کــربــلا در کـربــلا مي مـاند اگر زينب نبود

سر ني در نينوا مي ماند، اگر زينب نبود
كربلا در كربلا مي ماند، اگر زينب نبود

چهره ی سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابري از ريا مي ماند اگر زينب نبود

چشمه ی فرياد مظلوميت لب تشنگان
در كوير تفته جا مي ماند اگر زينب نبود

زخمه ی زخمي ترين فرياد در چنگ سكوت
از طراز نغمه وا مي ماند اگر زينب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ
در گلوي چشم ها مي ماند اگر زينب نبود

ذوالجناح دادخواهي ، بي سوار و بي لگام
در بيابان ها رها مي ماند اگر زينب نبود

در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنه ها مي ماند اگر زينب نبود

درد نامه

امشب شب اول محرم است .

شبی اول محرمی که در آن سومین پیشوای مسلمانان جهان با 72 تن از یاران باوفایش شربت شهادت نوشید.

شب اول محرمی که سرلوحه شهدای آن ماه امربمعروف و نهی از منکر بوده است.

شب اول محرمی که سالار شهیدانش سرلوحه اقدام ایثارگرانه اش را پیروی از سیره رسول گرامی اسلام (ص) و راه و روش پدرش علی ابن ابیطالب میدانست.

شب اول محرمی که سالار شهیدانش در اثناء جنگ وقتی زبان به خطبه و ایراد سخن و بعبارتی صحیح تر جهت اتمام حجت با منحرفین از دین و قرآن گشود دشمنانش با هلهله و طبل و هر وسیله ممکن نگذاشتند پیام حضرتش به مردم حاضر در صحنه عاشورا برسد.

و اینک در سالروز آن حرکت حماسی عده ای از مسلمانان با صدای طبل و سنج و هر وسیله دیگر خواب و آسایش را برای خیل کثیری از مردم ( ای بسا بیماران و پیران قوم ) حرام کرده اند .

بیش از این دیگر نمیتوانم بنویسم.

در زبان مداحان و نوحه گران آذری این شعر معمولا زمزمه میشود:

حسینه یرلر آغلار گویلر آغلار

بتول و مرتضی - پیغمبر آغلار

خدایا عاشورا را زود برسان تا مردم فهیم و مسلمان ایران اسلامی از دست مردم آزاران روزگار رهائی یابند.

همین.

شبیه یك پرنده

شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟

تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا؟

شبیه یك پرنده، خیس از باران كه می آیم

تو با دستان پر مهرت، پناهم می شوی آیا؟

پس از طی كردن فرسنگها راهی كه می دانی

كنار خستگیها، تكیه گاهم می شوی آیا؟

شناكردن میان خاك را بد من بلد هستم

تو اقیانوس موج آماج را هم می شوی آیا؟

نگاه ناشیانه من به هستی داشتم عمری

تو تصحیح تمام اشتباهاتم می شوی آیا ؟

ا گر بی روز و بی تقویم ماندم من

به و صل فصلهایت، سال و ماهم می شوی آیا؟

برای دوستم داری گواهت بوده ام عمری

برای دوستت دارم گواهم می شوی آیا؟

شب افسانه ای با تو طلوع تازه ای دارد

تو در صبح اساطیری پگا هم می شوی آیا؟

صبور و ساده ای اما ،عمیق و ژرف،عشق من

برای حرف نجوا، نعره چاهم می شوی آیا؟

پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردی نگاهم را

به پاس اشكهایم عذر خواهم می شوی آیا؟

تو شیرین تر از آن هستی كه شادابیت كم گردد

و از خود تلخ می پرسم تباهم می شوی آیا؟!

یا مهدی ادرکنی

گفتم که بي قرار تو باشم ولي نشد

تنها در انتظار تو باشم ولي نشد

گفتم به دل که جلب رضايت کند نکرد

گفتم که جان نثار تو باشم ولي نشد

گفتم ميان جذر و مد اشک و آه شب

در گردش مدار تو باشم ولي نشد

گفتم که مي رسي تو و من هم دعا کنم

در دولت تو يار تو باشم ولي نشد

گفتم که تا اجل نرسيده ست لحظه اي

در خيمه ات کنار تو باشم ولي نشد

گفتم که خاک پاي تو را تاج سر کنم

چون خاک رهگذر تو باشم ولي نشد

گفتم به قدر آه دل دلشکستگان

در عهد و روزگار تو باشم ولي نشد

شب یلدا


برای امام دلها

.::هوالحبیب::.

 

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:

سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک کند و از گناهانی که موجبات نارضایتی ما را فراهم می کند، بترسید.

آیت الله بهجت اعلی الله مقامه:

آیا ما نباید توجه داشته باشیم که رئیسی داریم که بر احوال ما ناظر است؟ وای بر احوال ما اگر او را در کارهایمان و در همه جا ناظر نبینیم.

امام خمینی اعلی الله مقامه:

شما فکر کنید ، بعد از ظهور حضرت چه کار می کنید؟؟ خب آن کار را همین الان بکنید! حضرت به وقتش می آیند!!

امام خامنه ای مد ظله العالی:

"انتظار" یعنی : قانع نشدن به وضع موجود زندگی انسان و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب؛ که مسلم است این وضع مطلوب با دست قدرتمند ولی خدا، حضرت حجه ابن الحسن ارواحنا فداه تحقق پیدا خواهد کرد. باید خود را به عنوان یک سرباز و انسانی که حاضر است برای آن چنان شرایطی مجاهدت کند، "آماده" کنیم.

امام صادق علیه السلام خطاب به امام عصر عجل الله فرجه :

آقای من ! غیبت تو خواب را از من گرفته، و محل آسایش مرا تنگ کرده، و راحتی قلبم را گرفته و... و مصیبت مرا به درد همیشگی وصل نموده است. (و حال بنگریم غیبت امام عصر، با ما چه کرده است ؟؟)

***

یا صاحب الزمان

امــروزِ ما بیچـــارگــــان، امیــد فرداییش نـــیــســـت

ایــن، دانی و با ما هنــــــوز، امروز و فردا می کنی؟؟

***

۱- بهترین هدیه را در روز عید، این دیدم که زبــــــان ببندم و کلام بزرگـــــان را بنویسم.

۲- در سه روز اخیر سه بار این متن را نوشتم، هر سه بار پرید. دیـــر شد!

۳- اللـــهمٌ عرفـــنـی حجـــتک فانـــٌک ان لـــم تعــــرفــنـی حجـــتک ضللـــتُ عـــن دینی ...

اصول انسان‌شناسی دین در «زیارت جامعه کبیره» امام هادی(ع)

حجه الاسلام پارسانیا :
اصول انسان‌شناسی دین در «زیارت جامعه کبیره» امام هادی(ع) نهفته است رئیس پژوهشگاه علوم وحیانی معارج گفت: «زیارت جامعه کبیره» حاوی اصول انسان‌شناسی دینی ماست؛ بنابراین هر چه هجمه‌ها بر این حوزه معرفتی بیشتر شود، توانمندی‌ها و برجستگی‌های معرفتی ائمه اطهار(ع) بهتر نشان داده می‌شود.
خبرگزاری فارس: اصول انسان‌شناسی دین در «زیارت جامعه کبیره» امام هادی(ع) نهفته است

حجه الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، رئیس پژوهشگاه علوم وحیانی معارج بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء با اشاره به جایگاه والای امام هادی(ع) گفت: ائمه اطهار علیهم‌السلام همگی نور و حقیقتی واحد هستند که اهانت به هر یک از آنها در حکم اهانت به دیگری و اهانت به نبی اکرم(ص) است.

وی اظهار داشت: کسانی که به امام هادی علیه‌السلام اهانت کردند هدف آنها اسلام و تشیع بوده و در واقع به دلیل حضور اجتماعی، فرهنگی و تمدنی اسلام است لذا اگر اسلام به صورت یک دینی بود که فقط در کنج مطالب درسی مطرح و در متن حیات بشری امروز حضوری فعال ایفا نمی‌کرد، حساسیت‌های اجتماعی جریان‌های مختلف نسبت به اسلام و چهره‌هایی که قوام اسلام به دست آنها ست برانگیخته نمی‌شد.

این محقق و اندیشمند برجسته کشور درباره حساسیت دین اسلام تصریح کرد: دینی که با دنیای دیگران کاری نداشته باشد و به عنوان یک امر فردی و شخصی مطرح شود و یا اینکه حتی بتواند در خدمت دنیای دیگران باشد با او کاری ندارند و منکر آن هم نخواهند شد.

وی ادامه داد: به موازاتی که بیداری اسلامی پیدا شد و فرهنگ اسلامی حضور تاریخی خویش را نشان می‌دهد قاعدتا حساسیت‌های جریان‌های رقیب نیز مقابل آن علَم می‌شود و چهره‌های بزرگ، همان طور که جاذبه‌هایی عظیمی دارند دافعه‌های بزرگی نیز دارند از این رو اهانت به امام هادی و امام حسن عسکری علیهم‌السلام در ماجرای سامرا و انفجار بمب نیز رخ می‌دهد.

پارسانیا ادامه داد: به نظر بنده پس از اسلام، هدف اصلی دشمنان ایجاد نوعی جریان‌ها و مسائل فرقه‌‌ای ـ در هر جای ممکن ـ است، از این رو کاری که در آن مرتبه طالبان و وهابی‌ها انجام دادند بخشی از این مسئله بود و آنچه که این روزها مبنی بر اهانت به ساحت مقدس امام هادی علیه‌السلام شنیده می‌شود بخش دیگری از این برنامه است در واقع کلید این ماجرا با مسئله سلمان رشدی زده شد.

وی خاطرنشان کرد: این مسئله، مسئله انتقاد و بحث نظری نیست که بخواهد در آن فضا مطرح شود بلکه مسئله اهانت و فحاشی کردن است لذا حوزه‌ای نیست که به عالمان دینی گفته شود. مگر آنها نقد علمی کرده‌اند که نیازمند پاسخ متقن دینی باشد؟!

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: چهره‌ امام هادی(ع) در تاریخ تشیع و در معارف اهل بیت(ع) چهره‌ای برجسته‌ای است و میراثی که ما از این امام بزرگوار داریم زیارت جامعه کبیره است و زیارت جامعه کبیره تنها یک زیارت جامع برای ائمه معصومین صلوات‌الله علیهم اجمعین نیست بلکه نوعی بیانیه‌ای برای معرفی مقام انسان کامل و کمال انسان است.

وی در خصوص جایگاه معرفتی زیارت جامعه کبیره افزود: اصول انسان‌شناسی دینی ما در این زیارت عظیم مشاهده می‌شود هر چه اهانت و حمله بر این حوزه معرفتی بیشتر شود فرصتی پیش می‌آید تا توانمندی‌ها و برجستگی‌های معرفتی ائمه اطهار علیهم‌السلام بهتر نشان داده شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) اظهار داشت: اکنون فرصتی فراهم آمده است برای نشان دادن چهره تابنانک امام هادی علیه‌السلام و معارفی که از ناحیه مقدس آن حضرت به تاریخ بشر عرضه شده است لذا لازم است این معارف کار شود و در معرض دید همگان قرار گیرد.

دانلود جدیدترین آهنگ شاهین نجفی

پیشاپیش از انتخاب عنوان تاپیک عذرخواهی میکنم:

در پی توهین یک خواننده به ساحت ائمه معصومین (علیهم السلام) جامعه هنری ایران نیز همراه با مردم غیور کشورمان نسبت به این عمل بی‌شرمانه اعلام انزجار نموده‌اند. که نمونه آن انتشار چندین آهنگ و کلیپ در فضای مجازی در این خصوص می‌باشد.

 
در همین راستا حامد زمانی یکی از خوانندگان جوان، جایزه‌ای را برای مجری حکم اعدام فرد هتاک تعیین کرد. او در صفحه فیس‌بوک خود نوشت برای جلوگیری از رواج اهانت به اهل بیت پیامبر به هر کس مجری اعدام شاهین نجفی گردد مبلغ ده میلیون تومان هدیه پرداخت می‌نماید.
 
حامد زمانی در فیس بوک خود نوشته است:
 
اینجانب حامد زمانی به عنوان عضو کوچکی از جامعه موسیقی کشور به همراه جمعی از دوستان در پی اقدام هتاکانه شاهین نجفی که بر اساس فقه دینی ما سب اهل بیت و نبی مکرم اسلام است به هر شخص و گروهی که این اعدام انقلابی را انجام دهد۱۰ میلیون تومان که در حد وسع بنده حقیر میباشد هدیه ( دست لاف) اهدا خواهم کرد. هر چند این مدهور الدم ارزش ریالی ندارد اما برای جلوگیری از رواج هتک حرمت اهل بیت پیامبر از همه متدینین دعوت میکنم که در این دفع فتنه ما را یاری کنند.
 وسیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

در شان علامه حلی همین بس

«علامه حلی» شب جمعه‏ ای به زیارت سیدالشهداء(ع) می‏رفت؛ تنها بود و بر الاغی سوار شده و تازیانه‏ ای در دست داشت.
در بین راه، شخص عربی پیاده به همراه علامه راه افتاده و با هم به صحبت مشغول شدند. چون مقداری راه رفتند، علامه متوجه شد که این شخص مرد فاضلی است. پس برخی مسایل علمی مطرح کرد و بیشتر متوجه ‏شد که همسفرش مردی متبحر و صاحب علم و فضیلت است.
علامه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یک به یک از آن شخص سؤال می‏کرد و آن شخص نیز همه آنها را جواب می‏فرمود تا این که به مسأله‏ ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد و علامه آن فتوا را رد کرد و گفت: «حدیثی برای فتوای شما نداریم». آن مرد پاسخ داد: «حدیثی در این باب، شیخ طبرسی در تهذیب ذکر کرده است. شما از اول کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود».
علامه تعجب کرد که این شخص چه کسی است که این همه علم دارد؟
آنگاه علامه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کبری، می‏توان امام زمان(عج) را زیارت کرد یا نه؟». در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. پس، آن شخص بزرگوار خم شد و تازیانه را از روی زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و به علامه فرمود: «چگونه صاحب‏ الزمان را نمی‏توان دید در حالی که دست او در میان دست توست؟!».
پس، علامه بی‏ اختیار خود را از روی الاغ به زیر انداخت که پای آن حضرت را ببوسد و غش نمود. چون به هوش آمد، کسی را ندید. به خانه برگشت و به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطری که حضرت نشان داده بود، ملاحظه نمود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با تصرف و ویرایش)

اندر احوالات یک شب جمعه

مطلب اول : داشتم وبگردی میکردم که نامه زیبای یک دختر بچه رو به امام زمان (عج) دیدم جالب بود .گفنم گذاشتنش تو وبلاگم خالی از لطف نیست.

اما مطلب دوم :تکیه بر دیوار کعبه می دهد محبوب حق

غم مخور روزی ولیّ و قلب امکان می رسد

مصلح عالم ولیّ حیّ سبحان می رسد

در پس پرده بود در انتظار امر حق

گر خدا امری کند آن گه شتابان می رسد

تکیه بر دیوار کعبه می دهد محبوب حق

از دهان دٌر نشانش صوت قرآن می رسد

چون نمی گردد عمل دستور قرآن در جهان

بهر اجرا مجری احکام یزدان می رسد

داد مظلومان بگیرد او ز ظالم ها بسی

روزگاری آن پناه بی پناهان می رسد

ما مریضیم و دوائی نیست بر درمان ما

آن طبیب ما مریضان  بهر درمان می رسد

منتظر در انتظار مصلح عالم بود

شیعیان صاحب زمان روزی فروزان می رسد


و اما مطلب سوم : آقا بیا

 

تهران...هوای سُربی آذر... ولیِّ عصر

دور از نشاط صبح و کبوتر... ولیِّ عصر

سرسام بنزها و صدای نوارها

شب‌های بی‌چراغ و مکدّر ولیِّ عصر

خاموش در بنفش مِه و آسمان‌خراش

در برزخی سیاهْ شناور، ولیِّ عصر

پنهان در ازدحام کلاغان بی‌اثر

زیر چنارهای تناور، ولیِّ عصر

خالی از اتفاقِ رسیدن، تمام روز

تاریک و سرد و دلهره‌آور، ولیِّ عصر

با لنزهای آینه ای پرسه می‌زنند

ارواح نیمه‌جان زنان در ولیِّ عصر

مانند یک جذامی از خود بریده است

در های و هوی آهن و مرمر، ولیِّ عصر

یک روز جمعه سر زده، آقا، بیا ببین

تو نیستی چه می‌گذرد در ولیِّ عصر؟

شاید این ........

شعری از مصطفی کارگر به مناسبت پایان سال
امسال هم بدون تو مولا تمام شد

مصطفی کارگر شاعر اهل شهر گراش در جنوب کشور :

خبرگزاری فارس: امسال هم بدون تو مولا تمام شد

مصطفی کارگر شاعر اهل شهر گراش در جنوب کشورمان شعری سروده و به مناسبت پایان سال تقدیم به امام زمان(عج) کرده است. این شعر که تقدیم به امام مهربانی(عج) شده به شرح زیر است:

امسال هم بدون تو مولا تمام شد

شادی برای اهل تماشا تمام شد

تنهاکنار سفره تحویل تا به کی؟

صبر و قرار و حوصله ما تمام شد

آهسته در تلاطم دنیا قدم بزن

در انتظار، طاقت دنیا تمام شد

برگرد با طراوت لبخندهای شوق

شور و نشاط در همه دلها تمام شد

برگردپا به پای بهار یتیم‌ها

سهم بهار از گل زیبا تمام شد

مجنون به یاد حضرت لیلا نفس کشید

تالحظه‌ای که در دل صحرا تمام شد

هستم به روز وعده خوبان امیدوار

روزی که «کاش» و «شاید» و «اما» تمام شد

سال جدید می‌رسد آقا تو هم بیا

تاگفت‌وگو کنیم: تمنا تمام شد

سال جدید کاش بگوییم با همه

سال ظهور یوسف زهرا شروع شد

السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجک

بوی گلها عالمی را مست و حیران می کند      دیدن مهدی هزاران درد  درمان می کند

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار             ما گلی داریم  عالم را گلستان می کند

 

 

 

 

نهم ربیع الاول
 سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت
 آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها،
 حضرت مهـدی مـوعـود (عج)
 بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــورش تبریک و تهنیت باد.

 

و همچنین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران عزیز بر همه ایرانیان مبارک باد

وصیت نامه سید ابن طاووس

خدا کند که مرا با خدا کنی آقا !

ز قید و بند معاصی رها کنی آقا !

دعای ما به در بسته می خورد ، ای کاش !

خودت برای ظهورت دعا کنی آقا!
وصیت نامه سیدابن طاووس

اي فرزندم محمد! تو را و برادرت را و هر كس كه اين (نوشته) را بخواند به آشتي و درستي در معامله با خداي عزّوجلّ و رسول او صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و حفظ و رعايت فرمان خدا و رسول،كه درباره ظهور مولاي ما مهدي عليه‌السلام بيان فرموده‌ و بشارت داده‌اند سفارش مي‌كنم

وليّ كامل و فقيه عارف، سيد بن‌ طاووس اعلي‌الله‌مقامه‌الشريف، كه از ابدال و شيفتگان امام ‌مهدي سلام‌الله‌عليه بوده و آن قدر به شرف حضور امام نايل آمده است كه لهجه و تُن صداي حضرت را مي‌شناخته است، در وصيت نامه پندآموز خويش نوشته است:

اي فرزندم محمد! تو را و برادرت را و هر كس كه اين (نوشته) را بخواند به آشتي و درستي در معامله با خداي عزّوجلّ و رسول او صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و حفظ و رعايت فرمان خدا و رسول، كه درباره ظهور مولاي ما مهدي عليه‌السلام بيان فرموده‌ و بشارت داده‌اند سفارش مي‌كنم. چه، قول و عمل بسياري از مردم با عقيدة آنان مخالف است؛ مثلاً بارها ديده‌ام كه اگر بنده‌اي يا اسبي يا درهم و ديناري از آنان گم شود، سراپا متوجه آن مي‌شوند و براي يافتن آن نهايت كوشش را به عمل مي‌آورند؛ اما نديده‌ام كسي براي تأخير ظهور آن حضرت و عقب افتادن إصلاح اسلام و تقويت ايمان مسلمانان و قطع ريشة كافران و ستمكاران، به اندازة دلبستگي به اين امور ناچيز، دلبسته باشد و به اندازه‌اي كه براي از دست دادن اين اشياء متأثر مي‌گردد، متأثر باشد. ... روزي به مردي كه به ظاهر دلبسته ظهور شريف آن بزرگوار است و به او دعوي وفاداري مي‌كند و از غيبتش سوگوار و اندوهناك است، گفتم اگر آن حضرت عليه السلام به تو بگويد كه من از طريق پدران خود دانسته‌ام كه اگر ظهور كنم به محض اين كه چشم تو به من(صاحب الزمان روحی له الفدا) افتد، در دم جان خواهي سپرد، اما اگر ظهور من تأخير افتد،20 سال ديگر با كمال خوشي با زن و فرزند و اهل و عيال خواهي زيست، آيا چند روزة زندگاني اين جهان فاني را به تأخير ظهور ترجيح نخواهي داد؟

سيد بن ‌طاووس رحمه‌الله خود در مقام پاسخ به اين سؤال‌ها برآمده و  راه حل اصلي مسأله را بيان فرموده است:


به يكي از برادران گفتم اصحاب مهدي عليه‌السلام كساني‌اند كه آن بزرگوار را براي آنچه خدا مي‌خواهد، خواسته‌اند؛ خواه براي دنياي آنان سودمند باشد يا زيانبخش. در هر حال، آنها تابع مشيّت الهي هستند.

نكته اين جاست كه اصحاب مهدي سلام الله‌عليه خود را براي حضرت مي خواهند،  نه اين كه حضرت را براي خود و راه‌اندازي امور دنيويشان بخواهند. اين‌گونه ارادت خالصانه را تنها در ياران ابا‌عبدالله‌الحسين سلام‌الله‌عليه در كربلا مي توان سراغ گرفت؛ چرا كه آنها براي هر گونه فداكاري آماده و پا به ركاب بودند.


بیانات جالب حجه الاسلام و المسلمین محسن قرائتی

 

* عزاداری ریشه در قرآن دارد

اظهارنظر جالب قرائتی در مقایسه خودش با حجت‌الاسلام صدیقی

مطابق مفاهیم قرآنی خدا از مظلوم دفاع می‌کند و ریشه عزاداری قرآنی است. جنگ احد که تمام شد روضه‌خوانی راه افتاد، حمزه (ع) روضه‌خوان نداشت پیامبر (ص) گفت چرا حمزه روضه‌خوان نداشت.
حج نیز به نوعی روضه‌خوانی است. در قرآن سفارش شده است که یاد حضرت مریم را زنده نگه دارید. همچنین در قرآن سفارش شده است که نام اولیای خدا باید بزرگ داشته شود.
مطابق مفاهیم قرآنی مردان خدا محبوب هستند و نام آنها باید بزرگ داشته شود. روضه چنین اقدامی است.

*  رمز رشد شیعه روضه‌خوانی امام حسین (ع) است

رمز رشد شیعه روضه‌خوانی امام حسین (ع) است. شیعه دو بال دارد یک بال سرخ و یک بال سبز است و این همان برتری اهل تشیع است.
عزاداری به نوعی هماهنگی با هستی است. عزاداری هماهنگی با عالم غیب و پیامبران است و به نوعی ظالم‌کوبی و مظلوم‌یابی است و روز عاشورا به معنای حرکت ملی است، تمام اقوام ایرانی در این روز عزاداری می‌کنند.
امروزه در ترکیه 100 جلسه درباره اهل بیت در ماه محرم برپا می‌شود این در حالی است که در سال گذشته این جلسات تعدادش به  3 جلسه می‌رسید.
عزاداری کلاس عمومی تهذیب است. بالاترین مدل مدیریت بحران توسط حضرت زینب (س) صورت گرفت.
ما باید وقایع کربلا را دوباره بازخوانی کنیم و باید آن‌گونه عزاداری کنیم که مردم گریزان نشوند و امام عصر نیز از ما راضی باشد.
* اگر من بگریانم و صدیقی بخنداند امام زمان ظهور می‌کند
بسیار دوست دارم که روضه‌خوان خوبی باشم اما نیستم،
همسرم می‌گوید اگر من بتوانم مردم را بگریانم و حجت‌الاسلام صدیقی بتواند مردم را بخنداند امام زمان ظهور می‌کند در آینده قصد دارم سایتی برای خنده درست کنم. به شدت به اشک روضه‌ها اعتقاد دارم.

اصلاح فكرها و دل ها ((جنگ نرم))


همان طور كه الان دنيا با ظلم پر شده ، با همين كيفيت با عدل پر خواهد شد.

منتهی اداره كردن و كنترل اين عدالت از ما ساخته نيست.

ما آن جا به بن بست خواهيم رسيد ،

 آن جا حضرت نيازي به جنگ و جدل و شيپور ندارند.

 

 طبل و شيپور قبلا زده شده ، ما خواهيم زد.

 

                           ايشان مي آيد و رهبري مي كند.

اين طور نخواهد بود كه ما توپخانه راه بياندازيم ، آن ها (دشمنان) بزنند ما بزنيم

و غلبه كنيم و دنيا را به خاك و خون بكشيم.

 

ما با  مغز آنهایی كار داريم كه اين اسلحه را مصرف خواهند كرد.

 

ما با هواپيمايي كه بمب اتم مي اندازد كار نداريم ، ما با مغز آن خلبان كار داريم.

                                          (( آيت الله الهي ))

الهی العفو...

همین.

بحث تکمیلی و نهائی پیرامون اختلاف شیعه و سنی در خصوص نحوه وضو

اختلاف شيعه و سني در نماز و وضو


بخش اول: از ديدگاه فقهى، منشأ اختلاف شيعه و سنى در مسأله مسح پا، ريشه در آيه مباركه 6 «سوره مائده» دارد (از ديدگاه تاريخى، ريشه اختلاف چيز ديگرى است كه در پايان اين پاسخ ذكر خواهد شد). خداوند متعال در اين آيه مى‏فرمايد: يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى اَلصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى اَلْمَرافِقِ وَ اِمْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى اَلْكَعْبَيْنِ‏ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، هرگاه به نماز ايستاديد، صورت ها و دست هايتان را تا آرنج بشوييد». فقها در كيفيت شستن دست ها اختلاف نظر دارند، پيشوايان اهل بيت: و پيروانشان معتقدند دست ها از آرنج تا نوك انگشتان شسته شود و سنت همين است. دليلشان نيز ظاهر آيه است كه به نظر عرفى همين به ذهن مى آيد چون در موارد مشابه اين گونه تركيب، شروع از بالا به پايين است. مثلاً اگر پزشك به بيمار بگويد: پايت را تا زانو با آب سرد بشوى، بيمار آنچه را در عرف رايج است انجام مى دهد، يعنى شستن از بالا به پايين، يا وقتى صاحب خانه به رنگ كار مى گويد: ديوارهاى اين اتاق را تا سقف رنگ آميزى كن، آنچه در عرف معمول است انجام مى شود، يعنى رنگ كردن ديوارها از بالا به پايين و هرگز به ذهن رنگ كار يا بيمار اين نمى آيد كه صاحب خانه و پزشك كه گفته «تا»، مقصودش بيانِ آخرِ محلّ رنگ زدن يا شستن است، بلكه از كلمه «تا» مى فهمد كه صرفاً محدوده مورد نظر را در رنگ زدن و شستن تعيين كرده است. در آيه وضو نيز چنين است، وقتى آيه مى گويد دست ها را تا مرفق بشوييد، بيان محدوده شستن مورد نظر است نه چگونگى آن. و اين را به نظر معمول عرف واگذاشته و در عرف هم بدون ترديد، آنچه راحت تر است، شستن از بالا به پايين است. آرى، آنچه اساس اختلاف است، در اين است كه متعلقِ «تا آرنج» چيست. آيا يعنى بشوييد تا آرنج. دست ها را تا آرنج بشوييد؟ يعنى «تا» قيد براى شستن است يا دست ها؟ اگر قيد براى دست ها باشد، از اين جهت براى تعيين محدوده دست است كه دست، به انگشتان تا مچ، مچ تا بازو هم گفته مى شود و آيه مى خواهد مقدار معين و مشخص دست را كه بايد شسته شود بيان كند و اگر دست بين مراتب ياد شده مشترك نبود، نيازى به گفتنِ «تا» نبود و اين قيد براى بيان مقدار مشخص از دست است كه بايد شسته شود. و اگر قيدِ «تا» براى شستن باشد، شايد به ذهن چنين بيايد كه بايد از سر انگشت ها تا آرنج را شست، گويا خداوند فرموده است، دست ها را تا مرفق بشوييد. اما روشن است كه اين غير متعارف و مبهم است و در اين گونه موارد آنچه متعارف است يعنى شستن از بالا به پايين عمل مى شود. افزون بر اينكه بر فرضِ اينكه «تا» قيدِ شستن باشد، چنين نيست كه انتهاى شستن را برساند، بلكه احتمال دارد به معناى «با» باشد (إلى به معناى مَعَ) يعنى دست ها را همراه با آرنج بشوييد. اينگونه كاربردهاى لفظى در قرآن و ادبيات عرب وجود دارد.( مثل آيه 2 نساء (وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ) كه به معناى مَعَ است، يعنى اموال آنان را با اموال خود نخوريد، يا آيه 52 آل عمران (مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللهِ) كه به معناى مع الله است) در عرف نيز چنين است كه وقتى گفته مى شود فلانى ولايت كوفه تا بصره را برعهده دارد، يعنى با بصره. چنين تعبيراتى در اشعار عرب هم به كار رفته است. به هر حال، دليل قاطع در چنين مواردى همان عرف رايج است كه از بالا به پايين مى شويند و از همين روش بايد تبعيت كرد. أئمه اهل بيت(عليهم السلام)، وضوى پيامبر(صلى الله عليه وآله) را اينگونه نقل كرده اند: به نقل شيخ طوسى از بكير و زراره، اين دو از امام باقر(عليه السلام) درباره وضوى پيامبرخدا(صلى الله عليه وآله)سؤال كردند. حضرت طشت يا ظرف آبى طلبيد، كف دو دست را شست، دست خود را در آب فرو برد و با مشت آبى صورت خود را شست و با دست چپ كمك گرفت بر شستن صورت. سپس كف دست چپ را در ظرف آب فرو برده، آب برداشت و دست راستش را از آرنج تا انگشتان شست، به نحوى كه آب به طرف آرنج ها برنگردد. بعد كف دست راست را پر از آب كرد و بر دست چپ ريخت و از آرنج تا كف دست شست به نحوى كه آب به طرف آرنج برنگردد، مثل دستِ راست. سپس با همان آبى كه در دست ها بود، سر و پاها را تا برآمدگى روى پا مسح كشيد، بدون آنكه آب تازه اى بريزد.(تهذيب الأحكام: ج1، ص59، شماره 158)
[پايان كد انتخابي][كامل از كد138586]
در باره تفاوت‌هاي نماز شيعه و سني مطالب بسيار است؛ چرا كه تفاوت‌ها بسيار است. و گرچه بررسي تمام اين تفاوت‌ها بحث مفصل و طولاني مي‌طلبد اما برخي از آنها اشاره‌ مي‌كنيم و جهت اطلاع بيشتر مي‌توانيد به اين آدرس اينترنتي مراجعه كرده و علاوه بر مطالعه مطالب بسيار ارزشمند و مفيدي كه در آن مي‌يابيد به بسياري از منابع و متون معتبر شيعه و سني در مورد نيازتان استفاده كنيد: www.valiasr-aj.com
تفاوت‌هاي نماز ما با نماز اهل سنت از بعد از تكبيره الاحرام نماز شروع مي‌شود كه آنها «بسم الله الرحمن الرحيم» را نمي‌گويند و يا به حدي آهسته مي‌گويند كه شنيده نشود. و اين تفاوت‌ها تا پايان نماز ادامه مي‌يابد كه آنها سلام را در تشهد قبل از شهادتين مي‌آورند و صلوات بر محمد و آل محمد را به نحوي كه شيعه در نماز خود دارد نمي‌گويند. در نماز برخلاف سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله دست روي دست گذارده و دست بسته نماز مي‌خوانند. بعد از «ولاالضالين» آمين مي‌گويند؛ پاها را بيش از حد معمول باز مي‌كنند و...
تمام اين تغييرات كه بر خلاف سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله است به اين دليل است كه امير المؤمنين عليه السّلام در فرازي از خطبه نهج البلاغه به آن اشاره مي‌فرمايد:
«حتي اذا قبض اللَّه رسوله (صلي الله عليه وآله) رجع قوم علي الاعقاب، و غالتهم السبل و اتكلوا علي الولائج و وصلوا غير الرحم و هجروا السبب الذي أمروا بمودته و نقلوا البناء عن رصّ اساسه فبنوه في غير موضعه معادن كل خطيئة و ابواب كل ضارب في غمرة قد ماروا في الحيرة و ذهلوا في السّكرة علي سنّة من آل فرعون: من منقطع الي الدنيا راكن أو مفارق للدين مباين.
افسوس كه آنها پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه وآله به گذشته خود بازگشتند و با پيمودن راه‌هاي گوناگون گمراه شدند. و به دوستان و همفكران فاسد خود اعتماد و از غير خويشاوندان پيامبرصلي الله عليه وآله پيروي كردند و از وسيله‌اي كه به دوستي آن مأمور بودند (اهل البيت عليهم السلام) جدا گشتند. از ريسمان هدايت فاصله گرفتند و بناي استوار دين را از جايگاه اصلي خود انتقال دادند و آن را در جايي ديگر نهادند جايي كه مركز هر گونه گناه و فساد بود و آغاز هر فتنه و فتنه جويي، و پناه و گمراهاني كه از اين سو بدان سو سرگردانند و در غفلت، به سنت فرعونيان از همه بريده و به دنيا دل بسته‌اند يا پيوند خود را با دين گسسته‌اند.
نهج البلاغه، ترجمه شهيدي، بخشي از خطبه 150(
و يا در روايت ديگري كه در كتاب كافي آمده است به شكل ديگري به ايجاد اين اختلافات كه بخشي از آن در احكام نماز است اشاره شده و علت عدم موفقيت اما عليه السلام‌ در مخالفت با آنان و برگرداندن اين انحرافات به زمان قبل از خود را اشاره نموده است:
قال علي عليه السلام: قد عملت الولاة قبلي اعمالاً خالفوا فيها رسول الله صلي الله عليه وآله متعمدين لخلافه ناقضين لعهده مغيرين لسنته و لو حملت الناس علي تركها و حولتها الي مواضعها و الي ما كانت في عهد رسول الله صلي الله عليه وآله لتفرق عني جندي حتي ابقي وحدي او قليل من شيعتي الذين عرفوا فضلي و فرض امامتي من كتاب الله عز و جل و سنة رسول الله صلي الله عليه وآله ... واللَّه لقد امرت الناس أن لا يجتمعوا في شهر رمضان الا في فريضة و أعلمتهم أن اجتماعهم في النوافل بدعة فتنادي بعض أهل عسكري ممن يقاتل معي يا اهل الاسلام غيرت سنة عمر ينهانا عن الصلاة في شهر رمضان تطوعاً و لقد خفت أن يثوروا في ناحية جانب عسكري. ما لقيت من هذه الامة من الفرقة و طاعة ائمة الضلالة و الدعاة الي النار
پيش از من، متصديان امور به كارهايي دست يازيدند كه با دستورات صريح رسول خدا صلي الله عليه وآله مخالف بود. آنان به عمد سنت‌هاي نبوي را تحريف و احكام الهي را تغيير دادند. من اگر مي‌خواستم مردم را بر ترك آن احكام وادارم و احكام تغيير يافته را به گونه‌اي كه زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله معمول بود - بازگردانم، لشكريانم از گِردم پراكنده مي شدند و يكه و تنها مي‌ماندم يا فقط اندكي از شيعيانم با من همراهي مي‌كردند؛ شيعياني كه برتري مرا از كتاب خدا و سنّت نبوي شناخته بودند. (در اينجا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حدود 25 مورد از موارد تغيير و تحريف احكام را به عنوان نمونه ياد مي‌كنند و چون ذكر تك تك اين موارد - از آنجا كه با اشاره و در كمال اختصار بيان شده است - به شرح و بسط و محتاج است و پرداختن به آن هم از گنجايش اين نوشتار خارج است.)
(حتي يك بار) به مردم گفتم: در ماه رمضان، جز براي اداي فريضه واجب، در مسجد اجتماع نكنند به آنان گفتم: خواندن نمازهاي مستحبي با جماعت (نماز تراويح كه از بدعت‌هاي عمر بن خطاب بود و تا هم اكنون نيز اين بدعت ميان اهل سنت رايج است و در شب‌هاي ماه مبارك رمضان به جماعت خوانده مي‌شود.) بدعت است. در اين بين بعضي سربازانم برآشفتند و گفتند: اي اهل اسلام سنّت عمر تغيير يافت، علي ما را از نماز جماعت در ماه رمضان باز مي‌دارد؟! كه من ترسيدم ميان بخشي از سربازانم شورش برپا شود. از اختلاف و پيروي كوركورانه ايشان از پيشوايان گمراهي چه مصيبت‌ها كه نكشيدم؟ كافي، ج 8، ص 59 و 62
مي‌دانيم كه نماز امري تعبدي است كه از جانب خداي عزوجل واجب شده است كه افعال و اذكار آن نيز تعبدي است كه واجب است از جانب خداي عزوجل تعيين و از جانب پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و سلم تبيين گردد همانگونه كه در حديث نبوي آمده است:
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: صلوا کما رايتموني اصلي
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :‌ نماز بخوانيد همانگونه كه مي بينيد من نماز مي خوانم.
صحيح البخاري ج 1 ص 155 , کتاب الاذان باب الاذان للمسافر اذا کان جماعة ....
نووي در شرح اين حديث ميگويد:
و هذا مقتضي وجوب کل ما فعله النبي صلي الله عليه و سلم الا ما خرج وجوبه بدليل کرفع اليدين و نحوه.
و اين روايت اقتضا دارد وجوب همه چيزهايي كه پيامبر انجام ميدهد مگر آن كاري كه وجوب آن به دليل ديگري برداشته شده باشد مثل بالا بردن دو دست و امثال آن.
المجموع ج 3 ص 290.
و يا در سه وقت نماز خواندن از موارد اختلافي اساسي است كه ميان ما و اهل سنت به چشم مي‌خورد و آنها بر خلاف سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله حتي براي يك بار نيز حاضر نيستند نماز خود را در پنج وعده بخوانند در حالي كه از معتبر‌ترين كتاب‌هاي خودشان روايت شده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در مدينه و در غير حال اضطرار نماز‌هاي يوميه را در سه وقت خوانده‌اند و اين مسلم است كه خود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بدان عمل نموده‌اند.
حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى قَالَ قَرَأْتُ عَلَى مَالِكٍ عَنْ أَبِي الزُّبَيْرِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمِيعًا وَالْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ جَمِيعًا فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلَا سَفَرٍ
رسول خدا نماز ظهر وعصر را باهم خواندند ومغرب وعشاء را باهم ونه ترسي بود ( جنگي) ونه سفري
صحيح مسلم ، ج1 ، ص489 ، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر
و حَ%

برای دوست بسیار عزیزم مهندس جعفری

خلفای سه گانه نیزمانند پیامبر( و شیعیان وضو می گرفتند؟ درآیه 6 سوره مائده(...وایدیکم الی المرافق...) منظور چیست؟شستن به سمت مرفق(مثل اهل تسنن) یا برعکس؟
بدون تردید مسلمانان در آغاز دورة اسلام، همانند پیامبر( وضو می گرفتند. و در این زمینه هیچ اختلافی ذکر نشده است. و اختلاف و تفاوت، پس از وفات رسول اکرم( ، روی داد. و طبق تاریخ، تا زمان عمر هم مردم همانند پیامبر( وضو می گرفتند. و در زمان عثمان بود که اختلاف و تفاوت دربارة وضو، در بین مردم رخ داد. و آغاز کنندة این اختلاف، خود عثمان بود. (1)
در زمان خلیفه اول، به رغم بررسی و وارسی دقیقی که در کتابهای تاریخ کرده ایم، و به رغم آنکه در پی یافتن اندک نشانه‌ای از اختلاف مسلمانان درباره حکمی از احکام وضو در آن دوره بوده ایم، هیچ نشان شایان ذکری نیافته ایم.(2)
در زمان خلیفه دوم نیز به همین صورت، مگر در یک مسأله، و در حالتی از حالتهای وضو، یعنی جایز بودن یا نبودن مسح بر پا افزار. بنابراین نبود خبری حاکی از واکنش خلیفه در این مسأله، دلیلی است بر اینکه در آن دوره وضوی پیامبر( میان مردم رواج داشته است. زیرا اگر اختلافی بود، خبری نقل می شد. به ویژه آنکه در کتب سیره و تاریخ نقل شده است، که او در دوران طولانی خلافت خود، به جزئیات شریعت اهتمام داشت.
عثمان بن عفان در میان خلفای سه گانه، تنها کسی است که چگونگی وضوی پیامبر( را نقل کرده ست. که در "صحیح البخاری،‌ج1،ص52" و "صحیح مسلم، ج1،ص204" و در "صحیح مسلم، ج1،ص207، ح8"، چند متن از این مطالبی که خلیفه سوم در مورد وضو گفته، آمده است. که در اینجا یک متن را نقل می کنیم :مسلم در صحیح خود، از قتیبه بن سعید، و احمد بن عبده ضبی، نقل کرده که گفتند :"عبدالعزیز ـ که همان درآوردی است از زید بن اسلم از حمران ـ وابسته عثمان، روایت کردند که گفت:"آبی برای وضو نزد عثمان بردم. او وضو گرفت، و سپس گفت :"برخی مردم حدیثهایی از پیامبر خدا( نقل می کنند که نمی دانم چیست، جز آنکه دیدم رسول خدا( وضویی همانند این وضوی من گرفت. و آنگاه فرمود :"هر کس چنین وضو بگیرد، همه گناهان گذشته او آمرزیده می شود."
این متن ها به چند نکته اشاره می کند :
1) این متن از این خبر می دهد که مسلمانان، در مسأله چگونگی وضو دو دسته شدند. (3)
2) در عبارت "برخی از مردم"، و نیز "نمی دانم چیست"، حکایت از آن دارد که خلیفه آن "مردم" را نکوهش می کند، و آنان را مجهول می داند. اما باید دید آیا آن مردم بحق چنین بودند؟یا خلیفه از آن روی که با آنان مخالف بود، این سخن را دربارة شان گفت. و اصل مخالفت با خلیفه چنین نکوهشی را می طلبید؟
در ادامه باید خاطر نشان کرد که طریقه وضو گرفتن شیعه، طبق قرآن کریم است. و کیفیت آن، که همان سنت پیامبر( است، از طریق ائمه اطهار( ، به ما رسیده است. خود امام صادق( به مردی که از ایشان سؤال نمود، فرمودند :"مهما أجبتک فیه بشیء فهو عن رسول الله( لسنا نقول برأنیا من شیء" (4) (هر پاسخی که به تو دادم از پیامبر گرامی( است. و ما به رأی و نظر خود سخن نمی گوییم.)
در رابطه با سؤال شما دربارة "...فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق..." باید گفت که حد دست که باید در وضو شسته شود، تا آرنج ذکر شده؛ زیرا "مرافق" جمع "مرفق" یعنی آرنج است. و هنگامی که گفته می‌شود دست را بشویید، ممکن است به ذهن چنین برسد که دستها را تا مچ بشویید، زیرا غالباً این مقدار شسته می شود. ولی قرآن می‌فرماید :"تا آرنج بشویید" (الی المرافق). لذا "الی" در آیه برای بیان حد شستن است، نه کیفیت شستن، که بعضی توهم کرده اند، و خیال کرده اند که آیه می فرماید که باید دستها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید (چنانکه بعضی از اهل سنت قائل هستند).
این مسأله، مانند این است که انسان به کارگری سفارش کند، که دیوار اطاق را از کف تا یک متر رنگ کند. روشن است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود؛ بلکه باید به این مقدار رنگ شود، نه بیشتر، و نه کمتر. پس فقط مقداری از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده. و اما کیفیت آن در سنت پیامبر( ،‌ بوسیله اهل بیت( ، به ما رسیده است. و آن شستن آرنج است به طرف سرانگشتان.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ :
1. تفسیر نمونه، ج4، ص285تا288
2. وضوی پیامبر، سید علی شهرستانی، ترجمة دکتر حسین صابری، ص54و55
3. همان، ص60و61
فقه تطبیقی، محمد جواد مغنیه، ترجمه کاظم پور جوادی،ص3و4


شوق دیدار


سرم را می زنم از بی کسی گاهی به درگاهی

نه با خود زاد راهی بردم از دنیا، نه همراهی

 

اگر زاد رهی دارم همین اندوه و فریاد است

"نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی"

 

غروبی را تداعی می کنم با شوق دیدارش

تماشا می کنم عطر تنش را هر سحرگاهی

 

دلم یک بار بویش را زیارت کرد... این یعنی

نمی خواهد گدایی را براند از درش شاهی

 

نمی خواهم که برگردد ورق، ابلیس برگردد

دعای دست می گویی، چرا چیزی نمی خواهی؟

 

از این سرگشتگی سمت تو پارو می زنم مولا!

از این گم بودگی سوی تو پیدا می کنم راهی

 

به  طبع طوطیان هند عادت کرده ام ، هندو

 همه شب  رام رامی گفت و من الله اللهی

 

هلال  نیمه ی شعبان رسید و داغ دل نو شد

دعای آل یاسین خوانده ام با شعر کوتاهی

 

اگر عصری ست یا صبحی تو آن عصری تو آن صبحی

اگر مهری ست یا ماهی  تو آن مهری تو آن ماهی

 

دل مصر و یمن خون شد ز مکر نابرادرها

یقین دارم که تو آن یوسف افتاده در چاهی

                                                 صبح نیمه شعبان ۲۶ / ۴/ ۱۳۹۰- دهلی نو

مصراع داخل گیومه  از رهی معیری است.

ما را قبول کن

 

ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن

یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن

آهی در این بساط به غیر از امید نیست

یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن

از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر! ولی

این کودک فراری خود را قبول کن

رسم کریم نیست که گلچین کند، کریم!

مـا را سَـوا نکـرده و یک جـا قـبول کن

گر بی نوا و پست و حقیریم و رو سیاه

اما به جــان حضرت زهـرا قبـول کن

گندم که نه، مقام شما بود لاجَرَم

رمز هبوط آدم و حوّا، قـبول کن

از دوستان بازدید کننده تقاضامندم نظر خودشان را در خصوص این کامنت اعلام فرمایند

با این‌که پول چندانی توی جیبش نداشت، خیلی مؤدّبانه گفت:

"آقا ببخشید! آیینه‌ی شما را کج کردم. من مقصّرم. حاضرم خسارتش را بپردازم. بزنیم کنار."

راننده‌ی تاکسی که تا لحظاتی قبل عصبانی به نظر می‌رسید، سرش را به نشانه‌ی رضایت تکان داد و گفت: «برو آقا! لازم نیست.»

موتورسوار که این همه گذشت را دیده بود تشکّر کرد و گفت: "از لطفتون خیلی ممنون!"

امّا دلش آرام نگرفت دعایش کرد و گفت: "از طرف شما برای سلامتی وجود نازنین امام زمان علیه السلام صدقه می‌دهم. "

"خدا به برکت این صدقه، بلا را از شما و بچه‌هایت هم دور کند. از این‌که کمی وقت شما و مسافرانت را هم گرفتم معذرت می‌خواهم."

او دوستدار محبوبش بود

بیایید با هم پیمان ببندیم ما هم از این به بعد صدقه هایمان را برای سلامتی وجود نازنین امام زمان علیه السلام بدهیم.

و اما اندر قضیه آن سید خراسانی!!

نایب امام زمان(عج) یا سید خراسانی؟
 
 
نظر آیت الله مصباح یزدی در مورد مستند جنجالی ظهور بسیار نزدیک است 

حجت الاسلام روانبخش پیرامون نظر علامه مصباح یزدی در قبال مستند "ظهور بسیار نزدیک است" گفت: اتفاقا چند روز پیش وقتی که این مستند را تماشا کردم، رفتم خدمت علامه مصباح یزدی و گفتم: حاج آقا اگه یادتان باشد حدود 15 سال پیش طبق اتفاقاتی که در برخی کشورها افتاده بود ، خدمت حضرتعالی رسیدم و سئوال کردم که آیا می شود این اتفاقات را از علائم ظهور تلقی کرد؟ حضرتعالی هم در جواب من فرمودید: "زیاد به این مسائل نپردازید که در جلسه ای بنشینید و ببینید چه چیزی از علائم ظهور است و چه چیزی از علائم ظهور نیست. ممکن است که این حرفها و جلسات برای آدم شیرین باشد امّا آنچه که وظیفه شماست این است که خودتان را برای ظهور آماده کنید به طوری آماده شوید که انگار همین فردا آقا امام زمان(عج) ظهور خواهند کرد. حالا بحث کنیم درباره این مسائل امّا خودمان آماده نشویم هیچ فائده ای ندارد. ببینید وظیفه ما در قبال حضرت چیست؟

حجت الاسلام روانبخش افزود: بعد از ذکر و یادآوری این مطلب، خدمت علامه مصباح عرض کردم، اکنون با توجه به اتفاقاتی که در منطقه افتاده است، نظر حضرتعالی در این باره چیست؟ علامه مصباح فرمودند: الان هم نظر من همین است که خودتان را برای ظهور آماده کنید که گویا همین فردا آقا ظهور خواهند کرد.

دبیر سیاسی هفته نامه پرتو در ادامه تصریح کرد که خدمت حضرت علامه مصباح عرض کردم : حاج آقا برای سخنرانی که به استانهای مختلف می رویم خیلی ها درباره این مستند " ظهور بسیار نزدیک است" سئوال می کنند و نظرمان را در این باره می خواهند چه جواب دهیم؟

علامه مصباح در پاسخ فرمودند: " امّا راجع به این بحثها توصیه نمی کنم که به این مسائل بپردازید نه در نفی آن و نه در اثبات آن، به هیچ وجه وارد این مسائل نشوید."  البته ایشان درباره برخی مصادیق این مستند فرمودند: " اعتقادی که من به مقام معظم رهبری دارم خیلی بالاتر از آن سید خراسانی است که در روایات آمده است لزومی ندارد ما برویم دنبال آن روایات تا تاییدی بر معظم له بگیریم. به مراتب بسیار بالاتر از آن سید خراسانی که در روایات آمده است،  ما به مقام معظم رهبری اعتقاد داریم."

حجت الاسلام روانبخش ابراز داشتند: علامه مصباح در جای دیگر فرمودند" مگر می شود که آقا امام زمان(عج) نائب خودشان را تنها بگذارند و یاری نکنند. "

به گفته عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، ایشان همچنین درباره انگیزه عوامل سازنده این فیلم فرمودند: " فکر نکنم که تولیدکنندگان قصد خاصی داشته باشند. ممکن است قصدشان هم خیر باشد امّا پرداختن به این مسائل درست نیست."

نکته بعدی که ایشان فرمودند این بود که" یکی از بزرگان نقل می کرد که آقا امام زمان(عج) به یکی از بزرگوارانی که خدمتشان رسیده بودند، گلایه کردند و فرمودند: کسانیکه سراغ ما هم می آیند برای ما نمی آیند برای خودشان می آیند و بیشتر برای رفع مشکل خودشان خدمت ما می آیند. حتی مساله ظهور را از این جهت دوست دارند که وضعیت خودشان خوب شود و به رفاه برسند امّا آنها نگران من نیستند که من چه چیزی را می خواهم."

 به راستی تاکنون فکر کرده ایم آقامون چی از ما می خواد و ما تا حالا چی از حضرتش خواسته ایم؟!!

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم احفظ و انصر قائدناالامام الخامنه ای 

قویترین فیلترشکن دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم 

 سلام امروز میخوام قوی ترین فیلتر شکن دنیا رو به شما معرفی کنم ولی قبلش باید به شما انواع فیلترهایی رو که هست معرفی کنم و اینکه اصولا فیلتر به چه دردی می خوره. خب اگه نگاهی به دیکشنری بیاندازید معنی لغوی فیلتر رو این چنین مشاهده می کنید{(اسباب تصفیه ى آب و گاز و هوا) پالونه ، صافی ، پا لایه ، پالاگر، هر ماده ای که برای پالاییدن یا صافی کردن به کار می رود مثلا: کاغذ به شکل قیف ، شن و ماسه ، غشاء، پنبه ، زغال ، نمد، پارچه ، توری و...}خب دیدید که فیلتر گوناگونی زیادی داره ولی فیلتری که مورد بحث منه اون فیلتریه که از دیدن چیزهایی که دیدنش و یا شنیدنش و یا گفتنش و یا حتی انجام دادنش برای ما مجاز نشده و باعث ویرانی روح و جسم ما می شه. فیلترهایی که در این زمینه وجود دارند به نظر من بر دو نوع اند : دسته اول فیلترهای کنترل کننده و اصلی دسته دوم فیلترهای اجرا کننده.اول دومی رو میگم , دسته دوم فیلترها عبارتند از پلک ها فقط برای دیدن خوبی ها و وظایف خوب ،لب ها و دندانها فقط برای گفتن خوبی ها و تکالیف خوب و.... واما دسته اول که فیلتر های اصلی هستند و همردیف و ملازم همدیگرندعبارتند از دین و عقل و نفس لوامه و.. آری این ها کنترل کننده فیلترهای اجرایی هستند . 
همه این فیلترها نعمت اند آره تعجب نکنید . این فیلترها از جانب بهترین و مهربانترین دوست ماست و اون کسی نیست جز خداوند باری تعالی. ولی برای محک زدن ما و رسیدن به عدل الهی ، خدای مهربون , قوی ترین فیلتر شکن دنیا رو که همون نفس اماره انسانه رو در دنیا قرار داده و اگه از فیلترها درست استفاده نکنیم و به نفس سرکشمون قدرت بدیم لجامش میوفته بدست شیطان رجیم. و این است همون اختیار انسان که بعضیها بهش معتقد نیستند. 
آره دوستان عزیزم اگه از این فیلتر شکن قوی استفاده کنیم و بهش قدرت بدیم می تونیم اکثر فیلترهای دنیا رو بشکنیم واز اشرفیت به اسفل السافلینی برسیم ولی اگه با استفاده از این فیلترها و رهنمودهای پیامبران و امامان معصوم به این دنیا کانکت بشیم اونوقته که میشیم مصداق این شعر که میگه : رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت. اون وقت دیگه همیشه با خوبی ها کانکت می مونیم و  هیچ گاه از فیض و رحمت خدا دیسکانکت نمی شیم.اگه خوب دقت کنیم میبینیم که خداوند خیلی به ما لطف داره اونقدری که حتی از عهده شکرش بر نمیاییم ، این همه فیلتر و این همه نعمت و لذت حلال در دنیا در مقابل تنها یک فیلتر شکن که اونهم با رهنمودهای الهی و قدرت اختیار انسان قابل کنترله ؛ ان شاء الله .
امیدوارم با کمک خدا همیشه با استفاده از این فیلترها کانکت بشیم.
و من الله التوفیق

 
تو بین منتظران هم، عزیز من چه غریبی! 

 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ نه کوششی نه وفایی! 

 فقط نشسته و گفتیم : 

خدا كند كه بيايي!

ای قلم سوزلرینده اثر یوخ


ای قلم سوزلرینده اثر یوخ آشنادن منه بیر خبر یوخ 

یاندی پروانه لر شمعی سوندی آیرلیخدان اورك قانه دوندی

گلدی بو جمعه ده گشدی آلله فاطمه یوسیفینن خبر یوخ 

شأنیده رتبه ده بی بدلسن هر گوزلدن آقا سن گوزلسن

كیم دییر آیرلیخ درده سالماز عاشقین صبرینی الدن آلماز

ای گوزوم یولارا باخ داریخما گون همیشه بولت آدّا قالماز

شأنیده رتبه ده بی بدلسن هرگوزلدن آقا سن گوزلسن

غنچه گولر ده اندازه سولسون قلبیلر قویما قانیله دولسون

گلدی بو جمعه ده گلمدین سن كیم ساییر جمعه دیگر اولسون

شأنیده رتبه ده بی بدلسن هر گوزلدن آقا سن گوزلسن 

ای صفایی هل دوز فراقه یول سالاخ بیزده بیرده عراقه

اولاریكه كربلا ایستیلر دییلر یابن الحسن یابن الحسن 

بو جهاندا هره بیر پیشه ده دیر هره بیر فكریده اندیشه ده دیر

آقا گوزوموز مرقد شش گوشه ده دیر قویما بو قلبیلری داغلی قالا

كربلا یولارینی باغلی قالا

ای صفایی هل دوز فراقه یول سالاخ بیزده بیرده عراقه

قلبیلر غصّه دن داغلی قالدی

یا امام زمان گل اماندیر 

كربلا یولاری باغلی قالدی


دلم گرفته است


از انتظار خسته ام و یا دلم گرفته است؟


تو مدتی است رفته ای , بیا دلم گرفته است


نگاه سرد پنجره به کوچه خیره مانده بود


گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است


گذشتم از هزاره ها در امتداد دوری ات


به ذهن من نمی رسد کجا دلم گرفته است


به چشم خود ندیده ام شکوه چهره ی تو را


شبی بیا به خواب من , بیا دلم گرفته است

شعری از امیر عاملی شاعر و خوشنویس معاصر

به گزارش خبرگزاري فارس امير عاملي از شاعران كشور در سروده‌اي به بحث انتظار مي‌پردازد.اين سروده بدين شرح است:

ماه كنعاني برون آ‌ از نقاب
تا شود در ملك هستي انقلاب
اي سراپا ناز مستوري چرا؟
چون وصالت هست اين دوري چرا؟
آسماني مرد! اي نور نبي (ص)
ذوالفقار حيدري شور علي (ع)
اي ولي از عاشقان دوري مكن
شوعيان و میل مستوري مكن
در زمان غيبتت اي مهربان
ناله‌ها چون شعله شد بر آسمان
مسجد و محراب آتش مي‌زنند
اين منافق‌هاي دون بسكه بدند
بد به ماند بد به عالم مي‌كنند
جشن را اندوه و ماتم مي‌كنند
چند تايي نخبه نادان هنوز
يار شب گرديده‌اند و خصم روز
روز يعني نايبت سيدعلي
اين چراغ راه دين نور نبي (ص)
با نگاه كينه او را ديده‌اند
از امام و از شما رنجيده‌اند
يا بريدند از شهيد و انقلاب
يا كه دشمن كشته با گل‌هاي ناب
آفتاب معرفت مهدي بود
جملگي باشد نود او هست صد
«صد چو پيش آيد نود هم پيش ماست»
منتظر بر تو دل درويش ماست
از مريدانت نظر هرگز مگير
ما مريديم و شما هستيد پير
پير راهيد اي امام مهربان
اين سخن داند همه كون و مكان
عده‌اي خصمند با ايران ما
يار دشمن كشته خصم جان ما
رفته با بيگانه ساغر مي‌زنند
نيشها بر ما و رهبر مي‌زنند
رهبر اما مهرباني مي‌كند
نام خود را جاوداني مي‌كند
اي امام اي آسمان پيماي ما
اي سبب بر شوق و هم غوغاي ما
جلوه كن آمد زمان جلوه است
شد زمان امتحان و جلوه است
امتحان كن تا منافق گم شود
امتحان كن تا بيني خوب و بد
ما ولايت را مددكار آمديم
عاشق اوييم آيا ما بديم؟
نايبت سيدعلي را عاشقيم
دشمن خصم و ولي را عاشقيم
از ولايت تا تو راهي روشن است
هركسي غير از ولي اهريمن است
اين فقيهان جان فشاني مي‌كنند
با خلايق مهرباني مي‌كنند
جمله با وحدت به دنبال ولي
رهسپارانند با سيدعلي
هست رهبر را به سر عشق شما
اي امام حق عزيز آشنا
يوسف زهرا خريدار توايم
همچنان حلاج بر دار توايم
هركجا هستي دعايت مي‌كنيم
جان نثار ردپايت مي‌كنيم

اگر حجاب ظهورت وجود تار من است خدا کند که بمیرم ! چرا نمی ایی؟


تو ای صفای ضمیرم ! چرا نمی آیی ؟

چرا بهانه نگیرم ؟ چرا نمی آیی ؟

اگر حجاب ظهورت وجود تار من است

خدا کند که بمیرم ! چرا نمی آیی؟

تو امر کن سر خود را بدست می گیرم

ببین چقدر دلیرم چرا نمی آیی ؟

میان خلقت من با گل تو رابطه ای است

من از تراب غدیرم ، چرا نمی آیی ؟

هوای دیدن سرداب غیبتت دارم

به این رواق اسیرم ، چرا نمی آیی ؟

اگر چه نیست مرا قوتی چنان گردو


به صرف نان و پنیرم چرا نمی آیی ؟



این مطلب را بدون هیچگونه توضیحی از وبلاگ دوست عزیزم دکتر علیرضا مخبر دزفولی می آورم.

سلام

امروز متنی برای مولای مظلومم مهدی (عج) بنویسم...

راستش مثلا تعطیل بودیم ولی بیشتر امروز رو دانشگاه بودم....

اومدم خونه دیدم پسر گلم عماد توی تکالیف مدرسه اش توی یه قسمتی به اسم نامه ای به امام زمان بنویسید....یه متن خیلی صادقانه وکودکانه با اون دل زلالی که هدیه خدا به همه کودک های دنیا است نوشته گفتم بد نیست براتون بنویسمش و شما هم بخونیدش:

"به نام خالق جهان

سلام آقا امام زمان (عج) !

تو کی ظهور می کنی که ما بالاخره امامی را ببینیم ؟

می دانم که تو دوست داری ظهور کنی،ولی چون غیرمسلمانان می خواهند تو را به شهادت برسانند ظهور نمی کنی !

نمی دانی که من چقدر تو را دوست دارم....

ای کاش همین هفته ها ظهور کنی.

خدایا ظهور حضرت مهدی را نزدیک بگردان!

الهی آمین

آمین یا ربّ العالمین"

وقتی این متن پسرم رو خوندم که بدون هیچ دستکاری اوردمش تو وبلاگم ،میخواستم به عماد بگم باباجون من می ترسم خود ما آقا را بکشیم اگه ظهور کنه !!!

اونقدر غرق دنیا شدیم که اگه فکر کنیم کسی می خواد از آلاف و الوفمون چیزی کم کنه باهاش درگیر می شیم به احتمال زیاد !!....خدا نکنه اینطوری باشیم.ایشولله منتظر واقعی اش باشیم....

شاید این جمعه بیاید شاید

عبد الله بن ابان روغن فروش ، فردی بود که نزد امام رضا (علیه السلام ) ارج و قربی داشت . او گوید روزی به آن حضرت عرض کردم که برای من و خانواده ام دعا کنید . امام فرمود : "آیا گمان کرده ای که چنین نمی کنم ؟ قسم به خدا که امور شما هر شب و روز به من گزارش می شود ."

عبد الله گوید : این کلام امام بر من سنگین آمد . امام ( برای اینکه تعجب من برطرف شود ) فرمود : "مگر در کتاب خدای عزوجل نخوانده ای که می فرماید (سوره توبه آیه 105) : ای پیامبر ! بگو هر کاری که بخواهید ، بکنید ؛ اما بدانید که به زودی خداوند و رسول او و مؤمنان اعمالتان را خواهند دید ." (اصول کافی باب عرضه اعمال بر نبی و ائمه حدیث 4)

روایات فراوانی در توضیح این کلام الهی از پیامبر خدا و اهل بیت علیهم السلام نقل شده است . آنها فرموده اند منظور از مؤمنانی که اعمال مردم به آنها عرضه می شود ، امامان ( علیهم السلام ) هستند . گزارش اعمال ما علاوه بر اینکه در دیوان الهی ثبت و ضبط می شود ، با نظم خاصی مرتبا به محضر پیامبر خدا و امام زنده در هر زمان عرضه می گردد . (اصول کافی باب عرضه اعمال بر نبی و ائمه)

اگر ما به این درک برسیم که تحت نظارت خدا ، پیامبر و امام زمان خود قرار داریم در رفتارهای خود تجدید نظر خواهیم کرد و با اصلاح آنها دل مولای خویش را شاد خواهیم ساخت . آیا شاد ساختن مولا ، نوعی کمک و یاری به او نیست ؟ و آیا اندوهگین ساختن مولا ، نوعی دامن زدن به درد ها و گرفتاری های حضرتش به شمار نمی آید ؟ باید باور کنیم که خوبی یا بدی رفتار های ما در قلب امام زمانمان و پیغمبرمان تاثیر مثبت یا منفی می گذارد .

از جناب ابو بصیر نقل شده است . او گوید شنیدم که امام صادق (علیه السلام) به مردی از اهل آفریقا می فرمود : حال راشد چطور است ؟ مرد گفت : او را ترک گفتم در حالی که هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ دینی وضعیت خوبی داشت و به شما سلام می رساند . حضرت صادق فرمود : خدایش رحمت کند ! مرد گفت : مگر او مرده است ؟ امام فرمود : آری . مرد عرض کرد : چه وقت ؟ امام فرمود : دو روز پس از خارج شدن تو . آن مرد گفت : به خدا قسم او بیمار نبود و هیچ ناراحتی هم نداشت و انسان بر اثر بیماری و ناراحتی است که می میرد ! من ( ابو بصیر ) پرسیدم : آن مرد که بود ؟ امام فرمود : او یکی از شیعیان ما بود که ما را دوست می داشت . سپس فرمود :

"اگر چنین فکر کنید که ما نسبت به شما دیدگانی بینا و گوش هایی شنوا نداریم ، بد تصور کرده اید . قسم به خدا هیچ یک از اعمال شما بر ما مخفی نیست . پس ما را نزد خود حاضر بدانید و خویشتن را به کار های خوب عادت دهید و از اهل خیر باشید تا به این صفت شناخته شوید ؛ که من فرزندان و شیعیان خود را به این امر سفارش می کنم ." (معرفت امام عصر صفحه 302)

روایت دیگری که مؤید این عقیده است ، فرمایشی است که از امام مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) نقل شده است . آن حضرت در قسمتی از توقيع شريفشان به شيخ مفيد تصریح می فرمایند که : "ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده و مخفی نیست ."

به راستی اگر ما خود را در محضر مولایمان بدانیم و آگاهی و نظارتش را بر تک تک اعمالمان حس کنیم ، همان کار هایی را می کنیم که تا به حال می کردیم ؟

بیاییم همواره خود را در محضر امام زمان ببینیم و خود را به کارهای خوب عادت دهیم . بیاییم با شاد ساختن اماممان ، در این راه او را یاری کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

آغاز امامت سرور خوبان عالم


برخیز مهدیا که به عهدت وفاکنی

ما را نوید سبز عدالت عطا کنی


تو لاله شکفته به دامان نرگسی

جان جهان ز عطر رخت با صفا کنی

تا بشکفد به غنچه لبها تبسمت

کار مسیح مریم و آب بقا کنی

باغ زمان فسرده ز پاییز ظلمهاست

باید زمین به روح بهار آشنا کنی


وقتی که دست بسته زنجیر حسرتیم

بیرون تمام سلسله ها را ز پا کنی


برخیز تا به شور شرر بار ذوالفقار

ما را زدست فتنه عالم رها کنی

پس با تمام صولت اجداد خویشتن

حق را ز جور و ظلمت باطل جدا کنی




نهم ربيع الاول روز آغاز امامت و ولایت قطب عالم امکان، فخرزمان، امان مردمان،  اعلي حضرت دوران،

صاحب العصر والزمان حضرت بقيه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه بر شيعيان مبارک باد.

و این چند قطعه شعر

چند قطعه شعر تقدیم می کنم به تمام شیفتگان مولای خوبان حضرت حجت (عج)

هوای تو
محمدجواد آسمان

دلم مثل غروب جمعه ها دارد هوایت را
کجا واکرده ای این بار گیسوی رهایت را؟
کجا سر در گریبان بردی و یاد من افتادی
که پنهان کرده باشی گریه های های هایت را
خیابان «ولی عصر» بی شک جای خوبی نیست
که در بین صداها گم کنی بغض صدایت را
تو هم در این غریبستان وطن داری و می دانی
بریده روزگار بی تو صبر آشنایت را
نسیمی از نفس افتاده ام از نیل ردّم کن
رها کن در میان خدعه ماران عصایت را
نمی خواهم بجنگم در رکابت... مرگ می خواهم
به شمشیر لقا از پی بخشیدم عطایت را
فقط یک بار از چشمان اشک آلود من بگذر
که موجا موج هر پلکم ببوسد جای پایت را...
... گل امّید را در روز بی خورشید خیری نیست
شب است و می کشی روی سر دنیا عبایت را

انتظار
سودابه مهیجی

چه جمعه ای... چه غروب غریب و دلگیری...
چرا سراغی از این جمعه ها نمی گیری؟
مسافری که هنوز و همیشه در راهی!
کجای راه سفر مانده ای به این دیری؟
به پیشواز تو آغوش زندگی جان داد
بیا پیاده شو از این قطار تأخیری...
چقدر پیر شدی روی گونه هایم اشک!
تو سال هاست که از چشم من سرازیر...
چقدر ماندی در بند انتظار ای دل!
شدی شبیه دیوانگان زنجیری...
چقدر شاعر مفلوک! قلبت از سنگ است
چطور از غم دوری او نمی میری...

ای تو همیشه در میان!
هـ . الف سایه

نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو می دوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن می نگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پرده ها درآ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان
آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدنت که بنگرم، گریه نمی دهد امان...

در سوگ حضرت فاطمه سلام الله علیها

شعر سيدحميد برقعي در وصف فاطمه زهرا(س)؛
نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد

شاعر برجسته قمي در شعري ويژگي‌هاي صديقه كبري، فاطمه زهرا(س) را تشريح كرده است.



در سروده سيد حميد برقعي از شاعران برجسته استان قم در وصف بزرگ بانوي جهان اسلام، حضرت فاطمه زهرا(س) آمده است:

شنيده مي‌شود از آسمان صدايي كه ...
كشيده شعر مرا باز هم به جايي كه ...
نبوده هيچ‌كسي جز خدا، خدايي كه ...
نوشت نام تو را، نام آشنايي كه ...

پس از نوشتن آن آسمان تبسم كرد
و از شنيدنش افلاك دست و پا گم كرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد
نوشت فاطمه، هفت آسمان مزين شد
نوشت فاطمه، تكليف نور روشن شد
دليل خلق زمين و زمان معين شد

نوشت فاطمه يعني خدا غزل گفته است
غزل ـ قصيده نابي كه در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعريف ديگري دارد
ز درك خاك مقام فراتري دارد
خوشا به حال پيمبر! چه مادري دارد!
درون خانه بهشت معطري دارد

پدر هميشه كنارت حضور گرمي داشت
براي وصف تو از عرش واژه بر مي‌داشت

چراكه روي زمين واژه وزيني نيست
و شأن وصف تو اوصاف اينچنيني نيست
و جاي صحبت اين شاعر زميني نيست
و شعر گفتن ما غير شرمگيني نيست

خدا فراتر از اين واژه‌ها كشيده تو را
گمان كنم كه تو را، اصلاً آفريده تو را

كه گرد چادر تو آسمان طواف كند
و زير سايه آن كعبه اعتكاف كند
ملك ببيند و آنگاه اعتراف كند
كه اين شكوه جهان را پر از عفاف كند

كتاب زندگي‌ات را مرور بايد كرد
مرور كوثر و تطهير و نور بايد كرد

در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهيكم التكاثر بود
درون خانه تو نان فقر آجر بود
شبيه شعب ابي‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برايت آماده است
حصير خانه مولا به پايت افتاده است

به حكم عرش بنا شد در آسمان علي
علي از آن تو باشد تو هم از آن علي
چه عاشقانه همه عمر مهربان علي!
به نان خشك علي ساختي، به نان علي

از آسمان نگاهت ستاره مي‌خواهم
اگر اجازه دهي با اشاره مي‌خواهم

به ياد آن دل از شهر خسته بنويسم
كنار شعر دو ركعت نشسته بنويسم
شكسته آمده‌ام تا شكسته بنويسم
و پيش چشم تو با دست بسته بنويسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادري كن و اين بار هم اجازه بده

به افتخار بگوييم از تبار توايم
هنوز هم كه هنوز است بي‌قرار توايم
اگرچه ما همه در حسرت مزار توايم
كنار حضرت معصومه در كنار توايم

فضاي سينه پر از عشق بي‌كرانه توست
«كرم نما و فرود آ كه خانه، خانه توست»

اللهم عجل لولیک الفرج

«بسم الله الرحمن الرحيم»

نزديك‌ترين مردم به اجابت دعا، كسى است كه مضطرّ باشد؛ به نوعى كه ناچار باشد از خدا سؤال كند (بخواهد) و مخصوصاً هنگامى‌كه ديگر نتواند (بر بلا و فقر و مصيبت) صبر كند.

 

یا الله جل جلاله

نبى اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: هر گاه صبر آدمى تمام شد، نوبت فرج و گشايش مى‏شود.

یا صاحب الزمان عجل علی ظهورک

 

چنان‌كه منقول است:

زنى خدمت حضرت صادق (عليه السّلام) آمد و عرض كرد: پسر من مدتی‌ست به سفر رفته و من بسيار شوق لقاى او را دارم. شما دعا كنيد كه بيايد...
آن حضرت فرمود: اى زن صبر كن!
آن زن چند روزى صبر كرد و دوباره شرفياب شد و عرض كرد دعا كنيد...
آن حضرت فرمود: صبر را پيشه كن!
آن زن چند روز ديگر باز صبر كرد و بار دگر آمد و عرض كرد: دعا كنيد بيايد. زيرا نيامدنش طول كشيده.
آن حضرت فرمود: مگر نگفتم صبر كن!؟
عرض كرد: چقدر صبر كنم؟ من ديگر نمي‌توانم صبر نمايم...
آن حضرت فرمود: به خانۀ خود بشتاب كه فرزندت (پس از چند ساعتى) خواهد آمد!
چون آن زن به خانۀ خود بازگشت، فرزندش از سفر آمد.
آن زن با كمال خُرسندى خدمت آن حضرت آمد و عرض كرد: يابن رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه و آله) آيا بعد از پيغمبر خدا، وحى به شما نازل مى‏شود؟
فرمودند: (آنچنان كه تو در نظر دارى) وحى نازل نمی‌شود! وليكن رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) فرمودند:

هر گاه صبر آدمى تمام شود نوبت فرج و گشايش مى‏شود، و چون تو گفتى ديگر صبر نتوانم كرد دانستم كه خداى تعالى به آمدن فرزندت، فرج به تو عنايت خواهد فرمود.

منبع: ارشاد القلوب-ترجمه مسترحمى، ج‏2، ص: 173

التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

بمناسبت شنبه 24   ذیحجه سالروز مباهله رسول گرامی اسلام با مسیحیان نجران

ماجرای مباهله

... فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءكُمْ وَ نِسَاءنَا وَ نِسَاءكُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ

 … به آنها (نصاراي نجران) بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت مي كنيم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت مي نماييم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مي كنيم شما نيز از نفوس خود، آنگاه مباهله مي كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم.]آيه 61 آل عمران[

در آغاز طلوع اسلام، نجران تنها منطقه ‏مسيحى نشين حجاز بود كه به عللى از بت پرستى دست كشيده، به‏آئين مسيح گرويده بودند. رسول اکرم (ص) به موازات مكاتبه با سران ‏دول جهان و مراكز مذهبى، به منظور دعوت نجرانيان به اسلام نيز ، نامه اى به اسقف آن شهر نوشت. نمايندگان پيامبر وارد نجران شده و نامه پيامبر (ص) را به اسقف نجران دادند، که مضمون آن چنين است:

 «به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب; از محمد فرستاده خدا بسوى اسقف نجران. خداى ابراهيم واسحاق و يعقوب را حمد وستايش مى‏كنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت ‏مى‏نمايم. شما را دعوت مى‏كنم كه از ولايت ‏بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد آييد; و اگر دعوت مرا نپذيرفتيد، بايدبه حكومت اسلامى ماليات و جزيه بپردازيد در غير اين صورت، به‏ شما اعلام خطر خواهم کرد.»

 اسقف پس از قرائت نامه براى تصميم‏گيرى؛ شورايى مركب از شخصيتهاى بارز مذهبى و غير مذهبى تشكيل داد. يكى از افراد طرف مشورت ‏«شرجيل‏» بود كه به عقل و درايت و كاردانى معروفيت داشت. وى‏ گفت: ما مكرر از پيشوايان مذهبى خود شنيده‏ايم كه روزى منصب ‏نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعيل انتقال خواهد يافت وهيچ بعيد نيست محمد، كه از اولاد اسماعيل است، همان پيغمبرموعود باشد. بعد از سخنان شرجيل، شورا نظر داد كه گروهى به‏عنوان هيئت نمايندگى نجران به مدينه برود تا از نزديك بامحمد(ص) تماس گرفته و دلايل نبوت او را مورد بررسى قرار دهد.بدين ترتيب، هيئتى مركب از شصت نفر بسوى مدينه رهسپار شدند که در راس آنها «ابوحارثه بن علقمه» حاكم نجران و دو پيشوای مذهبی ديگر به نامهای ، عبدالمسيح و ايهم قرار داشت.

 نجرانيان در حالی که لباس های فاخر بر تن داشتند وارد مدينه شدند و در مسجد به حضور پيغمبر اسلام (ص ) آمدند. پيامبر با مشاهده ي هيئت آنان از ايشان روی برگرداند. چند روز به همين منوال گذشت تا آنکه نجرانيان متوجه شدند با سر و وضعی که آنان دارند امکان گقتگو با رسول خدا وجود ندارد لذا با لباسی ساده خدمت پيامبر رسيدند. طي جلساتي كه با پيامبر اكرم صل الله عليه و اله و سلم داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و علي رغم دلائل قوي و محكمي كه پيامبر اكرم صل الله عليه و اله و سلم ارائه مي فرمود، آنها همچنان به حقانيت آئين و اعتقادات خود پافشاري مي كردند .اين امر سبب شد، تا پيامبر اكرم صل الله عليه و اله و سلم بر اساس حكم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت نمايد، كه طرفين در پيشگاه خداوند لب به نفرين بگشايند و هر كدام كه بر حق نيستند و دروغ مى گويند، به عذاب الهى گرفتار شوند. نصاري پذيرفتند و اجراي آن را به روز بعد موكول كردند .

 بامداد روز بعد، اجتماعى عظيم از مردم مدينه در بيرون شهر ديده مى شد و گروهى بى شمار براى تماشاى مباهله گرد آمده بودند. در آن حال مشاهده كردند كه پيغمبر اكرم (ص) در حالی که كودكي را در آغوش داشته و دست كودك ديگری را در دست دارد بهمراه بانو و مردی که پشت سر ايشان حرکت می کردند، از راه رسيدند و محلى را براى مباهله در نظر گرفتند.

مسيحيان كه از دور ناظر ورود رسول اكرم (ص ) بودند، بر خلاف انتظار خود ديدند كه آن حضرت با جمعيت و ازدحام نيامده و فقط يك مرد و يك زن و دو پسر با خود آورده است .
پرسيدند كه همراهان پيغمبر با او چه نسبتى دارند؟ گفته شد: كه اينان محبوب ترين مردم نزد رسول اکرم  هستند. يكى فاطمه دختر او و ديگرى على داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسين مى باشند. اسقف اعظم نصراني كه متحير شده بود، خطاب به جمعيت نصاري گفت: بنگريد كه محمد چگونه با اطمينان تمام و ايمان راسخ به ميدان آمده و بهترين عزيزان خود را براي اجراي مباهله به همراه آورده است! به خدا سوگند اگر او را در اين امر ترديد و يا خوفي داشت، هرگز عزيزان خود را انتخاب نمي كرد. مردم، من در چهره آنان معنويت و روحانيتي مي يابم كه اگر از خدا درخواست كنند، كوه ها را از جاي خود حركت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشيد كه عذاب و بلا دامن ما را خواهد گرفت . به دنبال آن، پيامى به رسول اكرم (ص) فرستادند كه از مباهله درگذر و تو خودت در ميان ما حكم باش و كار را با مصالحه خاتمه بده .رسول اكرم (ص) با پيشنهاد آنها موافقت كرد و صلح نامه اى به خط اميرالمومنين على (ع) و تعيين جزيه سبك و آسانى كه ساليانه بپردازند، تنظيم گرديد و كار خاتمه يافت

کی می آیی آقا!!!!!!!!!!!!!!!

شیخ سلیمان بلخی حنفی از غایة المرام از فضائل الصحابه سمعانی از ابو سعید خدری روایت کرده: هنگامی که رسول خدا (ص) در بستر بیماری (منجر به رحلت) بود فاطمه زهرا  (س) وارد شد و گریه کرد و عرضه داشت:

بابا جان بعد از شما، از این ضایعه (نبودن شما در امت) می ترسم پیامبر اکرم (ص) فرمود: خداوند به اهل زمین با دقت نظر کرد و از میان آنها پدرت  را به رسالت برگزید سپس برای مرتبه ی دوم به دقت نگریست  و از میان آنها شوهرت را  برگزید ، پس به من فرمان داد تا تو را به او تزویج کنم و من این کار را  کردم. شوهر تو از میان همگان حلمش زیادتر و علمش بیشتر است و زودتر از همه مسلمان شد. خداوند به ما اهل بیت هفت خصلت اعطاء کرد که این هفت خصلت را به هیچ کس از اولین و آخرین نداده است.

پیامبر ما بهترین پیامبران است که پدر تو باشد،

و جانشین او بهترین بهترین اوصیاء است که شوهر تو باشد،

شهید ما بهترین شهیدان است که عموی پدرت حمزه باشد،

و از ماست کسی که در بهشت به دو بال خود در بهشت هر جا بخواهد پرواز کند و او جعفر (پسر عموی پدر تو) است،

و از امامت این امت و آنها پسران تو (حسن و حسین(ع)) هستند

و از ماست مهدی امت.

lgjf

يا مهدي ادركني

براي شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا صلوات


يا مهدي

 

هرگز نگويمت كه بيا دست من بگير

 

"عمري گرفته اي و مبادا رها كني"

 

ایا مهدی فاطمه (عج)

 


 

مي ترسم از ان لحظه که عمرم به سر آيد
مهتاب رخت بعد غروبم به در آيد
مي ترسم از آن دم که بيایي و نباشم
جان از بدنم رفته و عمرم به سر آيد
مي خوانمت اي يار ز صبح ازلي
آه از دل خونم زغم هجر برآيد
در راه تو من منتظرم تا که بيایي
از گل وصل رخت بهره دلم کي ثمر آيد
بر دامن تو رشته دل را چو ببستم
کي مهر رخت از پس پرده به در آيد
جز هجر تو اندر دل من هيچ غمي نيست
کي مي شود از سينه غم هجر برآيد
هر سو نگرم از تو و از وصل توگویند
کي مي شود این فصل فراق تو سرآيد
از باغ غمت لاله چو بسيار بچيديم
کي مي شود اندر دل ما لاله وصل تو برآيد

 

                

السلام عليک يا بقيه الله في ارضه


خبر آمد خبری

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید، شاید

پرده از چهره گشاید، شاید

دست افشان، پای کوبان می‎روم

بر در سلطان خوبان می‎روم

می‎روم بار دگر مستم کند

بی پر و بی پا و بی دستم کند

می‎روم کز خویشتن بیرون شوم

پرده‎ی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را

بر که بسپارد زمان خویش را

با همه‎ی لحن خوش آوایی‎ام

در به در کوچه تنهایی‎ام

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه‎ی تو از همه پر شورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

مهنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه‎ی ما می‎شدی

مایه‎ی آسایه‎ی ما می‎شدی

هر که به دیدار تو نایل شود

یک شبه حلاّل مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه‎ی جان من است

نامه‎ی تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب

بر من ظلمت‎زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم تَرم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مدد کار ما

کـی و کجا وعده‎ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه‎ی عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه مشعر، کدام کنج منا

ز شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش

تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را

تـجلی‎خـانه پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید، شاید

پرده از چهره گشاید، شاید

شاید........

شاید....

شاید...

شاید

 

الهی آمین

 

من انتظار معجزه دارم، نمی شود؟
هنگام باز دیدن یارم نمی شود؟

گفتی دعا کنیم و اجابت کنی چرا...
آخر چرا ظهور بهارم نمی شود؟

آه از غروب های غم انگیز جمعه ها
این هفته هم طلوع نگارم نمی شود؟

ان شالله به زودی با معجزه ظهور تمام دوست داران محبت و عدالت رو شاد و امیدوار ببینم. آمین.

محرم که میشود

محرم که مي شود، وقتي دسته عزاداري به راه مي اندازيم و براي امام حسين (ع) گريه مي کنيم، در دلمان مي گوييم اگر در کربلا بودم تا پاي جان براي امامم مي جنگيدم. يکي در فکر و خيالش خود را جاي حُر مي گذارد و مي گويد: «چرا حُر؟ کاش من اولين شهيد کربلا مي شدم.» يکي ديگر پا فراتر گذاشته و مي گويد من با تمام وجود به جاي حضرت عباس(ع) مي رفتم و براي بچه هاي امام آب مي آوردم. اين که چيزي نيست به جاي يک جان، حاضرم صد جان براي امام حسين فدا کنم اين طور نيست. اين احساسات، يک شور و احساس زود گذر است که فقط در همين دهه محرم مي ماند

چندي پيش کسي صادقانه مي گفت: «اگر ما هم، در واقعه کربلا بوديم اگر چه شايد جزء سپاهيان عمر سعد قرار نمي گرفتيم اما از سپاهيان امام حسين(ع) هم نبوديم» پرسيدم:«يعني چه؟! چطور؟» گفت: «مي گويند ظهر عاشورا در فاصله چند فرسخي از کربلا، دقيقا زماني که بزرگترين واقعه تاريخ در حال وقوع بود در روستايي مردم مشغول دوشيدن شير بزان و رسيدگي به امور جاري
زندگي شان بودند. با اين که از قضيه کربلا بي خبر نبودند. خب ما هم با اين وضع تعلق و وابستگي هامان جزء همان مجموعه منفعل بوديم ديگه. مگه نه؟» ديدم بيراه هم نمي گويد.

مگر نه اين است که امام حسين(ع) امام زمان عصر خودش بود؟

و مگر ما نيز امام زمان نداريم؟ اگر امام حسين(ع) را مظلوم مي ناميم،
خود حضرت مهدي(عج) فرموده که «من مظلوم ترين فرد عالمم.»

شما در خيالات خود حاضر هستيد با دشمن امام حسين(ع) بجنگيد ولي در واقعيت حاضر نيستيد کوچکترين قدمي، حتي در حد خواندن يک دعاي کوچک در هر روز براي امام زمانتان برداريد. شايد هفته ها يا ماهها يادي از امام زمانتان نمي کنيد، چه رسد به کشته شدن در راهشان. نمي گويم براي امام حسين(ع) عزاداري نکنيم و در راهشان آرزوي شهادت نداشته باشيم بلکه براي 1300 سال پيش خيال پردازي نکنيد و جامعه را براي ظهور حضرت مهدي(عج)، امام حي و حاضرمان، آماده کنيم و آن وقت اگر مرد شهادتيم بيائيم به
ياريش بشتابيم.

حال قبول داري که به ياري امام حسين(ع) نمي شتافتي بلکه اگر خيلي لطف مي کردي و خود را به اصطلاح مسلمان مي ناميدي به جنگ امامت نمي رفتي و چه بسا وقتي زرق و برق پول، ثروت و پست و مقام را ببينيم جزء پيش قراولان سپاه دشمن مي‌شديم.

آيا غير از اين است؟ مي گويند ابن زياد پيشنهاد فرماندهي سپاه يزيد را در مسجد کوفه در حالي که عمر سعد براي نماز به مسجد رفته بود به او داد. در مملکتمان چند نفر مانند عمر سعد به ظاهر مسلمان خالص که مي توان پشت سرش هم نماز خواند وجود دارد؟

اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج

emem hossein

نقل از وبلاگ محمود عزیزم(محبت دوست ):        http://mohabbat125.blogfa.com 

عبرت نامه

«بسم الله الرحمن الرحيم»

روزی حضرت عیسی (علیه‌السلام) با اصحاب خودشان از قبرستانی در حال گذر بودند. اصحاب از حضرت خواستند که مرده‌ای را زنده کند تا از احوال آن دنیا از او سؤالاتی بپرسند.

یاران گشتند و یک قبر کهنه و فرسوده و قدیمی رو پیدا کردند. پس از دست به دعا شدن حضرت عیسی و زنده شدن صاحب قبر، اصحاب از وی اسم و رسمش رو پرسیدند. بعد گفتند: چند وقت است که مرده‌ای؟

مُردۀ زنده شده پاسخ داد: تازۀ تازه! وقت زیادی نگذشته است!

اصحاب متعجب شده بودند. آخر آن قبر کهنه و فرسوده محال بود، برای زمان نزدیکی باشد.

 پس از پرس‌وجو از احوال و زمانۀ آن مَرد، متوجه شدند چهارصد سال گذشته مُرده است!
از او پرسیدند: این مدت چه می‌کردی که متوجّه گذر زمان نشدی؟

گفت من مردی باربَر بودم و برای مردم حمّالی می‌کردم. حقوق مردم را رعایت می‌نمودم، سعی من بر امانتداری بود. به کسی خیانت نمی‌کردم، راستگو بودم و شبها را نیز به عبادت خدا مشغول می‌شدم...

روزی بوتۀ خاری را باید برای شخصی حمل می‌کردم و از منطقه‌ای به منطقۀ دیگر می‌بردم.

در گرمای ظهر بود که برای صرف غذا در مکانی استراحت گزیدم. بعد از خوردن، تیکه‌ای از غذا بین دندانم مانده بود که یکی از خارهای آن بوتۀ خار را که حمل می‌کردم، با دست کَندم و با آن دندان خود را تمیز نمودم...

حال از وقتی مُرده‌ام، حساب آن خاری را که برای تمیز کردن دندانم، کنده بودم، پس می‌دهم.....

(سخنرانی اقای طباطبایی)

 دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت.....
برای مشاهدۀ عکس در اندازۀ و‌اقعی اینجا کیلیک کنید.

صبح بى تو رنگ بعد از ظهر يك آدينه دارد
بى تو حتى مهـــربانى حالتى از كـــينه دارد
بى تو مى‏گويند تعطـيل است كار عشق‌‌بازى
عشـق اما كِى خبر از شــنبه و آديـــنه دارد
جغد بر ويـــرانه مى‏خواند به انــكار تو اما
خاك اين ويرانه‏ها بويى از آن گنـجينه دارد
خواستم از رنــــجش دورى بگويم يادم آمد
عشــــق با آزار خويشاوندى ديــــرينه دارد
در هواى عاشقان پر مى‏كشد با بى‌قــــرارى
آن كبوتر چاهى زخــمى كه او در سينه دارد
 ناگهان قفــــل بزرگ تيـرگى را مى‏گشــــايد
آنكه در دستش كلـــــــيد شهر پر آيينه دارد

(تنفس صبح صفحه 46 - قيصر امين پور)

آقای من... برایمان دعا کن.....
التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج و العافية و النصر

گل نرگس

«بسم الله الرحمن الرحيم»

مردی، زمینی داشت و کسی را برای زراعت در آن گماشته بود تا برایش کشاورزی کند.

روزی به کشاورز گفت: چند سال است که گندم می‌کاریم؛ امسال به جای گندم، ارزن بکار...

بعد از چند ماه دوباره برای سرکشی، بر سر زمین زراعی‌اش آمد و دید باز هم از زمین گندم روئیده است!

با تعجّب از کشاورز پرسید: چرا باز هم گندم کاشته‌ای!؟ مگر نگفته بودم ارزن بکاری؟!

کشاورز پاسخ داد: نه! من ارزن کاشته‌ام!!

مرد گفت: مرد حسابی! مگر می‌شود، ارزن بکاری و گندم سبز شود؟؟

کشاورز گفت: آری! تو چطور در معاملات خود دروغ می‌گویی! حقّه‌بازی می‌کنی! کم‌فروشی می‌کنی! از دین خدا تخلّف می‌کنی! چشمت را نگاه نمی‌داری! بعد می‌آیی، نماز می‌خوانی و از خداوند طلب بهشت داری! من هم گفتم با دعا گندمم را ارزن می‌کنم!!

مرد متوجّه اشتباه خود شد و فهمید آنچه را در دنیا بکارد، همان را در آخرت برداشت خواهد کرد!

 یا حجة بن الحسن العسگری

باز آ که بی‌تو بر نـــدمد آفـــــتاب صبـــــح *** خورشــید را مگر تو گذاری به قاب صبح

ای فــارق سپیدۀ ایمــــان ز شام کفـــــر *** باشد غیاب روی تو، ما را غیـــاب صبــح

ای یـــادگار فاطــــمه، ای وارث حســــین *** ای از تبار روشـــنی، ای هم‌رکاب صبح

ای ســاقی زلال صــــفا، بی‌حضـــور تــــو *** شد ساغر سپیده تهی از شراب صبـح

ای آفتاب صادق حق، جلوه‌ای که سوخت *** در حســرت نگاه تو، چشم پر آب صبـح

ای مقـــــــتدای رويش گل‌های روشـــنی *** باز آ كه بی‌تو بر نـدمد آفــتاب صبــــــح

السلام علیک یا جعفربن محمد علیه السلام

به امید ظهور صبح روشن...

التماس دعا