استاد رحیم پور زاغدی در نمازجمعه چه مطالبی گفت که عده ای نااهل و نامحرم برآشفتند

نماز جمعه محمدی، علوی و انقلاب اسلامی با بقیه نماز جمعه ها متفاوت است. نماز جمعه تریبونی است که باید خدمات حکومتی ها به مردم توضیح داده شود تا مردم، سوءظن پیدا نکنند و مسئولان به جای پاسخگویی به برخی مفاسد نباید کاری کنند که اینگونه مسائل به کل سیستم و مسئولان تعمیم داده شود. در نماز جمعه به جای پاسخگویی، ناهیان از منکر، صاحبان حق، مظلومان و مستضعفان را متهم به تشویش اذهان عمومی، تضعیف نظام و ضد انقلابی گرایی نکنند و رهبری را پاسخگوی کارکرد چند میلیون کارمند و کارگزار حکومت در سه قوه نکنیم. نماز جمعه ای که دهه به دهه مخاطبانش را نتواند کمی و کیفی تجدید کند و با جامعه نتواند جوان شود، نماز جمعه ای است که در متن مشکلات، مطالبات و بدهی های اجتماعی مانده است، نماز جمعه ها نباید تبدیل شوند به تریبون تکرار و مکررات و کلی گویی بی فایده یا کم فاید، برخی نماز جمعه های ما این طور هستند و برخی نیستند. بین دو قرائت از دو نماز جمعه مراقب باشیم سراغ کدام طرف می رویم، نماز جمعه محل طرح مشکلات اجتماعی آن هم با راه حل اسلامی و انقلابی است. نباید بگذاریم کارگر بی کاری که قربانی اقتصاد است، بی جواب بماند. بلکه باید پناهگاهش نماز جمعه باشد. خدمات و اشکالات مدیریت های حکومتی، حوزه و دانشگاه، باید در نماز جمعه شفاف، منطقی و اخلاقی، مطرح شود. حوزه، دانشگاه و مدیریت ها باید شجاع و مسئولیت پذیر باشند و قصور خود را بپذیرند، باید حکومت شفاف باشد، رهبری در یکی از مباحث درسی اخیر خود اعلام کردند تابع منطق امیرالمونین هستیم. تمام نهادهای حکومت در سه قوه و تمام نهادهایی که به طور خاص منصوب رهبری هستند، باید به لحاظ اقتصادی و مدیریت کاملا شفاف و مسئولیت پذیر باشند. اینکه چقدر پول، قدرت و اختیارات در دست شما بوده و چه مسئولیت هایی برای شما تعریف شده و چه کرده اید، یکی از این نهادها هم شورای عالی انقلاب فرهنگی است و این شورا هم باید پاسخگو باشد که در راس آن رئیس شورا که همیشه رئیس جمهوری است، باید پاسخگو باشد. دبیرخانه و اعضای حقوقی شورا پاسخگوی مسئولیت و اختیاراتی که دارند و اعضای حقیقی نیز باید پاسخگوی مواضعی که گرفتند و مواضعی که باید می گرفتند و نگرفتند، باشند. همه باید جواب دهند که آیا در دوره مسئولیت به خودتان رسیدند یا به مردم و محرومان، رهبری هم باید پاسخگوی اختیارات خودش باشد که هست، نباید رهبری پاسخگوی کوتاهی های ما در نهادها در رسانه ها، رسانه ملی، نماز جمعه و سایر نهاهای حکومتی باشد. از جمله کوتاهی ها و قصورهایی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی به خصوص از سوی سران سه قوه و کسانی که مسئولیت حقوقی دارند، صورت می گیرد. نماز جمعه انقلاب اسلامی، نماز جمعه امیرالمومنین است که خانمی به نام «سوده» از شهرستان خود می آید سر نماز جمعه، جلوی امیرالمومنین، زانو می زند و قبل از شروع نماز می گوید، یا امیرالمومنین اول به سوال من جواب بده و بعد نماز بخوان، مسئول شما در شهر ما آدم خشن و بی ادبی است و حق الناس را رعایت نکرده و پاسخگو نیست، امیرالمومنین قبل از خواندن نماز و گرفتن توضیح از مسئولان، وقتی از سخن این زن مطمئن می شود، نامه عزل آن مسئول را به آن زن می دهد و می گوید این نامه را به فلانی بده و بگو از پشت میزت بلند شو، این نماز و مدیریت علوی است. به روح مقدسی که در نسل جوان و سوم انقلاب و این جمهوری مظلوم جوانه می زند، احترام بگذارید، انتقاد را سرکوب نکنید، آزادی بیان و نهی از منکر و امر به معروف حکم شرعی، حکم الله، حق الناس و نیاز قطعی است، هزار سال غربت اسلام و مظلومیت شیعه را از یاد نبریم، با شتاب و بی فکر حرف نزنیم، بلکه باید یکدیگر را پیدا کنیم و با هم حرف بزنیم و حرف یکدیگر را بشنویم. نماز جمعه زنده جریان خون را در رگ های جامعه زنده نگه می دارد. بار سنگینی را از دهه 50 و 60 کشیدیم، استخوان های ما درد می کند، این رسالت باید به شانه فرزندان و نسل جدید منتقل شود، همه برای مردن به دنیا آمدیم؛ به جز اسلام و انقلاب، همه ما فرع هستیم و اسلام اصل است همه ما ذلیل و اسلام عزیز است و باید عزیز بماند ما می رویم اما اسلام می ماند باید فدا شویم و انقلاب بماند و نباید بگذاریم کسانی که به اسلام و مسئولیت ها آویزان شده اند، اسلام را فدای موقیعت خودشان کنند. باید از نماز جمعه مراقبت کنیم تا عقیم، غیرمردمی و کلیشه ای نشود، نماز جمعه باید حلقه وصل دولت و مردم باشد، این جا تریبون است باید دوطرفه باشد. دادگاه اخلاقی، حق اللهی و حق الناسی است، نماز جمعه جای تکرار کلیات بی اثر نیست، محل پاسخ به ابهامات، شبهات و اشکلات جدید است نه تکرار مکررات. این جا تریبون پاسخگو کردن روسای سه قوه و معاونان، دولتی و غیردولتی ها است؛ محل شفاف سازی بیت المال است که از کجا می آید و کجا صرف می شود و اینکه هر کسی به اندازه اختیارات و مقدار پولی که دستش است، باید پاسخگو باشد. نماز جمعه سلاح روز را در دست می گیرد و امام جمعه برای امر به معروف و نهی از منکر، بازخوانی ارزش های توحیدی، عدالت اجتماعی و رصد کردن ساده زیستی ملازمان بیت المال که نشود بیت الحال است. نماز جمعه تریبونی است برای پاسخگو کردن دانشگاه ها که چقدر خرجتان شده و چه فایده ای به حال این ملت دارند و کدام یک از مشکلات جامعه را به روش علمی حل کرده اند. نماز جمعه محلی برای پاسخگو کردن حوزه ها است، مدیریت حوزه های علمیه، مدرسان، تا مراجع تقلید همه باید پاسخگوی مسئولیت های معرفتی خود باشند. دوره کلیات و مکررات گذشته است. باید عبور کنیم از این عصر و باید در متن جامعه باشیم؛ جامعه رفت و شما جا مانده اید، دوران استثنایی تشیع است و شما در دنیا و آخرت مسئول هستید که چرا از دشمنان ملت عقب ماندید، بسیاری از سنگرهای فقهی و معرفتی خالی مانده است. فیضیه مظلوم باید پرچمدار آگاهی، عدالت و فقاهت زنده باشد، به گفته امام راحل (ره) باید مراقب خطر نفوذ در حوزه تا حد مرجع سازی باشیم. امام این صحبت را هم در وصیت نامه خود کرده اند و هم بارها قبل از آن از نجف تا قم و قم تا نجف گفته اند، مرجع پاپ نیست، مرجعیت نمایشی و ارثی نیست حوزه محافظه کار و روحانیت بی درد، روحانیت شیعه علوی نیست. تمایل به اشراف گرایی خیانت به روحانیت شیعه است، عده ای معدود به جای کل حوزه و روحانیت پاسخ سئوالات و شبهات را می دهند. نماز جمعه باید قلب تپنده جامعه باشد که به مردم امید دهد و دشمنان مردم را مایوس کند، مغز بیدار جامعه باشد برای مشکلات مادی، معنوی، اخلاقی و عملی مردم مدام راه حل بدهد. امام جمعه باید در کنار کارگر محرومی که قربانی اقتصاد شده یا قربانی خصوصی سازی های بی حساب و کتاب و بی نظارت شده است، بایستد. هیچ امام جمعه ای نباید به کارگری که بیکار شده و خانواده اش گرسنه مانده، آن هم به دلیل نظارت غلط در مساله خصوصی سازی، بگوید اینها به نماز جمعه چه ربطی دارد، بروید حرف هایتان را در جای دیگر بزنید. تشریفات در نماز جمعه حرام است، در صف اول نماز جمعه جلوی دوربین نشستن فضیلت نیست. امنیت 99 درصد مسئولان در خطر نیست و احتیاج به محافظ و تشریفات ندارند، امنیت اسلام در خطر است. پاویون و وی آی پی نشین ها در سراسر کشور مضر به حال جمهوری اسلامی هستند. مسئولان صالح و خدمتگزار در نماز جمعه بیایند و به انتقادات، شبهات و شایعات پاسخ دهند تا قربانی برخی مسئولان نشوند، مدیرانی که دروغ گفتند، وعده، امید و ترس های دروغ در دل ملت پروراندند و صداقت، شفافیت، شجاعت و مسئویت پذیری نداشتند، باید در این محفل مقدس به صراحت مورد خطاب و نهی از منکر قرار گیرند، نهضت نهی از منکر و امر به معروف را در فیضیه، قم، دانشگاه، جامعه و نماز جمعه سرکوب نکنید، عزل و نصب ها باید در نماز جمعه در سه قوه زیر ذره بین برود.

اهمیت پرتاب ماهواره نور توسط ایران اسلامی به مدار زمین

اهمیت پرتاب ماهواره نور به مدار زمین

نوشته: دکتر علی قدسی

پرتاب ماهواره به فضا تا قبل از جنگ جهانی دوم سابقه نداشته است، اولین ماهواره در سال 1957 توسط روسها به فضا پرتاب شد، این ماهواره که «اسپوتنیک-1 » نام گرفت در روز 4 اکتبر 1957 به مدار زمین پرتاب شد. پرتاب این ماهواره غرب را شوکه کرد زیرا آنها معتقد بودند روسیه قادر به ارسال ماهواره به فضا نیست.

اسپوتنیک هر ۴ ساعت و ۴۶ دقیقه با سرعتى برابر با هشت هزار متر در ثانیه یکبار به دور زمین در مدار بیضى شکل مى‌‌گشت.

این ماهواره به دلیل اثرات جو زمین روز به روز از ارتفاع مداری آن کاسته می‌شد تا این که در چهارم ژانویه ۱۹۵۸ یعنی سه ماه پس از پرتاب، به زمین سقوط کرد.

متعاقب این شاهکار علمی در 3 نوامبر سال 1957 روسیه ماهواره‌ بزرگ‌تری را به نام «اسپوتنیک 2» که حامل یک سگ به نام «لایکا» بود به فضا پرتاب کرد.

لایکا سگ فضانورد و نخستین حیوانی بود که مدار زمین را دور زد. همچنین او نخستین جانداری بود که در این مدار مُرد.

پس از آن آمریکا اولین ماهواره خود را به نام «اکسپلورر ۱» را در 31 ژانویه سال 1958 به فضا پرتاب کرد. این ماهواره کوچکتر از «اسپوتنیک 2» اما سنگین تر از آن بود.

اسپوتنیک و اکسپلورر 1 در یک فضای رقابتی میان آمریکا و روسیه پرتاب شدند. از طرفی تمرکز بر ماهواره‌ها به عنوان ابزارهای سیاسی در سال 1961 شروع راهی برای فرستادن انسان‌ها به فضا بود.

یک دهه بعد اهداف هر دو کشور تجزیه شد به گونه‌ای که آمریکا به طور جداگانه افرادی را به سطح ماه فرستاد و شاتل فضایی را ساخت. روسیه نیز نخستین ایستگاه فضایی جهان را به نام «سالیوت 1» ساخت و در سال 1971 پرتاب کرد. به دنبال ساخت این ایستگاه آمریکا ایستگاه «اسکای‌لب» و روسیه «ایستگاه فضایی میر» را ساختند. پس از آن کشورهای دیگر نیز پرتاب ماهواره‌های خود را به فضا آغاز کردند.

ماهواره هایی که از آن تاریخ به بعد توسط کشورهای مختلف به فضا پرتاب شده اند کاربردهایی نظیر هواشناسی، جهت پیش‌بینی‌های آب و هوا، دیدبانی زمین، برای سنجش از دور،  مخابراتی، برای برقراری تماس‌های تلفنی از راه دور و پخش تلویزیونی زنده از سراسر جهان، ضد سلاح، برای خراب کردن ماهواره‌های دشمن و دیگر سلاح‌های مداری،

ستاره‌شناختی، برای مشاهده فاصله سیاره‌ها وکهکشان‌ها و دیگر اشیای خارجی در فضا،  زیستی، برای حمل ارگانیسم‌های زنده و آزمایشهای علمی، مینیاتوری،دارای وزن کم و سایز کوچک، هدایت‌کننده، برای پخش سیگنال‌های رادیویی عمدتا برای ناوبری دریافت‌کننده‌های موبایل و یا مکان یابی آنها، اکتشافی، برای کاربردهای نظامی و جاسوسی و اخیرا برای تسهیل برقراری اینترنت و ... داشته اند.

اینک با کوچک شدن کامپیوترها و دیگر سخت‌افزارها و ریزپردازنده ها، ماهواره‌های بسیار کوچک‌تری برای ارتباطات مخابراتی و ... در مدار زمین قرار داده می شود.

اکنون شرکت‌ها و دانشگاه‌ها، در حال ساخت «تاسواره» و یا «کیوبست» ساکن مدار پایین زمین هستند.

تاسواره‌ها ماهواره‌هایی متشکل از واحدهای ساختاری مکعبی هستند که درون یک خشاب با قابلیت یکپارچه‌سازی با سامانه پرتابگر به آسانی در مدار زمین قرار داده می شود. تاسواره‌ها بسته به این که از چند واحد تشکیل شده باشند جزء پیکو ماهواره‌ها یا نانو ماهواره‌ها تقسیم بندی می شوند.

نواحی اطراف زمین که برای استقرار ماهواره ها از آنها استفاده می شوند عبارتند از:

  1. «مدار نزدیک زمین» به بزرگی تقریبا 160 تا 2000 کیلومتر (تقریبا 100 تا 1250 مایل) که عمدتا ایستگاههای فضایی بین‌المللی و شاتل های فضایی در این مدار قرار می گیرند.

تمام ماموریت‌های انسانی (به جز «آپولو» که به ماه پرواز کرد) و بیشتر ماهواره‌ها در این ناحیه فعالیت می‌کنند.

  1. «مدار زمین‌ثابت» که بدان «کمربند کلارک» نیز گفته می‌شود بهترین نقطه برای استفاده ماهواره‌های ارتباطی است. این منطقه در بالای خط استوای زمین و در ارتفاع 35.786 کیلومتری قرار دارد.
  2. اگرچه برخی ماهواره‌ها در اطراف استوا به بهترین شکل استفاده می‌شوند،‌ بعضی دیگر با «مدارهای قطبی» سازگارترند. آنها زمین را از قطبی به قطب دیگر دور می‌زنند به طوری که مناطق قطب شمال و جنوب را پوشش می‌دهند. از جمله ماهواره‌های مدار قطبی می توان به ماهواره‌های هواشناسی، شناسایی و اکتشافی اشاره کرد.

 

«ایستگاه فضایی بین‌المللی» بعنوان بزرگ‌ترین ماهواره که بیش از یک دهه از ساخت آن می‌گذرد، با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته شده و در مدار نزدیک زمین و در ارتفاع ۳۳۰ تا ۴۳۵ کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. انتظار می‌رود ماموریت این ایستگاه تا سال 2024 ادامه یابد.

5 کشور به طور انحصاری و جداگانه کنترل 976 ماهواره‌ را در مدار زمین برعهده دارند.

این کشورها از ماهواره‌ با اهداف مختلفی از جمله نظامی، هواشناسی، مخابراتی، جاسوسی و ... استفاده می‌کنند که آمریکا مالک بیشترین ماهواره در بین آنها است.

پس از آمریکا، چین  177 ماهواره، روسیه 133 ماهواره، ژاپن 56 ماهواره، و انگلستان 42 ماهواره در مدار زمین قرار داده اند.

قرار گرفتن ایران در بین ۱۰ کشور فضایی جهان ثمره بیش از ۴ دهه تلاش و مجاهدت فرزندان این سرزمین بوده و اکنون ایران از جایگاهی قابل اتکا در این صنعت "های تک" در بین کشورهای معدود صاحب این فناوری است.

با اینکه دشمنان ایران اسلامی و در راس آن امریکا برای جلوگیری از توسعه فن آوری فضایی ایران تحریم های زیادی را به ایران تحمیل کرده بودند، ایران توانست با پرتاب ماهواره نور آنها را برای چندمین بار در بهت و حیرت قرار دهد.

 پس از انقلاب ماهواره مشترک مخابراتی به نام «بدر» در مدار ژئو قرار گرفت. این ماهواره با تمام القائات منفی که وجود داشت، توانست 47 روز در مدار 250 کیلومتری قرار گیرد و طبق برنامه‌ طراحی شده‌اش عمل کرد.

پس از این ماهواره، ماهواره سنجشی «نوید» به مدت پنجاه و هفت روز در مدار قرار گرفت. پس از این، ایران به‌دنبال ایجاد و تثبیت چرخه کامل فناوری فضایی بود. تکمیل این چرخه فضایی منجر به پرتاب ماهواره نور گردیدکه کاربردهای فراوانی در صنعت اینترنت، هواشناسی و مطالعات زمین شناسی و از همه مهمتر مطالعات نظامی نظیر دسترسی به تصاویر ماهواره ای در صنعت حمل و نقل اینترنتی و صنعت هواشناسی خواهد داشت.  اهمیت پرتاب این ماهواره زمانی بیشتر آشکار میشود که به قول فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرلشکر سلامی تا دیروز از زمین به آسمان نگاه میکردیم ولی اکنون می توانیم از آسمان به زمین نگاه کنیم.

در اینجا اصلی ترین سوالی که مطرح می شود این است که نگرانی آمریکا از توسعه فعالیتهای فضایی ایران چیست؟

وقتی در سال 92  نخستین مرکز رهگیری فضایی کشور، با هدف رصد اشیاء‌ آسمانی در مدار زمین افتتاح شد، آسوشیتدپرس اولین خبرگزاری خارجی بود که به نقلِ جزئیات این مرکز پرداخت و خبرگزاری شین‌هوا به نقل از رئیس جمهور وقت از اهداف افتتاح آن گفت.

بعد از افتتاح این مرکز، چهارمین ماهواره‌ بومی ایران، با نام "فجر" به فضا پرتاب شد. همان زمان باز هم رسانه‌های غربی این پرتاب را به مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 ربط دادند، خبرگزاری آسوشیدپرس در این‌باره نوشت همزمانی مذاکرات 5+1 با پرتاب ماهواره در ایران، باعث نگرانی بازرسان می‌شود!

یا وقتی موشک ماهواره‌بر سیمرغ ایران به فضا پرتاب شد، تمام رسانه‌های ترکیه به عنوان کشور همسایه ایران، بازتاب دهنده این خبر بودند. این بازتاب از این جهت اهمیت دارد که یک کشور، خود تکنولوژی پرتاب ماهواره به فضا ندارد و مشتاق آزمایشات فضایی ایران است. موشک فضایی سیمرغ قادر است یک ماهواره 250 کیلوگرمی را در فاصله 500 کیلومتری از سطح زمین قرار دهد. همین موفقیت سوژه روزنامه‌های ترکیه شد. روزنامه «وطن» ترکیه» از این موفقیت ایران تیتر زد و روزنامه «حریت» ترکیه از رجزخوانی و قدرت‌نمایی ایران در برابر جهان غرب نوشت.لزوم پرداخت به تکنولوژی فضایی به عنوان یک صنعت بازدارنده

با بررسی روندهای تحلیلی در رسانه‌های غربی و موضع‌گیری‌های آنها درباره پیشرفت‌های فضایی ایران می‌توان از این تکنولوژی به عنوان یک صنعت بازدارنده یاد کرد، با این تحلیل، کند شدن روند پیشرفت این صنعت قابل درک نیست. روند کند شدن این حرکت هم از زمانی آغاز شد که ایران به توافق کامل در 5+1 رسیده بود و از آن زمان تا کارشکنی‌های اخیر دولت ترامپ در موضوع برجام خبر چندانی از پیشرفت‌های فضایی نبود. از زمان کارشکنی امریکا در برجام، دوباره روح تازه‌ای در صنایع فضایی ایران دمیده شد و ماهواره «ناهید 1» به صدر اخبار فضایی آمد.

از همان زمان اظهارنظر روس‌ها هم درباره پیشرفتهای فضایی ایران قابل توجه بود، فضانوردان و دانشمندان فضایی روسیه از زمان پرتاب ماهواره امید به فعالیت‌های فضایی ایران علاقه‌مند شده بودند به عنوان مثال «الکساندر الکساندروف» فضانورد بزرگ روس درباره پیشرفت ایران گفته‌ بود پیشرفت‌های فضایی ایران به عنوان کشوری که در محاصره اقتصادی است قابل تحسین است یا مجلات معتبر فضایی روسیه مانند ماهنامه اخبار فضایی روسیه در چندین شماره به صورت ویژه به صنایع فضایی ایران پرداختند.

در نهایت می‌توان گفت جایگاهی که ایران، امروز در صنایع فضایی کسب کرده‌ است نتیجه دو دهه تلاش دانشمندان کشورمان بوده‌ است.

در خاتمه می توان گفت : با دستیابی ایران به دانش فضایی و پرتاب موفق ماهواره نور چشم انداز روشنی برای برداشتن گامهای اساسی در مسیر جهش تولید و برطرف کردن معضلات و مشکلات اقتصاد کشور در معرض دید اندیشمندان کشور قرار گرفته است.

 

 

 

 

تحلیل سیاسی کرونایی . نظر شما چیست؟ لطفا باخبرم کنید.

شما نیک می دانید از مدتها پیش چین و آمریکا در یک رقابت سخت اقتصادی بسر میبرند و علی الخصوص چین داعیه دار رسیدن به اقتصاد اول جهان را دا شته و دارد اما در خصوص مرکز و عامل نشر ویروس کرونا این مطلب را از حقیر به یاد داشته باشید و تاریخ هم قطعا به این مدعا صحه خواهد گذاشت که هر دو قدرت اول و دوم اقتصاد جهان در یک توافق و تبانی پشت پرده با گسترش این ویروس مخرب و دست ساز در جهت رسیدن به هژمونی برتر اقتصادی و سیاسی اقدام نموده اند باور کردن این گمانه اکنون برای هرکسی حتی برای نگارنده این سطور مشکل هست ولی باید منتظر قضاوت تاریخ ماند اما پیش بینی حقیر درعصر پیش از ظهور خورشید ولایت نابودی هیمنه هر دو قدرت شرقی و غربی است شاید این هم (عرض میکنم شاید) پرده اول سناریوی ساموئل هانتينگتون باشد.الله اعلم و الآخره خیر لمن اتقی.

بالاخره معلوم شد ویروس کرونا ساخته دست دولت آمریکاست

استفن لندمن تحلیلگر سیاسی آمریکایی مستقر در شیکاگو:

آمریکایی‌ها به‌طور بدی اداره می‌شوند و توسط هر دو حزب سیاسی جنگ‌طلب مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. دیدگاه جمهوری‌خواهان و دموکراتها درباره مسائل اصلی و مهم، یکسان است و تنها لفاظی‌های آنها متفاوت است. در مورد مسائل جنگ و صلح، توانمندسازی شرکتها، و سرکوب‌های پلیسی هر دو حزب به یک اندازه سختگیر و افراطی هستند. سیاست‌های آنها در قبال کشورهای مستقل که تحت کنترل ایالات متحده نیستند، یکسان است، کشورهایی که آمریکا می‌خواهد دولتهای مشروع و قانونی آنها با رژیم‌های دست‌نشانده مورد حمایت غرب جایگزین شود.

این دلیل اصلی خصومت آمریکا با ایران است، علاوه بر این آمریکا خواستار حذف رقیب جدی و اصلی اسرائیل در منطقه است. این نشان می‌دهد که دموکراتها و جمهوری‌خواهان چگونه به حقوق و رفاه آمریکایی‌های معمولی هیچ اهمیتی نمی‌دهند. در مواقعی مثل شرایط فعلی که به‌دلیل شیوع ویروس کرونا حالت فوق‌العاده ملی وجود دارد، هر دو حزب در حال بحث‌وجدل درباره چگونگی دادن امکانات بیشتر به شرکتهای مورد نظر خود هستند، از جمله نجات شرکتهای مورد نظر و محبوب خودشان با پول مالیات‌دهندگان آمریکایی آن هم در شرایطی که کوچکترین اقدامی را برای اکثریت قریب به اتفاق جامعه آمریکا که در حال از دست دادن شغل خود و بیکار شدن برای یک مدت نامعلوم هستند، انجام نمی‌دهند. بیمارستان‌ها و سایر تأسیسات درمانی با کمبود شدید دستگاه‌های تنفس مصنوعی برای بیماران مبتلا به ویروس کرونا روبه‌رو هستند و تجهیزات حفاظتی کافی برای کادر بیمارستانی و بهداشتی ندارند. ثروتمندترین کشور جهان به‌طور انحصاری در خدمت طبقه ممتاز و خاص این کشور به‌قیمت سوءاستفاده از اکثریت مردم است.

ایالات متحده در طول تاریخ خود از آغاز تاکنون از سلاح‌های ممنوعه استفاده کرده است. ایالات متحده از سلاح‌های بیولوژیک علیه بومی‌های آمریکایی استفاده کرده است، از جمله پتوهای آلوده به آبله. در جریان جنگ داخلی آمریکا، هر دو طرف از سلاح‌های شیمیایی از جمله گاز کلر استفاده می‌کردند. در جنگ جهانی اول و دوم ایالات متحده از سلاح‌های ممنوعه استفاده کرد، در تمامی جنگ‌های بعدی آمریکا نیز این مسئله صادق است. امروز ایالات متحده در نمایش‌های جنگی خود از سلاح‌های شیمیایی، بیولوژیکی و رادیولوژیکی استفاده می‌کند. آیا کووید19 در آمریکا ساخته شده است؟ هفته گذشته پامپئو به‌دروغ چین، روسیه و ایران را به انجام کارزارهای اطلاعاتی درباره منشأ اصلی این ویروس به‌شدت‌مسری و مرگبار متهم کرده است. ترامپ نیز با تغییر دادن حقیقت این ویروس را ویروس ووهان نامید. شواهد نشان می‌دهد این ویروس در آمریکا ساخته شده نه در چین، این ویروس توسط نیروهای تاریک آمریکایی در این کشور معرفی شده است، این مسئله احتمالاً در مورد ایران نیز صادق است. آمریکا بارها و بارها با استفاده از سایر ابزارها سایر کشورها را قربانی کرده است. از سال 2018 چین با شیوع دو نوع از آنفلوآنزای پرندگان یعنی آنفلوآنزای مرغی و آنفلوآنزای خوکی روبه‌رو شده است، ویروس‌هایی که موجب تخریب هزاران هکتار از محصولات زراعی شد. از ماه دسامبر نیز ویروس کووید19 و در ژانویه نیز یک بیماری دیگر آنفلوآنزای مرغی دیگر. آیا همه این بدبختی‌ها یا جنگ بیولوژیکی آمریکا برای آسیب رساندن به اقتصاد چین است و با هدف افزایش صادرات محصولات کشاورزی آمریکا و سایر مواد غذایی به این کشور بوده است؟ کمبود دستگاه‌های تنفس مصنوعی، ماسک‌های صورت برای کارکنان سیستم بهداشت و درمان و سایر تجهیزات مورد نیاز، و تخت‌های بیمارستانی آی‌سی‌یوی کافی، نشانگر بی‌تفاوتی مقام‌های آمریکایی نسبت به شهروندان عادی است. هیچ گونه کمبودی برای طبقه ممتاز و خاص آمریکا وجود ندارد.من با آیت الله خامنه‌ای در مورد پیشنهاد جعلی ایالات متحده موافق هستم. محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی در این باره گفته است که اگر آمریکا خواستار کمک به ایران است، باید دست از تروریسم اقتصادی و دارویی و پزشکی بردارد. واضح است که رژیم ترامپ همه اقدامات لازم را برای ویرانی اقتصاد ایران و تحت فشار قراردادن مردم انجام می‌دهد و هدف اصلی آن به حداکثر رساندن رنج‌ها و دردهای انسانی است.قاطعانه اعتقاد دارم که این ویروس در آمریکا ساخته شده است تا به‌عنوان یک سلاح بیولوژیکی علیه کشورهای هدف و مردم آن استفاده شود. این سؤال مطرح می‌شود که آیا این توطئه اگر دقیق و درست باشد، چگونه تا این حد به اکثر کشورها گسترش یافته است از جمله اروپا و سراسر ایالات متحده؟ وقتی که اطلاعات بیشتری در دسترس باشد احتمالاً پاسخ‌هایی برای این سؤالات اساسی و مهم خواهیم داشت. دیدگاه من این است که آنچه اتفاق افتاده یک تهاجم و تجاوز از سوی آمریکا به کشورهای هدف است، همراه با یک بحران اقتصادی ساختگی در آمریکا، در غرب و جاهای دیگر. چرای دومی؛ به‌خاطر اینکه دولتهای قدرتمند و منافع خصوصی بتوانند قدرت و ثروت بیشتری را تثبیت کنند. آسیب واردشده به افراد عادی در داخل و خارج آمریکا مانع از این نشده است که ایالات متحده از سیاست‌های امپریالیستی خود دست بکشد.

با این بسته دفاعی در سال 99 پوزه آمریکا و همه بدخواهان را به خاک می مالیم

وزیر دفاع: ۳ دستاورد مهم دریایی در سال ۹۹ رونمایی می‌شوند/ تمام موشک‌ها نقطه زن شدند

امیر حاتمی گفت: در سال ۹۹ سه محصول خوب در حوزه دریایی را رونمایی می‌کنیم.

 

وزیر دفاع: 3 دستاورد مهم دریایی در سال 99 رونمایی می‌شوند/ تمام موشک‌ها نقطه زن شدند

امیر حاتمی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با حضور در شبکه خبر پیرامون وضعیت دفاعی کشور در سال گذشته، اظهار داشت: در حوزه دفاعی رویکردمان بازدارندگی است که متکی به قدرت و توان دفاعی است تا شرایطی داشته باشیم که دشمن جرات تجاوز و تعدی نسبت به خاک و ملت جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد.

وی افزود: در سال 98 تلاش کردیم که این وضعیت را حفظ و تثبیت کنیم؛ برای ما سال 98 سال خاصی بود چراکه فراز و نشیب‌های زیادی در این سال داشتیم؛ در واقع این فراز و نشیب ها از سال 97 شروع شد و دشمنان ما خیلی علنی کشاندن ناامنی به داخل جمهوری اسلامی ایران را هدف گذاری کردند. البته ما همه اقدامات آنها را با قدرت پاسخ دادیم و دشمن هم متوجه شد با کارهای نیابتی نمیتواند قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را به چالش بکشند.

وزیر دفاع با بیان اینکه روند رو به رشدی را در حوزه تسلیحات و تجهیزات داشته‌ایم، خاطرنشان کرد: سال 98 جزو سال‌های پر افتخار صنعت دفاعی بود. در حوزه پدافندی دو کار بزرگ یعنی سامانه پانزده خرداد و باور373 را بعنوان یک نقطه عطف پدافندی داشتیم.

امیر حاتمی ادامه داد: در حوزه موشکی در سال 1398 با قاطعیت اعلام کردیم که همه موشک های جمهوری اسلامی ایران چه آن‌هایی که قبلا تولید شده است و چه آن‌هایی که جدید تولید شده، نقطه‌زن شده است.

وی با اشاره به طراحی، تولید و پرواز جت آموزشی کوثر در سال گذشته، خاطرنشان کرد: در حوزه هوایی خط تولید کوثر را ادامه دادیم که انشالله در سال 99 چند محصول را از کوثر خواهیم داشت.

وزیر دفاع با بیان اینکه در حوزه رزم زمینی هم سال گذشته رعد، طوفان و ارس2 را داشتیم، اظهار داشت: در مجموع 152 کار تحقیقاتی طراحی کرده بودیم و در حالی که دشمن با فشار حداکثری در تلاش بود ما به اهدافمان نرسیم، اما بحمدالله تمام این 152 پروژه به نتیجه رسید.

امیر حاتمی از به ثمر رسیدن 2 تا 3 محصول خوب در حوزه دریایی در سال 99 خبر داد و گفت: ناوشکن دنا و یک ناو مین شکار انشالله به نیروی دریایی ارتش تحویل داده خواهد شد و در حوزه قایق های پرنده و قایق‌های تندرو نیز اتفاقات خوبی در پیش خواهد بود.

وی با بیان اینکه در حوزه موشکی به خصوص موشک های زمین به زمین که به یک دقت کامل رسیدیم، کارهای ارتقاء کیفیت ویژه‌ای را انجام خواهیم داد، گفت: از جمله این کارها افزایش اثرگذاری سرجنگی‌ها با افزایش قدرت انفجار است تا موشک‌ها موثر‌تر باشند؛ همچنین در سرعت، مانورپذیری و چابکی برنامه های تحقیقاتی بسیار خوبی وجود دارد.

وزیر دفاع با تاکید بر اینکه در حوزه کروز نیز انشالله کروز هواپایه را خواهیم داشت، گفت: در تحرک پذیری موشک های کروز یعنی شلیک در حال حرکت یک کار خیلی خوب دنبال می شود که بسیار مهم است و در سال 99 شاهد آن خواهیم بود.

امیر حاتمی به دستاوردهای جدید در حوزه رزم زمینی نیز اشاره کرد و خاطرنشان کرد: در حوزه رزم زمینی یک بسته خوب آماده خواهد بود هم در تسلیح بالگردها، بالگردها را برد ضدزره‌شان را بیشتر خواهیم کرد و توان پرواز و عملیات در شب را بیشتر خواهیم کرد.

وضعیت اقتصاد ایران در پایان سال 1398

 

اقتصاد سال ۱۳۹۸ به روایت آمار

مرکز آمار روز گذشته نشریه گزارش فصلی اقتصاد ایران (پاییز ١٣٩٨) حاوی آخرین اطلاعات سالانه و فصلی اقتصاد کشور را منتشر کرد. نگاهی به این شاخص‌ها نشان می‌دهد تحریم‌های یکجانبه آمریکا در اردیبهشت سال 98 به پایان تاثیر‌گذاری خود بر اقتصاد ایران رسیده است. روند صعودی نرخ رشد اقتصادی بویژه بخش غیرنفتی و همچنین نزولی شدن نرخ تورم نشانه‌هایی از این واقعیت است. در این گزارش که در ١١ فصل تنظیم شده است، آمارهایی در موضوعات مختلف از جمله اشتغال و بیکاری، شاخص‌های قیمت و تورم، تحولات بخش‌های مختلف اقتصاد، متغیرهای پولی و مالی و همچنین استقراض و سرمایه‌گذاری خارجی وجود دارد. در همین راستا «وطن امروز» برخی از مهم‌ترین آمارهای این گزارش را منتشر کرده است.

***

رشد اقتصادی در مسیر مثبت شدن

در بخشی از این گزارش، آمار شاخص‌های کلیدی اقتصاد کشور در سال‌های 95، 96 و 97 و همچنین 3 فصل ابتدایی سال 98 آمده است. طبق این آمارها نرخ بیکاری با سرعتی بسیار کم رو به کاهش است. همچنین عدد رشد اقتصادی با احتساب نفت به دلیل اثر تحریم نفت همچنان منفی است. اما رشد اقتصادی بدون نفت اندکی مثبت گزارش شده است. در مجموع مسیر حرکت اقتصاد کشور پس از گذراندن آثار تحریم، رو به بهبود است و در مسیر مثبت قرار دارد.

 ثبات رشد نقدینگی و جهش نرخ تورم

در موضوع تورم و نقدینگی، آمارها حاکی از ثبات رشد نقدینگی در محدوده 20 تا 25 درصدی است. با این حال وضع تحریم‌های یکجانبه آمریکا در بهار 97 باعث جاری شدن بخشی از نقدینگی به بازار و جهش نرخ تورم از زیر 10 درصد به بالای 40 درصد شد. البته شاخص تورم در مسیر نزولی قرار گرفته و به 40 درصد در پایان پاییز 98 رسیده است.

 

http://vatanemrooz.ir/content/upload/78d8928c-1d92-4c4e-b905-33e55b2c8e25.png

***

 

http://vatanemrooz.ir/content/upload/c3447c22-49cb-4727-9704-1cd5b8a95d77.png

***

کاهش شدید سرمایه‌گذاری خارجی

در بخش دیگری از این گزارش، آمار سرمایه‌گذاری خارجی مصوب در هیأت سرمایه‌گذاری خارجی نشان داده شده است. طبق این گزارش، میزان سرمایه‌گذاری مصوب خارجی در کشور از سال 95 تاکنون روندی نزولی داشته به طوری که از حدود 5 میلیارد دلار در سال 95 به حدود یک میلیارد دلار در سال 97 کاهش پیدا کرده است. همچنین این وضعیت در سال 98 نیز پیشرفت خاصی نداشته است و بعید به نظر می‌رسد رقم سال 98 به بیش از یک میلیارد دلار برسد. البته این شاخص مربوط به سرمایه‌گذاری مصوب است و با شاخص سرمایه‌گذاری محقق شده تفاوت دارد، چرا که بسیاری از مصوبات به دلایل مختلف به مرحله اجرا نمی‌رسند. مرکز آمار درباره سرمایه‌گذاری محقق شده، آماری ارائه نکرده است.

 

http://vatanemrooz.ir/content/upload/f4d08b9d-3a28-4b23-ae80-80dbae790018.png

***

9 میلیارد دلار بدهی خارجی تا پاییز 98

در یکی از بخش‌های پایانی این گزارش هم رقم بدهی خارجی کشور آمده است. طبق این گزارش، رقم بدهی خارجی کشور در پایان پاییز سال 98 به حدود 9 میلیارد دلار رسیده است. این رقم در سال 97 حدود 10 میلیارد دلار، در سال 96 حدود 11 میلیارد دلار و در سال 95 حدود 5/8 میلیارد دلار گزارش شده است.

 روند بسیاری از شاخص‌های اقتصادی نظیر تورم و رشد اقتصادی نشان می‌دهد تحریم‌های یکجانبه آمریکا در اردیبهشت سال 98 به پایان تاثیر‌گذاری خود بر اقتصاد ایران رسیده است. روند صعودی نرخ رشد اقتصادی بویژه بخش غیرنفتی و همچنین نزولی شدن مسیر تورم نشانه‌‌هایی از این واقعیت است. در نهایت آنچه باقی می‌ماند، عملکرد مسؤولان کشور در استفاده از ظرفیت‌های کشور برای بازگرداندن اقتصاد به مسیر رشد بدون اتکا به منابع تحریم‌پذیر همچون نفت است.

 

http://vatanemrooz.ir/content/upload/7a311178-d696-4464-97c3-f8ecb9de1984.png

***

 

ویروس کرونا آنگونه که من میشناسم

 سلام  بر همه دوستان و علاقمندان انقلاب اسلامی ایران

وقتی در آستانه انتخابات دوم اسفند ماه سال جاری زمزمه هایی از عدم شرکت تعداد انگشت شماری از نااهلان و نامحرمان در رای گیری انتخابات مجلس شورای اسلامی به گوشم خورد مثل دفعات و سنوات ماضی بدون هیچگونه هراس و واهمه ای به نتایج خوب انتخابات پیش رو امیدوار شدم اما وقتی شنیدم این طرح عدم شرکت در این آزمون الهی با خمیرمایه ویروس جدیدی بنام کرونا در هم آمیخته و اثر انگشت به زعم این آدمهای مدعی علم و روشنفکری ضریب ابتلای به بیماری کرونا را شدت می بخشد به این باور رسیدم که توطئه ای متمایز از توطئه های قبلی در شرف انجام هست.وقتی در آثار و تبعات این فتنه دقیق تر شدم با تعجب این امر را مشاهده کردم که بستر اجرای این توطئه و فتنه از شهر مقدس قم کلید خورده است هر چند این سوال برایم تاکنون حل نشده است که شهر قم بدون فرودگاه بین المللی چطور ویروس انتقالی از کشور کمونیستی چین در آن شهر سر بلند کرده است اما با کمی دقت متوجه شدم نه این روشنفکران متمایل به استکبار جهانی نه دلشان به مردم ایران اسلامی سوخته و نه اندیشه خیری در سر دارند بلکه هدف آنها از این صغرا و کبرا کردن هدف اصلیشان تاثیرگذاری بر روند انتخابات (تاثیر گذاری بر افراد منتخب مجلس شورای اسلامی) در کل و تاثیر گذاری بر ترکیب شرکت کنندگان در انتخابات مجلس در شهرستان قم است شهری که دو تن از فرهیختگان کشورمان یعنی حجه الاسلام والمسلمین ذوالنوری و دکتر علیرضا زاکانی در آن شهر بعنوان نامزدهای انتخاباتی نیروهای ارزشی مطرح شده اند القصه پس از دو روز سمپاشی دشمنان انقلاب اسلامی نه تنها در شهرستان قم بلکه در اکثر شهرهای میهن اسلامی مان پس از روشن شدن ناکارآمدی دولت تدبیر و امید در عملی کردن به شعارهای انتخاباتی سالهای 92 و 96 نیروهای  ارزشی اکثریت کرسیهای مجلس شورای اسلامی را به خود اختصاص داده اند و این پدیده پس 41 سال که از عمر با برکت انقلاب اسلامی ایران بر همگان ثابت کرد که نشر و یا وجود ویروسهای بشر ساحته سارس و ایوولا و کرونا و ... و یا فتنه انگیزی های ویروسهای خبری BBC و VOA و یورونیوز و ... قدرت و توان هماوردی با سیل خروشان مردم همیشه در صحنه میهن اسلامی مان در همه صحنه ها را ندارند و این مشیت الهی است که حق پیروز است و باطل رفتنی است.تبریز دکتر علی قدسی

یران به پایگاه های آمریکا در عراق حمله موشکی کرد. این خبری است که جهان را در شوک و بهت فرو برده است.
در اولین نگاه تحلیلی به این ماجرا نکات زیر قابل تامل است:
۱- در روزهای اخیر، هنگامی که صحبت از "انتقام سخت" می شد، دو گزاره مطرح می شد:
- آنچه گفته می شود رجزخوانی است و ایران هیچ اقدام خاصی نخواهد کرد یا نمی تواند بکند.
- ایران در قالب اقدام نیابتی پاسخ خواهد داد مانند حمله با منشا نامعلوم به نیروهای آمریکایی در عراق.
اما کمتر کسی می توانست پیش بینی کند که ایران ، " راسا و مستقیما " پاسخ ترور سردار سلیمانی را بدهد: ترور سردار سلیمانی توسط پنتاگون انجام شد و عملیات انتقام نیز توسط سپاه؛ صریح و سریع و بی هیچ پرده پوشی و دقیقا در همان ساعتی که سردار سلیمانی ترور شد.
۲- آنچه انجام شد، تنها یک انتقام نبود، اعلام استراتژی رسمی جمهوری اسلامی در برابر تهدیدات بود. مطابق این استراتژی، جمهوری اسلامی ایران هرگونه تعرضی را سریع و کوبنده پاسخ می دهد ولو آن که طرف مقابل آمریکا باشد و بیم جنگ نیز برود.
۳- با این اوصاف، کشورهای عربی میزبان پایگاه های آمریکا، در تعاملات خود با ایران باید تجدید نظر کنند و چندان مستظهر به نظامیان آمریکا نباشند خاصه آن که سپاه رسما و صراحتا اعلام کرده است که هر کشوری که مبدا حمله آمریکا به ایران باشد هدف حملات بعدی است.
۴- واکنش آمریکایی ها نشان می دهد که آنها نیز منتظر چنین حمله ای نبودند و کاملا سردرگم هستند. ابتدا قرار بود ترامپ سخن بگوید و اعلام موضع کند ولی شورای امنیت ملی آمریکا مصوب کرد که او دستکم تا فردا حرف نزند و کاخ سفید هم بیانیه ندهد.
نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا نیز خواهان پایان دادن‌به وضعیت موجود شد و تصریح کرد که آمریکا تاب جنگی دیگر را ندارد. حنی برخی سناتورهای جمهوریخواه و نزدیک به ترامپ نیز خواستار عدم واکنش نظامی شدند و برخی دیگر نیز خواهان حمله به مراکز اقتصادی و نظامی ایران شدند. در مجموع واکنش های اصلی تا کنون، عمدتا یا سکوت بوده یا دعوت به اجتناب از درگیری.
۵- ساعاتی بعد از حملات سپاه به مواضع آمریکایی ها در عراق، برخی رسانه های آمریکایی اعلام کردند که هیچ کدام از نیروهای آمریکایی در حملات ایران کشته و مجروح نشده اند.
دو حالت متصور است. یا این خبر درست است که در این صورت آنها فقط یک خبر صحیح را منتشر کرده اند ، یا این خبر نادرست است که در این حالت، می توان آن را اقدامی امنیتی دانست که پاسخ ندادن احتمالی آمریکا را از حالا توجیه می کند.
البته هنوز در مرحله کمبود اطلاعات هستیم و باید منتظر ساعات و روزهای سرنوشت ساز آتی باشیم.
۶- حملات به مراکز نظامی آمریکایی ها در حالی صورت گرفت که آنها در عالی ترین درجه آماده باش بودند. حال سوال این است که چگونه سیستم های دفاع موشکی شان نتوانستند در برابر این حملات کاری بکنند؟
۷- بعد از مصوبه پارلمان عراق مبنی بر لزوم خروج نیروهای آمریکایی از عراق، این گزاره مطرح شد که ممکن است پایگاه های آمریکایی به اقلیم کردستان عراق منتقل شوند.
حمله سپاه به پایگاه آمریکایی اربیل ( کردستان عراق) می تواند ناظر به این گمانه زنی باشد.
۸ - ترامپ در قمار خاصی افتاده است: پاسخ نظامی، عواقب نامعلومی خواهد داشت خاصه بعد از اعلام عملی استراتژی دفاعی ایران ( بند ۲) و اگر پاسخ ندهد ممکن است سبد رای جمهوریخواهان و تندروهای آمریکایی را از دست بدهد.
در هر حال، هر چه کند سرنوشت انتخاباتی اش به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و این، یادآور عنوانی است که سردار شهید قاسم سلیمانی با آن ترامپ را خطاب می کرد: "قمارباز".

از فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص دلایل حضور ایران در عراق و سوریه

درباره‌ی حضور ایران در منطقه، و به‌طور خاص، در کانون این درگیری (یعنی عراق و سوریه)، چهار نگاه وجود دارد.نگاه اول معتقد است که اساسا حضور ایران در منطقه، کار اشتباه و نادرستی است. از نگاه اینان، حضور ایران در منطقه، از طرفی موجب ایجاد خصومت بیشتر کشورهای غربی و دنباله‌های منطقه‌ای آنان با ایران خواهد شد و از طرف دیگر، باعث غافل شدن کشور، از مسائل داخلی و درونی خودش می‌شود. این افراد و جریان‌ها معتقدند "چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است." مشخص است تا چه اندازه این ادعا نادرست است و تنها یک مدعا برای رد این گزاره، حمله‌ی داعش به ساختمان مجلس شورای اسلامی کافی است  که اگر در سوریه و عراق با دشمن نجنگیم، می‌بایست در خیابان‌های پایتخت، با آنها می‌جنگیدیم.

دولت محترم به گرانیهای بیشتر دامن نزنید

در وضعیت فعلی افزایش قیمت بنزین و چند نرخی شدن آن فشار زیادی به مردم وارد میکند و متعاقبا این اقدام باعث تاثیرات اقتصادی بر دیگر بخشها خواهد شد. متاسفانه مسولین دلیل این اقدام را افزایش مصرف بنزین در یکی دو ماه گذشته میدانند در صورتیکه این توجیه اشتباه است زیرا در این بازه اکثر مردم در حال مسافرت های نوروزی بوده و این افزایش کاملا منطقی است. لطفا با اعصاب مردم و آرامش جامعه بازی نکنید.

درود بر سیدحسن نصرالله

 

 

 

 

سخنان سه ساعته سید حسن نصرالله با شبکه المیادین با واکنش‌های بسیارگسترده‌ای مواجه شده است مثلا، یک مقام نظامی صهیونیست گفته اگر ما فردی مثل نصرالله داشتیم دنیا را 3 ساعته تسخیر می‌کردیم و اگر حزب‌الله تجهیزات ما را داشت سه روزه اسرائیل را تسخیر می‌کرد.

سید حسن نصرالله شنبه شب پس از 3 ماه سکوت، گفت‌و‌گوی سه ساعته‌ای با شبکه تلویزیونی المیادین داشت که طی آن، سخنان مهمی ایراد کرد که واکنش‌ها به آن به رغم گذشت چند روز، همچنان ادامه دارد.

 

سیدحسن نصرالله پس از انتشار شایعاتی که درباره سلامتی وی مطرح شده بود، سخنانی را مطرح کرد که به جرات می‌توان گفت، باعث بر هم خوردن معادلات اسرائیل در منطقه شد. به گزارش خبرگزاری قدس، نتانیاهو پس از شنیدن اظهارات سید مقاومت، در گفت وگو با کانال 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی ضمن اذعان به قدرت جنبش حزب‌الله لبنان، گفت: «یقین دارم که اتاق عملیات حزب‌الله نه در زمین بلکه در آسمان است»(!) یک مقام نظامی صهیونیست هم اینگونه به صحبت‌های نصرالله واکنش نشان داد: «اگر نصرالله تسلیحات ما را داشت، سه روزه اسرائیل را ‌اشغال کرده بود و اگر ما سید حسن نصرالله را داشتیم سه ساعته کل جهان را گرفته بودیم.»

 

به نوشته خبرگزاری قدس، برخی دیگر از رسانه‌های عبری زبان هم به نقل از «یک نظامی» صهیونیست دیگر نوشتند: «اگر سید حسن نصرالله را داشتیم شکست نمی‌خوردیم.»

 

آحارونوت: به نصرالله بیش از رهبران اسرائیل اعتماد داریم

 

  روزنامه «یدیعوت آحارونوت» هم در این بار نوشته: «ما به سید حسن نصرالله بیش از رهبران خود اعتماد داریم». یکی دیگر از فرماندهان ارتش رژیم صهیونیستی دراین باره گفته: «سیدحسن نصرالله ما را با قدرت شخصیتش، شکست می‌دهد.» رسانه‌های عبری به نقل از یک وزیر کابینه نتانیاهو نوشتند، سید حسن نصرالله قوی‌ترین شخصیت عربی است که با آن روبه رو شده‌ایم. یک روانشناس اسرائیلی نیز گفته، سیدحسن نصرالله صادق، شجاع و باهوش است و دست از مسائلی که حق خود می‌داند نمی‌کشد. تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز با انعکاس سخنان سید حسن نصرالله اعلام کرد، سید حسن نصرالله یک شخصیت کاریزماتیک و سخنرانی بی‌نظیر است.

 

نکته جالب در سخنرانی سید حسن نصرالله اعتراف مقامات و نهادهای مختلف رژیم صهیونیستی است به نحوی که اکثر صهیونیست‌ها اذعان کردندکه نصرالله در گذشته در مدیریت جنگ روانی علیه اسرائیل خبره بودن خود را نشان داده، اما حالا رسانه‌ها و تلویزیون اسرائیل به ادامه شکست‌ها کمک می‌کنند چون همواره سخنان وی را تکرار می‌کنند.

 

نصرالله یک فرمانده جنگ روانی است

 

عبدالباری عطوان سردبیر روزنامه رای الیوم نیز در یادداشت خود به مطلب جالبی‌اشاره کرده و می نویسد برخی گمان می‌کردند که او شنبه شب رنگ پریده و رنجور در میان پزشکان و پرستاران در حالی که روی یک تخت سفید یا ویلچر نشسته است بر صفحه نمایشگر تلویزیون المیادین ظاهر خواهد شد، اما ناامید شدند و نصرالله در حالی که مثل همیشه لبخند می‌زد و فاخر سخن می‌گفت. او با ذهنی تیز و افکاری منسجم در رسانه ظاهر شد و برای دهها میلیون بیننده‌ای که منتظر دیدنش بودند نقشه راه مرحله بعدی و تحلیلی راهبردی و جامع از حوادث و تحولاتی که در منطقه رخ داد و رخ می‌دهد ارائه داد. به گفته عطوان، سید حسن نصرالله در اظهارات خود ثابت کرد که نه تنها سید مقاومت است بلکه فرمانده جنگ روانی هم هست. او ترس بیشتری به جان اسرائیلی‌ها انداخت و آنان را علیه بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل که آنها را می‌فریبد بسیج کرد. همه چیزهایی را که نصرالله در گفت‌و‌گوی تلویزیونی درباره تونل‌ها یا دیوار اسرائیل در مرزهای لبنان یا اوضاع داخلی لبنان به زبان آورد به لحاظ راهبردی اهمیت جانبی داشتند، اما آنچه نظر ما، اسرائیلی‌ها و متحدان عربی تل‌آویو را جلب کرد چند موضوع اصلی بود که تصویر مهمی از آینده به دست می‌دهد از جمله تاکید او بر این نکته که حزب‌الله به میزان کافی موشک‌های دقیق و نقطه زن دارد که می‌توانند هدف‌های مهم نظامی و مدنی اسرائیل مانند فرودگاه‌ها اعم از نظامی یا غیر نظامی، نیروگاه‌های آب و برق، مخازن آمونیاک در حیفا و دورتر از آن و حتی نیروگاه‌های هسته‌ای دیمونا را هدف قرار دهند. مسئله دیگر اینکه همه جای فلسطین میدان جنگ آینده خواهد بود و موشک‌های مقاومت همه شهرها و مهم‌تر از همه تل‌آویو را هدف قرار خواهند داد. از این رو او به نتانیاهو و اسرائیلی‌ها هشدار داد که پشیمان خواهند شد و بهای هرگونه تجاوز بسیار بالا خواهد بود. اما چیزی که دل ما را بیشتر آرام کرد این بود که نصرالله تاکید کرد سوریه به همه کسانی که در شرایط سخت در کنارش ایستادند وفادار خواهد بود همان طور که به وظایف عربی و قومیتی خود پایبند است و با وجود تلخ کامی، از مسئولیت‌های خود در این زمینه شانه خالی نخواهد کرد.

 

روسیا الیوم: روحیه اسرائیل ضعیف‌تر شد

 

شبکه تلویزیونی روسیا الیوم نیز اعلام کرد سخنان اخیر دبیرکل حزب‌الله به شدت مورد توجه اسرائیلی‌ها قرار گرفته و آنان به تهدیدهای پوچ روی آورده‌اند. روحیه اسرائیلی‌ها تضعیف شده است، خود اسرائیلی‌ها اذعان کرده‌اند که سخنان سید حسن نصرالله را درست می‌دانند. با اینکه سید حسن نصرالله به بسیاری از توانمندی‌های نظامی حزب‌الله ‌اشاره نکرده است.از سوی دیگر ارتش رژیم صهیونیستی در پی سخنان شنبه شب دبیرکل حزب‌الله لبنان، بر روی دیوار حائل در مناطق مورد اختلاف مرزی با لبنان نرده‌های فلزی نصب کرد. چرا که سید حسن نصرالله تاکید کرد که مقاومت لبنان و محور مقاومت آماده پاسخ به هر تجاوزی است.

تئوری مرد دیوانه

 
نگاهی جامع به استراتژی هیأت حاکمه آمریکا نشان می‌دهد دولتمردان این کشور آگاهانه به دنبال اجرای «تئوری مرد دیوانه» هستند که اولین بار توسط کیسینجر پیگیری و در دوره نیکسون اجرا شده بود.چرا این تئوری در حال حاضر احمقانه است؟
 
در آمریـــکا هــــر صـــبح، یـــــــک دونالد ترامپ جدید از رختخواب رئیس‌جمهور آمریکا برمی‌خیزد و درباره مسائل داخلی و به‌ویژه بین‌المللی اظهارنظر می‌کند. هیچ‌کس نمی‌داند رئیس‌جمهور آمریکا امروز 10 ژانویه 2019 چه خواهد گفت و چه تصمیمی خواهد گرفت. او لحظه‌ای تصمیم می‌گیرد و به لطف صفحه شخصی‌اش در توئیتر آن را به جهان مخابره می‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا چگونه فکر می‌کند؟ آیا در پشت این تصمیمات ناگهانی، یک متفکر برجسته ایستاده است و تلاش می‌کند در خفا ترامپ را هدایت کند یا او خود این تصمیم را برای خود گرفته که تا می‌تواند غیرقابل پیش‌بینی و عجیب و غریب باشد.
 
 دومی را خودش نیز بیشتر دوست دارد. او سال‌ها قبل از اینکه حتی به ریاست‌جمهوری فکر کند گفته بود که دوست دارد غیرقابل پیش‌بینی باشد. او کمی چاشنی دیوانگی به این تصمیمات نیز اضافه می‌کند تا طرف مقابلش را برای تصمیم‌گیری در فشار قرار دهد. او بارها با استفاده از این روش، به راحتی توانسته به آنچه می‌خواسته دست پیدا کند. نیکی هیلی، نماینده مستعفی آمریکا در سازمان ملل در گفت‌وگو با نشریه «آتلانتیک» در این‌باره گفته بود برای به کرسی نشاندن حرف‌هایش و تحقق اهدافی که در سر دارد، این‌طور وانمود می‌کرده که دونالد ترامپ مردی دیوانه است و هر اقدامی ممکن است انجام دهد. او به‌عنوان نمونه به استفاده از این روش را در مذاکرات با همتایان خود در شورای امنیت به‌ویژه در رابطه با موضوع تصویب قطعنامه‌هایی علیه کره‌شمالی اشاره کرده و گفته ترامپ سعی کرد با دیوانه جلوه دادن، امتیازاتی را از آنها در مذاکرات بگیرد و درنهایت سه دور تحریم‌های سخت علیه پیونگ‌یانگ را به تصویب برساند.
 
در آمریکا اسم استراتژی‌ای را که ترامپ از آن بهره گرفته استراتژی «madman» گذاشته‌اند. استراتژی (مرد دیوانه) را اولین بار ریچارد نیکسون سی و هفتمین رئیس‌جمهور آمریکا عملیاتی کرد. طراح اصلی این ایده از هنری کیسینجر سیاستگذار برجسته آمریکایی بود. در این استراتژی باید رئیس‌جمهور آمریکا از خود رفتارهای دیوانه‌وار و غیرقابل پیش‌بینی نشان دهد تا رقبا و کشورهای خارجی این کشور درگیر ترس و واهمه شوند.
 
 نیکسون که با این استراتژی مرد دیوانه، خود را مردی دیوانه نشان می‌داد بالاخره با رسوایی واترگیت مجبور به استعفا از سمت ریاست‌جمهوری شد. اما این بار شخص دیگری می‌خواهد خود را در کسوت رئیس‌جمهوری دیوانه نشان دهد؛ دونالد ترامپ که در سال 2017 به‌طوری رسمی رئیس‌جمهور آمریکا شده است بارها بر اساس این تئوری رفتارهای خود را سازمان داده است. خروج از پیمان آب و هوایی پاریس، اعلام عدم امضای بیانیه سران هفت کشور صنعتی جهان، تاختن به کشورهای ناتو قبل از آغاز اجلاس سران این سازمان در بروکسل، اعلام ناگهانی خروج از سوریه و افغانستان و... از جمله اقداماتی است که او با انجام دادن آنها سعی کرده به دیگران نشان دهد که با فردی دیوانه و غیرقابل پیش‌بینی طرف هستند. به نظر می‌رسد این تئوری به مذاق ترامپ بسیار خوش آمده است که علاوه‌بر رئیس‌جمهور، مقامات دولتی‌اش را نیز با پالایش چند باره به این سمت هدایت کرده است. او بر همین اساس تیلرسون را از وزارت خارجه آمریکا کنار گذاشت تا به جای او دیوانه دیگری همچون مایک پومپئو را بر سر کار بیاورد. جان بولتون دیوانه جنگ‌طلب جمهوری‌خواه سومین مقامی است که بر اساس استراتژی مدمن سیاست‌خارجی آمریکا را هدایت می‌کنند.
 
  جدا از متحدان قدیمی
 
اقدامات دونالد ترامپ بر مبنای تئوری مرد دیوانه عمدتا در سیاست خارجی آمریکا بازتاب داشته است. هدف ترامپ از این اقدامات ترساندن دیگر کشورها و کسب منفعت بوده است، اما هزینه‌های اجرای این سیاست آن هم با وضعیت فعلی آمریکا که درگیر کاهش توان نظامی و اقتصادی است، بیشتر از منافع آن بوده است. آمریکا هنوز هم قدرتمند است اما دیگر آن قدرتمند سابق نیست و بسیاری از توانایی‌ها و قابلیت‌هایش را از دست داده است. استراتژی مدمن، اروپا یعنی متحد سنتی آمریکا را که به دنبال تداوم روابط عمیق در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی با آمریکاست، نگران کرده است. رفتارهای ترامپ باعث ایجاد شکاف و گسل در روابط این دو مجموعه شده است. همین مساله باعث شده آنها به این نتیجه برسند تا زمانی که ترامپ در آمریکا بر سر کار است، نمی‌توانند روابط سابق را داشته باشند. بر همین اساس نیز به ناچار به فکر اتحادهای جدید بدون حضور آمریکا افتاده‌اند. اروپا اکنون علی‌رغم تهدیدات آمریکا در حال افزایش واردات انرژی از روسیه است و در دو سال گذشته توافقات معنادار اقتصادی را با چین و ژاپن به امضا رسانده؛ توافقاتی که واکنشی به جنگ‌های تعرفه‌ای ترامپ بوده است. اروپا به ترامپ با رفتارهای دیوانه‌وار و غیرقابل پیش‌بینی بی‌اعتماد شده و این بی‌اعتمادی به تعهدات آمریکا برای دفاع از اروپا در ناتو نیز کشیده شده است تا از اروپا زمزمه‌هایی برای تشکیل ارتش متحد اروپایی برای دفاع از قاره سبز در برابر آمریکا، روسیه و چین به گوش برسد.
 
ترامپ یک مساله را نیز در این بین فراموش کرده است. با کاهش قدرت، ترساندن دیگران به‌خصوص متحدان آنچنان جواب نمی‌دهد. کشورها شاید از یک ابرقدرت مسلط بترسند اما از یک ابرقدرت در حال افول نمی‌ترسند و ترجیح می‌دهند راه خود را از آن جدا کنند. اقدامات آمریکا در زمینه‌های بستن تعرفه بر کالاهای وارداتی، کاهش کمک‌های اقتصادی و نظامی به متحدان و نیز کاهش نیروهای نظامی آمریکا در جهان باعث شده متحدان آمریکا به این نتیجه برسند که این کشور دیگر دیواری بلند برای تکیه نیست و اعتماد به آن کاری اشتباه است. کشوری که قدرتش در حال کاهش مداوم است و دست به اقدامات نامتعارف می‌زند، گزینه مناسبی برای سرمایه‌گذاری روی روابط استراتژیک نیست.
 
ترامپ با درک اینکه شناخت درستی در سیاست ندارد، استراتژی مدمن را در دستور کار خود قرار داد. این استراتژی در پاره‌ای از موارد توانست به کمک او بیاید. ترامپ بر همین اساس گمان کرد که در تمام دوران ریاست‌جمهوری‌اش می‌تواند با نشان دادن خود به‌عنوان فردی دیوانه و غیرقابل پیش‌بینی، در مسائل بین‌المللی منافع آمریکا را تامین کند. اما کارکرد این استراتژی نیاز به الزاماتی دارد که ترامپ از آنها غافل است. برخلاف آنچه ترامپ و همفکرانش تصور می‌کنند، از این روش تا زمانی می‌توان استفاده کرد که طرف‌های مقابل متوجه آن نشوند. با افشای این استراتژی، قابلیت اثرگذاری آن نیز از بین می‌رود. علاوه‌بر این بنا کردن این استراتژی بر پایه «اشتباهات محاسباتی» در نتیجه دلخواه نیز اثر منفی خواهد گذاشت. نمونه اشتباه محاسباتی آمریکا در کاربرد این استراتژی به پرونده توافق هسته‌ای ایران (برجام) بازمی‌گردد.
 
  کشور غیرقابل اعتماد
 
در پرونده برجام، راحت‌ترین و سهل‌الوصول‌ترین مسیر برای دونالد ترامپ، استفاده از بندهای 36 و 37 برجام برای اعمال فشار بر ایران بود. در برجام سازوکار بازگشت تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران به‌نحوی طراحی شده بود که به هر یک از اعضای دارای حق وتو اجازه می‌داد به‌راحتی و به‌صورت یکجانبه تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را احیا کنند. در صورتی که هر یک از اعضای گروه 1+5 شکایتی درباره عدم پایبندی ایران به مفاد برجام مطرح می‌کردند، شورای امنیت به‌جای رای‌گیری بر سر «تعلیق تحریم‌ها» باید بر سر «ادامه تعلیق تحریم‌ها» رای‌گیری می‌کرد. معنای دیگر این سخن آن است که چنانچه هر یک از کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین یا روسیه بنا به هر دلیل و بر‌خلاف تصمیم سایر اعضا «ادامه تعلیق» را وتو می‌کردند، تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران به‌سادگی از سر گرفته می‌شد.
 
هر چند استفاده از این روش باعث می‌شد ایران برنامه هسته‌ای‌اش را از سر بگیرد اما حداقل پیام غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و بی‌نتیجه بودن مذاکره با این کشور را تثبیت نمی‌کرد. ترامپ با نشان دادن خود به‌عنوان فردی دیوانه و غیرقابل پیش‌بینی به دنبال این بود که تهران را ناچار به پذیرش درخواست‌های فرابرجامی خود کند اما اشتباه محاسباتی او در این پرونده که با همکاری پمپئو و بولتون به خروج آمریکا از برجام منجر شد، نتیجه دلخواه را برای آنان رقم نزد. تصمیم احمقانه آمریکا در خروج از برجام، شکاف‌هایی در روابط این کشور با برخی متحدانش ایجاد کرد؛ شکاف‌هایی که شاید برای ایران در آینده نزدیک فایده‌ای نداشته باشد اما در آرایش نظم بین‌الملل بدون آمریکا تاثیرگذار خواهد بود.
 
 او یک ماه پس از خروج از برجام، با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی دیدار کرد اما او پیشتر به پیونگ‌یانگ نشان داده بود که مذاکره برایش اهمیت چندانی ندارد، زیرا حتی پس از انعقاد یک قرارداد و رعایت مفاد آن، به سادگی می‌تواند آن را نقض کند. بر همین اساس پیونگ‌یانگ هیچ‌گاه در مذاکرات خود با واشنگتن حاضر به انجام تعهدات اصلی پیش از برداشته شدن تحریم‌ها نشده است. ترامپ با این اقدام احمقانه، آمریکا را در تنگنای توافقات بین‌المللی گرفتار کرده و هیچ کشوری حاضر نیست به آنها اعتماد کند.

استارت عبور از روحانی زده شد

پروژه‌ای قدیمی یا جدید؟ دستور حجاریان برای عبور از روحانی با نافرمانی مدنی

فرمان شروع نافرمانی مدنی توسط حجاریان درست در زمانی صادر شد که اصلاح‌طلبان در پی جدایی از دولت روحانی و برنامه‌ریزی برای انتخابات‌های آتی هستند.

دستور حجاریان برای عبور از روحانی با نافرمانی مدنی
 

 سران اصلاحات طی 5 سال اخیر مواضعی متناقض نسبت به دولت گرفته‌اند. از حمایت تمام قد و ائتلاف تمام عیار گرفته تا تبری‌جستن از دولت حسن روحانی، اما چند ماهی است که زمزمه عبور از روحانی شنیده می‌شود و این بحث از سوی بسیاری از اصلاح‌طلبان مطرح شده است.

سعید حجاریان در روزهای اخیر در مصاحبه‌ای حامیان اصلاحات را به نافرمانی مدنی دعوت کرده است و مراحلی را نیز برای این نافرمانی مشخص کرده است. حجاریان می‌گوید: «تاکتیک‌ اصلی اصلاحات، سازماندهی نیروها از پایین‌ است. این روش در گسترش‌ احزاب، سازمان آهنین، بسیج‌ توده‌ای و انواع سازمان‌های مردم‌نهاد متجلی می‌شود و حتی بعضی مواقع می‌توان به نافرمانی مدنی فکر کرد. اساساً معتقدم فشار از پایین با انتخابات پدید نمی‌آید. پس باید گفت، پروژه اصلاحات به انتخابات گره نخورده است. زیرا انتخابات به‌معنای کنونی آن، مصداق گدایی قدرت است. ... نافرمانی مدنی در خلاء شکل نمی‌گیرد. پیش از آن، ابتدا باید تجمع سلولی داشت و اقداماتی مانند کتاب‌خوانی، جزوه‌خوانی و… صورت داد و سپس تجمع‌های موضوعی و بعد هم تجمع‌های سراسری انجام شود. بعد از این‌هاست که نوبت نافرمانی فرامی‌رسد.»[1]

 

نافرمانی مدنی یا حمایت تمام قد از دولت؟!

سال‌هاست که اصلاح‌طلبانی چون حجاریان شعار نافرمانی مدنی و فاصله گرفتن از ساختارهای رسمی قدرت می‌دهند، اما در عمل تلاش می‌کنند تا به هر وسیله‌ای، بتوانند در قدرت بمانند.

باید توجه داشت که در تئوری‌های علوم سیاسی، کسب قدرت از طرق سازماندهی نیروها از پایین و نافرمانی‌های مدنی در تناقض کامل با کسب قدرت از طریق انتخابات دارد و گروه‌هایی که در یک کشور انتخابات را قبول ندارند، تلاش می‌کنند تا از طریق فعال کردن مردم و فشار اجتماعی به قدرت برسند، اما در میان اصلاح‌طلبان ایرانی، وضع تاحد زیادی مشمئزکننده و خاص است؛ مشاهده می‌کنیم که در ایام انتخابات، اصلاح‌طلبان با تمام قوا به میدان می‌آیند و از نامزد مورد نظر خود حمایت می‌کنند و از فردای انتخابات فریاد نافرمانی مدنی سر می‌دهند. به جملات زیر توجه کنید:

1. حجاریان در آستانه انتخابات 96: «آقای روحانی چهار سال پیش با یک کلید آمد و توانست قفل تحریم‌های هسته‌ای را با آن باز کند و برجام را رقم بزند. روحانی این بار با یک دسته کلید آمده است.

                                      یک دست کلید است به زیر بغل عشق              از بهر گشاییدن ابواب رسیده»

2. حجاریان در دولت یازدهم: «در حال حاضر اصلاح‌طلبان در کابینه دولت یازدهم حضور دارند و پایگاه اجتماعی دولت هم اصلاح‌طلبان هستند؛ بنابراین لازم نیست بین اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان تفکیکی قائل شویم.»[2]
3. سعید حجاریان در سال 94: «اصلاح‌طلبان باید از تجارب خودشان استفاده و به تداوم دولت آقای روحانی کمک کنند٬ باید بکوشند روحانی دوام آورد و بماند. ما در حال حاضر آلترناتیوی برای آقای روحانی نداریم. البته دولت هم باید اشکالات و کاستی‌های خودش را اصلاح کند و اگر لازم است حتی کابینه را هم ترمیم کند.[3]
4. سعید حجاریان در آستانه انتخابات 96: اصلاح‌طلبان در انتخابات 96 از آقای روحانی حمایت می‌کنند. نشنیده‌ام که اصلاح‌طلبان برای حمایت از آقای روحانی در انتخابات 96 شرطی گذاشته باشند و سهم‌خواهی کنند.[4]

اما چرا در ماه‌های اخیر، اصلاح‌طلبان بر نافرمانی مدنی و جداساختن خط خود از دولت روحانی تأکید می‌کنند؟

نافرمانی مدنی یا جدایی از دولت ناکارآمد

راهبردی که اصلاح طلبان به جد پیگیر آن هستند، جدا کردن راه و مسیر خود از دولت است. اصلی‌ترین سرفصل این راهبرد، نپذیرفتن مسئولیت عملکرد دولت و حواله دادن آن به غیر است. این راهبرد البته موضوع چندان تازه ای نیست؛ چه آنکه مرتضی حاجی از اعضای ستاد انتخاباتی روحانی، مرداد ماه سال گذشته، یعنی در کشاکش شکل‌گیری دولت دوازدهم، در اظهار نظری، مسئولیت عملکرد روحانی را صرفاً بر عهده خود او دانست.

 

از این گذشته، سعید حجاریان اخیراً در گفتگویی با تاکید بر اینکه روحانی به هیچ یک از شعارهای خود وفادار نمانده است، گفت: «شاید بهتر بود اساساً عطای ‌انتخابات را به لقایش می‌بخشیدیم و سرنوشت ‌اصلاحات را به دولت ‌روحانی گره نمی‌زدیم. باید گفت که آقای روحانی خودش از خودش عبور کرده است! خود دولت روحانی هم استعداد و ظرفیت کافی برای مقابله با معضلات داخلی نداشت. بنابراین ما به لحاظ اخلاقی هم نمی‌توانستیم وظیفه‌ای در قبال وی داشته باشیم.»[5]

محمدرضا تاجیک از چهره‌های شناخته شده جریان اصلاحات نیز با انتقاد از تئوری حضور اصلاح‌طلبان در قدرت، تلویحاً خواستار کناره‌گیری این جریان از قدرت و در نتیجه مبرا ماندن از عواقب ناکارآمدی دولت حسن روحانی شد؛ وی در این باره گفته است: «برخی از اصلاح‌طلبان به این نتیجه و یا تئوری رسیدند که بقای اصلاح‌طلبی به قدرت گره خورده است، آن‌ها می‌گفتند تا زمانی که ما به عنوان اصلاح‌طلب در بازی قدرت و سیاست مرسوم جامعه قرار داریم و از جایگاه تعیین‌کننده‌ای برخورداریم، اصلاحات شکوفاست؛ به نظر می‌رسد به دلیل این صغری و کبرای غلطی که چیده شد، اصلاح‌طلبان جریان اصلاحات را به سمت قدرت هل دادند.

تاجیک در همین باره تصریح کرده است: «اصلاح طلبان به هر روشی متوسل شدند تا در بازی حضور و سهمی بیشتر را در قدرت داشته باشند، آن‌ها فکر می‌کردند هر چه سهم از قدرت بیشتر، حیات جریان نیز قدرت بیشتر می‌گیرد، غافل از اینکه قدرت در این شرایط، آفات خودش را دارد؛ وقتی تمامیت اصلاح‌طلبی را در قدرت خلاصه کردیم، بدیهی بود که هر آنچه ناشی از آفات قدرت است، نیز به جریان اصلاح‌طلبی گسیل شده و این، جریان اصلاح‌طلبی را به حاشیه می‌کشاند.»

مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس، که سابقه تصدی وزارت بهداشت را در دولت اصلاحات دارد، اخیراً طی اظهاراتی اعلام کرد که عملکرد دولت روحانی به پای اصلاح‌طلبان نوشته نمی‌شود! پزشکیان در این باره گفت: عملکرد دولت روحانی نه زاییده جریان اصلاحات است و نه زاییده هیچ جریان دیگری، آنچه به عنوان عملکرد دولت روحانی از آن یاد می‌کنیم، در گام نخست حاصل سیاست‌گذاری و تصمیم‌های خود دولت است.[6]

عبور از روحانی با چاشنی بحران‌نمایی در کشور

«در کنار متغیر خارجی، می‌توان به بحران‌های داخلی همچون کارگران، معلمان و بازنشستگان اشاره کرد. هر یک از این اقشار مستعد اعتراض و حضور در خیابان هستند. زیرا امروزه الگوی غارت تغییر پیدا کرده و دیگر منحصر به یک مؤسسه مالی متخلف و گران‌ فروشی لوازم کامیون‌ها نیست و عمومیت یافته است. شاید از این‌ها هم فراتر برویم و بحران دارو کشور را فرا بگیرد. به‌ نحوی که سلامتی و حیات افراد به‌شدت تحت خطر قرار بگیرد و ذیل چنین شرایطی، مهاجرت داخلی شدت بگیرد؛ یعنی توانمندها به پایتخت بیایند و پایتخت‌نشین‌ها به خارج کشور بروند.

در شرایط عام البلوی امکان دارد مردم و نیروهای نظامی مقابل یکدیگر قرار بگیرند زیرا، سیاست خیابانی می‌شود. این‌ نشانه‌ها به ما می‌گویند، دورنمای روشنی نخواهیم داشت و به‌ویژه زمانیکه فصل رقابت‌های انتخاباتی فرا برسد و شکاف‌ها بیش از پیش نمایان می‌شود.»

بحران‌نمایی و اصرار 5 ساله اصلاح‌طلبان در این زمینه مقوله‌ایست که خواص کشور و رسانه‌ها بایستی بیشتر بدان بپردازند. یقینا سعید حجاریان و رسانه‌های نزدیک به او باید توضیح بدهند چرا در این ۶ سال به یکباره از «و ما ادریک مالتحریم» سخن گفتند و به بزرگنمایی اثر تحریم‌ها پرداختند؟ و این در حالی بود و هست که اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران هرگز بیش از ۳۰ درصد نیست.

و از طرفی این تحریم‌ها ۴۰ سال آزگار با مردم و انقلاب ایران همزاد بوده‌اند و در اعلی‌درجه نیز اِعمال می‌شده‌اند. پس چگونه است که به یکباره و ظرف 5 سال اخیر مهم شدند؟

و یا من‌باب مثال بایستی اشاره کرد که حجاریان در حالی از چیزی به نام بحران دارو حرف می‌زند که چندی قبل نیز فردی در خبرگزاری ایلنا مدعی شد که بیمارستان‌های کشور بزودی تعطیل می‌شوند و ایران حتی برای تأمین آنتی‌بیوتیک هم مشکل دارد!

ولی باید دانست ایران اسلامی حتی در دوران جنگ تحمیلی نیز دچار قحطی نشد و بعید است که امروز که تبدیل به یک هژمون سیاسی و اقتصادی جهانی تبدیل شده و در جایگاه هجدهمین اقتصاد جهان قرار دارد؛ ‌ به این بلیّه گرفتار بیاید.

«عام‌البلوی» یا همان مستعد اغتشاش بودن جامعه ایرانی نیز واقعیت نیست بلکه اوهامی است که حجاریان و برخی هم‌صنفان او قصد دارد به القای آن بپردازد.[7]

عباس عبدی؛ استاد بحران‌نمایی‌

یکی از تزهایی که سال‌هاست توسط اصلاح‌طلبان و از جمله عباس عبدی تکرار می‌شود، تز «فروپاشی اجتماعی جامعه ایران» است. عبدی جزو نخستین افراد فعال در حوزه جامعه‌شناسی است که عین تعبیر «فروپاشی اجتماعی» را برای توصیف اوضاع کشور به کار برده است، اما جالب اینکه اگر نظریه ایشان را بپذیریم کشور حداقل از سال 80-81 به این سو در وضعیت فروپاشی اجتماعی به سر می‌برد! یعنی در واقع حدود 16 سال است که در «آستانه» فروپاشی هستیم!

 

آقای عبدی در میزگردی با عنوان «گفتگوی انتقادی اصلاحات در برابر اصلاحات» که در سال 81 و با حضور آقایان حجاریان، تاج‌زاده، جلایی‌پور و علوی‌تبار برگزار شد، رسماً تاکید می‌کند: «مجموعه مطالعات نشان می‌دهد که جامعه ایران در حال فروپاشی است! ... البته فشار بیرونی است که جامعه را حفظ کرده و اگر این فشار کمی برداشته شود وضع دگرگون می‌شود ... وضعیت فعلی بسیار خطرناک است!» (اصلاحات در برابر اصلاحات، 1382، صفحات 78 و 79)

عبدی اخیراً در مناظره با دکتر علیرضا شجاعی زند درباره این نظر خود به تفصیل بحث کرده است. دکتر شجاعی‌زند در این مناظره با اشاره به نظر عبدی- که بیشتر یک بحث سیاسی است تا یک نظریه علمی- می‌گوید: «وجود مشکلات در جامعه ما یک بحث است و میزان آن بحثی دیگر. مشکلات جامعه ما در چه حدی است؟ آقای عبدی با مطرح کردن تعابیری چون «وجود بحران»، «قرارداشتن در آستانه بحران بزرگ»، «فروپاشی» و «در حال فروپاشی» به نحوی خواسته‌اند به همین میزان اشاره کنند. بدون اینکه عدد و رقم بگوییم آمار نشان دهیم و به جایی استناد دهیم، با این تعابیر می‌خواهیم بگوییم که بحث، از وجود مشکل گذشته است و بر سر میزان‌های نگران‌کننده مشکلات است.»

انتقاد دیگری که به نظر آقای عبدی وارد است، اینگونه از سوی دکتر شجاعی‌زند بیان می‌شود: «نکته اصلی از جایی شروع می‌شود که ما با این واقعیت‌ها برخوردهای دوگانه‌ای می‌کنیم. آقای عبدی می‌فرمایند با جوامع دیگر کاری ندارم. بنده هم اصراری ندارم که همیشه در کار مقایسه خود با جوامع دیگر باشیم. اما در جاهایی لازم است این مقایسه صورت گیرد، چون در مقام تبیین و تحلیل به این مقایسه نیاز داریم. باید بفهمیم چه عناصر اضافه‌ای در اینجا هست که با همان قبیل مشکلات که در دیگر کشورها هم هست و اتفاقی نمی‌افتد، در اینجا به سوی فروپاشی اجتماعی می‌رویم. یک نکته این است که همین نارسایی‌ها و مشکلات و نقصان‌ها، کمتر یا بیشتر، در کشورهای دیگر هم است، اما کسی آن را مستقیماً به حساب نظام سیاسی نمی‌گذارد و نتیجه نمی‌گیرد که مشروعیت آن از دست رفته یا جامعه دچار فروپاشی شده است. به مشکلات به عنوان مسئله نگاه می‌کنند و می‌کوشند توجهات را به سوی آن جلب کرده و امکانات بیشتری را برای حل آن جذب نمایند. در فرانسه بیش از دو ماه است که اعتصاب‌های گسترده وجود دارد و جامعه را فلج کرده است، اما هیچ‌کس نتیجه نگفته و تحلیل نکرده که مشروعیت نظام سیاسی آن از بین رفته است.»[8]

دلیل ساده توهم بودن ادعاهای امثال حجاریان و عبدی نیز آنست که اساساً شرایط بحران اقتصادی و یا امنیتی در ایران وجود ندارد، کارگران و معلمان مثل تمام کشورهای دیگر دنیا با مشکلاتی مواجه هستند، اما نظام اسلامی همواره در حال مرتفع‌سازی این مشکلات است.

 

پی‌نوشت:

[1]-http://mashghenow.com/?p=784

[2]-mshrgh.ir/871516

[3]-https://www.farsnews.com/news/13940516000680/

[4]-https://www.khabaronline.ir/news/572943/

[5]- mshrgh.ir/912966

[6]-mehrnews.com/news/4465999

[7]- mshrgh.ir/916832

[8]- http://fna.ir/bofw40

سیاستهای دولت آمریکا باعث نابودی آن می شود

«لوئیس فراخان» رهبر جنبش مسلمانان آمریکا امروز پنجشنبه در نشست مطبوعاتی که در پرس تی‌وی برگزار شد شرکت کرد و به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد.
 
رهبر امت اسلام ایالات متحده آمریکا در ابتدا گفت: دشمنان اسلام قصد دارند ما را فرهنگ و خدایمان جدا کنند.  به خاطر آمدن محمد مصطفی است که ما اینجا هستیم. معلم من اسم مرا فراخان گذاشت و وقتی به ایران آمدم فهمیدم این نام چقدر فراگیر است و فهمیدم به خاطر نام فراخوان به این کشور بیایم.
 
وی ادامه داد: من می خواهم اظهار افتخار کنم در این مقطع در ایران هستم و تشکر خود را از حضرت آیت الله خامنه ای و دکتر رضایی عصو مجمع تشخیص مصلحت نظام  بخاطر دعوتشان اعلام می کنم و از دکتر فواد ایزدی استاد دانشگاه تهران برای ایجاد فرصتی برای سخنرانی تشکر می کنم. من به شهر قم دعوت شدم و دیداری با حضرت آیت الله مکارم شیرازی داشتم و میخواهم از مردم ایران به خاطر مهمان نوازیشان قدردانی می کنم. از آقای طالب زاده و همسرشان بابت پذیرفتن ما تشکر می کنم. اما من از بازخورد رسانه ها در مورد دیدارم از ایران راضی نیستم.
 
فراخان تصریح کرد: البته از رسانه های تحت کنترل رژیم صهیونیستی بیشتر از این انتظاری نیست.
 
وی ادامه داد: وقتی کلام خدا را آنها تحریف می کنند من چه انتظاری می توانم داشته باشم رسانه های تحت کنترل رژیم صهیونیستی سخنان مرا تحریف نکنند. امروز باید چهره واقعی شیطان کنار رود و این مسئولیت بر دوش من است. اما شیطان همه دنیا را فریب داده است.
 
فراخان گفت: راه مسقیم خداوند چیست جز راهی که در اسلام, مسیحیت و یهودیت هست؟ شیطان چهره مسیحیت و یهودیت را مخدوش کرده و به خاطر این است که حضرت مهدی باید بیاید و چهره دین را تطهیر کند تا ما برای بار دیگر در کنار هم با برادری زندگی کنیم.
 
رهبر امت اسلام افزود:  مسلمانان نیاز به فرایندی دارند که باعث شود با کنار گذاشتن اختلافات به عنوان یک جامعه زندگی کنند طوری که شیطان نتواند با ما صدمه بزند. من در مقطعی در ایران هستم که برادران و خواهران بخاطر اعمال تحریم های آمریکا مورد هجمه قرار دارند. دنیا گفت ایران نباید سلاح هسته ای داشته باشد و بر همین اساس توفقنامه ای میان ایران المان فرانسه چین روسیه انگلیس و آمریکا امضا شد. همه نهادهای ناظر به اتفاق گفتند ایران حتی یکی از مواد این توافق را نقض نکرده است. گفتند به ایران میلیاردها دلار پول دادند ولی کسی می تواند به این سوال پاسخ دهد که 150 میلیارد دلار به ایران پرداخت شده است؟! با آمدن ترامپ, او این توفق نامه را پاره کرد. تا آنجایی که من می دانم رئیس جمهور آمریکا سخت ترین تحریم ها را علیه ایران تحمیل کرده است. سوال این هست که فراخان چرا در ایران هستی؟ چون خانواده من در اینجا هست همان طور که در آفریقا. من در آمریکا به دنیا آمدم اما شهروند جهان هستم. همان طور که زمانی طوفان مناطقی را در آمریکا صدمه زد ما هر کمکی از دستمان برآمد انجام دادیم.
 
وی ادامه داد: من اینجا هستم که با برادران خودم صحبت کنم و بگویم که این یک آزمایش الهی است. من روی صحبتم با کسانی که به من هشدار دادند که به ایران که رفتی دیگر برنگرد می گویم من خیلی وطن پرست تر از کسانی هستم که این ادعا را دارند. آمریکا با عرق های ما ساخته شد. و من به آمریکا برمی گرد و این حرف ها را در آنجا هم خواهم زد. من هشدار می دهم به آنها به نام حضرت مهدی که حمایت آن را دارم.
 
فراخان در ادامه در پاسخ به این سوال که نظر شما درباره سیاست آمریکا در خاورمیانه گفت: وقتی شما اعتیاد به مواد مخدر دارید هرکاری می کنید تا به نیاز اعتیادتان پاسخ دهید. خاورمیانه بسیار غنی از مواد نفتی هست و همه کشور های بزرگ صنعتی به این مواد نفتی نیاز دارند تا بتواند صنایعش را پیش ببرند. آمریکا و انگلیس و بقیه همه دنبال دسترسی به این معادن بودند. در ایران محمد مصدق در یک انتخابات دموکراتیک رهبر ایران شد و گفت سود منابع نفتی باید برای مردم هزینه شود. و بخاطر همین کشور من در قالب یک توطئه مصدق را برکنار کرد و شاه را جایگزین آن کرد. از طریق شاه بود که مالکیت نفت به دست غرب افتاد و شاه و ملازمانش ثروتمند بودند و مردم ایران در فقر زندگی می کردند. کسانی که این شرایط را دوست نداشتند کشته شدند یا مورد آزار قرار گرفتند که یکی از این افراد حضرت امام خمینی بود. بخاطر این نارضایتی بود که امام خمینی تبعید شد و مردم به انقلاب روی آوردند. ما برمی گردیم به سال 2018 که براساس سیاست آمریکا, ترامپ از عربستان خواست تمام رهبران کشورهای عرب را به ریاض دعوت کند. وقتی ترامپ را در ریاض مشاهده می کردیم تصاویری از تجهیزات نظامی بود که با 110 میلیارد دلار به آنها فروخت و گفت باید این سلاح ها را علیه ایران به کار ببرید و باعث شد یک کشور برادر را از بقیه جدا کند.
 
وی افزود: معلم من چند سال پیش به من هشدار داد که سیاست آمریکا باعث جنگ بزرگی در خاورمیانه می شود که در انجیل به ان اشاره شده است؛ آرماگدون. معلم من مقاله ای را در ایام انتخابات نوشت درباره پیروزی دموکرات ها یا جمهوری خواهان و گفت الان شاهد آرامش قبل از طوفان هستیم. زمانی بود که ما عقیده داشتیم که انتخابات ریاست جمهوری برهه حساسی در سیاست آمریکا بود و معلم من گفت رئیس جمهور امریکا وظیفه خطیری دارد که تا جایی که می تواند طوفان را به تاخیر بیندازد که این کار به نفع آمریکا و تمام دنیا است. این تحریم ها می تواند مقدمه ای برای جنگ جدید باشد. من از ترامپ خواهش می کنم که بسیار مراقب باشند زیرا اگر ماشه جنگ کشیده شود آن زمان هست که سایر کشورها مثل چین و روسیه هم وارد جنگ می شوند و آن زمان پایان آمریکا خواهد بود. شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل ایرانیان باعث پایان دادن آمریکا نمی شود بلکه سیاست های خود دولت آمریکا باعث نابودی این کشور می شود.
 
فراخان در پاسخ به این سوال که جامعه مسلمانان آمریکا چه اقداماتی را برای سیاست های ایران هراسانه و جلوگیری از جنگی مثل یمن انجام داده است اظهار داشت: حقیقت بهترین مدافع در برابر این اقدامات ایذایی است. ما باید همیشه پیرو حقیقت باشیم و بگوییم. اگر بترسیم و بخاطر حقیقت بمیریم نباید از اقداماتی که علیه ما می شود نباید گله کنیم. این اتفاقی که در یمن دارد می افتد و روهینگیا و آزار مسلمانان در چین جرم علیه انسانیت است. نباید منتظر دیگران باشیم و خودمان باید کاری بکنیم تا نجات پیدا کنیم. رسانه چه سودی دارد اگر در مورد حقیقت ننویسد؟ ما اگر نتوانیم حقیقت را عنوان کنیم و از دولتمان انتقاد کنیم سود این رسانه ها چه خواهد بود؟ هیچ کسی نمی‌تواند این جسارت را به شما بدهد و خودتان باید این جسارت را داشته باشید تا بتوانید حقیقت را بگویید.
 
رهبر امت اسلام آمریکا در پاسخ به این سوال که نظر شما درباره تظاهرات انتقادی سال گذشته ایران چیست بیان کرد: باید بر روی خودمان تمرکز داشته باشیم چون تمرکز بر غرب باعث تضعیفمان می شود. باید نگاهمان به درونمان باشد و جهاد واقعی این است که باید به خودمان اتکا داشته باشیم.
 
فراخان در پاسخ به این سوال که نظر شما درباره نقش و میزان دخالت مذهب در ایران چیست گفت: قرآن برای همه مواقع پیامی دارد. قرآن می فرماید انسان نه براساس اجبار دولت عمل می کند بلکه براساس میل خودش جلو می رود. در هر کشوری قوانینی هست و زمانی اجرا می شود که افرادی برای تضمین اجرای آن باشد. همانطور که آمریکا دولت قوانین است نه اشخاص. من قبل از گرایش به اسلام مسیحی بودم و خانواده مسیحی خودم را همچنان دوست دارم. در جامعه مسلمان آمریکا ما قوانینی داریم. ما به خداوند رسول خدا و معلمان ایمان داریم و براساس میل خودمان و نه اجبار دولت به این قوانین احترام می گذاریم. قانون باعث پشتوانه جامعه است که ما در آن زندگی می کنیم. ما وقتی تحمیل شریعت را بر کسانی داریم که تحت تاثیر غرب زندگی کرده اند, ما متوجه نیستیم که برای این اصلاحات نیاز به زمان داریم. معلم ما به ما یاد داد که به این قوانین احترام بگذاریم و نه برای اجبار بلکه به خاطر زیبایی که این قانون به وجود می آورد. و من دعا می کنم که این جایگاه ما در قدرت باعث نشود که زورگو شویم و بخواهیم تحمیل کنیم چون مرز باریکی برای این مساله وجود دارد.
 
خبرنگاری پرسید "نظر شما درباره مقابله ایران علیه اقداماتی که آمریکا در برابر استقلال طلبی مردم ایران انجام می دهد چیست", گفت: حقیقت چیزی هست که دروغ را برملا می کند چون وقتی فریب دهنده باشید و همه ابزارها را به کار بگیرید اما کسی که با قدرت الهی و نه قدرت خودش صحبت کنند حقیقت آشکار می شود حتی اگر همه ابزارها را بکار بگیرند. آنها از چیزی که من می گویم می ترسند. من متاسفم هستم که مردم محروم هستند. شما وقتی حرف های مرا می شنوید می توانید مرا قضاوت کنید.
 
در پایان لوئیس فراخان خطاب به رسانه ها اظهار داشت: آن طور که ترامپ دوست دارد! رسانه های تقلبی نباشید و حقیقت را بازتاب دهید.

شعار مرگ بر آمریکا در جهان فراگیر می شود

شعار «مرگ بر آمریکا» در جهان فراگیرتر می‌شود/ دعوت به حضور درمراسم 13 آبان

شـورای همـاهنـگی تـبلیـغات اسـلامی، از ملت عاشورایی ایران اسلامی خواست با حضور حماسی و انقلابی خود در مـراسـم تظاهرات روز ملـی مبـارزه با اسـتکبار جـهانی، فریاد رسای « هیـهـات منـا الـذلـه »را بـار دیـگر به گـوش وجدان‌های آگاه و حقیقت طلب جهان برسانند.

شعار «مرگ بر آمریکا» در جهان فراگیرتر می‌شود/ دعوت به حضور درمراسم 13 آبان

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیۀ فراخوان و دعوت عمومی، ضمن بزرگداشت یوم الله سیزدهم آبان و گرامیداشت شهدای گرانقدر یوم الله 13 آبان از ملت استکبار ستیز و همیشه در صحنۀ ایران اسلامی و تمام اقشار مردم عاشورایی ایران دعوت کرد، تا با حضور وحدت‌بخش، انقلابی، گسترده و حماسی خود در «تظاهرات ضد استکباری یوم الله سیزدهم آبان»، ضمن نمایش خشم و نفرت انقلابی علیه استکبار جهانی ، بر مواضع اصولی خود  و آرمان های شهدا و امام شهیدان مهر تأییدی مجدد زنند.

این شورا در اطلاعیه خود  اعلام کرد : یوم الله سیزدهم آبان تجلی حقیقی، مولود عینی،  الگوی  امروزی  و تمام نمای پیام تاریخی ، جهانشمول و مفاهیم ارزشمند و گرانسنگ حماسۀ جاویدان قیام عاشورای حسینی است و امریکای جنایتکار خائن و مخل نظم و امنیت عمومی و صلح  جهانی  به عنوان  «شیطان بزرگ»، «مصداق اتم استکبار» و فرزند نامشروع جریان‌های طاغوتی و سلطۀ اغواگرایانۀ شیاطین است.

در بخش دیگر این اطلاعیه آمده است:  مراسم 13 آبان امسال، روز بزرگ «مرگ بر آمریکا» و مرگ برخباثت ها و جنایت های مختلف او علیه بشریت است ، و تا زمانی که  سیاست های استکباری وخوی ظالمانه و ددمنشانۀ  امریکا  علیه ایران و سایرکشورها  و دولت های مستقل ، آزادیخواه و عزت طلب ادامه یابد، نه اینکه شعار «مرگ بر آمریکا» به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین شعار مردم در تظاهرات  ضد استکباری یوم الله سیزدهم آبان و سایر مراسم و مناسبت های انقلاب اسلامی حذف نمی گردد، بلکه این شعار و پیام با وسعت و فراگیری تاریخی و آزادیبخش خود و با درنوردیدن تمامی مرزهای جغرافیایی، سیاسی، دیپلماتیک و انسانی، هرروز فراگیرتر و جهانشمول‌تر از قبل می‌شود.

 شعار «مـرگ بـر امریـکا» ، «مـرگ بـر انگلیـس» ، «مـرگ بر صهیونیسـم و اسـرائیل» و «مرگ بر استکبار» امروز ملت عاشورایی ایران، ترجمان همان شعار «هیهات منا الذله» اباعبدالله الحسین(ع) و لبیک به ندای جـاودان «هـل مـن نـاصـر ینـصـرنـی» امـام حسـین(ع) در ظـهر عـاشـوراست.

در ادامۀ اطلاعیۀ دعوت عمومی این شورا آمده است: به درستی، رمز آزادگی و عزت و اقتدار ملت بزرگ ایران، استکبارستیزی و مقابله با ظلم سلطه‌گران عالم است و وجه اشتراک عاشورای حسینی و سه واقعۀ مهم یوم الله 13 آبان، همان «روح  مبارزه  با ظلم و ظالم و استکبار» است.

مـراسـم تـظاهـرات ضـد اســتـکبـاری یـوم الله 13 آبـان صـبح یـک شـنبـه در سـراسـر کشـور و در تـهــران  به صـورت ویـژه از سـاعـت 09:30 صـبح، یــک شـــنبـه 13 آبـان در مـقـابـل لانه جاسـوسـی سـابق آمـریـکا (واقـع در خیـابـان آیـت الله طـالـقانـی، تـقاطـع خـیابان شـهیـد مفتـح) برگزار می‌شود.

شـورای همـاهنـگی تـبلیـغات اسـلامی، ضمن دعوت از ملت بزرگ وعاشورایی ایران اسلامی،  درخواست  می کند، با حضور عاشورایی، حماسی و انقلابی خود در ویـژه مـراسـم تظاهرات روز ملـی مبـارزه با اسـتکبار جـهانی، یوم‌الله سـیزدهم آبان و سـردادن  شـعار  همیشـگی خـود، یعنـی، «مرگ بر امریکا  و مرگ بر اسرائیل»،  فریاد رسای « هیـهـات منـا الـذلـه »  حسـینی را   بـار  دیـگر  به گـوش وجدان‌های آگاه و حقیقت طلب جهان برسانند.

اوضاع نابسامان اقتصادی با تدبیر و امید شیخ حسن روحانی

  امروز بازار تهران با التهاب شدیدی مواجه شد و در ادامه سردرگرمی دولتی ها، امروز در بازار ارز، دلار 11 هزار تومان به فروش رسید و سکه طرح جدید امروز با 250 هزار تومان افزایش به  4 میلیون و 500 هزار تومان فروخته شد.

 

این اوضاع نابسامان در حالی تشدید شده است که چهارشنبه گذشته حسن روحانی در اولین گام تغییرات اقتصادی کابینه، عبدالناصر همتی را به عنوان رئیس کل بانک مرکزی جایگزین ولی الله سیف  کرد و خبر از تغییرات دیگری نیز تیم اقتصادی دولت شنیده می شود. هر چند ناظران معتقدند تا رویکرد اقتصادی دولت تغییر پیدا نکند این جابجایی ها چیزی را عوض نخواهد کرد.

 

در این میان و در اولین گام  حسن روحانی  به عنوان شخصی که سال قبل در تبلیغات ریاست جمهوری خود شعار "به عقب بر نمی گردیم" را برگزیده بود و حالا که میانگین نوسانات ارزی از لحاظ زمانی حتی  4 برابر نوسانات در سال 91، یعنی همان سالی که روحانی وعده داد به آن برنگردیم است، اولین کسی است که باید از پیشگاه مردم عذرخواهی کند؛ علاوه بر این چند ماه قبل، درست در زمستان گذشته رئیس جمهور در گفتگوی تلویزیونی خود در پاسخ به مجری برنامه که پرسید خیالمان بابت قیمت دلار راحت باشد، قول بهبودی این وضع را دارد.

خدمت یا خیانت؟هوشیار باشیم

رهبر معظم انقلاب در 10 اردیبهشت 97 فرمودند: «امروز برای دشمنان ما جنگ اقتصادی مطرح است، اتاق جنگ آمریکا علیه ما وزارت خزانه‌داری آمریکا است.»

این سخنان رهبر معظم انقلاب در هفته گذشته درباره اتاق جنگ اقتصادی آمریکا، نشان­‌دهنده اهمیت وزارت خزانه داری آمریکا در جنگ اقتصادی است. اما اتاق جنگ آمریکا در این روزها چه اثری بر تصمیمات کلان کشور ما می­‌گذارد؟ این اتاق جنگ چه نقشی در موضوع مطرح این روزهای مجلس شورای اسلامی، یعنی قوانین مرتبط با FATF دارد؟ برای پاسخ به این سوال لازم است درک صحیحی از نقش اتاق جنگ آمریکا در «شکل­‌گیری ساختمان تحریم­‌ها» و «فشارهای FATF بر ایران» داشته باشیم.

1. نقش اتاق جنگ آمریکا در شکل­‌گیری ساختمان تحریم‌­ها:

وزارت خزانه‌داری آمریکا ساختار تحریم­‌های بانکی و غیر بانکی را ایجاد کرده و به واسطه این ساختار، تحریم‌­های اقتصادی را اعمال می‌کند. این اتاق جنگ برای ایجاد ساختمان تحریم­‌ها، تلاش بسیار زیادی کرده است، به عنوان مثال دیوید کوهن معاون اطلاعات مالی و مبارزه با تروریسم وزارت خزانه داری آمریکا که به عنوان معمار تحریم های ایران شناخته می شود، در سال‌های اوج تحریم ایران یعنی 90 و 91 سفر های زیادی به کشورهای مختلفی مانند ژاپن، کره جنوبی، چین، روسیه، ترکیه، انگلیس، آلمان و امثال آنها داشته است. کوهن در این سفرها، به واسطه ابزارهای مختلف تطمیع، تهدید و تنبیه این کشورها را برای اجرای تحریم های آمریکا علیه ایران توجیه کرد. همچنین کوهن در سال­های 92 و 93 برای اطمینان از اجرای تحریم ها به کشورهای آسیایی و اروپایی سفر کرد. وزارت خزانه داری اهداف تحریمی را شناسایی کرده و آنان را در لیست تحریمی SDN  قرار می دهد و متخلفین را جریمه می­کند. با مجموعه این اقدامات، فضای ناامن اقتصادی برای اهداف تحریمی آمریکا به وجود آمده است.

بنابراین می توان گفت که بخش عمده اثرگذاری تحریم­‌ها مرهون اتاق جنگ اقتصادی آمریکا یعنی وزارت خزانه داری این کشور است.

2.  نقش اتاق جنگ آمریکا در نهاد FATF و فشارهای این نهاد بر ایران:

گروه ویژه اقدام مالی (FATF) ادعا می کند که یک گروه مستقل فنی، کارشناسی و غیر سیاسی است که فارغ از مسائل سیاسی، برای ارتقای استانداردهای پولشویی عمل می­کند. اما شواهد زیادی در اظهارات آمریکایی‌­ها وجود دارد که نشان دهنده نقش و اثرگذاری اتاق جنگ آمریکا یعنی وزارت خزانه‌داری در FATF است.

نقش ویژه FATF در فضای بانکی بین المللی، تولید و انتشار اطلاعات بانکی (یعنی شفافیت) است. آمریکا برای تحریم اهداف خود، از این شفافیت استفاده می کند. به عنوان مثال دیوید کوهن معمار تحریم‌های ایران در رابطه با نقش شفافیت در موفقیت تحریم ها می‌گوید: «موفقیت تحریم‌های آمریکا بستگی عمیق به شفافیت بانکی دارد. از طریق جمع‌آوری اطلاعات کلیدی، افرادی که در نهایت از تراکنش‌های بانکی بهره می‌برند، شناسایی می‌شوند. به این دلیل، شفافیت بانکی هسته اصلی ماموریت وزارت خزانه‌داری است».

خوان زاراته، معاون مدیریت مبارزه با تروریسم و جرائم مالی در وزارت خزانه داری برای تبیین بهتر جایگاه FATF در فشار بر ایران، می‌­گوید: «برای قرار دادن ایران در تنگنا و سخت­‌تر کردن شرایط برای این کشور، به حضور کامل FATF نیاز است

موافقین FATF در ایران، در توجیه اجرای برنامه اقدام FATF استدلال می کنند که برای «خروج ایران از انزوای اقتصادی در جهان»، باید استانداردهای آن را اجرا کنیم، اما زاراته نظر دیگری دارد، وی در این زمینه می­گوید: «برای این­که ایران از نظام مالی منزوی شود، لازم است FATF برای تایید قضاوت­‌هایی پیرامون نظام مالی ضد پولشویی و مبارزه با تروریسم مداخله کند». یعنی از نظر زاراته، همکاری ما با FATF باعث انزوای بیشتر ایران خواهد شد.

این افسر اتاق جنگ اقتصادی، همچنین درباره نقش آمریکا در FATF می­گوید: «دنی گلاسر و چیپ پونسی، دو دیپلمات برجسته در فضای مالی جهانی و متخصص در بحث مبارزه با پولشویی از سوی ایالات متحده مسئول راه اندازی دوباره فرایند FATF قدیمی شدند تا کشورهای مشکل‌دار را در لیست سیاه جای دهند» و درباره نقش آمریکا در فشارهای FATF به ایران می­گوید: «گلاسر و پونسی یک فرایند مطمئن را در درون نظام FATF گنجاندند که رژیم ایران را تحت نظارت‌­های دقیق قرار می داد، نه فقط با استفاده از استانداردهای ضدپولشویی، بلکه با استانداردهای مقابله با گسترش سلاح های کشتار جمعی و استانداردهای مبارزه با تامین مالی تروریسم که وزارت خزانه داری پس از حمله یازده سپتامبر اصرار بر قرار دادن آن­ها در FATF داشت».

سخنان فوق به خوبی نشان می دهد که آمریکا برای دقیق تر شدن تحریم‌­ها نیاز بسیار زیادی به اجرای استانداردهای FATF در ایران دارد و اتاق جنگ اقتصادی (وزارت خزانه داری) از FATF به عنوان یک بازوی قدرتمند در این راستا استفاده می­کند.

3. نقش FATF در تصمیمات کلان ایران:

روز گذشته سه لایحه «اصلاح قانون مبارزه با پولشویی»، «رد لایحه اصلاح قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم» و «بررسی لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون بین المللی مقابله با تامین مالی تروریسم» در دستور کار مجلس شورای اسلامی بود که تا روز سه شنبه از دستور خارج شد. نمایندگان باید توجه داشته باشند که این سه لایحه در راستای اجرای برنامه اقدام FATF است و تصویب آن به معنای کمک مجلس شورای اسلامی به اتاق جنگ اقتصادی آمریکا برای هدف قرار دادن دقیق نهادها و شرکت­‌های ایرانی خواهد بود. در صورت تصویب این لوایح، نمایندگان مجلس برخلاف رهنمودهای رهبری و در راستای خواست اتاق جنگ اقتصادی آمریکا حرکت می­کنند.

بقول مسلمانها


  گفت: قائم مقام حزب نیمه تعطیل اعتماد ملی در دانشگاه فردوسی مشهد گفته است؛ «در سال‌های اولیه انقلاب، حجاب را بر اساس حکم حکومتی اجباری کردند ولی این اجبار ریشه در احکام اولیه اسلام ندارد»!!
گفتم: روحانی‌نماهای ساواکی هم این‌طور گستاخانه به احکام مسلم و قطعی اسلام حمله نمی‌کردند! الزام به حجاب نص صریح قرآن است.
گفت: یعنی معاون کروبی ابتدایی‌ترین احکام اسلام را هم نمی‌داند؟!
گفتم: این حکم را کودکان دبستانی هم می‌دانند ولی امان از احساس حقارت! مخصوصا که طرف بی‌سواد هم باشد!
گفت: پس چرا لباس روحانیت به تن کرده است؟! چرا رسماً هویت واقعی خود را اعلام نمی‌کند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! مسافری وارد شهری شد و با کمال تعجب دید مؤذن مسجد می‌گوید به قول مسلمان‌ها «‌اشهد ان محمدا رسول الله» علت را پرسید، گفتند؛ مؤذن مسجد مرده است و این یارو غیر مسلمان است که برای اذان گفتن آورده‌ایم، به همین علت می‌گوید به قول مسلمانان! که رفقایش تصور نکنند مسلمان شده است!

سخنی با روحانی

سلام بر دوستان
اکنون که با تدبیر دولت جمهوری اسلامی ایران کانالهای تلگرام و اینستاگرام فیلتر شده اند.(و بنده حقیر نیز این اقدام دولت را قابل تحسین میدانم) لذا جا دارد ریشه یابی اعتراضات مدنی در پاره ای از شهر ها را بیان کنم:
چندی قبل آقای روحانی هم زمان با تقدیم لایجه بودجه سال 97 که چندان لایحه قابل دفاعی از نظر اقتصاددانان کشورمان نبود یک کلید واژه همیشگی اصلاح طلبان را در سپهر سیاسی کشور پراکند و آن استفاده از ابزار حقوق شهروندی بود حقوق شهروندی در حقیقت بیان و نهادینه سازی تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی بود .در اصل میتوان اینگونه پیش داوری کرد به علت تدابیر غلط و سیاستهای غلط اندر غلط دولت تدبیرو امید روحانی که دستاورد ملموسی برای مهار تورم و گرانی در کشور نداشته است و از آنجائی که دولت برای پاسخگویی در رابطه با دلایل گرانی در کشور دست خالی بوده است لذا با ابزار حقوق شهروندی و یافتن راه چاره ای برای فرار از پاسخگویی در مقابل مطالبات به حق مردم و اقشار آسیب پذیر جامعه از این ابزار کهنه و نخ نما استفاد  کرده است. و به این شیوه دست زده است که مردم باید انتقاد بکنند و اعتراض حق شان هست درحالی که این امر هیچ دردی را دوا نخواهد کرد.
مسئولین و وزرای اقتصادی دولت در خواب عمیقی فرو رفته اند حل مشکلات اقتصادی کشور تنها و تنها در سایه اقتصاد مقاومتی که سالهای سال از رهنمودهای مقام معظم رهبری مدظله العالی مستفاد میشود امکان پذیر است دولت به عمد یا به سهو نباید حل معضلات اقتصادی را به برجام و سیاست های خارجی کشور گره بزند مگر کشورهایی چون چین و ژاپن که سهم زیادی در توسعه اقتصادی خودشان داشته اند چشم به ابزار سیاست خارجی و ... دوخته اند؟؟مگر ژاپن و هند و چین توسعه اقتصادی را از راه علم و تکنولوژی و کار و تلاش کسب نکرده اند؟
دولت چرا کوتاهی میکند؟؟دولت چرا پاسخگو نیست؟ چرا برای ادامه مسئولیت در کشور مصر است؟اگر واقعا کاری بلد نیستید؟اگر واقعا راه را از چاه نمیشناسید؟چرا استعفا نمی کنید؟با عزت و سربلندی استعفا بکنید و راه را برای خدمتگزاران واقعی و حامی ملت خالی بکنید؟مگر از رسول گرامی اسلام حدیث نداریم که کسانی که برای پذیرش مسئولیت در عین ناتوانی و عدم صلاحیت سر از پا نمیشناسند خائن هستند؟این لباس خیانت را از تن خود درآورید . با متهم کردن دولت و دولتهای قبلی مشکل کشور حل نمیشود.اگر شما کنار بروید مردم به راحتی میتوانند با انتخاب افراد شایسته و صلاحیت دار مشکلات و معضلات اقتصادی کشور را به راحتی حل بکنند.
لطفا کنار بروید و راه را برای خادمان واقعی ملت فراهم بکنید.
تبریز دکترعلی قدسی 96/10/10

بی رحمانه ترین جنایات در میانمار انجام میشود.

آخرین وضعیت مسلمانان میانمار

 

امروز، در میان سکوت جامعه بین الملل، گروه های تندرو بودایی (مانند گروه ماگ) و دولت میانمار در حال پاکسازی قومی مسلمانان، به وحشیانه ترین شکل ممکن هستند.رئیس جمور میانمار «تین سین» رسما اعلام کرده است که جمعیت هشتصد هزار نفری مسلمانان روهینگیا را قومیتی خارجی میداند که باید یا در اردوگاه های آوارگان متمرکز شوند و یا اخراج شوند.
جام جم آنلاین: "مسلمانان میانمار در میان سکوت کشورهای مسلمان کشته می‌شوند، هیچ ملتی تاکنون این گونه در میان این همه خونسردی و سکوت بین المللی و بی خیالی دولت داخلی سرکوب نشده بود." اینها سخنان «شیخ عبدالله المعروف» روحانی مبارز اهل میانمار است. بر اساس اطلاعات دریافتی گروه‌های تندرو بودایی با حمایت دولت اتحادیه جمهوری میانمار، دسته دسته مسلمانان را قتل عام کرده ، آتش می زنند به دریا می‌اندازند.

برمه یا همان اتحادیه جمهوری میانمار کشور فقیری است؛ تا 1948 تحت سلطه انگلستان بود و ذخایرش به یغما می‌رفت و امروز که بیش از 6 دهه از استقلالش می‌گذرد؛ همچنان با فقر دست و پنجه نرم می‌کند؛ اما آنچه درباره این کشور تأسف‌آور است، تبدیل شدن آن به قتلگاه جدیدی برای مسلمانان است.

هنوز خاطره نسل کشی مسلمانان به دست صرب‌ها در سربرنیتسا و کشتار وحشیانه شیعیان مظلوم پاراچنار در پاکستان از ذهن‌ها محو نشده است که انتشار تصاویر روستاهای ویران و جنازه‌های سوخته مسلمانان برمه، بار دیگر داغ کشتار مسلمانان بی‌گناه را زنده می‌کند.

آمارها نشان می‌دهد که90 درصد از جمعیت 60 میلیون نفری این کشور بودایی هستند و تنها حدود یک میلیون نفر مسلمان در این کشور زندگی می‌کنند؛ مسلمانانی که از سال 1982 حتی به عنوان تبعه کشور خود حساب نمی‌شوند و از حداقل حقوق شهروندی نیز محرومند؛ مسلمانان میانمار که عمدتا در منطقه آراکان (راخین) زندگی میکنند جمعیتی در حدود هشتصد هزار نفر در این استان دارند، به نام مسلمانان «روهینگیا» معروفند.

 

آخرین وضعیت مسلمانان میانمار

 

 

فجایع میانمار از کجا نشات میگیرد؟

در روزهای اخیر در حالی که شکست‌های پی در پی گروه افراط‌گرای داعش در عراق و آزادسازی تلعفر به خبر خوب و پیشروی‌های طالبان در شهرهای مختلف افغانستان و حمله‌های مکرر آنها به مردم و نظامیان این کشور به خبر تلخ رسانه‌های جهان تبدیل شده، در گوشه‌ای دیگر از جهان، فرسنگ‌ها دورتر از خاورمیانه پرآشوب، افراط‌گرایی‌های از جنس غیراسلامی بیداد می‌کند که این بار مسلمانان قربانیان اصلی آن هستند.

جنایاتی همچون به آتش کشیدن خانه‌های مسلمانان، تجاوز به زنان آنها در ملأعام، مصلوب کردن مردان مسلمان و آتش زدن زنده زنده آنها که هر چند چیزی کم از خشونت و قساوت داعش ندارند، اما به دلایلی خاص به تیتر یک رسانه‌ها تبدیل نمی‌شوند و هیچ سازمان بین‌المللی وظیفه خود نمی‌داند که فراتر از محکومیت کاری انجام دهد و هیچ کشور غربی تشکیل ائتلاف را برای مقابله با این امر تعهد و مسئولیت انسانی خود نمی‌بیند! اما فجایع میانمار از کجا نشأت می‌گیرد و چرا با چنین واکنش سردی از سوی جامعه جهانی مواجه شده است؟

 

میانمار با نام پیشین برمه، کشوری‌است در جنوب شرقی آسیا که ترکیبی است از اقوام و مذاهب گوناگون. 68 درصد مردم میانمار از تبار برمه‌ای، 7 درصد کارن و بقیه از دیگر اقوام هستند. همچنین از نظر مذهبی نیز 89 درصد مردم میانمار بودایی، 4 درصد مسیحی، 4 درصد مسلمان و یک درصد نیز پیرو آیین هندو هستند.

 

در سال 1982 قانون حقوق شهروندی در میانمار به تصویب رسید که به واسطه این قانون از میان 144 قومیت موجود در میانمار 135 قومیت حق شهروندی دریافت کردند و 9 دسته از اقوام اقلیت از حق شهروندی محروم شدند که بزرگ‌ترین این قومیت‌ها، قوم مسلمان روهینگیا است. بر این اساس نه «تین سین»، رئیس‌جمهور میانمار و نه حتی خانم «آنگ سان سوچی» که سمبل مبارزات دموکراسی خواهی در میانمار است، مسلمانان این منطقه را شهروندان میانمار نمی‌دانند و خواهان مهاجرت یا اخراج آنها هستند.

 

به دلیل حاکمیت چنین شرایطی در کشور میانمار تا کنون ده‌ها هزار مسلمان روهینگیا از ترس خشونت‌های اکثریت بودایی و حتی نظامیان میانمار گریخته‌اند و به کشورهای همسایه ازجمله بنگلادش رفته‌اند. در روزهای اخیر نیز هزاران نفر از مسلمانان روهینگیا در پی دور جدید خشونت‌ها در استان راخین از خانه‌های خود فرار کرده‌اند و به سوی مرز بنگلادش رفته‌اند. این در حالی است که بنگلادش نیز اعلام کرده است دیگر توان پذیرش مهاجران جدید را ندارد و بنابراین مهاجران مسلمان در پشت مرزهای این کشور آواره شده‌اند و در شرایط بسیار اسفباری به‌سر می‌برند و به علت بارش باران‌های موسمی و نداشتن سرپناه، سلامت و زندگی آنها در خطر است.

 

میانمار یکی از کم‌توسعه‌یافته‌ترین اقتصادها در جهان است و استان راخین که محل زندگی بیش از یک میلیون مسلمان روهینگیاست، فقیرترین منطقه میانمار به‌شمار می‌رود. این کشور حاوی منابع غنی نفت و گاز نیست و ارزش مادی خاصی برای کشورهای توسعه یافته ندارد. همین مسأله توضیح می‌دهد که چرا هیچ یک از کشورهای مدافع حقوق بشر حاضر نیستند به خاطر نسل‌کشی‌های رخ داده در آن، به اقدامی جدی دست بزنند.

 

از سوی دیگر متهم کردن مسلمانان به افراط‌گرایی و تروریسم در سال‌های اخیر به رویه ثابت کشورهای غربی و رسانه‌های جریان اصلی تبدیل شده و حال اندکی برایشان دشوار است که اعتراف کنند خشونت، افراط‌گرایی و عدم تحمل و مدارا با دیگر اقوام و مذاهب، حد و مرز نمی‌شناسد و در دنیایی که کشتار مخالفان به رویه ثابت آن تبدیل شده، مسلمانان نیز گاهی قربانی هستند. مسلمانانی که همچون یهودیان صهیونیست، نه دلالان و کارگزاران بازار بورس و تجارت جهانی هستند که با استفاده از قدرت ناشی از آن حمایت‌های بین‌المللی را به سمت خود جلب کنند و نه تسلطی بر غول‌های رسانه‌ای دارند که بتوانند با نمایش فجایعی که بر آنها می‌رود، افکار عمومی جهان را به سمت خود جلب کرده و کشوری جدید برای خود پیدا کنند. مسلمان روهینگیا، فقط جهان اسلام را دارند، جهانی که خود پر از آشوب، جنگ، اختلاف و تفرقه است، اما امید می‌رود هنوز اندک دغدغه‌ای برای رسیدگی به اوضاع مسلمانان جهان برایش مانده باشد و بتواند با فعال سازی سازمان همکاری‌های اسلامی و سایر نهادهای حقوق بشری بین‌المللی، درمانی برای اوضاع نابسامان مسلمان آواره میانمار پیدا کند.

از میانمار چه خبر؟

از میانمار چه خبر؟

از میانمار چه خبر؟

از میانمار چه خبر؟

از میانمار چه خبر؟

از میانمار چه خبر؟

از میانمار چه خبر؟

نظام اقتصادی ما اسلامی نیست

دکتر محمد خوش چهره اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه :
موضوع مهمی که بارها درباره آن بحث شده اجرای اقتصاد اسلامی بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران است که بارها وبارها صاحب نظران درباره آن، دلایل اجرا و ضرورت های آن به بحث وتبادل نظر پرداخته اند، بنابراین برای رسیدن به یک پاسخ در خور تامل باید به این سوال اشاره کرد که آیا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توانسته ایم نظام اقتصادی اسلامی را به مفهوم آکادمیک وعلمی آن پیاده کنیم؟
نظام های اقتصادی دنیا عمدتا در دو قالب نظام سرمایه داری  و متعاقبا نظام سوسیالیستی و کمونیستی تقسیم بندی می شوند به عبارتی بخش زیادی از اقتصاد دنیا تلفیقی از دو اقتصاد مذکور است. نظام سرمایه داری از نظر بیانی و ظاهری سنبل آزادی اقتصادی به شمار می رود که براساس آن مکانیزم قیمت ها، تخصیص منابع وامکانات  تعیین شده و در عرف دنیا اقتصاد آزاد نامیده می شود و در بیان امروزی خود در نظام اقتصادی آمریکا متجلی شده است که در مقابل این اقتصاد یک  نظام سوسیالیستی و کمونیستی مبتنی بر اقتصاد دستوری، دولتی یا متمرکز قرار گرفته است.
بیش از هشتاد درصد کشورهای جهان اقتصاد مختلط دارند یعنی دولت عهده دار بخشی از مسئولیت ها و فعالیت هاست در کنار آن هم اقتصاد آزاد در آن کشورها لحاظ شده است البته درصد این ترکیب بندی در کشورهای مختلف متفاوت است به نحوی که ممکن است مثلا هفتاد درصد اقتصاد یک کشور دولتی یا آزاد باشد.
در اقتصاد دستوری میزان تولید، نوع کالا، چگونکی تولید و نحوه توزیع  در شدید ترین حالت که کمونیستی است در اختیار دولت است یا میزان دخالت دولت ها در آن بیشتر از معمول است به نحوی که دولت در اقتصادهای کمونیستی وسوسیالیستی بین نود تا صد درصد در اقتصاد حاضر است، در حالی که در اقتصادهای سرمایه داری دخالت های دولت زیر ده درصد است حال با چنین ترکیبی از اقتصاد های رایج دنیا این سوال مطرح است که نظام اقتصادی اسلامی در کجای این ماجرا قرار دارد؟ وی ادامه داد: قبل از اینکه به بررسی نظام اقتصاد اسلامی بپردازیم این نکته حائز اهمیت است که هر نظام اقتصادی که از آن یاد می شود همانند نظام هایی که در کنار مکتب اقتصادی از مکتب سیاسی نیز برخوردارند پشت آن یک مکتب اقتصادی قرار دارد که اصلی ترین حامی آن از نظر فکری و مبانی است یعنی  نظام سوسیالیستی یا نظام سرمایه داری مبتنی بر مکتب سیاسی خاص خود است، از این رو برای واکاوی هر نظام سیاسی یا اقتصادی باید به دنبال مبانی فکری یا نظری و چارچوب های اصلی تشکیل دهنده آن باشیم.
 
امروزه بسیاری از کارشناسان در سطح جهان معتقدند که مسلمانان از  نظام اقتصادی برخوردار نیستند چرا که باید قبل از نظام اقتصادی مکتب اقتصادی اسلام در حوزه عمل به مرحله اجرا در آمده و در یک کشور اسلامی پیاده می شد تا بتوان گفت که مثلا یک کشور مسلمان از نظر اقتصادی مبانی اقتصادی اسلامی را عملا به مرحله اجرا درآورده است. وی ادامه داد: از سوی دیگر برخی معتقدند ما از مبانی نظری و تئوریک منسجمی که بتوان آن را مکتب اقتصاد اسلامی نامید برخوردار نیستیم هر چند که برخی نیز مانند بنده بر این باورند که خوشبختانه جامعه اسلامی از اصول بنیادی پایه ای که یک مکتب را شکل دهد برخوردار  هستیم که مبانی اصلی آن در قرآن، سنت و منابع اسلامی قراردارد بنابراین ما به عنوان جامعه اسلامی از اصول پایه ای اقتصاد اسلامی که بتوان براساس آن اقتصادی اسلامی طراحی کرد برخوردار هستیم، حتی برخی از کارشناسان معتقدند که این مکتب در حال حاضر قابل حصول است بنابراین مشکل دیگری که دراین بین خودنمایی می کند آن است که آیا ما قادر به پیاده کردن مکتب اقتصاد اسلامی بوده ایم؟  
متاسفانه نه در ایران و نه در هیچ جای جهان اسلام امکان پیاده سازی و اجرایی شدن نظام اقتصادی مبتنی بر مکتب اقتصاد اسلامی عملیاتی نشده است. بنابراین اینجا به این نکته مهم می رسیم که ایراد از اسلام و مبانی اقتصاد اسلامی نیست بلکه ایراد به عدم اجرای آن و ناتوانی از پیاده کردن آن وانجام تمهیدات لازم در جهان اسلام بر می گردد.
آنچه در اقتصاد ایران و در قانون اساسی جمهوری اسلامی تجلی یافته  و اتفاقا اصول متعددی از قانون اساسی با الهام از قرآن و مبانی اسلامی شکل گرفته است نشان می دهد که رهبران انقلاب اسلامی اعم از امام خمینی(ره) و رهبرمعظم انقلاب نیز در جهت تحقق اصول اسلامی اقتصادی در اقتصاد کشور جهت گیری های مثبتی  داشته اند. به نحوی که در حوزه اقتصاد اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب اصلی ترین مسئله ای که به آن توجه شد مختص به حوزه پولی، بانکی ومالی با تاکید بر نفی ربا بود. چرا که ربا غیر اسلامی  و سنبل یک اقتصاد غیر اسلامی به شمار می رود بنابراین اگر در سیستم بانکی کشوری ربا وجود داشته باشد به جرات می توان گفت که آن اقتصاد، اسلامی نیست.
اقتصادی که در آن اسراف  و وابستگی های تهدید زا  وجود دارد با فاکتورها و شاخصه های اقتصاد اسلامی که برگرفته از مکتب اسلامی است متفاوت است. البته وجه متفاوت مقایسه ای که در نظام های اقتصادی صورت می گیرد بحث مربوط به مالکیت، جایگاه، نحوه و شیوه مالکیت است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با دیده احترام به موضوع مالکیت می نگرد. وی افزود: بنابراین اگر نظام بانکی را سنبل نظام اقتصادی تلقی کنیم متوجه می شویم که نظام بانکی کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان از نظر ساختاری ومناسبات همانند همان نظام بانکی قبل از پیروزی انقلاب است. چرا که این نظام همچنان برمحور نظام سرمایه داری مبتنی بر سود اداره می شود. آنچه دراین بین مهم است این است که تنها کار انجام شده در نزدیک به چهار دهه گذشته تنها برخی واژه ها تغییر یافته یا تعدیل یافته اند اما ساختار همان ساختار قبلی است.
اگر ساختار اقتصاد  را به مثابه ظرفی در نظر بگیریم ساختارهای نظام بانکی ما ساختارهایی به ارث رسیده از قبل است هر چند که سعی شده مظروف خوبی داشته باشیم مثلا  قانون بانکداری اسلامی جامعیت قابل قبولی دارد یعنی از زمانی که تصویب شد همچنان نیز قابلیت دفاع دارد اما چون متناسب با ظرف خود نبوده است شاهد انحرافات وکج روی هایی در نظام اقتصاد اسلامی بوده ایم. وی در خاتمه خاطرنشان کرد: در حقیقت ساختار همان چارچوبی است که متناسب با اهداف و برنامه ها ماموریت ها و وظایف خود را انجام می دهد حال به خاطر اینکه ساختار و چارچوب مناسبی برای آن در نظر گرفته نشده قابلیت اجرا شدن نیز نیافته است. بنابراین آیین نامه و برنامه های اقتصاد اسلامی را در ساختاری ریخته ایم که نه تنها پاسخگو نبوده است بلکه منجر به انحرافاتی در این راه مهم وتاثیر گذار بر اقتصاد کشور شده است که امروز با صراحت می توان گفت نظام اقتصادی ما اسلامی نیست و راه درازی تا رسیدن به این نظام باقی است.

توئیت مهدی طارمی در مورد اسرائیل

توئیت مهدی طارمی در مورد نابودی اسرائیل را مشاهده می کنید.

خاک تو سر ورزشکارنمایانی که پا روی خون کودکان فلسطینی گذاشتند

از شجاعی و حاج‌صفی باید پرسید بازی در لیگ اروپا یا تیم پانیونیوس مهمتر است یا مثلا قهرمانی جهان و المپیک.

شب گذشته اتفاقی بی سابقه در فوتبال ایران رخ داد؛ جایی که مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی 2 بازیکن ملی‌پوش ایرانی در مسابقات یورو لیگ و در تیم پانیونیوس یونان 90 دقیقه مقابل نماینده رژیم صهیونیستی به میدان رفتند و در نهایت هم با شکست در این دیدار از مسابقات یورو لیگ حذف شدند.

سال‌هاست ورزشکاران ایرانی در هر رشته در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و البته در راستای به رسمیت نشناختن رژیم صهونیستی مقابل ورزشکاران این رژیم کودک کُش حضور پیدا نمی‌کنند. حتی شده ورزشکاران کشورمان مدال‌های المپیک، جهانی و آسیایی را از دست داده‌اند، اما روی اصول شان پای نگذاشتند و حاضر نشدند که با ورزشکاران اسرائیلی مبارزه کنند.


* برترین‌ بازیکنان تاریخ فوتبال هم حامی مردم بی‌دفاع فلسطین هستند

شب گذشته اما شجاعی و حاج‌صفی کاری تاریخی و عجیب را انجام دادند و بنا به درخواست باشگاه پانیونیوس یونان مقابل تیم مکابی اسرائیل به میدان رفتند. این 2 بازیکن ملی‌پوش در بازی رفت 2 تیم در اتفاقی قابل پیش‌بینی از سفر به سرزمین‌های اشغالی فلسطین و بازی با تیم مکابی سرباز زدند که این حرکت با حمایت باشگاه پانیونیوس همراه بود، اما پیش از بازی برگشت بود که مسئولان باشگاه یونانی اعلام کردند شجاعی و حاج‌صفی باید مقابل تیم اسرائیلی بازی کنند و این اتفاق هم رخ داد!

حالا سوال اینجاست که این 2 بازیکن بعضا مغرور چه جوابی برای این شاهکارشان دارند؟ چرا شجاعی و حاج‌صفی حاضر شدند زیر بار این ننگ بروند؟ مگر بازی کردن در لیگ اروپا چه حساسیتی داشت که این 2 بازیکن حاضر شدند به خاطر بازی در آن این کار عجیب را انجام دادند؟ بازی در لیگ اروپا یا تیم پانیونیوس مهمتر است یا مثلا قهرمانی جهان و المپیک؟ واکنش فدراسین فوتبال و وزارت ورزش به این مسئله چیست؟ آیا پایبند بودن به اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مهمتر است یا بازی کردن در یک تیم درجه 2، لیگ درجه 3 اروپایی؟

امیدواریم شجاعی و حاج‌صفی پاسخ‌های قانع کننده‌ای برای این سوالات داشته باشند چون بحث رژیم صهیونیستی و به رسمیت نشناختن این رژیم صفاک بحث کوچکی نیست.

 تقدیر اسرائیل ازفوتبالیست‌های ایرانی
حساب رسمی وزارت‌خارجه رژیم صهیونیستی در پی حضور شجاعی وحاج‌صفی دربازی مقابل تیم مکابی این رژیم:آفرین به شماکه تابوی مسابقه ندادن بااسراییل راشکستید.


 

متن کامل لایحه تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران

 مجلس نمایندگان آمریکا بامداد چهارشنبه به وقت ایران طرح تحریم های ایران، روسیه و کره شمالی را با 419 رای موافق و 3 رای مخالف تصویب کرد.

به گزارش رجانیوز به نقل از ایرنا، این تحریم ها، نسخه جدید طرحی است که پیشتر باعنوان «مقابله بااقدامات بی ثبات کننده ایران در سال 2017» نام گرفته بود.طرح پیشین با 98 رای موافق ‏برابر 2 رای مخالف در سنا تصویب شد.‏ 

طرح تصویب شده سنا به دلیل افزودن تحریم های روسیه به آن باید مجددا درمجلس نمایندگان آمریکا به رای گذاشته می شد. اما این رای گیری به دلیل پیشنهاد اضافه شدن تحریم های کره شمالی به آن، در کنگره جنجال برانگیز شد.‏ 

با این حال روز شنبه هفته جاری برخی اعضای ارشد جناح‌های دمکرات و جمهوری‌خواه در مجلس نمایندگان اعلام کردند که درخصوص افزودن تحریم های کره شمالی به این طرح به توافق رسیده‌اند. 

طرح جدید که « قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم ها‎» نامیده می شود، عصر سه شنبه به وقت واشنگتن در مجلس نمایندگان به تصویب رسید. 

این طرح به دلیل تغییرات ایجاد شده باید در سنا نیز به رای گذاشته شود؛ به همین دلیل فوری به سنا ارسال می شود تا در صورت تصویب برای امضای دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا روی میز او قرار گیرد. 

سنا اواسط ژوئن (اواخر خرداد) طرح اعمال تحریم های سخت علیه تهران و مسکو را تصویب کرد، اما بررسی متن این توافق در مجلس نمایندگان آمریکا مسکوت ماند، تا اینکه این مجلس روز شنبه در مورد آن به توافق رسید. 

ترامپ در ابتدا در مقابل این قانون که وی را از لغو یکجانبه تحریم های مسکو باز می دارد، ایستادگی کرد و بدین ترتیب تحت نظارت دقیق کنگره در این رابطه قرار گرفت. وی در عین حال، با اجماع نظر نمایندگان جمهوریخواه و دمکرات مواجه شد. 

آنتونی اسکاراموچی رئیس جدید ارتباطات کاخ سفید گفته که تصمیم برعهده ترامپ است که ذیل این لایحه را برای قانونی شدن امضا کند یا نه. 

حتی در صورت مخالفت ترامپ، کنگره می تواند با اکثریت دو سومی دو مجلس سنا و نمایندگان، وتوی ترامپ را لغو کند. 

به محض تصویب این لایحه درمجلس نمایندگان آمریکا، سنا بار دیگر آن را تا قبل از تعطیلات تابستانی در ماه اوت (مرداد ماه) به رای می گذارد. 

 

** مبنای تحریم‌های جدید 

مبنای این لایحه تحریم های جدید کمیته روابط خارجی سنا در رابطه با 'برنامه موشک های بالستیک' و به اتهام 'حمایت از اقدامات تروریستی بین المللی و نقض حقوق بشر' از سوی ایران خواهد بود. 

از آنجا که ایران به تعهدات خود درتوافق هسته ای عمل کرده است سنا به دنبال راه دیگری برای تحریم ایران بود و این لایحه'قانون مقابله با اقدامات بی ثبات کننده ایران در سال 2017 ' را ارائه کرد. 

سنای آمریکا تصمیم گیری درباره این لایحه تحریمی را به دلیل حملات تروریستی 17 خرداد 1396در تهران که 17 شهید و 54 زخمی بر جای گذاشت به تعویق انداخت.

دمکرات ها گفته بودند تنها در صورتی به این لایحه رای می دهند که تحریم هایی علیه روسیه نیز به آن افزوده شود. بنابراین اعضای جمهوری خواه سنای آمریکا توافق کردند تحریم هایی نیز علیه روسیه در نظر بگیرند.

مقام های ارشد دولت روسیه در این طرح به تلافی آنچه ادعا می شود مداخله روسیه در انتخابات سال ۲۰۱۶ آمریکاست هدف قرار می گیرند.

اگر این مصوبه از سنا هم رای تایید بگیرد، باعث دردسر رئیس جمهوری آمریکا خواهد شد، که خواهان رویکرد آشتی جویانه ای نسبت به مسکو است.

 

متن کامل لایحه تحریمی کنگره آمریکا علیه ایران در زیر می آید: 

 

ROS17206 S.L.C 

کنگره صد و پانزدهم 

جلسه اول 

به منظور اعمال تحریم علیه ایران در رابطه با برنامه موشک های بالستیک ایران، حمایت از اقدامات تروریستی بین المللی، نقض حقوق بشر و به دلیل سایر مقاصد (ایران) در سنای ایالات متحده آمریکا، آقای کروکر (از جانب خودش و آقای منندز، آقای روبیو، آقای کاردین، آقای کاتن، آقای کیسی، آقای کروز، آقای بنت، آقای ریچ، آقای کونز، آقای سالیوان، آقای بلومنتال، آقای یانگ و آقای کانلی) لایحه زیر را معرفی کرده است که دو بار خوانده شده و به کمیته ارجاع یافته است. 

 

لایحه 

به منظور اعمال تحریم علیه ایران در رابطه با برنامه موشک های بالستیک ایران، حمایت از اقدامات تروریستی بین المللی، نقض حقوق بشر و به دلیل سایر مقاصد (ایران) با هدف تصویب در سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا در کنگره 

 

بخش 1. عنوان کوتاه؛ فهرست مطالب. 

(الف) عنوان کوتاه - این لایحه 'قانون 2017 مقابله با فعالیت های بی ثبات کننده ایران' خوانده می شود. 

(ب) فهرست مطالب - محتوای این قانون به شرح زیر است: 

بخش 1. عنوان کوتاه؛ فهرست مطالب 

بخش 2. تعاریف. 

بخش 3. راهبرد منطقه ای مقابله با تهدیدهای متعارف و غیرمتوازن ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا. 

بخش 4. اعمال تحریم های بیشتر در پاسخ به برنامه موشک های بالستیک ایران. 

بخش 5. اعمال تحریم های مرتبط با تروریسم در رابطه با سپاه پاسداران. 

بخش 6. اعمال تحریم های بیشتر در رابطه با اشخاص مسئول در نقض حقوق بشر. 

بخش 7. اعمال تحریم های تسلیحاتی. 

بخش 8. تداوم تاثیر تحریم های مرتبط با حمایت ایران از تروریسم. 

بخش 9. گزارش درباره هماهنگی تحریم ها میان ایالات متحده و اتحادیه اروپا. 

بخش 10. گزارش درباره شهروندان آمریکایی بازداشت شده در ایران. 

بخش 11. استثنائات درباره امنیت ملی و کمک های انساندوستانه؛ قاعده تفسیر. 

بخش 12. اختیار رئیس جمهوری در بلااثر کردن تحریم ها. 

 

 

بخش 2. تعاریف 

در این قانون: 

(1) اقدام تروریستی بین المللی- عبارت 'قانون تروریستی بین المللی' همان تعریفی را دارد که در بخش 14 قانون تحریم های ایران 1996 آمده است (Public Law 104–172; 50 U.S.C. 

7 1701 note). 

 

(2) کمیته های مربوطه در کنگره.- عبارت 'کمیته های مربوطه در کنگره' همان معنی را دارد که در بخش 14 قانون تحریم های ایران 1996 آمده است (Public Law 

12 104–172; 50 U.S.C. 1701 note). 

(3) شخص خارجی- عبارت 'شخص خارجی' یعنی شخصی که اهل ایالات متحده نیست. 

(4) شخص ایرانی- عبارت 'شخص ایرانی' یعنی (الف) فردی که شهروند ایران است یا ملیت ایرانی دارد؛ یا (ب) شرکتی که تحت قوانین ایران سازماندهی شده یا در حیطه قوانین دولت ایران قرار دارد. 

(5) IRGC.- عبارت 'IRGC' یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. 

(6) دانسته (آگاهانه) - عبارت 'دانسته' همان معنایی را دارد که در بخش 14 قانون تحریم های ایران 1996 آمده است (Public Law 104–172; 

11 50 U.S.C. 1701 note). 

 

(7) شخص- عبارت 'شخص' یعنی فرد یا شرکت. 

(8) شخص آمریکایی- عبارت 'شخص آمریکایی' یعنی (الف) یک شهروند آمریکایی یا یک بیگانه که برای اقامت دائم در آمریکا به طور کامل پذیرش شده است؛ یا (ب) شرکتی که تحت قوانین ایالات متحده آمریکا یا در چارچوب هر یک از حوزه های قانونی ایالات متحده سازماندهی شده باشد. شعبه خارجی چنین شرکت هایی شامل این مورد می شود. 

 

بخش 3. راهبرد منطقه ای برای مقابله با تهدیدهای متعارف یا غیرمتقارن ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا. 

(الف) کلیات- وزیر خارجه، وزیر دفاع، وزیر خزانه داری و مدیر آژانس اطلاعات ملی حداکثر تا 180 روز پس از تصویب این قانون و هر دو سال یکبار باید بطور مشترک راهبردی را در جهت مقابله با تهدیدها و فعالیت های متعارف و غیرمتقارن ایران علیه ایالات متحده و متحدان کلیدی در خاورمیانه، شمال آفریقا و ماورای آن تدوین کرده و به کمیته های مربوطه در کنگره تسلیم کنند. 

(ب) عناصر- راهبردی که در بند فوق آمده باید دربرگیرنده دستکم موارد زیر باشد: 

(1) خلاصه ای از طرح ها، ابزارها و اهداف نزدیک و بلند مدت ایالات متحده برای مقابله با فعالیت های بی ثبات کنده ایران، از جمله شناسایی کشورهایی که هدف مشترکی در مقابله با اهداف بی ثبات کننده ایران دارند. 

(2) خلاصه ای از قابلیت ها و کمک های کشورها به تلاش های مشترک در مقابله با فعالیت های بی ثبات کننده ایران و خلاصه ای از اقدامات یا کمک های بیشتر که هر کشوری می تواند ارائه دهد. 

(3) ارزیابی قابلیت های نیروهای متعارف ایران و ارزیابی طرح های ایران برای ارتقای قابلیت های نیروهای متعارف؛ شامل نحوه دستیابی، توسعه و استقرار قابلیت های موشک های کروز و بالستیک، هواپیماهای بدون سرنشین و قابلیت های ضد دسترسی یا منطقه ممنوعه و توان تهاجمی دریایی. 

(4) ارزیابی قابلیت های تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک ایران و ارزیابی طرح های ایرانی برای ارتقای قابلیت های شیمیایی و بیولوژیک. 

(5) ارزیابی فعالیت های غیرمتقارن ایران در منطقه، شامل: (الف) حجم، قابلیت ها و فعالیت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جمله سپاه قدس؛ (ب) حجم، قابلیت ها و فعالیت های عملیاتی سایبری ایران؛ (ج) انواع و میزان حمایت ها مالی، کمک های مرگبار و غیرمرگبار و آموزش های ایران که در اختیار حزب الله، حماس، گروه های ویژه در عراق، رژیم بشار اسد در سوریه، مبارزان حوثی در یمن و سایر گروه های خشونت طلب در خاورمیانه قرار گرفته است؛ و (د) حیطه و اهداف عملیات های اطلاعاتی ایران و استفاده از پروپاگاندا. 

 

(6) خلاصه ای از اقدامات ایالات متحده که به صورت یکجانبه یا در همکاری با دولت های خارجی به منظور مقابله با فعالیت های بی ثبات کننده ایران انجام شده است، از جمله: (الف) ممانعت از ارسال سلاح های مرگبار ایرانی به گروه هایی که طبق بخش 219 قانون مهاجرت و ملیت (8 U.S.C. 1189) سازمان های تروریستی خارجی قلمداد می شوند. 

(ب) دخالت ایران در خطوط بین المللی کشتیرانی تجاری؛ 

(ج) تلاش ایران برای تضعیف یا برانداختن دولت هایی در خاورمیانه که به طور بین المللی به رسمیت شناخته شده اند؛ و 

(د) حمایت ایران از رژیم بشار اسد در سوریه، شامل: (a) کمک مالی، تجهیزات و پرسنل نظامی و سایر حمایت های که در اختیار آن رژیم قرار گرفته؛ و (b) حمایت و هدایت سایر بازیگران مسلحی که سوری و ایرانی نیستند و از جانب آن رژیم عمل می کنند. 

(ج) شکل راهبرد - راهبرد درخواست شده در بخش (الف) باید به شکل طبقه بندی نشده باشد اما می تواند همراه با ضمیمه های طبقه بندی شده ارائه شود. 

 

بخش 4. اعمال تحریم های بیشتر در پاسخ به برنامه موشک های بالستیک ایران. 

(الف) کلیات.- رئیس جمهوری باید تحریم های مندرج در بند (ب) را در رابطه با شخصی که رئیس جمهوری مشخص می کند در همان تاریخ تصویب این قانون یا بعد از آن اعمال کند- 

(1) شخصی که با هر فعالیتی به فعالیت های دولت ایران در رابطه با برنامه موشک های بالستیک آن یا هر برنامه دیگر ایران در جهت توسعه و استقرار یا نگهداری سیستم های شلیک تسلیحات کشتار جمعی من جمله هر تلاشی برای تولید، دستیابی، تملک، توسعه، حمل، انتقال یا استفاده از چنین قابلیت هایی کمک مادی کرده باشد یا خطری مادی ایجاد کرده باشد؛ 

(2) شرکتی که جانشین شخصیتی شده که در پاراگراف (1) به آن ارجاع شده است؛ 

(3) مالک یا کنترل کننده، تحت مالکیت یا تحت کنترل، یا تحت کنترل مشترک یا مالکیت مشترک شخصیتی است که در پاراگراف (1) آمده است؛ 

(4) از جانب یا برای شخصیتی عمل می کند که در پاراگراف (1)، (2) یا (3) آمده است؛ یا 

(5) به طور دانسته [آگاهانه] حمایت های مالی، مادی، فنی یا سایر حمایت ها یا کالاها و خدمات در حمایت از شخصیت مورد اشاره در پاراگراف (1)، (2)، (3) یا (4)، ارائه داده یا برای انجام آن تلاش کرده باشد. 

 

(ب) مشروح تحریم ها- شرح تحریم ها در این بخش به صورت زیر است: 

(1) توقیف (بلوکه کردن) دارایی ها: رئیس جمهوری باید مطابق با قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی، همه نقل و انتقالات دارایی ها و سودهای حاصل از این دارایی ها را که به هر شخص موضوعه در بند (الف) تعلق دارد متوقف کند، البته اگر چنین سودها یا دارایی هایی در ایالات متحده باشد یا به ایالات متحده بیاید یا در مالکیت یا کنترل شخصیتی آمریکایی قرار داشته باشد یا قرار بگیرد. 

(2) راه ندادن به ایالات متحده - وزارت خارجه باید از اعطای روادید به شخصی که در بند (الف) آمده و بیگانه است امتناع کند و وزارت امنیت داخلی نباید وی را به ایالات متحده راه دهد. 

(ب) مجازات ها- شخصی که هر نوع مقررات، مجوز یا دستوری را که برای اجرای بند (ج) (1) آمده است نقض کرده، یا در جهت نقض آن تلاش کند، برای نقض آن توطئه کند یا باعث نقض آن شود باید مشمول مجازات هایی شود که در بخش های (ب) و (ج) بند 206 قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی می آید (5091 U.S.C. 1705)؛ درست به اندازه مجازات شخصی که مرتکب یک اقدام غیرقانونی تشریح شده در بخش (الف) همان قسمت، شده است. 

 

(د) گزارش درباره کمک ها به برنامه موشک های بالستیک ایران: 

(1) کلیات: رئیس جمهوری تا 90 روز بعد از تصویب این قانون و بعد از آن هر 180 روز یکبار باید به گزارشی درباره اشخاصی که در زیر توصیف می شوند به کمیته های مربوطه کنگره ارائه دهد: (الف) شخصی که در دوره مشخص شده در پاراگراف (2) فعالیتی انجام داده است که به فعالیت های دولت ایران در رابطه با برنامه موشک های بالستیک یا هر برنامه دیگری در ایران برای توسعه، استقرار یا نگهداری سیستم های دارای قابلیت شلیک سلاح های کشتار جمعی از جمله هر تلاشی برای تولید، دستیابی، تملک، توسعه، حمل، انتقال یا استفاده از چنین قابلیت هایی، کمک مادی کرده یا با ارائه کمک مادی خطری را ایجاد کرده است. 

(ب) شخصی که جانشین شخصی شده که در زیرپاراگراف (الف) به آن ارجاع شده است؛ 

(ج) مالک یا کنترل کننده، تحت مالکیت یا تحت کنترل، یا مالکیت مشترک یا تحت کنترل مشترک شخصیتی است که در زیرپاراگراف (الف) آمده است؛ 

(د) برای یا از جانب شخصی عمل می کند که در زیرپاراگراف (الف)، (ب) یا (ج) آمده است؛ یا 

(ه) بدانیم یا باور داشته باشیم که حمایت های مالی، مادی، فنی یا سایر حمایت ها یا کالاها و خدمات در حمایت از شخص مورد اشاره در زیرپاراگراف (الف)، (ب)، (ج) یا (د)، ارائه داده یا برای آن تلاش کرده باشد. 

 

(2) دوره مشخص شده:دوره مشخص شده در این پاراگراف دوره ای است که (الف) در صورتی که اولین گزارش طبق پاراگراف (1) ارائه شود این دوره از 14 ژوئیه 2015 شروع شده و در تاریخ تسلیم گزارش پایان می یابد؛ و (ب) در صورتی که گزارش دیگری وجود داشته باشد و طبق دوره 180 روزه به پیش می رود. 

(3) شکل گزارش: هر گزارشی که طبق پاراگراف (الف) ارائه شود باید به شکل طبقه بندی نشده باشد اما می تواند یک ضمیمه طبقه بندی شده داشته باشد. 

 

بخش 5. اعمال تحریم های مرتبط با تروریسم در رابطه با سپاه پاسداران. 

(الف) یافته ها- کنگره به دنبال یافته های زیر است: 

(1) سپاه پاسداران مشمول فرمان اجرایی 13382 (50 U.S.C. 1701 note) در رابطه با توقیف دارایی های اشاعه دهندگان و حامیان سیستم پرتاب تسلیحات کشتار جمعی، لایحه جامع تحریم‌ها، پاسخگویی و عدم سرمایه گذاری در ایران 2010 (22 U.S.C.

11 8501 et seq.)، دستور اجرایی 13553 (50 U.S.C. 12 1701 note) در رابطه با توقیف دارایی ها و ممانعت از ورود اشخاص خاصی به ایالات متحده در ارتباط با نقض فاحش حقوق بشر توسط دولت ایران و سوریه از طریق فناوری اطلاعات است. 

(2) نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (که در این بخش ‘‘IRGC-QF’’ خوانده می شود) بازوی اصلی دولت ایران برای اجرای سیاست های آن در حمایت از گروه های تروریستی و شورشی است. نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کمک لجستیکی، حمایت مادی، آموزشی و مالی در اختیار شبه نظامیان و عوامل تروریستی در سراسر خاورمیانه و جنوب آسیا قرار می دهد و در اکتبر 2007 به دلیل حمایت از تروریسم و از سوی وزارت خزانه داری و متعاقب فرمان اجرایی 1322450 U.S.C. 1701 note) مرتبط با توقیف اموال و منع نقل و انتقالات میان اشخاصی که مرتکب اعمال تروریستی شده یا تهدید به ارتکاب آن می کنند یا از آن حمایت می کنند) تحریم هایی علیه آن وضع شد. 

(3) سپاه پاسداران (نه فقط سپاه قدس) مسئول اجرای برنامه بین المللی ایران برای اجرای فعالیت های بی ثبات کننده، حمایت از اقدامات تروریستی بین المللی و برنامه موشک های بالستیک است. 

(ب) کلیات- رئیس جمهوری تا 90 روز پس از تصویب این لایحه، تحریم های مشروح در بخش (ج) را در رابطه با سپاه انقلاب اسلامی و اشخاص خارجی را که مقام، عامل یا وابسته سپاه هستند، اعمال خواهد کرد. 

(ج) مشروح تحریم ها: تحریم های مشروح در این بخش تحریم هایی است که متعاقب فرمان اجرایی 13224 (50 U.S.C. 1701 note مربوط به توقیف دارایی ها و ممنوعیت نقل و انتقالات [مالی] با افرادی که مرتکب اعمال تروریستی شده یا تهدید به ارتکاب آن کرده اند یا از تروریسم حمایت می کنند) در رابطه با شخص خارجی اعمال می شود. 

 

بخش 6. اعمال تحریم های بیشتر در رابطه با اشخاص مسئول در نقض حقوق بشر. 

(الف) کلیات: وزیر خارجه باید تا 90 روز پس از تصویب این لایحه و پس از آن به صورت سالانه فهرستی از هر شخصی که وزیر طبق شواهد معتبر زیر تعیین می کند به کمیته های مربوطه در کنگره ارائه دهد. 

(1) مرتکب کشتار غیرقانونی، شکنجه یا سایر مواردی که به طور بین المللی نقض آشکار حقوق بشر خوانده می شود، شده باشد، علیه افراد داخل که بخواهند: (الف) فعالیت غیرقانونی مقامات دولتی ایران را فاش کنند؛ یا (ب) به آزادی هایی مانند آزادی مذهب، بیان، اجتماع و انجمن و حق محاکمه عادلانه و انتخابات دمکراتیک و حقوق بشری را که به صورت بین المللی به رسمیت شناخته شده است، دست یابند، یا آنها را اجرا کند، یا از آنها دفاع کنند یا اشاعه دهند؛ 

و (2) به عنوان عامل یک شخص خارجی یا از جانب آن در فعالیتی که در پاراگراف(1) شرح آن رفته، فعالیت کرده باشد. 

 

(ب) شرح تحریم ها: 

(1) کلیات: رئیس جمهوری می تواند طبق لایحه اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی (50 U.S.C. 1701 et seq.) همه نقل و انتقال دارایی ها و سود دارایی های شخص مورد نظر در بند (الف) را اگر در ایالات متحده باشد یا به ایالات متحده بیاید یا تحت مالکیت یا کنترل یک شخص آمریکایی باشد یا دربیاید، مسدود کند. 

(2)مجازات ها: هر فردی که پاراگراف (1) یا هر مقرراتی، مجوزی یا فرمانی را که در جهت اجرای پاراگراف (1) صادر شده باشد زیر پا بگذارد یا برای نقض آن تلاش کند یا باعث نقض آن شود باید مشمول مجازات هایی شود که در بخش های (ب) و (ج) قسمت 206 لایحه اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی (50 U.S.C. 1705) مطرح شده است؛ درست به اندازه شخصی که مرتکب عملی غیرقانونی شده و در بخش (الف) همان قسمت توضیح داده شده است. 

 

بخش 7. اعمال تحریم های تسلیحاتی. 

(الف) بطور کلی، به استثنای قسمت (د)، رئیس جمهوری باید تحریم های مشروح در بخش (ب) را در رابطه با هر فردی که در زیر می آید اعمال کند: 

(1) فردی که مشارکت دارد در هر فعالیتی که از لحاظ مادی به تامین، فروش یا انتقال مستقیم یا غیرمستقیم هر نوع تانک، خودروی زرهی، سیستم های توپخانه ای با کالیبر بالا، هواپیمای جنگی، هلی کوپتر جنگی، ناو، موشک یا سیستم های موشکی طبق تعریف و اهداف برنامه ثبت تسلیحات متعارف سازمان ملل به ایران یا از ایران و استفاده یا بهره گرفتن از آنها در ایران یا توسط ایران نقش داشته باشد؛ یا 

(2) شخصی که هر نوع آموزش فنی، خدمات یا منابع مالی، توصیه یا دیگر خدمات یا کمک های مربوط به تامین، فروش، انتقال، تولید، نگهداری و استفاده از تسلیحات و موارد مربوطه مشروحه در پاراگراف (1) در اختیار ایران قرار دهد. 

(ب) شرح تحریم ها: 

(1) توقیف دارایی: رئیس جمهوری باید طبق لایحه اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی (50 U.S.C. 1701 

14 et seq.) همه نقل و انتقالات دارایی ها و سود دارایی های شخص مورد نظر در بند (الف) را اگر چنین دارایی ها و سودهایی در ایالات متحده باشد یا به ایالات متحده بیاید یا تحت مالکیت یا کنترل یک شخص آمریکایی باشد یا دربیاید، مسدود کند. 

(2) راه ندادن به ایالات متحده: وزارت خارجه باید از اعطای روادید به شخصی که در بند (الف) آمده و بیگانه است امتناع کند و وزارت امنیت داخلی نباید وی را به ایالات متحده راه دهد. 

(ج) مجازات ها: هر فردی که پاراگراف (ب) (1) یا هر مقرراتی، مجوزی یا فرمانی را که در جهت اجرای پاراگراف (1) صادر شده باشد زیر پا بگذارد یا برای نقض آن تلاش کند یا باعث نقض آن شود باید مشمول مجازات هایی شود که در بخش های (ب) و (ج) قسمت 206 لایحه اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی (507 U.S.C. 1705) مطرح شده است؛ درست به همان اندازه ای که یک شخص مرتکب عملی غیرقانونی شده و در بخش (الف) همان قسمت توضیح داده شده است. 

(د) استثنا: نیازی نیست که رئیس جمهوری تحریم های بخش (الف) را علیه شخصی که در فعالیتی که شرحش آمده است، اعمال کند اما به شرطی که رئیس جمهوری به کمیته مربوطه در کنگره مجوز بدهد که: (1) اجازه این فعالیت به سود منافع ملی ایالات متحده است؛ 

(2) ایران دیگر تهدیدی مهم علیه امنیت ملی ایالات متحده و متحدان ایالات متحده نیست؛ و 

(3) حکومت ایران حمایت مالی و عملیاتی از اقدامات تروریستی را متوقف کرده است و دیگر شرایط لازم برای معرفی به عنوان یک دولت حامی تروریسم را ندارد. 

(ه) تعریف دولت حامی تروریسم: در این بخش، عبارت «دولت حامی تروریسم' به معنای کشوری است که وزیر خارجه (آمریکا) تعیین کرده است دولتش مکررا بنا به مقاصد زیر از اقدامات تروریستی حمایت کرده است: 

(1) بخش6(j)(1)(A) لایحه صادرات دولت 1979 (50 U.S.C. 4605(j)(1)(A ادامه اجرای آن متعاقب لایحه اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری به و به قوت خود باقی است (50 U.S.C. 1701 et 9 seq) 

(2) بخش 620(a) لایحه کمک های خارجی 1961 (22 U.S.C. 2371(a) 

(3) بخش 40(d) لایحه کنترل صادرات سلاح( 22 U.S.C. 278d)؛ یا 

(4) یا هر ماده قانونی دیگر. 

 

بخش 8. ادامه تاثیر تحریم های مرتبط با حمایت ایران از تروریسم. 

(الف) کلیات: تحریم های ایالات متحده که در رابطه با یک شخص طبق دستور اجرایی 13382 (50 19 U.S.C. 1701 note در رابطه با توقیف دارایی های توزیع کنندگان سیستم های شلیک تسلیحات کشتار جمعی) یا فرمان اجرایی 13224 (50 U.S.C.22 1701 note; در رابطه با توقیف دارایی ها و ممانعت از مبادلات با اشخاصی که مرتکب تروریسم شده یا از تهدید به ارتکاب آن می کنند یا از آن حمایت می کنند) اعمال شده و تحریم هایی که در نتیجه فعالیت های مشروح در بخش (ب) آمده اند و تا روز قبل از تصویب این لایحه به قوت خود باقی است تا 90 روز بعد از آنکه رئیس جمهوری مجوز مشروح در بخش (ج) در رابطه با آن شخص را به کمیته های مربوطه در کنگره تقدیم می کند به قوت خود باقی خواهد ماند. 

(ب) مشروح فعالیت ها: فعالیتی که در این بخش شرح داده می شود عبارت است از- 

(1) فعالیتی که به برنامه موشک های بالستیک دولت ایران کمک کند؛ یا 

(2) از اقدامات تروریستی حکومت ایران حمایت کند. 

)ج) مجوز: 

(1) کلیات: مجوزی که در این بخش شرح داده می شود مجوزی است که شخصی در رابطه با تحریم های اعمالی تحت فرمان اجرایی 13382 یا فرمان اجرایی 13224، طی سه ماهه منتهی به تاریخ مجوز، کسب کرده است و از هر فعالیت مشروح در بخش (ب) حمایت نکرده اما یا آن را تسهیل کرده یا در آن مشارکت داشته است. 

(2) ارسال به کنگره: 

(الف) کلیات: رئیس جمهوری باید مجوز شرح داده شده در پاراگراف (1) را به صورت مکتوب به کمیته های مربوطه در کنگره تسلیم کند و شامل توجیهات لازم برای صدور مجوز باشد. 

(ب) شکل مجوز: مجوزی که در پاراگراف (1) شرح داده شده است باید به صورت طبقه بندی نشده ارائه شود اما می تواند شامل یک ضمیمه طبقه بندی شده باشد. 

 

(د) اعمال مجدد: اگر تحریم ها علیه شخصی که مشمول این بخش است، معلق شود اگر رئیس جمهوری مشخص کند که آن شخص فعالیت های مشروح در بخش (ب) را از سر گرفته است چنین تحریم هایی باید دوباره اعمال شود. 

 

بخش 9. گزارش هماهنگی تحریم ها میان ایالات متحده و اتحادیه اروپا. 

(الف) کلیات: رئیس جمهوری باید تا 90 روز پس از تصویب این لایحه و هر 180 روز پس از آن، گزارشی مشتمل بر موارد زیر به کمیته مربوطه در کنگره ارسال کند: 

(1) تشریح هر یک از موارد مطروحه طی دوره مشخص شده در بخش (ب) که: 

(الف) آمریکا علیه شخصی به دلیل فعالیتی در ارتباط با اشاعه تسلیحات کشتار جمعی یا سیستم های پرتاب چنین تسلیحاتی به ایران یا توسط ایران، حمایت از اقدامات تروریستی ایران یا نقض حقوق بشر در ایران تحریمی را اعمال کرده است اما اتحادیه اروپا تحریم های مربوطه را اعمال نکرده است؛ و 

(ب) اتحادیه اروپا علیه شخصی به دلیل فعالیتی در ارتباط با اشاعه تسلیحات کشتار جمعی یا سیستم های پرتاب چنین تسلیحاتی به ایران یا توسط ایران، حمایت از اقدامات تروریستی ایران یا نقض حقوق بشر در ایران تحریمی را اعمال کرده است اما آمریکا تحریم های مربوطه را اعمال نکرده است. 

(2) توضیح دلیل اینکه چه تفاوتی میان تحریم های اتحادیه اروپا و تحریم های ایالات متحده آمریکا در زیرپاراگراف های (الف) و (ب) پاراگراف (1) آمده است، وجود دارد. 

(ب) دوره مشخص شده: دوره مشخص شده در این بخش عبارت است از: 

(1) اگر گزارش اول درباره بخش (الف) ارائه شود آغاز آن از 22 سپتامبر 2009 خواهد بود و پایان آن زمانی است که تحویل می شود.

(2) در صورتی که گزارش دیگری وجود داشته باشد دوره 180 روزه پیش از تسلیم ملاک است. 

(ج) شکل گزارش.- گزارشی که طبق بخش (الف) ارائه می شود باید به صورت غیرطبقه بندی نشده باشد اما می تواند ضمیمه ای طبقه بندی شده داشته باشد. 

 

بخش 10: گزارش درباره شهروندان آمریکایی بازداشت شده در ایران. 

(الف) کلیات: رئیس جمهوری باید تا 90 روز پس از تصویب این لایحه و پس از آن هر 180 روز یکبار، گزارشی درباره شهروندان ایالات متحده بازداشت شده و همچنین آنانی که شهروند سایر کشورها نیز هستند و توسط ایران یا گروه های مورد حمایت ایران بازداشت شده اند به کمیته مربوطه در کنگره ارائه دهد. این گزارش باید شامل موارد زیر باشد: 

(1) اطلاعات درباره هر مسئول دولتی در ایران که به هر نحوی در این بازداشت ها دخیل است؛ و 

(2) خلاصه ای از تلاش های دولت ایالات متحده که به منظور آزادی سریع این شهروندان انجام شده است. 

(ب) شکل گزارش: این گزارش که در بخش (الف) خواسته شده است باید به صورت غیرطبقه بندی نشده ارائه شود اما می تواند یک ضمیمه طبقه بندی شده داشته باشد. 

 

بخش 11. استثنائات درباره امنیت ملی و کمک های انساندوستانه؛ قاعده تفسیر. 

(الف) کلیات- فعالیت های زیر باید از تحریم های بخش های 4، 5، 6 و 7 مستثنی باشد: 

(1) هر فعالیتی که مشمول بند پنج (V) لایحه امنیت ملی 1947(50 U.S.C. 3091 et seq.) یا فعالیت های اطلاعاتی مجوزدار ایالات متحده است. 

(2) پذیرش یک بیگانه در ایالات متحده اگر مستلزم تبعیت از تعهدات ایالات متحده در توافقنامه میان سازمان ملل و ایالات متحده آمریکا درباره مقر سازمان ملل (امضا شده در 26 ژوئن 1947 در لِیک ساکسِس و اجرا شده در 21 نوامبر 1947) یا تحت کنوانسیون روابط کنسولی وین (24 آوریل 1963 در وین و اجرا شده در 19 مارس 1967) باشد. 

(3) انجام یا تسهیل مبادلات برای فروش کالاهای کشاورزی، غذا، دارو یا تجهیزات پزشکی به ایران یا برای کمک های انساندوستانه به مردم ایران، شامل همکاری در مبادلات مالی مرتبط با کمک های انساندوستانه یا با اهداف انساندوستانه، انتقال کالا یا خدماتی که برای کمک ها و اهداف انساندوستانه ضروری است یا صرفا برای تماس های تصادفی در مسیر تامین کمک های انساندوستانه یا برای مقاصد انساندوستانه با افرادی که تحت کنترل شخص خارجی مشمول تحریم های این لایحه است. 

(ب) تعاریف- در این بخش: 

(1) کالاهای کشاورزی: عبارت 'کالاهای کشاورزی' همان معنایی را دارد که در بخش 102 قانون تجارت کشاورزی 1978 (7 U.S.C. 5602) آمده است. 

(2) تجهیزات پزشکی: عبارت 'تجهیزات پزشکی' همان معنایی را دارد که 'تجهیزات' در بخش 201 قانون فدرال غذا، دارو و لوازم آرایشی (21 U.S.C. 321) دارد. 

(ج) قاعده تفسیر:هیچ یک از بخش های این لایحه نباید به منظور محدود کردن اختیارات رئیس جمهوری در جهت مشمول کردن اشخاص در تحریم ها برحسب قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی (21 U.S.C. 20 321) تفسیر شود. 

 

بخش 12. اختیارات رئیس جمهوری در بلااثر کردن تحریم ها: 

(الف) مصادیق اختیارات بلااثر کردن (صدور معافیت): 

(1) کلیات: رئیس جمهوری می تواند برای مدتی که نباید بیشتر از 180 روز باشد و طبق الزامات بخش های 4، 5، 6، 7 و 8، به طور مورد به مورد بخش هایی از تحریم های ادامه یافته علیه یک شخص را بلااثر کند. پس از آنکه رئیس جمهوری گزارش هایی را که برای منافع ملی ایالات متحده حیاتی است به کمیته های مربوطه در کنگره ارائه می دهد می تواند برای مدتی که کمتر از 30 روز نیست چنین تحریم هایی را بلااثر کند. 

(2) تمدید بلااثرها (تجدید معافیت ها): رئیس جمهوری می تواند به صورت مورد به مورد بخش های بلااثر شده تحت پاراگراف (1) را تا 15 روز پیش از انقضای بلااثرها، و برای مدت اضافی دیگری که نباید بیشتر از 160 روز باشد، تمدید کند. رئیس جمهوری گزارش مشروح در پاراگراف (1) را به کمیته های مربوطه در کنگره ارائه می کند. 

(3) تمدیدهای متوالی: اگر رئیس جمهوری از روندهای مندرج در پاراگراف (2) برای هر بار تمدید کردن بلااثرها پیروی کند و گزارش مشروح در پاراگراف (1) را ارائه دهد، می توان از اختیارات مندرج در پاراگراف (2) برای دوره های اضافی بلااثر کردن تحریم ها استفاده کرد. اما این دوره ها نباید بیشتر از 180 روز باشد. 

(ب) محتوای گزارش های تحریم های بلااثر شده (گزارش های معافیت): هر گزارشی که طبق بخش (الف) در رابطه با بلااثر کردن تحریم ها و مطابق بخش های 4، 5، 6، 7 در ارتباط با شخصی یا تمدید بلااثر کردن تحریم ها ارائه می شود باید شامل موارد زیر باشد- 

(1) اعلام یک منطق ویژه و دقیق برای مشخص کردن بلااثرها که این امری حیاتی برای منافع ملی ایالات متحده است؛ 

(2) توضیح اقدامی که باعث شده است شخصی مشمول تحریم ها شود؛ 

(3) توضیح تلاش هایی که ایالات متحده انجام داده است تا همکاری دولت با نهاد قضایی اولیه را برای مجازات یا خاتمه داده به عمل شخص یا اقدام در محلی که فعالیتش در پاراگراف (2) شرح داده شده است، تضمین کند. 

(4) ارزیابی اهمیت فعالیت توصیف شده در پاراگراف (2) در کمک به توانایی ایران برای تهدید کردن منافع ایالات متحده یا متحدان ایالات متحده، توسعه سیستم های پرتاب تسلیحات کشتار جمعی، حمایت از اقدامات تروریستی بین المللی یا نقض حقوق بشری هر شخصی در ایران. 

(ج) تاثیر گزارش در بلااثر کردن تحریم ها (معافیت): اگر رئیس جمهوری در رابطه با بلااثر کردن تحریم ها علیه شخصی مطابق بخش های 4، 5، 6، 7 و یا 8 یا تمدید بلااثر کردن تحریم ها گزارشی طبق بخش (الف) ارائه دهد نیازی نخواهد بود رئیس جمهوری تحریم های بخش های 4، 5، 6، 7 و یا 8 در رابطه با شخص توصیف شده در گزارش دوره 30 روزه مندرج در قسمت (الف) حفظ کرده یا اعمال کند. 

 

سرکرده داعش در عملیات انتحاری دیروز تهران چه کسی بود؟

سرکرده اصلی تیم تروریستی «ماجرای دیروز» تهران کیست؟

🔹عملیات در تهران آنقدر برای داعش اهمیت داشت که حاضر شد شاه‌ماهی عملیاتی خود را سال گذشته به همراه تیم‌های عملیاتی وارد ایران کند؛ ابوعایشه الکردی همان شاه‌ماهی داعش بود که قبل از رسیدن پایش به تهران در غرب کشور با شلیک تک تیرانداز سپاه راهی جهنم شد.
🔹قطعا اگر پای ابوعایشه و تیم کامل عملیاتی‌اش به تهران می‌رسید دیگر نمی‌شد نام وقایع دیروز تهران را ماجرای نیم روز گذاشت چون حتما دامنه وقایع به یک روز یا دو روز ختم نمی‌شود.
🔹چند ماه بعد، فاز اول عملیات برای وارد شدن فرمانده جدید تکفیری‌ها در ایران آغاز شده و وی به‌همراه ۲ تیم تروریستی به‌صورت جداگانه از طریق‌ مرزهای غربی، وارد کشور می‌شود و ظاهراً همه چیز به‌خوبی برای این دو تیم پیش می‌رود.
🔹اما در جریان فرآیند ورود یکی از تیم‌های تروریستی که ابوعایشه در آن تیم حضور نداشته، نیروهای قرارگاه نجف سپاه کرمانشاه با آن تیم درگیر شده و تمام اعضای تیم را در نقطه صفر مرزی به هلاکت می‌رساند.
🔹اما در سوی دیگر، ابوعایشه به‌همراه یک تیم دیگر و از نقطه‌ای دیگر وارد کشور شده و بدون هیچ مشکلی در یک شهر مرزی در استان کرمانشاه، استقرار اولیه پیدا کرده و مخفی می‌شوند.
🔹آنها برای اینکه ردی از خود به جای نگذارند، مجبور بودند که چند روزی در محل استقرار اولیه خود بمانند تا در یک فضای آرام، به مکان هدف برای استقرار نهایی برسند.
🔹پس از استقرار اولیه ابوعایشه و نیروهایش در یکی از شهرهای مرزی در استان کرمانشاه پی ‌می‌برند که احتمالاً محل استقرارشان لو رفته است و خانه تحت نظر نیروهای امنیتی است و اندکی بعد با مسجل شدن موضوع، همه چیز برای‌شان قطعی می‌شود که لو رفته‌اند.
🔹آنها تصمیم به فرار می‌گیرند ولی خانه‌شان محاصره شده بود و به‌ناچار با توجه به اینکه سلاح و مهمات قابل توجهی با خود همراه داشتند، تصمیم به ایجاد درگیری می‌گیرند تا شاید بتوانند با این کار، راه فراری برای خود از مهلکه درست کنند. حتی در جریان درگیری، یکی از اعضای تیم تروریستی با جلیقه انفجاری، خود را منفجر می‌کند.
🔹در جریان این درگیری تمام اعضای تیم تروریستی کشته شده و یکی از تک‌تیراندازان نیز موفق می‌شود که با شلیک گلوله فردی را که احتمالاً همان ابوعایشه یکی از معاونین عملیات گروهک تروریستی داعش بوده به هلاکت برساند.
🔹پس از به درک واصل شدن ابوعایشه از اسناد بدست آمده از این گروه مشخص که آنها حداقل ۵۰ هدف تروریستی را برای خود مشخص کرده و به اصطلاح قصد داشتند تهران را به آتش بکشند.

بی عرضگی

شما به بی عرضگی دولت روحانی چه نمره ای میدهید؟

لطفا نظر بدهید

لطفا نظرتان را در خصوص ارسال پیام تبریک ریاست جمهوری آنهم با پول بیت المال چیست؟
آیا ضرورت دارد؟
در کاهش تورم و رونق اقتصادی چقدر تاثیر دارد؟
در اشتغال جوانان چه نقشی ایفاء میکند؟
یا بنظرتان یک ترفند تبلیغاتی است؟


قیام یعنی 9 دی


یوم الله 9 دی ، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت گرامی باد

مواضع من درباره فتنه سال ۸۸ کاملاً صریح است و برروی این موضوع حساس هستم و ملاک هم، عدم حمایت از کسانی است که سردمدار فتنه بودند و یا از آن سوءاستفاده کردند و تاکنون نیز اعلام تبری نکرده اند.
رهبر انقلاب : امام خامنه ای

http://www.aviny.com/occasion/Siasi/9-day/header.jpg


ملت هوشیار ایران ، فتنه های اکبر را خاموش خواهند کرد ...

 

وقتی پای حسین وسط می آید، همه یک دست می شوند. نه دی فریاد بیداری ملتی بود که صبر کرده بودند در برابر بی حیایی دشمن . نه دی در تاریخ ماند زیرا هوشیاری مردم با نوای زیبای یا حسین طنین انداز شد.
مردم زمان حال دست به کارهایی می زنند که شاید خودشان به بزرگی و عظمت آن کمتر پی ببرند. به عبارت دیگر به گذشت زمان است که ارزش یک عمل به درستی مشخص می شود. نهم دی ماه ۱۳۸۸ هم یکی از همین روز ها بود که مردم به خیابان ها آمدند تا از اسلام دفاع کنند. از بیرق حسینی دفاع کنند ولی به راستی این روز چه تفاوتی با دیگر روز ها داشت که مقام معظم رهبری آن را پیروزی واقعی ملت ایران دانستند؟ در روز عاشورا عده ای برای مبارزه با حماسه ی حسینی وارد خیابان ها شدند. بیرق ها و هیئت ها را به آتش کشیدند. آن روز کسی برای پس گرفتن و رای و ابطال انتخابات فریاد نمی زد. دشمن چهره ی واقعی خود را نشان داد و ثابت کرد که برای پاک کردن نام حسین (ع) آمده است . وقتی مردم غیور ایران به عمق فاجعه ی روز عاشورا پی بردند، سوری نواخته شد که گویی همه بیدار شدند . فتنه آتشش خوابیده است و امروز نوبت هوشیاری است.و باید بدانند خواص بی بصیرتی که هنوز موضع خود را مشخص نکرده اند و بازیگران نقشه های شوم دشمنانند که اگر اختلافات سیاسی وجود دارد و یا اگر با انقلاب مشکلی هست نباید حرمت شکنی شود. نباید مذهب و اعتقادات مردم با بازی های کثیف سیاسی مخدوش گردد. اگر کسی با حسین مشکل داشت با خدا مشکل داشته. کسی که با خدا مشکل دارد حرمت نگه نمی دارد.
نه حرمت پیراهن عزاداری حسین را و نه حرمت خون خدا را! و ملت ایران تحمل تماشا کردن بی حرمتی را ندارند. وقتی پای حسین وسط می آید، همه یک دست می شوند. نه دی فریاد بیداری ملتی بود که صبر کرده بودند در برابر بی حیایی دشمن . نه دی در تاریخ ماند زیرا هوشیاری مردم با نوای زیبای یا حسین طنین انداز شد . نوای یا حسین بیدار باشی است که بر او غفلتی استوار نمی ماند. هوشیاری مردم با حسین گره خورد و در این عالم هرحرکتی که رنگ و بوی حسینی داشته باشد همچون حسین ماندگار می شود.


http://ofoghe-mobin.persiangig.com/image/name.jpg


ما منتقمان روز عاشوراییم ، مختار ببین ! قیام یعنی نه دی

دستاوردهای دولت شیخ حسن روحانی را چرا نمی بینید؟؟؟؟؟

حسین  قدیانی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: هر چند این روزها صدای اعتراض به دولت اعتدال، از هر کوی و برزنی شنیده می‌شود و هر چند مردم کوچه و بازار، به حیث کار و کارنامه، هرگز نمره قابلی به رئیس این دولت نمی‌دهند و هر چند شماری از مهم‌ترین وزرا، از همین الان صف خود را از روحانی جدا کرده‌اند، لیکن در مقام قضاوت، بی‌انصاف نباید بود و دستاوردهای مهم دولت اعتدال بویژه رئیس آن را نباید نادیده گرفت که اگر جز این باشد، از مصادیق بی‌تقوایی است. باورم هست دستاوردهایی دارد دولت فعلی، بعضا متمایز و ممتاز. نخستین دستاورد اینکه اگر 4 سال تمام، هر 24 ساعت شبانه‌روز می‌خواستیم برای گروهی از این مردم، «صحیفه نور» بخوانیم و از خمینی یا صدالبته خامنه‌ای، کد بیاوریم که چرا نمی‌توان به مذاکره با آمریکا خوشبین بود، قطع به یقین، به این وضوحی نمی‌شد که دولت اعتدال در مقام عمل نشان ‌داد به شیطان بزرگ نمی‌توان اعتماد کرد و اگر هم اعتماد کنی، عاقبتی جز ابراز ندامت در پی ندارد! این دستاورد بزرگ آیا چیز کمی است؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست حتی به آن دسته از مردمی که با حسن‌ظن به آمریکا نگاه می‌کردند هم ثابت کند که شیطان بزرگ، هرگز وفایی به عهد خود ندارد؟! کدام دولت به خوبی این دولت توانست ثابت کند که دست‌برداشتن از آرمان‌ها، هرگز متضمن این نیست که تو از گندم ری بخوری؟! یا توهم بزنی دیگر تحریم‌ها لغو شد و تمام؟! یا خیال کنی چون درون قلب رآکتور خودکفایی، سیمان سیاه بی‌تدبیری ریخته‌ای، پس چرخ کارخانه‌ها و کارگاه‌ها می‌چرخد؟! دستاورد از این مهم‌تر که بعد از آن‌همه شانتاژ زنجیره‌ای‌ها، عاقبت معلوم شد هسته‌ای بهانه است و نه مقصر؟! دستاورد از این بالاتر که بعد از آن‌همه دروغ زنجیره‌ای‌ها، عاقبت معلوم شد مشکل اقتصادی، اندک ربطی به پیشرفت‌های ما در سایر حوزه‌ها ندارد؟! دستاورد از این ارزشمندتر که بعد از آن‌همه اراجیف زنجیره‌ای‌ها، عاقبت معلوم شد علاج معضل ضعف در حوزه اقتصاد، کوبیدن بر فرق نقاط قوت ما در سایر حوزه‌ها یا فروش آنها به اجنبی، آن‌هم به قیمت مفت نیست؟! دومین دستاورد اینکه معلوم شد وقتی مشکل از ناحیه بی‌تدبیری مدیر اجرایی است، پیاده‌روی با دشمن و دست‌دادن همراه با لبخند به او، هرگز جای خالی تدبیر نداشته را پر نمی‌کند، بلکه تنها و تنها دشمن را به فشار بیشتر تشویق می‌کند! آیا دستاورد از این بهتر که ثابت شد وقتی ریشه اصلی مشکلات اقتصادی کشور، داخلی است، نگاه صرف به خارج، نه فقط تحریم را باقی می‌گذارد و نه فقط اثر تحریم را باقی می‌گذارد، بلکه هر روز مشکلی به مشکلات قبلی اضافه می‌شود؟! سومین دستاورد اینکه بیش از پیش معلوم شد «مرگ بر آمریکا» اولا شعاری از سر احساس نیست و ثانیا مصداق گزک‌دادن دست دشمن نیست. از قضا دشمنی چون شیطان بزرگ، با این همه دشمنی و تحریم و تهدید و با این همه نقض عهد که حتی صدای ظریف وزیر امور خارجه دولت فعلی را هم درآورده، حقا که لایق مسلم مرگ است! چهارمین دستاورد اینکه معلوم شد به صرف ژنرال خواندن چند مدیر لای منگنه سیم‌خاردار نفس و فساد و حقوق نجومی که بعضا حتی با تریلی هم نمی‌توان صفرهای روی دوش فیش‌شان را حمل کرد، حلوای شیرین وارد کام این مردم نمی‌شود! و البته که ارائه آمار هم، برای این همه بیکار، کار نمی‌شود! پنجمین دستاورد اینکه معلوم شد اگر بخواهی در آخرین سال دولت خود هم، همه مشکلات را گردن گذشتگان بیندازی، حتی روزنامه طرفدارت هم علیه این همه پشت هم اندازی و مغالطه، در حد تیتر یک به تو اعتراض می‌کند! و به این چیز فرض گرفتن مردم، از بزرگ گرفته تا کوچک، به تو اعتراض می‌کنند! آری! دیدم بی‌انصافی است اگر اشاره نکنم به این دستاوردهای ارزشمند، آن هم در شرایطی که همگان حتی افرادی از داخل کابینه هم معترض و متعرض به نحوه ریاست فعلی بر قوه مجریه هستند! و این درست که در این 4 سال، اندازه 40 سال بر ما سخت گذشت اما باز هم خوب است ناشکر نباشیم و فی‌الواقع تشکر کنیم از این همه دستاورد واقعا روحانی!

آیا آمریکا می تواند به ایران حمله بکند؟

 


فریب خوردن از دشمن خدعه‌گر، چیز عجیبی نیست. اگر به چنین دشمنی اعتماد کرده و فریب نخوریم، جای تعجب و البته تاسف دارد. تمدید قانون داماتو را (تحریم‌های 10 ساله علیه کشورمان) هم مجلس نمایندگان و هم مجلس سنای آمریکا با اکثریت «کامل» به تصویب رسانده و به آنهایی که خواب آمریکا را می‌دیدند رکب زدند. یعنی، تقریبا تمام اعضای کنگره-جمهوری خواه و دموکرات- به تمدید این قانون رای داده‌اند. این قانون در همین دولت اوبامای مودب تمدید شده، و طبق خبرهایی که منتشر شده اوباما هم قرار است آن را امضاء کند. اتحاد جمهوری خواه و دموکرات - دستکم در دشمنی با ایران را- مدتهاست که منتقدان فریاد می‌زنند اما هیچگاه گوش شنوایی نبوده است. از آقای صالحی بگیر تا سخنگوی محترم وزارت خارجه و رئیس‌شورای عالی امنیت ملی، آقای شمخانی، تا پیش از تصویب مجدد این قانون، تمدید آن را مساوی با نقض برجام دانسته بودند اما بعد از تصویب، مواضع برخی تغییر کرد! وزیر خارجه کشورمان که تمدید تحریم‌های ده ساله را نقض برجام دانسته بود دیروز گفته، این اقدام «اثر اجرایی ندارد» و رئیس‌جمهوری محترم هم دیروز در دیدار نماینده ویژه پوتین آن را صرفا «تضعیف برجام»! خوانده است. جریان رسانه‌ای دولت و مدعیان اصلاحات نیز برای ماله کشی این بدعهدی بزرگ آمریکا به صف شده‌اند. در این باره گفتنی‌هایی هست.
1- «قانون داماتو» در دوران ریاست جمهوری کلینتونِ دموکرات، و «تحریم‌های بی‌سابقه» و به تعبیر غربی‌ها «فلج‌کننده» در دوران باراک اوبامای دموکرات تصویب شدند. یعنی همان جریان سیاسی که دلباختگان آمریکا، سال هاست سنگ آنها را به سینه زده و برای پیروزیشان در انتخابات ریاست جمهوری دعا می‌کردند! اما دیدیم دموکرات‌ها پا به پای جمهوری خواهان و بدون حتی یک رای مخالف، به این قانون رای دادند تا باز هم ثابت شود این که منتقدان سالهاست فریاد می‌زنند بین این دو جریان در موضوع ایران هیچ تفاوتی نیست، شعار نیست، حرف حساب است.
2- می‌گویند تمدید تحریم‌های 10 ساله آمریکا، «اثر اجرایی ندارد» که باید پرسید، اگر این تحریم‌ها اثر اجرایی ندارند، اصلا چرا وارد مذاکره شدیم و برای لغو آنها این قدر از جیب ملت هزینه کردیم؟! نمی‌گویند اگر تمدید این قانون اثر اجرایی ندارد، چرا پیش از تصویب، آن را «نقض صریح برجام» خوانده و نسبت به تبعات این بدعهدی برای آمریکا خط و نشان‌ها می‌کشیدند، با فلان مقام اتحادیه اروپا رایزنی کرده، درباره تبعات غیر قابل پیش‌بینی این اقدام گفت‌و‌گو می‌کردند.
3- زنجیره‌ای‌ها تا پیش از تصویب «تمدید داماتو» با «غوغا‌زیستی» ایام می‌گذراندند تا به اردیبهشت سال 96 برسند! و برای این مقصود، با ظرفیت عظیم رسانه‌ای و مالی خود، به «راه انداختن» حاشیه و «جا انداختن» آن به عنوان مسئله اول کشور می‌پرداختند. تبدیل «لغو کنسرت و سخنرانی» به مسئله اول کشور آن هم در شرایطی که رکود، بیکاری‌، تورم و دلار نزدیک به 4000 تومانی کمر ملت را می‌شکست، نمونه‌هایی از این حاشیه‌سازی‌هاست. جدید‌ترین نسخه این حاشیه‌ها روی تلاش قوه قضائیه برای دستگیری یک وکیل‌الدوله و لغو سخنرانی یک وکیل‌الدوله دیگر ساخته شد. کار به جایی کشید که رئیس‌جمهور محترم نیز دست به کار شد و شخصا بر لزوم آزادی بیان تاکید و اقدام قوه قضائیه را «مایه شرمساری» خواند. بسیجِ یک شبه تمام ظرفیت دولت و جریان‌های نزدیک به آن برای رسیدگی به این مسئله آن هم در چنین شرایط اقتصادی مایه تعجب و شرمساری شد. همه این حاشیه‌سازی‌ها برای فرار از پاسخگویی به وعده‌ها بود. وعده هم این بود که با مذاکرات هسته‌ای تحریم‌ها فرو ریخته اقتصاد شکوفا شده و دلار 1000 تومان خواهد شد. قانون داماتو اما تیر خلاص را بر پیکر نیمه جان برجام زد و همه وعده‌ها را هوا کرد. حال که آن «تقریبا هیچ» هم هوا شده، طبیعتا از این پس باید منتظر حاشیه سازی‌ها و هنجار‌شکنی‌های بیشتری بود. حاشیه‌سازی از این پس، از نان شب هم برای شکست خوردگان برجام زده حیاتی‌تر می‌شود.
4- صفحات نخست روزنامه‌ها و سایت‌های زنجیره‌ای در نخستین روز پس از تمدید این قانون به خوبی نشان داد که آنها از خیانت دوستان دموکراتشان در ماجرای داماتو حسابی «کُپ» کرده‌اند. شاید از دموکرات‌ها انتظار چنین خیانتی را نداشتند، شاید هم رای صد‌در‌صدی سنا و نمایندگان آنها را گیج کرده باشد. این عده اما هنوز هم از خواب بیدار نشده و ابراز امیدواری می‌کنند اوباما با این قانون مخالفت کند تا «شاید» با این مخالفت چند ماهی این قانون تعلیق شود و مدت زمانی که تا انتخابات ریاست جمهوری فرصت مانده را هم با «پُز برجام» سپری کنند. مخالفت احتمالی اوباما حداکثر چند ماه این قانون را تعلیق می‌کند اما بعد از آن، روز از نو خواهد بود و روزی از نو. واکنش عجیب و متناقض برخی مسئولین درباره تمدید این قانون اما، دست فرمان لازم را به زنجیره‌ای‌ها داد و احتمالا آنها تا امروز صبح باید از «کُپ» خارج شده باشند. از امروز پیاده نظام‌ها برای توجیه خیانت آمریکا به صف می‌شوند و القا می‌کنند که... برجام هنوز هم نقض نشده است. احتمالا برای جلوگیری از رسوایی بیشتر چند «حمله دیپلماتیک»! را نیز چاشنی گزارشات، مقالات و موضع‌گیری‌های ظریفِ ضد‌آمریکایی خود خواهند کرد.
5- با آخرین میخی که دو جریان دموکرات و جمهوری خواه مشترکا به تابوت برجام زدند و با پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا، از این پس اروپا ملجأ لیبرال‌های وطنی خواهد شد. اصولا زندگی بدون غرب برای این طیف امکان وقوع ندارد. تاسیس دفتر اتحادیه اروپا در تهران نیز احتمالا با جدیت بیشتری دنبال خواهد شد. موضع‌گیری‌ها نیز حول این محورها خواهند چرخید که: «آمریکا فقط یکی از اعضای 1+5 است»و «سایر اعضاء همچنان به برجام پایبندند»، «آمریکا با این کار حیثیت خود را به باد داد»،« دنیا فهمید حق با مابود و ما دنبال بمب اتمی نبودیم و آبروی آمریکا رفت و ...» تا چنین القا شود که برجام هنوز نمرده است غافل از اینکه، بسیاری از کشورهای غربی نیز مثل کشورهای مرتجع و عقب مانده عربی، مثل همین لیبرال‌های خودمان، به انحاء مختلف به آمریکا وابسته‌اند و بدون اجازه این کشور جرات آب خوردن ندارند. حتی اگر فرض بگیریم سیاست‌های اروپا از آمریکا مستقل است باید پرسید، آیا اروپا آمریکا را رها کرده و به سمت ایران متمایل خواهد شد؟!
این خیانت اما، باعث بی‌حیثیتی آمریکا هم نخواهد شد، چرا که اصولا این کشور حیثیتی نداشت که با خیانت به ایران آن را از دست بدهد. حیثیت آمریکا در جنگ ویتنام، حمله به عراق و افغانستان و لیبی، راه اندازی قائله داعش و تکفیر، حمایت از جنایات ناتمام رژیم صهیونیستی و آل‌سعود و صدها جنایت دیگر از بین رفته است. صحبت کردن از حیثیت در «سیاست منهای اخلاق» به جوک شبیه‌تر است. امروزه کشورهای غربی نه بر اساس اخلاق و وفاداری بلکه بر اساس منافع، سیاست‌های خود را تنظیم می‌کنند. آیا منافع غرب ایجاب می‌کند از تحریم‌های آمریکا علیه ایران تبعیت نکنند؟
6- امروز قطعا باید برای دولت هم ثابت شده باشد که دشمنی آمریکا با ایران نه بخاطر توان هسته‌ای کشورمان بود و نه بخاطر مسائل حقوق بشری (اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و متجاوزان به نوامیس مردم) و حتی توان موشکی بلکه دشمنی آمریکا با ایران، «ماهوی» است. امروزه آمریکایی‌ها دیگر مثل چند ماه قبل هم نمی‌گویند «رفتار ایران باید تغییر کند» بلکه به صراحت از لزوم «تغییر رژیم» حرف می‌زنند. آیا وقتی حریف «بدون ترس» برجام را اینگونه نقض می‌کند و همزمان حرف آخر (تغییر رژیم) را همان اول می‌زند، نباید «بدون ترس» مذاکره را رها و اجرای یک طرفه برجام را متوقف کرد؟ ادامه چنین وضعی «خسارت محض» است؛ دولت هم بهتر است حرف آخر را بزند.

حسن روحانی خائن است او را محاکمه کنید

حمید روحانی موسس و رییس مرکز اسنادانقلاب اسلامی که با حکم امام خمینی عهده دار نگارش تاریخ انقلاب گردیده است به بهانه سخنرانی در همایش مشروطیت در تبریز به ایراد سخنانی تند علیه حسن روحانی رییس جمهور پرداخت.

وی که این سخنان را در همایش مطرح کرده بود با سانسور اغلب روزنامه ها و خبرگزاری های مواجه گردید اما ظاهرا اراده جدی برای رسانه ای کردن آن توسط سایت های اصولگرای استان و نیز خود ایشان وجود داشته است که عمده این ادعاها در بازتاب رسانه ای سخنرانی ایشان در همایش در سایت اصولگرای زیتون تبریز آمده است.
او در این سخنرانی با صراحت اعلام می دارد
خطر بزرگ برای ایران، نه آمریکا و نه اسراییل است، بلکه آقای دکتر روحانی و تفکرات اینچنین است. آقای روحانی آگاهانه به صحنه آمده تا اصالت های اسلامی را از بین ببرد. این آقایان دنبال این هستند که کشور ما را به دوران ستم شاهی بازگرداند؛ کوتاهی وعاظ و ائمه جمعه و روحانیت کشور نزد خدا پاسخگو هستند.
او در ادامه مباحث خود  با طرح اتهام سنگینی علیه روحانی می افزاید:
آن روزی که رهبری فرمودند من مذاکره را بیهوده می دانم، عمروعاص های امروز رهبری را مجبور به مذاکره کردند. روحانیت و ائمه جمعه باید در برابر مذاکره با شیطان نهضت براه می انداختند اما کوتاهی کردند. ما امروز رسوایی مذاکره و برجام را دیدیم و الخیر فی ما وقع.
روحانی افزود: اگر سیل نامه از  بسیج و روحانیت به ریاست جمهوری گسیل می شد آقای روحانی جرات مذاکره با امریکا را نداشت. نباید می نشستند و نظاره گر می شدند.
روحانی بیان داشت: این ها برای هر سخنرانی رهبری دهن کجی نشان می دهند و باید مجازات شوند. یکی از بدعت های آقای روحانی این بود که مردم را از جریان مذاکرات دور نگه داشت. آقای روحانی به جرم خیانت به کشور و دروغ و دوری از ولایت باید محاکمه شود.
کارشناسان البته سخنان وی را پیرو راه افتان خط جدید حمله علیه دولت می دانند . بعد از علنی شدن موضوع فیش های نجومی که دولت را کاملا منفعل نموده و در لاک دفاعی بره بود ظاهرا در ارزیابی ها زمینه برای حمله های سنگنین علیه روحانی به نفع جریان رقیب تخمین زه شده و این بار روحانی بخاطر مسائل کلی تری چون برجام که سال گذشته با تائید رهبری برای تحقق آن اقدام نموده بود آماج حملات تند منتقدین قرار گرفته اند.

روحانی در زنگ حساب، انشاء می‌خواند!🔴



♦️مقدمه :
🔹در حالیکه 7 ماه به اتمام کار دولت و انتخابات 96 باقی مانده، روحانی به جای ارائه گزارش عملکرد به مردم، همچنان مشغول فرار به جلو و سخنرانی‌های تبلیغاتی است.

♦️شعار درمانی آقای روحانی  :
🔹روحانی (95.8.1)گفت : «باید با بیکاری مقابله کنیم. برای جوان‌ها و به ویژه دختران و زنان باید به فکر اشتغال باشیم » این اظهارات در حالی بیان می‌شود که روحانی در وعده‌های انتخاباتی  92 اعلام کرده بود : « دولت تدبیر و امید نخواهد گذاشت این همه جوان بیکار در مقابل خانواده شرمنده باشند.»

♦️نتیجه :
🔹روحانی دچار بحران کارنامه و گزارش عملکرد شده است. از همین رو می‌کوشد با مقصر تراشی برای ناکارآمدی‌ دولت و فرار از مسوؤليت پذیری در قبال وضع موجود به شعار درمانی و آمار درمانی بپردازد. روحانی باید بداند زنگ انشاء تمام شده و الان زنگ حساب است.

ایران از عربستان حال گیری کرد

در پی تحرکات تنش آفرین و تشنج زای اخیر برخی از دولت ها در منطقه خلیج فارس و دریای عمان به ویژه تحرکات ستیزه آمیز و تنش جویانه در قالب برنامه ادعایی موسوم به رزمایش دولت سعودی، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیانیه مهمی صادر کرد.
 
متن بیانیه نیروی دریایی سپاه پاسداران به شرح ذیل  است:
 
به کلیه شناورهایی که در رزمایش اعلامی عربستان سعودی حضور دارند، اعم از شناورهای نیروی دریایی سعودی و شناورهای غیر از آن اعلام می گردد؛ نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعتقاد دارد اصالتاً این رزمایش مصداق مشخصی برای تشنج آفرینی و کم کردن امنیت پایدار در خلیج فارس است.
 
به همین لحاظ عبور هیچ یک از شناورهای نظامی شرکت کننده در رزمایش اعلامی از آب های سرزمینی جمهوری اسلامی ایران مجاز نمی باشد و به هیچ وجهی به آب های سرزمینی جمهوری اسلامی نزدیک نشوید و حتی از آب های بین المللی نزدیک آب های سرزمینی جمهوری اسلامی ایران عبور نکنید چرا که ما اعلام می داریم این عبور به هیچ وجه مصداق عبور بی ضرر نمی باشد.
 
نیروی دریایی سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، برای تامین امنیت پایدار خلیج فارس و تنگه هرمز در آمادگی کامل به سر می برند و با هرگونه حرکت، تلاش و اقدام برای برهم زدن آرامش و امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز و دریای عمان مقابله متناسب و فوری انجام خواهد داد.

سوپ با سایه هویج


بیش از 8 ماه از روز اجرای برجام می‌گذرد و به اعتراف دولتمردان دستاورد و عایدی آن برای کشور «تقریبا هیچ» بوده است. واکنش دولت به بدعهدی‌های طرف غربی و در راس آنها آمریکا نیز در نوع خود جالب و قابل تامل است. آقای روحانی پس از سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل در جمع خبرنگاران در این خصوص گفت: «با وجود دیپلماسی فشرده‌ای که به دستیابی به توافق بین ایران و قدرت‌های جهان، از جمله آمریکا منجر شد، زمانی که صحبت از پایبندی به توافق است، آمریکا نمره خیلی درخشانی نمی‌گیرد.» ایشان پس از بازگشت از نیویورک گفت؛ آمریکایی‌ها قول داده‌اند روند اجرای برجام را اصلاح و به تعهدات خود عمل کنند و البته ایشان توضیح ندادند که این قول را چه کسی داده و آمریکایی‌ها دقیقاً قرار است چه کاری در این زمینه انجام دهند.
خوشبینی دولت درباره قول واشنگتن مبنی بر اصلاح روند اجرای برجام و عمل به تعهدات خود در این زمینه در حالی است که مقامات مختلف آمریکا - از جان کری گرفته تا وزیر انرژی آمریکا و سخنگوی وزارت خارجه این کشور و ...- طی همین چند روز در اظهاراتی جداگانه و البته روشن و صریح تاکید کرده‌اند؛ آمریکا به همه تعهدات خود در برجام عمل کرده است. پیام و معنای این موضع آمریکایی‌ها واضح است؛ سقف عایدی ایران از برجام همان تقریبا هیچ است و نباید انتظار بیشتری از آن داشته باشد!
یکی از سوالاتی که در دوران مذاکرات هسته‌ای نیز مطرح بود آن بود که در ذهن تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران کاخ سفید چه می‌گذرد. آیا آنها حاضرند امتیاز دندان‌گیر و ملموسی بدهند و چماق تحریم را کنار بگذارند؟ عده‌ای معتقد بودند آمریکایی‌ها برای تقویت جناحی که آن را میانه‏رو می‌خوانند حاضر به دادن برخی امتیازات هستند. برخی مواضع چهره‌ها و دولتمردان آمریکا نیز به تقویت این گمانه کمک می‌کند. جان برنان رئیس سازمان سیا حدود دو ماه پیش در نشست شورای روابط خارجی آمریکا گفت: «من امیدوارم با افزایش نفوذ و قدرت‌‌گیری برخی از عناصر مدرن‌تر در داخل دولت ایران، شاهد این باشیم که ایران به سمت پیوستن دوباره به جامعه ملل حرکت کند و به وظایف و تعهداتش عمل کند.» مروری بر مواضع و عملکرد برخی از دولتمردان کشورمان نشان می‌دهد، آنان نیز چنین نگاهی داشته و معتقدند در صورت بروز برخی رفتارها و مواضع، آمریکایی‌ها نرمش نشان داده و امتیازاتی را به آنها خواهند داد. اما این نگاه تا چه حد واقع‌بینانه و درست است؟ پاسخ به این سوال نیاز به فهم سیاست کلان و راهبردی واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی دارد. سیاستی که سنگ بنایی مستحکم داشته و فارغ از آمد و شد دولت‌ها و اختلافات دو حزب دموکرات و جمهوری‏خواه است.
سوزان مالونی، عضو ارشد مرکز سیاست خاورمیانه اندیشکده بروکینگز که به زبان فارسی نیز مسلط بوده و وی را می‌توان از تصمیم‌سازان برجسته در مورد مسائل ایران دانست، چندی پیش در جلسه استماع سنای آمریکا تصویری دقیق و روشن از این سیاست ترسیم کرده و می‌گوید؛ «از زمان تسخیر سفارتخانه آمریکا در تهران در سال 1979، هر یک از رؤسای جمهور آمریکا جهت استفاده از اهرم اقتصادی - هم به عنوان مجازات و هم به عنوان مشوق- به عنوان مؤلفه‌ای محوری در راهبردی برای برخورد با چالش‌های ناشی از ایران انقلابی تلاش کرده است. چارچوب سیاست آمریکا در ساعات اولیه پس از به گروگان گرفته شدن کارکنان سفارتخانه تعیین شد.
همان گونه که یک مقام بلندپایه سابق وزارت امور خارجه آمریکا به خاطر می‌آورد، تقریبا به محض آغاز گفت‌وگوهای سیاسی [در روز پس از تسخیر سفارتخانه[، اعضاء تیم بحران هم در کاخ سفید و هم در وزارت امور خارجه آمریکا بر یک راهبرد دو سویه متمرکز شدند. هدف «گشایش درهای مذاکره» در عین حال، «افزایش هزینه ایران در ارتباط با نگه‌داشتن گروگان‌ها» بود.از آن زمان به بعد، فرمول آمریکا برای تأثیرگذاری بر ایران از طریق ترکیب فشار و تشویق به صورتی بنیادی دست نخورده باقی ماند و هر یک از دولت‌های آمریکا - هم جمهوری‌خواه و هم دموکرات- از همین الگو پیروی کردند و از تحریم‌ها و دیگر انواع فشارهای اقتصادی و در عین حال، آزمودن گفتگوهای دیپلماتیک و تعامل مستقیم با دولت ایران استفاده کردند.
بسته به شرایط و شیوه ریاست جمهوری، اقدامات متفاوتی انجام می‌گرفت اما طرح کلی سیاست آمریکا در قبال ایران طی سی و هفت‌سال گذشته به صورت قابل توجهی ثابت بوده است.»
همانگونه که مالونی به شکلی ظریف به این قضیه اشاره می‌کند، فشار اقتصادی نقش چماق و «گشایش درهای مذاکره» نقش هویج را در این معادله بازی می‌کند. باید توجه داشت آمریکایی‌ها هرگز «دادن امتیاز» را به عنوان مشوق وارد این معادله نمی‌کنند و صرفاً «گشایش درهای مذاکره» را نوعی امتیاز تلقی کرده و جا می‌زنند. نمونه بارز این ماجرا خودداری دولت جرج بوش پسر از ورود به مذاکره با ایران بر سر پرونده هسته‌ای بود و وقتی دولت اوباما طی نامه‌ای سطح بالا و رسمی آمادگی خود برای مذاکره در این زمینه را مطرح کرد، محافل سیاسی و رسانه‌های این کشور طوری وانمود کردند که گویا امتیاز مهمی به ایران داده شده است!
در ماجرای مبادله برخی زندانیان دو کشور و استرداد 400میلیون - به همراه سود 1/3 میلیارد- دلار از دارایی‌های ایران که در زمان طاغوت برای خریدهای نظامی به آمریکا داده شده بود، سیاست آمریکا به خوبی قابل ردیابی است. آمریکایی‌ها در این ماجرا نیز کلاهبرداری کردند و در حالی که باید حداقل 8 الی 9 میلیارد دلار به ایران پرداخت می‌کردند با کمتر از دو میلیارد پرونده را بستند اما هنوز هم در این کشور دعوای شدیدی در جریان است که چرا همین مبلغ را پرداخت کردید! تا جایی که رابرتز بی‌اوون، مشاور حقوقی وزارت امور خارجه آمریکا که در حل و فصل این موضوع دخیل بود، گفت؛ «ما چیزی از دارایی‌های خودمان را از دست ندادیم و تنها بخش نسبتا کوچکی از دارایی‌های آنها را بازگرداندیم!»
رویکرد و نوع ورود دولت یازدهم به مذاکرات هسته‌ای با استراتژی اعلامی «توافق به هر قیمت» در دامن زدن به توهمات حریف نقشی پررنگ داشت. به طوری که وب سایت رادیو فرانسه مهرماه سال 1392 - روزهای آغازین مذاکرات هسته‌ای- در تحلیلی نوشت؛ «ارزیابی غرب از وضعیت کنونی دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش حقوق_ملی می‌بیند. بر پایه این جمع بندی، صبوری خریدار، وضعیت فروشنده را دشوارتر و قیمت فروش را کمتر خواهد کرد. پیشنهاد سقف زمانی 3 ماهه از سوی روحانی برای انجام معامله قطعی با غرب، نشانه وضعیت اضطراری او است که در ژنو در هیئت فروشنده ظاهر خواهد شد.»
برجام با همه هزینه‌ها و خسارت هایش - برای اهل عبرت- تجربه گران سنگی بود. آمریکایی‌ها دست از چماق تحریم برنمی دارند و آنچه می‌دهند تنها سایه هویج است. نتیجه حرکت در این مسیر خسارت بار آن می‌شود که وزیر اقتصاد آلمان - به عنوان ضعیف‌ترین حلقه سیاسی 1+5 که بیش از نیم قرن است تحت قیمومیت نظامی آمریکا و سیاسی رژیم صهیونیستی قرار دارد- نیز برای صادرات محصولات کشورش به ایران در خاک کشورمان شرط و شروط بگذارد و به شکل تحقیرآمیزی در امور داخلی کشورمان دخالت کند.
در دنیایی که «هزار وعده خوبان یکی وفا نکند»! دل بستن به وعده آمریکا و امید داشتن به چنین برجامی، شبیه بار گذاشتن سوپ با سایه هویج است!
محمد صرفی

آقای روحانی لطفا دولت را نفرین نکنید

شریعتمداری :

آقای رئیس جمهور، دولت را نفرین نکنید!

خبرگزاری فارس: آقای رئیس جمهور، دولت را نفرین نکنید!

مدیر مسئول روزنامه کیهان در واکنش به سخنان رئیس‌جمهور در قزوین که گفته بود «خدا نیامرزد کسانی را که در قلوب مردم یاس و ناامیدی تزریق می‌کنند» گفت: متأسفانه باید گفت نفرین رئیس‌جمهور محترم خدای‌نخواسته دامن‌گیر دولت ایشان می‌شود.

حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهاندر واکنش به سخنان رئیس‌جمهور در قزوین که گفته بود «خدا نیامرزد کسانی را که در قلوب مردم یاس و ناامیدی تزریق می‌کنند»، گفت: یاس و ناامیدی را دولتمردان محترم به مردم تزریق کرده و متأسفانه هنوز هم می‌کنند.

 

مدیرمسئول کیهان توضیح داد: آیا اظهارات معاون آقای رئیس‌جمهور که می‌گوید توان تولید ایرانیان در حد تهیه خورشت قورمه‌سبزی و آبگوشت بزباش است تزریق یاس و ناامیدی نیست؟! و یا وقتی آقای نعمت زاده توصیه می‌کند که باید از خارج کشور مدیر وارد کنیم به مردم اهانت نکرده و باعث یاس و ناامیدی آنان نشده است؟!

وی ادامه داد: آقای ظریف ادعا می‌کند که آمریکا با یک بمب می‌تواند تمام تأسیسات نظامی ما را از کار بی‌اندازد! آیا این اظهارنظر از سوی وزیر خارجه مصداق بزرگ‌نمائی دشمن و مأیوس کردن ملت نیست؟! آیا کسانی که برجام را فتح الفتوح و آفتاب تابان می‌نامیدند و وعده می‌دادند که با اجرای آن در همان روز اول همه تحریم‌ها لغو می‌شود و گشایش اقتصادی پدید می‌آید و حالا دستاوردهای آن را تقریباً هیچ معرفی می‌فرمایند عامل تزریق یاس و ناامیدی نبوده‌اند؟!

مدیرمسئول روزنامه کیهان ادامه داد: وقتی در اوج مذاکرات که باید اعضای تیم بااقتدار در مقابل حریف ظاهر شوند، آقای رئیس‌جمهور خزانه دولت را خالی اعلام می‌کند، مردم را با یاس روبرو نکرده است؟ یاس و ناامیدی را کسانی تزریق می‌کنند که بیش از ۶۰ درصد تولید کشور را تعطیل کرده‌اند و باوجود بیکاری آسیب‌رسان داخلی که به قول وزیر کار هر ۵ دقیقه یک نفر بیکار می‌شود، ساخت آزادراه تهران شمال را به ایتالیائی‌ها می‌سپارند، تهیه غذا در قطارهای مسافربری را به فلان شرکت اتریشی می‌دهند، ساخت نیروگاه را به ترکیه پیمان می‌دهند و… اگر این موارد مصداق تزریق یاس و ناامیدی در قلوب مردم نیست، پس نام آن چیست؟!

 

شریعتمداری در پایان گفت: متأسفانه باید گفت نفرین رئیس‌جمهور محترم خدای‌نخواسته دامن‌گیر دولت ایشان می‌شود.

 

»وقعیت متزلزل عربستان سعودی

تنزل موقعیت، مهمترین پیامد سیاست‌های خارجی عربستان در دوره‌های پادشاهی «ملک سلمان»  به حساب می‌آید و براین اساس رژیم سعودی در تلاش است تا با کمک گرفتن از «نیروی خارجی» بر مشکل تنزل پی در پی منزلت خود فایق آید و از آنجا که این رژیم جایگزینی موثر ندارد، قادر به مدیریت شرایط نیست و در نهایت اتفاقاتی می‌افتد که کار را بر ریاض دشوارتر می‌نماید. در این خصوص گفتنی‌هایی وجود دارد.

در ابتدای روی کارآمدن ملک سلمان - اواخر سال 1393 - و در آغاز تهاجم نظامی عربستان به یمن، نورسیده‌های سعودی آنقدر از حمایت کشورهای عربی و آفریقایی و آسیایی عضو سازمان همکاری‌های  اسلامی مطمئن بودند که در بعضی از موارد بدون هیچگونه تماسی با رهبران این کشورها، اعلام کردند که این کشورها با عربستان در سرکوب حوثی‌های یمن و خنثی‌سازی مداخلات ایران! ائتلاف کرده‌اند. در آن زمان فضای غالب آنقدر به نفع سعودی‌ها بود که اکثر این کشورها بر چنین ادعایی صحه گذاشتند و همراهی خود با عربستان را اعلام نمودند.

درست از زمانی که این کشورها دریافتند، رژیم سعودی قادر به مدیریت بحران‌ها و به نتیجه رساندن آنها نیست، از آن فاصله گرفتند در این میان کشورهایی نظیر مصر، ترکیه و پاکستان به دلیل برخورداری از تجربیات زیاد در مدیریت بحران، زودتر از بقیه متوجه شدند که نباید فریب سعودی‌ها را بخورند اما کشورهای کوچک‌تر و گرفتارتر مسلمان به خصوص کشورهای آفریقایی که مقهور جبروت شاهزادگان متمول سعودی بودند، تا چندین ماه به همراهی با رژیم سعودی ادامه دادند ولی آنان نیز با گذشت یک سال متوجه شدند که به زودی سعودی ناچار خواهد شد دست‌های خود را بالا ببرد و تسلیم مقاومت مردم یمن شود.

پس از آنکه رژیم سعودی نتوانست علیرغم وعده‌های چرب و نرم، حمایت عملی کشورهای ترکیه، پاکستان و مصر را در ایجاد ائتلاف ضدایرانی - و در واقع ضداسلامی - بدست آورد و این موضوع به مرور به دلزدگی کل جهان اسلام نسبت به برنامه تشنج‌زای این رژیم منتهی شد، چند اتفاق مهم روی داد؛

1- رژیم سعودی برنامه‌هایی برای تحت فشار قرار دادن سه کشور بزرگ اسلامی به اجرا گذاشت و در نهایت در هر سه برنامه خود با شکست مواجه گردید. حکومت ملک سلمان در یک چرخش راهبردی، حمایت از جمعیت اخوان‌المسلمین را در دستور کار قرار داد و تعهدات مالی سعودی نسبت به دولت مصر را به حالت تعلیق درآورد. در این میان اگرچه اجرای حکم اعدام تعدادی از رهبران کهنسال اخوان به تعویق افتاد ولی عملا گرهی از کار اخوان‌ها باز نکرد. مدتی بعد مصری‌ها پادشاه سعودی را به قاهره دعوت کردند و در جریان این دیدار - نیمه فروردین 95 - ژنرال السیسی در بیانیه‌ای اعلام کرد که دو جزیره مورد اختلاف - صنافیر و تیران - را به عربستان داده است این در حالی بود که ژنرال در یک برنامه پیچیده و برای رفع تعلیق کمک‌های مالی سعودی به مانوری روی آورد و پس از دریافت کمک‌ها از طریق مجلس و دادگاه قانون اساسی وعده واگذاری دو جزیره به سعودی را باطل کرد در واقع در این بازی به میزانی که طرف مصری هوشمندی خود را به نمایش گذاشت، طرف سعودی بلاهت خود را نشان داد. در این ماجرا سعودی‌ها هم پیاز خوردند و هم چماق!

سعودی برای تحت فشار قرار دادن اردوغان کارهای زیادی انجام داد که آخرین اقدام آنان حمایت از کودتای نظامی علیه او بود. همه دستاورد سعودی‌ها از اعمال فشار به اردوغان چند عکس متواضعانه‌ای بود که اردوغان را در کنار سلمان نشان می‌داد. ترکیه اردوغان در عین اینکه نمی‌خواست دربار سعودی را برنجاند در عین حال در عدم همراهی با برنامه منطقه‌ای ریاض مصمم بود. وقتی کودتا در ترکیه به شکست انجامید رابطه دو کشور بحرانی شد و هم‌اینک سعودی‌ها بشدت از تغییر احتمالی رویکرد ترکیه در بحران سوریه نگران هستند. اما چه این تغییر روی دهد و چه روی ندهد، ترکیه به نسبت زمانی که سلمان قدرت را بدست گرفت، از عربستان دورتر شده است.

فشار عربستان به پاکستان هم نتیجه‌ای در برنداشته است و این تلخ‌ترین اتفاق در ذائقه‌ سعودی‌ها به حساب می‌آید چرا که از دهها سال قبل مقامات این رژیم به کشور پاکستان به عنوان یکی از استان‌های خود نگاه می‌کردند از این روست که در پاکستان اساسا شهری به نام «فیصل‌آباد» وجود دارد و بسیاری از بناهای این کشور به نام مقامات سعودی است. رژیم عربستان توقع نداشت که وقتی به طور رسمی می‌گوید پاکستان با ماست و نیروهای نظامی آن کنار ارتش عربستان در جنگ یمن حضور دارند، دولت نوازشریف به بهانه ممانعت قانونی و مخالفت مجلس از این همکاری طفره رفته و سفرهای پی در پی مقامات سعودی به اسلام‌آباد و توسل آنان به تهدید پاکستان نیز نتواند  این شرایط را تغییر دهد.

2- دومین برنامه سعودی‌ها این بود که به موازات شکست در پرونده‌های مختلف با دامن زدن به اختلافات سیاسی خود با ایران، سعی کردند از ظرفیت ضدایرانی غرب برای سرپوش گذاشتن بر ضعف خود در قبال ایران استفاده نمایند از این رو از نیمه‌های سال گذشته که کشتی سعودی در یمن، عراق و سوریه به گل نشست، اقدامات ضدایرانی سعودی‌ها شدت گرفت این اقدامات از اعمال محدودیت علیه پرواز هواپیماهای ایرانی به مقصد صنعا شروع شد سپس به اعمال محدودیت شدید علیه حجاج ایرانی و مدیریت حج ایران کشیده شد و با فاجعه کشتار منا گره خورد و پس از آن سعودی‌ها عریان‌تر از همیشه اقدامات ضد ایرانی را به صحنه آوردند. آخرین و جدیدترین اقدام ضدایرانی آنان، جایگزین‌سازی منافقین به جای حجاج ایرانی است. اما از آن طرف اقدامات ضد ایرانی سعودی‌ها که از یک سو با هدف جبهه‌سازی از اهل سنت علیه ایران صورت گرفت و از سوی دیگر با هدف متقاعد کردن غرب به توجه بیشتر به آل‌سعود توأم گردید در عمل به جایی نرسیده است. دولت ریاض گمان می‌کرد ضدیت غرب با ایران از آنچنان پتانسیلی برخوردار است که ایران را به حاشیه می‌برد اما مدت‌ها پیش از آل‌سعود، غربی‌ها دریافته بودند که اقدامات تند ضد ایرانی پاسخ نمی‌دهد و هر ائتلافی بر مبنای ضدیت با ایران به زودی دچار فروپاشی می‌شود از این رو اقدامات ضدایرانی سعودی اگرچه مورد حمایت سیاسی و رسانه‌ای غرب و به خصوص آمریکا قرار گرفت اما آنان را به سمت اقدامات عملی مجزا بر ضد ایران سوق نداد در این بین تبلیغات ضد ایرانی سعودی علیرغم ولخرجی زیاد نتوانست فضای جهان اسلام را نیز علیه ایران نماید.

پس از اینکه غربی‌ها دریافتند برنامه‌های سعودی در یمن، بحرین و سوریه نمی‌تواند به پیروزی برسد و از سوی دیگر نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد روند تحولات می‌تواند با پیروزی چشمگیر جبهه مقاومت در سوریه و یمن به سرانجام مورد نظر ایران برسد، انتقادات غرب نسبت به عملکرد سعودی‌ها به آرامی شروع شد که در این میان باید به بیانیه چند هفته پیش پارلمان اروپا، سخنان بان‌کی‌مون علیه کشتار کودکان در یمن و بیانیه شورای حقوق بشر سازمان ملل و نیز دهها مقاله‌ای که طی چند ماه گذشته، روزانه در مطبوعات معتبر غربی درج شده است، اشاره کرد. در واقع عیار سعودی در میان غرب به دلایل متعدد کاهش چشمگیری پیدا کرده است.

3- آشکارسازی روابط با رژیم صهیونیستی شاید آخرین و به نظر سران سعودی موثرترین حربه‌ برای جلب توجه و غلبه بر روند سیاسی امنیتی ناهمخوان با ریاض به حساب آید. همه می‌دانند که از آنجا که پدر جد حکومت فعلی آل‌سعود و رژیم صهیونیستی، «انگلیس خبیث»  است اساسا تصور اینکه میان حکومت‌های سعودی و صهیونیستی تفاوت ماهوی وجود دارد و رویکرد متفاوتی دیده شود، باطل است در عین حال اسناد روشن می‌گویند در دهه 1920 حاکم نجد - که در آن زمان تنها منطقه تحت سیطره آل‌سعود بود - صراحتا از طرف مسلمانان! - و در واقع با دستور انگلستان - طی نامه‌ای خطاب به وزارت خارجه انگلیس نوشت با استقرار «یهودیان بیچاره»! در فلسطین موافق بوده و در این راه با برنامه جامعه ملل همراهی می‌کند. اما به هر حال این نسبت و روابط متناسب با آن تاکنون از سوی دو رژیم تا حد زیادی پوشیده نگه داشته می‌شد.

شرایط جدید این رژیم و شکست‌های آن، رژیم سعودی را وادار به آشکارسازی این روابط کرد. سفر علنی سرلشکر «انورعشقی»، نماینده ویژه ملک سلمان به تل‌آویو و پخش تصاویر آن درست در اثنای جنگ یمن - که عربستان علیرغم به کار گرفتن نیروهای زبده اسرائیلی در اتاق فرماندهی جنگ احساس  شکست می‌کند- برای آن است که عربستان به غرب بگوید می‌تواند گره کور اسرائیل که بی‌خاصیت شدن آن در منطقه است را باز کند. کم نیستند تحلیل‌گران غربی که معتقدند با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اسرائیل که لنگرگاه و نقطه ثقل حرکت غرب در غرب آسیا بود به شدت تضعیف و تبدیل به هزینه‌های بزرگ برای غرب گردید. از این رو از یک سو به موازات تضعیف موقعیت و توانایی‌های اسرائیل، موقعیت غرب در آسیا نیز به طور جدی تضعیف شد و از سوی دیگر با بی‌اعتبار شدن اسرائیل، غربی‌ها مطالعه روی «راه‌حل‌های جدید» را آغاز کردند. در واقع در این ماجرا، عربستان تلاش کرد تا به رژیم صهیونیستی و غرب بگوید قادر است با تشکیل یک جبهه اسلامی و به کارگیری انواع شیوه‌ها اوضاع را به پیش از زمان وقوع انقلاب اسلامی بازگرداند.

آنچه در این میان از هم‌پیمانی سوته‌دلانه سعودی و صهیونیسم به دست آمده است برملاتر شدن چهره کریه و اهداف خبیثانه این دو رژیم بوده است در واقع علی‌رغم برنامه سعودی و اسرائیل نه تنها جبهه واقعی با محوریت عربستان علیه ایران شکل نگرفت بلکه باعث انسجام بیشتر مخالفان مشترک سعودی و صهیونیسم گردید.

تحقیر آمریکا توسط ایران

یک پایگاه آمریکایی روز پنجشنبه با اشاره به چندین مورد تقابل شناورهای ایرانی و آمریکایی در روزهای گذشته، نوشته «ایران، آمریکا را در آبهای آزاد، تحقیر کرده است.»

پایگاه «یو‌اس‌نیوز» با اشاره به نزدیک شدن چهار فروند قایق‌ تندرو ایرانی به ناوشکن «یو‌اس‌اس نیتس» در روز سه‌شنبه در مجاورت تنگه هرمز نوشته واشنگتن بنا به دلایل عملی و سیاسی از اعتراف به تهدیدهای ایران خودداری می‌کند.

این پایگاه خبری می‌نویسد: «دلیل سیاسی، این است که واشنگتن هنوز سرگرم این تصور است که ایران، می‌تواند دوست آمریکا تلقی شود. این دیدگاه، که کاخ سفید، وزارت خارجه، پنتاگون و سیا عمیقاً به ان باور دارند، خیالبافی صرف است.»

«یو‌اس‌نیوز» درباره دلیل عملی، هم می‌نویسد: «حمله به ناوشکن نیتس، در واقع آزمون یک تاکتیک ایران موسوم به نام «هجوم انبوه قایق‌ها» برای نابود کردن ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس است.

در ادامه، در توضیح درباره تاکتیک یاد شده در بالا آمده است: «هجوم انبوه قایق، دقیقاً همان چیزی است که از نامش برمی‌آید: تعدادی از قایق‌های تندرو مجهز به موشک و اژدر برای نابود کردن یا آسیب زدن به کشتی‌های دشمن، از زاویه‌های متعدد به آن هجوم می‌آورند.»

این گزارش می‌افزاید: «اخیراً ایرانی‌ها یک بعد دیگر به هجوم انبوه قایق‌ها اضافه کردند: شناوری به نام یا مهدی که یک قایق گشتی با قابلیت هدایت از راه دور است و می‌تواند راکت شلیک کند یا با مواد منفجره مجهز شود.»

«یو‌اس‌نیوز» نوشته قدرت مانور این قایق‌های گشتی بالا است و هدف گرفتن آنها کار دشواری است، به ویژه آنکه این قایق‌ها عمدتاً از فایبرگلاس ساخته شده‌اند و مکان‌یابی آنها با رادار کار دشواری است.»

  رسانه آمریکایی تصریح می‌کند پنتاگون از مدتها پیش از این تهدید آگاه بوده اما تقریباً هیچ اقدامی برای مقابله با آن انجام نداده است.

چند سوال از بعضیها

🔴 سؤالاتی ساده با طرفداران دولت مدعی تدبیر !
👇👇👇
❌ شما چه واکنشی به فاجعه منا
و خواری و ذلت بین المللی و زانو زدن ظریف جلوی یک‌ عرب وهابی در سازمان ملل و عدم صدور ویزا برای وزیر در دولت تدبیر نشان دادید؟

❌ شما چه واکنشی به رکود حاکم بر بازار مسکن و بیکاری چند میلیون نفری فعالان ۴۳۰ شغل مرتبط با آن نشان دادید؟

❌شما چه واکنشی به اراجیف مشاور دولت همچون حذف آرم الله از روی پرچم کشور نشان دادید؟

❌ شما چه واکنشی به سخنان معاون پارلمانی دولت و صحبت از الگوی حجاب و آزادی در لبنان و ترکیه نشان دادید؟

❌ اگر وزیر صنعت دولت قبل ۷۷ سال سن می داشت و هزار میلیارد تومان ثروت و دو پسر و دختر بازرگان و عضو هیات مدیره ۳۳ شرکت بود، فریاد وا اسلاما بر نمی آوردید ؟

❌ دولت قبل تنها یک وزیر سیصد میلیاردی به نام محصولی داشت و شما شرافت داخلی و بین المللی اش را بر باد دادید، الان چرا با وجود اینهمه وزیر و معاون هزار میلیارد تومانی و دو تابعیتی آنهم تابعیت آمریکا سکوت اختیار کرده اید؟

❌ چرا وقتی رئیس جمهور در جمع نیروی انتظامی دستور اسلام را زیر پا گذاشت و امر به معروف و‌نهی از منکر که واجب دینی می باشد را دچار شائبه کرد ، سکوت کردید؟

❌ چرا به سخره گرفتن اندیشه های ناب حضرت امام ره توسط مشاور نورچشمی دولت ، دکتر سریع القلم  شما هیچ واکنشی نشان
ندادید ؟

❌ اگر دولت قبل رئیس دفتری تاجر داشت که بازرگان عمده است و سال ۶۲ در اوج جنگ به آمریکا رفته بود و سال ۱۳۷۲ بعد از این که آب ها از آسیاب افتاده بود ، به کشور بر گشته بود ، الان چه واکنشی نشان می دادید؟
(دکتر نهاوندیان رییس اتاق بازرگانی ایران)

❌ اگر در دولت قبل مشاور رئیس جمهورش باعث اختلاف بین کشور ایران و عراق و به هدر رفتن خون فرماندهان و جوانانمان در آن کشور میشد؛ شما ساکت می ماندید ؟

❌ اگر رئیس دولت قبل با منتقدانش با فحاشی و توهین رفتار می کرد و آنها را حواله به جهنم می داد چه می کردید ؟

❌ اگر وزیر امورخارجه فرانسه که عامل ارسال خون های آلوده به ویروس ایدز و هپاتیت به کشورمان است؛ در دولت قبل به ایران می آمد و مورد استقبال گرم رییس دولت قرار می گرفت؛ شما چه می کردید ؟

❌ اگر احمدی نژاد اینگونه زبان روزنامه ها و سایت های منتقد را می بست و آنها را مدام تهدید می کرد؛ تحمل داشتید ؟

❌ اگر وزیر دولت قبل خودش باعث و بانی فساد کرسنت و جریمه ۱۳/۵ میلیارد دلاری دادگاه لاهه بود ؛ آیا دودمانش را به باد نمی دادید ؟

❌ به نظر شما با رئیس جمهوری که به دروغ می گوید خزانه مملکت خالیست و یارانه ۴۵ هزار تومانی مردم مستضعف را می خواهد بعد از انتخابات مجلس قطع کند و از آن طرف میلیاردها تومان خرج استخر و سونا و جکوزی در نهاد ریاست جمهوری می کند؛ باید چه کرد ؟

❌ آیا اگر در مدرک دکترای احمدی نژاد مانند مدرک دکترای جناب روحانی حرف و حدیث بود؛ شما ساکت می نشستید ؟

❌ اگر دکتر احمدی نژاد در انگلستان تحصیل کرده بود او را جاسوس و غرب زده قلمداد نمی کردید؟ اما الان تیم غرب گرای روحانی را فخر نظام می دانید !

❌ اگر دولت قبل برای توجیه کارهایش همه چیز را اتفاقی می دانست، حتی تلفن و ملاقات با شیطان؛ آن را به تمسخر نمی گرفتید؟

❌ مگر قرار نبود با احیا سازمان مدیریت و برنامه ریزی همه مشکلات اقتصادی حل شود ،پس چه شد؟ چرا رکود اقتصادی ، فعالان بازار را فلج کرده است؟

❌ یادتان باشد که امثال افرادی همچون خاتمی منحرف ، پس از اتمام دوره مسئولیتشان حتی حکم مشاوره هم از مقام معظم رهبری دریافت نکردند !!
 
🔹این سؤالات برای مرتبه اول کافیست !!
🔹اگر منصفانه پاسخ این سؤالها و دوگانگی ها را دادید به جوانمردی شما ایمان می آوریم و کلاهمان را به احترام شما از سر بر میدارم .

کانال ستاد سایبری عماریون
شبکهء سیاسی_تحلیلی حزب‌الله

بازگشت احترام به پاسپورت ایرانی

 
احترامی که به پاسپورت وزیر دولت روحانی هم برنگشت/ زمانی برای بازپس‌گیری یک شعار غلط

اکنون آیا وقت آن نرسیده است که شعار انتخاباتی «برگرداندن احترام به پاسپورت ایرانی» پس گرفته شود و پس از این همه تجربه تلخ و احترامی که از طریق «پاسپورت» به آن نرسیدیم؛ از راه پراشتباه فعلی به سمت انقلابی‌گری و آرمان‌خواهی واقع‌گرایانه حرکت کنیم؟

خبرگزاری فارس: احترامی که به پاسپورت وزیر دولت روحانی هم برنگشت/ زمانی برای بازپس‌گیری یک شعار غلط
 

«عربستان برای وزیر ارشاد دولت روحانی روادید صادر نکرد»... خبر تا آن اندازه مهم بود که در گیرودار قضایای شهید و زخمی شدن بیش از 3 هزار زائر خانه خدا هم گم نشد و افکار عمومی را تحت‌الشعاع قرار داد.

معنای تیتر و محتوای خبر هم بسیار ساده به نظر می‌رسید. عربستان سعودی تاکنون حاضر نشده است به متولی مستقیم سازمان حج و زیارت در دولت یازدهم ایران اجازه حضور در این کشور و پیگیری وضعیت حادثه‌دیدگان منا را بدهد. همین!

افکار عمومی اما تیر خلاص را از انعکاس خبر «بر زمین ماندن درخواست ظریف برای ملاقات با عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان» سعودی خورد. ماجرایی که از اقدام ظریف در نیویورک برای این ملاقات و ردّ آن از طرف سعودی‌ها حکایت می‌کرد...

و البته این نخستین بار نبود که مردم ایران شاهد رفتارهای سرد کشورهای متخاصم ایران با دولت یازدهم جمهوری اسلامی بودند.

تصویر، متعلق به ملاقات اخیر ظریف با امیر کویت و صحبت پیرامون واسطه‌گری کشور کویت است

 

قبل از این و در ماجرای اعزام نماینده دولت روحانی به سازمان ملل هم، نظیر همین اتفاقات را شاهد بودیم و افکار عمومی به‌وضوح به خاطر می‌آورند که آمریکا چگونه حاضر نشد به «حمید ابوطالبی» روادید بدهد و با وجود آنکه دولتی‌ها علی‌الدوام تأکید می‌کردند که دولت، فقط طالبی را نماینده خود می‌داند اما دست آخر کوتاه آمدند و کس دیگری را معرفی کردند که آمریکایی‌ها حاضر باشند به او روادید بدهند.

و ابوطالبی هم بعدها در یادداشتی نوشت:‌«به نظر من ارزش آغاز تعامل ایران و آمریکا، بیش ازموضوع هسته‌ای است؛ آنرا آسان از دست ندهیم»!

*گفته بودند احترام را به پاسپورت ایرانی برمی‌گردانیم!

«حسن روحانی» کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دولت یازدهم ایران، بامداد جمعه، 10 خردادماه سال 92 در برنامه انتخاب ایرانی که در شبکه جهانی جام‌جم پخش می‌شد، گفته بود:‌« همه سؤالات به سیاست خارجی بازمی‌گردد. باید بدانید که ارزش پاسپورت علامت نوع رابطه ما با دنیاست؛ اگر روابط ما با کشوری، قاره‌ای یا کل جهان صمیمی و بر مبنای احترام متقابل و منافع متقابل، روابط گرمی شد، آنوقت شهروند ایرانی در آن کشور جایگاه دیگری پیدا می‌کند، در آن صورت چهره ایرانی را که می‌بینند، به عنوان چهره دوست نگاه می‌کنند و پاسپورت هم جایگاه خود را پیدا می‌کند.»

او افزوده بود: «قول می‌دهم که اعتبار و احترام را به پاسپورت ایرانی برگردانم»

و این جمله به یکی از شعارهای انتخاباتی او تبدیل شد و پس از روی کار آمدن دولتش، افکار عمومی به نظاره نشستند که ببینند آقای رئیس جمهور چگونه این شعار خود را عملی می‌کند؟

البته چند ماه بعد تنوری که این شعار در آن پخته شده بود نیز هویدا شد و افکار عمومی با شخصی به نام «محمود سریع‌القلم» به‌عنوان مشاور رئیس‌جمهور روحانی آشنا شدند. سریع‌القلم، از استادان اصلاح‌طلب و کسی است که در تئوری‌های خود بصورتی محرز به جهانی‌سازی، درج دوم بودن مردم ایران نسبت به کشورهای غربی و البته به «پاسپورت» اشاره کرده است.

او در کتاب «عقلانیت و توسعه یافتگی ایران» از این می‌گوید که پذیرش گذرنامه یک ایرانی توسط کشورهای مطرح غربی نظیر فرانسه، انگلیس و آمریکا اوج احترام یک دولت به شهروندان خود است!

افکار عمومی اما حق داشتند که منتظر نتایج ملموس شعار ادعا شده باشند و حتی با وجود مشخص بودن شعار، معلوم شدن تنور پردازش آن و شناخته شدن کسانی که در گوش رئیس‌جمهور دولت یازدهم این حرف‌ها را نجوا می‌کردند؛ باز هم به انتظار بنشینند تا ببینند دولت در ماجرای پاسپورت‌ها چند مرده حلاج است؟

و همزمان با همین فرایند بود که اول، ماجرای ویزا ندادن دولت و کنگره آمریکا به نماینده دولت روحانی برای حضور در محل سازمان ملل اتفاق افتاد و بعد ماجراهایی مثل اخراج 64 دانشجوی ایرانی از نروژ، ویزا ندادن به وزیر فرهنگ دولت روحانی از سوی دولت سعودی و ردّ درخواست ملاقات ظریف از سوی مقامات عربستان.

دولت اما شاید توجه نمی‌کند به قضاوت افکار عمومی...قضاوت‌هایی که مثلاً در تیتر تحلیل‌ها و یا نظرات ذیل اخبار رسانه‌ها خطاب به دولت می‌نوشتند و می‌نویسند: «پاسپورت مردم پیشکش؛ کاری کنید به خودتان بی احترامی نکنند».

*چرا این «کلید» قفل را باز نکرد؟

هرگز نباید با خوانش این مطالب و خبرهای اشاره شده اینطور فرض کرد که بی‌حرمتی‌ها به مقامات دولت ایران فقط مختص به این دولت بوده است. سنگ‌اندازی کشورهای مخالف ما بر سر راه مقامات و شهروندان کشورمان در سنوات گذشته نیز به انحاء مختلف روی داده است.

حکماً رئیس‌جمهور روحانی که پیش از این بر مناصب مختلفی سیطره داشته است، ماجرای دادگاه میکونوس و حرکت یک دادگاه آلمانی در محکوم کردن مقامات بلندپایه کشورمان را به خاطر دارد. و همینطور ماجراهایی مثل انفجار آمیا که در آن هم علیه مقامات جمهوری اسلامی ایران اقامه دعوی شد و حتی دادگاه آرژانتینی اعلام کرده که حکم جلب آقای هاشمی رفسنجانی را نیز صادر کرده است.

دستگیری اتباع کشورمان و زندانی شدن آنها در کشورهای دیگر با نظارت سرویس‌های آمریکایی، نپذیرفتن نمایندگان دولت سابق توسط رؤسای جمهور برخی کشورها، عدم ارائه به موقع روادید به تعدادی از ورزشکاران ایرانی در سفرهای مختلف، انگشت‌نگاری از مقامات کشورمان در فرودگاه‌های غربی، ربوده شدن سفرای ایران در برخی کشورها و... ده‌ها رویدادی هستند که همواره در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بروز یافته‌اند و دلیل تمام آنها نیز چیزی جز عداوت همیشگی برخی قدرت های جهانی با ایران و ایرانی نبوده است.

راه گشایش اما هرگز آنی نیست که روحانی با کلیدش مدعی آن بود.

«پاسپورتی جلوه دادن» ماجرا در دولت روحانی به‌وضوح نشان داد که با دیپلماسی لبخند و پیاده‌روی و تلاش برای بازی به اصطلاح برد _ برد هم نمی‌شود مانع این مسئله شد.دشمن، دشمن است و در جمهوری اسلامی، احمدی نژاد و روحانی نمی شناسد. بدترین اقدام این است که کسی در داخل بخواهد با ابزار دشمن بر رقیب خرده بگیرد. شعار «بازگرداندن احترام به پاسپورت ایران» دقیقا بازی در پازل دشمن بود و اکنون زمان آن است که به شیوه ای منطقی پس گرفته شود.

فقط به این دلیل که بر خلاف ادعای محمود سریع‌القلم، «احترام به ایرانی» را نباید در مُهر پاسپورت و رفتار دولت‌های بیگانه جستجو کرد که باید در رفتار ملت‌ها، در اقتدار سیاسی و نظامی و اقتصادی و در عدم اظهار عجز و کدخداپنداری کشورهای به اصطلاح ابرقدرت به دنبال آن بود.

*عرصه های اقتدار و احترام پاسپورت ایرانی کدامند؟

در مقابل این همه رخداد و پاسپورتی جلوه دادن آنها اما عرصه‌هایی هم وجود دارد که تبلور احترام واقعی پاسپورت و شأن ایرانی هستند.

عرصه‌هایی که گواهی می‌دهند اعتبار و احترام را نه صرفاً در روادید و گذرنامه که باید در قلوب ملت‌های جهان و در عجز کشورهای متخاصم جستجو کرد.

سفر مقام معظم رهبری در هنگام ریاست‌جمهوری معظم‌له به کشور پاکستان در 30 سال قبل یکی از این جلوات مهم است.

سفری که میزان استقبال مردم پاکستان از رئیس‌جمهور دولت انقلابی ایران به حدی زیاد بود که گفته می‌شد مسیر 15 دقیقه‌ای در طول 4 ساعت طی شد و مردم تا کیلومترها به نظاره چهره انقلابی ایران و همراهانش ایستاده بودند.

استقبال گسترده مردم سودان از هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور اسبق را نیز در همین تراز باید ارزیابی کرد. فارغ از مواضع کنونی آقای هاشمی رفسنجانی، استقبال مردم سودان از وی تاریخی بود و البته از یاد نباید برد که این استقبال، در حقیقت نماد اقبال مردم مسلمان یک کشور بزرگ آفریقایی به نظام اسلامی و انقلا اسلامی ایران بود.

و اصلاً مگر همین چند سال قبل نبود که لبنانی‌ها در استقبالی گسترده از رئیس‌جمهور سابق ایران، سنگ تمام گذاشتند و بهت جهان و نظریه‌پردازان تشریفات دیپلماتیک را سبب شدند؟

قطعا این استقبال ها قبل از جایگاه حقیقی روسای جمهور ایران، به جایگاه حقوقی آنها به عنوان مدیران اجرایی کشوری بازمی گردد که در دنیای کنونی سردمدار استقلال خواهی، ظلم ستیزی و هویت بخشی به مظلومان دنیاست.

این قصه البته سر دراز دارد...

6 کشور به اصطلاح ابرقدرت جهانی بیش از 12 سال است که فقط به این دلیل که از هرگونه هجوم نظامی، حصر اقتصادی و خرابکاری گسترده علیه ایران عاجز شده‌اند، مشغول مذاکره با ما هستند.

سرداری به نام حاج قاسم سلیمانی با مشاوره‌ها و حضور سیاسی _ نظامی خود در میان کشورها و گروه‌های هم‌پیمان جمهوری اسلامی، عزت و اقتداری آنچنان دلچسب را به ایران و ایرانی بخشیده است که ماجرای پاسپورت و احترامش در آن گم شده و دشمنان نظام اسلامی امروز در اشاره به همین اقتدار است که او را اسطوره ای می خوانند که حضورش در هر کشوری مایه آرامش مردم و وحشت تروریست هاست.

مقاومت 37 ساله مردم ایران در مقابل تحریم‌ها نیز کاری کرده است که مقامات و اندیشمندان کشورهای مختلف دنیا، مردمشان را به الگو گرفتن از جمهوری اسلامی ایران برای مقاومت در برابر غرب و آمریکا فرامی‌خوانند.

و یا همین طور، نامه مشهور امام راحل به گورباچف درباره فرجام کمونیسم شوروی که فرمولی بدیع در دیپلماسی بود و تکانه ای سخت برای چهره‌ها و رجال سیاسی جهان محسوب می‌شد.

کدامیک از مثال‌های اشاره شده با لبخند، با چانه‌زنی سیاسی و با مراودات دیپلماتیک و ظریف برای ایران به دست آمده است؟

اکنون آیا وقت آن نرسیده است که شعار انتخاباتی «برگرداندن احترام به پاسپورت ایرانی» پس گرفته شود و پس از این همه تجربه تلخ و احترامی که هیچگاه از طریق «پاسپورت» به آن نرسیدیم؛ از راه پر اشتباه فعلی به سمت انقلابی‌گری، تکذیب هژمونی آمریکا و آرمان‌خواهی واقع‌گرایانه حرکت کنیم؟

*«پاسپورت» و مسئله‌ای به نام «احترام»

از دشمن انتظاری جز دشمنی نمی‌رود... به سخن دیگر اینکه رخدادهای اخیر و رفتارهای خصمانه نسبت به دولت یازدهم آنهم از جانب کشور و دولتی دسته‌چندم همچون عربستان سعودی، به وضوح اثبات کرد که انتظار رفع رفتارهای خصمانه از سوی دشمن بوسیله چانه‌زنی سیاسی و مراودات دیپلماتیک هرگز نتیجه نمی‌دهد و راه به جایی نمی‌برد.

یعنی کسانی که بعد از روحانی هم بر صندلی پاستور تکیه خواهند زد باید بدانند که در معرض عدم صدور روادید، قبول نکردن درخواست ملاقات و غیره خواهند بود.

اما نکته آنجاست که رفتار خصمانه دشمن در مراودات دیپلماتیک و غیره دلیلی بر ضعف عمده مقامات هیچیک از دولت‌های ایران نیست و نباید به عاملی برای فشار بر افکار عمومی و پاسپورتی جلوه دادن مسائل کشور تبدیل شود.

اگرچه نمی‌توان منکر برخی اشتباهات در دولت‌های قبل و دولت فعلی بود اما باید تأکید کرد که نباید و نمی‌توان از رفتار خصمانه دولت های دشمن، ماهی انتخاباتی صید کرد و این طور گفت که این رفتارها به دلیل نابلدی مسندنشینان است و ما اگر بیاییم از زبان‌فهمی بهتری نسبت به دنیا برخورداریم!

روح اقتدار و احترام را می‌شود در مقاومت، در قلوب ملت‌ها و در ایستادگی بر اصول فطری جستجو کرد.

تجربیاتی همچون تلاش کشورهای 1+5 برای مذاکره با ایران، استقبال ملت‌های ستمدیده دنیا از مقامات دولت‌های مختلف ایران و ماجرای میکونوس و پیروزی دیپلماتیک ما در قضیه بازگشت حقیرانه سفرای اروپایی به ایران به روشنی اثبات می‌کنند که دیپلماسی و اشاره به پاسپورت، زمانی نتیجه‌بخش هستند که در پشت سر خود مخزنی از اقتدار و صلابت و مقاومت داشته باشند وگرنه نتیجه معکوس می‌دهند.

کما اینکه شاهد هستیم درخواست کسی از سوی سعودی‌های دسته‌چندم بر زمین می‌ماند که زمانی به همین وزیر خارجه فعلی سعودی پیغام تبریک انتصاب فرستاده و در پیامش ابراز امیدواری کرده بود که در دوره مسئولیت جدید عادل‌بن‌احمد الجبیر شاهد گسترش روابط دو ملت و دو دولت جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی باشیم.

و یا آمریکا از دادن روادید به کسی در دولت فعلی خودداری کرد که تلاش برای رابطه با آمریکا را یک فرصت می‌داند.

مردم حق دارند، بدانند که تعریف دولت از احترام به پاسپورت ایرانی چه بود؟ و چرا اکنون کار به جایی رسیده است که برای وزرای همین دولت نیز روادید صادر نمی‌شود و یا مثلاً اتباع ایرانی در یک فرودگاه عربستانی مورد سخیف‌ترین توهین‌ها قرار می‌گیرند؟

آنها می‌خواهند، بدانند مقولاتی مثل شعار پاسپورت روحانی، اظهار نظر محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت مبنی بر اینکه «منزلت ایرانیان در عرصه‌های بین‌المللی ارتقا یافته» و نقل خبر رسانه‌های حامی دولت از «واشنگتن‌پست» درباره ترفیع درجه آماری پاسپورت ایرانی در جهان با واقعیت‌های موجود و اتفاقات اخیر چه نسبتی دارد؟

افکار عمومی کنجکاوند، ببینند دولتی که دیپلماسی توییتری و بالکنی و قدم زدن و بازی برد _ برد و سخنگوی زن را عامل احترام می‌دانست و اکنون به دَرِ بسته خورده است آیا شجاعانه از نظرات سابق خود و مشاورانش عدول خواهد کرد یا خیر؟

دَرِ بسته‌ای که خردمندانه نمی‌توان امید داشت توافق نهایی وین هم بتواند باری از دوش آن بردارد. اگر بار بیشتری بر گرده‌اش تحمیل نکند.

 

شما قضاوت کنید

6 روز پیش در اثر بی کفایتی و عدم مدیریت صحیح حکام سعودی بیش از ششصد نفر از حجاج ایرانی بشدت زخمی شده و یا جان خود را از دست دادند.

در این میان رئیس جمهور کشورمان که یک آدم حقوق دانی است بجای پرداختن به آلام و رنجهای حجاج و خانواده داغدار آنها به یک سفر تشریفاتی نیویورک که هیچگونه ارزش حقوقی و ... برای نظام جمهوری اسلامی ایران ندارد رفته و فارغ از آلام حجاج به دست دادن با باراک اوباما و ... پرداخت.در حالی که بر اساس یک قاعده حقوق بین المللی او باید سفر خود را نیمه تمام رها میکرد که این اقدام صورت نپذیرفت.

در این میان حتی جوان ناپخته عربستانی که اتفاقا وزیر خارجه آن کشور هم هست به وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران که با ظرافت خاصی بدنبال ارتباط با او بود بی محلی کرد.

چند هفته پیش آقای ظریف در یک زست سیاسی به همتای آمریکایی خود گفته بود :

یادتان باشد هیچوق یک ایرانی را تهدید نکنید.

شما قضاوت کنید

مقام معظم رهبری مدظله العالی در اولین ساعات حادثه جانسوز منا در عربستان که به کشته و زخمی شدن بیش از هزار نفر از حاجیان کشورهای مختلف انجامید در طی یک پیامی ضمن اعلام سه روز عزای عمومی فرمودند :

" دولت سعودی موظف است مسئولیت سنگین خود را در این حادثه تلخ بپذیرد " .

و اعلام نمودند :

" مدیریت غلط عامل این فاجعه بود ".

در این اثناء محمد هاشمی رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام همچون سایر اعضاء خاندان هاشمی رفسنجانی در یک مصاحبه نسنجیده و سخیف بی شرمانه اعلام نمود:

 

 

" نمیتوان در حادثه کشتار حاجیان در منا دولت عربستان را مقصر دانست و نباید از اینجا برای دولت سعودی حکم صادر کرد  " .

دوستان قضاوت با شماست.

 

بازهم پیله به رئیس جمهور باسواد

دوستان:

    آقای دکتر روحانی چند وقت پیش یک جمله ای گفت مبنی بر اینکه : من سرهنگ نیستم و با این جمله میخواست بگوید اولا من حقوق دانم و در ثانی میخواست کینه قلبی خودش را نسبت به نظامی ها بویژه پاسداران عزیز ابراز نماید .

    من با مطالب فوق نه موافقم و نه مخالف .

    اما از آنجاییکه یک حقوق دان باید از مسایل حسابداری و مسائل حقوقی حداقل مبانی و تعاریف اولیه علم حسابداری و ... را بلد باشد با ذکر یک مثال خیلی ساده و پیش پا افتاده میخواهم ثابت کنم ایشان حتی به جمع و تفریق ساده هم تسلط ندارد تا چه رسد ضرب و تقسیم .

    باور ندارید ؟ پس گوش بدهید :

    ایشان در خصوص بیانیه اخیر و یا بیانیه پیشنهادی توافق هسته ای فیمابین ایران و 6 کشور قدرتمند جهان اظهار داشت : ما در این توافق اخیر به بازی برد - برد دست پیدا کردیم . ممکنه دو تا گل خورده باشیم ولی سه تا هم گل زدیم .

    سوال من این است بویژه از آنهایی که مسابقات فوتبال و یا هر مسابقه ای را با حرض ولع مخصوص تماشا میکنند . آیا در کجا و در کدام کشور و یا در کدام ده کوره ای نتیجه بازی 2 - 3 را بعنوان بازی برد برای  دو تیم حساب میکنند ؟ تازه صرفنظر از اینکه شاید در بازی برد - برد ادعایی جناب رئیس جمهور محترم که تمامی منتقدین را افرادی بیسواد قلمداد میکند سه تا گل ما خورده ایم و دو تا گل هم زده باشیم .دوستان بر من خورده نگیرید خواستم با یک عبارت جبری ساده ثابت بکنم که ادعای پیروزی در توافقات هسته ای بیشتر به یک طنز مضحک شبیه است تا یک ارزیابی سنجیده از متن توافقات هسته ای.

    همچنین خواستم ثابت کنم آنطور که میگویند ما بیسواد نیستیم شاید بیسوادهای عالم منتقدین دلسوز را بیسواد انگارند . عرضی نیست .

    اگر نظر خاصی داشته باشید من با کمال میل در خدمتتان هستم.