميكنند؛ چرا؟ چون مىبينند آنجا چه خبر است. وعدهى الهى را مشاهده ميكنند. لذا شهداى عزيزى كه نام اينها را شنيدهايد، بسيارى از اينها را ميشناسيد، بعضى از شماها با آنها همراه بودهاند، زندگى كردهايد، اين شهدا از مرگ نميترسيدند، اينها عاشق زندگى بودهاند. وصيتنامهها را كه انسان نگاه ميكند، اين را ميفهمد. راه يك ملت اين است. ملت ما اين راه را شروع كرد.
فرقى كه اين ملت و انقلابش با بسيارى از ملتهائى كه انقلاب كردهاند داشت، اين است كه اين ملت خود را به جاى محكمى متصل كرد؛ «فقد استمسك بالعروة الوثقى». عروهى وثقى يعنى شما بخواهيد از روى يك پرتگاهى عبور كنيد، از يك لبهى باريكى بخواهيد عبور كنيد، يك ريسمان محكمى باشد، دستتان را بگيريد. وقتى دستتان را گرفتيد، خاطرتان جمع است كه ديگر پرتاب نميشويد. اين عروهى وثقى است. «فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللَّه فقد استمسك بالعروة الوثقى»؛ كفر به طاغوت، ايمان به خدا. ملت ما اين را داشت، لذا از اين گذرگاه عبور كرد؛ دغدغهاى برايش به وجود نيامد و همين موجب شد كه اين حركت عظيم در بين مردم بماند.
به اين نكته جوانهاى عزيز ما توجه كنند؛ اهل معرفت و اهل فكر توجه كنند. انقلاب يك جريان است، همه جا همينجور است؛ يك جريان است، يك حادثه نيست، لكن اين جريان در بسيارى از جاها در وسط راه متوقف ميشود. به تاريخ انقلابهاى گوناگون، انقلابهاى بزرگ نگاه كنيد؛ وسط راه متوقف ميشوند. يك عدهاى به يك پيروزى ميرسند، دل خوش ميكنند، از مردم فراموش ميكنند، مردم يواشيواش صحنه را رها ميكنند؛ تمام ميشود.
انقلاب كبير فرانسه كه در قرن هيجدهم - اواخر قرن هيجدهم - شروع شد، در اوائل و اول قرن نوزدهم زايل شده بود، از بين رفته بود، چيزى ازش باقى نمانده بود. عليه سلطنت ديكتاتورى قيام كردند، سلطنت را زائل كردند، بعد از حدود پانزده سال، يك پادشاه مقتدر مستبد ديگرى به نام ناپلئون بناپارت آمد سر كار. دهها سال اينها گرفتار بودند، بعد يواشيواش، بتدريج توانستند يك جورى خودشان را از بخشى از آن مسائل كنار بكشند.
انقلابها نميمانند؛ نيمهكاره رها ميشوند؛ چون ايمان نيست؛ چون آن عروهى وثقى نيست. اين انقلاب در بين مردم ما ماند و روز به روز شادابتر شد و كارائى خودش را روز به روز بيشتر نشان داد. امسال شما نگاه كنيد به بيست و دو بهمن. بيست و نه سال از انقلاب گذشته است. امسال بيست و دو بهمن همانطور كه جناب آقاى مجتهد شبسترى از تبريز نقل كردند، بنده هم از نقاط مختلف - چه تهران، چه ساير شهرستانها - خبرگيرى كردم، كسانى كه اهل اين كارند و اهل تشخيصند، تقريباً به طور قاطع نظر دادند كه امسال حضور مردم، هيجان مردم، شركت مردم از سال گذشته و سالهاى قبل بيشتر بود؛ چرا؟ چون اين ملت زنده است؛ چون اين انقلاب زنده است.
آن كسانى كه در طول اين سالهاى وسط ناگهان هيجانزده شدند، اعلام كردند كه انقلاب تمام شد، انقلاب مُرد، امام فراموش شد، خطا كردند، بد محاسبه كردند، اشتباه كردند. انقلاب بانشاطتر شد. ارزشهاى انقلاب زندهتر شد.
امروز آن كسى كه بيايد بين مردم و شعارهاى انقلاب را مطرح كند، مردم به او رأى ميدهند؛ مردم او را ميخواهند؛ چون كارائى انقلاب را مىبينند؛ كارهائى كه انقلاب در اين كشور كرده، جايگاهى كه براى اين ملت در دنيا به وجود آورده، روح اعتماد به نفسى كه در جوانان اين ملت دميده شده، اينها چيزهائى است كه گاهى در صد سال هم به دست نمىآيد. اين انقلاب اينها را انجام داد. مشكلات اينجورى حل ميشود.
جوان، استعداد، توانائيهاى درونى، آمادگيهاى لازم، از حالت بالقوه بتدريج به حالت بالفعل تبديل ميشوند. انسانهاى خام به فرآوردههاى برجستهى انسانى تبديل ميشوند و قدرت مديريت، قدرت سازندگى، قدرت توليد، قدرت دويدن در مسابقات انسانها در سطح جهان - مسابقات ملتها - به آنها داده ميشود و يك ملت جلو مىافتد. مايهى همهى اينها انقلاب و ارزشهاى انقلاب است .
اين ارزشها بايد پايدار بماند و مانده است؛ تا امروز اين ارزشها پايدار مانده است؛ زندهتر شده است. من بارها گفتهام: جوان امروز ما از جوان سال 1359 كه جنگ تحميلى شروع شد، آمادگىاش براى حضور در ميدان نبرد اگر بيشتر نباشد، كمتر نيست. ما راهمان براى آينده مشخص است و برنامهريزى به صورت كلان بر رفتار عمومى انقلاب به توفيق الهى و به فضل پروردگار حاكم است. ما ميدانيم چه ميخواهيم بكنيم.
ملت ايران در درون كشور خود، در درون استعدادهاى مردم خود، در عمق تاريخ خود گنجينههاى بسيار زيادى دارد؛ ما ميخواهيم اين گنجينهها را احيا كنيم. اين گنجينهها وقتى احيا شود، يك ملت ثروتمند ميشود؛ يك ملت عالِم ميشود. فناورى، علم، تمدن، قدرت بيان و جايگاه برتر در مجادلات بينالمللى براى او حاصل ميشود. آنوقت آن ملت ميشود الگو براى ملتهاى ديگر. تا امروز هم ملت ما الگو بوده است.
تا قبل از انقلاب اسلامى، ملت فلسطين هميشه درجا زدند، هميشه عقب رفتند. ملتهاى اسلامى، كه جوانهائى در بين آنها بودند كه يك مقدار احساسات داشتند، گرايشهاى چپ پيدا كردند كه با فرو ريختن اردوگاههاى چپ همه چيز تمام شد. اما انقلاب آنها را احيا كرد؛ ملتها را بيدار كرد. اگر يك نگاهى به صحنهى پيرامون خودمان و دنياى اسلام بيندازيم، اين معنا كاملاً روشن ميشود. تا الان هم ملت ايران الگو بوده است. اما آن روزى كه شما جوانها، شما استعدادهاى درخشانى كه تمام سرزمين كشور ما را پوشاندهايد، بتوانيد اين استعدادها را انشاءاللَّه به منصهى ظهور برسانيد، اين ملت به يك الگوى عملى براى كشورهائى كه زير ستم هستند، تبديل خواهد شد؛ اين خيلى مهم است. كليد سعادت خود اين ملت و كليد سعادت ملتهاى ديگر در دست ملت ماست؛ در دست شما جوانهاست. و دشمن اين را ميداند؛ دشمن اين نكته را دريافته؛ لذا سعى ميكنند اين ملت را از ادامهى راه خودشان منصرف كنند.
همهى تلاشهاى تبليغاتى، سياسى، اقتصادى، فشارهاى گوناگون، تحريمهاى گوناگون، قطعنامههاى گوناگون براى همين است كه به اين ملت بباورانند اين راه را ادامه ندهد؛ ميخواهند كارى كنند اين ملت اين راه را ادامه ندهد. ميدانند كه اگر اين راه به وسيلهى اين ملت با همين شتاب، با همين قدرت ادامه پيدا كند، چتر ظلم و استكبار و طمعورزى و غارتگرىاى كه اينها بر روى ملتهاى مسلمان و امت اسلامى گستردهاند، جمع خواهد شد؛ نابود خواهد شد؛ موجوديت استكبار در ميان كشورهائى كه وابستهى به امت اسلامى هستند، به خطر خواهد افتاد. اين را ميدانند؛ خوب، تلاش ميكنند؛ تلاشِ فراوان ميكنند.
ببينيد همين چند روز قبل از اين رئيس جمهور آمريكا گفت: ما روى ايران فشار مىآوريم تا مردم ايران به اين نتيجه برسند كه دنبال انرژى هستهاى رفتن برايشان صرفه ندارد. معناى اين حرف اين است كه رسيدن ملت ايران به يك اوج فناورىاى كه حالا مظهرش از نظر آنها مسئلهى انرژى هستهاى است، به قدرى ملتهاى ديگر را سر شوق مىآورد، توانائيهاى ملتهاى مسلمان را به آنها مىباوراند كه ديگر آنها نميتوانند اين را كنترل كنند؛ نميتوانند مهار كنند. ميخواهند نرسد. البته اسم ديگرى رويش ميگذارند؛ ميگويند: ما از بمب اتم ميترسيم! اما خوب، خودشان هم ميدانند، خيليها هم در دنيا ميدانند كه دروغ ميگويند؛ مسئلهى آنها مسئلهى بمب اتم نيست. ميدانند كه ايران به دنبال سلاح هستهاى نيست؛ به دنبال دانش هسته است، به دنبال فناورى هستهاى است؛ آنها از همين ناراحتند. يك ملت بدون اينكه از آنها اجازه گرفته باشد، بدون اينكه از آنها كمك گرفته باشد - دست گدائى به سوى آنها دراز كرده باشد - از درون خود بتواند يك چنين فورانى بكند و اوجى بگيرد. اين است كه آنها را عصبانى ميكند. «ما از فلان جناح، فلان گروه حمايت ميكنيم»؛ چرا؟ چون آن جناح گفته يا وعده كرده كه با پيمودن اينگونه راهها موافق نيست؛ با ايستادگى موافق نيست؛ موافق اين است كه برويم پيش آمريكا عرض بكنيم خدمتشان كه شما اجازه بدهيد ما پيشرفت كنيم(!) از دهان گرگ طعمه را با مذاكره نميشود گرفت؛ با قدرت بايد گرفت. هزار و صد سال است كه در ادبيات كشور ما:
مهترى گر به كام شير در است رو خطر كن ز كام شير بجوى
را گفتهاند. گاهى هم عمل شده در تاريخ ما، بسيارى از اوقات هم عمل نشده. امروز ملت ايران دارد با ايستادگى خود به اين توصيه عمل ميكند؛ «رو خطركن». اين است مسئلهى ما.
مسئلهى ما با آمريكا و مسئلهى ما با مستكبرين عالَم اين است. آنها ميگويند شما وجودتان، استعدادتان، قدرتتان را به صحنه نياوريد كه در مقابل قدرت ما، سلاح ما، توانائيهاى تبليغاتى ما رقيبى وجود نداشته باشد، ما بتوانيم يكهتازى كنيم در ميدان. جواب ملت ما اين است كه: نخير، ما ميتوانيم از حق خودمان دفاع كنيم؛ ميتوانيم جلو تجاوز شما را بگيريم؛ اگر نكنيم، خدا از ما مؤاخذه خواهد كرد.
راهى كه ملت ايران انتخاب كرده، راه درستى است؛ حضور در صحنه، رها نكردن اين دستاورد بزرگ. مسائل جزئى، اختلافى، اهميتى ندارد. بگو مگوهائى كه اين گروه با آن گروه، اين آدم با آن آدم دارد، اينها اهميت ندارند. اينها چيزهاى جزئى است. خانوادهى انقلاب بايد يكپارچگى خودش را حفظ كند. بنده اولِ امسال گفتم: «اتحاد ملى»؛ يعنى خانوادهى ملت، خانوادهى انقلاب وحدت خود را، درونگرائى خود را نسبت به يكديگر، اتصال و چسبندگى را به يكديگر حفظ كنند؛ نگذارند واگرائى به وجود بيايد. ملت بحمداللَّه خودش اين توصيه را آويزهى گوش دارد؛ احتياج به گفتن ما هم شايد نبود. ما هم تابع همين عقلانيت عظيمى هستيم كه در ملتمان هست؛ ما هم به ملت عرض كرديم و آنها هم نشان دادند كه همينجور است.
چند صباح ديگر انتخابات داريم. حضور در انتخابات هم از همين قبيل است؛ حضور است. من اصرارم در همهى انتخاباتها بر حضور است. بايد آمد سر صندوق رأى، به كورى چشم دشمن بايستى رأى داد. دشمن ميخواهد كه ملت انتخابات نداشته باشد، راهپيمائى بيست و دو بهمن نداشته باشد، راهپيمائى قدس نداشته باشد، حضور در مراسم عظيم دينى نداشته باشد، احساسات دينى نداشته باشد. جوان ما بىتفاوت و بىرگ و بىاعتنا و دلسپردهى به شهوات و غرق در فساد و در مواد مخدر باشد. دشمن اين را ميخواهد؛ اين براى دشمن خوب است، لذا اين را ترويج ميكنند؛ گاهى به زبان بيان ايدئولوژى، گاهى به زبان تهديد سياسى، گاهى به زبان تهديد نظامى، گاهى به وسيلهى باندهاى قاچاق مواد مخدر، گاهى به وسيلهى ترويج فيلمهاى مهيج شهوت؛ دشمن همهجور وارد ميدان ميشود و تلاش ميكند و خودكشون ميكند كه بلكه بتواند اين ملت را از اين حركت مستقيم و قوى و عزيز منصرف كند. وقت انتخابات هم كه ميشود - شايد يادتان هست - غالباً قبل از انتخابات يك حرفى ميزنند كه معنايش اين است كه مردم در انتخابات شركت نكنيد؛ كارهائى ميكنند، تلاش ميكنند؛ گاهى به وسيلهى آدمهاى غافل و فريب خورده، گاهى به وسيلهى آدمهاى وابسته، كارهائى ميكنند كه بلكه مردم را از شركت در اين مراسم عظيم باز بدارند، كه انتخابات يكى از اين مراسم بسيار عظيم است.
من توصيهام به مردم در درجهى اول اين است كه بيايند وارد ميدان انتخابات شوند، صندوقهاى رأى را پر رونق كنند. خود اين صفوفى كه ايستادند، ممكن است زحمت هم داشته باشد؛ در هواى سرد؛ يك ساعت - كمتر، بيشتر - اما اين مجاهدت است، اين جهاد است؛ اين زحمت پيش خداى متعال اجر دارد. بروند رأى بدهند. اين در درجهى اول.
به كى رأى بدهند؟ شاخص اين است كه شعارهاى انقلاب بايستى به وسيلهى مسئولين و منتخبين ما روز به روز زندهتر شود. اين شاخص است. ربطى به جناحبنديها ندارد، ربطى به اسمها ندارد. علاج دردهاى اين ملت و وسيلهى رسيدن به آرمانهاى اين ملت، شعارهاى انقلاب است؛ اينها بايد حفظ شود. آن كسانى كه با اين شعارها به معناى حقيقى كلمه مخالفند، دشمنِ اين شعارهايند؛ اينها نبايد در مراكز تصميمگيرى واقع بشوند. بين ملتند، باشند. آحاد ملت، هر كسى هر عقيدهاى داشته باشد، اشكال ندارد؛ اما آن كسى كه عقيدهاش اين است كه اين ماشين بايد راه نيفتد، اين را نميشود پشت رُل گذاشت. يك آدمى كه عقيدهاش اين است كه از اين جا بايد اين اتومبيل حركت نكند، اين شخص را پشت فرمان خودرو بگذاريم، هيچ وقت اين اتومبيل حركت نخواهد كرد. بايد كسى را بگذاريم كه معتقد به اين حركت باشد، معتقد به اين راه باشد، معتقد به آن هدف باشد، معتقد به توانائيهاى ملى باشد، معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب باشد و شاخصها را قبول داشته باشد. اين آن نقطهى حساس است. اين هم نكتهى دوم است.
البته بايد هوشيارى بخرج داد؛ بايد هوشيارى بخرج داد. از دوروها و دورنگها و ظاهر باطن مختلفها بايستى ترسيد. خيلى اوقات، در طول تاريخ، اسلام از اين دورنگيها، يكى نبودن ظاهر و باطن اشخاص، ضربه خورده است. حالا روايت هم در اين زمينه زياد هست. اين را بايد مواظبت كرد. شما مردم هوشيارى هستيد؛ اين را چه امثال من بدانيم، چه ندانيم، چه بگوئيم، چه نگوئيم، تاريخ ما، انقلاب ما، حوادث اين بيست و نه سال ثابت كرده است؛ نه فقط به خود ما، به دنيا ثابت كرده. لذا به نام شما و ملت شما و مردم شما و امام شما افتخار ميكنند. همين شهداى برجستهى دنياى اسلام، همين شهيد عزيزى كه چند روز قبل به وسيلهى صهيونيستها به شهادت رسيد، اينها افتخار ميكردند كه بچههاى امامند؛ خودشان را فرزند امام ميدانستند. اين شهيد حاج عماد خودش را فرزند امام ميدانست. يعنى واقعاً اگر با يك جوان خودمان مقايسه كنيم، او معتقد نبود كه اين جوان ايرانى به امام از او نزديكتر است. او هم خودش را به قدر يك جوان ايرانى فرزند امام و نزديك به امام ميدانست؛ چرا؟ چون امام به او روح داده بود؛ امام او را زنده كرده بود. اينجور جوانها هميشه در لبنان و در فلسطين و در غزه و در همه جا بودند، اما اينجور كارهاى بزرگ از اينها سر نميزد. كى فكر ميكرد جوانهاى لبنانى با سلاحهاى معمولى بتوانند ارتشى را كه ادعا ميكند يكى از بزرگترين ارتشهاى دنياست، آنجور با افتضاح عقب بزند. روزهاى اوّلى كه جنگ سى و سه روزه تمام شده بود، صهيونيستها ميگفتند نه، ما شكست نخورديم(!) حالا گزارش اين كميتهى ونيوگراد قضايا را برملا كرده. اينها ظاهرسازى كردند كه خيلى آبروريزى هم نشود؛ اما كاملاً پيداست؛ يك ارتش مجهز، امريكا هم مستقيماً وارد شد - اين را بدانيد امريكا در جنگ سى و سه روزهى لبنان مستقيم وارد شد؛ هم پشتيبانى كرد، هم مستقيم وارد شد، بى سروصدا - اما همهشان شكست خوردند. از كى؟ از يك عده جوان كه وسيلهشان عبارت بود از اعتماد به نفس، اتكال به خدا و نترسيدن از مرگ، ايستادگى در ميدان؛ توانستند شكست بدهند. افسانهى شكستناپذيرى قدرتها اينجورى باطل ميشود.
خدا را شكر ميكنيم؛ خدا را شكر ميكنيم بر نعمت انقلاب، خدا را شكر ميكنيم بر نعمت امام، خدا را شكر ميكنيم بر اين عظمتى كه ملت ايران از خودشان نشان دادند، خدا را شكر ميكنيم بر توفيقى كه به اين ملت داده است. يكيك شما مردم و شما جوانها، يك نعمت بزرگ خدا هستيد كه انسان بايد براى آنها خدا را شكر كند - «و ان تعدوا نعمت اللَّه فلا تحصوها» - مگر ميشود نعمتهاى الهى را احصاء كرد؟ اين نعمتها را بايد حفظ كنيم. اين نعمتها را هم مسئولين بدانند، بايد اين نعمت را حفظ كنند، شكر كنند تا اين نعمت برايشان بماند، هم آحاد مردم اين نعمت خدا را قدر بدانند. بدانيد فرداى اين ملت از امروز اين ملت بمراتب بهتر و روشنتر و دلنوازتر است. و انشاءاللَّه شما جوانها آن روزها را خواهيد ديد. و خواهيد توانست ثمرهى اين مجاهدتهاى عظيم را بچينيد و انشاءاللَّه دنيائى را به آبادى و سعادت و فلاح برسانيد.
پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر را از ما راضى كن؛ ما را سربازان آن بزرگوار قرار بده؛ ما را با ولايت و محبت آنها زنده بدار و بميران. پروردگارا! روح مطهر امام، ارواح مطهر شهيدان را از ما راضى كن؛ آنها را در عالىترين درجات با اولياءت محشور بفرما.
والسّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته
1) برادران و خواهران! خوشآمديد.
2) ديدار كنندگان قبل از شروع سخنرانى / پس ازبيانات فوق، شعار ميدادند: ...
با عرض پوزش از ساحت مقدس حضرت امام حسين عليه السلام و خانواده معظم شهداء عليرغم ميل باطني خودم اظهارات سراپا هتاكانه اعلمي نماينده مجلس شوراي اسلامي را از سايت وابسته به خودشان تقديم ميكنم:
بدنبال انتشار ناقص اظهارات اكبر اعلمي نماينده مجلس شوراي اسلامي در خبرگزاري فارس ، يكي از نزديكان وي متن كامل اين سخنراني را كه در دفتر حزب اعتماد ملي زنجان ايراد شده بود در اختيار "نوانديش" قرار داد كه بدين شرح مي باشد:
اكبر اعلمي : امروزه در كشور ما دو نوع تحليل و ارائه وضعيت كشور وجود دارد؛ يك نوع تحليل و ارائه وضعيت توسط آقاي احمدينژاد و صدا و سيما و برخي نهادهاي حامي دولت انجام ميشود كه به ملت ميگويند، الحمدلله، شرايط داخلي و خارجي كشور بسيار خوب است، امن و امان است، گراني نيست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامي مفسدان هر روز از جيب آقاي احمدينژاد بيرون ميآيد و خوشبختانه ديگر فاسدي در كشور نداريم. در باب سياست خارجي هم هيچ خطري ايران را تهديد نميكند. آمريكا و ديگر كشورهاي قدرتمند غلط ميكنند كه تهديدي براي ايران باشند. اگر احيانا كسي در جايي مواجه با گراني شد، بيايد و از بقالي همسايه آقاي احمدينژاد خريد كند.
اعلمي با بيان اين كه اين نوع تحليل، سهلالوصولترين پاسخ به افكار عمومي و پوپوليستيترين نوع واكنش از سوي يك مسؤول است، گفت: من معتقدم كه هر نوع مواجهه غيرصادقانه هر مسؤولي با مردم و كتمان واقعيتها از آنان، مصداق خيانت است.
اعلمي افزود:عنوان حكومت ما جمهوري اسلامي است و مردم كه به ما رأي دادهاند، انتظار دارند كه ما پا جاي پاي قديسان صدر اسلام بگذاريم. پس نبايد يك مسؤول مردم را اينگونه عوام پندارد كه هرچه بگوند، همه قبول كنند.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي با گفت: من به عنوان يك نماينده مردم ميخواهم صادقانه بگويم، نه شرايط داخلي ما امروزه مطلوب است و نه شرايط خارجي.
اعلمي با ارائه تحليلي از شرايط بينالمللي قبل از حمله آمريكا به عراق گفت: قبل از حمله آمريكا به عراق، كشورهاي روسيه، چين، فرانسه و آلمان به شدت مخالف اين حمله بودند، و حال اين كه امروز انگليس، فرانسه پشت سر آمريكا قرار دارند و فرانسه از آمريكا تندروتر است و آلمان هم با برنامههاي ايران مخالف است و روسيه و چين هم به دنبال منافع ملي خودشان هستند. بسيار عاميانه است كه تصور شود روسيه و چين با اين حجم عظيم مبادلات تجاري، پشت به آمريكا كنند و به حمايت از ما بپردازند.
اعلمي افزود:نبايد مانند برخي از تحليلهاي عاميانه چنين پنداشت كه آمريكا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گير كرده و توان جنگ ديگري را ندارد و آمريكا دست به حماقت ديگري نخواهد زد كه نارضايتي ملت خود را افزايش دهد.
اعلمي با بيان اين كه در نظرسنجي انجام گرفته در شهريور سال 1385 حدود 45درصد در آمريكا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شكست مذاكرات، خواهان حمله نظامي به ايران بودند. اعلمي با اشاره به سفر اخير احمدينژاد به آمريكا گفت: به يمن و بركت حضور آقاي احمدينژاد در دانشگاه كلمبيا و معجزات و موضعگيريهاي وي، بر اساس نظرسنجي مؤسسه زاگبي حدود 52درصد از شركت كنندگان در اين نظرسنجي در انتخابات آتي رياست جمهوري آمريكا معتقد به حمله آمريكا به ايران براي جلوگيري از دسترسي ايران به سلاح هستهاي هستند. 53درصد هم معتقدند كه بعد از انتخابات حمله به ايران صورت خواهد گرفت.
اعلمي افزود: من در كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي هم تحليل خودم را ارائه دادم و گفتم: شما فرض كنيد ما حزب جمهوريخواه هستيم، الآن به هر دليلي حزب جمهوريخواه در نزد افكار عمومي با شكست روبرو شده است. ضربالمثلي هست كه ميگويد: آب كه از سرگذشت، چه يك وجب چه صد وجب. در رقابتهاي حزبي شاهد بودهايم كه مخصوصاً بعد از دوم خرداد سال 1376 احزاب سعي ميكنند از يكديگر مچگيري كنند، خصوصاً در كشور ما معمولاً روابط احزاب از نوع مچگيري است. در غرب هم به نوعي اين مچگيريها وجود دارد. منتهي مچگيريها در غرب مقداري برحسب حساب و اعداد و ارقام است. الآن اينها به نوعي سعي ميكنند افكار عمومي را به سمت خود جهت بدهند. حزب جمهوريخواه در حال حاضر شكست خورده و به دنبال برگ برنده ميگردد تا شرايط كنوني را كه هم به زيان آنهاست به نفع خودشان تغيير دهند. اگر آمريكا به ايران حمله كند، دو احتمال وجود دارد؛ يا با شكست روبرو خواهد شد، يعني تثبيت وضع موجود، كه حزب جمهوريخواه شكست خورده است، يا با پيروزي روبرو خواهد شد. فقط درصد پيروزي فرق ميكند. شما فرض كنيد فقط يك درصد احتمال اينكه در صورت حمله به ايران موفق شوند و بتوانند افكار عمومي آمريكا را به نفع خودشان تغيير جهت بدهند. اگر شما به جاي يكي از سران حزب جمهوريخواه باشيد كدام گزينه را انتخاب ميكنيد؟ گزينه تداوم شكست را يا گزينه يك درصدي كه احتمال دارد شكست را به پيروزي تبديل كند؟ [جمعيت: گزينه دوم را انتخاب ميكنند.]حتماً گزينه دوم را انتخاب ميكنند. پس به اين خاطر است كه من در يك جمعبندي به اين نتيجه ميرسم كه نبايد خيلي خوشبين بود و بگوييم آمريكا كاري نخواهد كرد. مخصوصاً كه بوش ثابت كرده كه در بسياري از جاها با محاسبه تصميمگيري نميكند، درست مثل بسياري از مسؤولان ما. به قول معروف ميگويند: راه بيانداز، جا بيانداز. پس شرايط خارجي ما شرايط مطلوبي نيست.
اعلمي با بيان اينكه مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هستهاي نيست، گفت: آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اينكه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرفهايم حمايت از آنها نيست، گفت: متأسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسبهاي مختلف زده ميشود.
اعلمي با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: ايشان فرمودند كه اگر در مسألهاي كوتاه بياييم آنها هرگز دست از سر ما نميكشند و نبايد هيچ امتيازي به آنها بدهيم.
عضو كميسيون سياست خارجي و امنيتي مجلس با اشاره به مؤلفههاي قدرت آمريكا در ابعاد مختلف نظامي و اقتصادي گفت: تنها مؤلفهاي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قويتر قرار داده، حمايت مردمي است كه بايد آن را حفظ كنيم. من هم رژيم اسرائيل را مشروع نميدانم و آن را رژيمي غاصب ميدانم، ولي بايد بهگونهاي رفتار كرد كه در عرصه بينالمللي جايگاه نظام اسلامي حفظ شود و به خطر نيافتد. اينكه بگوييم رژيم اسرائيل بايد از بين برود، اين امر در صورتي ممكن است كه اصل نظام جمهوري اسلامي را حفظ كنيم و با سياستهاي غلط آن را به خطر نياندازيم.
اعلمي سپس به تحليل وضعيت داخلي كشور پرداخت و با انتقاد از تورم سرسامآور گفت: قدرت خريد مردم به شدت پايين آمده به طوري كه من نماينده قدرت خريد يك مسكن را نه تنها ندارم، بلكه اگر ده دوره هم نماينده شوم و تمام حقوق خودم را هم جمع كنم و اصلاً هزينه نكنم ميتوانم يك آپارتمان چند متري در تهران بخرم. [يكي از حضار: راهش را بلد نيستيد. به بنگاه سر كوچه يكي از مقامات كشور مراجعه كنيد!]
اعلمي با انتقاد از سياستهاي دولت، گفت: آقاي احمدينژاد و دولت وي، كشور را از طريق آزمون و خطا اداره ميكنند، گويي ما به 28 سال پيش برگشتهايم كه عدهاي از مسؤولان دلسوز و ارزشمند تازه از زندان آزاد شده، اسلحه را كنار گذاشته و با آرمانهاي بلند ميخواستند مدينه فاضله ذهني و اتوپياي خودشان را در جامعه پياده و حتي انقلاب را به كشورهاي ديگر صادر كنند.»
اعلمي افزود: بگذريم از اينكه الآن در داخل مرزهاي خودمان از تهاجم فرهنگي ميترسيم و ميخواهيم با پرتاب ديش ماهواره از پشتبام خانهها به خيابان يك حاشيه امنيت براي خودمان ايجاد كنيم!
اعلمي با انتقاد از تخريب حدود سه دهه از تاريخ انقلاب اسلامي توسط برخي از مسؤولان دولت نهم گفت: اين دولت تصور ميكند كه همه كساني كه در طول اين سه دهه در اين مملكت كار كردهاند، همه خائن بوده و هستند و آسمان دهان باز كرده و دولت آقاي احمدي نژاد را براي نجات اين كشور به زمين فرستاده و به همين خاطر است كه يكي از هواداران ايشان از آقاي احمدينژاد به عنوان معجزه هزاره سوم ياد ميكند و در نتيجه وقتي در جايي يك نور مركبي به ايشان ميخورد، فكر ميكند كه يك هاله نوري دور ايشان را گرفته است و بدتر از آن وقتي در دانشگاه كلمبيا سخنراني ميكند، طوري آن را گزارش ميكند كه گويي امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) مبصر آن برنامه بوده و جلسه را اداره كرده است! به هر حال، اين دولت با عملكرد خودش بر دامنه نارضايتيهاي مردم افزوده و عليرغم اينكه درآمد كشور در مقايسه با گذشته چند برابر شده است، ولي قدرت خريد مردم به شدت پايين آمده است. مردم از حيث معيشت به شدت در تنگنا هستند. بعضي از سياستهاي پوپوليستي روز به روز گسترش پيدا ميكند و عمده وقتشان در سفرهاي استاني ميگذرد. من نماينده كه يك مسؤول جزء در جمهوري اسلامي هستم با پنج ساعت خواب در شبانهروز براي ايفاي وظيفه نمايندگي وقت كم ميآورم و بعد اين آقايان كه مدعياند ديگران 27 سال خوردهاند و چپاول كردهاند و اينها ميخواهند كشور را درست كنند، چطور تمام وقتشان را در سفرهاي استاني ميگذرانند؟! بهخدا از اين كارها چيزي در نميآيد و فقط تبليغات زودرس است.
اعلمي با بيان اينكه نظام ما مركب از سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه است، آن را به يك سهپايه كه تساوي پايههاي آن موجب ثبات آن ميشود، تشبيه كرد و گفت: اگر يكي از پايههاي اين سهپايه كوتاه و يا ديگري بيش از اندازه خود بلند شود، نظام را دچار مشكل خواهد كرد. ثبات اين نظام با دو شرط است؛ يكي اينكه هر سه پايه بر اساس مهندسي قانون اساسي از اقتدار لازم برخوردار باشد و هر سه پايه، اندازه خود را داشته باشند و هيچ كدام به بهانه تقويت ديگري كوتاه نشود. و دوم اينكه نيروي محركه اين نظام بر اساس اصل 6 و 56 قانون اساسي يعني مردم همچنان با نشاط و انگيزه در صحنه حضور داشته باشند. در اين صورت است كه مؤلفه اقتدار ملي شكل ميگيرد و ثبات نظام پابرجا ميماند.
اعلمي با انتقاد از عملكرد برخي از نمايندگان مجلس گفت: متأسفانه امروز قوه مقننه به عنوان يكي از پايههاي اين سهپايه در اندازه خود ظاهر نميشود و چندين متر كوتاهتر شده و مجلسي كه بايد در رأس امور باشد كاملاً در حاشيه قرار گرفته است. اگر اين مجلس، در اندازه خود بود، بايد براي آقاي احمدينژاد رأي عدم كفايت صادر ميكرد.
اعلمي افزود: طبق قانون اساسي اگر يك سوم نمايندگان، رئيسجمهوري را براي اداي توضيح به مجلس احضار كند، رئيسجمهوري موظف است كه در مجلس حضور پيدا كند. ما سؤالي را از رئيسجمهوري مطرح كرديم كه 16 محور داشت و همين دوستان مدعي اصولگرايي نتوانستند حتي به يكي از محورها خدشهاي وارد كنند.» اعلمي در پاسخ به اينكه آيا شما قبلاً هم چنين انتقادهايي را ميكرديد گفت: «دوستاني كه مرا ميشناسند، ميدانند كه من حب و بغض سياسي ندارم، در زمان خاتمي هم وقتي آقاي خاتمي كابينهاش را معرفي كرد، تندترين نطق را عليه كابينه آقاي خاتمي كردم. در آن موقع صداوسيماي آقاي لاريجاني سه بار اين نطق مرا پخش كرد، در حالي كه الآن من در مجلس داد ميزنم و بهترين موضعگيريها را ميكنم، ولي صداوسيماي آقاي ضرغامي حتي يك كلمه آن را پخش نميكند!
اعلمي با بيان اينكه من عليرغم اينكه براي آقاي خاتمي در 36 شهر سخنراني كردم و ايشان را آدمي دلسوز، علاقهمند به كشور و منافع ملي و مهمتر از همه انساني سالم و معتقد به آزادي سياسي مصرح در قانون اساسي ميدانم و هنوز هم به ايشان ارادت دارم، ولي هرگز او را پيغمبر نكردم و برخي سوسولبازيها مانند عطرگل ياس، مردي با عباي شكلاتي را هم بلد نيستم. من آن زمان، تندترين انتقادها را عليه دولت ايشان داشتم و وزيرنفت ايشان را عاصي كردم و بسياري از وزراي او را به مجلس كشيدم.
اعلمي با تأكيد بر جايگاه رفيع انتقاد در انديشه اسلامي و آموزههاي ائمه معصومين(ع) در اين زمينه گفت: خاتمي كه سهل است، حتي اگر امام حسين(ع) هم كابينه تشكيل دهد، بر اساس معيارهايي كه دارم، چون قسم خوردهام كه از حقوق ملت، قانون اساسي، منافع ملي و اسلام دفاع كنم، اگر اين كابينه هم از معيارهاي تدوين شده در قانون اساسي كه مبتني بر معيارهاي اسلامي است، عدول كند، كابينه ي امام حسين را هم به مجلس مي اورم وانتقاد ميكنم. همان طور كه در دولت علي(ع) هم افراد مانند زياد بنابيه و ديگران مسؤوليت داشتند و علي(ع) باآنان برخورد كرد.
اعلمي افزود: بر اساس قانون اساسي، فقط مقام رهبري نظام جمهوري اسلامي است كه ميتواند در مواردي كه به مصلحت كشور ميداند با اعلام حكم حكومتي و بيان اينكه اين امر به مصلحت كشور و منافع ملي است، خواستار امري شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت ميدانيم، ولي در غير اين مورد ما هيچكس را فوق انتقاد نميدانيم.
اعلمي با تأكيد بر اينكه من هيچگونه حب و بغض سياسي ندارم گفت: من آرزو ميكردم كه اي كاش، آقاي احمدينژاد ميتوانست يك صدم آن مدينه فاضلهاي را كه در ذهن من بود تحقق بخشد، اما متأسفانه عملكرد ايشان بهگونهاي نيست كه قابل دفاع باشد، نه در سياست خارجي و نه در سياست داخلي. اما متأسفانه برخي نهادهايي كه زماني در مقابل مجلس ششم ميايستادهاند الآن همگي دست به يكي شده و از دولت آقاي احمدينژاد، هر كاري كه ميكند دفاع ميكنند!» اعلمي افزود: «ايشان رسماً قوانين جمهوري اسلامي را زير پا ميگذارد و كسي نميگويد بالاي چشمت ابروست! من بهخاطر تخريب ارگ عليشاه تبريز بعد از خواندن روضههاي فراوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ايشان را به مجلس كشاندم و گفتم بر اساس قانون شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري مصوب سال 1382 شما عضو اين شورا هستيد و در آن هشت وزير وجود دارد و رئيسجمهور هم رئيس آن است، آيا شما مسؤول هستيد يا نه؟ آقاي صفارهرندي، گفت: من مسؤول نيستم، آقاي رئيسجمهوري شوراي عالي ميراث فرهنگي مصوب مجلس را منحل كرده است! به همين راحتي!
اعلمي با انتقاد از وعده و وعيدهاي احمدينژاد در سفرهاي استاني گفت: الآن آقاي رئيسجمهوري به اردبيل رفته و قول افزايش بودجه اين استان را داده است، ما خوشحال ميشويم كه بودجه استانها افزايش يابد، اما آقاي احمدينژاد با كدام مجوز چنين قولهايي را به مردم ميدهد؟! مگر نه اينكه بودجه بايد در مجلس تصويب بشود؟ مجلس ما را از رأس امور به قعر امور پرتاب كردهاند. لذا ميبينيد كه امروز وزير آمورش و پرورش را استيضاح ميكنند و دو روز قبل از اينكه وزير به مجلس بيايد، در نظرسنجي بيش از 70درصد موافق با استيضاح هستند، يك روز بعد از آن وزير به مجلس ميآيد و نتيجه نظرسنجي برميگردد. امروز آقاي نماينده امضا ميكند، معاملهها شروع ميشود و فردا امضا را پس ميگيرد! بعد ما هر سال براي شهيد مدرس سالگرد ميگيريم و ميگوييم كه نماينده بايد مثل مدرس باشد. حضرت عباسي آيا واقعاً بعضي تحمل ميكنند كسي در مجلس مدرسوار عمل كند؟
اعلمي با بيان ويژگيهاي مجلس مطلوب گفت: زماني مجلس ميتواند كارآمد باشد و موجب ثبات نظام شود كه نمايندگان واقعي مردم و عصارههاي فضايل ملت در مجلس اكثريت بيابند.
اعلمي با انتقاد از عملكرد برخي از احزاب كشور گفت: در عين اينكه من نظام حزبي را قبول دارم، ولي معتقدم كه احزاب بايد بر اساس برنامه يارگيري كنند و بعد قدرت را در دست گيرند و خودشان را مسؤول و ملزم بدانند كه در برابر مردم كارنامه ارائه دهند و پاسخگو باشند، ولي اگر غير از اين باشد ديري نخواهد گذشت كه احزاب بر اساس سرسپردگي نيرو ميگيرند، هر كه سرسپردهتر اصلاحطلبتر و يا اصولگراتر! احزاب بايد شايستهترين، توانمندترين، متخصصترين و سالمترين افراد را عضوگيري و براي رقابتها به مردم معرفي كنند. اگر اينگونه باشد براي رقابت در مجلس امثال اعلمي ضعيف، بيسواد و ناتوان را معرفي نميكنند، مردم هم به اعلمي رأي نميدهند بلكه به برنامه رأي ميدهند. اگر مجلسي بر اساس رقابتها و برنامههاي حزبي تشكيل شود و نيروهاي توانمند وارد مجلس شوند و برنامه خوب بنويسند و خوب هم اجرا شود در اين صورت كشور نجات پيدا ميكند. در اين صورت ديگر اگر 350ميليارد تومان در شهرداري تهران جابهجا شد و مجلس خواست تحقيق و تفحص كند، نميگويند اعلمي سياسي برخورد ميكند! 350ميليارد تومان در دوران شهرداري آقاي احمدينژاد معلوم نيست كجا رفته است؟! من نميگويم خدايي نكرده، سوءاستفاده كرده، ولي معلوم نيست كه چه شده؟! به قول آقاي چمران كه سعي كردهاند عنواني پيدا كنند، هزينههاي فاقد سند!
اعلمي با اشاره به برخوردهايي كه با برخي از شهرداران مناطق تهران بعد از دوم خرداد شد گفت: نميخوام بگويم كه آنها پيغمبر بودند ولي آنها را به جرم اينكه يك دستگاه كامپيوتر را به يكي از مراكز مذهبي داده بودند به زندان انداختند، ولي امروز 350 ميليارد تومان معلوم نيست كجا رفته و ما به عنوان نمايندگان مجلس خبر نداريم كه ميلياردها دلار در صندوق ذخيره ارزي به كجا رفته است؟! اما اگر نظام پارلماني مبتني بر نظام حزبي باشد مو را از ماست بيرون ميكشند.
اعلمي در پاسخ به اين سؤال كه به چه كساني براي مجلس بايد رأي داد، گفت: من ميگويم به نيروهاي اصلاحطلب رأي دهيد. البته اصلاحطلبي با اصولگرايي واقعي منافات ندارد و بالعكس، مگر ميشود كسي اصلاحطلب، ولي فاقد اصول باشد؟!» اعلمي با انتقاد از برخي از نمايندگان مجلس گفت: «الآن برخي را با عنوان اصولگرايي به مجلس آوردهاند كه آهن را با تريلر قورت ميداده است! نقطه مقابلش را هم در ميان كساني كه ادعاي اصلاحطلبي دارند، داريم. از اين روست كه من ميگويم سعي كنيد به افراد اصلاحطلب توانمند سالم و داراي فكر و برنامه رأي دهيد.
-Goli-Tabriz-City_2003_04.jpg)


انتشار كتاب « شيطان بزرگ» در باكو
تحولات سالهاي اخير در جهان از جمله حوادث پس از حادثه يازدهم سپتامبر هر چه بيشتر ماهيت امپرياليستي سياستهاي آمريكا را نشان داد.
نومحافظهكاران افراطي در كاخ سفيد از مدتها پيش به دنبال تغيير آرايش سياسي خاورميانه بودند تا بتوانند از اين طريق به اهدف خود از جمله تسلط بر كشورهاي اسلامي، جلوگيري از بيداري اسلامي، حمايت از اشغالگري رژيم صهيونيستي و غارت منابع انرژي منطقه برسند. آنها براي عملي كردن نقشههاي خود، حادثه يازدهم سپتامبر را به راه انداختند و سپس به بهانه مبارزه با طالبان و القاعده كه خودشان آنها را ايجاد كرده بودند، افغانستان را اشغال نمودند و بعد از آن به بهانه مبارزه با سلاحهاي كشتار جمعي عراق را اشغال كردند، ولي سلاح كشتار جمعي پيدا نشد!
جنايات آمريكا در افغانستان و عراق و كشتار صدها هزار مسلمان غيرنظامي، ماهيت زشت امپرياليسم آمريكا را هر چه بيشتر نشان داد و بار ديگر ثابت كرد كه آمريكا به عنوان شيطان بزرگ، بزرگترين مخالف جهان اسلام و مانع از حركت بشريت به سوي سعادت است. اكنون تامل در ريشه بسياري از مشكلاتي كه جهان با آن روبرو است اعم از مشكلات سياسي نظير بحرانهاي موجود در خاورميانه، افريقا، بالكان و حتي بحرانهاي زيستمحيطي نشان ميدهد كه در همه آنها امپرياليسم آمريكا نقش دارد و سياستهاي آمريكا در حمايت از تروريسم به ويژه حمايت از رژيم صهيونيستي عامل اصلي ناامني در جهان است.
اگر چه تنها 16 سال از تشكيل دولت باكو و جدايي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از شوروي ميگذرد، اما واقعيت اين است كه سياستهاي امپرياليستي آمريكا در مورد اين كشور نيز بسيار زياد بوده است. به ويژه در مناقشه قرهباغ، آمريكا با حمايت از استقلال قرهباغ و از سوي ديگر حمايت از دولت عليافها، روند تشكيل دولت قرهباغ را تسهيل كرده و محافل غربگرا در ايران شمالي طي سالهاي گذشته با استفاده از دلارهاي آمريكايي كوشيده اند از يك سو بر ماهيت امپرياليستي آمريكا و سياست تجاوزكارانه اين كشور دراقصي نقاط جهان سرپوش بگذارند و مانع آگاهي مردم مسلمان ايران شمالي از تجاوزگريها شوند و از سوي ديگر بر اقدامات خصومتآميز آمريكا در قبال مردم ايران شمالي به ويژه در زمينه قرهباغ و غارت منابع انرژي سرپوش بگذارند. با وجود اين طي ماههاي اخير اقدامات مثبتي از سوي روشنفكران ايران شمالي براي افشاي ماهيت امپرياليسم آمريكا شده است كه نمونه اخير آن انتشار كتاب «شيطان بزرگ» توسط مائيس گلعلياف رئيس حزب سبز است. در اين كتاب زوايايي از سياستهاي امپرياليستي آمريكا در اقصي نقاط جهان به ويژه ايران شمالي فاش شده است.
مائيس گلعلياف در خصوص اين كتاب گفته است: « صراحتاً بگويم عنوان شيطان بزرگ با در نظر گرفتن سياستهاي جهاني آمريكا و موسسههاي مالي و سياسي آمريكاست و اتفاقي نيست. دنيا تحت تأثير سياستهاي آمريكا و صهيونيسم رو به بحران و نابودي ميرود و بايد جامعه جهاني عليه اينها متحد شوند. در اين كتاب با توجه به اين مسايل مردم ايران شمالي به سهم خود به انديشيدن به آينده جهان و مقابله با سياستهاي امپرياليستي فراخوانده شدهاند.
در هر حال آنچه مسلم است اينكه انتشار اين كتاب در باكو بار ديگر نشان ميدهد، مردم آزاده جهان با گذشت زمان هر چه بيشتر به اين نتيجه ميرسند كه همانطوري كه امام خميني (ره) فرمودهاند: «آمريكا شيطان بزرگ » است.
| |||
|
عشرت شايق گفت : انجام سفر در آستانه انتخابات مجلس هشتم براي افزايش مشاركت حداكثري مردم را موثر دانست و افزود: آقاي خاتمي در ديدار خود با نخبگان تبريز به زيباترين شيوه زبان به وصف آذربايجان و تبريز و جايگاه آن در تاريخ، فرهنگ، فرهنگ هنر و سياست ايران گشود اما انتظار مردم اين بود كه به خدمات دولت در طول هشت سال مسئوليت رياست جمهوري نسبت به آذربايجان نيز اشاره ميكرد. | |||
رضا پوربازيار كه در قسمت ابزار تيزكني شركت تراكتورسازي ايران مشغول فعاليت است، در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبريز در رابطه با طراحي و ساخت اين سيستم افزود: براساس مطالعات صورت گرفته، خوابآلودگي عامل بروز 20 درصد تصادفات جادهاي و بين شهري است.
همچنين براساس مطالعات گروه آمار سازمان پزشكي قانوني كشور ميانگين رشد سالانه تصادف رانندگان منجر به فوت در 7 سال گذشته 7/3 درصد بوده است كه به اين ترتيب ميزان كشته شدگان حوادث ترافيكي در سال 1400 به بيش از 58 هزار تن خواهد رسيد، لذا طراحي و ساخت سيستمي كه بتواند در كاهش حوادث رانندگي حداقل تاثير را با كمترين هزينه متصور داشته باشد مدنظر قرار گرفت.
مخترع جوان و خوشفكر كشورمان تصريح كرد: در همين راستا ضمن بررسي و تجزيه و تحليل سيستمهايي كه تاكنون ارائه شده و همچنين با درنظر گرفتن ايرادات و كاستيهاي آنها و با الهام از سيستم دروني انسان (حركات غيرارادي بدن مثل بستن پلك در باد شديد و غيره) كه در مواقع احساس خطر از خود واكنش نشان ميدهد، سيستم R.P.B سيستم هشدار به راننده قبل از لحظه كامل خوابآلودگي و در حين حواسپرتي) طراحي و ساخته شد.
پوربازيار با بيان اينكه اين سيستم در مورخه 16/10/85 با شماره اختراع 38333 در اداره ثبت شركتها و مالكيت صنعتي به ثبت رسيده است تصريح كرد: امكانات و عملكرد سيستم R.P.B شامل بيدار كردن راننده در كمترين زمان ممكن (3 يا 4 ثانيه) به وسيله آژير، نور و ويبراتور و يا پاشيدن آب، هشدار به سرنشينان خودرو و در صورت بيدار نشدن راننده، اعلام هشدار در مواقعي كه حواس راننده پرت شده باشد، اعلام هشدار به ساير رانندگان خودروهاي عبوري در جادهها و غيره بوده و همانند ساير دستگاههاي مشابه متصل به بدن راننده نبوده و خستهكننده نيز نيست.
با عرض تبریک بمناسبت حلول سال نو تصميم بر اين گرفته ام وبلاگ نويسي را همزمان در پرشين بلاگ نیز ادامه دهم ضمن اينكه در همين آدرس وبلاگ جديد خودم را لينك كرده ام آدرس جديد را هم در زير مي آورم .منتظر تان خواهم ماند.
http://mersadetabriz.persianblog.com


