اهمیت پرتاب ماهواره نور توسط ایران اسلامی به مدار زمین

اهمیت پرتاب ماهواره نور به مدار زمین

نوشته: دکتر علی قدسی

پرتاب ماهواره به فضا تا قبل از جنگ جهانی دوم سابقه نداشته است، اولین ماهواره در سال 1957 توسط روسها به فضا پرتاب شد، این ماهواره که «اسپوتنیک-1 » نام گرفت در روز 4 اکتبر 1957 به مدار زمین پرتاب شد. پرتاب این ماهواره غرب را شوکه کرد زیرا آنها معتقد بودند روسیه قادر به ارسال ماهواره به فضا نیست.

اسپوتنیک هر ۴ ساعت و ۴۶ دقیقه با سرعتى برابر با هشت هزار متر در ثانیه یکبار به دور زمین در مدار بیضى شکل مى‌‌گشت.

این ماهواره به دلیل اثرات جو زمین روز به روز از ارتفاع مداری آن کاسته می‌شد تا این که در چهارم ژانویه ۱۹۵۸ یعنی سه ماه پس از پرتاب، به زمین سقوط کرد.

متعاقب این شاهکار علمی در 3 نوامبر سال 1957 روسیه ماهواره‌ بزرگ‌تری را به نام «اسپوتنیک 2» که حامل یک سگ به نام «لایکا» بود به فضا پرتاب کرد.

لایکا سگ فضانورد و نخستین حیوانی بود که مدار زمین را دور زد. همچنین او نخستین جانداری بود که در این مدار مُرد.

پس از آن آمریکا اولین ماهواره خود را به نام «اکسپلورر ۱» را در 31 ژانویه سال 1958 به فضا پرتاب کرد. این ماهواره کوچکتر از «اسپوتنیک 2» اما سنگین تر از آن بود.

اسپوتنیک و اکسپلورر 1 در یک فضای رقابتی میان آمریکا و روسیه پرتاب شدند. از طرفی تمرکز بر ماهواره‌ها به عنوان ابزارهای سیاسی در سال 1961 شروع راهی برای فرستادن انسان‌ها به فضا بود.

یک دهه بعد اهداف هر دو کشور تجزیه شد به گونه‌ای که آمریکا به طور جداگانه افرادی را به سطح ماه فرستاد و شاتل فضایی را ساخت. روسیه نیز نخستین ایستگاه فضایی جهان را به نام «سالیوت 1» ساخت و در سال 1971 پرتاب کرد. به دنبال ساخت این ایستگاه آمریکا ایستگاه «اسکای‌لب» و روسیه «ایستگاه فضایی میر» را ساختند. پس از آن کشورهای دیگر نیز پرتاب ماهواره‌های خود را به فضا آغاز کردند.

ماهواره هایی که از آن تاریخ به بعد توسط کشورهای مختلف به فضا پرتاب شده اند کاربردهایی نظیر هواشناسی، جهت پیش‌بینی‌های آب و هوا، دیدبانی زمین، برای سنجش از دور،  مخابراتی، برای برقراری تماس‌های تلفنی از راه دور و پخش تلویزیونی زنده از سراسر جهان، ضد سلاح، برای خراب کردن ماهواره‌های دشمن و دیگر سلاح‌های مداری،

ستاره‌شناختی، برای مشاهده فاصله سیاره‌ها وکهکشان‌ها و دیگر اشیای خارجی در فضا،  زیستی، برای حمل ارگانیسم‌های زنده و آزمایشهای علمی، مینیاتوری،دارای وزن کم و سایز کوچک، هدایت‌کننده، برای پخش سیگنال‌های رادیویی عمدتا برای ناوبری دریافت‌کننده‌های موبایل و یا مکان یابی آنها، اکتشافی، برای کاربردهای نظامی و جاسوسی و اخیرا برای تسهیل برقراری اینترنت و ... داشته اند.

اینک با کوچک شدن کامپیوترها و دیگر سخت‌افزارها و ریزپردازنده ها، ماهواره‌های بسیار کوچک‌تری برای ارتباطات مخابراتی و ... در مدار زمین قرار داده می شود.

اکنون شرکت‌ها و دانشگاه‌ها، در حال ساخت «تاسواره» و یا «کیوبست» ساکن مدار پایین زمین هستند.

تاسواره‌ها ماهواره‌هایی متشکل از واحدهای ساختاری مکعبی هستند که درون یک خشاب با قابلیت یکپارچه‌سازی با سامانه پرتابگر به آسانی در مدار زمین قرار داده می شود. تاسواره‌ها بسته به این که از چند واحد تشکیل شده باشند جزء پیکو ماهواره‌ها یا نانو ماهواره‌ها تقسیم بندی می شوند.

نواحی اطراف زمین که برای استقرار ماهواره ها از آنها استفاده می شوند عبارتند از:

  1. «مدار نزدیک زمین» به بزرگی تقریبا 160 تا 2000 کیلومتر (تقریبا 100 تا 1250 مایل) که عمدتا ایستگاههای فضایی بین‌المللی و شاتل های فضایی در این مدار قرار می گیرند.

تمام ماموریت‌های انسانی (به جز «آپولو» که به ماه پرواز کرد) و بیشتر ماهواره‌ها در این ناحیه فعالیت می‌کنند.

  1. «مدار زمین‌ثابت» که بدان «کمربند کلارک» نیز گفته می‌شود بهترین نقطه برای استفاده ماهواره‌های ارتباطی است. این منطقه در بالای خط استوای زمین و در ارتفاع 35.786 کیلومتری قرار دارد.
  2. اگرچه برخی ماهواره‌ها در اطراف استوا به بهترین شکل استفاده می‌شوند،‌ بعضی دیگر با «مدارهای قطبی» سازگارترند. آنها زمین را از قطبی به قطب دیگر دور می‌زنند به طوری که مناطق قطب شمال و جنوب را پوشش می‌دهند. از جمله ماهواره‌های مدار قطبی می توان به ماهواره‌های هواشناسی، شناسایی و اکتشافی اشاره کرد.

 

«ایستگاه فضایی بین‌المللی» بعنوان بزرگ‌ترین ماهواره که بیش از یک دهه از ساخت آن می‌گذرد، با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته شده و در مدار نزدیک زمین و در ارتفاع ۳۳۰ تا ۴۳۵ کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. انتظار می‌رود ماموریت این ایستگاه تا سال 2024 ادامه یابد.

5 کشور به طور انحصاری و جداگانه کنترل 976 ماهواره‌ را در مدار زمین برعهده دارند.

این کشورها از ماهواره‌ با اهداف مختلفی از جمله نظامی، هواشناسی، مخابراتی، جاسوسی و ... استفاده می‌کنند که آمریکا مالک بیشترین ماهواره در بین آنها است.

پس از آمریکا، چین  177 ماهواره، روسیه 133 ماهواره، ژاپن 56 ماهواره، و انگلستان 42 ماهواره در مدار زمین قرار داده اند.

قرار گرفتن ایران در بین ۱۰ کشور فضایی جهان ثمره بیش از ۴ دهه تلاش و مجاهدت فرزندان این سرزمین بوده و اکنون ایران از جایگاهی قابل اتکا در این صنعت "های تک" در بین کشورهای معدود صاحب این فناوری است.

با اینکه دشمنان ایران اسلامی و در راس آن امریکا برای جلوگیری از توسعه فن آوری فضایی ایران تحریم های زیادی را به ایران تحمیل کرده بودند، ایران توانست با پرتاب ماهواره نور آنها را برای چندمین بار در بهت و حیرت قرار دهد.

 پس از انقلاب ماهواره مشترک مخابراتی به نام «بدر» در مدار ژئو قرار گرفت. این ماهواره با تمام القائات منفی که وجود داشت، توانست 47 روز در مدار 250 کیلومتری قرار گیرد و طبق برنامه‌ طراحی شده‌اش عمل کرد.

پس از این ماهواره، ماهواره سنجشی «نوید» به مدت پنجاه و هفت روز در مدار قرار گرفت. پس از این، ایران به‌دنبال ایجاد و تثبیت چرخه کامل فناوری فضایی بود. تکمیل این چرخه فضایی منجر به پرتاب ماهواره نور گردیدکه کاربردهای فراوانی در صنعت اینترنت، هواشناسی و مطالعات زمین شناسی و از همه مهمتر مطالعات نظامی نظیر دسترسی به تصاویر ماهواره ای در صنعت حمل و نقل اینترنتی و صنعت هواشناسی خواهد داشت.  اهمیت پرتاب این ماهواره زمانی بیشتر آشکار میشود که به قول فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرلشکر سلامی تا دیروز از زمین به آسمان نگاه میکردیم ولی اکنون می توانیم از آسمان به زمین نگاه کنیم.

در اینجا اصلی ترین سوالی که مطرح می شود این است که نگرانی آمریکا از توسعه فعالیتهای فضایی ایران چیست؟

وقتی در سال 92  نخستین مرکز رهگیری فضایی کشور، با هدف رصد اشیاء‌ آسمانی در مدار زمین افتتاح شد، آسوشیتدپرس اولین خبرگزاری خارجی بود که به نقلِ جزئیات این مرکز پرداخت و خبرگزاری شین‌هوا به نقل از رئیس جمهور وقت از اهداف افتتاح آن گفت.

بعد از افتتاح این مرکز، چهارمین ماهواره‌ بومی ایران، با نام "فجر" به فضا پرتاب شد. همان زمان باز هم رسانه‌های غربی این پرتاب را به مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 ربط دادند، خبرگزاری آسوشیدپرس در این‌باره نوشت همزمانی مذاکرات 5+1 با پرتاب ماهواره در ایران، باعث نگرانی بازرسان می‌شود!

یا وقتی موشک ماهواره‌بر سیمرغ ایران به فضا پرتاب شد، تمام رسانه‌های ترکیه به عنوان کشور همسایه ایران، بازتاب دهنده این خبر بودند. این بازتاب از این جهت اهمیت دارد که یک کشور، خود تکنولوژی پرتاب ماهواره به فضا ندارد و مشتاق آزمایشات فضایی ایران است. موشک فضایی سیمرغ قادر است یک ماهواره 250 کیلوگرمی را در فاصله 500 کیلومتری از سطح زمین قرار دهد. همین موفقیت سوژه روزنامه‌های ترکیه شد. روزنامه «وطن» ترکیه» از این موفقیت ایران تیتر زد و روزنامه «حریت» ترکیه از رجزخوانی و قدرت‌نمایی ایران در برابر جهان غرب نوشت.لزوم پرداخت به تکنولوژی فضایی به عنوان یک صنعت بازدارنده

با بررسی روندهای تحلیلی در رسانه‌های غربی و موضع‌گیری‌های آنها درباره پیشرفت‌های فضایی ایران می‌توان از این تکنولوژی به عنوان یک صنعت بازدارنده یاد کرد، با این تحلیل، کند شدن روند پیشرفت این صنعت قابل درک نیست. روند کند شدن این حرکت هم از زمانی آغاز شد که ایران به توافق کامل در 5+1 رسیده بود و از آن زمان تا کارشکنی‌های اخیر دولت ترامپ در موضوع برجام خبر چندانی از پیشرفت‌های فضایی نبود. از زمان کارشکنی امریکا در برجام، دوباره روح تازه‌ای در صنایع فضایی ایران دمیده شد و ماهواره «ناهید 1» به صدر اخبار فضایی آمد.

از همان زمان اظهارنظر روس‌ها هم درباره پیشرفتهای فضایی ایران قابل توجه بود، فضانوردان و دانشمندان فضایی روسیه از زمان پرتاب ماهواره امید به فعالیت‌های فضایی ایران علاقه‌مند شده بودند به عنوان مثال «الکساندر الکساندروف» فضانورد بزرگ روس درباره پیشرفت ایران گفته‌ بود پیشرفت‌های فضایی ایران به عنوان کشوری که در محاصره اقتصادی است قابل تحسین است یا مجلات معتبر فضایی روسیه مانند ماهنامه اخبار فضایی روسیه در چندین شماره به صورت ویژه به صنایع فضایی ایران پرداختند.

در نهایت می‌توان گفت جایگاهی که ایران، امروز در صنایع فضایی کسب کرده‌ است نتیجه دو دهه تلاش دانشمندان کشورمان بوده‌ است.

در خاتمه می توان گفت : با دستیابی ایران به دانش فضایی و پرتاب موفق ماهواره نور چشم انداز روشنی برای برداشتن گامهای اساسی در مسیر جهش تولید و برطرف کردن معضلات و مشکلات اقتصاد کشور در معرض دید اندیشمندان کشور قرار گرفته است.

 

 

 

 

تحلیل سیاسی کرونایی . نظر شما چیست؟ لطفا باخبرم کنید.

شما نیک می دانید از مدتها پیش چین و آمریکا در یک رقابت سخت اقتصادی بسر میبرند و علی الخصوص چین داعیه دار رسیدن به اقتصاد اول جهان را دا شته و دارد اما در خصوص مرکز و عامل نشر ویروس کرونا این مطلب را از حقیر به یاد داشته باشید و تاریخ هم قطعا به این مدعا صحه خواهد گذاشت که هر دو قدرت اول و دوم اقتصاد جهان در یک توافق و تبانی پشت پرده با گسترش این ویروس مخرب و دست ساز در جهت رسیدن به هژمونی برتر اقتصادی و سیاسی اقدام نموده اند باور کردن این گمانه اکنون برای هرکسی حتی برای نگارنده این سطور مشکل هست ولی باید منتظر قضاوت تاریخ ماند اما پیش بینی حقیر درعصر پیش از ظهور خورشید ولایت نابودی هیمنه هر دو قدرت شرقی و غربی است شاید این هم (عرض میکنم شاید) پرده اول سناریوی ساموئل هانتينگتون باشد.الله اعلم و الآخره خیر لمن اتقی.

بالاخره معلوم شد ویروس کرونا ساخته دست دولت آمریکاست

استفن لندمن تحلیلگر سیاسی آمریکایی مستقر در شیکاگو:

آمریکایی‌ها به‌طور بدی اداره می‌شوند و توسط هر دو حزب سیاسی جنگ‌طلب مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. دیدگاه جمهوری‌خواهان و دموکراتها درباره مسائل اصلی و مهم، یکسان است و تنها لفاظی‌های آنها متفاوت است. در مورد مسائل جنگ و صلح، توانمندسازی شرکتها، و سرکوب‌های پلیسی هر دو حزب به یک اندازه سختگیر و افراطی هستند. سیاست‌های آنها در قبال کشورهای مستقل که تحت کنترل ایالات متحده نیستند، یکسان است، کشورهایی که آمریکا می‌خواهد دولتهای مشروع و قانونی آنها با رژیم‌های دست‌نشانده مورد حمایت غرب جایگزین شود.

این دلیل اصلی خصومت آمریکا با ایران است، علاوه بر این آمریکا خواستار حذف رقیب جدی و اصلی اسرائیل در منطقه است. این نشان می‌دهد که دموکراتها و جمهوری‌خواهان چگونه به حقوق و رفاه آمریکایی‌های معمولی هیچ اهمیتی نمی‌دهند. در مواقعی مثل شرایط فعلی که به‌دلیل شیوع ویروس کرونا حالت فوق‌العاده ملی وجود دارد، هر دو حزب در حال بحث‌وجدل درباره چگونگی دادن امکانات بیشتر به شرکتهای مورد نظر خود هستند، از جمله نجات شرکتهای مورد نظر و محبوب خودشان با پول مالیات‌دهندگان آمریکایی آن هم در شرایطی که کوچکترین اقدامی را برای اکثریت قریب به اتفاق جامعه آمریکا که در حال از دست دادن شغل خود و بیکار شدن برای یک مدت نامعلوم هستند، انجام نمی‌دهند. بیمارستان‌ها و سایر تأسیسات درمانی با کمبود شدید دستگاه‌های تنفس مصنوعی برای بیماران مبتلا به ویروس کرونا روبه‌رو هستند و تجهیزات حفاظتی کافی برای کادر بیمارستانی و بهداشتی ندارند. ثروتمندترین کشور جهان به‌طور انحصاری در خدمت طبقه ممتاز و خاص این کشور به‌قیمت سوءاستفاده از اکثریت مردم است.

ایالات متحده در طول تاریخ خود از آغاز تاکنون از سلاح‌های ممنوعه استفاده کرده است. ایالات متحده از سلاح‌های بیولوژیک علیه بومی‌های آمریکایی استفاده کرده است، از جمله پتوهای آلوده به آبله. در جریان جنگ داخلی آمریکا، هر دو طرف از سلاح‌های شیمیایی از جمله گاز کلر استفاده می‌کردند. در جنگ جهانی اول و دوم ایالات متحده از سلاح‌های ممنوعه استفاده کرد، در تمامی جنگ‌های بعدی آمریکا نیز این مسئله صادق است. امروز ایالات متحده در نمایش‌های جنگی خود از سلاح‌های شیمیایی، بیولوژیکی و رادیولوژیکی استفاده می‌کند. آیا کووید19 در آمریکا ساخته شده است؟ هفته گذشته پامپئو به‌دروغ چین، روسیه و ایران را به انجام کارزارهای اطلاعاتی درباره منشأ اصلی این ویروس به‌شدت‌مسری و مرگبار متهم کرده است. ترامپ نیز با تغییر دادن حقیقت این ویروس را ویروس ووهان نامید. شواهد نشان می‌دهد این ویروس در آمریکا ساخته شده نه در چین، این ویروس توسط نیروهای تاریک آمریکایی در این کشور معرفی شده است، این مسئله احتمالاً در مورد ایران نیز صادق است. آمریکا بارها و بارها با استفاده از سایر ابزارها سایر کشورها را قربانی کرده است. از سال 2018 چین با شیوع دو نوع از آنفلوآنزای پرندگان یعنی آنفلوآنزای مرغی و آنفلوآنزای خوکی روبه‌رو شده است، ویروس‌هایی که موجب تخریب هزاران هکتار از محصولات زراعی شد. از ماه دسامبر نیز ویروس کووید19 و در ژانویه نیز یک بیماری دیگر آنفلوآنزای مرغی دیگر. آیا همه این بدبختی‌ها یا جنگ بیولوژیکی آمریکا برای آسیب رساندن به اقتصاد چین است و با هدف افزایش صادرات محصولات کشاورزی آمریکا و سایر مواد غذایی به این کشور بوده است؟ کمبود دستگاه‌های تنفس مصنوعی، ماسک‌های صورت برای کارکنان سیستم بهداشت و درمان و سایر تجهیزات مورد نیاز، و تخت‌های بیمارستانی آی‌سی‌یوی کافی، نشانگر بی‌تفاوتی مقام‌های آمریکایی نسبت به شهروندان عادی است. هیچ گونه کمبودی برای طبقه ممتاز و خاص آمریکا وجود ندارد.من با آیت الله خامنه‌ای در مورد پیشنهاد جعلی ایالات متحده موافق هستم. محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی در این باره گفته است که اگر آمریکا خواستار کمک به ایران است، باید دست از تروریسم اقتصادی و دارویی و پزشکی بردارد. واضح است که رژیم ترامپ همه اقدامات لازم را برای ویرانی اقتصاد ایران و تحت فشار قراردادن مردم انجام می‌دهد و هدف اصلی آن به حداکثر رساندن رنج‌ها و دردهای انسانی است.قاطعانه اعتقاد دارم که این ویروس در آمریکا ساخته شده است تا به‌عنوان یک سلاح بیولوژیکی علیه کشورهای هدف و مردم آن استفاده شود. این سؤال مطرح می‌شود که آیا این توطئه اگر دقیق و درست باشد، چگونه تا این حد به اکثر کشورها گسترش یافته است از جمله اروپا و سراسر ایالات متحده؟ وقتی که اطلاعات بیشتری در دسترس باشد احتمالاً پاسخ‌هایی برای این سؤالات اساسی و مهم خواهیم داشت. دیدگاه من این است که آنچه اتفاق افتاده یک تهاجم و تجاوز از سوی آمریکا به کشورهای هدف است، همراه با یک بحران اقتصادی ساختگی در آمریکا، در غرب و جاهای دیگر. چرای دومی؛ به‌خاطر اینکه دولتهای قدرتمند و منافع خصوصی بتوانند قدرت و ثروت بیشتری را تثبیت کنند. آسیب واردشده به افراد عادی در داخل و خارج آمریکا مانع از این نشده است که ایالات متحده از سیاست‌های امپریالیستی خود دست بکشد.

با این بسته دفاعی در سال 99 پوزه آمریکا و همه بدخواهان را به خاک می مالیم

وزیر دفاع: ۳ دستاورد مهم دریایی در سال ۹۹ رونمایی می‌شوند/ تمام موشک‌ها نقطه زن شدند

امیر حاتمی گفت: در سال ۹۹ سه محصول خوب در حوزه دریایی را رونمایی می‌کنیم.

 

وزیر دفاع: 3 دستاورد مهم دریایی در سال 99 رونمایی می‌شوند/ تمام موشک‌ها نقطه زن شدند

امیر حاتمی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با حضور در شبکه خبر پیرامون وضعیت دفاعی کشور در سال گذشته، اظهار داشت: در حوزه دفاعی رویکردمان بازدارندگی است که متکی به قدرت و توان دفاعی است تا شرایطی داشته باشیم که دشمن جرات تجاوز و تعدی نسبت به خاک و ملت جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد.

وی افزود: در سال 98 تلاش کردیم که این وضعیت را حفظ و تثبیت کنیم؛ برای ما سال 98 سال خاصی بود چراکه فراز و نشیب‌های زیادی در این سال داشتیم؛ در واقع این فراز و نشیب ها از سال 97 شروع شد و دشمنان ما خیلی علنی کشاندن ناامنی به داخل جمهوری اسلامی ایران را هدف گذاری کردند. البته ما همه اقدامات آنها را با قدرت پاسخ دادیم و دشمن هم متوجه شد با کارهای نیابتی نمیتواند قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را به چالش بکشند.

وزیر دفاع با بیان اینکه روند رو به رشدی را در حوزه تسلیحات و تجهیزات داشته‌ایم، خاطرنشان کرد: سال 98 جزو سال‌های پر افتخار صنعت دفاعی بود. در حوزه پدافندی دو کار بزرگ یعنی سامانه پانزده خرداد و باور373 را بعنوان یک نقطه عطف پدافندی داشتیم.

امیر حاتمی ادامه داد: در حوزه موشکی در سال 1398 با قاطعیت اعلام کردیم که همه موشک های جمهوری اسلامی ایران چه آن‌هایی که قبلا تولید شده است و چه آن‌هایی که جدید تولید شده، نقطه‌زن شده است.

وی با اشاره به طراحی، تولید و پرواز جت آموزشی کوثر در سال گذشته، خاطرنشان کرد: در حوزه هوایی خط تولید کوثر را ادامه دادیم که انشالله در سال 99 چند محصول را از کوثر خواهیم داشت.

وزیر دفاع با بیان اینکه در حوزه رزم زمینی هم سال گذشته رعد، طوفان و ارس2 را داشتیم، اظهار داشت: در مجموع 152 کار تحقیقاتی طراحی کرده بودیم و در حالی که دشمن با فشار حداکثری در تلاش بود ما به اهدافمان نرسیم، اما بحمدالله تمام این 152 پروژه به نتیجه رسید.

امیر حاتمی از به ثمر رسیدن 2 تا 3 محصول خوب در حوزه دریایی در سال 99 خبر داد و گفت: ناوشکن دنا و یک ناو مین شکار انشالله به نیروی دریایی ارتش تحویل داده خواهد شد و در حوزه قایق های پرنده و قایق‌های تندرو نیز اتفاقات خوبی در پیش خواهد بود.

وی با بیان اینکه در حوزه موشکی به خصوص موشک های زمین به زمین که به یک دقت کامل رسیدیم، کارهای ارتقاء کیفیت ویژه‌ای را انجام خواهیم داد، گفت: از جمله این کارها افزایش اثرگذاری سرجنگی‌ها با افزایش قدرت انفجار است تا موشک‌ها موثر‌تر باشند؛ همچنین در سرعت، مانورپذیری و چابکی برنامه های تحقیقاتی بسیار خوبی وجود دارد.

وزیر دفاع با تاکید بر اینکه در حوزه کروز نیز انشالله کروز هواپایه را خواهیم داشت، گفت: در تحرک پذیری موشک های کروز یعنی شلیک در حال حرکت یک کار خیلی خوب دنبال می شود که بسیار مهم است و در سال 99 شاهد آن خواهیم بود.

امیر حاتمی به دستاوردهای جدید در حوزه رزم زمینی نیز اشاره کرد و خاطرنشان کرد: در حوزه رزم زمینی یک بسته خوب آماده خواهد بود هم در تسلیح بالگردها، بالگردها را برد ضدزره‌شان را بیشتر خواهیم کرد و توان پرواز و عملیات در شب را بیشتر خواهیم کرد.

یران به پایگاه های آمریکا در عراق حمله موشکی کرد. این خبری است که جهان را در شوک و بهت فرو برده است.
در اولین نگاه تحلیلی به این ماجرا نکات زیر قابل تامل است:
۱- در روزهای اخیر، هنگامی که صحبت از "انتقام سخت" می شد، دو گزاره مطرح می شد:
- آنچه گفته می شود رجزخوانی است و ایران هیچ اقدام خاصی نخواهد کرد یا نمی تواند بکند.
- ایران در قالب اقدام نیابتی پاسخ خواهد داد مانند حمله با منشا نامعلوم به نیروهای آمریکایی در عراق.
اما کمتر کسی می توانست پیش بینی کند که ایران ، " راسا و مستقیما " پاسخ ترور سردار سلیمانی را بدهد: ترور سردار سلیمانی توسط پنتاگون انجام شد و عملیات انتقام نیز توسط سپاه؛ صریح و سریع و بی هیچ پرده پوشی و دقیقا در همان ساعتی که سردار سلیمانی ترور شد.
۲- آنچه انجام شد، تنها یک انتقام نبود، اعلام استراتژی رسمی جمهوری اسلامی در برابر تهدیدات بود. مطابق این استراتژی، جمهوری اسلامی ایران هرگونه تعرضی را سریع و کوبنده پاسخ می دهد ولو آن که طرف مقابل آمریکا باشد و بیم جنگ نیز برود.
۳- با این اوصاف، کشورهای عربی میزبان پایگاه های آمریکا، در تعاملات خود با ایران باید تجدید نظر کنند و چندان مستظهر به نظامیان آمریکا نباشند خاصه آن که سپاه رسما و صراحتا اعلام کرده است که هر کشوری که مبدا حمله آمریکا به ایران باشد هدف حملات بعدی است.
۴- واکنش آمریکایی ها نشان می دهد که آنها نیز منتظر چنین حمله ای نبودند و کاملا سردرگم هستند. ابتدا قرار بود ترامپ سخن بگوید و اعلام موضع کند ولی شورای امنیت ملی آمریکا مصوب کرد که او دستکم تا فردا حرف نزند و کاخ سفید هم بیانیه ندهد.
نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریکا نیز خواهان پایان دادن‌به وضعیت موجود شد و تصریح کرد که آمریکا تاب جنگی دیگر را ندارد. حنی برخی سناتورهای جمهوریخواه و نزدیک به ترامپ نیز خواستار عدم واکنش نظامی شدند و برخی دیگر نیز خواهان حمله به مراکز اقتصادی و نظامی ایران شدند. در مجموع واکنش های اصلی تا کنون، عمدتا یا سکوت بوده یا دعوت به اجتناب از درگیری.
۵- ساعاتی بعد از حملات سپاه به مواضع آمریکایی ها در عراق، برخی رسانه های آمریکایی اعلام کردند که هیچ کدام از نیروهای آمریکایی در حملات ایران کشته و مجروح نشده اند.
دو حالت متصور است. یا این خبر درست است که در این صورت آنها فقط یک خبر صحیح را منتشر کرده اند ، یا این خبر نادرست است که در این حالت، می توان آن را اقدامی امنیتی دانست که پاسخ ندادن احتمالی آمریکا را از حالا توجیه می کند.
البته هنوز در مرحله کمبود اطلاعات هستیم و باید منتظر ساعات و روزهای سرنوشت ساز آتی باشیم.
۶- حملات به مراکز نظامی آمریکایی ها در حالی صورت گرفت که آنها در عالی ترین درجه آماده باش بودند. حال سوال این است که چگونه سیستم های دفاع موشکی شان نتوانستند در برابر این حملات کاری بکنند؟
۷- بعد از مصوبه پارلمان عراق مبنی بر لزوم خروج نیروهای آمریکایی از عراق، این گزاره مطرح شد که ممکن است پایگاه های آمریکایی به اقلیم کردستان عراق منتقل شوند.
حمله سپاه به پایگاه آمریکایی اربیل ( کردستان عراق) می تواند ناظر به این گمانه زنی باشد.
۸ - ترامپ در قمار خاصی افتاده است: پاسخ نظامی، عواقب نامعلومی خواهد داشت خاصه بعد از اعلام عملی استراتژی دفاعی ایران ( بند ۲) و اگر پاسخ ندهد ممکن است سبد رای جمهوریخواهان و تندروهای آمریکایی را از دست بدهد.
در هر حال، هر چه کند سرنوشت انتخاباتی اش به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و این، یادآور عنوانی است که سردار شهید قاسم سلیمانی با آن ترامپ را خطاب می کرد: "قمارباز".

شهادت عزتمندانه محسن حججی

بمناسبت شهادت عزتمندانه شهید مدافع حرم محسن حججی

 شهید بی سَری که #حاج_قاسم سلیمانی ماجرای شهادتش را روایت کرد

 سردار حاج قاسم سلیمانی، در مراسمی به بیان مصداق و مثال عینی درباره ی قدرت ایدئولوژی مبتنی بر وحی خاطره ای گفت که بسیار عجیب بود. این خاطره از شهید عزالدین جوان هفده ساله ی لبنانی است که مدتی قبل در دفاع از حرم عمه ی سادات به شهادت رسید. حاج قاسم گفت: «نوجوان هفده ساله ای که اخیراً (در سوریه) شهید شد، به مادرش می گوید، با توجه به خوابی که دیده ام این آخرین ناهاری است که با هم می خوریم!

 مادر با ناراحتی اجازه ی تعریف خواب را نمی دهد. اما او برای دوستانش این گونه تعریف کرد: دو شب است که خواب می بینم (تکفیری ها) روی سینه ام نشسته اند تا سرم را از تنم جدا کنند! من فریاد می زنم و آن وقت است که امام حسین علیه السلام می آید و می گوید: نترس، درد ندارد... عزیز من! سر تو را خواهند برید. همان طور که بر سر من در واقعه ی کربلا گذشت. اما دردی حس نخواهی کرد، چون فرشتگان از هر طرف تو را در برخواهند گرفت!»

 اما چند روز بعد از این ماجرا درگیری شدیدی بین نیروهای داعش و رزمندگان مقاومت در اطراف حرم شریف حضرت زینب علیه السلام رخ می دهد.

 «ذوالفقار حسن عزالدین» همین رزمنده هفده ساله حزب الله که از اهالی منطقه ی صور لبنان بود در این درگیری به شدت زخمی و بیهوش شده و به اسارت تکفیری ها در می آید. در ویدئویی کوتاه که تروریست ها تکفیری از اسارت او پخش کردند، او به سوالات پیاپی تروریست تکفیری پاسخ می دهد و هدفش را از حضور در سوریه، حفاظت از حرم حضرت زینب علیه السلام بیان می کند.

 تروریست تکفیری پس از آن، سر از بدن این مجاهد راه خدا جدا کرده و او را همان گونه که مولایش اباعبدالله علیه السلام بشارت داده بود، باسری بریده به شهادت می رسانند.

سرکرده داعش در عملیات انتحاری دیروز تهران چه کسی بود؟

سرکرده اصلی تیم تروریستی «ماجرای دیروز» تهران کیست؟

🔹عملیات در تهران آنقدر برای داعش اهمیت داشت که حاضر شد شاه‌ماهی عملیاتی خود را سال گذشته به همراه تیم‌های عملیاتی وارد ایران کند؛ ابوعایشه الکردی همان شاه‌ماهی داعش بود که قبل از رسیدن پایش به تهران در غرب کشور با شلیک تک تیرانداز سپاه راهی جهنم شد.
🔹قطعا اگر پای ابوعایشه و تیم کامل عملیاتی‌اش به تهران می‌رسید دیگر نمی‌شد نام وقایع دیروز تهران را ماجرای نیم روز گذاشت چون حتما دامنه وقایع به یک روز یا دو روز ختم نمی‌شود.
🔹چند ماه بعد، فاز اول عملیات برای وارد شدن فرمانده جدید تکفیری‌ها در ایران آغاز شده و وی به‌همراه ۲ تیم تروریستی به‌صورت جداگانه از طریق‌ مرزهای غربی، وارد کشور می‌شود و ظاهراً همه چیز به‌خوبی برای این دو تیم پیش می‌رود.
🔹اما در جریان فرآیند ورود یکی از تیم‌های تروریستی که ابوعایشه در آن تیم حضور نداشته، نیروهای قرارگاه نجف سپاه کرمانشاه با آن تیم درگیر شده و تمام اعضای تیم را در نقطه صفر مرزی به هلاکت می‌رساند.
🔹اما در سوی دیگر، ابوعایشه به‌همراه یک تیم دیگر و از نقطه‌ای دیگر وارد کشور شده و بدون هیچ مشکلی در یک شهر مرزی در استان کرمانشاه، استقرار اولیه پیدا کرده و مخفی می‌شوند.
🔹آنها برای اینکه ردی از خود به جای نگذارند، مجبور بودند که چند روزی در محل استقرار اولیه خود بمانند تا در یک فضای آرام، به مکان هدف برای استقرار نهایی برسند.
🔹پس از استقرار اولیه ابوعایشه و نیروهایش در یکی از شهرهای مرزی در استان کرمانشاه پی ‌می‌برند که احتمالاً محل استقرارشان لو رفته است و خانه تحت نظر نیروهای امنیتی است و اندکی بعد با مسجل شدن موضوع، همه چیز برای‌شان قطعی می‌شود که لو رفته‌اند.
🔹آنها تصمیم به فرار می‌گیرند ولی خانه‌شان محاصره شده بود و به‌ناچار با توجه به اینکه سلاح و مهمات قابل توجهی با خود همراه داشتند، تصمیم به ایجاد درگیری می‌گیرند تا شاید بتوانند با این کار، راه فراری برای خود از مهلکه درست کنند. حتی در جریان درگیری، یکی از اعضای تیم تروریستی با جلیقه انفجاری، خود را منفجر می‌کند.
🔹در جریان این درگیری تمام اعضای تیم تروریستی کشته شده و یکی از تک‌تیراندازان نیز موفق می‌شود که با شلیک گلوله فردی را که احتمالاً همان ابوعایشه یکی از معاونین عملیات گروهک تروریستی داعش بوده به هلاکت برساند.
🔹پس از به درک واصل شدن ابوعایشه از اسناد بدست آمده از این گروه مشخص که آنها حداقل ۵۰ هدف تروریستی را برای خود مشخص کرده و به اصطلاح قصد داشتند تهران را به آتش بکشند.

ایران از عربستان حال گیری کرد

در پی تحرکات تنش آفرین و تشنج زای اخیر برخی از دولت ها در منطقه خلیج فارس و دریای عمان به ویژه تحرکات ستیزه آمیز و تنش جویانه در قالب برنامه ادعایی موسوم به رزمایش دولت سعودی، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیانیه مهمی صادر کرد.
 
متن بیانیه نیروی دریایی سپاه پاسداران به شرح ذیل  است:
 
به کلیه شناورهایی که در رزمایش اعلامی عربستان سعودی حضور دارند، اعم از شناورهای نیروی دریایی سعودی و شناورهای غیر از آن اعلام می گردد؛ نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعتقاد دارد اصالتاً این رزمایش مصداق مشخصی برای تشنج آفرینی و کم کردن امنیت پایدار در خلیج فارس است.
 
به همین لحاظ عبور هیچ یک از شناورهای نظامی شرکت کننده در رزمایش اعلامی از آب های سرزمینی جمهوری اسلامی ایران مجاز نمی باشد و به هیچ وجهی به آب های سرزمینی جمهوری اسلامی نزدیک نشوید و حتی از آب های بین المللی نزدیک آب های سرزمینی جمهوری اسلامی ایران عبور نکنید چرا که ما اعلام می داریم این عبور به هیچ وجه مصداق عبور بی ضرر نمی باشد.
 
نیروی دریایی سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، برای تامین امنیت پایدار خلیج فارس و تنگه هرمز در آمادگی کامل به سر می برند و با هرگونه حرکت، تلاش و اقدام برای برهم زدن آرامش و امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز و دریای عمان مقابله متناسب و فوری انجام خواهد داد.

یادکردی از موسی بنائی که در سال 61 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

از سمت راست شهید والامقام موسی بنائی از رودسر, اصغر داوران از ارومیه و نفر چهارم وحید سعیدی از شهرضای اصفهان

 

دل نوشته دوست بسیار خوبم اصغر داوران پیرامون شهید موسی بنائی

بنام خدا
تابستان سال61 همزمان با ماه مبارک رمضان عملیات رمضان داشت شروع می شدکه با شهید موسی بنایی آشنا شدم.اوایل کارخیلی جدی وپر تلاش بود که بعداز مدتی آشنایی با آن روح لطیف وطبع شوخی که داشت صمیمی شدیم و شوخ طبعی آن برای روحیه دادن به رزمندگان بود درحوزه کاری موسی بنایی دست راست آقای مصطفی الموسوی بود. واینجانب مسیولیت آموزش مخابرات وبی سیم ونحوه کارکرد با آن رابه رزمندگان بی سیمچی عهده دار بودم.
شب قبل از عملیات رمضان تقسیم کارشد.بنده بعنوان بیسیم چی گردان امام جعفرصادق(ع) با فرمانده گردان( ) راهپیمایی شبانه دو سه ساعته ای داشتیم ازطرف پاسگاه زید بطرف پاسگاه کوت سواری ورزمندگان تیپ عاشورا وارد عمل شدند وگزارشات لحظه به لحظه به فرمانده تیپ آقامهدی باکری که مقداری عقب تربودند داده می شد.که عملیات تا نزدیک های صبح زیربارانی از گلوله وتوپ وخمپاره ادامه داشت که فرمانده گردان زخمی شد وبه عقب انتقال داده شد. در زمانی که به آقا مهدی گزارش موقعیت عملیات رامی دادم صدای آخ آقا مهدی را بگوش ازپشت بی سیم شنیدم که گلوله ای به کتف آقا مهدی اصابت می کند وبعد نفراتی ازطرف قرارگاه(آقا محسن رضایی)آمدندودستور عقب نشینی را دادند که مقدارکمی از نیروها به عقب آمدندو بقیه آن شد که شنیده اید.
بعد ازچند مدتی از عملیات رمضان تیپ عاشورا قراربودبه غرب کشوربه شهر اسلام آبادغرب در کرمانشاه برودکه ما شهریور ماه بود وارد اسلام آباد غرب پادگان الله اکبر شدیم. با برادران شهیدموسی بنایی شهید احدمقیمی شهید علیرضا جبلی شهیدعلی اکبر کاملی حسین جهانی علی قدسی وخودم اصغر داوران در یک محل مدتی زندگی جمعی داشتیم که با برادر موسی بنایی که از درجه داران نیروی هوایی پایگاه شکاری تبریز بود بیشتر از قبل آشنا شدیم. موسی داشت درد دل میکرد که نیروی هوایی اجازه فعالیت در تیپ رانمی دهدونامه ای به تیپ زده که به محل کار خودبرگردد. موسی بشدت عاطفی وشوخ طبع بودو ماها که مدتی از منزل دور بودیم نمی فهمیدیم که روزها چطور تمام می شود . که زمزمه ی عملیات مسلم ابن عقیل بگوش میرسید .که چندقرارگاه تاکتیکی مخابراتی نزدیک محل عملیات بر پا شد .برادرشهید موسی بنایی قراربود با گروهی ازبرادران رزمنده به کوههای سلمان کشته بزنندوبه تصرف خود در بیاورند که درهما ارتفاعات کوه سلمتن کشته شهید می شوند وجنازه اش در آنجا می ماندو شب بعد اینجانب وتعدادی از برادران رزمنده ی تیپ به فرماندهی حمید آقا باکری به کوهها وتپه های مشرف به شهر مندلی عراق رفتیم ومستقر شدیم که شبها چراغ شهر وماشین ها به وضوح دیده می شد.

شمه ای از زندگینامه سراسر افتخار مصطفی الموسوی

 

زندگینامه سردار رشید اسلام شهید مصطفی الموسوی :

سردار رشید اسلام شهید مصطفی الموسوی فرزند سیدحسین به سال 1338 در محله شالچیلار ( خیابان شمس تبریزی ) تبریز در یک خانواده مذهبی متولد شد , دوران تحصیلات ابتدائی را در همان محل یه پایان برد و تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران در راسته بازار قدیم , یار و یاور پدرش در محیط کسب و کار بود , تا اینکه در 15 فروردین 58 به خدمت سربازی رفته و با رسته مخابرات در تیپ یکم لشکر 81 ارتش مشغول خدمت شد , با اوج گیری توطئه ضدانقلاب در استان کردستان , داوطلبانه جهت مبارزه با توطئه های استکبار جهانی به منطقه سردشت اعزام شد , در همین جا بود که آشنائی با روحیه شهادت طلبانه پاسداران , علاقه او به خدمت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشدید کرد , و همین باعث شد که در 15 خرداد سال 59 از خدمت مقدس سربازی  ترخیص و به تبریز بازگردد , با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی , پس از طی مراحل گزینش , به یاری رزمندگان جان برکف نیروهای آذربایجانی در سوسنگرد شتافته , و در همان روزهای اول , مسئولیت مخابرات پایگاه المهدی سوسنگرد را بر عهده گرفت , مصطفی الموسوی در دو عملیات غرورانگیز فتح المبین و بیت المقدس مسئول مخابرات تیپ 8 نجف الاشرف به فرماندهی سردار رشید اسلام احمد کاظمی بود , ایشان در عملیات رمضان و عملیاتهای بعدی , مسئولیت مخابرات تیپ و سپس لشکر 31 عاشورا را با جان و دل پذیرفت و سالهای سال در جبهه های جنگ حق علیه باطل در کنار سرداران نام آور سپاه اسلام چون آقامهدی باکری, علی تجلایی , مرتضی یاغچیان و دیگران در زمره یکی از چهره های سرشناس جنگ و جهاد قرار گرفت , مصطفی بارها در جنگ زخمی شده و تا آستانه شهادت پیش رفت لیکن در سایه عشق و علاقه وافر به دفاع از کیان اسلامی , مصدومیتهای شیمیایی و جراحتهای شدید در عملیاتهای مختلف نیز نتوانست او را از همراهی با رزمندگان عاشورائی باز دارد, مصطفی الموسوی فرمانده مخابرات لشکر 31 عاشورا , یار خستگی ناپذیر سردار عاشورائیان آقا مهدی باکری , سرانجام پس از سالها تحمل درد و رنج ناشی از جراحتهای شیمیائی دوران دفاع مقدس در تاریخ 31 فروردین سال 89 به دیار باقی شتافت و در کنار یاران سفرکرده سپاه اسلام آرمید .

 

پیام سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه  پاسداران انقلاب اسلامی

بمناسبت شهادت سر دار رشید اسلام مصطفی الموسوی :

" من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا " .

... و این وصف مجاهدان فی سبیل الله و اجر عظیم آنان است که یا در این راه شهید شده اند و یا به انتظار فوز عظیم شهادت لحظه شماری میکنند.

خانوده معظم شهید سرافراز اسلام مصطفی الموسوی

سلام علیکم سلام و تحیات حضرت حق بر جانباز حق , بر جانباز شهید والامقام , مصطفی الموسوی که با ردای سرخ شهادت , قامت سبز جان خویش را بیاراست تا جمال زیبای یار را در رفیق اعلی به نظاره بنشیند .

بی شک آن پاسدار رشید اسلام که عمرش را به پارسائی , عشق به خاندان اهل بیت ( علیهم السلام ) , رزم و جهاد در هنگامه نیاز و خدمت صادقانه و خالصانه در پاسداری از انقلاب  و ارزشهای برآمده از آن سپری نمود , پس از سالها تحمل آلام بجا مانده از جبهه های نبرد حق علیه باطل , عاقبت عشق دیدار رب , طاقت از کفش بربود و به دیار باقی شتافت و در جوار رحمت حضرت حق ماوا گزید .

اینجانب عروج  آن سرباز دلاور و وفادار ولایت را به فرمانده معظم کل قوا , حضرت آیه الله العظمی خامنه ای ( مد ظله العالی ) و خانواده معزز آن عزیز عرش نشین تبریک و تسلیت عرض می نمایم .

حضرت حق روح پرفتوحش را در نعیم مقیم و در جوار مولا و مقتدایش , حضرت اباعبدالله الحسین ( علیه السلام ) محشور و به همسر گرامی , مادر مکرمه , فرزندان محترم و سایر بستگان صبر و شکیبائی توام با عزت و سعادت عنایت فرماید . ان شاء الله .

 

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری

تحقیر آمریکا توسط ایران

یک پایگاه آمریکایی روز پنجشنبه با اشاره به چندین مورد تقابل شناورهای ایرانی و آمریکایی در روزهای گذشته، نوشته «ایران، آمریکا را در آبهای آزاد، تحقیر کرده است.»

پایگاه «یو‌اس‌نیوز» با اشاره به نزدیک شدن چهار فروند قایق‌ تندرو ایرانی به ناوشکن «یو‌اس‌اس نیتس» در روز سه‌شنبه در مجاورت تنگه هرمز نوشته واشنگتن بنا به دلایل عملی و سیاسی از اعتراف به تهدیدهای ایران خودداری می‌کند.

این پایگاه خبری می‌نویسد: «دلیل سیاسی، این است که واشنگتن هنوز سرگرم این تصور است که ایران، می‌تواند دوست آمریکا تلقی شود. این دیدگاه، که کاخ سفید، وزارت خارجه، پنتاگون و سیا عمیقاً به ان باور دارند، خیالبافی صرف است.»

«یو‌اس‌نیوز» درباره دلیل عملی، هم می‌نویسد: «حمله به ناوشکن نیتس، در واقع آزمون یک تاکتیک ایران موسوم به نام «هجوم انبوه قایق‌ها» برای نابود کردن ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس است.

در ادامه، در توضیح درباره تاکتیک یاد شده در بالا آمده است: «هجوم انبوه قایق، دقیقاً همان چیزی است که از نامش برمی‌آید: تعدادی از قایق‌های تندرو مجهز به موشک و اژدر برای نابود کردن یا آسیب زدن به کشتی‌های دشمن، از زاویه‌های متعدد به آن هجوم می‌آورند.»

این گزارش می‌افزاید: «اخیراً ایرانی‌ها یک بعد دیگر به هجوم انبوه قایق‌ها اضافه کردند: شناوری به نام یا مهدی که یک قایق گشتی با قابلیت هدایت از راه دور است و می‌تواند راکت شلیک کند یا با مواد منفجره مجهز شود.»

«یو‌اس‌نیوز» نوشته قدرت مانور این قایق‌های گشتی بالا است و هدف گرفتن آنها کار دشواری است، به ویژه آنکه این قایق‌ها عمدتاً از فایبرگلاس ساخته شده‌اند و مکان‌یابی آنها با رادار کار دشواری است.»

  رسانه آمریکایی تصریح می‌کند پنتاگون از مدتها پیش از این تهدید آگاه بوده اما تقریباً هیچ اقدامی برای مقابله با آن انجام نداده است.

فرمانده قرارگاه سری

به یاد سرلشگر شهید «علی هاشمی»

شهید «علی هاشمی» سال 1340 در اهواز دیده به جهان گشود. 17 ساله بود که آتش انقلاب به دامان رژیم پهلوی افتاد و علی نیز یکی از جرقه‌های برخاسته از این لهیبِ طاغوت برانداز بود. او پیش از شروع جنگ، جوانان انقلابی حمیدیه را سامان داد و با  سپاه حمیدیه توانست در برقراری امنیت و مبارزه با اشرار و ضدانقلاب و قاچاقچیان اسلحه و مهمات نقش موثری ایفا نماید. علی در رشته پزشکی دانشگاه  مشهد پذیرفته شد اما با حمله سراسری ارتش بعث به خاک ایران،  ترجیح داد دانشگاه جنگ را برگزیند.  با شروع جنگ تحمیلی علی هاشمی در محور «کرخه کور» و «طراح» به مقابله با پیشروی سپاه دشمن پرداخت. با شکل‌گیری یگان‌های رزم سپاه، او مامور تشکیل تیپ 37 نور شد و با این یگان ، در عملیات «الی بیت المقدس» در آزادی خرمشهر سهیم گردید. درآستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ 37 نور منحل شد و علی هاشمی فرمانده سپاه سوسنگرد شد و بعدها از دل همین سپاه منطقه‌ای بود که، «قرارگاه نصرت» پدید آمد. در سومین سال جنگ ، محسن رضایی«علی هاشمی» را به فرماندهی «قرارگاه سری نصرت» انتخاب کرد. روز چهارم تیر ماه سال 1367، متجاوزان بعثی حمله‌ای گسترده و همه جانبه را برای بازپس‌گیری منطقه هور آغاز کردند. حاج علی در آن زمان، در قرارگاه خاتم4، در ضلع شمال شرقی جزیره مجنون شمالی مستقر شده بود. هیچ کس به درستی نمی‌داند که در آن روز دردناک، چه بر سر سرداران «قرارگاه نصرت» آمد. شاهدان می‌گفتند که  هلی‌کوپترهای عراقی در فاصله کمی از قرارگاه خاتم4 به زمین نشسته‌اند و حاج علی و همراهانش سراسیمه از قرارگاه خارج شده و در نیزارها پناه گرفتند و دیگر هیچ. پس از آن، جست‌وجوی دامنه‌داری برای یافتن حاج علی آغاز شد اما به نتیجه‌ای نرسید. سرانجام در روز 19/2/89  اخبار سراسری سیما خبر کشف پیکر حاج علی هاشمی را اعلام کرد و مادر صبور او  پس از 22 سال انتظار، بقایای پیکر فرزند خود را در آغوش کشید.

دست نوشته

دستنوشته یک شهید در روز سوم محرم

امروز دقیقاً نمی‌دانم روز دوم و یا سوم محرم است، بدن مجروحم حدود ۲۰۰(شاید کمتر) کیلومتر دور از وطن اسلامیم در یک کلبه روستائی در کنار جاده یکی از شهرهای عراق بر زمین افتاده است.

خبرگزاری فارس: دستنوشته یک شهید در روز سوم محرم+عکس


رسول حیدری در سال 1339 در ملایر دیده به جهان گشود. در سال‌های آخر دبیرستان در انتشار اعلامیه‌های امام خمینی(ره) شرکت فعالانه داشت. او پیش از گرفتن دیپلم و پس از پیروزی انقلاب، در سال 1358 به همدان رفت و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد، چرا که در ملایر هنوز سپاه تشکیل نشده بود. رسول یک سال بعد به همت چند تن از دوستان انقلابی‌اش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ملایر را تأسیس کرد.

او با آغاز جنگ به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شتافت و در طول هشت سال دفاع مقدس، حدود 65 ماه در جبهه حضور داشت. وی عمدتاً در کردستان عراق به شناسایی منطقه مشغول بود و تا عمق خاک شمالی عراق نفوذ می‌کرد و گاهی در شناسایی‌ها تا مرز سوریه نیز پیش می‌رفت.

با پایان یافتن جنگ، رسول تحصیلات دانشگاهی خود را تکمیل می‌کند و به عنوان دیپلمات جمهوری اسلامی راهی بوسنی می‌شود. حضور او در این منطقه با تجاوز صرب‌های نژادپرست به مسلمانان انقلابی بوسنی همزمان است.

در روز عید غدیر سال 1372 در بوسنای مرکزی واقع در شهر ویسوکو، گروهی از نیروهای کروات (HVO) در مسیر عبور ایرانی‌ها کمین کردند و رسول را که برای شناسایی و بررسی امنیت منطقه به آنجا رفته بودند، به شهادت رساندند.

رهبر معظم انقلاب پس از شهادت نخستین شهید ایرانی در بوسنی فرمودند: «ما دلمان برای از دست‌دادن این عزیز و سایر عزیزان می‌سوزد لکن سعادتی از این بالاتر نیست و نمی‌شود که جوانی برود داخل میدان و شهید شود. من بارها گفته ام میدان بوسنی، جنگ اسلام و کفر تنها نیست بلکه از این بالاتر است،دروازه ورود به غرب واروپا است،آنجا مسأله اش بالاتر از جنگ عراق و ایران است. کسی که برود آنجا و محیط امن خانواده را رها کند، مقامش خیلی بالاتر است.»

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، یکی از دستنوشته‌های این شهید والامقام در ماه محرم منتشر می‌شود:

امروز دقیقاً نمی‌دانم روز دوم و یا سوم محرم است، بدن مجروحم حدود 200 (شاید کمتر) کیلومتر دور از وطن اسلامیم در یک کلبه روستائی در کنار جاده یکی از شهرهای عراق بر زمین افتاده است. همراهم صبح رادیو را روشن کرد برنامه کودک بود داشت برای امام حسین (ع) نوحه می‌خواند خیلی دلم گرفته است، شدیداً دلم می‌خواهد گریه کنم ولی صد حیف…

چند هفته است حمام نرفته‌ام بدنم خیلی کثیف است نه طهارت و نه پاکی، به همان ناپاکی روحم، اما دیشب خواب دیدم حمام رفته‌ام تمیز و پاک خیلی خوشحال بودم احتمالاً شاید چه می‌دانم شاید خداوند گناهانم را بخشیده باشد و شاید بالاتر قصد دارد از من راضی باشد و مرا پیش خود ببرد به هر حال احساس عجیبی دارم، در زندگی‌ام سعی کرده‌ام هیچ وقت وابستگی پیدا نکنم گرچه نتوانستم اما در همین چند لحظه خود را دارم برای دیدار او آماده می کنم. به هیچ چیز امیدی ندارم جز او تنها امیدم خدا تو هستی، هیچ سرمایه ای نیندوخته‌ام مرا چکار خواهی کرد، تو را به حق حسین (ع) تو را به مظلومیت علی اصغر…

 

 

به من رحم کن خدا، خدایا مرا ببخش، مرا پاک کن از این دنیا ببر، خدایا تو می‌دانی اگرچه گنه کار بودم، گرچه نافرمانی تو را کردم ولی خدایا تو بزرگ‌تر از آنی، تو مهربان‌تر از آنی که بخواهی تن مجروح را در آتش اندازی، خدایا از رفتنم ناراحت نیستم از چگونه رفتنم نیز ناراحت نیستم نگران مهمان نوازی تو هستم، چطور با من برخورد خواهی کرد خدا، مرا ببخش مرا ببخش خدا.

خداحافظ همگی شما

رزمنده ای که هم قد اسلحه اش بود


... نیروهای اطلاعات به قدری شلوغ هستند که فرماندهی که یک لشکر را فرماندهی می کند نمی تواند 10 نفر از نیروهای اطلاعات را فرماندهی و کنترل کند! ...
بر خلاف تصور عموم خاطرات هشت سال زندگی در دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی مختص به خاطرات تلخ و سوزناک نیست. هرچند شرایط نابرابر جنگ، بیش از هر چیز یادآور روزهای تلخ و شهادت مظلومانه فرزندانمان است، اما رزمندگان با روحیه ی معنوی بالا و اعتمادی که به نصرت الهی داشتند، در کنار هم روزهای شیرین و پر خاطراه ای را نیز گذرانده اند.

یکی از این رزمندگان برای نخستین بار در آذربایجان خاطرات طنز لشکر 31 عاشورا را به تصویر کشیده است. جزئیات این کتاب شیرین از زبان راوی کتاب می خوانیم.


یوسف صارمی، نیروی اطلاعات عملیات لشکر 31 عاشورا در جنگ

متولد 1347 در یکی از محلات شلوغ تبریز است. از خانواده ای مستضعف که مانند تمام خانواده های آن زمان به سختی روزگار می گذراندند. برای همین یوسف از نوجوانی نصف روز را درس می خواند و نصف دیگر آن را کار می کرد تا کمک خرج خانواده باشد.

خودش نحوه ی ورود به انقلاب و  جنگ را اینگونه برایمان روایت می کند: از سال 56 که 9 ساله بودم وارد جریانات انقلاب شدم. یک بار سر کار بودم. صدای تیراندازی در خیابان را شنیدم و به پل قاری رفتم تا به جمع معترضین بپیوندم. تازه به پل قاری رسیده بودم که شهید منجم آمد گوشم را گرفت و مرا به خانه برگرداند. اما من هم چنان پیگیر فعالیت های انقلابی بودم.

بعد از پیروزی انقلاب، عضو انجمن اسلامی مدرسه شدم و به همراه دوستان دیگر که عده ای از آن ها همچون حاج رضا داروئیان که شهید شده اند، فعالیت می کردیم. هرچند سن کمی داشتم ولی معاون انجمن اسلامی بودم.

وقتی جنگ شروع شد هر روز به سپاه می رفتم!

وقتی جنگ شروع شد من هر روز به سپاه می رفتم. مرحوم آقای باصر همیشه با حرف هایی مثل "برو کتاب بخوان" و ... مرا دست به سر می کرد و برمی گرداند. اما روز بعد من باز به سپاه می رفتم. آنقدر رفت و آمد کردم که همه مرا در سپاه می شناختند.

دست بردن در شناسنامه برای اعزام به جنگ/امدادگری که هرگز مداوا نکرد!

در آخر موفق شدم با دستکاری شناسنامه ام به جبهه بروم. البته در اردوگاه آموزشی خاصبان و حتی قبل از آن نیز در دوره هایی شرکت کرده بودم، اما به دلیل سن کمم مرا به جبهه اعزام نمی کردند. تا این که در سال 61 به عنوان امدادگر عازم جبهه شدم.

هنوز یک هفته از حضورم در جبهه نگذشته بود مجروح شدم و به خانه برگشتم. من بدون اجازه پدرم به جبهه رفته بودم لذا برای این که پدرم مرا دعوا نکند، کلاهی بر سرم گذاشته بودم تا زخم سرم را نبیند. اما پدرم فهمید و به من گفت تو از فلان ناحیه زخمی شده ای و پول ها و کارت شناسایی ات نیز سوخته است. گفتم پدر جان مگر شما پیامبر هستید که همه چیز را می دانید؛ از کجا فهمیدید؟! گفت در خواب دیده ام.

نتوانستم بیش از دو روز در تبریز دوام بیاورم و دوباره به جبهه برگشتم و تا آخر جنگ در جبهه ماندم. پس از پایان جنگ نیز در سپاه خدمت کرده ام.

آناج: در اولین اعزام چند ساله بودید؟

13 ساله بودم. حاج غفّار رستمی می گفت من تحقیق کرده ام؛ کم سن و سال ترین رزمنده ی شمال غرب کشور تو هستی.

منطقه شط علی در سال 64: علی فائقی. کریم آهنج. امن الله امانی. محمد پور نجف. شهید حسین محمدیان. یوسف صارمی
 

آناج: یک بچه ی سیزده ساله در آن دوران با چه انگیزه و هدفی به جبهه رفت؟

تنها من نبودم که اشتیاق رفتن به جبهه را داشتم بلکه خیلی ها مثل شهید بالازاده، بهنام محمدی و ... علی رغم سن کم خود در اعزام به جبهه از هم سبقت می گرفتند. خط فکری خانواده ی من و حضور برادر بزرگترم زمینه خوبی برای رسیدنم به خواسته ام بود.

کودکانی که خیلی زود بزرگ شدند!

کودکان نسل انقلاب پیش تر از زمان خود حرکت می کردند و مثل امروز ایستایی بر افکار و اندیشه ها حاکم نبود. رهبری و شخصیت امام(ره) زمینه را برای پرورش افکار انقلابی کودک و بزرگ فراهم کرده بود. من با این که یک بچه بودم اما به خوبی درک کرده بودم که ولی فقیه یعنی چه و چه جایگاهی دارد. ما موقعیت خطرناکی را که دین و وطنمان در آن قرار گرفته بود، می فهمیدیم و تکلیف خود را هم تشخیص داده بودیم. حتی پیرمردی که توان به دست گرفتن اسلحه را نداشت برای ادای تکلیف و در پی اندیشه ی انقلابی و دینی خود به جبهه می آمد تا کمکی هرچند کوچک بکند.

امروز ما حتی از فرستادن بچه 13 ساله خود به سوپرمارکت برای خرید ابا داریم چه برسد به جبهه؛ اما آن زمان فرهنگ حاکم بین مردم به گونه ای بود که همه برای ادای تکلیف از هم دیگر پیشی می گرفتند و مشتاق رفتن به جبهه و مبارزه علیه باطل بودند.

آناج: آیا پس از مجروح شدن با مانعی برای برگشتن به جبهه روبرو نشدید؟

من در سومار مجروح شدم. آن روز گردان شهید مدنی تیپ عاشورا (که هنوز تبدیل به لشکر نشده بود) و دو گردان از تیپ حضرت رسول در منطقه بودند که هواپیمای عراقی هر سه را همزمان بمباران کرد. شهید جدیری از شهدای مطرح همین واقعه بود. صحنه ی بسیار وحشتناکی بود. مرا به اورژانس بردند. بدنم پر ترکش شده بود منتها ساکت بودم و از زخمی شدنم لذت می بردم.

قبل از رسیدن به اورژانس 9 تا از ترکش هایم را در آوردم!

در اورژانس غوغا بود. پرستاران به هم دیگر سفارش مرا می کردند و می گفتند به آن پسر بچه رسیدگی کنید. قبل از این که به اورژانس برسم خودم در ماشین نه تا از ترکش ها را از بدنم در آورده بودم!

همان طور که گفتم ما بزرگتر از سن خود بودیم و در برابر مجروحیت و موانع دیگر مقاومت می کردیم. پدرم هم خود قبلا یک نظامی بود و در جنگ ایران و روس به عنوان سرجوخه شرکت داشت. لذا اهداف و اندیشه مرا به خوبی درک می کرد و نه تنها هیچ گاه در رفتن به جبهه مانع من نمی شد بلکه به من تاکتیک نیز آموزش می داد.

توصیه ای ماندنی از پدر به پسر برای حضور در جنگ

این مورد را در کتابم نیز نوشته ام که پدرم به من می گفت در عملیات شرکت نکن اما اگر شرکت کردی در آخر صف حرکت کن تا اگر عقب نشینی کردند زود تر از همه برگردی (می خندد). همچنین مادرم مانع من و حاج رحیم نمی شد اما برادر بزرگم می گوید اغلب در حیاط خانه می نشست و گریه می کرد. از فرط غصه سرطان گرفت و پس جنگ فوت کرد. دکتر به خود من گفت که مادرم از غصه به این بیماری مبتلا شده است.

در واقع خانواده ی رزمندگان بیش از خود آن ها سختی کشیده اند و یا از هم پاشیده اند. چنان که آقای شمع خوانی نیز می گوید من خانواده ام را نه، بلکه خاندانم را در راه این نظام فدا کرده ام.


منطقه شط علی، به ترتیب از راست: محمدپور نجف. یوسف صارمی.کریم حرمتی.شهید حسین محمدیان.شهید علی شیخ زاده.کریم آهنج

آناج: از خاطرات جبهه بگویید؛ (هر کدام یک از عملیات که همیشه در یادتان مانده است)

در عملیات مسلم بن عقیل در سومار من یک ژ3 برداشته بودم که تقریبا هم قد خودم بود. شب باران آرامی شروع به باریدن کرد و عراقی هایی که اطراف سنگر ها قدم می زدند به داخل سنگرهایشان رفتند و کار ما راحت تر شد. بعد از پایان عملیات قرار شد چهار نفر از اسرا را به من و شهید اسماعیل سپردند تا با خود به عقب ببریم. آن ها را در خواب و با لباس خواب اسیر کرده بودند. آن ها قوی هیکل بودند و من قدری می ترسیدم. یکی از بچه های محل شهید محمد حسین حسین زاده را دیدم، خوشحال شدم و با خود گفتم خوب شد، محمد مرا دید و در محل به همه خواهد گفت که یوسف اسیر با خود می برد. او با موتور آمد، مرا بوسید و مقداری آجیل به من داد و رفت. اما قبل از این که به محل برود و از من تعریف کند به شهادت رسید.(می خندد)

در جبهه ماندم و تا آخر جنگ پست سرم را هم نگاه نکردم!

همان طور که گفتم من ابتدا در نقش امدادگر وارد جبهه شدم اما هیچ وقت کار امداد گری انجام ندادم و از همان اول اسلحه به دست گرفتم و تک تیرانداز شدم. در عملیات والفجر یک بیسیمچی علی اکبر رهبری بودم و بعد از والفجر یک عضو رسمی سپاه شدم. آن جا هم کوچکتر از همه بودم. پس اتمام دوره ی سپاه گفتند همه باید در تبریز بمانید. من هم چند روزی را در فرودگاه و دادستانی سپاه انجام خدمت کردم. اما نمی توانستم قرار بگیرم و دوست داشتم به جبهه بروم ولی اجازه نمی دادند. نزد آقای چیتچیان فرمانده سپاه رفتم؛ باز هم به نتیجه نرسیدم. سپس نزد آیت الله هریسی هریسی نماینده امام در سپاه رفتم و به واسطه ایشان اجازه عزیمت به جبهه را از سپاه گرفتم و رفتم و تا آخر جنگ پشت سرم را هم نگاه نکردم.

در خیبر همراه شهید حمید باکری بودم

در عملیات خیبر پیک سردار جمشید نظمی بودم. جزء کسانی بودم که به همراه آقا حمید باکری 62کیلومتر در دل دشمن دشمن نفوذ کردیم. در آن عملیات ما یک گروه تقریبا 30 نفره بودیم که آقا مهدی ما را به منطقه فرستاده بود. آن عملیات به اسم عملیات بی بازگشت معروف شد زیرا از آن جمع سی نفره فقط  4 نفر زنده مانده است. حماسه ی آن روز آقا حمید در خیبر هرگز فراموش شدنی نیست.

آناج: چه طور شد که وارد واحد اطلاعات عملیات شدید؟

من از اول به خدمت در واحد اطلاعات عملیات علاقه داشتم. برادرم حاج رحیم نیز مدتی در اطلاعات فعال بود و من از او مشورت گرفتم و گفتم نظرت چیست، بهتر است کدام بخش خدمت کنم؟ او هم گفت به نظر من بهتر از به اطلاعات بیایی. علاوه بر این مسئول اطلاعات مرا درخواست کرده بود زیرا من بچه ی شلوغ و کنجکاوی بودم و افرادی با این ویژگی ها در اطلاعات زیاد به درد می خوردند. جالب است بدانید نیروهای اطلاعات به قدری شلوغ هستند که فرماندهی که یک لشکر را فرماندهی می کند نمی تواند 10 نفر از نیروهای اطلاعات را فرماندهی و کنترل کند!

من بعد از عملیات خیبر وارد واحد اطلاعات عملیات شدم و اولین عملیاتی که به عنوان نیروی اطلاعات عمل کردم، عملیات بدر بود.

آناج: از عملیات بدر بگویید؛ از دست دادن سرداری بزرگ همچون شهید مهدی باکری

هدف هر دو عملیات بدر و خیبر این بود که ما به بصره نزدیک شویم. در واقع در عملیات خیبر یک گام پیش رفته و در جزایر مجنون مستقر شده بودیم. در جزیره 50 حلقه چاه نفت وجود داشت که اگر ما آن چاه نفت ها را به دست می آوردیم برای غرامت جنگ کافی بود.

در جزیره شمالی پد وجود داشت و نیروهای اطلاعات عملیات قرارگاه لشکر عاشورا داخل آن پد مستقر بودند و برای این که رزمندگان از حضور نیروهای اطلاعات در آن پد باخبر نشوند، مقابلش آهن گرازه هایی ریختند و نوشتند "خدمات".

به ما نیز گفته بودند هنگام رفت و آمد چفیه به صورتتان ببندید تا کسی شما را نشناسد. مسئول اطلاعات خیلی مواظب نیروهای اطلاعات بود چون در عملیات خیبر نیروهای اطلاعات به شهادت رسیده بودند تا جایی که وقتی آقا مهدی درخواست نیروی اطلاعات داد، گفتند نیرو نداریم. در واقع گردان بدون نیروی اطلاعات در عملیات مثل انسان کور است.

امیرمومنان نیز می فرمایند: نیروهای اطلاعاتی چشم و چراغ لشکریان هستند. مسئول اطلاعات مواظب ما بود تا در مرحله بعدی از ما استفاده کند اما وقتی شبانه عملیات شروع شد، نمی توانستم ببینم بچه ها در نبرد باشند و ما در پشت راحت بنشینیم. لذا صبح زود با ترفند و کلک خود را کنار دجله رساندم.


آخرین باری که آقا مهدی را دیدم....

آقا مهدی و علی تجلایی را دیدم که روی زمین کروکی می کشند و باهم مشورت می کنند. در دجله مشغول وضو گرفتن بودیم که با خود گفتم بعد از عملیات به همه خواهم گفت که ما با آب دجله وضو گرفتیم. من کنارآقا مهدی نشسته بودم. بعد از مدت کوتاهی مسئول اطلاعات را دیدم که به طرف ما می آمد. رسید و با عصبانیت به من گفت برای چه بی اجازه به اینجا آمده ای؟! طوری سر من داد زد که آقا مهدی و علی تجلایی نیز از جا بلند شدند. اما وقتی دید من از رو نخواهم رفت، موتور سیکلتش را به من داد و گفت دیگر نیرو ها را جمع کن و با خودت به قوات ابراهیم (مقر عراقی ها) ببر و آنجا را تمیز و آماده کنید.

پس از این که خبر محاصره شدن آقا مهدی را دادند، نیروهای اطلاعات را سازماندهی و مسلح کردند. در حال حرکت بودیم که ما را متوقف کردند و گفتند برگردید. ما هم متوجه شدیم که دیگر آقا مهدی شهید شده است.



غمی بزرگ که بر جان رزمندگان لشکر نشست

در عملیات بدر ما با عدم فتح موجه شدیم و بیشتر نیروها مایوس شده بودند. به خاطر دارم که شهید مهدی داوودی دو روز تمام خود را در اتاقی حبس کرد و دو شبانه روز یک سر گریه می کرد. غم و اندوه عجیبی بر دل ها نشسته بود. شهادت آقا مهدی به قدری تکان دهنده بود که در لشکر همه حس می کردیم زمین و زمان به هم ریخته است.

بعد از عملیات بدر در حالی که امین شریعتی فرماندهی لشکر را بر عهده داشت، در منطقه شط علی خودمان را آماده ی عملیات دیگری می کردیم. همه شناسایی ها انجام گرفته بود و قرار بود 72 ساعت بعد عملیات شروع شود، اما انگار عملیات لو رفته بود و ما را برگرداندند. چند روزی به ما مرخصی دادند. بعد از پایان مرخصی نیرو ها را برای عملیات والفجر آماده می کردند. من اصرار کردم که می خواهم با حسین محمدیان (که رابطه صمیمی لا هم داشتیم) همراه باشم.

منطقه ی فریب و  شهادت رفیق

دشمن همچنان فکر می کرد ما قرار است درمنطقه شط علی عملیات کنیم و عملیات والفجر هشت تله است. ما هم با حضور در شط علی آن ها را حساس تر کرده بودیم و همیشه سعی در دستگیر کردن ما داشتند و چون می خواستند نیروی اطلاعات را زنده دستگیر کنند، ما را نمی توانستند بکشند. لذا نه کشته شدیم و نه دستگیر. یک بار برای شناسایی رفته بودیم و نمی دانستیم نیروهای تخریب قبل از ما در منطقه تله های مین کار گذاشته اند. ما متوجه تله ها شدیم و به سلامت رد شدیم اما حسین محمدیان که پشت سر ما می آمد در اثر انفجار تله مین به شدت زخمی شده بود.

او را به تبریز فرستادند. من از جبهه برایش تلگراف زدم اما چون اجازه نداشتیم در تلگراف بیش از چند کلمه بنویسیم، فقط این را نوشتم که دلم خیلی برایت تنگ شده است. بعد حسین تعریف می کرد که پدرم اجازه برگشت به جبهه را به من نمی دادند و من با نشان دادن تلگراف تو و کلک بازی آن ها را راضی کردم و برگشتم.

از قبل به حسین گفته بودند که در عملیات والفجر هشت راهنمایی گردان امام حسین را به او خواهند سپرد. برای همین چند روز مانده به عملیات به آن جا رفته بود اما فرمانده لشکر آقای امین شریعتی عصبانی شده و به او گفته بود تو این جا چه می کنی باید در نزد نیروهای خودت بروی.

آقای مهدیقلی رضایی تعریف می کرد که حسین را دیدم که خیلی ناراحت بود و دلیل ناراحتی اش را پرسیدم؛ گفت: آقا امین تصور می کند شهادت فقط این جاست در حالی که چنین نیست هر جا که خدا بخواهد شهادت آنجاست. اتفاقا همان جا در اسکله  یک هواپیما راکتی زد و حسین که مسئول ما بود به شهادت رسید. ما خیلی از شهادت حسین ناراحت و غمگین شدیم. بعد از آن ما ره به منطقه آبادان بردند و در عملیات والفجر هشت شرکت کردیم.

در والفجر هشت من سه بار زخمی شدم. معمولا بچه های اطلاعات زخمی می شدند چون آن ها همیشه پیش از همه نیروها حرکت می کردند. حاج صمد قاسم پور (کسی که شعر غواصلار را سروده است) تعریف می کرد که صبح بعد از عملیات به کنار آب رفتم؛ جزر شده و سطح آب پایین آمده بود و جنازه ی یکی از بچه های اطلاعات (کریم وفایی) دیده می شد که میله ی آهنی خورشیدی به سرش فرو رفته و از طرف دیگر سر خارج شده بود!

آناج: از والفجر هشت بگویید. عملیات غرور آفرینی که در یادها ماندگار شد.

شناسایی والفجر هشت را ما انجام نداده بودیم، لذا ما را به عملیات نبردند. من هم که ناراحت بودم پتو را روی سر خود کشیده و کنار بیسیم ها دراز کشیدم؛ تا این که خبر دادند فرمانده لشکر بیسیم زده و شما را به نام احضار کرده است. چهار نفر بودیم. مرا مسئول این تیم چهار نفره کردند.

تفاوت جنگ ما این بود که فرمانده لشکر پیش نیرو ها بود نه پشت آنها

با قایق به آن طرف اروند رفتیم و دیدیم که فرمانده لشکر با موتور به طرف ما می آید. یکی از تفاوت های سپاه با ارتش این است که فرمانده ارتش همیشه از عقب نیروها را رهبری می کند اما فرماندهان سپاه همیشه در خط مقدم همراه نیروها می جنگیدند. فرمانده ما نیز در خط مقدم بود و با موتور به طرف ما آمد.

بعد از روبوسی و خدا قوت گفتن، کالک را باز کرد و به ما گفت بروید و منطقه را شناسایی کنید. با خود می گفتم ای کاش این ماموریت لغو شود چون در روز روشن و در هوشیاری دشمن شناسایی خیلی دشوار است. ما به محوری که گردان حبیب ابن مظاهر به فرماندهی سید فاطمی آن جا مستقر بود، رفتیم.

من داشتم دوربینم را برای شناسایی آماده می کردم که سید فاطمی ما را صدا زد و گفت امین آقا می گوید نروید، برگردید. از این خبر خوشحال شدم. بعد مرا با نیروهای اطلاعات به جلو فرستادند و به من گفتند هر جا امین شریعتی دستور داد عمل کن و غیر از او به حرف کسی گوش نکن.

حتی یک بار شهید احمد کاظمی کاری را به من سپرد ولی من گفتم: متاسفانه من نمی توانم به حرف کسی غیر از امین آقا گوش کنم. آتش خیلی شدید بود. فرمانده مرا صدا زد و گفت به شناسایی جاده بروم. با بچه ها راهی شدیم. من معمولا اسلحه با خود نمی بردم و آن روز هم فقط دوربین و لوازم غواصی با خود برداشته بودم. با دوربین نگاه کردم و دیدم یک ستون عراقی به سمت ما می آیند که اولین نیروی آن ها لباس فرم سپاه پوشیده است ( از این روش برای فریب نیروهای ایران استفاده می کردند). من اسلحه ی شهید ابالفضل یعقوبی را گرفته و همه را به رگبار بستم. همه ی آن ها زمین گیر شدند. سپس پیش فرمانده برگشتیم و این بار هم دستور داد با گردان حضرت رسول (نیروهای قزوینی) برویم آن محل را پاکسازی کنیم.

همان عراقی هایی که آن ها را زمین گیر کرده بودیم به خاکریز ها رفته بودند ولی ما در دشت بودیم. آن ها ما را به رگبار بستند و همه بچه ها زمین گیر شدند. در این حین متوجه شدم که شکافی در خاکریز عراقی ها وجود دارد که می توانیم از آن جا وارد شویم. داشتیم با چند نفر از نیروها آماده می شدیم تا به آن شکاف برویم که یک دفعه دیدم یک کماندوی عراقی بچه ها را نشانه گرفته است. یک دفعه چشمانم سیاهی رفت؛ دستم را به پشت خود زدم و دستم خونی شد.



گلوله ای که از قلبم رد شد و از کمرم بیرون آمد/ترکشی که هنوز در قلبم جا خوش کرده است

نمی دانستم او خودم را نشانه گرفته است. گلوله درست از کنار قلبم برخورد کرده و از پشتم خارج شده بود. دکتر می گفت تیر درست مماس با قلبت رد شده است. هنوز هم یکی از ترکش ها کنار قلبم باقی است. البته شب قبل از آن هم عراقی ها به همه ی زخمی های نوجوان در آن منطقه تیر خلاص زده بودند و مغزشان بیرون ریخته بود. من بین جنازه ها خودم را مخفی کردم؛ وقتی دیدم به طرف ما می آیند یک نارنجک را آماده در دست خود نگه داشتم تا وقتی نزدیک شدند هم آن ها را منفجر کنم و هم خودم به شهادت برسم. تا این که شهید ابالفضل یعقوبی آمد و گفت بلند شو برویم.

وقتی در درمانگاه شیمیایی شدم/ نور علی نور

اما من نمی توانستم چون حتی نفس کشیدنم هم مختل شده بود. اما او با اصرار دستمالی به زخم من بست و مرا با خودش برد. وقتی امین آقا مرا در این حال دید با پای برهنه به طرف تویوتا دوید و متوقفش کرد؛ سپس مرا سوار آن کرده، به عقب برد. از قضا به اورژانس کنار اروند که مرا آنجا برده بودند شیمیایی زده بودند. مرا مجبور کردند که ماسک بزنم اما از یک سو سخت نفس می کشیدم و از یک طرف از فرط خونریزی تاب و توان نداشتم. با سختی زیاد زخم مرا پانسمان کردند اما کار به جایی نبردند و مجبور شدند با هواپیما مرا به مشهد منتقل کردند.

در هواپیما کسی نبود که از زخمی ها مراقبت کند؛ تا مشهد تعدادی از مجروحین شهید شدند. آن ها در اوج مظلومیت به شهادت رسیدند حتی کسی نبود که به آن ها یک سرم و یا اکسیژن وصل کند. به مشهد به بیمارستان قائم رسیدیم. آنجا مملو از مریض و مجروح بود. حتی راهرو ها و سالن ها نیز پر از زخمی بود. به دلیل کم سن و سال بودنم دلشان به حالم سوخت و مرا در بخش جراحی زنان بستری کردند. بعد از دو روز درد زیادی در بازو هایم، حس کردم و متوجه شدم بازو هایم تاول زده است. دکتر گفت تو شیمیایی شده ای. در واقع در اورژانس کنار اروند که همه جا آلوده بود زخم مرا با مواد و وسایل آلوده پانسمان کرده بودند. پس از ترخیص از بیمارستان یک روز در تبریز ماندم و دوباره به فاو برگشتم. دوباره در یک شناسایی یک ترکش به صورتم خورد و دندان هایم را شکست.


آناج: از این که در نیروی بخش خطرناکی همچون اطلاعات عملیات بودید چه حسی داشتید؟

آقا مهدی کار نیروهای اطلاعات را در دو جمله خلاصه کرده و گفته اند: نیروهای غیر اطلاعات هر سال یک عملیات انجام می دهند اما نیروهای اطلاعات در هر شناسایی در واقع یک عملیات می کنند. البته با این تفاوت که هنگام عملیات سایر نیرو ها، عواملی مثل توپخانه و ... آن ها را پشتیبانی می کنند اما نیروهای اطلاعات عملیات مثلا دو نفره شناسایی را انجام می دهند و اگر هم اتفاقی برای آن ها بیافتد کسی نیست که از آن ها پشتیبانی کند. علاوه بر این دشمن چون به زنده ی آن ها نیاز دارد آن ها را به شهادت نمی رسانند بلکه اسیرشان می کنند و هیچ گاه امکان آزاد شدنشان وجود ندارد. یعنی دشمن سایر نیروها را شاید آزاد کند اما امکان ندارد یک نیروی اطلاعات از چنگ دشمن خلاص شود.

شهیدی که تنها جمجمه اش به مادرش رسید

مثلا مجید محمدزاده را در عملیات کربلای چهار دشمن در حالی که زخمی بود به اسارت برد؛ چندین سال مادرش هنگام بازگشت هر کاروان آزادگان مقابل خانه خود را چراغانی و با گل تزئین می کرد اما در آخر از مجید فقط یک جمجمه به دست مادرش رسید. او را اعدام کرده بودند. با این حال چون جنگ ما دفاع مقدسی بود  همه ما تمام سختی ها را با نهایت لذت و به عشق شهادت و پیوستن به قافله کربلا تحمل می کردیم. ما امام و اسلام و جهاد را کاملا درک کرده بودیم و بر سر دفاع با هم رقابت می کردیم. برای مثال در کربلای 4 ما برای شناسایی باید طول اروند را داخل آب در سرمای استخوان سوز خوزستان طی می کردیم و به جایی می رسیدیم که هر دو طرف آن عراقی ها مستقر شده بودند. من جزء کسانی بودم که از اروند تا پتروشیمی پیش رفتم. نه سختی های جبهه قابل بیان است و نه لذت های آن سختی ها.

پیشتازی برای خدمت تا جایی که وقتی سلام کردم مهدیقلی رو برگرداند....

در کربلای چهار، مرا به همراه دو نفر دیگر برای شناسایی انتخاب کرده بودند. ما دور تر از سایر نیروها بودیم و مدت ها بود که آن ها را ندیده بودیم. تا این که اعتراض کردیم و گفتیم ما دلمان برای بچه ها تنگ شده است، ما را ببرید تا آن ها را ببینیم. ما را به محل آموزش غواص ها بردند. به هر کس سلام کردیم رو از ما گرفتند و جواب سلام ما را هم ندادند. حتی آقا مهدیقلی رضایی که صمیمی ترین دوست من است، با من یک کلمه هم حرف نزد. خیلی تعجب کردیم. بعد فهمیدیم به دلیل این که آن ها را به شناسایی نبرده اند ناراحت هستند و قهر کرده اند. لذا آن شب جلسه ای تشکیل داده و سه نفر دیگر از آن ها را به نیروهای شناسایی عملیات کربلای 4 اضافه کردند. این رقابت در جاهای دیگر نیز وجود داشت. مثلا برای غواصی افراد قد بلند و درشت هیکل را انتخاب می کردند و افراد کم سن و سال و پیرمردها برای این که به غواص ها بپیوندند افراد بانفوذ را واسطه می کردند.

آناج: از خاطراتتان در جمع دوستان صمیمی خود برای ما تعریف کنید:

شهید حسین محمدیان از دوستان بسیار صمیمی و الگوی من بود. ما به او لقب حسن باقری آذربایجان را داده بودیم زیرا او حسن باقری را الگوی خود قرار داده بود و همه ی توصیه های حسن باقری را می نوشت و هر روز به آن عمل می کرد. هر چند حسین فقط چند سال بزرگتر از ما بود ولی درک و فهم بسیار بالایی داشت. به قول امین شریعتی اگر حسین زنده می ماند کارهای بزرگی می توانست انجام بدهد. حسین می گفت برادر بزرگم (که اکنون نماینده رهبری در دانشگاه های کشور است) خیلی بر من تاثیر می گذارد. از دیگر دوستان صمیمی شهیدم یوسف فکاهی است. آقای مهدیقلی رضایی، محمد پور نجف و کریم آهنج نیز از رفقای من هستند که هنوز نیز رفاقتم با آنها ادامه دارد. همه ی نیروهای اطلاعات معمولا با هم صمیمی بودند و مثل یک خانواده به حساب می آمدند. اکنون هم همان ارتباط صمیمی را باهم حفظ کرده ایم.

آناج: چطور شد از لشکر عاشورا بیرون آمدید و به قرارگاه رمضان پیوستید؟

من در اواخر جنگ احساس کردم که در قرارگاه رمضان به حضور من نیاز دارند؛ لذا بین همه شایع کردم که پدر من مریض است و باید به آلمان برود من نیز باید همراه او باشم. تصفیه و ترخیص نیروهای اطلاعات به دست فرمانده لشکر انجام می شد اما در آن روزها فرمانده دستور داده بود کسی برای تصفیه به من رجوع نکند. به بهانه ها و ترفند های مختلف آقای حرمتی مسئول اطلاعات را راضی کردم که برای من برگه تسویه بنویسد اما او می دانست که ستاد قبول نخواهد کرد.

آقای فرهنگی و پورجمشیدیان معاون ستاد بودند. قدری فکر کردم و دیدم آقای پورجمشیدیان شخصیت ملایمی دارد و بهتر می توانم سرش کلاه بگذارم (می خندد). با او صحبت کردم و تسویه خود را گرفتم و سریع به تبریز برگشتم.

علی برزگر مسئول اطلاعات منطقه پنج و قرار گاه رمضان، به من گفت: پسر چه کار کرده ای؟! گفتم: چطور؟ گفت تلگراف زده اند که سریع تو را به منطقه برگردانم. با حالتی مستاصل به او گفتم التماست می کنم کاری کن که من به قرارگاه رمضان بروم.

ماموریتی که پس از انجامش کسی من را نمی شناخت!

چند لحظه به فکر فرو رفت و گفت صبح زود ساکت را بردار و به این جا بیا. بالاخره من به قرارگاه رمضان رفتم. در عملیات ظفر5 که در 300کیلومتری عمق خاک عراق بود، شرکت کردم. من تا مرز سوریه به شناسایی رفتم و به این منظور 28 روز پیاده روی کرده ام. در این ماموریت به قدری لاغر شده بودم که بعد از بازگشت کسی مرا نمی شناخت.

بعد از مدتی از قرارگاه رمضان خارج شده و به قرارگاه حمزه سیدالشهدا رفتم و در گردان اطلاعات برون مرزی آن مسئول گروهان شدم تا این که قطعنامه اعلام شد. عراقی ها قواعد قطعنامه را مراعات نکردند و نیروهایشان را عقب نبردند. سازمان مجاهدین خلق قصد داشت اوشنویه را هم از ما بگیرند.

بلافاصله به ما خبر دادند که ماشین های مجاهدین خلق از دور دیده می شود اما نمی توانیم پارکینگ را پیدا کنیم و نیاز به کمک داریم. ما به شناسایی رفتیم اما ما هم نتوانستیم پارکینگشان را پیدا کنیم. بالاخره به ما گفتند که بروید یک عراقی اسیر کنید.

ما هم لباس های کردی ضدانقلاب ها را پوشیده و داخلشان نفوذ کردیم و بعد از درگیری، هفت نفر از آن ها را اسیر کردیم (در واقع آن هفت نفر آخرین اسیرهای جنگ از عراقی ها بودند.) گروه ضربتی عراق ما را تعقیب کردند تا درگیر شده و اسرا را پس بگیرند. من به بقیه نیروها گفتم از هر طرف که می توانید همگی فرار کنید. موفق شدیم خود را به مقر برسانیم. به خاطر این موفقیت ما را جهت تشویق به مشهد فرستادند. پس از پذیرش قطعنامه، من چند سال دیگر در قرار گاه حمزه بودم چون درگیر مبارزه با ضد انقلاب ها بودیم.

از اطلاعات عملیات لشکر عاشورا تا حضور در لبنان

هنگامی که برای تسویه به قرارگاه حمزه رفتم، شهید حنیف (که همراه شهید احمد کاظمی در سقوط هواپیما به شهادت رسید) و مسئول اطلاعات قرارگاه بود به من  اصرار کرد که در قرار گاه بمانم اما من گفتم می خواهم به نیروی قدس بروم و شما اگر مایل بودید می توانید مرا به عنوان مامور درخواست کنید. او هم از این که من قبول نکردم در قرارگاه بمانم ناراحت و عصبانی شد. من آرزو داشتم به لبنان بروم؛ در نیروی قدس شرایط فراهم بود و من به عنوان نیروی اطلاعات به لبنان اعزام شدم.

با ارفاق رهبری به عنوان جوان ترین نیروی سپاهی بازنشست شدم! هنوز هم در خدمت سپاه هستم

پس از بازگشت از لبنان مرا به عملیات ویژه نیروی قدس تهران فرستادند اما چون مادرم بیمار بود از آن ها خواستم که مرا به تبریز منتقل کنند ولی قبول نکردند و من تصمیم به استعفا گرفتم. قبل از استعفا نیروی قدس تبریز مرا درخواست کرد و من دوباره به تبریز برگشتم. در سن سی سالگی با ارفاق رهبری به عنوان جوان ترین نیرو بازنشست شدم اما همچنان در خدمت سپاه هستم.

آناج: چند ماه در جبهه حضور داشتید و چند درصد جانباز هستید؟

من 86 ماه سابقه جبهه دارم و 25 درصد جانباز هستم. البته مسئول وقت بنیاد شهید آقای جمشید نظمی اعتراض کرد و گفت تو در حد جانباز 50 درصدی هستی، باید دوباره اقدام کنی. اما من پیگیر موضوع نشدم در حالی که اکنون آثار شیمیایی در ریه های من باقی است و ترکش هم در بدن دارم (همان گلوله ای که از قلبم گذشت و از کمرم بیرون زد، از نوع خود انفجاری بود که بخشی از آن هنوز در قلبم جا خوش کرده است) متاسفانه امروز در کمسیون های پزشکی، پزشکان جوانی را قرار داده اند که فقط طبق مدارک عمل می کنند و توجهی به خود فرد و وضعیت جسمانی او ندارند. هستند کسانی که هیچ درصدی برای آن ها ثبت نشده است با این حال جانبازی آن ها کاملا مشهود است ولی مظلومانه از حق و حقوق خود محروم شده اند.

آناج: شیرین ترین خاطره جبهه:

ما در حسرت همه ی خاطرات تلخ و شیرین جبهه هستیم. البته در جبهه هیچ تلخی وجود نداشت و هر چه بود زیبایی بود.

روزی با مهدیقلی رضایی و محمد پورنجف، در اهواز، به مطب دندان پزشکی رفتیم تا سر و سامانی به دندان های خود بدهیم. در اتاق انتظار نشسته بودیم و قبل از ما نوبت یک پیرزن عرب قدبلندی بود که همراه شوهرش نشسته بود. وقتی پیرزن پیش دندان پزشک رفت، پیرمرد در اتاق انتظار ماند. بعد از مدتی پیرزن بیرون آمد و مهدیقلی بلند شد تا به پیش دندان پزشک برود. پیرمرد عرب که ضعف بینایی داشت بلند شد و به جای این که دست زنش را بگیرد، دست مهدیقلی را که او هم قد بلندی دارد، گرفت و به دنبال خود کشید. مهدیقلی در حالی که می خندید با لحن خاصی مثلا عربی گفت: حاجی بنده لاعیال انا رجال!

سکوت مطب دندان پزشکی با خنده حاضران در هم شکست. حتی خانم منشی که تا آن موقع خودش را سخت گرفته بود، زد زیر خنده و برای لحظاتی دندان درد یادمان رفت.

آناج: بعد از بازنشستگی در چه زمینه هایی فعالیت می کنید؟

یک شرکت تجاری راه انداختم و مشغول کار صادرات و واردات شدم اما چون محیط سپاه با محیط بیرون متفاوت است و من با محیط سپاه انس گرفته بودم لذا به خاطر کلاه برداری هایی که در این کار صورت می گرفت دلزده شدم و دیگر به کار تجاری ادامه ندادم. اکنون در راستای اشاعه ی فرهنگ دفاع مقدس فعالیت می کنم. مثلا کتاب می نویسم، به عنوان راوی در اردوهای راهیان نور شرکت می کنم و هرجا درخواست کنند به سخنرانی در این زمینه می پردازم.



آناج: آیا در تدوین کتاب "لشکر خوبان" نقش داشته اید؟

اغلب خاطرات از آقای مهدیقلی رضایی است و برخی را هم من روایت کرده ام. کتاب، کتاب بسیار خوبی است و از کتاب "نورالدین پسر ایران" هم قوی تر است، با این حال هیچ تقدیری نشده بود و ما از این جهت متعجب و ناراحت بودیم. بعدا متوجه شدیم که کتاب به دست مقام معظم رهبری نرسیده است. تا این که در یک دیدار خانم سپهری موضوع کتاب را با سرلشکر پاسدار آقای ایزدی مطرح کرده و کتاب را به ایشان داده بود.

آقای ایزدی آن کتاب را خوانده و از آن خوشش آمده بود و آن را نزد رهبر برده بود. حضرت آقا از این که تا به حال این کتاب مطرح نشده و از آن تجلیل نشده است ناراحت شده و به آقای ایزدی اعتراض کرده بودند. رهبر در اواخر سال گذشته به طور شفاهی سخنانی را درمورد این کتاب ایراد فرمودند و در فروردین امسال نیز تقریظ نمودند. با آقای مهدیقلی رضایی تماس گرفته و ایشان را دعوت کرده بودند  و او هم گفته بود من تنها نیستم، باید دوستانم نیز بیایند. چنین شد که خداوند توفیق دیدار حضرت آقا را به من هم عنایت فرمود.

دیداری که دوستان شهیدمان جور کردند/ نگذاشتند حقی از ما بر گردنشان بماند

این توفیق حاصل یادواره ای بود که برای شهدای اطلاعات برگزار کردیم. این یادواره خیلی متفاوت از یادواره های دیگری بود که تا به حال برگزار شده است. در این یادواره سه کتاب رونمایی شد و کلیپ ها و فیلم هایی تهیه شده بود. ما اطلاعات زیادی را در دیدار با خانواده شهدا، حتی در دورترین نقطه کشور، جمع آوری کردیم. گاه خانواده شهدا مشکلات خود را با ما مطرح می کردند و ما برای حل و رفع آن اقدام می کردیم. مثلا در مراغه به دیدار یک مادر شهید رفتیم و دیدیم در یک زیرزمین زندگی می کند!! در حالی که همان مادر فرزند شهید خود را با کار در خانه ی مردم و کلفتی بزرگ کرده بود! همه ما با دیدن وضعیت زندگی او گریه می کردیم. چرا باید یک مادر شهید که حاصل عمر خود را در راه انقلاب و ارزش های اسلامی و نظام داده است، این گونه در وضعیت اسف انگیزی زندگی کند. اگر پسر او زنده می ماند مادرش در این وضعیت زندگی نمی کرد و اگر پسرش شهید و مادر تنها شده است، این وظیفه ی ما است که به آن ها رسیدگی کنیم.

در هر دیدار یا خانواده شهدا یک نماینده تام الاختیار از بنیاد شهید با خود می بردیم که به مشکلات آن ها رسیدگی کنند. بعد شنیدم که مشکل آن مادر حل شده است. فعالیت هایی این چنین در طی فعالیت برای برگزاری یادواره علت دستیابی ما به توفیق دیدار با مقام ولایت فقیه بود. درواقع شهدا به ما دستمزد دادند. به قول آقا مهدیقلی رضایی خواستند بگویند که منت بر سر کسی نگذارید ما مزد شما را دادیم. دو روز قبل از دیدار به قدری مضطرب بودیم که حتی غذا از گلویم پایین نمی رفت و دلشوره ی این را داشتم که مبادا اسم من در لیست نوشته نشده باشد و یا حذف شده باشد. وقتی رهبر را دیدم باز هم باورم نمی شد که من در محضر آقا و رهبرم هستم. ما اصلا تصور نمی کردیم روزی با رهبر در جمعی خودمانی بنشینیم و یک ساعت با صمیمیت و گرمی صحبت کنیم.

دل سیر دست و صورت مبارک آقا را بوسیدیم و با ایشان گفتیم و خندیدیم. همه ی اسن ها مثل رویا می مانست و لذت آن غیر قابل وصف است. رهبر از نیروهای اطلاعات و لشکر عاشورا به نیکی و خوبی یاد کردند و شعر غواص ها را به ترکی قرائت نمودند و ادامه ی آن را دوستان خواندند. آقا فرمودند سینه ی شما نیروهای اطلاعات پر از خاطره است، نمی دانم چرا آن خاطرات را تعریف نمی کنید؟! آقا مهدیقلی هم به شوخی گفت: آقا به ما گفته اند نگیم. "به ما گفته اند نگیم" اصطلاح نیروهای اطلاعات بود و وقتی کسی از در مورد اطلاعات جنگ از ما می پرسیدند، می گفتیم: به ما گفته اند نگیم. به دنبال حرف مهدیقلی رهبر خندیدند و گفتند، آره گفته اند نگید.


گله ای به جا از مسئولین آذربایجانی!

ما از مسئولین آذربایجان شرقی به شدت گله داریم. آن ها پس از بازگشت از دیدار رهبری هیچ استقبالی از ما نرکدند در حالی که اگر شخص دیگری غیر از رزمندگان و جانبازان بود به استقبال ان ها می رفتند چنان که تا به حال رفته اند اما شب هنگام بعد از پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه دنبال یک آژانس می گشتیم که همسر خانم سپهری که جانباز 70 درصد قطع نخاع است را با آن به منزلشان برسانیم. از استان های دیگر کشور پشت سرهم  به ما پیامک و زنگ می زدند، تبریک می گفتند ولی حتی یک نفر نه از سپاه، نه از بنیاد شهید، نه از حفظ آثار و استانداری و ... به استقبال ما نیامد.

ای کاش به بیت آقای شبستری هم دعوت نمی شدیم!

بعدا آیت الله شبستری ما را دعوت کردند که ای کاش دعوت نمی شدیم؛ متاسفانه کم احترامی هایی در آنجا به جمع ما شد. اصلا به ما فرصت حرف زدن ندادند.


فرصت نشد حرف بزنیم نامه دادیم که مکانی را برای فعالیت های ارزشی به ما بدهید!

وقتی دیدم امکان صحبت کردن هم نداریم در یک نامه از آقای شبستری درخواست کردیم که یک مکان به نام لشکرخوبان برای ما فراهم کنند و ایشان هم قبول کردند. ما به خودشان هم گفتیم که وقتی یک شطرنج باز به شهر می آید شما به دیدارش می روید اما کسی به استقبال ما نیامد. البته خودشان هم این را قبول داشتند.  مقام معظم رهبری خیلی جانبازان را تحویل می گیرند و از لطفشان شرمنده می شویم اما این مسئولین خیلی در حق بچه ها کم لطفی کردند. ما از دوستان خود در سپاه عاشورا انتظار داشتیم که حداقل مراسمی برگزار کرده و از آقای مهدیقلی رضایی و خانم سپهری که رهبر به ایشان لقب مجاهد فی سبیل الله دادند، تجلیل می کردند.

آناج: هدفتان از ادامه فعالیت ها پس از اتمام برگزاری یادواره شهدای اطلاعات چیست؟

نیروهای اطلاعات گمنام هستند. حتی در بین عکس های شهدا که در شهرهای مختلف نصب می شوند، عکسی از نیروهای اطلاعات دیده نمی شود. درست است که ما نمی توانیم در مورد درجات شهدا نظر بدهیم و آن ها در پیشگاه خداوند کسب درجه کرده اند اما شهیدی مثل حسین محمدیان را که مقام معظم رهبری به ایشان درجه سرتیپ دادند، در شهر و استان ما شناخته شده نیست.

لذا ما تصمیم گرفتیم یادواره را در گستره شهدای اطلاعات پنج استانی که جزء لشکر عاشورا بودند، برگزار کنیم. قصد ما ماندگار شدن یادواره بود. لازمه ی ماندگار شدن تالیف کتاب، تدوین فیلم، طراحی سرود و ... بود. حتی من پیشنهاد داده بودم که یکی از شناسایی ها به صورت انیمیشین تدوین کنیم چرا که مهمتر از همه شناساندن دفاع مقدس به کودکان است. اما عده ای با این موضوع مخالفت و حتی به آن اعتراض هم کردند.

کسی قبول نمی کرد شهید حسن باقری اصالتا تبریزی است!

در این یادواره ما برای اولین بار برادر شهید حسن باقری را به استان دعوت کردیم که متاسفانه در ایران کسی قبول نمی کرد که حسن باقری اهل تبریز است اما وقتی برادر ایشان در یادواره ترکی صحبت کردند خیلی چیزها روشن شد و مردم آذربایجان از این موضوع لذت بردند. بعد از این نیز به جای پنج سردار استان، عکس شش سردار را نصب خواهیم کرد.

از استقبال مردم خوشحال شدیم. استقبال به قدری بود که مسئولین اجرایی دستپاچه شدند از عده ای نیز به دلیل کمبود صندلی شرمنده شدیم. یکی از کسانی که صندلی برای نشستن نداشت آقای آیت الله هریسی بود که من از ایشان عذر خواهی کردم اما ایشان گفتند اتفاقا بهتر این است که یادواره شهدا همیشه شلوغ باشد و ما صندلی برای نشستن نداشته باشیم. این استقبال نشانگر این بود که مردم به گمنامی این شهدا پی برده بودند و می خواستند حتی با یک خاطره با آن ها آشنا شوند.

حاج آقا طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه قول پشتیبانی داده و از ما خواسته اند فعالیت های یادوراه ادامه یافته و سال بعد نیز برگزار شود. قصد داریم برای سال بعد چند عنوان کتاب تالیف کنیم، دیدار با خانواده شهدا را تداوم بخشیده و به مشکلات آن ها رسیدگی کنیم.

گفتگو از: رویا سلمانی

 
پی نوشت:
مصاحبه با نیروهای اطلاعات عملیات همواره جذابیت و لذت فراوانی دارد. زیرا این عزیزان گنجینه ای از حرف های ناب و نگفته هستند. به ویژه فردی همچون یوسف صارمی که در میان این حرف ها، طنزهای مخصوص به خودش را نیز دارد. از همین جا برای تمامی رزمندگان و بازماندگان جنگ به ویژه نیروهای اطلاعات عملیاتی آرزوی سربلندی و سلامتی داریم.

تبریک بمناسبت انتصاب دبیرکل جمعیت هلال احمر

با خبر شدیم که جناب آقای دکتر سیداحمد موسوی بعنوان دبیر کل جمعیت هلال احمر منصوب شده اند لذا اینجانب این انتصاب را به ایشان و همکاران و خانواده محترم ایشان تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

حکم محمد فرهادی، رئیس جمعیت هلال احمر خطاب به سید احمد موسوی آمده است:

با عنایت به اهمیت و گستردگی وظایف و کارکردهای این حوزه از جنابعالی انتظار دارم با توجه به ماموریت‌های ملی و فراملی جمعیت و با استفاده از تمام توان علمی و اجرایی خویش و بهره‌گیری از پتانسیل درون و برون سازمانی، ضمن تعامل و همکاری مثبت و استفاده از نظریات صاحبنظران و کارشناسان، برنامه ریزی و هماهنگی امور اداری و اجرایی استان‌ها، معاونت‌ها و سازمان‌ها، نظارت بر فرآیند اجرایی کارها و قوانین و مقررات اداری و مالی و آئین نامه‌های جمعیت، پیگیری نظام مند و اصولی امور و وظایف ارجاعی و توسعه بیش از پیش فعالیت‌های جمعیت را جزء دغدغه های اصلی خویش قرار داده و گزارش اقدامات را به طور مستمر به اینجانب و شورایعالی جمعیت ارائه نمایید.

 بالندگی و توفیق روزافزون شما را در تحقق اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از خداوند یگانه و مهربان، مسئلت دارم.
 سید احمد موسوی، جراح و متخصص ارتوپدی است. وی سابق بر این قریب به 3 سال عهده‌دار این مسئولیت بوده است.

سازش با آمریکا؟؟


چند روزیست که بعضی ها خدا خدا می کنند که ایران و آمریکا باهم رابطه داشته باشند تا بلکه مشکلات حل شود 

کدوم مشکلات ؟! بیکاری ؟ تورم ؟ اقتصاد؟ مالیات ؟ . مگه آمریکا این مشکلات رو نداره ؟
آمریکا اگه مشکل حل کن هستش ، مشکل هم پیمانان ( یونان و.. )خودشو حل کنه
اون همه بیکاری و ریاضت اقتصادی و... همشون مال آمریکا هستش . پس کسی که خودش مشکل داره هیچ وقت نمیتونه مشکل کسی رو حل کنه
جدا از این بحث ها
اگه جمهوری اسلامی ایران به اینجا رسیده همش مدیون شهدایی هستش که حاضر نبودند چشم طمع غاصبان به این سرزمین مقدس بیافته . در همین باره شهید سرلشکر  خلبان حسین خلعتبری می گوید :
اگر ذره ای از خاک ایرانم به پوتين سرباز دشمن چسبيده باشد ، آن را با خون خویش ، در خاک ایران،خواهم شست
ما به سادگی به اینجا نرسیده ایم که به سادگی اقتدارمون رو از دست بدیم از زمان شاهان گذشته تا به این لحظه ثابت کرده ایم زیر بار ظلم نخواهیم رفت .
آنهایی که رابطه و دوستی با آمریکا رو پایان مشکلات ، آزادی ، ارزانی تلقی میکنند بدانند ما از دست آمریکا و انگلیس کم نکشیده ایم
 ستون این نظام مقدس ولایت و شهدا هستند به هیچ وجه نمی گذاریم ذره ای از خون این عزیزان پایمال شود .

آمریکا تا وقتی اسمش امپریالیسم است باید مقاومت کرد. . . .
 
وقتی شیطان کبیر شد باید مقاومت اسلامی کرد. . . .
اما وقتی کدخدا شد باید با او ساخت. به زبان ساده و امروزی ، جهانی شد.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب لشکر خوبان

 

 

متن دست‌خط رهبر انقلاب بر کتاب «لشکر خوبان» به شرح ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

ـ این نیز بخشی از آن تصویر عظیم و باشکوهی است که ما همواره آن را از دور دیده و تحسین کرده و بزرگ شمرده‌ایم بی‌آنکه از ریزه‌کاریها و نقشهای معجز‌آسای تشکیل دهنده‌ی آن و رنگ آمیزیهای بی‌نظیر جزء جزء آن، به درستی خبر داشته باشیم. این کتاب شرح این ریزه کاریهای حیرت انگیز در بخشی از این تابلوی ماندگار و تاریخی است. آنچه درباره‌ی عملیات بدر و والفجر 8 و کربلای 5 و کربلای 4 و بیت المقدس 2 و 3 در این کتاب آمده از بخشهای برجسته‌تر آن است. همچنین مجاهدتها در کوههای غرب؛ در ماووت و گرده‌رش و قامیش دیگر آن بلندیهای سخت، و نیز آنچه به یگانها و دستجات اطلاعات و غواص مربوط می‌شود و نیز بخشهای دیگری از آن در خور آن است که در شکل فیلم و رمان عرضه شود.

فروردین 92»

«لشکر خوبان»


پیش درآمد:
بدون اغراق با شنیدن این خبر ذوق زده شدم لذا جا دارد کسب این افتخار بزرگ را برای دوست بسیار خوبم آقای مهدیقلی رضائی و خواهر گرامی معصومه سپهری تبریک و تهنیت بگویم امید واثق دارم هر دوی این بزرگوار در کارهای فرهنگی آتی شان بیشتر از این هم بدرخشند انشا ء الله .
بیانات رهبر انقلاب در دیدار راوی، نویسنده و دست‌اندرکاران کتاب «لشکر خوبان»
«لشکر خوبان» روایت خوب و نگارش بسیار ممتازى دارد

رهبر معظم انقلاب فرمودند: هر تک‌ تک و قسمت‌قسمت قضایاى دفاع مقدّس برجسته است؛ یعنى واقعاً هرچه انسان بیشتر غور می‌کند، بیشتر دقّت می‌کند، بیشتر اطّلاع پیدا می‌کند، عظمت این پدیده‌ عجیب و حادثه‌ مهمّ هشت‌ساله در چشم انسان بیشتر روشن می‌شود.

خبرگزاری فارس: «لشکر خوبان» روایت خوب و نگارش بسیار ممتازى دارد

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای متن بیانات ایشان را در دیدار راوی، نویسنده و برخی از دست‌اندرکاران کتاب لشکر خوبان منتشر کرد.

متن این بیانات به شرح ذیل است:

 

...خداوند ان‌شاءالله، هم به شما برادران عزیزى که در دوران دفاع مقدّس این زحمات را کشیدید اجر بدهد و ان‌شاءالله عزّت شما را - هم در دنیا، هم در آخرت - روزافزون کند، هم به آقاى رضایى که این کتاب را روایت کردند و همچنین به خانم سپهرى که این کتاب را تحریر کردند اجر بدهد؛ هم روایت روایت بسیار خوبى است، هم نگارش نگارش بسیار ممتازى است. این خانم قبلاً هم کتاب نورالدّین را نوشته بودند؛ خیلى واقعاً ارزش دارد این قلمها. بنده خدا را شکر میکنم وقتى که برخورد می‌کنم به این پدیده‌هاى بسیار برجسته و شیواى ادبیّات انقلاب اسلامى؛ واقعاً جاى این دارد که انسان خدا را شکر کند.

 

هر تک‌تک و قسمت‌قسمت قضایاى دفاع مقدّس برجسته است؛ یعنى واقعاً هرچه انسان بیشتر غور میکند، بیشتر دقّت میکند، بیشتر اطّلاع پیدا میکند، عظمت این پدیده‌ى عجیب و حادثه‌ى مهمّ هشت‌ساله در چشم انسان بیشتر روشن میشود. ما که حالا آن‌وقت در جریان مسائل قرار می‌گرفتیم، فرماندهان مى‌آمدند به ما گزارش میدادند، خیال میکردیم که همه چیز را میدانیم؛ وقتى انسان این کتابها را می‌خوانَد، معلوم میشود که ما یک چیز خیلى مختصرى را از آن اقیانوس عظیم فعّالیّت و تلاش و جهاد و ارزش اطّلاع داشتیم؛ واقعاً خیلى فوق‌العاده است.

 

 

ادامه نوشته

یک خبر خوش برای دوستداران انقلاب اسلامی

تصاویر پهپاد دوربرد و موشک‌انداز سپاه با نام «شاهد ۱۲۹» منتشر شد

«شاهد ۱۲۹» قدرت مراقبت از شعاع ۲۰۰ کیلومتری خود را دارد و می‌توان از این پرنده بدون سرنشین در مقابله با اشرار و تروریست‌ها، کشف و شناسایی در مرزهای آبی و خاکی، مسائل زیست محیطی، نقشه برداری و تهیه عکس‌های هوایی نیز استفاده کرد.

هواپیمای بدون سرنشین رزمی نیروی هوافضای سپاه با نام شاهد 129 با حضور سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه رونمایی و عملیاتی شد.
 

طراحی و ساخت این نوع پرنده تاکنون تنها در انحصار آمریکا بود اما از این پس ایران نیز با تلاش متخصصان نیروی هوافضای سپاه، از فناوری ساخت این نوع پهپاد قدرتمند برخوردار شد.

 

 

این پهپاد رزمی که از فناوری بومی و کاملاً ایرانی برخوردار است می تواند سربازی قدرتمند برای دفاع از مرزهای آبی، خاکی و هوایی ایران اسلامی باشد.

 

«شاهد 129» توانایی حمل همزمان 8 بمب یا موشک هوشمند سدید، ساخت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را دارد و برای اهداف ثابت و متحرک طراحی شده است.

 

دقت در هدف گیری با شعاع عملیاتی هزار و 700 کیلومتر و 24 ساعت مداومت پروازی با یک بار سوختگیری از ویژگی های این هواپیمای بدون سرنشین رزمی ایرانی است و هر فرودگاهی می تواند محل نشست و برخاست شاهد 129 باشد.

 

سقف پروازی این پهپاد 24 هزار پاست که با ایستگاه های کنترل قابل حمل زمینی در ارتباط بوده و می تواند با هزینه بسیار پایین دفاع از میهن را بدست گیرد.

 

از آنجا که هزینه هر ساعت پرواز برای جنگنده های رزمی 10 هزار دلار است این پهپاد می تواند با هزینه 100 هزار تومانی در هر ساعت بر آسمان ایران بدرخشد.

 

«شاهد 129» قدرت مراقبت از شعاع 200 کیلومتری خود را دارد و می توان از این پرنده بدون سرنشین در مقابله با اشرار و تروریست ها، کشف و شناسایی در مرزهای آبی و خاکی ، مسائل زیست محیطی، نقشه برداری و تهیه عکس های هوایی نیز استفاده کرد.

 

دستور تولید انبوه «شاهد 129» با حضور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در محل ساخت این پهپاد صادر شد.

بچه است!!



شبیه یك پرنده

شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟

تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا؟

شبیه یك پرنده، خیس از باران كه می آیم

تو با دستان پر مهرت، پناهم می شوی آیا؟

پس از طی كردن فرسنگها راهی كه می دانی

كنار خستگیها، تكیه گاهم می شوی آیا؟

شناكردن میان خاك را بد من بلد هستم

تو اقیانوس موج آماج را هم می شوی آیا؟

نگاه ناشیانه من به هستی داشتم عمری

تو تصحیح تمام اشتباهاتم می شوی آیا ؟

ا گر بی روز و بی تقویم ماندم من

به و صل فصلهایت، سال و ماهم می شوی آیا؟

برای دوستم داری گواهت بوده ام عمری

برای دوستت دارم گواهم می شوی آیا؟

شب افسانه ای با تو طلوع تازه ای دارد

تو در صبح اساطیری پگا هم می شوی آیا؟

صبور و ساده ای اما ،عمیق و ژرف،عشق من

برای حرف نجوا، نعره چاهم می شوی آیا؟

پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردی نگاهم را

به پاس اشكهایم عذر خواهم می شوی آیا؟

تو شیرین تر از آن هستی كه شادابیت كم گردد

و از خود تلخ می پرسم تباهم می شوی آیا؟!

هیچ نرمشی در حقوق هسته‌ای نداریم

 پاسخ‌مان به تهدیدات پشیمان‌کننده خواهد بود

جانشین فرمانده سپاه گفت: پس از آنکه دشمن از تمام مرزهای کشور بیرون رانده شد و از سوی دیگر ادامه جنگ تلفات دو طرف درگیر را در پی داشت، امام(ره) با ابتکار عمل جنگ را از حالت نظامی وارد فاز سیاسی کرد.

خبرگزاری فارس: هیچ نرمشی در حقوق هسته‌ای نداریم/ پاسخ‌مان به تهدیدات پشیمان‌کننده خواهد بود

سردار حسین سلامی اظهار داشت: وقتی ملت ایران با انقلاب خود نظم ایجاد شده توسط قدرت‌های بزرگ جهانی در دنیا را بر هم زد، این پدیده توسط همان نسل باز به چالش کشیده شد.

وی افزود: چون این حرکت بین‌المللی با خواسته‌های صدام که قصد رهبری جهان عرب را داشت و این هدف را در حمله به ایران می‌دید در یک راستا قرار گرفت، زمینه برای حمله صدام به کشور ما فراهم شد.

سلامی تصریح کرد: به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران یکی از پایه‌های دکترین نیکسون در منطقه به هم ریخت و یکی از ارکان اصلی سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا متلاشی شد.

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: قدرت‌های بزرگ - هم شرق و هم غرب - واکنش سازمان‌ یافته و سهمگینی را در مقابل پدیده نوظهور انقلاب اسلامی از خود نشان دادند و در همین راستا انگیزه‌های بین‌المللی برای مقابله با این انقلاب بزرگ شکل گرفت.

سردار سلامی ادامه داد: در جنگ تحمیلی در مقابل کشور ما از آرایش و صف‌بندی کاملاً فشرده، پیوسته و جهانی قرار داشت؛ با این همه علت شکست صدام از ایران این بود که امام راحل توانست ظرفیت‌های خفته و پنهانی را که در ملت ایران وجود داشت در عرصه مقاومت ملی بی‌انتها بیاورد و اراده ملی و با پتانسیل موجود به جوشش درآمد.

وی در بیان علل پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران گفت:‌ وقتی کشور ما توانست دشمن را از مرزها بیرون براند و از صف‌بندی که در جنگ در مقابل آن بود عبور کند و از سوی دیگر این صف‌بندی جهانی امکان این را به ما نمی‌داد که ما پیروزی‌های بیشتری را کسب کنیم و نبرد از این پس یک جنگ فرسایشی بود که به تلفات دو طرف می‌انجامید، امام(ره) در مقطعی ادامه جنگ بعد از آن را به صلاح ندانستند.

سلامی خاطر نشان کرد: ما در جنگ می‌خواستیم این موضوع را ثابت کنیم که ما متجاوز را تعقیب و تنبیه می‌کنیم و به قرار گرفتن در مرزهای جغرافیایی اکتفا نمی‌کنیم و اگر کسی وارد کشور ما شود او را رها نمی‌کنیم و جنگ از سوی هر کسی به ما تحمیل شود، پیامدهای بسیار سنگینی را برای آنها خواهد داشت.

وی ادامه داد:‌ ما به فضل الهی و به دلیل اینکه بعد از دوران دفاع مقدس همواره در فضای تهدید بزرگ زندگی کردیم - یعنی در راهبرد دفاعی ما مفروض این بوده که به احتمال بسیار زیاد ائتلافی از قدرت‌های مدرن جهانی مواجه خواهیم شد و در این مواجهه تنها خواهیم بود و بر اساس بدبینانه‌ترین مفروضاتی که می‌تواند اساس یک راهبرد دفاعی را تشکیل دهد - همواره پیگیر توسعه قدرت دفاعی بوده‌ایم.

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: ما همواره از تمام ظرفیت‌های درونی و درون‌مایه‌های قدرت ملی استفاده کرده‌ایم و سناریوها و صحنه‌های احتمالی جنگ با قدرت‌های فرامنطقه‌ای و متحدین منطقه‌ای آنها را در بدبینانه‌ترین و خطرناک‌ترین حالت همواره مدنظر قرار دادیم.

سردار سلامی افزود: بازی‌های جنگ متعددی را در سطوح تاکتیکی، عملیاتی و استراتژیک انجام دادیم و در نهایت همه ارکان قدرت دفاعی و بازدارنده خود را بر اساس آیه شریفه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» توسعه دادیم.

وی متذکر شد: امروز ما می‌توانیم بگوییم نه تنها ما در سطح یک دفاع شرافتمندانه و اطمینان‌بخش از ارزش‌ها و دستاوردهای انقلاب، استقلال، تمامیت عرضی و اقتدار ملی‌مان قرار داریم بلکه علاوه بر آن برای پیروزی اطمینان‌بخش با دشمنان در هر سطح با هر وسعت و هر عظمت و هر مقیاسی قدرت دفاعی ایجاد و آنرا سازماندهی کردیم و این قدرت دفاعی به یک واقعیت بر روی زمین تبدیل شده است.

جانشین فرمانده کل سپاه در خصوص پاسخ پیشمان‌کننده به هرگونه تهدید، گفت:‌ این پاسخ ترکیبی از ابتکار عمل، تدبیر و کاربرد قدرتی است که ما انباشته‌ایم و این قدرت برای ارعاب و انصراف دشمن از هرگونه نیت بدخواهانه تولید شده که میزان آن بسیار بیشتر از قدرتی است که در صورت جنگ با آن روبه‌رو خواهند شد.

سردار سلامی ادامه داد: مثلاً اگر ما هزار موشک در جنگ بخواهیم شلیک کنیم، قطعاً ده‌ها هزار موشک انباشته کرده‌ایم و هیچ‌کس نمی‌تواند انتهای این قدرت را اندازه‌گیری کند.

وی خاطر نشان کرد: از آنجا که ما خود را در معرض یک موقعیت واقعی می‌بینیم، نمی‌توانیم ادعای واهی داشته و یا آمار مجازی دهیم بلکه باید حقیقی صحبت کنیم.

جانشین فرمانده کل سپاه در خصوص توان سپاه در عرصه دریایی نیز توضیح داد: ما قدرت ویژه‌ای داریم که می‌توانیم در یک جغرافیای وسیع مانند خلیج فارس با استفاده از یکی از اجزای قدرت‌مان تمام شناورها را متوقف و منطقه را به یک پارکینگ شناورها تبدیل کنیم.

وی افزود: هر اندازه این شناورها بزرگ‌تر و عظیم‌الجثه‌تر باشند، بیشتر در معرض آسیب‌پذیری قرار می‌گیرند؛ چرا که موشک‌های ساحل به دریا و دریا به دریای سپاه می‌تواند این ناوها بزرگ را به راحتی شکار کند.

«هر چه اندازه ناوها بزرگ‌تر باشد، رادارهای ما بهتر آنها را کشف می‌کنند و موشک‌های بالستیک ضدشناور ما نیز با دقتی نزدیک به صفر می‌توانند به آنها اصابت و این ناوها را منهدم کنند».

جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه دشمن به دلیل نگاه مادی به دنبال زندگی است و از روحیه فداکاری و شهادت‌طلبی بی‌بهره است، اظهار داشت: همین موضوع به سرعت موازنه را از سطح استاتیک که به نفع دشمن است به سطح دینامیک که به نفع ماست، تغییر می‌دهد.

سلامی خاطر نشان کرد: ظرفیت‌های دفاعی قدرتمند ما در حقیقت در سطح استراتژی دفاعی هستند؛ چرا که ما هیچ‌گاه شروع‌کننده هیچ تهاجمی نیستیم اما همین ظرفیت‌ها در سطح تاکتیک تهاجمی می‌شوند و اگر جنگی صورت بگیرد، دشمن در سراسر گستره خود مورد تهاجم ما قرار گرفته و مورد حمله واقع می‌شوند.

وی در خصوص مفهوم دفاع غیرمحافظه‌کارانه نیز اظهار داشت:‌ 2 سال پیش که ما در ملاقاتی خدمت رهبر انقلاب رسیدیم، این موضوع مطرح شد و دفاع محتاطانه یعنی اینکه بخواهیم از دستاوردهای موجود دفاع کنیم که البته این بخشی از رسالت سپاه است.

جانشین فرمانده سپاه ادامه داد: جغرافیای انقلاب اسلامی چه در سطح سرزمین و چه در سطح انسانی در حال گسترش است و باید از این پیش‌روندگی و قدرت نفوذ محافظت کرد که این امر به مفهوم دفاع غیرمحافظه‌کارانه است.

سلامی به حوادث منطقه و شکل‌گیری بیداری اسلامی در کشورها اشاره کرد و گفت: این بیداری اسلامی نشانه الهام‌گرفتگی از انقلاب اسلامی ایران در سایر سرزمین‌ها است.

وی همچنین در تبیین مفهوم «نرمش قهرمانانه» که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر فرماندهان سپاه بود، گفت: نرمش قهرمانانه یک مفهوم متعالی و ارزشمند است که نیاز به بسط عملیاتی و تئوریک دارد.

جانشین فرمانده کل سپاه گفت:‌ دشمنان در طول سالیان در برابر حرکت توفنده انقلاب اسلامی صف‌آرایی کرده‌  و انواع سناریوها و استراتژی‌های مدرن و سنتی را علیه ایران به‌کارگرفته و به صحنه عمل آوردند و آزمایش کردند اما نتیجه‌ای نگرفتند؛ چون نزد ملت ایران با هدایت رهبر انقلاب یک حس مشترک برای مقاومت در مقابل دشمنان در امتداد حفظ حقوق اساسی و منافع ملی وجود دارد.

سلامی تأکید کرد: ‌مفهوم نرمش قهرمانانه یعنی به‌ هیچ عنوان از خطوط اساسی و منافع ملی و حیاتی خود عقب نخواهیم رفت و این حقوق چیزی نیست که بتوان با هیچ امتیازی آن را معاوضه کرد.

وی بر همین اساس متذکر شد: چارچوب‌های اساسی ما ثابت است و نرمش‌پذیر نیست و اهداف آرمانی ما هیچ‌گاه تنزل نمی‌یابد.

«مثلاً حق داشتن انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای مطابق معیارها برای ما محفوظ است و این حق تعدیل‌ناپذیر است و نرمشی در آن وجود ندارد اما در این چارچوب هر نرمش سیاسی به عنوان تاکتیک قابل قبول است؛ چرا که ما نمی‌خواهیم بن‌بستی در حل مسائل سیاسی ایجاد کنیم».

جانشین فرمانده کل سپاه در عین حال تأکید کرد:‌ البته این حل مسائل در فضایی عادلانه، متوازن و محترمانه باشد.

سلامی افزود: نرمش قهرمانانه هرگز شامل انفعال و وادادگی در فضای نابرابر و پذیرش هیچ اراده‌ای نیست اما اجازه می‌دهد دیپلمات‌ها در اعمال تاکتیک‌ها در چارچوب مسلمات استراتژیک بتوانند روش‌های حل را بیابند.

وی خاطر نشان کرد: اگر این روش‌ها در چارچوب آرمان‌ها و اصول و منافع ملی باشد، می‌تواند به تعامل و گفت‌وگو بیانجامد.

جانشین فرمانده کل سپاه در پاسخ به سؤالی درباره تغییر مواضع آمریکا در خصوص سوریه اظهار داشت: به نظر بنده دلایل متعددی وجود داشت که یکی از آنها این بود که آنها نمی‌توانستند چشم‌انداز روشنی از مسیر مداخله نظامی در سوریه ترسیم کنند و از این‌رو با شک مواجه شدند.

سردار سلامی تصریح کرد: آمریکایی‌ها نمی‌توانستند تخمین بزنند که در زمان محدود هستند و اینکه مسیر تحولات به‌کدام سمت پیش می‌رود و اینکه جنگ در خود سوریه خواهد بود یا این ناامنی‌ها به سرزمین‌های اشغالی نیز کشیده می‌شود.

وی ادامه داد: از این‌رو همه این سؤالات که کسی نمی‌توانست پاسخ روشنی به آنها دهد در ذهن تصمیم‌گیران استراتژیک آمریکایی تهدیدهای زیادی را ایجاد کرد.

سردار سلامی در عین حال یادآور شد:‌ ما در تاریخ شاهد اشتباهات فاحش محاسباتی هم در سطح عملیاتی و قضاوت‌های استراتژیک از آمریکایی‌ها بوده‌ایم که خودشان از آن به عنوان شکست اطلاعاتی یاد می‌کنند.

وی از عدم پیش‌بینی انقلاب اسلامی، حوادث 11 سپتامبر، اشتباه در حمله به عراق و افغانستان به عنوان نمونه‌هایی از اشتباهات محاسباتی و قضاوت‌های استراتژیک سردمداران کاخ سفید یاد کرد.

سلامی تصریح کرد: وقتی آمریکایی‌ها احساس کردند سوریه در محیط بین‌الملل تنها نیست و عکس‌العمل روسیه، واکنش سنگین جمهوری اسلامی و واکنش عراق همچنین عقب‌نشینی انگلیسی‌ها را دیدند و با عکس‌العمل‌ها در محیط‌های اجتماعی مواجه شدند، احساس کردند انرژی لازم را برای عملیات ندارند و لذا دنبال راه‌حل آبرومندانه‌ای برای بازگشت از فاز نظامی به فاز سیاسی بودند.

جانشین فرمانده کل سپاه در پاسخ به سؤالی درباره رتبه‌بندی قدرت جمهوری اسلامی ایران در سطح کشورهای منطقه، گفت:‌ بنده قاطعانه می‌گویم قدرت ما قابل قیاس با قدرت‌های منطقه‌ای نیست و با فاصله‌ زیادی از آنها قرار دارد.

وی افزود: بنده قصد تحقیر سایر قدرت‌ها را ندارم اما قدرت ما در سطح جهانی است؛ در مقایسه با قدرت آمریکا می‌توانم حرف بزنم اما در سطح منطقه با فاصله زیاد اول هستیم.

سردار سلامی همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا آمریکا به سوریه حمله می‌کند یا خیر؟، اظهار داشت: جواب قاطعی نمی‌توان به این سؤال داد اما اگر آمریکایی‌ها عاقلانه عمل کنند، کما اینکه طی یکی - دو هفته گذشته آثاری از عقل سیاسی در آنها مشاهده شده و آن گذر از برخورد نظامی و ورود به حوزه برخورد سیاسی به شمار می‌رود، به نظرم از جنگ فاصله گرفته‌اند.

جانشین فرمانده کل سپاه در پاسخ به سؤالی در خصوص اینکه بهترین دوست شما در ارتش چه کسی است؟، گفت: برادرم مصطفی سلامی معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح؛ اگر چه همه برادران ارتشی دوستان صمیمی من هستند.

سردار سلامی در پاسخ به سؤالی درباره فعالیت‌های اقتصادی سپاه و شایعاتی که در این زمینه مطرح می‌شود نیز توضیح داد: یکی از حوزه‌هایی که دشمنان خیلی تلاش می‌کنند به وسیله آن افکار عمومی را نسبت به سپاه بدبین کنند همین موضوع فعالیت‌های سپاه در عرصه اقتصاد و سازندگی کشور است.

وی ادامه داد: مبداء ورود سپاه به عرصه سازندگی و اقتصاد و عمران کشور دولت‌ها بوده‌اند و طبیعی است که سپاه نمی‌تواند بدون درخواست دولت‌ها هیچ پروژه بزرگی را در اختیار بگیرد و در واقع منابع آن را تأمین و دولت را به عقد قرارداد وادار کند.

جانشین فرمانده کل سپاه با تأکید براینکه ورود سپاه به حضور در اقتصاد از سوی دولت‌ها بوده است، گفت: هرگز سپاه خود را به دولت‌ها تحمیل نکرده است؛ از دولت آقای هاشمی بود که به درخواست خود دولت که احساس کرد سپاه ظرفیت‌ مهندسی بالایی برای انجام پروژهای بزرگ در سطح ملی دارد، استعدادهای مدیریتی و تجهیزاتی خود را وارد عرصه سازندگی کشور کردیم.

سلامی در پاسخ به سؤالی در این خصوص که آیا ادعای برخی که می‌گویند شما با این حرکت با بخش خصوصی رقابت دارید صحت دارد؟، گفت: همانطور که آقای روحانی نیز گفته، سپاه رقیب بخش خصوصی نیست بلکه سپاه رقیب و جایگزین شرکت‌های خارجی است که می‌ خواستند اجازه ندهند کشور ما در عرصه سازندگی به استقلال برسد.

وی تصریح کرد:‌ امروز سپاه پروژه‌هایی را انجام می‌دهد که دولت می‌ خواهد و سایر بخش‌ها قادر به انجام آن نیستند؛ اینگونه نیست که سپاه انعقاد قراردادها را به‌هم بزند یا با زور تفنگ و گلوله دولت‌مردان را مجبور کند پای قراردادها را با سپاه امضا کنند بلکه سپاه با مدیریت درست خود و انجام تعهدات به شکل انقلابی برخی پروژه‌های بزرگ را به خوبی انجام دهد و دولت‌ها از وی این خواسته را داشته‌اند.

جانشین فرمانده کل سپاه خاطر نشان کرد: سپاه فضا را برای هیچ بخش خصوصی تنگ نکرده و حتی یک وزیر یا رئیس جمهور نیست که بگوید بر اساس اجبار پروژه‌ای را به سپاه داده‌ایم.

سردار سلامی با بیان اینکه دولت پروژه‌ها را به سپاه پیشنهاد می‌دهد، گفت: در پروژه‌های عظیم ملی و جایی که بخش خصوصی قادر به سرمایه‌گذاری عظیم نیست، دولت پیشنهاد ورود سپاه را می‌دهد.

وی ادامه داد: ملت ما طعم استقلال را چشیده و ما اجازه نمی‌دهیم دشمنان بخواهند وارد عرصه سازندگی در کشورمان شوند و لذا مردم تحت‌تأثیر القائات و شبهات دشمن قرار نگیرند.

جانشین فرمانده کل سپاه در واکنش به ادعای برخی رسانه‌ها که سخنان روحانی درباره سپاه را نوعی تعارف تعبیر کرده‌ بودند، اظهار داشت: حکومت و دولت یک پدیده رئال و عالم سیاست یک عالم جدی است.

وی با بیان اینکه وقتی خودمان مخاطب هستیم نمی‌توان حرف‌های مجازگونه زد و احساساتی برخورد کرد، افزود: حرف‌های رئیس جمهور تعارف نبود؛ از این‌رو وقتی برخی به بن‌بست می‌خورند، از این کلمات استفاده می‌کنند اما ما چنین برداشتی نداشته‌ایم.

سلامی در پاسخ به سؤالی در خصوص دلیل تهاجم رسانه‌ای نظام سلطه به سپاه، گفت: من دلیل آن را تأثیری می‌دانم که سپاه در شکست سیاست‌‌های بیگانگان در منطقه و کشور داشته و تأثیر تعیین ‌کننده سپاه در دفاع از آرمان‌های مقام معظم رهبری، استقلال کشور و عزت ملی در این راستا نقش داشته است.

وی همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا ادعای برخی رسانه‌های غربی مبنی بر تلاش سپاه برای به دست گرفتن مناصب صحت دارد؟ گفت: این مسأله که نیروهای سپاه وارد عرصه‌های مدیریتی شده‌اند، در طول زمان اتفاق افتاده است.

«این واقعیت است که سپاه سرشار از مدیران کارآمد، انقلابی و دلسوز است که از چالش‌ها نمی‌ترسند و صالح و پاک هستند که نمونه‌های آن در بخش‌های مختلف مثل شهرداری تهران دیده می شود که یک مدیر جهادی با تصدی مدیریت شهری چهره شهر را متحول می‌کند و یا یک سپاهی مدیریت صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را بر عهده می‌گیرد یا وزارت نفت را در اوج تحریم یک سپاهی اداره می‌کند و موفق می‌شود».

سلامی ادامه داد:‌ هر کدام از نهادهای حاکمیت اگر تشخیص دهند که مدیران سپاه می‌توانند در جایی حضور داشته باشند، ما این را امری مذموم نمی‌دانیم.

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: سردار جعفری این مسئولیت را به عهده بنده گذاشته‌ است و خدا را شاهد می‌گیرم تا عالی‌ترین مقام یک نهاد از سپاه برای استفاده از ظرفیت‌های نیروی انسانی درخواست نکند و ما هم بررسی‌های لازم را انجام ندهیم، این کار صورت نمی‌گیرد.

سلامی افزود: برای حکومتی اینقدر مقتدر که همه نهادها نقش خود را دارند و توسط یک رهبری مقتدر و خردمند و حکیم اداره می شود، چه سودی دارد که سپاه قصد قبضه سایر ارکان حکامیت را داشته باشد و اصلاً چنین چیزی هم ممکن نیست.

وی تأکید کرد: سپاه تربیت شده که در فرایندهای سیاسی مداخله نکند و هم حضرت امام و حضرت آقا ما را به گونه‌ای تربیت کرده‌اند و فرهنگ عمومی سپاه نیز اینست که هرگز در سیاست مداخله نکند.

سردار سلامی در عین حال با بیان اینکه ممکن است عمل سپاه تأثیر سیاسی داشته باشد، توضیح داد: وقتی فتنه 88 را خنثی می‌کنیم، طبعاً سیاست‌های دنیای استکبار و دست‌نشاندگان داخلی آنها با شکست مواجه می‌شوند و این عمل امنیتی ما تأثیر سیاسی دارد اما ما هیچ‌وقت مداخله سیاسی نمی‌کنیم.

«ما می‌دانیم که دامنه بسیاری از تهدیدات ریشه در فعل و انفعالات سیاسی دارد؛ از این‌رو بر روندهای سیاسی اشراف داریم و چشم‌های ما بر روی سیاست‌های داخلی، منطقه‌ای و جهانی بسته نیست اما ما یک بازیگر سیاسی نیستیم».

جانشین فرمانده سپاه در پاسخ به سؤال دیگری در خصوص فضاسازی غرب بر روی حضور فرامرزی سپاه، اظهار داشت: فکر می‌کنید وقتی قدرتی مثل آمریکا 12 هزار کیلومتر با چندین ناو هواپیمابر با صدها هزار نیروی نظامی کشورهای منطقه را اشغال و به حریم امنیت ملی همه کشورها تهاجم می‌کند و طراحی تغییر نظام‌های سیاسی متعددی را در دستور کار خود قرار می‌دهد، آیا حق دارد درباره حضور فرامرزی سپاه بحث کند؟

سلامی ادامه داد: ما اصلاً خارج از مرزها حضور فیزیکی نداریم و تفاوت ما با آمریکایی‌ها اینست که آنها با حضور فیزیکی سنگینی که پیامدهای اقتصادی و سیاسی ویرانگری در سیستم اقتصادی و سیاسی آمریکا دارد، وارد عمل می‌شوند.

جانشین فرمانده سپاه در پاسخ به این سؤال که آیا سپاه در سوریه و لبنان حضور فیزیکی ندارد؟، گفت: اصلاً؛ ‌حزب‌الله لبنان یک درخت تنومند است که تمام ریشه‌های خود را در درون محیط این کشور دارد و اصلاً نیازی به حضور سپاه ندارد.

وی افزود: سپاه برای چه باید در لبنان حضور پیدا کند وقتی یک ساختار قدرتمند مثل حزب‌الله در آنجا وجود دارد که می‌تواند معادلات منطقه‌ای را به هم بزند؟ ما دارای مکمل‌های منطقه‌ای هستیم اما حضور مستقیم نداریم و تفکر ماست که در آنجا عمل می‌کند.

جانشین فرمانده کل سپاه در پاسخ به این سؤال که آیا در سوریه هم به همین شکل است؟، گفت: باورها، عقاید، رهیافت‌ها، دکترین‌ها و مدل‌های ذهنی در آنجا عمل می‌کند و القا و الهام الگوهاست و اصلاً حضور فیزیکی نیست.

سلامی افزود: سوریه دارای ارتش قدرتمندی است اما وقتی از ما الهام می‌گیرد و خودش بسیج مردمی تشکیل می‌دهد، قدرتش بالا می‌رود و موازنه را تغییر می‌دهد و از اراده ما برای مقاومت الهام می‌گیرد و آن را طراحی کرده و به صحنه می‌آورد و موفق می‌شود.

وی با بیان اینکه این مدل‌ها هستند که حرکت می‌کنند؛ نه سربازان، تصریح کرد: نیازی نیست سپاه به سوریه برود اما آمریکایی‌ها به‌صورت فیزیکی و با نیروی گسترده وارد عرصه می‌شوند و شکست می‌خورند.

«ما مطمئناً برای توازن تأثیر زیرساخت‌ها قدرت مکمل داریم اما قدرت‌های مستقیم ما نیستند و براساس ایده‌آل‌های انقلاب اسلامی شکل می‌گیرند و خودجوش هستند اما قطعاً الهام‌گرفته از تعالیم انقلاب اسلامی هستند و به نام و حساب ما گذاشته می‌شوند».

جانشین فرمانده کل سپاه در پاسخ به آخرین سؤال مجری برنامه «نگاه یک» در خصوص آخرین اخبار از پهپاد جاسوسی RQ170 آمریکا، گفت: تمام حافظه‌ها و کامپیوترهای این هواپیما رمزگشایی شده و در آینده نزدیک اخبار خوشی نه تنها از RQ170 و بهینه‌سازی‌هایی که نیروهای ما بر روی «مدل معکوس شده» آن انجام دادند، بلکه از دستاوردهای مهم دفاعی اعلام خواهد شد.

کجایند مردان بی ادعا

th
بعضی "دادِ" پروازشان گوش فلک را کر کرده،
اما هنوز نه پریده اند نه "بال" پرواز دارند
بعضی هم وقتی پیدایشان می کنی می فهمی پریده اند
بی "هیاهو"..، بدون " ادعا "...
اینجاست که می گویی:
 " کجایند مردان بی ادعا " ...

تصویربرداری پهپادهای سپاه از ناوهای آمریکا


سردار حاجی‌زاده خبر داد
تصویربرداری پهپادهای سپاه از ناوهای آمریکا

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران تاکید کرد: روز دوشنبه حدود سه الی چهار ساعت ناوهای آمریکایی را تحت کنترل تصویری پهپادهای خود قرار دادیم.
سردار «امیرعلی حاجی‌زاده» با اشاره به آخرین تصویربرداری‌های پهپادهای سپاه پاسداران از ناوهای آمریکایی اظهار داشت: بعدازظهر روز دوشنبه حدود سه الی چهار ساعت ناوهای هواپیمابر آمریکا را تحت نظر داشتیم که البته این موضوع کاملاً طبیعی است.
وی با بیان اینکه کنترل ناوهای آمریکایی در محدوده آب‌های خلیج‌فارس حق ما است، افزود: هر موقع که ناوهای هواپیمایی آمریکا در خلیج‌فارس باشند و یا به سواحل ما نزدیک شوند این کنترل‌ها صورت می‌گیرد.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران تصریح کرد: این کنترل‌ها تا زمانی انجام می‌شود که ناوهای آمریکایی به سواحل کشورهای عربی نزدیک و یا وارد دریای‌عمان شوند.


کاش صدام را اعدام نمی کردند !

او را به « حلبچه » می بردند
و می گذاشتند نفس‌های عمیق بکشد .
نفس‌هایی عمیق ،
عمیق ،

نفس‌هایی به عمقِ گورهای دسته‌ جمعی کردستان...
کاش صدام را اعدام نمی کردند !

او را به « شلمچه » می فرستادند
و می گفتند آن‌ قدر گریه کند

تا نخل‌های سوخته‌ ی خوزستان
دوباره سبز شوند...



کاش صدام را اعدام نمی کردند !
او را به مادرانی می سپردند

که هنوز
با هر صدای زنگی گمان می‌کنند

فرزندانِ مفقودشان
به خانه برگشته‌اند...

کاش ... کاش ... کاش ...  وب سایت   ایمیل

دفاع مقدس هسته همچنان ادامه دارد

دفــــــاع مقـــــــدس هستـــــه‌يي» ملت ايــــــران ادامـــــــه دارد


سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بيانيه‌اي با محکوميت اقدام تروريستي مزدوران استکبار جهاني در شهادت متفکر متعهد هسته‌يي شهيد مصطفي احمدي روشن، نهضت علمي ايران اسلامي براي دستيابي به قله‌هاي رفيع پيشرفت و تعالي را حرکتي متوقف ناشدني و واقعيتي خدشه‌ناپذير دانست.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين بيانيه آمده است: «اقدام مذبوحانه و جنايت‌کارانه ترور متفکر فرهيخته مصطفي احمدي روشن از فرزندان ملت ايران و تقويت‌يافتگان مکتب انقلاب اسلامي و ولايت فقيه، برگ سياه ديگري بر پرونده سنگين جنايت و وحشيگري رژيم تروريست‌محور صهيونيستي و حاميان آن در کاخ سفيد و غرب مدعي حقوق بشر افزود و بار ديگر طبل رسوايي را براي آنان به صدا درآورد.

بي‌ترديد راهي که ملت ايران براي تثبيت جايگاه ممتاز منطقه‌اي و قرار گرفتن بر فراز بالاي علم و دانش در مقياس جهاني برگزيده است، با تهديد و ترور متوقف نمي‌شود بلکه با شهادت دانشمندان متعهد و دلسوز، شتاب بيشتري مي‌يابد و تقويت روحيه جوانان آينده‌ساز ايران اسلامي را رقم خواهد زد.»

اين بيانيه در ادامه با اشاره به اينکه اقدامات تروريستي عليه دانشمندان و متخصصان عرصه هسته‌يي کشور طرحي آمريکايي ـ صهيونيستي است، مي‌افزايد: «اذعان سران کاخ سفيد و رژيم جلاد و جعلي صهيونيستي به ادامه تلاش براي مانع‌تراشي در راه برنامه‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي حرکت شتابان رشد و پيشرفت جمهوري اسلامي نشان‌دهنده عمق وحشت و هراس آنان از تبديل ايران عزيز به قدرتي فرامنطقه‌اي و الگو براي ملت‌ها و دولت‌هاي مستقل و خارج از دايره نظام سلطه است.»

در پايان اين بيانيه با تبريک شهادت متفکر ارجمند و بسيجي شهيد مصطفي احمدي روشن به محضر حضرت ولي عصر‌ (عج)، مقام معظم رهبري آيت‌الله العظمي خامنه‌اي (مد‌ظله ‌العالي) و خانواده معظم وي و با تاکيد بر اينکه علم و دانش، حقيقتي ترورنشدني است، آمده است: «ادامه خط ترور عليه متفکران و دانشمندان هسته‌يي ايران از سوي مراکز جاسوسي و تروريست‌پرور غربي ـ صهيوني، هيچ‌گونه خللي در «دفاع مقدس هسته‌يي» ملت ايران و تداوم راه افتخارآميز شهيدان عاليقدر هسته‌يي به‌ويژه شهيد احمدي روشن توسط جوانان پر شور و مراکز علمي و دانشگاهي حماسه‌ساز کشور وارد نکرده و دشمنان انقلاب و نظام اسلامي بدانند پروژه شکست‌خورده تحريم، تهديد و ترور هرگز قادر نخواهد بود هدف و مسير بالندگي و درخشندگي ايرانيان مقتدر و با اراده را منحرف و يا کند سازد.»

به استقبال 19 دی سالروز قیام مردم قهرمان قم در سال 56

رحلت مرموز آيت ا... سيد مصطفي خميني در آبان 1356 را مي توان نقطه عطفي در نهضت اسلامي مردم ايران دانست. مجالس يادبود در سراسر کشور برگزار شد و در آن مراسم، تظاهرات گسترده عليه رژيم به پا شد. از اين رو رژيم، تصميم گرفت با توهين به ساحت حضرت امام خميني، چهره ايشان را به عنوان رهبري نهضت مخدوش کند. در اواسط دي ماه 1356، پيک دربار، نامه ممهور به مهر دربار را به داريوش همايون، وزير اطلاعات و جهانگردي داد. او نيز نامه را به روزنامه اطلاعات جهت انتشار سپرد. مسعودي، صاحب امتياز روزنامه، مفاد مقاله را باعث واکنش علما و روحانيون و براي آينده روزنامه خطرناک مي دانست، اما در تماس با وزير اطلاعات و نخست وزير، آموزگار، دريافت که برخي از مفاد تند و تحريک آميز آن به خواست شاه در مقاله آمده است. در اين مقاله که با امضاي مستعار "احمد رشيدي مطلق" در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد، بطور صريح، بي حجابي فضليت و حجاب، کهنه پرستي و ارتجاع معرفي و به ساحت مقدس امام خمینی، اهانت و قيام 15 خرداد 1342، توطئه استعمار سرخ و سياه معرفي شده بود. با انتشار اين مطالب اهانت آميز، اولين واکنش ها در شهر قم آغاز شد. مدرسين حوزه علميه قم دروس حوزه را در روز 18 دي تعطيل اعلام کردند و در اين روز، طلاب با تشکيل اجتماع بزرگي تظاهرات خود را به سوي منازل مراجع آغاز کردند و تعدادي از علما و مراجع قم در سخنراني هاي خود، به حمايت از امام و محکوميت اهانت به ساحت ايشان پرداختند. بازاريان قم با مشاهده حرکت حوزه علميه، تصميم به تعطيلي مغازه هاي خود در 19 دي گرفتند. روز نوزدهم دي ماه ساواک و شهرباني به کمک نيروهاي کمکي از تهران وارد شده و در حوالي مدارس علميه متمرکز شدند. اقشار مختلف مردم با راهپيمايي به سوي منازل بزرگان حوزه، رفته رفته خروشان تر مي شدند. نيروهاي رژيم با مشاهده حرکت عظيم مردم تصميم به حمله گرفتند و تيراندازي شروع شد و در این روز عده زیادی از طلاب و مردم قم به شهادت رسیده و یا مجروح شدند. نتايج و پيامدهاي قيام نوزدهم دي : 1 ـ اثبات توخالي بودن شعار فضاي باز سياسي 2ـ ثابت شد که شاه از حرکت مذهبي ـ سياسي به رهبري روحانيت و در راس آنها، حضرت امام، بيش از هر حرکت سياسي ديگر وحشت دارد 3ـ نهضت در مسير صحيح خود قرار گرفت؛ به نحوي که ترفندهاي بعدي رژيم نيز بي ثمر افتاد 4ـ متحجرين و مروجان جدايي دين از سياست منزوي شدند. اين قيام را بايد نقطه عطفي در تاريخ نهضت اسلامي دانست چرا که پس از آن امواج انقلاب اسلامي شدت گرفت و با چهلم هاي پي در پي مردم نقاط مختلف ايران دامنه انقلاب فراگير شد و در نهايت به سرنگوني رژيم پهلوي انجاميد.

آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند



جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران:
دسترسي ايران به اطلاعات پهپاد جاسوسي سيا و پنتاگون را به تكاپو انداخته است

جانشين فرمانده سپاه پاسداران با اشاره به اشتياق شديد كشورهاي پيشرفته جهان براي دستيابي به جزئيات پرنده جاسوسي آمريكايي، گفت: همين اندازه كه ما به اين پرنده دست يافته ايم، آمريكا را در زمينه خلع سلاح اطلاعاتي خود به يك بازنگري استراتژيك وادار مي كند.
سردار حسين سلامي در برنامه گفت وگوي ويژه خبري شبكه دو سيما درباره دستاورد اخير نيروهاي مسلح كشورمان در كنترل هواپيماي بدون سرنشين آمريكا گفت: يك اصل در نبردهاي اطلاعاتي وجود دارد و آن اين است وقتي طرفي در برخورد اطلاعاتي موفق مي شود روش هاي خود را مخفي نگه مي دارد و ما نيز در بيان روش هاي رصد، كاوش، كنترل، كشف و شناسايي تلاش هاي اطلاعاتي دشمن و روش هاي غلبه فناورانه تاكتيكي و تكنيكي بر دشمن معذوريم.
وي افزود: اگر باور اين موضوع كه هواپيماي پيشرفته راهبردي آمريكا در به زمين نشاندن و به كنترل درآوردن آن توسط ايران يك باور سخت و خارج از تصور افكار عادي است باور اين كه اين هواپيما با تنوع فناوري ها هدايت و كنترل از كنترل خارج شده و سالم روي زمين نشسته سخت تر از باور اول است.
سلامي ادامه داد: اين پرنده از سيستم هاي هدايت متنوع و چندگانه برخوردار است و هر سيستم داراي هدايت دوگانه است. اولين سيستم خط ديد مستقيم زميني براساس ديد پرنده است. بعد از آنكه پرنده از خط ديد خارج مي شود ماهواره هاي ويژه و پيشرفته كه دوره تناوب آنها با دوره تناوب زمين يكسان است و نسبت به يك ناظر زميني هميشه در موضع ثابتي قرار مي گيرند موضوع رله امواج براي هدايت اين وسيله را برعهده مي گيرند.
جانشين فرمانده كل سپاه تاكيد كرد: اين پرنده همزمان با اين سيستم هدايت از طريق 3 سيستم هدايتي و كنترلي ديگر به نام هاي ديسمك، تركام و آي ان اس هدايت مي شود.
وي ادامه داد: يكي از اين سيستم ها براساس تطبيق ارتفاع وسيله پرنده با توپولوژي زمين و دريافت اطلاعات واقعي از ارتفاع پرنده نسبت به اطلاعات برنامه ريزي شده در رايانه سيستم هاي هدايت كنترل استفاده مي كند و موقعيت خود را ترسيم مي كند و حركتش را براساس برنامه ريزي انجام مي دهد. يكي ديگر از اين سيستم ها براساس تصاوير دريافتي از پرنده و تطابق آن با تصاوير كامپيوتري آن را هدايت مي كند و سيستم ديگر براساس شتاب سنج هايي است كه با گرفتن انتگرال دوگانه از شتاب موقعيت جسم پرنده در شرايط واقعي تعيين مي شود و نسبت به موقعيتي در رايانه آن جسم پرنده تعبيه شده، انحرافاتش اندازه گيري مي شود و اين به سيستم هدايت كنترل بازخورد داده مي شود و او خودش را اصلاح مي كند.
به گزارش ايسنا به نقل از سپاه نيوز در ادامه اين گفت وگو سلامي اظهار داشت: همه اين وسايل هدايت و كنترل در اين پرنده از دقت هاي فوق العاده بالايي برخوردارند و اگر يكي از آنها عمل نكند، سيستم پشتيبان ديگري آن را هدايت مي كند تا پروازش را از روي مسيرهاي از پيش تعيين شده هدايت كند و اگر همه اين سيستم ها به دليلي از كار بيفتد كه امري غيرممكن است و جسم پرنده از محدوده مورد نظر خارج شود، اين وسيله به صورت خودكار منفجر مي شود تا قطعات آن در اختيار كشور هدف قرار نگيرد.
وي با بيان اين كه اين پرنده تا ارتفاع 45 هزار پا مي تواند اوج بگيرد، تاكيد كرد: با توجه به اين شرايط و اين كه اين پرنده از فناوري هاي مخفي سازي استفاده مي كند و رادارها نمي توانند آن را كشف كنند، چطور ممكن است از كنترل خارج شود و سالم به روي زمين بنشيند.
وي ادامه داد: پذيرش اين موضوع امكانپذير نيست كه بدون غلبه فناورانه اين امر صورت گرفته باشد. اين پرنده توسط سيستم ثانوي در كنترل قرار گرفته و اين معمايي است كه آمريكايي ها و ديگران بايد راجع به آن فكر كنند.
سلامي در ادامه با اشاره به جايگاه ايران در حوزه پرنده هاي بدون سرنشين گفت: ما در خصوص فناوري پرنده هاي بدون سرنشين جزو چند كشور معدود برتر جهان هستيم و مدرن ترين پرنده هاي بدون سرنشين و هدايت و كنترل و اسكن و كاوشگر آنها را داريم. ما پرنده هايي داريم كه كاملا رادارگريز هستند.
جانشين فرمانده كل سپاه افزود: ما دومين كشور داراي فناوري پرنده هاي بدون سرنشين در جهان هستيم و داراي پرنده اي هستيم كه از فناوري كامل استيلز بهره مند است و توسط دقيق ترين رادارها تست شده است.
سلامي با بيان اين كه ما به لبه هاي جديد و نوين فناوري هاي پرنده هاي بدون سرنشين و هدايت و كنترل و كشف شناسايي آنها دست يافته ايم گفت: اين پرنده آمريكايي كه اخيرا به دست آورده ايم، خيلي فاصله زيادي با فناوري هاي ما در حوزه پرنده هاي بدون سرنشين ندارد. البته اين پرنده جامع جميع دستاوردها و پيشرفت هاي اطلاعاتي، هوانوردي، هدايت و كنترل است و مي تواند دستاوردهاي فناورانه اي براي ما داشته باشد. البته بايد ابتدا در معرض تحليل و آناليز اطلاعاتي و فناورانه ما قرار بگيرد تا ببينيم چقدر مي تواند باعث افزايش اطلاعاتي و فناوري ما باشد.
جانشين فرمانده كل سپاه در ادامه گفت وگوي ويژه خبري شبكه دو با بيان اين كه اين عمليات يك پيروزي براي ما و نيروهاي مسلح بود اظهار داشت: علاوه بر آن اين يك شكست اطلاعاتي براي دشمنان ما خواهد بود و آنها مطمئن هستند كه آزادي عمل شان در توسعه فناوري عليه ما به نقاط خطرناك و آسيب پذيري رسيده است.
وي با بيان اين كه با گذشت زمان مشخص خواهد شد فناورهاي به كار رفته در اين سيستم چه كمكي به ما مي كند تصريح كرد: فاصله ما با آمريكا و رژيم صهيونيستي و ديگر كشورها اينقدر نيست كه دستيابي به اين پرنده يك آرزو براي ما بوده باشد. البته اين يك پيروزي و موضوعي عادي براي ما به حساب مي آيد.
سلامي با اشاره به دستاوردهاي ايران در عرصه جنگ الكترونيك و مقابله با پرنده هاي بدون سرنشين تاكيد كرد: عبور از مرز اينگونه فناوري ها امروز براي ما يك امر طبيعي است، يك پرنده بدون سرنشين كه تصاويري از سطح زمين و يا هر پارامتر فيزيكي و يا هندسي را كه دريافت مي كند آن را از طريق امواج منتشر مي كند و هر پايگاه زميني كه به رمز و منطق آن دستگاه غلبه كند مي تواند اطلاعات پرنده را دريافت كند. اين فناوري امروز براي دانشمندان عرصه دفاعي و نظامي ما يك فناوري دست يافتني، ساده و در اختيار است و پيشرفت هاي فوق العاده اي در اين حوزه داريم و آثارش را ديده ايم.
سلامي با بيان اين كه در موضوع نبردهاي سايبري اصلا دست بسته نيستيم، اظهار داشت: دنيا بايد اين توانايي ما را بپذيرد و باور كند، هرچند كه مصداق هايي از آن را ديده است. دشمنان بايد درك درستي از ظرفيت و پتانسيل ما در حوزه هاي دفاعي پيدا كنند و محاسباتشان را براساس توانمندي هاي ما، واقعي كنند.
جانشين فرمانده كل سپاه در خصوص بعضي از اخبار مبني بر اين كه اين هواپيما از سوي ايساف در افغانستان به پرواز درآمده و متعلق به آنهاست، گفت: فرقي نمي كند كه اين پرنده از چه مبدا و توسط چه گروه و كشوري به فضاي كشور ما نفوذ كرده باشد، اين يك تجاوز و عمل خصمانه تلقي مي شود و هيچ كس از يك پرنده جاسوسي در كشورش استقبال نمي كند و آن نماد جاسوسي و اطلاعاتش را به متجاوز پس نمي دهد. آمريكا بايد بداند كساني كه مي توانند پيچيدگي هاي اين تكنولوژي را در دست بگيرند و آن را كنترل كنند آنقدر ساده نيستند كه با اين نامه ها گناه آمريكايي ها را ناديده بگيرند.
سلامي با اشاره به اين كه ايران قبلا نيز پرنده هاي بدون سرنشين دشمن را در اختيار گرفته گفت: قبلا هم پرنده هاي بدون سرنشين ولي در كلاس هاي پايين تري كه ارزش افزوده خاصي نداشتند در دريا و نقاط مرزي ما سرنگون شده اند ولي به دليل اينكه اين هواپيماها بسيار پايين تر از سطح تكنولوژي هواپيماهاي بدون سرنشين ما بوده اند آنها را رسانه اي نكرديم و البته بعضا توسط برخي فرماندهان ما اعلام شده اند.
جانشين فرمانده كل سپاه ادامه داد: آمريكايي ها هر چه تاكنون سعي كرده اند در فضاي اطلاعاتي ما نفوذ كنند با شكست مواجه شدند و از اين به بعد نيز همين طور است فضاي ايران براي هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكا بسيار ناامن است.

هواپیمای جاسوسی آمریکا

۶ ویژگی پرنده جاسوس سیا / چرا RQ170 حساس‌ترین پرنده ارتش آمریکاست

نخستین ویژگی هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین RQ170 که باعث شده در نوع خود منحصر بفرد باشد توانایی تقریبا مهارناپذیر رادارگریزی آن است.

خبرگزاری فارس: ۶ ویژگی پرنده جاسوس سیا / چرا RQ170 حساس‌ترین پرنده ارتش آمریکاست

منابع امریکایی از روز یکشنبه به این طرف انبوهی از گزارش های مفصل و دارای جزئیات منتشر کرده اند که نشان می دهد فناوری این هواپیما یکی از حساس ترین فناوری های موجود در اختیار سرویس های اطلاعاتی این کشور بوده و از اطلاعات مربوط به آن به شدت حفاظت می شده است.
دولت امریکا اکنون به شدت نگران تبعات سیاسی، فنی، اطلاعاتی و نظامی فرود اجباری این هواپیما در ایران است و به همین دلیل تمام ابزراهای خود را برای حداقل کردن خسارات ناشی از این موفقیت بزرگ ایران به کار گرفته است.
اکنون پرسش این است که چرا این هواپیما تا این حد برای دولت امریکا مهم است و جایگاه آن در سیستم فناوری نظامی و امنیتی امریکا چیست؟
مشخصات این هواپیما و دلایل حساسیت آن را میتوان به شکل زیر توضیح داد.
1- نخستین ویژگی این هواپیمای بدون سرنشین که باعث شده در نوع خود منحصر بفرد باشد توانایی تقریبا مهارناپذیر رادارگریزی آن است. اطلاعات موجود نشان می دهد این هواپیما توسط رادارهای معمولی برد بلند (حتی انواع بسیار پیشرفته آن) به هیچ وجه قابل رهگیری نیست و رادارهای برد کوتاه VHF نیز تنها در صورتی قادر به مشاهده آن –آن هم به سختی- هستند که هواپیما کمتر از 40 کیلومتر با آنها فاصله داشته باشد؛ اتفاقی که وقوع آن تقریبا محال است. ویژگی رادار گریزی این هواپیما ناشی از پوشش بسیار مخصوصی است که تمام سطح آن را پوشانده و بسیاری از کشورهای جهان از جمله روسیه و چین سال های طولانی است که به دنبال دست یابی به فرمول و مشخصات ساختمانی آن هستند. روزنامه نیویورک تایمز در تحلیل به قلم ویلیام براد و دیوید سانجر که روز دوشنبه 14 آذر 1390 منتشر شده، درباره توانایی رادار گریزی هواپیمای RQ170 نوشته است: «به گفته مقامات امریکایی، یک نمونه رادار گریز این هواپیمای بدون سرنشین اوایل امسال ساعت ها در ‏موارد مکرر بر فراز مخفیگاه اسامه بن لادن در ابت آباد پاکستان پرواز کرد بدون آنکه بوسیله ‏سامانه های دفاع هوایی پاکستان مورد شناسایی قرار گیرد». این روزنامه ادامه داده است: «ماه ها گزارش هایی، همگی تایید نشده، ‏منتشر شده است که از همان هواپیما مرتبا بر فراز ایران و احتمالا با هدف شناسایی مراکز هسته ای یا ‏موشکی مخفی استفاده می شده است». همچنین لولیتا سی بالدور، در گزارشی برای آسوشیتدپرس از واشینگتن در روز سه شنبه 15 آذر 1390 نیز او قول لورن تامپسون، تحلیلگر دفاعی موسسه لکسینگتون در ویرجینیا در این باره می نویسد: «این هواپیماها طوری طراحی شده اند که بتوانند به مکان هایی بروند که دیگر ‏هواپیمای باسرنشین یا بدون سرنشین نمی توانند به آنجا بروند. این هواپیما به ویژه طوری طراحی شده ‏است که ردیابی و هدف قرار دادن آن توسط دشمنان بسیار دشوار باشد». یک کارشناس فنی به «ایران هسته ای» عامل اصلی رادارگریزی این هواپیما رنگ مخصوص بدنه آن است.
2- دومین ویژگ این هواپیما که انتقال آن به ایران نگرانی بسیار جدی امریکایی ها را برانگیخته آن است که این فناوری RQ170 شباهتی جدی به فناوری بمب افکن های B-2 و همچنین جنگنده بمب افکن F-35 دارد که جزو پیشرفته ترین و در عین حال محرمانه ترین فناوری های نظامی امریکا محسوب می شود.
3- سومین ویژگی هواپیمای بدون سرنشین امریکایی که در اختیار ایران است، مربوط به موتورهای بسیار پیشرفته آن است که عملا به آن امکان می دهد به جای چند ساعت، چند روز در در هوا باقی بماند. جان پایک از اندیشکده گلوبال سکیوریتی در این باره به لولیتا سی بالدور گزارشگر آسوشیتدپرس از واشینگتن رد روز 15 آذر 1390 گفته است: «کلید موفقیت آمریکا در مورد هواپیماهای رادارگریز، موتورهای کم مصرف آنها است که به آنها ‏امکان می دهد به جای چندین ساعت، روزها در هوا بمانند».‏
4- ویژگی چهارم هواپیمای RQ170 مربوط به توانایی های جنگ الکترونیک آن بویژه در دو حوزه خاص است. نخست اینکه این هواپیما می تواند مجموعه ارتباط رادیویی با سیم و بی سیم در اطراف منطقه پروازی خود را تا شعاعی بزرگ شنود کند و دوم اینکه قادر است در منطقه پروازی خود در صورت لزوم اختلالات الکترونیکی وسیع ایجاد نماید.
5- ویژگی پنجم هواپیمای بدون سرنشین RQ170 استقرار رادارهای فوق پیشرفته «سار» بر روی آن است که هیچ نمونه مشابهی در جهان ندارد. منابع غربی نام این رادار را AESA ذکر کرده اند.
6- ششمین ویژگی این هواپیما مربوط به دوربین ها، لنزها و سنسورهای نصب شده بر روی آن است که به آن یک توانایی منحصر بفرد تصویر برداری جاسوسی می دهد. این دوربین ها دارای توان تصویر برداری با وضوح بسیار بالا در هر شرایط جوی و همچنین دارای قدرت تفکیک منحصر بفرد هستند.

شهیدان زنده اند الله اکبر

لحظه دیدار یک شهید با سیدالشهداء

وقتی تابوت را باز کردم، دیدم که شهید دست بر سینه دارد و با حالت تبسم، لبخند می زند. تعجب کردم که دست بر سینه، چرا لبخند می زند؟

خبرگزاری فارس: لحظه دیدار یک شهید با سیدالشهداء

در سال 1341 هجری شمسی و در شهر مذهبی و شهید پرور بابل، فرزندی از خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود که نام او را "محمد زمان" نهادند.

"محمد زمان" از همان کودکی، دستانش به کار و زحمت آبدیده گشت. همراه با کار کشاورزی، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را به سر برد و راهی دبیرستان شد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گشت. در کنکور تجربی شرکت کرد و در رشته پزشکی قبول شد.

دل و عقلش، در زد و خورد بودند؛ یکی به رفتن به دانشگاه تشویقش می‌نمود و دیگری کوی عاشقان عارف، حوزه و نوکری امام زمان (عج) را دورنمایی زیبا، به او نشان می‌داد. منصبی که به آقایی عالم برتری داشت و محمد زمان، این جوان پاک مازنی در نجوای عاشقانه‌اش چنین می‌سرود:

همه شب در آستانت شده کار من گدایی
به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی


عجب وصیت نامه با حالی دارد ادامه را حتما بخوانید

ادامه نوشته

شعر از خواهر بسیجی سهیلا باقریان باغمیشه

 
   
سروده سهیلا باقریان باغمیشه اهل قلم بسيجي آذربايجان شرقي را بحضور بازدیدکنندگان عزیز تقدیم میکنم :
 
رفتی و های های نگاهم اثر نکرد

هرگز کسی چنان که تو پنهان سفر نکرد

این آسمان سربی دلگیر بعد تو

«چشمی در این مصیبت جانسوزتر نکرد»

بعد از تو طبع قافیه پرداز رودها

یک روز را بدون دردسر یه سر نکرد

بعد از تو ای قشنگتر از روشنای صبح

خورشید هیچ صبح شبم را سحر نکرد

مانند آه رفته ای از دل و هیچ کس

 گیسو پریش آینه ها را خبر نکرد.

 

بمناسبت سالروز آزادسازی سوسنگرد

26 آبان سالروز آزادسازي شهر سوسنگرد براي دومين بار است.
سوسنگرد يكبار در روز هشتم مهر اشغال و دهم مهر با عملياتي كه شهيد غيوراصلي در حميديه انجام داد، آزاد شد.
بار دوم عراقيها تلاش كردند از طريق لشگر پنجم مكانيزه از جبهه جنوب و از طريق لشگر 9 از جبهه شمال، جاده حميديه - سوسنگرد و بعد سوسنگرد را اشغال بكنند كه فرمانده سپاه سوسنگرد شهيد محمدرضا پوركيان كه دانشجوي دانشگاه اهواز و عضو سپاه اهواز بود، به دشمن حمله كرد و آن را از جاده حميديه عقب راند و بعد خودش هم شهيد شد؛ بنابراين آنها در اشغال سوسنگرد ناكام ماندند.
عراقيها از تجربه اشغال اول و عقبنشيني 24 مهر،آمدند يك برنامه جديدي ريختند و حجم وسيعي را آماده حمله كردند كه قابل توجه است. مخصوصا بعد از اين كه خرمشهر را در چهار آبان اشغال كردند، هشتم آبان 59 تيپ 33 نيروي مخصوص و تيپ 6 زرهي عراق براي اشغال آبادان به ذوالفقاريه حمله كردند اما شكست خوردند و برگشتند در شمال بهمنشير خط دفاعي درست كردند. براي مقابله با دشمن 100 نفر از نيروهاي سپاه آبادان و نيروهاي داوطلب مردمي در مساجد و پايگاهها سازماندهي شده بودند.
شكست در آبادان و طول كشيدن جنگ به جاي يك هفته به 55 روز،عراق را با يك بحران در تهاجم مواجه كرده بود. غير از شهرهاي بستان، موسيان و سومار يا قصرشيرين كه مرزي بودند و دشمن بلافاصله پس از عبور از مرز آنها را اشغال كرد، در عمق خاك كشور ما جاي قابل توجهي دستشان نبود. درست است كه تا پشت رودخانه كرخه در شوش آمده بودند؛ بنابراين سياست و استراتژي را بر اين گذاشتند كه يك نقطه قابل توجهي را اشغال بكنند. آن وقت در آن زمان هويزه دست ما بود. هويزه 11 كيلومتري جنوب سوسنگرد قرار دارد. «رفيه» دست ما بود كه تازه در حاشيه هور و در عمق بود و بخشي از منطقه دشت آزادگان در دست نيروهاي ما بود و سوسنگرد نيز پشت اينها قرار داشت.
عراقيها گفتند مناسبترين جا براي ما سوسنگرد است. يكي به خاطر اينكه مردمش عرب زبان هستند  اگر شهري به نام سوسنگرد كه اسمش را گذاشته بودند «خفاجيه» اشغال بكنيم ميتوانيم حرفي براي گفتن داشته باشيم و منطقه دشت آزادگان را كاملا اشغال كنيم. با اينكه در اهواز موفق نشديم و اينكه اگر آبادان را نتوانستيم اشغال كنيم حداقل سوسنگرد را بگيريم و بعد هم حدود 60 كيلومتر در عمق خاك ايران را اشغال بكنيم و شهر سوسنگرد در اختيار ما قرار بگيرد. اين امر از نظر تبليغاتي برايشان خيلي مهم بود.
بنابراين، اين بار خيلي حساب شده عمل كردند. تيپ 43 زرهي لشكر 9 را از جفير به منطقه جنوب ابوحميزه آوردند تا اين منطقه و جلاليه را بگيرد و از بالا هم تيپ 35 زرهي را آوردند كه از رودخانه كرخه عبور كند بيايد محاصره بكند و تيپ 32 نيروي مخصوص را هم كه براي جنگ شهري بهره برداري ميكردند آوردند در شهر مستقر شود. چون منطقه شمال سوسنگرد در دستشان بود و بدون درگيري ميتوانستند تا روستاي سلطانيه بيايند و از رودخانه كرخه عبور كنند و وارد شهر شوند؛ بنابراين از قسمت غرب يعني از طرف بستان هم آمدند يگان مكانيزه را آوردند كه سرعت عمل پيدا كند و بيايد براي اشغال. بنابراين سوسنگرد را در 23 آبانماه سال 59 از چهار طرف اشغال كردند و اين اشغال چهارطرفه فضا را براي ما خيلي سنگين كرد.
در آن دوره، سرلشگر «طالع خليل الدوري» افسر بعثي وفادار صدام و يك فرمانده كاركشته مامويت داشت كه با لشگر 9 زرهي و تيپ 32 نيروي مخصوص، سوسنگرد را اشغال كند. اينها در روز 24 آبانماه روستاي ابوحميزه را اشغال كردند. مدافعين را زدند و مردم را كشتند. 75 نفر را در آن روستا كشتند و 42 نفر از مردم را به اسارت بردند كه من يادم هست تا همين اواخر جنگ و بعد از جنگ خانواده هايشان در ميان اسرا به دنبالشان بودند. آنها هيچوقت برنگشتند. سرنوشتشان معلم نشد چون مقاومت كرده بودند.
وقتي لشگر 9 زرهي عراق براي ورود به تنگه چزابه ميآيد، سرگردي بهنام «مهدآريا» در تنگه چزابه با 10 دستگاه تانك "چيفتن" مستقر بود. منطقه دفاعي دشت آزادگان هم برعهده گردان 100 بود. اين گردان در حميديه مستقر بود. وقتي عراقيها ساعت 2 بعدازظهر سي ويكم شهريورماه حمله ميكنند، او ميگويد ما اجازه تيراندازي نداريم و كسي تيراندازي نكند و اين گونه عراقيها چزابه را هم ميگيرند. بعدا ميگفتند مهد آريا خائن و جزو كودتاي نوژه بوده است. ولي به هرحال چون دفاع نكرده ما او را خائن ميدانيم.
عراقيها تا روز سوم خودشان را به بستان ميرسانند. اما نميتوانند از رودخانه كرخه عبور و شهر بستان را اشغال كنند. از شمال رودخانه كرخه ميآيند تا سلطانيه. روز چهارم يا پنجم سلطانيه بودند. در روز پنجم از سلطانيه پل ميزنند و سوسنگرد را اشغال ميكنند و روز ششم جاده حميديه به سوسنگرد را اشغال ميكنند. روز هشتم ميرسند به حميديه. در مسير، پل ميزنند، سرپل ميگيرند و حركت ميكنند و كسي در مقابلشان نبوده كه مقاومت كند. شب پشت رودخانه كرخه مستقر ميشوند كه صبح به اهواز بروند كه در همان زمان هم انبار مهمات لشگر 92 آتش ميگيرد و مسائلي پيش ميآيد.
آقاي شمخاني فرمانده سپاه خوزستان در آن سال، باقي مانده بچه هاي سپاه را براي مقابله با دشمن جمع ميكند. شهيد علي غيوراصلي» مسوول آموزش سپاه اهواز شبانه همراه نيروهايش با دودستگاه بيسيم، يك قبضه آرپي جي و اسلحه و دو سه دستگاه خودرو به سمت حميديه حركت ميكنند و وقتي ميرسند ميبينند كه عراقيها پشت رودخانه كرخه، در زمينهاي كشاورزي حميديه مستقرند كه صبح براي تصرف اهواز حركت كنند.
نيروهاي غيوراصلي ساعت 4 صبح كه عراقيها در خواب بودند به آنها حمله ميكنند و اين شبيخون باعث ميشود عراقيها از دروازه هاي حميديه فرار و به سمت سوسنگرد عقب نشيني كنند. نيروهاي غيوراصلي، عراقيها را تا سوسنگرد تعقيب ميكنند. روز بعد عراق سوسنگرد را تخليه و عقب نشيني و مهمات را هم منهدم ميكنند.
يكي از عوامل ساواك بهنام "رعد شرهاني" كه عراقيها او را به عنوان فرماندار سوسنگرد انتخاب كرده بودند هم فرار ميكند. رعد شرهاني بعدا در ارتش عراق خيلي خدمت كرد و صدام به او درجه "ستواني" داد. وقتي به او درجه داد و ما فهميديم، آن روز حسن باقري ميگفت:"خاك برسرش كنند، اگر به جمهوري اسلامي خدمت ميكرد الان ما به او يك درجه سرگردي ميداديم. رفته پيش صدام يك ستواني به او دادند. بدبخت به صدام خيلي خدمت كرد و يكي از عوامل موثر در ستون پنجم عراق بود. به هر حال دهم مهرماه 59، سوسنگرد براي اولين بار آزاد شد و عراقيها به سمت سلطانيه و روستاهاي شمال سوسنگرد عقب نشيني كردند.
طي اين مدت تا 24 و 25 مهر اينها برنامه ريزي كردند و براي پيشروي در آبانماه كار كردند. وقتي كه در آبادان موفق نشدند بيست وسوم آبان يك حمله كردند كه شهيد "كوهكن" مقابلشان ايستاد.
شهر سوسنگرد كه محاصره شد، شهيد "اسماعيل دقايقي" فرمانده سپاه سوسنگرد و فرمانده عمليات هم شهيد "علي تجلايي" بود. تجلايي فرمانده عمليات سپاه و فرمانده نيروهاي اعزامي از تبريز در شهر سوسنگرد نيز بود. آنها از پل "سابله" مقابله كردند و به تدريج عقب نشيني كردند تا آمدند داخل شهر كه دشمن آنها را عقب زد و آمد داخل شهر. اينها بعدا متوجه شدند كه عراق "ابوحميزه" را هم اشغال كرده و از بالا وارد شده است و بيست وسوم كه حمله كردند، بيست وچهارم يك بخشي از شهر را گرفتند.
اسماعيل دقايقي از سپاه سوسنگرد با شهيد داوود كريمي، فرمانده عمليات خوزستان و شهيد حسن باقري تماس ميگيرد و به آنها اعلام ميكند سوسنگرد در حال سقوط است. البته اينها مطلع بودند اما اطلاعات دقيقتر ميدهد. شهيد داوود كريمي به فرماندهان سپاه مناطق دهگانه اطلاع ميدهد. (آن زمان سپاه ده منطقه داشت). خبر به دفتر امام و امام ميرسد كه شهر سوسنگرد درحال سقوط است. امام در مورد سوسنگرد ميفرمايند: سوسنگرد نبايد اشغال بشود و سوسنگرد را آزاد كنيد. امام اين فرمان را در 24 آبان صادر فرمودند.
بعد از تماس شهيد كريمي، شهيد"رحمان دادمان" كه فرمانده سپاه تبريز بوده است مطلع ميشود، ميرود خدمت شهيد آيتالله مدني و با او مطرح ميكند و آيتالله مدني هم ميگويد من فردا ميروم پيش امام و با او مساله را مطرح ميكنم و آيتالله مدني هم ميرود پيش امام و ميگويد سوسنگرد در حال سقوط است.
امام كه دستور ميدهد شهر نبايد اشغال بشود، فرمان را به نماينده خودشان كه مقام معظم رهبري بوده و آقاي فلاحي، جانشين ستاد مشترك ميدهد و آنها طي نشستي در اتاق جنگ خوزستان بحث ميكنند كه چه كار بايد كرد؟ در آن جلسه، مقام معظم رهبري، شهيد چمران، شهيد فلاحي، رحيم نژاد، داوود كريمي، حسن باقري و فرمانده لشگر 92 و استاندار خوزستان آقاي غرضي و شهيد فكوري فرمانده نيروي هوايي بحث ميكنند. شهيد باقري وضعيت دشمن و اشغال شهر را گزارش و نحوه آزادسازي شهر را نيز توضيح ميدهد. حالا نقل قول اين جلسه را مقام معظم رهبري هم ظاهرا قبلا فرموده اند. كه در آنجا براي شكست سوسنگرد برنامه ريزي ميكنند. نيروهاي سپاه سوسنگرد، سپاه اهواز، تيپ 2 دزفول، هوانيروز و نيروهاي شهيد چمران. هركسي هرچه داشته برميدارد ميآورد روز بيست وپنجم حمله ميكنند و بيست وششم شهر آزاد ميشود.
در ورود نيروهاي خودمان به صحنه نبرد با دشمن (شهرسوسنگرد) چمران زخمي ميشود، او را عقب ميبرند و عمليات تا آزادي شهر ادامه مييابد. از سوي ديگر نيروهاي شهيد تجلايي كه داخل شهر بودند تصميم به مقاومت ميگيرند حتي يك عهد ميبندند كه ما تا شهادت بجنگيم و از داخل شهر به تانكهاي عراقي حمله مؤثري انجام ميدهند. وقتي از دوطرف حمله ميشود سوسنگرد براي دومين بار آزاد ميشود و سومين بار از محاصره درميآيد. عراقيها از سوسنگرد فاصله ميگيرند، البته خيلي زياد نبود. بارها تلاش كردند جاده حميديه را بگيرند كه موفق نشدند. اين وضعيت كلي در بيست وشش آبانماه سال 59 و مقدمه اي بود براي كار ما و ادامه عمليات و حركت به سوي دشمن.
راوی: سردار فتح الله جعفری



 

آمارگیری نفوس و مسکن سال 90

مامور آمار : سلام مادر از سازمان آمار مزاحم میشم ...

شما چند نفرید !؟

مادر با کمی مکث آهی ! می کشه و سرش را رو به پائین میندازه و سکوت معناداری میکنه و میگه : میشه خونه ما بمونه برای فردا ؟!!

مامور با تعجب زیاد میگه : مادرم ! چرا ؟

مادر : آخه شاید فردا از پسرم هم خبری برسه ...!

مامور آمار از سر خجالت ! که چرا در فرم های آماری از همه چیز سوال شده !!! ... الا از یاد رفته های حضرت آقا سید روح الله الموسوی الخمینی !!!

سرش را به پائین میندازه و به طرف در خانه همسایه بعدی راهی میشود ...و امیدوار است که شاید از یاد رفته !!! دیگری فراموش نشده باشد...

هفته دفاع مقدس

پاسدار انقلاب اسلامی آگاهانه راه حسین (ع) را که ادامه راه انبیاء الهی است انتخاب می کند و در این راه ، فروغ خون اصحاب حسین (ع) و شهیدان گلگون کفن کربلا را چراغ راه خویش قرار می دهد.

مقام معظم رهبری

از عاشقان به مولا، مولا به گوش هستیم                بر ما حرام بادا یک لحظه آرمیدن

      ما را بخوان دوباره، حتی به استعاره                 از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن

******************

فرارسيدن هفته دفاع مقدس را به تمام دلاوران عرصه جهاد و شهادت

 و تلاشگران عرصه آبادانی کشور تبريک عرض می کنم.

چه میگوئی؟؟؟

امروز 1 مهر سال 90 است.

یعنی آغاز سال تحصیلی

و بعبارتی دیگر دومین روز هفته دفاع مقدس

ما این هفته را هفته دفاع مقدس میدانیم.

ما 8 سال در برابر بیگانگان جنگیدیم.

ما در مقابل مشکلات عدیده خم به ابرو هم نیاوردیم.

ما در جنگ و حتی بعد از جنگ دوست و دشمنمان را شناختیم.

ما یاد گرفتیم که باید در برابر چپاولگران و مستکبران مردانه بایستیم.

ما خود را مدیون کسانی میدانیم که از حجله عروسی برای دفاع از کیان اسلامی گسیل شدند تا مرگ با عزت را به زندگی توام با ذلت ترجیح دهند.

ما مدیون کسانی هستیم که هم اینک بدون هیچ چشمداشتی در مناطق آلوده ارتفاعات سردشت مردانه میجنگند.

ما خود را مدیون کسانی میدانیم که پس از گذشت سالیان دراز عطر و بوی شهادت را باز در کشورمان پراکنده اند.

آری ما مدیونیم

دفاع مقدس

‌فرمانده سپاه عاشورای آذربایجان شرقی:
بی‌توجهی به دفاع مقدس کشور را آسیب‌پذیر می‌کند

فرمانده سپاه عاشورا گفت: بی‌توجهی به دوران دفاع مقدس نه تنها کشور را از نظر سیاسی آسیب‌پذیر می‌کند بلکه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز باعث گسست بین نسل جوان و نسلی که این دوران را با نثار جان و مال خود آفریدند، می‌شود.

خبرگزاری فارس: بی‌توجهی به دفاع مقدس کشور را آسیب‌پذیر می‌کند
علی‌اکبر پورجمشیدیان در جمع اساتید اظهار داشت: تجربیات و وقایع مختلف این دوران باید به نحو شایسته و اثرگذاری به نسل جوان و نوجوان کشور منتقل شود.

وی اظهار داشت: دوران افتخارآمیز هشت سال دفاع مقدس تاثیرگذارترین و مهم‌ترین حادثه فرهنگی ایران است. 


پورجمشدیان بر لزوم حفظ و صیانت از ارزش‌ها و آثار دفاع مقدس تاکید کرد و افزود: هر گامی که توسط دانشگاه‌ها، مدارس و تمام اقشار جامعه در این راه برداشته شود، باعث دوام و تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی است.


وی اضافه کرد: اعزام کاروان‌های راهیان‌نور، تدریس درس آمادگی دفاعی در مدارس و همچنین ایجاد واحد درسی آشنایی با دفاع مقدس در دانشگاه‌ها در حقیقت به عنوان پدافند فرهنگی در مقابل تهاجم فرهنگی بیگانگان به کشور است.


پورجمشیدیان گفت: براساس اعلام وزارت آموزش و پرورش از سال تحصیلی آینده دانش‌آموزان دختر نیز در قالب کاروان‌های راهیان نور به مناطق عملیاتی اعزام می‌شوند که بدون تردید آثار مثبت و معنوی آن قابل چشم‌پوشی نیست.


بیستمین دوره آموزش اساتید دفاع مقدس با حضور 107 نفر از اساتید سراسر کشور از استان‌های آذربایجان شرقی، غربی، زنجان، اردبیل، همدان، کرمانشاه، هرمزگان، خراسان شمالی، قزوین، گیلان، یزد، کردستان، مرکزی و تهران از امروز به مدت پنج روز در تبریز آغاز شد.

راسم بهره‌برداري مقدماتي نيروگاه اتمي بوشهر


با حضور مقامات ایران و روسیه؛
مراسم بهره‌برداري مقدماتي نيروگاه اتمي بوشهر فردا برگزار مي‌شود

مراسم بهره‌برداری مقدماتی نیروگاه اتمی بوشهر فردا (دوشنبه) در محل این نیروگاه برگزار خواهد شد.

خبرگزاری فارس: مراسم بهره‌برداري مقدماتي نيروگاه اتمي بوشهر فردا برگزار مي‌شود

 نیروگاه اتمی بوشهر شنبه دوازدهم شهریور با قدرت حدود 60 مگاوات به شبکه سراسری متصل شد و مراسم بهره‌برداری مقدماتی (پیش‌راه‌اندازی) این نیروگاه نیز فردا برگزار می‌شود.



در این مراسم سرگئی کرینکو رئیس روس اتم (پیمانکار نیروگاه اتمی بوشهر) و سرگئی اشماتکو وزیر انرژی روسیه که در راس هیئتی به ایران سفر کرده‌اند نیز شرکت خواهند داشت. 



به گزارش خبرگزاری فارس، نیروگاه اتمی بوشهر ساعت 23:29 دقیقه شنبه دوازدهم شهریور ماه سال جاری با قدرت حدود 60 مگاوات به شبکه سراسری متصل شد.



این رویداد با هماهنگی مدیریت شبکه برق کشور و به منظور فراهم آوردن شرایط لازم برای بهره‌برداری مقدماتی از اولین نیروگاه اتمی برق خاورمیانه کلید خورد.

درياچه اروميه



خلیج فارس

سند "خلیج‌فارس" در شرح نهج‌البلاغه 700 ساله ابن‌ابی‌الحدید

اشاره؛ مدت زیادی از جنجال «خلیج‌فارس» یا تعابیر دیگر نمی‌گذرد و کمی وقت کافی است تا دست‌های انگلیسی را در این ماجرای عجیب مشاهده کنیم. انگلیسی‌ها که به خوبی با برخی تعصبات قومی در جهان اسلام آشنا هستند و برای تقویت آن برنامه‌های طول و دراز داشته‌اند، یک موضوع ساده جفرافیایی را به یک تنش و بعضاً موضوعی بحرانی برای درگیری بین کشورهای اسلامی تبدیل کرده‌اند؛ به طوری که تا به حال چندین متن، عکس و ویدئو در عرصه‌های مختلفی منتشر شده است، تا به این طرح انگلیسی دامن بزند و مسلمان‌ها را به جان یکدیگر بیندازد و همه این‌ها در حالی انجام می‌گیرد که مراجعه به نقشه‌های قدیمی‌تر و منابع درجه اول، کارها را آسان‌ می‌کند و ما را به نتیجه رهنمون می‌سازد.

آنچه در پی می آید، سند دیگری بر صحت نام «خلیج‌فارس» در طول تاریخ است.

عزالدین ابوحامد عبدالحمید معروف به ابن ابی الحدید متوفی قرن هفتم در شرح خطبه 13 نهج­البلاغه بر نام «خلیج‌فارس» تأکید کرده است.

حجت­الاسلام والمسلمین محمد اسلامی‌پناه، یکی از محققین و پژوهشگران حوزوی در گفتگو با مرکز خبر حوزه، با اشاره به شرح خطبه 13 امام علی(ع) در نهج‌البلاغه، اظهار داشت: حضرت در این خطبه می­فرماید: "( وَ مِنْ كَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) فِى ذَمِّ الْبَصَرَةِ وَ أَهْلِها: كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ، وَ ‏أَتْباعَ‏ ‏الْبَهِيمَةِ، ‏رَغا فَأَجَبْتُمْ، وَ ‏عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ، ‏أَخْلاقُكُمْ‏ ‏دِقاقٌ‏، وَ عَهْدُكُمْ شِقاقٌ، وَ دِينُكُمْ نِفاقٌ، وَ ماؤُكُمْ ‏زُعاقٌ‏، وَ الْمُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ ‏مُرْتَهَنٌ‏ بِذَنْبِهِ، وَ الشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدارَكٌ بِرَحْمَةٍ ‏مِنْ‏ رَبِّهِ، كَأَنِّى بِمَسْجِدِكُمْ ‏كَجُؤْجُوءِ ‏سَفِينَةٍ، قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهَا الْعَذابَ مِنْ فَوْقِها وِ مِن تَحْتِها، وَ غَرِقَ مَنْ فِى ضِمْنِها. و فى رواية: وَ ايْمُ اللَّهِ لَتُغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتّى كَأَنِّى أَنْظُرُ إِلى مَسْجِدِها ‏كَجُؤْجُوءِ ‏سَفِينَةٍ ‏أَوْ ‏نَعامَةٍ ‏‏جاثِمَةٍ‏. و فى رواية: كَجُؤْجُوءِ طَيْرٍ فِى ‏لُجَّةِ ‏بَحْرٍ". «سرزنش مردم بصره: شما سپاه يك زن بوديد، و پيروان حيوان (شتر عايشه) تا شتر صدا مى‏كرد مى‏جنگيديد، و تا دست و پاى آن قطع گرديد فرار كرديد، اخلاق شما پست، و پيمان شما از هم گسسته، دين شما دورويى، و آب آشاميدنى شما شور و ناگوار است، كسى كه ميان شما زندگى كند به كيفر گناهش گرفتار مى‏شود، و آن كس كه از شما دورى گزيند مشمول آمرزش پروردگار مى‏گردد، گويا مسجد شما را مى‏بينم كه چون سينه كشتى غرق‏شده است، كه عذاب خدا از بالا و پايين او را احاطه مى‏كند، و سرنشينان آن همه غرق مى‏شوند. و در روايتى است: سوگند به خدا، سرزمين شما را آب غرق مى‏كند، گويا مسجد شما را مى‏نگرم كه چون سينه كشتى يا چونان شترمرغى كه بر سينه خوابيده باشد بر روى

آب مانده است و در روايت ديگر: مانند سينه مرغ روى آب دريا. و در روايت ديگرى آمده: خاك شهر شما بد بوترين خاكها است، از همه جا به آب نزديكتر و از آسمان دورتر، و نه دهم شر و فساد در شهر شما نهفته است، كسى كه در شهر شما باشد گرفتار گناه، و آنكه بيرون رود در پناه عفو خداست گويى شهر شما را مى‏نگرم كه غرق‏شده، و آب آن را فرا گرفته، چيزى از آن ديده نمى‏شود، مگر جاهاى بلند مسجد، مانند سينه مرغ بر روى امواج آب دريا!».

وی در ادامه با اشاره به شرح ابن ابی الحدید از خطبه 13 نهج­البلاغه، ابراز داشت: ابن ابی الحدید در این شرح آورده است: "فأما إخباره ع أن البصرة تغرق عدا المسجد الجامع بها فقد رأیت من یذکر أن کتب الملاحم تدل على أن البصرة تهلک بالماء الأسود ینفجر من أرضها فتغرق و یبقى مسجدها . و الصحیح أن المخبر به قد وقع فإن البصرة غرقت مرتین مرة فی أیام القادر بالله و مرة فی أیام القائم بأمر الله غرقت بأجمعها و لم یبق منها إلا مسجدها الجامع بارزا بعضه کجؤجؤ الطائر حسب ما أخبر به أمیر المؤمنین (ع) جاءها الماء من بحر فارس من جهة الموضع المعروف الآن بجزیرة الفرس و من جهة الجبل المعروف بجبل السنام و خربت دورها و غرق کل ما فی ضمنها و هلک کثیر من أهلها . و أخبار هذین الغرقین معروفة عند أهل البصرة یتناقلها خلفهم عن سلفهم" «و صحيح آن است كه اين موضوع اتفاق افتاده و بصره تا كنون دو بار غرق شده است، يك بار به روزگار حكومت القادر بالله و بار ديگر به روزگار حكومت القائم بامرالله و در اين هر دو بار تمام بصره را آب گرفته و غرق شده است و فقط مسجد آن شهر چون سينه كشتى يا سينه پرنده از آب بيرون مانده و مشخص بوده است، به همان‌گونه كه اميرالمومنين عليه السلام در اين خطبه خبر داده است. آب از خليج فارس از جايى كه امروز به «جزيره ى فرس» معروف است و از سوى كوهى كه به «كوه سنام» معروف است، طغيان كرده است و تمام خانه هاى آن ويران و هر چه در آن بوده غرق شده و بسيارى از مردمش كشته شده اند و اخبار مربوط به اين دو حادثه نزد مردم بصره معروف است و اشخاص از قول نياكان خود آن را نقل مى كنند».

این محقق و پژهشگر حوزوی بیان داشت: ابن ابی الحدید در قرن هفتم در این شرح، نامی از خلیج فارس آورده (........جاءها الماء من بحر فارس من جهة الموضع المعروف الآن بجزیرة الفرس.........) و علت غرق­شدن شهر بصره را آب­های خلیج فارس معرفی کرده است.

وی تصریح کرد: کلمه «خلیج‌فارس» و «بحر فارس» قرن‌ها است که در میان ملت‌ها شهرت دارد و مورد استفاده عموم مردم بوده. آیا مدرک و سندی بهتر از این می‌توان در این موضوع ارائه داد؟ نپذیرفتن این دلیل روشن و محکم، سیاستی استکباری است، نه شبهه علمی.

حجت­الاسلام والمسلمین اسلامی‌پناه با بیان این­که ابن ابی الحدید در سال 586 متولد شده است، خاطرنشان ساخت: نام اصلی او فخرالدین ابوحامد عبدالحمید معروف به ابن ابی الحدید و در سال 656 در سن 70 سالگی در بغداد وفات یافته است.

وی ضمن تعریف و تمجید از شرح ابن ابی الحدید، تصریح کرد: این شرح، یکی از بهترین شرح­های نهج­البلاغه است که به دستور وزیر شیعی خلیفه عباسی محمد ابن احمد افخمی شیعی نوشته شده است و از شروحی است که مورد قبول محققین، بزرگان و اساتید شیعه و سنی است و شرح جامع و مقبولی است که در آن عصاره و خلاصه کتب ادبی، تاریخی، کلامی و فقهی آمده است.

این محقق و پژوهشگر حوزوی در پایان به سفارش آیت­الله بروجردی برای استفاده از شرح ابن ابی الحدید اشاره کرده و اظهار داشت: مرحوم آیت­الله بروجردی توصیه فراوانی برای حوزویان داشتند که این شرح را حتما مطالعه کنند و تأکید فراوان بر آن داشتند.

شمارو بخدا کی میتونه اینگونه با سخنانش محشر به پا کنه؟

مسئولیت ما مسئولیت تاریخ است؛ بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی(ع) بود به اسم حکومت خمینی(ره) که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمی‌ترسیم، از انحراف می‌ترسیم.
 شهید غلام‌علی پیچک

ماجرای دفن یک جسد مجهول الهویه در کربلا  

رسم ما شیعیان این است که جنازه را بالای ماشین گذاشته و تا قبرستان شهرمان حمل

می کردیم.من نیز چنین کردم اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم که زحمت

ادامه راه را به خودم نداده و او را در همان کربلا دفن کنم.

به گزارش مشرق، «ابوریاض» از افسران ارتش عراق در زمان جنگ 8 ساله و

رجال سیاسی فعلی این کشور نقل می کند: « در جبهه های جنگ مشغول نبرد بودم

که دژبانی مرا خواست. فرمانده مان با دیدن من ، خبر کشته شدن پسرم را در جنگ

به من داد.خیلی ناراحت شدم . من برای او آرزوهای زیادی داشتم و می خواستم

دامادش کنم. به هر حال ، به سردخانه رفتم و کارت و پلاک فرزندم را تحویل گرفتم

و رفتم تا جنازه اش را ببینم. وقتی کفن را کنار زدم ، شدیدا یکه خوردم.

با تعجب توام با خوشحالی گفتم:« اشتباه شده ، اشتباه شده. این فرزند من نیست.»

افسر ارشدی که مامور تحویل جسد بود ، با بی طاقتی و عصبانیت گفت:

« این چه حرفیه می زنی؟ کارت و پلاک قبلا حک شده و صحت اون ها بررسی

و تایید شده.» واقعا برایم عجیب بود که او حاضر نمی شد حرف مرا بپذیرد یا

به بررسی دوباره ماجرا دست بزند. من روی حرف خودم اصرار می کردم

اما ناگهان خوف و اضطرابی در دلم افتاد که با مقاومتم مشکلی دیگر برایم ایجاد شود.

در زمان صدام با کوچک ترین سوء ظن و ابهامی ممکن بود جان شخص و

خانواده اش بر باد برود. زود سکوت اختیار کردم و ارتش مرا مجبور کرد که جسد

را برای دفن به سمت بغداد حرکت بدهم.
رسم ما شیعیان این است که جنازه را بالای ماشین گذاشته و تا قبرستان شهرمان

حمل می کردیم.من نیز چنین کردم اما وقتی به کربلا رسیدم ، تصمیم گرفتم

که زحمت ادامه راه را به خودم نداده و او را در همان کربلا دفن کنم.
چهره آن جوان که نمی دانستم کدام خانواده انتظارش را می کشد ، دلم را آتش زده بود.

او بدنی پر از زخم داشت اما با شکوه آرمیده بود. او را در کربلا دفن کردم

و بر پیکرش فاتحه ای خواندم و به دنبال سرنوشت خود رفتم.
سال ها از آن قضیه گذشت و خبری از فرزندم نیافتم تا این که جنگ تمام شد

و خبر زنده بودن او به دستم رسید. فرزندم سرانجام در میان اسرای آزاد شده

به عراق بازگشت. از دیدنش خوشحال شدم و شاید اولین چیزی که به او گفتم

این بود که « چرا کارت هویت و پلاکت را به دیگری سپردی؟»
وقتی او ماجرای کارت هویت و پلاکش را برایم تعریف کرد ، مو بر بدنم راست شد.

پسرم گفت: « من توسط جوانی بسیجی اسیر شدم. او با اصرار از من خواست

که کارت هویت و پلاکم را به او بدهم. حتی حاضر شد در قبالش به من پول بدهد.

وقتی آن ها را به او دادم ، اصرار می کرد که حتما باید قلبا راضی باشم.

من هم به او گفتم در صورتی راضی خواهم شد که علت این کارش را بدانم.

او حرف هایی به من زد که اصلا در ذهنم نمی گنجید. او با اطمینان گفت :

«من دو یا سه ساعت دیگر شهید می شوم و قرار است مرا در جوار مولایم

حضرت ابا عبدالله الحسین (صلوات الله علیه) دفن کنند.

می خواهم تا روز قیامت در حریم مولایم بیارامم. » .

دیگر نمی دانم جه شد و او چه کرد اما ماجرا حکایت همان بود که گفتم.

چنین گفت رستم به اسفندیار


سایت خبری «الف» متعلق به احمد توکلی اصولگرای منتقد دولت دست به افشاگری درباره شرکت خصوصي سمگا و روابط آن با رئیس دفتر رئیس جمهور زد. 

«الف» در این گزارش آورده است: شركت سرمايه‌گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري ايران مشهور به سمگا كه در هفتم تيرماه 1388 با سرمايه 20 ميليارد تومان به ثبت رسيده و تأسيس شده است، ظرف مدت كوتاهي توانسته 6 شركت اقماري بزرگ تأسيس كند. يكي از شركت‌هاي مولود سمگا، بانك جديدالتأسيس «گردشگري» است كه در بدو تولد، سرمايه آن از 200 ميليارد به 600 ميليارد تومان افزايش پيدا كرده‌است.

اسفنديار رحيم مشايي و حميد بقايي جزو اولين سهامداران شركت سمگا بوده اند و مدير عامل اين شركت، مهدي جهانگيري، معاون سابق مشايي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. جهانگيري همان كسي است كه در سال 87 پس از ماجراي مشهور حمل قرآن با موسيقي و دف، تحت فشار علما و اقشار متدين ناچار به استعفا شد.

جهانگيري پس از استعفا از معاونت سازمان ميراث فرهنگي و جهانگردي، شركت خصوصي سمگا را تأسيس كرد و با حمايت ويژه دولت، همكاري مالي حداقل 10 بانك، موسسه مالي و شركت سرمايه گذاري را جلب كرده است. اين شركت ابتدا قرار بود با عنوان «صندوق سرمايه گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري» فعاليت كند، اما بعدا به نام «شركت سرمايه گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري - سمگا» تغيير نام داد.

اسفنديار رحيم مشايي نه فقط تعدادي از سهام اين شركت خصوصي را خريداري كرده است، بلكه از نزديك طرح‌هاي آنرا پيگيري و شخصأ به آنها سركشي مي‌كند. 



اسفنديار رحيم مشايي، حميد بقايي (رئيس و معاون وقت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري) و مهدی جهانگیری (معاون مستعفی مشایی) در مراسم آغاز پذيره نويسي شركت خصوصي سمگا، 19 ارديبهشت 1388 



مشايي و بقايي در اولين روز عرضه سهام شركت سمگا، سهامدار آن مي شوند، 19 ارديبهشت 1388. خرید سهام سمگا توسط چهره های متنفذ سیاسی، سمبل و سیگنال مناسبی برای حمایت های آتی از این شرکت خصوصی بود. همان روز 50 درصد و طي 4 روز بعد، 100درصد سهام عرضه شده شركت سمگا توسط بانكها، موسسسات سرمايه گذاري و افراد مطلع، خريداري شد و پذيره نويسي سمگا قبل از موعد پيش بيني شده به پايان رسيد.



بازديد اسفنديار رحيم مشايي (رئيس دفتر رئيس جمهور) از دفتر شركت خصوصی سمگا 20 آبان 1388



بازديد اسفنديار رحيم مشايي (رئيس دفتر رئيس جمهور) از پروژه هاي سمگا در فرودگاه امام خميني، اول تير 1389

يكي از رانت‌هاي ويژه براي سمگا، واگذاري يك ميليون و دويست و پنجاه و هشت هزار متر مربع از زمين‌هاي لويزان در شمال شرقي تهران به اين شركت خصوصي بوده است. 

براي اين واگذاري نه تنها مزايده‌اي برگزار نشده، بلكه براساس مصوبه شماره 99677/43084 مورخ 88.5.18 هيات وزيران و صورتجلسه مورخه 88.12.23 كارگروه ميزاث فرهنگي استان تهران، كل زمين‌هاي فوق بايد بصورت رايگان به شركت خصوصي سمگا واگذار شود. 



بر طبق تصاویر موجود، اسفنديار رحيم مشايي و مرتضي تمدن (استاندار تهران)، ضمن بازدید از دفتر سمگا در جريان طرح‌ها و برنامه‌هاي اين شركت خصوصي قرار گرفته اند. 

اسفنديار رحيم مشايي ارديبهشت ماه 88 در رزمان تصدي رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفته بود: « سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار است در راستاي عمل به اصل 44 قانون اساسي آن بخش از فعاليت‌ها، اموال و دارايي‌ها، هتل‌ها و سهام شرکت‌هاي وابسته را وفق مقررات به اين شرکت - سمگا - واگذار کند».

خوشبختانه با پيگيري‌هاي قانوني بعمل آمده، ديوان محاسبات (بازوي نظارتي قوه مقننه و مسوول نظارت مالي بر عملكرد دستگاه‌هاي دولتي)، اين موضوع را بررسي كرد و در تاريخ 89.10.25 از واگذاري 1258800 متر مربع از زمين‌هاي لويزان به شركت خصوصي سمگا جلوگيري و مصوبه هيات دولت در اين باره را به دليل نقص قوانين متعدد، لغو كرد.

از جمله مزاياي دولتي ديگري كه به سمگا تعلق گرفته، امتياز ساخت و بهره‌برداري از هتل‌هاي بین المللی فرودگاه امام خميني(ره) به اين شركت خصوصي بوده است. براساس اين قرارداد، شركت سمگا 31هزار متر مربع زمين رايگان در محوطه فرودگاه بين المللي امام خميني دريافت و در آنها هتل مي‌سازد و 25 سال پس از بهره‌برداري، هتل‌ها را به شركت فرودگاه‌هاي كشور واگذار مي‌كند.

درباره قرارداد واگذاري زمين به شركت سمگا براي ساخت هتل در فرودگاه امام خميني، مدير عامل اين شركت اعلام كرده است: « ...اين شركت بابت دريافت زمين‌هاي موضوع اين قرارداد، پولي نمي پردازد اما بابت كارشناسي اين زمين‌ها، حدود 3 ميليارد تومان(!) بايد بپردازد كه اين امر بايد اصلاح شود».

محمدرضا اميرحسنخاني رئيس هيات مديره سمگا در پاسخ به سوال خبرنگار الف، درباره نحوه دستيابي اين شركت به قراردادهای لویزان و فرودگاه امام خمینی گفت: «از جزئيات موضوع اطلاعي ندارم و تا آنجايي كه مي‌دانم بصورت حق بهره‌برداري بوده است». آقای حسنخانی در پاسخ به این سوال که چرا این حق، الف) بدون مزایده و مناقصه ب) چرا رایگان، و ج) چرا به سمگا داده شده است، پاسخی نداد. قابل ذكر است كه دكتر اميرحسنخاني نماينده مجلس هفتم از فردوس و طبس بود.

مطابق قانون، كليه دستگاه‌هاي دولتي موظفند مناقصه‌هاي خود را قبل از انتخاب طرف قرارداد، از طريق درج در روزنامه‌هاي رسمي و پايگاه ملي مناقصه‌ها به عموم اعلام كنند و قرارداد را به بهترين پيشنهاد دهنده واجد شرايط واگذار كنند. پيگيري‌خبرنگاران الف نشان مي‌دهد هيچ اثري از مناقصه ساخت هتل در فرودگاه بين‌المللي امام خميني نه در روزنامه رسمي و نه در پايگاه ملي مناقصات و نه در سايت شركت فرودگاه‌هاي كشور وجود ندارد. درباره اين قرارداد، خبرنگار الف از شركت فرودگاه هاي كشور استعلام كرده كه ان شا الله توضيحات اين شضركت به محض وصول منتشر مي شود. 

بنابه آگهی شماره شماره27433/ت32/88 روزنامه رسمی (بهمن 88)، اعضای هیات مدیره شرکت سمگا به همراه سوابق آنها، افراد زیر بوده اند:

• آقای مهدی جهانگیری (نماینده نارپ ایرانیان، سهامی خاص)، مدیرعامل – معاون سابق آقای اسفندیار رحیم مشایی 

• آقای علي‌اصغر پرهيزکار (نماینده کانون جهانگردي و اتومبيل‌راني جمهوري اسلامي ايران) - مدیرعامل سابق صندوق حفظ، احیا و مرمت آثار تاریخی، وی چند ماهی است با حکم بقایی مدیر عامل منطقه آزاد اروند شده است - عضو هیات مدیره 

• آقای محمدرضا حسنخانی (نماینده شرکت آساگستران خراسان سهامي‌خاص)، مدیرعامل بانک جدیدالتاسیس «ایران زمین»، نماینده مجلس هفتم - رییس هیات مدیره 

• آقای سید بهاءالدین حسینی هاشمی (نماینده سرمايه‌گذاري و تجارت اميد سهامي‌خاص)، مدیرعامل بانک تات (مدیر عامل سابق بانک سرمایه و مدیر عامل بانک های اسبق بانک صادرات) - عضو هیات مدیره 

• آقای علی اکبر امین تفرشی (نماینده سرمايه‌گذاري پارس آريان سهامي‌عام)، نائب رئيس و عضو هيات مديره بانک پاسارگاد - عضو هیات مدیره 

• آقای مهندس رضا حمزه لو (نماینده سرمايه‌گذاري هزاره سوم سهامي‌عام)، مدیرعامل شرکت بازرگانی پتروشیمی، مديرعامل شرکت سرمايه گذاري ايران - عضو هیات مدیره 

• آقای مهندس محمدرضا کبوراني (نماینده سرمايه‌گذاري توسعه و عمران زاگرس چهارمحال بختياري )، مدیرعامل سابق شستا - عضو هیات مدیره

کمی بیش از دو ماه پیش، اعضاي هيات مديره سمگا در 25 بهمن ماه 89 با جایگزینی احسان تابش به جای پرهیزکار به عنوان نماینده کانون جهانگردی و اتومبیلرانی در هیات مدیره ابقا می شوند (آگهی شماره شماره39169/ت32/89 روزنامه رسمی). اما هم اکنون در پایگاه اطلاع رسانی سمگا، اسامی آقایان غلامرضا حاجی زاده (مدیرعامل بانک سرمایه)، حامد واحدی (مدیرعامل سرمایه گذاری الوند خاورمیانه) به عنوان اعضای هیات مدیره دیده می شود و اسامی آقایان حمزه لو و کبورانی حذف شده است.

رشد خيره كننده و غيره عادي شركت خصوصي سمگا در شرايطي اتفاق افتاده است كه سرمايه‌گذاران و توليدكنندگان بخش خصوصي واقعي كه به بيت‌المال و قراردادهاي بزرگ دولتي دسترسي ندارند، از محيط نامساعد كسب و كار در ايران به شدت تحت فشار هستند و در ماه‌هاي اخير كمتر شركت تازه تأسيسي در ايران توانسته به اين صورت رشد كند و صاحب قراردادي بزرگ با موسسات دولتي شود.

نقل از وبلاگ ارزشی فدائی سید علی

حمایت از مردم مظلوم بحرین در دیدار دو تیم پرسپولیس – الاتحاد

 

 

 

برای عزیزان حزب اللهی که در یورش وحشیانه نیروی انتظامی به معترضان جنایات آل سعود در ورزشگاه آزادی، مجروح شدند آرزوی سلامتی می کنم... من کتکی نخوردم و باتومی هم بر سرم نشکست....

 

باعث شرمندگی و سر افکندگی است که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی این چنین وحشیانه به سمت مردمی هجوم می آورند که نسبت به جنایات رژیم وحشی آل سعود در بحرین، اعتراض می کنند.

 

نیروی انتظامی باید در قبال این اقدام شرم آور در ضرب و شتم جوانان حزب اللهی که بی تفاوت نسبت به قتل عام مسلمانان نیستند، از مردم عذرخواهی کند.

 

فکر نمی کنم تاکنون غضنفرهای جمهوری اسلامی در مورد افرادی که اغتشاش می کنند و یا در ورزشگاهها با فحاشی و شکستن صندلی ها و تخریب وسایل نقلیه عمومی و خسارت وارد کردن به بیت المال ، آبروی مسلمانان را می برند، چنین برخوردی صورت داده باشند........

 

امیدوارم جوانان حزب اللهی و وبلاگ نویسان عزیز از این اقدامات شرم آور نیروی انتظامی اعلام برائت کنند و این موضوع را پیگیری کنند.....

 

دفاع از وهابیت خونخوار و رژیم وحشی آل سعود، و سعی در خاموش کردن فریاد ظلم ستیزی جوانان عدالت خواه، لکه ننگی بر دامان نیروی انتظامی است....

 

برای عده ای جاهل، محروم نشدن از فوتبال خط قرمزشان است، که دین و شرف را می توان در پای آن ذبح کرد.... فوتبالی که حربه ای در دست استکبار جهانی است تا با آن مردم را سرگرم کنند تا خود بدون مزاحم به جنایات بی نظیرشان برسند! نمونه اش را در زمان جام جهانی 2006 شاهد بودیم، آنجا که رژیم غاصب صهیونیستی با حمایت کفار آل سعود، به لبنان و حزب الله قهرمان وحشیانه یورش بردند ...

 

هر چند صاحبنظران و کارشناسان قبل از بازی دیروز اعلام کرده بودند هیچ محرومیتی در کار نیست و در بدترین حالت ممکن است جریمه مالی در نظر بگیرند..... شعار دادن سیاسی در ورزشگاه ها چیز جدید و تازه ای نیست و بارها در کشورهای مختلف بخصوص کشورهای مرتجع عربی اتفاق افتاده است و هرگز محرومیتی هم در پی نداشته است.....

 

البته به برخی حضرات سیاست باز که منافعشان در آرام بودن رابطه ایران با دیکتاتورهای منطقه است حق می دهیم هر حرکت علیه رژیم وحشی یهودی آل سعود (هم این خاندان جنایتکار اصالتاً یهودی بوده و هم مخترع وهابیت یک خاخام یهودی بود!) را سرکوب کنند، اما ما هم این حق را برای خود قائلیم که در هر زمان و مکان، منافع نامشروع این سیاست بازان را به خطر بیاندازیم و زندگی را برای حامیان شیطان بزرگ و شیطان بچه های منطقه تیره و تار کنیم!

 

من لحظات ابتدایی بازی که شعار می دادیم و نیروی انتظامی وارد شد به آنها حق می دادم که حقوق می گیرند که فرامین بالادستی ها را اجرا کنند، و مجبورند با فوتبال زده ها همراهی کنند، اما وقتی پلیس ضد شورش وارد شد و باتوم به سر و صورت معترضان به آل سعود می کوبیدند دیگر جایی برای حق دادن به آنها باقی نمی ماند....

 

یه سری فیلم از شعارهایی که دیروز در ورزشگاه آزادی سر می دادیم آپلود کردم که لینکشان را خدمتتان تقدیم می کنم.. 

 

 

فریاد بحرین، بحرین...... 5.2 مگابایت 

http://s1.picofile.com/file/6617204224/MVI_3180.mp4.html 

پرسپولیس زلزله آل سعود قاتله.... 3.2 مگابایت 

http://s1.picofile.com/file/6616971826/MVI_3179.mp4.html

آل سعود خائن..... 3.4 مگابایت

http://pasdar-islam.persiangig.com/video/perspolis-Al_ittihad/MVI_3185.mp4 

http://s1.picofile.com/file/6617074444/MVI_3185.mp4.html

لعن الله علی آل سعود..... 5.1 مگابایت

 http://s1.picofile.com/file/6617358148/MVI_3187.mp4.html

الموت سعودی 1.6 مگابایت 

http://s1.picofile.com/file/6615795770/MVI_3199.mp4.html 

لبک یا زهرا..... الشعب یورید اسقاط آل سعود. .. 3.6 مگابایت 

http://s1.picofile.com/file/6616073438/MVI_3197.mp4.html 

الشعب یورید اسقاط آل سعود  .... 3.7 مگابایت 

http://s1.picofile.com/file/6615952712/MVI_3198.mp4.html

 

 

و شمر همین آل خلیفه است.

شعر از: علیرضا قزوه
 
مختار!

راهی نمانده است

همین امشب  

از سریال بیرون بزن

پیش از آن که شمر و سنان کاری کنند

با کمک سازمان ملل

بیرون بزن

 با همین کیان ایرانی و همین ایرانیان

که نشسته اند پای گیرنده هایشان

و با همین شمشیرها

که در دست فرزندان مالک است

به جنگ شمر برویم

و شمر همین آل خلیفه است

همین عبدالله است و همین عبیدالله

و شمر همین شورای اعراب اند

که منجنیق آورده اند در بحرین

و" آیات" خدا را می کشند و لگدمال می کنند

وگرنه اهل سنت با مایند

و عاشقان رسول الله با مایند

تنها شمر و سنان

با آل سعود و آل خلیفه

با آل شکم و آل حرام آن سویند

و آل کاخ سفید و آل کاخ الیزه آن سویند

و آل بی بی سی

همیشه آن سو بودند

به مختار گفتم چاره ای نمانده

باید از دل سریال بیرون زد

با اسب

با شمشیر

با قایق های تندرو و با شعر

که  جهان همین کوفه ست

و عاشقان علی(ع) امشب

بر پشت بام های زمین آتش روشن کرده اند

                               اردیبهشت ۱۳۹۰ 

واعدوا لهم مااستطعتم من قوه

جديدترين موشك پدافندي كشور با موفقيت تست شد

جديد‌ترين سامانه پدافند موشكي كشور به‎نام صياد2 به‏زودي عملياتي مي شود.


تست موشك صياد2 به عنوان جديدترين سامانه‌ موشكي پدافند هوايي، طي روزهاي اخير با موفقيت انجام شده و در آينده نزديك شاهد رونمايي و عملياتي شدن اين موشك در نيروهاي مسلح خواهيم بود.
اين در حالي است كه پيش از اين شاهد به‏كارگيري سامانه موشكي پدافندي صياد1 شامل موشك‌هاي 2مرحله‌اي به منظور مقابله با انواع هواگردها از جمله هواپيماهاي بمب‎افكن متخاصم در ارتفاع متوسط و بالا در نيروهاي مسلح بوديم.
سامانه موشكي صياد علاوه بر توان مقابله با جنگ الكترونيك، توانايي درگيري با سامانه‌هاي داراي سطح مقطع راداري كم را نيز دارد.
پدافند موشكي صياد1 با سر جنگي 200 كيلوگرمي، با سرعت 1200 متر بر ثانيه به سمت هدف حركت مي‌كند.

سامانه موشكي صياد2 نسبت به نوع قبلي از دقت، برد و قدرت تخريب بيشتري برخوردار است و مي‌تواند توان پدافندي كشور را به ميزان قابل توجهي ارتقا دهد.

روشنفکران قاچاقچی!

/يادداشت مسعود ده‌نمكي به بهانه قاچاق اخراجي‌ها/
وقتي روشنفكرها قاچاقچي مي‌شوند

مسعود ده‌نمكي در بخشي از يادداشت خود با اشاره به قاچاق «اخراجي‌ها3» در فضاي مجازي نوشت: ضمن تشكر از مردمي كه هوشيارانه با استقبال خود خار در چشم كوته‌فكران فرهنگي بودند، اميدوارم علي‌رغم اين اتفاق ترجيح بدهند فيلم را بر روي پرده سينما ببينند نه در سفره روشنفكران قاچاقچي!


«مسعود ده‌نمكي» كارگردان فيلم سينمايي «اخراجي‌ها3» در يادداشتي با عنوان «وقتي روشنفكرها قاچاقچي مي‌شوند» كه در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده، نوشته است:
حالا كه روشنفكرنما‌ها تنها يك هفته پس از اكران فيلم اخراجي‌ها، نسخه قاچاق «اخراجي‌ها» را بر روي وب‌سايت‌ها گذاشتند، همان حس زمان تعطيل شدن نشريه شلمچه به دست مهاجراني را دارم. نشريه‌اي كه مظلومانه و به حكم يك آقازاده در پشت پرده و براي دلخوشي عالي‌جناب... تعطيل شد. آن هم به دست كساني كه شعارشان -تحمل مخالف- و - زنده‌باد مخالف من- بود!!! گرچه زمانه، انتقام اين ظلم‌ها را از اين آقا و آفازاده گرفت...
در آن زمان بين آن همه مدعي روشنفكري و اصلاح‌طلبي فقط مرحوم بورقاني بود كه به كار دولت اصلاحات در تعطيل كردن شلمچه اعتراض كرد و به قولي مردانگي از خود نشان داد و گفت اين كار با شعارهاي ما نمي‌خواند. خواستم به اين حضرات مثلا مخالف فيلم كه از نقد به رنگ پاشي و از رنگ پاشي به تحريم و از تحريم به قاچاق فيلم رسيدند بگويم اگر دين نداريد لا اقل آزاد مرد باشيد اما با خود گفتم اين‌ها اگر مرد بودند كه مخنث‌وار به ميدان نمي‌آمدند. اين‌ها كه حاضرند براي حذف رقيب، اقتصاد بيمار سينما را نابود كنند مگر مروت مي‌شناسند. يك مقدار سينمايي‌تر بنويسم. كار اين حضرات مرا به ياد فيلم گلادياتور انداخت. در سكانس فينال فيلم، گلادياتور بايد با خود شاه مبارزه مي‌كرد. شاه كه مبارزه مردانه را از قبل باخته مي‌ديد، دشنه‌اي مسموم در پهلوي گلادياتور فرو برد و بعد براي مردم دست تكان داد!!! و حالا اين حضرات پس از قاچاق كردن فيلم دم از پيروزي خواهند زد...
در زمان تعطيلي نشريه «شلمچه» توسط «مهاجراني» رفقاي انقلابي ما هم -كه مثل اين روزها در حالي كه دشمن بيدار بود و آن‌ها به سيزده بدر اسلامي رفته‌اند- فقط اين تعطيلي را نظاره‌گر بودند و سكوت پيشه كردند و راضي به اين ظلم شدند.
ماكياول مي‌گويد: براي بقا در محيط سياسي يا بايد در اردوگاه شيران باشي يا اردوگاه روباهان. اگر اين وسط باشي خورده مي‌شوي.
... و چون شلمچه در اردوگاه چپ و راست نبود به راحتي خورده شد.
و امروز همان مدعيان روشنفكري وقتي ديدند اخراجي‌ها در هر قسمتي كه ساخته مي‌شود گفتماني جديد براي مردم به همراه مي‌آورد و قواعد سياست‌بازي حضرات را به هم مي‌زند و به جاي ايجاد تقابل بين مردم آن‌ها را به هم دلي مي‌خواند و چون نان اين عقده‌اي‌ها در دعواي مردم و اخراجي بودن گروهي از آن‌هاست به تقابل جدي با سومين قسمت از اخراجي‌ها برخواستند.
تمام توان رسانه‌اي خود را در اين چند ماه به ايجاد فضاي تحريم «اخراجي‌ها‌3» مصروف كردند و در كمال ناباوري و حيرت وقتي ديدند كه مردم از هر قشر و گروه و عقيده و قومي در سالن‌هاي سينماهاي كشور به فريبكاري حاجي‌گرينف‌هاي امروزي و دغل‌كاري دباغ‌هاي مدرن مي‌خندند و در لحضات غمگين آن به مظلوميت جانبازان‌شان گريه مي‌كنند تاب نياورده و براي جلوگيري از يك تفاهم ملي و ثبت ركوردي تاريخي در حوزه فرهنگ ناجوانمردانه دست به قاچاق اخراجي‌ها زدند و با فيلمبرداري از روي پرده سينما و مانند تروريست‌هاي القائده و طالبان با درج يك بيانيه به اسم جنبش سبز در اول فيلم، آن را در اينترنت و سايت بالاترين قرار دادند. اين رفتار در پي اظهارات عقده‌اي‌وار مثلا يك منتقد در مصاحبه با بي‌بي‌سي عليه اخراجي‌ها قابل پيش‌بيني بود.
اما آنچه كه مسجل است اين است كه اين عمله‌هاي ناتوي فرهنگي گماشته اشراف فرهنگي پشت صحنه هستند. كساني كه تحمل ورود موفق نيروهاي انقلاب به حوزه سينما را ندارند آن‌ها شرافت يك رقابت سالم جوانمردانه را نداشتند وگرنه به فكر قاچاق فيلم و به صورت رايگان در اختيار عموم قرار دادن آن نمي‌افتادند. آن‌ها وقتي ديدند شعار تحريم‌شان رنگ باخته و ادامه استقبال مردم در سالن‌هاي سينما به بي‌آبرويي‌شان مي‌انجامد، با ايجاد فضايي دوقطبي سعي كردند پشت اعتقادات سياسي مردم سنگر بگيرند و با بازي با عواطف مردم به اسم جنبش سبز و ... مانع از حضور مردم در سينما‌ها شوند. اما ديدند مردم از طيف‌هاي مختلف سياسي وقتي وارد سينما مي‌شوند و حتي اگر با ذهنيت القا شده به تماشاي فيلم مي‌نشينند در پايان فيلم، سبز و قرمز و آبي يك دل شده و دروغ‌پردازي آنها برملا مي‌شود به وحشت افتادند. همانطور كه در ساخت اخراجي‌ها هنرمنداني با گرايشات مختلف سياسي براي يك مضمون و هدف مشترك كنار هم ايستادند تا اخراجي‌ها ساخته شد.
با اعلام آمار استقبال مردم، عوامل اين جريان يك رقابت دو قطبي خودساخته را باختند. آن‌ها بيشتر از اينكه از افزايش صفر‌هاي فروش اخراجي‌ها ناراحت باشند، از واقعيت‌هاي تاريخي ديگري وحشت دارند. از اينكه مجبور بودند هر سال در نقد‌ها و مطالب و سخنراني‌هايشان ‌بگويند اين فيلم خوب نيست و مردم آن‌ها را به حساب نياورده و راه خود را بروند. آن‌ها چهره زشت خود را كه پشت گريم روشنفكري پنهان كرده بودند در آينه اخراجي‌ها و استقبال مردمي از آن فيلم مي‌ديدند و براي فرار از اين حقيقت كه جايگاهي بين مردم ندارند آينه را شكستند. غافل از آنكه ننگ با رنگ پاك نمي‌شود. فكر كنيد با اين كار شما برديد و ركورد جذب مخاطب اخراجي‌ها را امسال زديد اما با وجدانتان چه مي‌كنيد؟ به تعبير حضرت علي: وجدان تنها محكمه‌اي است كه احتياج به قاضي ندارد.
ما در زمان جنگ مي‌گفتيم: چه بكشيم و چه كشته شويم، پيروزيم و حالا هم مردم اخراجي‌ها را چه در خانه ببينند و چه بر پرده سينما پيروزيم.
اما يك سوال باقي مي‌ماند. اگر قرار باشد براي حرف زدن ما امنيت نباشد، آيا تضميني براي امنيت حرف زدن ديگران وجود خواهد داشت؟ در پاسخ به اين سوال از دوستاني كه به من و يا فيلم محبت دارند مي‌خواهم كه در دفاع از من و يا فيلم هيچ كارگردان و يا فيلمي را به روش روشنفكرنماها مورد نقد قرار ندهند و از جاده انصاف خارج نشوند.
من از اينكه شما اين‌قدر عصباني هستيد و حاضريد به خاطر نابود كردن مخالف خود اين‌قدر به زحمت بيفتيد و چهره واقعي خودتان را رو كنيد خوشحالم. گرچه من از اول هم معتقد بودم كه شبه روشنفكران ما شناگران قابلي هستند كه اگر آب گيرشان بيايد ديكتاتور‌هاي خوبي مي‌شوند.
در اينجا ضمن تشكر از مردمي كه هوشيارانه با استقبال خود خار در چشم حسودان و كوته‌فكران فرهنگي بودند، اميدوارم علي‌رغم اين اتفاق ترجيح بدهند فيلم را بر روي پرده سينما ببينند نه در سفره روشنفكران قاچاقچي!
نشريه شلمچه بسته شد. نشريه جبهه بسته شد. فيلم فقر و فحشا آن‌گونه شد و با اخراجي‌ها اينگونه رفتار كردند. قطار تا حركت نكند سنگش نمي‌زنند و من خوشحالم كه پر و بالم را مي‌شكنيد. اگر سنگم نمي‌زديد، به كارم و زنده بودنم شك مي‌كردم. لازمه انقلابي بودن تحمل سختي‌هاست.
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

اين بهار را به بها به ما دادند نه به بهانه

شهر سرد و گرم زيادي را از فتنه فتنه‌گران پشت سر گذاشت و آخرين موعد فتنه‌گران هم در آستانه بهار ما خزان شد و سياهي‌اش را تاريخ در ياد سپرد. 

ولي اين بهار را به بها به ما دادند نه به بهانه. 

بهايي كه شما پرداختيد. يكي در لباس ناجا و ديگري در لباس بسيج. كم نبودند بچه‌هاي ناجا كه با چفيه پا به خيابان گذاشتند و كم به آسمان نرفت آيةالكرسي‌هايي كه پشت سر بچه‌هاي بسيج خوانده شد و چه مادرها كه بر سر سجاده، فرزندانشان را كه مدافع راه ولايت بودند دعا كردند. 

و شهر در آبي اخلاصتان دست و رويش را شست و مقاومت شما را در خاطرش سپرد. 

سپر بلا شده بوديد. كسي حتما نمي دانست اين گازهاي اشك‌آور چقدر رنجتان مي‌داد اما بچه‌هاي كوچك را در آغوش گرفتيد و از معركه به در برديد، در مقابل خشم كثيف اوباش ايستاديد و زخم خورديد و حتي از چند آدم عادي هم حرف نامربوط شنيديد اما "جبل راسخ" مانديد و "اشداء علي الكفار، رحماء بينهم" شديد. 

بوي دود گرفتيد. دست و صورت‌هايتان سياه و لباس‌هايتان خوني شد. و شايد سرما هم گاهي رمق را از دست‌هايتان برد... اما كسيكه از ميدان به در رفت، فتنه‌گران و اوباش بودند كه دست آخر فتنه‌سوز شدند و مهر تأييد آمريكا كنار دستبندهاي سبزشان خورد. 

حالا و در صبح پيروزي شما همان بسيجي‌هاي ساده‌اي بوديد كه سال‌ها عكس‌هاي جبهه‌شان را ديده بوديم... ساده و بي آلايش ولي مرد نبرد و شهادت. بي ادعا ولي شيرهاي شرزه‌اي كه دشمن حتي با تفنگ و نارنجك و سرنيزه هم جرأت حمله به آنها را نداشت. 

چه باك برادر...!بگذار تمام رسانه‌هاي دنيا هم بدتان را بگويند و عكس سبزها و سطل آشغال‌هايشان را به عنوان نماد پيروزي منتشر كنند.
چشم حقيقت بين ولي غير از اخلاص و مهرباني شما به مردم و ولايت را نمي‌بيند. كه در سرما و گرما دست از خانواده و درس و زندگي و كار شستيد و به خيابان آمديد تا اوباش مجبور شوند به سوراخ‌ها بخزند.
شما مصداق جنود خدا شديد كه ولي زمانه را تنها نگذاشتيد. و درياي لشكري شديد كه حتي فرشتگان هم به ياري‌تان آمدند و دست خدا پشت و پناهتان شد. 

مبادا برادر كه دلت از طعنه‌ها و بي‌مهري‌ها شكسته باشد. اين مظلوميت‌ها اگر نبود كه ديگر بسيجي نبوديم. بسيجي را با مظلوميتش عشق است. با كنايه شنيدن‌هايش و با سكوتش. و بسيجي‌ها را عشق است كه حواريون عشقند و خيابان انقلاب و شلمچه برايشان يكيست اگر تكليف باشد. 

اين شهر بلاجويان عاشقش را فراموش نمي‌كند. خدا قوت... لبخند بزن دلاور.

پیله کردن مهدی خزعلی و جواب قاطعانه مسعود ده نمکی

کمک به اخراجی ها را حرام می دانم !

مسعود ده نمکی چماقدار سابق، همان کسی که قتلهای زنجیره ای را عمل به تکلیف می دانست و ناراحت بود که از این

افراد (قاتلین) کمتر قدردانی می شود، او که در کوی دانشگاه حضور داشت و خانواده شهید عزت ابراهیمی او را در خون

فرزندشان شریک می دانند! امروز دوربین به دست گرفته است! اشتباه نکنید، او از دوربین و هنر و سینما هم چماقی

خواهد ساخت تا بر فرق ما بکوبد، و متاسفانه بازیگران ما بازیچه دست او شده اند، من اگر بودم به هیچ قیمت حاضر به

همکاری با چماقداران نمی شدم.

امام موسی ابن جعفر علیه السلام، به صفوان جمال که شترهای خود را برای سفر حج به هارون اجاره داده بود، فرمود: "

همین قدر که راضی هستی که هارون زنده بماند و از سفر برگردد تا اجاره شترهای تو را بپردازد در ظلم او شریکی"

و باز فرموده اند: " هر کس ظالمی را یاری کند و لو به تهیه لیقه دوات در ظلم او شریک است! "

نمی دانم، چگونه خود را توجیه می کنند و با چنین فردی که هنوز بر مواضع خویش است و توبه نکرده همکاری می کنند؟

پیامبر صلوات الله علیه و آله فرمود: " من اعان ظالماً سلطه الله علیه - هر کس ظالمی را یاری کند خداوند آن ظالم را بر

او مسلط می کند" آقایان بازیگران، روزی را می بینم که از سلطه و ظلم او شکوه کنید و علاجی و فریاد رسی نیابید.

کمک به اخراجی ها را حرام می دانم !

امروز بالای سن با شما خوش و بش می کند، اما او از همان قماشی است که اگر شما را در خیابان با این سر و وضع ببینند،

بازداشتتان می کنند و سابق بر این خدو بر روی تان می انداختند و مویتان می بریدند، اما امروز برایشان تخم دوزرده می

کنید و به رویتان می خندند، و شما چه ساده اید که خنده آنها را باور می کنید! شاید او بر روی شما لبخند زند، اما در

گوشه ای دیگر، مسعودی دیگر، زهرا بنی یعقوب را به زندانی می افکند که فرجامش مرگ است، مرگ! و شما با

همکاریتان در مرگ زهرا هم شریکید! شما در ترویج تفکر مسعودها شریکید، شما با کارتان مسعودها را تکثیر و وارد حوزه

فرهنگ و هنر کرده اید!

باز هم عجیب است این یک بام و دو هوا، این همان بانویی است که در خیابان او را مسعودی می گیرد و در حبس می

کند، که چرا چنین پوشیده ای! و مسعودی دیگر از بازی او میلیاردها به جیب می زند و به رویش لبخند ژوکوند! پس درد

دین نبود، درد جیب بود، اگر موی تو و روی تو برای منافع ما بیرون است، حرجی نیست! وگر نه ...

اگر با این حجاب عکس هاشمی و موسوی را در دست داری، جنجال می کنند که طرفداران اینها بی دین و بی حجابند،

و اگر عکس اینها را در دست بگیری، دوربین ها شکارت می کنند و بارها از سیمای ملی پخش می شود که ببینید ما هم از

این طرفداران داریم، ما هم دلباختگانی داریم!

فریب امروز و دیروز اینها را نمی خورم، نه دیروز درد دین داشتند و نه امروز روشنفکر شده اند، دیروز و امروز در پی

منافع خویش اند! و مردم را بازیچه می دانند.

کمک به اخراجی ها را حرام می دانم !

من هر گونه کمکی به اخراجی ها را حرام می دانم، پرداخت ریالی برای دیدن این فیلم، تایید و تقویت تفکر چماق و

ترور است ، و ما در خون شهیدان شریک خواهیم بود.

29 اسفند 1389

مهدی خزعلی

و اما پاسخ مسعود ده نمکی:

آقازاده معروف به جنگ علنی با اخراجی ها آمد

 

دکتر مهدی خزعلی یکی از آقازاده هائی که احتمالا اخراجی ها پر منافع او را گرفته  دیدن فیلم اخراجی ها را حرام اعلام کرد.

البته مشخص نیست ایشان اجتهادشان را مکاتبه ای از حوزه علمیه گرفته و یا واقعا مجتهد است که می تواند حلال و حرام را تشخیص دهد.

ولی آنچه مشخص است اخراجی ها آب به لانه مورچه گان  انداخته است .آقازاده های منتسب به جناح های  چپ و راست- سنتی و مدرن-  که با همین انقلاب و مردم شکم گنده کرده اند حالا برای اینکه رسوا نشوند پشت مردم و دین سنگر می گیرند.

آری پیام اخراجی ها همین است :

 آقا زاده ها مردم و جوانان بی گناه را سپر بلای خود کردند و به راحتی سر آرمانخواهی جوانان این کشور معامله می کنند و برایشان فرقی نمی کند این جوان  قربانی جنبش سبزی باشد یا حزب اللهی .هر دو نسل قربانی منافع خود می کنند.


بدون شرح

اسطوره مقاومت و صبر

به ياد گمنام‌ترين اسطوره مقاومت و صبر؛
شهسواري؛ احيا كننده روح مقاومت در ميان اسرا

خبرنگاران خارجي آمده‌ بودند تا خبر عدم‌الفتح رزمندگان ايران و اسارت رزمندگان را مخابره كنند كه ناگاه رزمند‌ه‌اي لاغر اندام در حالي كه دستانش از پشت بسته شده بود، فرياد زد «مرگ بر صدام ضد اسلام»

اسطوره‌هاي واقعي 8 سال دفاع مقدس آنقدر زياد هستند كه بعضي وقت‌ها از ذكر نام آنها غافل مي‌شويم.
با اجراي عمليات بدر در منطقه جبهه جنوبي هور الهويزه كه با رمز «يا فاطمةالزهرا (س)» در20 اسفندماه 1363 اجرا شد، رزمندگان اسلام با 6 روز مقاومت و ايستادگي توانستند بزرگراه العماره - بصره را به تصرف خود درآورند و به تثبيت مواضع جديد در هورالعظيم بسنده كنند.
* سلاح ايمان تنها تكيه‌گاه رزمندگان عمليات بدر
اين عمليات با اهداي شهداي بزرگي همچون مهدي باكري فرمانده لشكر 31 عاشورا؛ عباس كريمي فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله(ص) و ابراهيم جعفرزاده فرمانده تيپ 18 الغدير برگي زرين بر افتخارات جنگ گذاشت. اما در خط مقدم اين عمليات حماسه‌اي ديگر در حال وقوع بود؛ زماني كه تعدادي از رزمندگان ايراني در شرق رودخانه دجله به اسارت نيروهاي بعثي درآمدند و رسانه‌هاي خارجي براي انعكاس شادي بعثي‌ها و شكست رزمندگان ايراني حضور يافته بودند؛ اتفاقي بي‌نظير، نگاه رسانه‌هاي غربي را به شجاعت و دليري رزمندگان ايراني متوجه ساخت.
ايرانياني كه پاى تلويزيون نشسته بودند و ديدند كه يك جوان آزاده‌اي فرياد مى‌زند، نه اسمى از او مطرح بود و كسي او را مي‌شناخت اما وجود ملت ايران غرق تعظيم و تجليل از اين جوان آزاده شد.
«محمد شهسواري» در سوم اسفند 1334 در روستاي شيخ‌آباد كهنوج به دنيا آمد؛ وي تا سال ششم نظام قديم ادامه تحصيل داد و به دليل فقدان مدرسه در كهنوج، از ادامه تحصيل باز ماند. او كه در سه سالگي پدر خود را از دست داده بود، از اين پس براي تأمين مخارج خانواده به جزيره كيش رفت و بعد از سه سال به كهنوج بازگشت و در راهسازي بين كهنوج و جيرفت به كارگري مشغول شد.
* فرياد «مرگ بر صدام ضد اسلام» در مقابل دوربين ده‌ها خبرنگار خارجي
با شروع جنگ تحميلي، محمد به جبهه رفت كه حضورش در جنگ با آغاز «عمليات بيت‌المقدس» مصادف شد. محمد شهسواري در 22 اسفند ماه 63 طي عمليات بدر، در شرق رودخانه دجله به اسارت نيروهاي بعثي درآمد. در اين مقطع حساس و دردناك از زندگي دنيايي محمد بود كه غيرت علوي‌اش، حماسه بي نظيري را در تاريخ ملت ايران به نام او ثبت كرد.
ساعاتي پس از به اسارت درآمدن به دست متجاوزين بعثي، هنگامي كه «محمد شهسواري» را براي اعزام به عقبه، به سمت خودروهاي عراقي مي‌بردند، او با مشاهده ده‌ها خبرنگار دوربين به دست كه اطرافش را گرفته بودند، احساس كرد رژيم صدام تدارك مفصلي را براي بهره‌برداري از «عدم‌الفتح» ايران در عمليات بدر ديده است.
در اين جا بود كه ناگهان چندين بار فرياد زد «مرگ بر صدام، ضد اسلام». اين حركت محمد شهسواري، همان شب از تلويزيون‌هاي سراسر جهان پخش شد و روحي تازه در ميان مسلمانان آزاده‌اي كه زير تبليغات سنگين صدام و متحدانش درباره «عدم الفتح» ايران در عمليات بدر رنجيده بودند، دميد.
*دادن مدال شجاعت به آزاده شهسواري به دليل ولايت‌مداري او بود
شهسواري در سال 69 به همراه ساير اسرا به كشور بازگشت و پس از بازگشت، از سوي مسئولين مورد تفقد قرار گرفت و از دست رياست جمهوري وقت مدال شجاعت دريافت كرد.
اين آزاده سرافراز، باقي سال‌هاي عمر خود را به سرايداري يك مدرسه گذراند و سرانجام در 20 مرداد ماه 75 در حالي كه عازم مأموريت محوله از سوي لشكر 41 ثارالله (ع) بود، در مسير زاهدان به فيض شهادت نايل آمد.
*شهيد محمد شهسواري چهره ماندگار كشور است

رهبر معظم انقلاب اسلامي در سال 84 در سفري كه به جيرفت داشتند، درباره محمد شهسواري فرمودند «يكى مثل شهيد محمد شهسوارى ـ آزاده‏ سرافراز جيرفتى ـ به يك چهره‏ ماندگار در كشور تبديل مى‏شود؛ نه به خاطر اين‏كه وابسته‏ى به يك قشر برتر است؛ نه! او يك رعيت‏زاده و يك جوان برخاسته‏ از قشرهاى پايين اجتماع است؛ اما آگاهى و شجاعت او، او را در چشم مردم ايران عزيز مى‏كند. آن روزى كه ماها پاى تلويزيون نشسته بوديم و ديديم اين جوان در چنگ دژخيمان رژيم بعثى صدام و زير شلاق و تازيانه‏ آنها فرياد مى‏زند «مرگ بر صدام، ضد اسلام»، نمى‏دانستيم ايشان جيرفتى است؛ نه اسمى از او شنيده بوديم و نه خصوصيتى از او مى‏دانستيم؛ اما همه‏ وجود ما غرق تعظيم و تجليل از اين جوان آزاده شد. بعد هم بحمداللَّه به ميان مردم و كشور ما برگشت».
*خداوند توفيق دهد كه ادامه دهنده راه شهيدان باشيم
فرازي از وصيتنامه شهيد محمد شهسواري «خداوند توفيق دهد كه ادامه دهنده راه شهيدان باشيم؛ امام امت را دعا كنيم و طول عمر ايشان را از خداوند بخواهيم» .