بیانات مقام معظم رهبری در جمع کارگزاران نظام در تاریخ چهارم رمضان سال 1433




بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمد للّه‌ ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللّه‌ فى الأرضين.

خوشامد عرض ميكنيم به همه‌ى برادران و خواهران عزيز، مسئولان مكرم و معزز دستگاه‌هاى گوناگون كشور؛ تشكر ميكنيم از آقاى رئيس جمهور محترم، به خاطر گزارش خوبى كه در اختيار همه‌ى ما قرار دادند.

آنچه كه من در آغاز عرايضم عرض ميكنم، تحريض و تحريض بر اغتنام فرصت اين روزها و شبهاست. ما احتياج داريم به اين كه از اين ساعات، از اين روزها و شبهاى پربركت حداكثر بهره را ببريم؛ با تقويت رابطه‌ى قلبى خودمان با عالم معنا، با عالم غيب، با ابتهال و تضرع و خشوع در مقابل رب‌الارباب، و با استحكام پيوند ولايت خودمان با اهل بيت (عليهم‌السّلام) و اين خاندان مكرم. اين اساس همه‌ى كارهاى نيكى است كه ميتواند از يك انسان مؤمن و كوشنده‌ى در راه حق سر بزند.

اگر از اين ساعات استفاده نكرديم، از اين فرصت استفاده نكرديم، روزى براى ما مايه‌ى حسرت خواهد شد؛ «و انذرهم يوم الحسرة اذ قضى الأمر و هم فى غفلة و هم لا يؤمنون».(۱) در ميانه‌ى غفلت و ناباورى، اين فرصتها از دست ميرود و در آن روزى كه هر ساعت ما، هر دقيقه‌ى ما، هر حركت ما، هر كلمه‌ى حرف ما حسابى دارد و محاسبه‌اى پاى آن هست، اين غفلت مايه‌ى حسرت خواهد شد. آنگاه وقت هم ديگر گذشته است؛ «اذ قضى الأمر». كار از كار گذشته است؛ آن روزى كه ما متوجه بشويم، ملتفت بشويم.

مرحوم آقاى ميرزا جواد آقاى ملكى (رضوان اللّه‌ عليه) در كتاب شريف «مراقبات»شان يك جمله‌اى به مناسبت ساعت ليلةالقدر دارند، كه من يادداشت كردم. البته اين مربوط به هميشه است، اما ايشان به اين مناسبت فرموده‌اند. «فاعلم يقينا انّك ان غفلت عن مثل هذه الكرامة و ضيّعتها باهمالك»،؛ اگر غفلت كنيم، اين فرصتها را تضييع كنيم، از دست بدهيم، بعد: «و رأيت يوم القيامة ما نال منها المجتهدون». وقتى روز قيامت ميشود و اعمال انسانها را حاضر ميكنند و صورت ملكوتى اعمال ما در آنجا حضور مى‌يابد، شما نگاه ميكنيد، مى‌بينيد همين عملى كه ميتوانستيد انجام بدهيد و نداديد، اين كلمه‌ى حرفى كه ميشد بزنيد كه در آن خير مردمى بود و نزديد، اين قدمى كه ميشد برداريد كه كسان مستحقى از آن منتفع ميشدند و برنداشتيد، اين كار كوچك، به وسيله‌ى كسانى انجام شده است؛ عده‌اى تلاش كردند، جد و جهد كردند و چه ثواب عظيمى خداى متعال آن روز به آنها ميدهد. ما در آن روز از آن ثواب محروميم. وقتى انسان مشاهده ميكند ديگرى كه اين عمل را انجام داد، اين كار خير را انجام داد، اين قدم را برداشت، اين عمل عبادى را انجام داد، به چه دستاورد عظيمى در آن روزى كه همه محتاجند، دست پيدا كرده است، ايشان ميفرمايند: «ابتليت بحسرة يوم الحسرة»؛ اينجاست كه انسان دچار حسرت ميشود؛ چه حسرتى! كه اى كاش اين كار را من انجام داده بودم، اين قدم را برميداشتم، اين حرف را زده بودم، اين كار را يا اين حرف را ترك ميكردم. بعد ايشان ميفرمايند كه حسرتِ «يوم الحسرة» مثل حسرتهاى معمولى نيست. انسان در دنيا هم گاهى اگر يك كارى را بكند، دستاوردى خواهد داشت؛ نميكند، بعد دچار حسرت و ندامت ميشود. اما اين كجا و آن كجا؟ ايشان ميفرمايند: «الّتى تصغر عندها نار الجحيم و العذاب الأليم»؛ اين حسرت آنقدر سخت است، آنقدر دردآور است كه در مقابل آن، آتش جهنم كوچك است. به تعبيرى، حسرت مثل سرب گداخته در درون انسان سرازير ميشود. «فتنادى فى ذلك اليوم مع الخاسرين النّادمين يا حسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه‌»، بعد «و لا ينفعك النّدم»؛ آن روز ديگر پشيمانى هم فايده‌اى ندارد.
برای مشاهده بقیه بیانات مقام معظم رهبری بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه نوشته

ضریب جینی و یک دنیا اطلاعات علمی دیگر


مفهوم ضریب جینی (Gini coefficient) چیست؟


یکی از مهمترین نشانه‌های رشد اجتماعی و وضعیت رفاه در یک جامعه، تعادل و توازن توزیع درآمد یا ثروت در آن جامعه است.

از جمله مهمترین شاخص‌های این سنجش ضریب یا شاخص جینی (Gini coefficient) است.

ضریب جینی یک واحد اندازه گیری پراکندگی آماری است که معمولا برای سنجش میزان نابرابری در توزیع درآمد یا ثروت در یک جامعه آماری استفاده می‌شود. این ضریب با نسبتی تعریف می‌شود که ارزشی بین صفر و یک دارد.

هر چقدر ضریب جینی نزدیک به عدد صفر باشد، برابری بیشتر در توزیع درآمد را نشان می‌دهد و بالعکس هر چقدر ضریب جینی نزدیک به عدد یک باشد، توزیع نابرابر درآمد را مشخص می‌کند.

اگر ضریب جینی مساوی با عدد صفر باشد یعنی همه درآمد و ثروت یکسان دارند (برابری مطلق) و اگر مساوی با عدد یک باشد یعنی نابرابری مطلق به گونه‌ای که ثروت تنها در دست یک نفر است و مابقی هیچ درآمدی ندارد.

شاخص جینی همان ضریب جینی است که برای فهم بهتر، آن را به صورت درصد بیان می‌کنند.

از مزایای و معایب ضریب جینی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مزایا
  1. برای مقایسه توزیع درآمدی در بخش‌های مختلف جامعه و همچنین در کشورها مورد استفاده قرار داد. برای مثال ضریب جینی برای مناطق شهری با مناطق روستایی در بسیاری از کشورها متفاوت است.
  2. ضریب جینی را به راحتی می توان با سراسر کشور مقایسه کرد و تفسیر آن نیز آسان است.
  3. از ضریب جینی می توان برای نشان دادن چگونگی توزیع درآمد در داخل کشور در طی یک دوره از زمان استفاده کرد. در نتیجه این امکان وجود دارد تا ببینید که آیا نابرابری در حال افزایش است یا کاهش.

معایب

  1. ضریب جینی نابرابری درآمد را اندازه گیری می کند اما نابرابری‌های فرصت را اندازه‌گیری نمی‌کند.
  2. اگر دو کشور ضریب جینی یکسان داشته باشند ممکن است یک کشور ثروتمند باشد و دیگری فقیر، می‌توان نتیجه گرفت اندازه گیری ضریب جینی در دو کشور متفاوت است.
  3. ضریب جینی نقطه برآورد در یک زمان خاص است. از این رو تغییرات درآمدی را در طول زمان نادیده می‌گیرند.
در همین زمینه:

یک نکته اخلاقی

به نقل از حاج محمد اسماعیل دولابی
 
می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!

خودش را به سینه ی پدر چسباند؛ شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد!

شما هم هروقت دیدید اوضاع بی ریخت است، به سوی خدا فرار کنید:

"ففروا الی الله من الله"

هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خدا هست...

نظر اول : خدای من مانند آن پدر، خستگی از کار بیرون ندارد !


نظر دوم : حبیب من؛ اخم تو جانمان را می گیرد؛ شلاق می خواهی چه کار ؟

نظر سوم : یا حبیب... متوحشم از خودم؛ به کدام سو بگریزم که هر سو بروم آغوش توست...



این مطلب را فقط کسانی بخوانند که وقتی نام اسرائیل و آمریکا میاد از لب و لوچه شان آب میریزه!!


بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که در هفته های اخیر به سختی می کوشد آمریکا را ناگزیر به تعیین خط قرمز برای ایران کند ، این بار از طریق یک برنامه تلویزیونی، مخاطبان آمریکایی را هدف گرفت تا از این طریق فشار را بر باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا افزایش دهد. نتانیاهو در برنامه ملاقات با خبرنگاران که از شبکه های تلویزیونی پرمخاطب ان بی سی و سی ان ان پخش می شد، ادعا کرد ایران در 6 تا 7 ماه آینده 90 درصد راه برای دستیابی به توانایی تولید سلاح هسته ای را طی خواهد کرد.
روزنامه کریستین ساینس مانیتور در این زمینه نوشت: نتانیاهو پس از اینکه با مخالفت قاطع اوباما در مورد تعیین خط قرمز برای ایران مواجه شد، مساله لزوم اقدام جدی علیه ایران را در برابر مخاطبان تلویزیونی در آمریکا مطرح کرد.
این در حالی است که قبل از اوباما، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا به صراحت اعلام کرده بود که کشورش برای ایران خط قرمز تعیین نمی کند و به مذاکره و دیپلماسی معتقد است.
برخی از کارشناسان بر این باورند که ورود نتانیاهو به افکار عمومی آمریکا بی ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و تلاش اوباما برای پیروزی در این انتخابات نیست.
از دیرباز لابی اسرائیل در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نقش موثری داشته و میت رامنی، نامزد جمهوریخواه انتخابات 6 نوامبر نیز به همین دلیل حدود 2 ماه قبل به اسرائیل سفر کرد. رسانه ها همزمان به سفر وی به اسرائیل اعلام کردند که وی قصد دارد از آرای لابی اسرائیل به نفع خود اطمینان یابد. رامنی در ملاقات با نتانیاهو اعلام کرد از مواضع وی در قبال ایران حمایت می کند.
اما بر خلاف رامنی، اوباما از همان آغاز نیز روابط خوبی با نتانیاهو نداشته و حرکت مشهور وی در رها کردن نشستی که با نتانیاهو داشته برای صرف ناهار با خانواده اش، همچنان در رسانه ها مطرح می شود. اما هر چه به زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک تر می شویم، شکاف آمریکا و اسرائیل دست کم در مقابل دوربین رسانه ها عمیق تر می شود.
 
گروهی از تحلیلگران می گویند، اینکه نخست وزیر اسرائیل پس از مدت ها از طریق برنامه تلویزیونی با مردم آمریکا سخن می گوید، به این معنی است که وی پیامی برای اوباما ارسال می کند. پیامی با این محتوا که در صورت ادامه مخالفت علنی با درخواست های تل آویو، ریسک از دست رفتن آرای انتخاباتی وجود خواهد داشت.
هرچند که با توجه به تجربه جنگ عراق و افغانستان، نظرسنجی ها نشان می دهد که افکار عمومی آمریکا با اقدام نظامی دیگر در خاورمیانه موافق نیست و این الگو در مورد افکار عمومی اسرائیل نیز صدق می کند. ماه گذشته، گروهی چند صد نفره از اسرائیلی ها مقابل آپارتمان لوکس محل اقامت ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل تجمع کردند تا وی را از اقدام نظامی یکجانبه علیه ایران برحذر دارند.
اما لفاظی های نتانیاهو و رویکرد آگاهانه وی برای به تصویر کشیدن اختلافات آمریکا و اسرائیل، موضوعی است که انتقاد بسیاری از تحلیلگران حامی روابط تل آویو – واشینگتن را به دنبال داشته است. این تحلیلگران می گویند استراتژی اخیر نخست وزیر اسرائیل تنها به علنی شدن تنش ها بین دو کشور کمک کرده و این امر موجب شده تهران به جای نگران شدن، اختلافات دو دشمن بزرگ خود را با لذت نظاره کند. 
از آنجایی که توصیه ها به نتانیاهو در خصوص تغییر رویکرد خود تا کنون موثر واقع نشده است، حلقه سیاستگذاران نزدیک اوباما به وی توصیه می کنند ضمن تلاش برای جلوگیری از رسانه ای شدن اختلافات، نتانیاهو را از راهی که در آن گام گذاشته، باز گرداند.

توضیحاتی در باره فیلم موهن بی گناهی مسلمانان

آنچه باید از فیلم موهن دانست/ کارگردانی با سابقه زندان به جرم مواد ‌مخدر

کارگردان فیلم ضداسلامی «بی‌گناهی مسلمانان» - که به ساحت مقدس پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) توهین می‌کند - به جرم تولید و حمل مواد مخدر 21 ماه در زندان به سر می‌برده و هم‌اکنون نیز به دلیل جرائم مالی، آزادی مشروط دارد.

خبرگزاری فارس: آنچه باید از فیلم موهن دانست/ کارگردانی با سابقه زندان به جرم مواد ‌مخدر

فیلم ضداسلامی «بی‌گناهی مسلمانان» که خشم جهان اسلام را برانگیخته است، پیش از این قرار بود «برائت از بن‌ لادن» نامیده شود. گوشه‌هایی از این فیلم در یوتیوب نیز با نام «زندگی حقیقی [حضرت] محمد» به نمایش گذاشته شده است.

این فیلم که حتی بازیگران آن از بازی در آن اعلام برائت کرده‌اند، سراسر ابهام است؛ از نام آن گرفته تا بودجه و حتی سازندگان آن.

 

* بودجه فیلم

به گفته «سَم باسیل» کارگردان فیلم موهن، این فیلم با بودجه‌ای بالغ بر 50 میلیون دلار ساخته شده، که این بودجه مبلغی اهدایی از سوی 100 یهودی اسرائیلی است؛ البته با توجه به ساختار بسیار ضعیف فیلم از فیلمنامه و کارگردانی تا بازی و گریم و صحنه‌آرایی، به نظر نمی‌رسد چنین بودجه‌ای صرف ساخت این فیلم شده باشد!

 

* کارگردان و تهیه‌کننده فیلم

 

 ـ تعداد عوامل فیلم

برخی منابع خبری از جمله CNN مجموع عوامل این فیلم را 80 نفر اعلام کرده‌اند ولی «تیم داکس»، یکی از بازیگرانی که در این فیلم نقش شخصی به نام سیمپسون را بازی کرده، در بخشی از مصاحبه‌های خود گفته است: «یک هفته و نیم 72 نفر به صورت شبانه‌روزی برای ساخت این فیلم کار کردند.»

 

ـ تهیه‌کنندگان فیلم

فهرست دقیقی از اسامی تهیه‌‌کننده یا تهیه‌کنندگان این فیلم وجود ندارد ولی علاوه بر ادعای کارگردان فیلم مبنی بر حمایت مالی 100 یهودی از این فیلم، «تری جونز» کشیش ضداسلامی که به خاطر قرآن‌سوزی و اهانت‌های خود به دین مبین اسلام شهرت دارد، یکی از حامیان اصلی این فیلم است که تمام تلاش خود را برای تبلیغ و اکران این فیلم کرده است.

  ـ کارگردان فیلم

در ابتدای انتشار خبر ساخت این فیلم، نام کارگردان فیلم «آلن رابرتز» اعلام شد ولی پس از مدتی رسانه‌های خبری او را شخصی به نام «سم باسیل» عنوان کردند که به گفته خود این رسانه شخص چندان خوش‌نامی نیست.

کارگردان فیلم به جرم تولید و حمل مواد مخدر 21 ماه در زندان بود

«سم باسیل» که برخی منابع سن او را 56 سال، وال استریت ژورنال 52 سال و بی‌بی‌سی 55 ساله اعلام کرده است، در دهه 90 دو بار به جرم تولید و حمل مواد مخدر به مدت 21 ماه زندانی شده و اخیرا نیز به خاطر جرائم مالی در زندان به سر می‌برده و هم‌اکنون نیز دوران آزادی مشروط خود را پشت سر می‌گذارد که یکی از شرایط آزادی‌اش، عدم استفاده از اینترنت به مدت 5 سال بوده است.

رسانه‌های غربی از جمله بی‌بی‌سی، او را اصالتا از ارتدکس‌های قبطی مصر می‌دانند که به آمریکا مهاجرت کرده و هم‌اکنون در کالیفرنیا زندگی می‌کند.

خود او مدعی است فیلمنامه «برائت از مسلمانان» را زمانی که در زندان بوده با همکاری پسرش «آبوناب» نوشته است.

برخی رسانه‌ها او را «ونگوک» بعدی نامیده‌اند؛ کارگردان نژاد‌پرست و اسلام‌ستیز سینمای هلند که در پی ساخت فیلم ضداسلامی «تسلیم» کشته شد.

* دفعات اکران فیلم

این فیلم 2 ساعته که آگوست 2011 مجوز ساخت گرفته است، اولین بار 23 ژوئن 2012 در سالن «واین» برای کمتر از 10 نفر نمایش داده شده است.

«تری جونز» - کشیش نژاد‌پرست آمریکایی - قرار بود 13 دقیقه از صحنه‌های برگزیده این فیلم را 11 سپتامبر، همزمان با سالروز حادثه 11 سپتامبر در کلیسایی در فلوریدا به نمایش درآورد که به علت دامنه گسترده اعتراضات، موفق به انجام این کار نشد.

نسخه کامل این فیلم هنوز در جایی قرار نگرفته است ولی قسمت‌هایی از آن در سایت یوتیوب موجود است.

* اعلام برائت بازیگران از بازی در فیلم موهن به ساحت پیامبر(ص)

ما همگی فریب خوردیم

«سیندی لی گارسیا» یکی از بازیگران اصلی این فیلم در مصاحبه با رسانه‌های مختلف گفته‌ است: به ما نگفته بودند که قرار است فیلمی با چنین رویکردی ساخته شود. عملا تمام عوامل را فریب دادند، تمام صحنه‌هایی که بازی کرده بودیم، مجددا صداگذاری شده بود.

کارگردان فیلم برای کاری که کرده، باید به خدا جواب دهد.

سیندی لی گارسیا

 

«تیم داکس»، بازیگر جوانی که برای بازی در فیلم‌های ضد‌اخلاقی هالیوود شهرت دارد و در این فیلم نقش شخصی به نام «سیمپسون» را بازی می‌کند، درباره بازی در این فیلم گفته است: من هر روز سر صحنه فیلمبرداری حاضر می‌شدم، بدون آنکه هرگز فیلمنامه‌ای دیده باشم.

 

 

وی می‌گوید: تمام فیلم در خانه شخص کارگردان که گفته می‌شد «سم» نام دارد، فیلمبرداری می‌شد و فضای نه چندان جالبی که بر آنجا حاکم بود باعث می‌شد که سوالات زیادی برایم به وجود بیاید ولی دائما جوابی که به ما داده می‌شد این بود که هر آنچه را که به شما گفته می‌شود، انجام دهید.

«داکس» در ادامه می‌افزاید: زمانی که برای اولین بار قسمتی از فیلم را دیدم، فورا متوجه شدم که این صدای من نیست و تمام صحنه‌ها به طرز ماهرانه‌ای دوبله شده بود؛ همه آن چیزی که می‌توانم بگویم این است که من یک ضدمسلمان نیستم.

بازیگران فیلم ادعا کرده‌اند به آن‌ها گفته شده نام فیلم «سلحشور بیابان» یا «طوفان بیابان» است.

* واکنش‌ها به فیلم

اگرچه اعتراض‌ها به ساخت این فیلم، از چند ماه پیش به صورت جسته و گریخته وجود داشت ولی در پی نمایش فیلم ضداسلامی «برائت از مسلمانان» در شبکه وهابی «الناس» مصر، مسلمانان مصر دست به اعتراض‌ گسترده زدند که پس از آن این اعتراض‌ها به لیبی و یمن، بحرین، ایران و دیگر کشورهای مسلمان نیز کشیده شد.


 

سفارتخانه‌های آمریکا در «قاهره» و «بنغازی» مورد حمله مسلمانان قرار گرفت و در این میان عده‌ای از جمله سفیر آمریکا در لیبی کشته شد.

خشم مردم مسلمان جهان در کشورهای مختلف روز به روز بیشتر می‌شود و مسلمانان خواستار برخورد دولت آمریکا با عوامل تهیه و تولید این فیلم هستند.

یک سوال

سلام دوستان عزیز

من از بازدیدکنندگان این وبلاگ که کم هم نیستند یک سوال اساسی دارم و امیدوارم دوستانه پاسخ مرا بدهند نه اینکه من جواب سوال خودم را نمیدانم نه ! اصلا اینطور نیست من جواب سوال خودم را میدونم اما میخوام جواب دوستان را هم بدانم.

همین دیروز و امروز اگراخبار را پیگیر بوده باشید حتما اخبار حضور حماسی مردم مسلمان کل دنیا از خاورمیانه تا اروپا و حتی اقیانوسیه در دفاع از حریم نبوی و در پاسخ به فیلم هتاکانه و ساختار شکن کارگردان صهیونیستی - آمریکائی را دیده و شنیده اید.

یا خبر کشته شدن سفیر آمریکا در بنغازی لیبی را به همراه سه دیپلمات دیگر را شنیده و دیده اید.

و حتی خبر استقبال هیلاری کلینتون و اوباما از کشته شدگان آمریکائی در لیبی را دیده و شنیده اید.

و همچنین سخنرانی اوباما در مقابل کاخ سفید را بدون اینکه اظهار تاسف یا پشیمانی و عذرخواهی از قاطبه مسلمانان جهان کرده باشد را مشاهده کرده اید.

اوباما اظهار داشته است که در مقابل کسانی که به سفارتخانه های آمریکا در جهان حمله کنند خواهند ایستاد و مقابله خواهند کرد و خبرها حاکی از آن است که آمریکا برای مقابله با معترضین به سفارخانه های یانکی تفنگداران خود را اعزام نموده است.

سوال من این است:

چرا آمریکا برای مقابله با هتاکان و کاریکاتوریست ها و سخنرانان و هرکس و هر نژاد و قبیله ای که بر علیه اسلام و قرآن و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین و شخص رسول گرامی اسلام (ص) و اولیاء الله وارزشهای الهی و اسلامی قلم فرسائی کرده و زبان به اهانت و هتاکی میگشایند نه تنها برخورد نمیکنند و حتی حمایت میکنند و اینگونه اعمال ننگین را به بهانه آزادی بیان و قلم و حقوق بشر رسما تائید میکنند ؟

اما مسلمانان اصلا حق ندارند در اروپا و غرب ازحجاب اسلامی استفاده کنند راجع به هولوکاست مقاله بنویسند سخنرانی کنند در خصوص جنایات رژیم جعلی اسرائیل نظر بدهند و اعتراض کنند ؟

اصلا چرا آزادی صرفا برای غربیها تعریف میشود؟

و مسلمانان دنیا حق ندارند از حق و حقوق خودشان دفاع کنند؟

چرا؟ چرا ؟ چرا؟ و هزاران چرای دیگر ؟

لطفا جواب بدهید.

پاسخهایتان در صورتی که مستدل و با نام و نشان و آدرس ایمیل یا آدرس وبلاگ تان باشد با نام خودتان در این وبلاگ نمایش داده خواهد شد.


وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد!!

برخی هنوز شعار «وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد» سر می‌دهند! خیلی عجیب است! شاید تصور می‌کنند که باید یک حکم مکتوب مثل حکم تحریم تنباکوی میرزای شیرازی صادر شود یا هم منظورشان جهاد نظامی است؟! از این جمله که دو سه روز پیش مطرح شده صریح‌تر دیده‌اید؟ «مسئله‌ى مدیریت مصرف، یکى از ارکان اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌هاى دولتى، هم دستگاه‌هاى غیر دولتى، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه کنند؛ که این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه‌ى تعادل در مصرف، بلاشک در مقابل دشمن یک حرکت جهادى است؛ انسان میتواند ادعا کند که این اجر جهاد فى‌سبیل‌اللّه‌ را دارد.»

حالا یک بسیج دانشجویی یا تشکل حزب‌اللهی که در این چند سال یک کار خوب در زمینه کاهش مصرف زدگی کرده باشد کو!؟ کو چند بسیج دانشجویی که اعلام کرده باشند حاضرند روی قطعات و دستگاههای تحریمی کار کنند و در این جنگ تمام عیار اقتصادی، سنگری برپا کنند؟!

آنان که جمله جهاد را نمی‌شنوند آیا وضعیت جهادی امروز را هم نمی‌بینند که چگونه سخت‌ترین تحریم‌های قابل تصور بر ما اعمال شده و همه کفر در برابر ما ایستاده است!؟ خواب‌آلودگی و گیجی تا چه حد!؟

چند اقدام فرهنگی در خور، تولید هنری، مستند، کاریکاتور، داستان و… درباره مصرف زدگی در این چند ساله تولید کرده‌ایم؟ چند منبری، درصدی از منبرهای‌شان را به توصیه مصرف متعادل و نقد اسراف اختصاص داده‌اند؟! چرا هیچ کس حالت جهادی به خود نگرفته است؟! آیا شرایط حساس فعلی هم انگیزه‌ساز نیست؟!

بی‌شک این سخنان رهبری یکی از مهمترین صحبت‌ها در سالهای اخیر بود و بند بند آن می‌تواند مبنای عمل آنهایی قرار بگیرد که می‌خواهند کاری جدی بکنند و خب طبعا، کار جدی، کار منفعل جوگیرانه کوتاه‌مدت نیست! مردش هست؟! بسم الله! راستی چرا نسبت حزب الله با این موضوعات اینقدر کمرنگ است؟ آیا اینها مطالبات رهبری نیست یا ما سیاسی شده‌ایم؟!

این است اسرائیل

استاپ وار مطرح کرد:
سمبل ایستادگی برابر اسرائیل/ دختری که به عمد ناشناخته ماند

یک پایگاه ضدجنگ با اشاره به رنج مداوم فلسطینی‌ها و ناشنیده ماندن صدای مظلومیت آنها، رسانه‌ها و جریانات قدرت را عامل اصلی ناشناخته ماندن صدای کسانی مانند راشل کوری دختر صلح طلب آمریکایی دانست که مقابل اسرائیل و جنایاتش ایستاده‌اند.

خبرگزاری فارس: سمبل ایستادگی برابر اسرائیل/ دختری که به عمد ناشناخته ماند

در مقاله‌ای که به قلم «جنیفر لووینسین» در پایگاه خبری ضدجنگ «استاپ وار» منتشر شد، با مقایسه «آن فرانک» دختر یهودی آلمانی که بخاطر نوشته‌هایش در جنگ جهانی دوم درباره جنایات نازی‌ها معروف شده و «راشل کوری» دختر آمریکایی که در تلاش برای مقابله با صهیونیست‌ها زیر بولدوزر اسرائیل جان خود را از دست داد، نوشت: در روزگاری دیگر، داستان راشل کوری توسط کودکان دبستانی سراسر دنیا خوانده خواهد شد و میلیون‌ها نفر از مکانی بازدید خواهند کرد که راشل به تنهایی در مقابل بولدوزر زرهی اسرائیل ایستاد و جان خود را داد تا این حرف را برساند که «دیگر این کارها کافی است.

 

*از قبل معلوم بود در حکم دادگاه راشل کوری، اسرائیل تبرئه می‌‌شود

هنوز آدم‌ها مشغول خواندن یادداشت‌های «آن فرانک» یهودی هستند و به دیدار مکانی می‌روند که او و خانواده‌اش بعد از حمله نازی‌ها به هلند و اشغال این کشور، در آن مکان پنهان شده بودند.

اما در 28 اوت 2012 بود که قاضی «اودد گرشون» در اسرائیل حکم دادگاه مدنی «راشل کوری» را صادر کرد. به هرحال، جای تعجب نداشت که اسرائیل و ماشین جنگی آن، خود را از همه مسئولیت های قتل راشل تبرئه کند.

*داستان راشل کوری مانند اخبار مربوط به فلسطین ناشناخته نگه داشته شده است

این امر برای من قابل انتظار بود. با وجود گذشت 9 سال از زمانی که راشل زیر بولدوزر کشته شد، بولدوزری که طبق معمول و در عملی غیرقانونی و غیرمعقول مشغول نابودی خانه‌ها و زندگی ده‌ها هزار نفر از مردم رفح در نوار غزه بود، راشل کوری هنوز برای اکثریت افکارعمومی تحصیل کرده در آمریکا به عنوان شخصیتی ناشناخته باقی مانده است. برعکس فرانک که نحوه مرگ، او را جاوید کرد، نام راشل و زندگی و مرگ او درست مانند اخبار مربوط به فلسطینی‌ها از سابقه تاریخی آمریکا حذف شده‌اند. هم ماجرای راشل کوری و هم اخبار مربوط به فلسطینی‌ها ناشناخته، نامفهوم مانده و به عمد و از طریق ارایه اطلاعات نادرست، مخدوش مانده‌اند.

 

*آرمان راشل کوری و مردمی که او از آنها دفاع کرد، هنوز نادیده مانده است

آرمانی که راشل کوری در دفاع از آن جان باخت و مردمی که او در دفاع از آنها ایستادگی کرد – مردمی که صدایشان هنوز به عنوان یک صدای مشروع و معتبر برخاسته از انسان‌هایی که شاهد درد و نابودی خود هستند، شناخته و درک نشده است – هنوز در انتظارند تا به آن صورتی که شایسته است و به عنوان صدای انسان‌هایی مورد توجه قرار گیرد که ساکنان تاریخی فلسطین بودند و علیه آنها جنایتی غیرقابل تصور و وحشیگری بسیار شدیدی صورت گرفته است.

 

*زخم‌های حاصل از اسرائیل تا زمانی که تل‌آویو عذرخواهی نکند و غرامت ندهد، التیام نمی‌یابد

تا زمانی که اسرائیل اعتراف نکند و غرامت ندهد و به قانون بین‌الملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر احترام نگذارد و تا زمانی که اسرائیل بطور علنی بخاطر بی‌عدالتی تاریخی که علیه مردم بومی فلسطینی به کار بسته عذرخواهی نکند، زخم‌هایی که این رژیم ایجاد کرده، ترمیم نخواهند شد و گسترش خواهند یافت، همانطور که تاکنون اقداماتی که این رژیم در سراسر خاورمیانه و در چهار گوشه دنیا مرتکب شده و از اسرائیل دولتی منفور ساخته، گسترش یافته است.

 

*اسرائیل تا زمانی می‌تواند به اقدامات خود ادامه دهد که زیر چتر آمریکا باشد

تصوری که بطور فزاینده‌ از اسرائیل در دنیا و  حتی در میان قدرت‌های غربی رایج شده این است که اسرائیل می‌تواند به راحتی و در مصونیت کامل به این اقدامات خود ادامه دهد اما تا زمانی که تحت حمایت و زیر چتر قدرت نظامی آمریکا باقی باشد.

راشل کوری یک دانشجوی مقاوم، سخن‌ور و جسور 23 ساله بود که به همراه دیگر اعضای جنبش همبستگی بین‌المللی به غزه رفت تا شاهدی بر مدعای نابودی عمدی و بیرحمانه زندگی ملی، تاریخی و فرهنگی فلسطینی توسط اسرائیلی‌ها باشد.

 

*نام راشل کوری در کریدور قدرت و جریان غالب رسانه‌ای گم شد

از آنجایی که راشل در حمایت از قربانیان بی‌‌صدا کشته شد و در برابر سیاست غلط خاورمیانه‌ای اسرائیل و آمریکا به پا خاسته بود، نام و میراث او همچون یک سند محرمانه و فوق سری در سوابق تاریخی رسمی آمریکا مخفی نگه داشته شد. نام او تنها در حد زمزمه باقی ماند. او همانند سایه‌ای در کریدور قدرت و جریانات رسانه‌ای باقی ماند که در آن‌ها تنها اتفاقات سیاسی و تاریخی به آن گونه که مجاز است، منتشر می‌شوند. جریان رسانه‌ای که در کنار حمایت آمریکا و پیچیدگی اهداف سلطه‌طلبانه منطقه‌ای، موجب پایدار ماندن این تفکر نادرست می‌شود که اسرائیل خیرخواه است.

 

*وقتی که آمریکا با سرنوشت راشل کوری چنین برخوردی می‌کند، تکلیف فلسطینی‌ها مشخص است

حال که آمریکا توانسته با موفقیت زندگی و مرگ یک زن قهرمان سفیدپوست را که به هر حال راه خود را برای مبارزه در راه عدالت در این بخش غلط از سیاست خارجی انتخاب کرده بود، در زباله‌دان سیاست خارجی خود بیندازد، این ماجرا چه پیامی برای ما درباره وضعیت کلی فلسطینی‌ها و دیگر اعراب مسلمانی خواهد داشت که تلاش دارند صدای خود را به گوش جهانیان برسانند و پرونده خود را بگشایند؟

 

*خاطرات راشل‌های فلسطینی‌ هرگز خوانده نخواهد شد

چه تعداد راشل کوری فلسطینی تاکنون از خود دفترچه خاطرات باقی گذاشته‌اند. دفترهایی که هیچگاه خوانده نخواهند شد. کدام مدرسه به محصلین خود تکلیف می‌کند که صدها ماجرا و داستان درباره سوء رفتار با مردمی را بخوانند که در صد سال گذشته زیر دست استعمارگران و قدرت‌های امپریالیستی و حامیان آنها متحمل درد و رنج شده‌اند.

راشل کوری‌ها در دام میدان کنونی نظامی اسرائیل افتاده‌اند و اکنون باید از منظر دید ما خارج نگه داشته شوند. حرف‌های آنها، خطر فاش شدن سیاست‌های زشت و منفور آمریکا و همپیمانانش را به همراه دارد. چه تعداد از جوانان و کهنسالان در حملات هواپیماهای بدون‌ سرنشین آمریکایی علیه غیرنظامیان کشته می‌شوند ولی هیچگاه فرصت نمی‌یابند که سوال کنند چرا در چنین جهنمی گرفتار شده‌اند.

 

*به جنایات اسرائیل اسامی و عنوان‌های تازه‌ داده می‌شود تا موجه جلوه داده شود

اشغالگری، پاکسازی قومی، سلب مالکیت، تکه تکه شدن و استعمار کلی فلسطین با استفاده از زبان و ادبیاتی متفاوت به شکل دیگر جلوه داده می‌شود تا به اعمال و اهداف اسرائیل مشروعیت داده شود.

چارچوب و ماهیت کاملا نژادپرستانه اسرائیل و روشی که معمولاً این رژیم برای حفظ اکثریت جمعیت یهودیان در اسرائیل به کار می‌برد، در روایتی که از سوی آمریکا و اسرائیل نقل می‌شود به دقت به عنوان پیش شرطی اجتماعی و سیاسی معرفی شده و فلسطینی‌ها بالاجبار باید قبل از ازسرگیری مذاکرات صلح آن را به عنوان پیش‌شرط بپذیرند.

به زبان ساده‌تر، تنها واگذاری کامل حاکمیت بر سرزمین از جمله مالکیت اماکن مقدس و چشم پوشیدن از ملت بودن فلسطینی‌ها می‌تواند سران اسرائیلی را ارضا کند. افرادی که بطور مرتب بر این امر تأکید دارند و از سران فلسطینی می‌خواهند که بدون هیچ  پیش شرطی پای میز مذاکره حاضر شوند.

*همه زندگی مردم فلسطین تحت تأثیر اسرائیلی‌ها است

راشل به چشم خود شاهد بود که چگونه نابودی فلسطین در نوار غزه طراحی و پیاده شد. راشل کوری به وضوح و با درکی بالا و وجدانی که در دنیای امروز بسیار نادر است، در کتاب خاطرات خود یا نامه‌هایی که به مادر ارسال می‌کرد، می‌توانست از بدبختی‌ای که روش روزمره اسرائیلی‌ها برای جزئی‌ترین تا مهمترین بخش زندگی اهالی غزه به بار آورده، بنویسد. این که همه اهالی و همه چیز تحت تأثیر ایست و بازرسی‌ها، شهرک‌ سازی‌ها، جاده‌سازی‌ها، محاصره و حکومت نظامی اسرائیلی‌ها است.

 

 

چه در آن زمان و چه در زمان کنونی کسی نمی‌تواند در شرایطی زندگی آزاد و آرامی داشته باشد که کنار سربازانی که اسلحه به دست ایستاده‌اند یا در کنار برج‌های مراقبت، دیوار امنیتی، سیم خاردار، سنسورهای کنترل حرکت، گذرگاه‌های پیشرفته‌ای که عبور از آنها انسانیت را نابود می‌‌کند، دستور دادن به مردم از راه دور و تبدیل مردم به قطعات یدکی بی‌جان دنیای مدرن، زندگی ‌کند.

 

 

 

*تمام غزه و هر جنبنده‌ای در آن، زیر نظر ابزارهای جاسوسی اسرائیل قرار دارند

هیچکس نمی‌تواند از چشم فناوری‌های جاسوسی در امان بماند فناوری‌هایی که در زندگی‌ مردم بومی غزه رخنه کرده‌اند یا این که همانند بالون‌های سفیدرنگ درخشان، آسمان نوار غزه را پوشانده‌اند و مشغول جاسوسی از هر جنبنده‌ای هستند که زیر پای این فناوری‌های جاسوسی در حرکت و جنب و جوش است. هیچکس نمی‌تواند پیش‌بینی کند چه لحظه‌ای تانک‌ها، خودروهای زرهی یا بالگردهای توپدار و هواپیماهای جنگنده اف‌16 اسرائیلی، ناگهان از ناکجاآباد سر برآورده و تهاجم تازه‌ای را آغاز خواهند کرد تا ظرف چندثانیه فردی را که مظنون تشخیص داده شده ، به خاکستر بدل سازند.

 

*کمبود آب، غذا، برق، دارو و غیره با زندگی روزمره اهالی غزه عجین شده است

هیچکس نمی‌تواند مانع از اقدامات جنون‌آمیز حاصل از یک راهبرد با دقت طرح‌ریزی شده‌ای شود که برای تحقیر، زدودن انسانیت، ایجاد مشقت‌، ترس و آسیب‌های دائمی روانی بر روح و جان کودکان و بزرگسالان فلسطینی ایجاد شده‌ است. کمبود آب و غذا، قطع روزمره برق، انباشت زباله‌ها و زیرساخت‌های نامناسب، کمبود دارو و مواد لازم برای بازسازی دنیای اطراف آنها که به تلی از خاکستر و ویرانی بدل شده است و معرف زندگی روزمره مردمان غزه است.

 

*بنگاه‌های اقتصادی از شعار مبارزه با تروریسم برای توسعه سلطه‌گری آمریکا استفاده کردند

مرگ راشل کوری در زمانی اتفاق افتاد که خشونت در آن فراوان بود. در طول انتفاضه دوم فلسطین و درست چند روز قبل از این که جورج بوش دوم در آمریکا، جنگ خود را در عراق آغاز کند. زمانبندی و بهانه‌‌ای از این بهتر برای ضبط و به یغما بردن زمین‌ و منابع طبیعی وجود نداشت. اوج جنگ آمریکا با تروریسم، با انجام حملات موسوم به «شوک و وحشت» در بغداد همراه بود. آریل شارون، نخست‌وزیر اسرائیل به خوبی توانست سیاست‌های دولت خود را با عقده‌های روحی و روانی آمریکا سازگار و مرتبط کند. مفاهیمی مانند تروریسم و تروریست‌ها توسط محافظه‌کاران و نومحافظه‌کاران آمریکا جعل شد و بنگاه‌های اقتصادی نیز راه‌های توسعه و تحکیم سلطه آمریکا بر منطقه‌ای غنی از نفت و منابع طبیعی گاز را در پیش گرفتند.

 

*شارون اقدامات خود علیه فلسطینی‌ها را در راستای جنگ آمریکا با تروریسم جلوه داده بود

خشونتی که در طول انتفاضه دوم در جریان بود، بسیاری از تاکیدات نژادپرستانه و مقدس‌نمای مطرح شده از سوی کسانی که ادعا داشتند اسرائیل مشغول دفاع از خود در برابر تروریست‌های کافر است را تقویت کرد و ادعا شد نبرد شارون در این راه، بخشی حیاتی و لازم از نبرد آمریکا علیه شرارت است. هیچ تلاشی صورت نگرفت تا گزارشی از جانب فلسطینی‌ها به آمریکا نرسد؛ چرا که چنین قبولانده شده بود که این کارها بخشی از تلاشی بود که اسرائیل برای بقای خود انجام می‌دهد. در زمانه‌ای که راشل کوری در غزه حضور داشت یا حتی در زمانه کنونی، هرگونه تلاشی مبنی بر این که آرمان‌ فلسطینی‌ به عنوان یک تلاش و تقلای عادلانه برای کسب آزادی، استقلال و تلاش برای حق تعیین سرنوشت شناخته شود، به معنی قرار گرفتن در معرض حملات و اتهامات ظالمانه است.

 

*به نظر اسرائیلی‌ها، راشل کوری مقصر مرگ خود است

همانند بسیاری از کسانی که شاهد رژیم‌های جنایت‌کار بوده‌اند و تحت قوانین آنها سرکوب شده، حق حاکمیت‌ آنها سلب شد و کشته شدند، راشل کوری نیز به شدت از آن چه که شاهدش بود، ناراحت بود. روزی که او کشته شد، راشل بین بولدوزر و خانه‌های خانواده‌ها قرار گرفت تا از یکی از بی‌شمار جنایاتی جلوگیری کند که مانند نارنجک در میان جمعیت فقیر و بی‌دفاع آوارگان منفجر می‌شوند. آدم‌هایی که هر روز برای یافتن راهی برای بقا و فرار از دیوانگی در تقلا هستند.

بنا به نظر دادگاه‌های اسرائیلی، مرگ راشل تنها یک «اتفاق تأسف‌آور» بود. راشل خود را در شرایط خطرناکی قرار داد و در میانه منطقه جنگی قرار گرفت. او خود مقصر بود. معنی این حرف آن است که خود قربانی مسئول مرگ خویش بود. یعنی این که این خود مردم فقیر، بی‌خانمان و فاقد حق مالکیت هستند که مقصر وضعیتی هستند که در آن گرفتار مانده‌اند. آنها خود مسئول رفتار بیرحمانه، زندانی شدن، تحقیر و اشغال هستند.

 

*راشل کوری به سمبل شجاعت بانوان جوان بدل خواهد شد

راشل از خود دفترچه‌ خاطرات، نامه‌ها و میراثی از شجاعت و پایداری به جای گذاشت که در اراده و شجاعت مردمان اطرافش منعکس شد. وقتی که بولدوزر نزدیک شد، او کنار نرفت و چند قدم جلوتر دیگر به دام افتاد و راه فراری نیافت. مرگ او مانند زندگی او منعکس کننده شجاعت بانوی جوانی است که خوب می‌دانست نمی تواند از نابودی خانه‌ها و ایجاد منطقه نظامی در منطقه‌ای جلوگیری کند که از مدت‌ها پیش از این که او به منطقه رفح وارد شود، هدف نابودی و تخریب قرار گرفته بود.

یادداشت راشل در روزگاری دیگر به سمبل کلاسیک از زن جوانی بدل خواهد شد که در اوج ماجراجویی زندگی کرد و مصمم بود زنده بماند و برای چیزی بجنگند که به درست بودن آن ایمان داشت.

ماجرای راشل در روزگاری دیگر توسط کودکان سراسر دنیا خوانده خواهد شد و میلیون‌ها نفر از مردم از مکانی بازدید خواهند کرد که او در آنجا به تنهایی در مقابل بولدوزر زرهی ایستاد تا با جان خود بگوید، باید این کارها متوقف شوند.

 

*خشونت کنونی محصول بی‌تفاوتی دنیا به جنایات ملت‌های زورگوست

در روزگار ما، او شهیدی ناشناخته در تاریخ است. در روزگار ما، شجاعت او مورد نکوهش قرار گرفته و محکوم شد و نامش لکه‌دار و بدنام گشت. اما من اعتقاد دارم که آن فرانک نیز اگر بود برای راشل کوری احترام قائل بود. او نیز خواست جهانی برای رسیدن به عدالت در مواجهه با جنگ و تروریسم و خطر نابودی انسانیت یک ملت و اشغال وحشیانه سرزمین آن ملت را تأیید می‌کرد. او همچنین تصریح می‌کرد که خشونت موجود محصول بی‌‌تفاوتی دنیا نسبت به قربانیان ملت‌هایی است که احساس قدرت می‌کنند و آن قدرت را خدادادی می‌دانند، ملت‌هایی که مصمم هستند از گذشته خود انتقام بگیرند و از این رو خود را مجاز به کشتار دیگران می‌دانند.

به نظر من آن فرانک اگر امروز بود خودش قربانی روشی می‌شد که خاطرات و یاداشت‌هایش از نحوه مرگش ارایه کرده بودند و به عنوان توجیهی برای اقدام حکومتی قرار گرفته که نامش با خاک و خون همراه است. جایی که شهرت و محبوبیت خود آن فرانک توسط ایدئولوژی‌ای مورد سوء استفاده قرار گرفت که او آن ایدئولوژی را در تضاد با درس‌هایی خواهد یافت که خود آموخته و تجربه‌ کرده بود.

من اعتقاد دارم آن فرانک با «سیندی» مادر راشل موافق باشد؛ وقتی از سیندی سوال شد که آیا راشل باید از جلوی بولدوزر کنار می‌رفت، پاسخ داد: فکر نمی‌کنم او باید کنار می‌رفت بلکه همه ما می‌بایست در کنار او قرار می‌گرفتیم.

شعری از علیرضا قزوه


دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم

به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

چه مى شد آه اى موساى من، من هم شبان بودم

تمام روز و شب زلف خدا را شانه مى کردم

نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم

اگر مى شد همه محراب را میخانه مى کردم

اگر مى شد به افسانه شبى رنگ حقیقت زد

حقیقت را اگر مى شد شبى افسانه مى کردم

چه مستى ها که هر شب در سر شوریده مى افتاد

چه بازى ها که هر شب با دل دیوانه مى کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر مى شد

اگر از مرگ هم چون زندگى پروا نمى کردم

سرم را مثل سیبى سرخ صبحى چیده بودم کاش

دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم


خوش‌تیپ‌ ترین جنازه دنیا

برخي آداب و رسوم عجيب، هنوز در برخي نقاط جهان با وجود پيشرفت‌هاي فراوان بشر وجود دارد.

در یکی از قبایل اندونزی رسم است که جنازه مردگان خود را مومیایی و در روز تولدش آن را با لباس نو در جمع خود حاضر کنند .

رسمي عجيب در يكي از قبايل اندونزي

17 شهریور یوم الله است

شهریور ماه یادآور دلاورمردی و رشادت شهدای میدان ژاله است

17 شهریور ماه یادآور ایثار و از جان گذشتگی شهدایی است که با نثار خون خود، میدان ژاله را میدان تحقق دلاورمردی و رشادت کردند که تا روزگار باقی است نام آنها بر تارک تاریخ این مرز و بوم به عنوان نگهبانان انقلاب اسلامی و پیشقراولان فجر آفرین خواهد درخشید.

سی و چهار سال قبل، درست در چنین روزهایی، مردم کشور ما در گیر و دار چند راهپیمایی بزرگ بر ضد حکومت ستمشاهی و دیکتاتوری پهلوی بودند که در نهایت حادثه خونین قیام 17 شهریور در میدان ژاله سابق تهران به دست گارد دژخیمان ارتش رژیم خودکامه پهلوی رخ داد و عاشورا بار دیگر در شهریور تکرار شد و میدان ژاله به خون نشست و میدان شهدا نام گرفت.

هفدهم شهریور 1357، فرزندان ملت با یقین و باورمندی به هدفشان، در کربلای ژاله در محاصره دشمن قرار گرفتند، در میدان ژاله باران سرب و گلوله بود که بر سر میهمانان خدا فرو می ریخت؛ آنان که از آزمون رمضان پارسا و پاکیزه گذشتند و به شکرانه این نعمت، نماز فطر شکر را باهم به جای آوردند. مردم پاک دلی که در واقعه هفده شهریور جان خویش را سپر بلای انقلاب و اهداف والای آن کردند، مجاهدانی غیور بودند که ایمان در دل هایشان راه یافته بود، شیردلانی که نه برای دنیا بلکه برای وعده های الهی به پا خاستندو مقابل رژیم ستمشاهی ایستادند. ژاله قلب سرزمین یکپارچه قیام ایران بود که شعله های آتش انقلاب از آن زبانه می کشید و با خون پاک و مطهر شاهدان شهید، شهدا نام گرفت.
 
سلام بر حماسه سازان 17 شهریور؛ بزرگ مردانی که عاشقانه شربت شهادت نوشیدند و مشتاقانه به دیدار پروردگارشان شتافتند. درود بر جوانان پاکدل که روز خونین کربلای 17 شهریور 57 را به روز سقوط کامل رژیم سفاک ستمشاهی تبدیل کردند و به درستی 17 شهریور، غریو خونین عاشقان شهادت، طاغوت شکن و تاریخ ساز شد و به عنوان عامل تسریع کننده در روند شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 نقش تعیین کننده ای ایفا کرد.

در این روز، خون شهادت طلبان ایثارگر، چونان صاعقه ای سهمگین، نعره های مستانه دژخیمان رژیم مستکبر را محو کرد و کاخ ستم یزید صفتان را لرزاند.

یوم الله 17 شهریور، حماسه جاوید کربلا و نوید پیروزی خون بر شمشیر را دیگر بار تجسم عینی بخشید. اینک بر ماست که این روز را گرامی بداریم و خاطرات جمعه سیاه و لاله های سرخ را هرگز فراموش نکنیم.

هفدهم شهریور 1357، برگی غرور آفرین از دفتر انقلاب اسلامی ایران است. تاریخ حیات انسان بر کره خاک از هابیل تا حسین (ع) تا آخرین شهید، روزهای خونین بسیاری دارد و خواهد داشت. تاریخ انقلاب ما عاشوراهای بسیار به خود دیده است. هفدهم شهریور یکی از آن روزهاست که چون قطره های خون بر برگ های تقویم انقلاب ماندگار شده اند؛ خونی که با گذشت زمان نمی خشکد و از جوشش نمی افتد؛ از عموم امت حزب الله و شهید پرور دعوت کرد تا با حضور انقلابی، پرشور و گسترده خود در مراسم هایی که برای بزرگداشت یوم الله 17 شهریور در اقصی نقاط کشور برگزار می شود، ضمن زنده نگاه داشتن یاد و خاطره شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی به ویژه شهدای والامقام هفدهم شهریور، با آرمان های شهدا و امام شهدا تجدید میثاق نموده و گذشته پر افتخار شهدای انقلاب اسلامی را به عنوان چراغ راه آینده خود قرار دهند و با بزرگداشت این گونه ایام و زنده نگه داشتن پیام های جاودانه و راهگشای آن، کشور، نظام و انقلاب اسلامی خود را بیمه کنند.

سام در آستانه مرگ یا دستگیری

«سام» در دام؛ تک‌ تیرانداز ایرلندی در محاصره ارتش سوریه قرار گرفت

یک مقام نظامی اعلام کرد که تک‌تیرانداز معروف ایرلندی-لیبیایی که در حلب است، به همراه چند تک تیرانداز دیگر در محاصره ارتش است و دو راه بیشتر ندارد: تسلیم یا مرگ.

خبرگزاری فارس: «سام» در دام؛ تک‌تیرانداز ایرلندی در محاصره ارتش سوریه قرار گرفت

یک منبع نظامی در ارتش سوریه اعلام کرد «حسام النجار» تک‌تیرانداز لیبیایی معروف به «سام» که چند ماه پیش وارد سوریه شد، در حلب در محاصره ارتش قرار گرفته است.

این مقام نظامی به پایگاه خبری عاجل اعلام کرد این تک‌تیرانداز به همراه چند تک‌تیرانداز دیگر در مقر خود در منطقه «السید علی» در حلقه محاصره ارتش قرار دارند و دو راه مقابل آنان است؛ یا تسلیم شوند یا به مبارزه تا سرحد مرگ ادامه بدهند تا کشته شوند.

این مقام نظامی تاکید کرد «احتمالا این تک‌تیرانداز زخمی شده باشد... این افراد دو راه بیشتر ندارند یا تسلیم شوند یا تا وقتی که کشته شوند بجنگند».

حسام النجار معروف به سام از پدری لیبیایی و مادری ایرلندی، تک‌تیراندازی حرفه‌ای است که یکی از افراد یگان‌های مخالف در لیبی به شمار می‌رفت و به مقر قذافی در طرابلس به فرماندهی مهدی الحراتی که او نیز اخیرا از سوریه فرار کرد، حمله کرد.

سام که اکنون در حلقه محاصره ارتش سوریه قرار گرفته است، فرماندهی یک گروهک مسلح در حلب سوریه را بر عهده داشت که 20 نفر آنان، نیروهای زبده‌ای هستند که در لیبی با او همکاری می‌کردند.

این مقام نظامی همچنین اعلام کرد که در منطقه تحت محاصره همچنین سلاح‌هایی مانند تیربار پی‌کی‌سی و سلاح‌هایی نوین کشف و ضبط شده است.

پایگاه سیریا توب چندی پیش با انتشار عکسی از وی که در لیبی بوده است، اعلام کرد که او عامل موساد اسرائیل است که در ایرلند به خدمت گرفته شد.

حسام سام در سوریه و لیبی

سام به هنگام ورود به سوریه به خبرگزاری رویترز اعلام کرد که «جنگجویان زبده که در جنگ لیبی در سال گذشته شرکت کردند، به جبهه سوری آمده‌اند تا آموزش بدهند و به جنگجویان وابسته به مخالفان سوریه بپیوندند. درگیری‌ها و شرایط اینجا شدیدتر از درگیری‌ها در لیبی علیه معمر القذافی است».

وی فاش کرده بود که به همراه او کارشناسانی در حوزه‌های ارتباطات و امدادهای لجستیک و کارشناسان اسلحه وارد سوریه شده‌اند که بر کار آموزش و آماده‌سازی جنگجویان نظارت دارند.

دو روز پیش یک مقام نظامی سوریه پیش‌بینی کرده بود که شهر حلب تا کمتر از دو هفته دیگر به طور کلی پاکسازی خواهد شد.

یارانه مرحله نوزدهم

n00004390-b.jpg

معاون امور یارانه‌های مستقیم سازمان هدفمندسازی یارانه ها از واریز یارانه مرحله نوزدهم در ساعت 24 روز یکشنبه به حساب سرپرستان خانوار خبر داد.

"سیدجلال الدین عارفیان" شامگاه پنج شنبه با اعلام این خبر افزود: یارانه واریزی روز دوشنبه 20 شهریورماه قابل برداشت است.

معاون امور یارانه‌های مستقیم سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها، یادآور شد: یارانه نقدی این مرحله نیز به ازای هرنفر از اعضای خانواده 455 هزار ریال است.

تاریخچه جنبش عدم تعهد

جنبش عدم تعهدجنبش غیر متعهدها یا جنبش عدم تعهد در سال ۱۹۶۱ میلادی (۱۳۴۰ خورشیدی) در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم و نه در اردوگاه سرمایه‌داری (امپریالیسم)، قرار داشتند، تشکیل شد. نام جنبش ابتدا Non-Commitment به معنی «غیر متعهد» بود اما سریعاً به نام کنونی Non-Aligned «عدم انسلاک» تغییر یافت؛ با این حال در فارسی این جنبش به همان نام «غیر متعهد» شناخته می‌شود. با اتمام دوران جنگ سرد، هم اکنون اعضای این جنبش را اکثراً کشورهای در حال توسعه تشکیل می‌دهند. کشورهای عضو جنبش غیر متعهده آبی تیره: عضو، آبی روشن: ناظر تاریخچه سران شرکت کننده در اولین اجلاس جنبش عدم تعهد در بلگراد- سال ۱۹۶۱. از راست به چپ یوسیپ بروز تیتو، احمد سوکارنو، جمال عبدالناصر، قوام نکرومه و جواهر لعل نهرو
پیشنهاد اولیه تشکلیل این جنبش مربوط به دکتر محمد مصدق می باشد که با جواهر لعل نهرو مطرح کرده بود. اما این موضوع تا چند سال به مرحله عمل در نیامد.نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به غیرمتعهدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزی انجام شد.جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و احمد سوکارنو رؤسای وقت حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی در این اجلاس اندیشه تشکیل چنین سازمانی را مطرح کردند. چون این اتفاق کمی بعد از استقلال هند رخ می‌داد تحت تأثیر جهان بینی ماهاتما گاندی نیز قرار داشت. در ۱۹۶۱ اولین اجلاس سران عدم تعهد با حضور مارشال یوسیپ بروز تیتو رهبر یوگسلاوی، قوام نکرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند و احمد سوکارنو رهبر استقلال اندونزی در کنفرانسی که در شهر بلگراد در کشور یوگسلاوی برگزار شد و این سازمان موجودیت خود را اعلام کرد. با پایان جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم کشورهای عضو جنبش عدم تعهد دچار نوعی بی‌هویتی شده و دلیل وجود این جنبش که ایجاد موازنه منفی بین دو ابر قدرت دوران جنگ سرد بود از بین رفته‌است. عده‌ای را فرض بر این است که جنبش عدم تعهد وارث موازین ضد آمریکایی یا همان ضد امپریالیستی است. این در حالیست که بسیاری از تحلیلگران سیاسی فلسفه وجودی چنین سازمانی را وابسته به جهان دوقطبی می‌دانند و دلیلی برای ادامه حضور جنبش در صحنه بین‌المللی با معیارها و مختصات دوران جنگ سرد نمی‌بینند. ۱۲۰ کشور جهان از جمله ایران که تقریباً بیش از دو سوم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دهند، عضو جنبش عدم تعهد می‌باشند. هم‌اکنون کشور ایران ریاست دوره‌ای این جنبش را بر عهده دارد. گفتنی است که سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هر ۳ سال یکبار در اجلاسی با همین نام گرد هم می‌آیند. بنیان گذاران جنبش عدم تعهد بنیان گذاران جنبش عدم تعهد رهبران برخی از کشورها بودند که در رأس این شخصیت‌ها می‌توان از مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی، جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند، جمال عبدالناصر رهبر مصر و احمد سوکارنو رئیس جمهور اندونزی نام برد. به اعتقاد عبدالرشیدی، جنبش عدم تعهد نیز همچون جنبش‌های دیگر، از شخصیت افراد و رهبران آن تأثیر پذیرفته‌است و با بررسی شرح حال این چهار شخصیت و تشریح اوضاع سیاسی کشورهای هند، اندونزی، مصر و یوگسلاوی در دههٔ ۱۹۵۰، چنین نتیجه می‌گیرد که کشورهای مزبور و رهبران آنها که همگی در استقلال کشورهای خود و رهایی از استعمار و نفوذ کشورهای دیگر نقش تاریخی بر عهده داشته‌اند، از وجوه مشابهی برخوردار بوده‌اند که عبارتند از: هر چهار کشور دوران سخت و طولانی تحت استعمار بودن، استیلا و تفوق کشور قویتر و زور مدار را گذرانده‌اند و مبارزه آنان برای استقلال، عدم وابستگی و عدم تعهد بجا و بحق بوده‌است؛همهٔ رهبران چهار کشور از نخستین رهبران سیاسی کشورهای خود پس از استقلال و رهایی از استعمار بوده‌اند، همهٔ آنها نه تنها در جنگ‌های ضد استعماری و ضد امپریالیستی فعالانه شرکت کرده‌اند، بلکه رهبری این جنگ‌ها را نیز بر عهده داشته‌اند؛سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۵ برای هر چهار کشور نقطهٔ عطفی در مبارزات سیاسی بوده‌است؛در سال ۱۹۵۴ کنفرانس کلمبو، نهرو نخست وزیر هند است و سوکارنو در نخستین انتخابات پس از استقلال به عنوان اولین رئیس‌جمهور اندونزی برگزیده شده‌است. عبدالناصر به ریاست‌جمهوری مصر انتخاب شده و تیتو، رهبر جمهوری خلق یوگسلاوی است که هر چهار نفر در سال ۱۹۵۵ در کنفرانس باندونگ شرکت می‌کنند. سازمان بین‌المللی، تجمعی از دولت‌هاست که منجر به تشکیل نهادی مستقل، دایمی، با ارکان خاص، دارای شخصیت حقوقی و برای نیل به هدف یا اهداف مشترکی ایجاد می‌گردد. باید متذکر شویم که پدیده‌هایی وجود دارد که گاه با این تعریف مطابقت می‌کنند بدون اینکه سازمان بین‌المللی محسوب شوند. یعنی ما مشاهده می‌کنیم که ممکن است نهادهایی وجود داشته باشند که دارای ساختاری منظم باشند و اجلاس‌های ادواری داشته باشند ولی در زمرهٔ سازمان‌های بین‌المللی قرار نگیرند. بعبارت دیگر این نهادها، تمام ویژگی‌های سازمان‌های بین‌المللی دارند ولی فاقد شخصیت حقوقی بین‌المللی می‌باشند. نمونهٔ بسیار بارز این پدیده‌ها، «جنبش عدم تعهد» است که یک سازمان بین‌المللی محسوب نمی‌شود، اگر چه دولت‌ها عضو آن هستند، اجلاس‌های سالانه و منظم دارند، مسئول دارند، دبیرخانه و... دارند، ولی در مفهوم حقوق سازمان‌های بین‌المللی، یک سازمان بین‌المللی محسوب نمی‌شود؛ زیرا فاقد یک شخصیت حقوقی بین‌المللی است. و اما اگر تبدیل اجلاس به یک سازمان هم محقق نشود، به نظر می‌رسد برای ادامه و اهمیت یافتن بیشتر، تغییر نام از عدم تعهد مثلا به «اجلاس دول متعهد آزاد» منطقی می‌نماید. اصول احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر،برابری و منافع متقابل،عدم تجاوز به یکدیگر،همزیستی مسالمت آمیز،عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر. اجلاس باید کاری کند که اصول آن جدی گرفته شود، از دیگر اصول این جنبش عدم دادن پایگاه نظامی به کشورهای دیگر است. جنبش باید ساختاری نسبتا الزام آور تبیین کند تا این کشورها خود را در یک بازه زمانی تصحیح کنند و این کشورها به اصول جنبش بازگردند. جنبش باید خود را جدی بگیرد و به سوی ساختارهای جدی الزام آور حرکت کند و با روند معقولی برای ایفای نقش در اهداف اساسی جهانی گام بردارد. ارکان جنبش عدم تعهد بالاترین رکن جنبش اجلاس سران است که هر سه سال در یکی از کشورهای عضو تشکیل می‌گردد. علاوه بر آن می‏توان از اجلاس سالانه وزیران، اجلاس سالانه کارشناسان، اجلاس سالانه دفتر هماهنگی و نشست‏های تخصصی و دوره‏ ای این جنبش نام برد. نشست‏های دوره‏ ای جنبش در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و نشست‏های آژانس‏ها و سازمان‏های تخصصی این سازمان نیز حائز اهمیت است. نشست‌ها نشستهای انجام گرفته توسط اعضای جنبش: گردهمایی نخست - بلگراد، ۶-۱ سپتامبر، ۱۹۶۱ نخستین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در ششم سپتامبر ۱۹۶۱ در بلگراد تشکیل شد. بنابر شرایطی که برای شناخت کشورهای غیر متعهد تعیین شده بود از ۲۵ کشور برای شرکت در کنفرانس دعوت به عمل آمد. جو بین‌المللی آن زمان – دوره جنگ سرد و تشدید تشنجات بین‌المللی – بیم برخورد بلوک‌ها و آغاز جنگ جهانی سوم را به وجود آورده بود، لذا تاکید کنفرانس بیشتر بر حفظ صلح و امنیت جهانی و رفع اختلافات از طریق صلح و همکاری بین‌المللی بود. اکثریت شرکت کنندگان را کشورهای تازه استقلال یافته با خاطرات تلخ از استعمار غرب تشکیل می‌دادند. به همین دلیل نسبت به غرب بدبین بوده و بیشتر به شرق تمایل داشتند. گردهمایی دوم - قاهره، ۱۰-۵ اکتبر، ۱۹۶۴ دومین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد از ۵ تا ۱۰ اکتبر در قاهره پایتخت مصر تشکیل شد. در این کنفرانس سران ۴۷ کشور شرکت کرده بودند. اغلب اعضای جدید را کشورهای تازه استقلال یافته تشکیل می‌دادند. هدف اصلی کنفرانس بررسی بحران‌های جهانی و چگونگی یافتن راهی جهت تامین و استقرار صلح بود. گردهمایی سوم - لوساکا، ۱۰-۸ سپتامبر، ۱۹۷۰ با آنکه قرار بود کنفرانس سران عدم تعهد هر سه سال یک بار تشکیل شود، اما به علت اوضاع و احوال جهانی، سومین کنفرانس سران جنبش عدم تعهد شش سال بعد از اجلاس دوم یعنی در سال ۱۹۷۰ (از هشتم تا دهم سپتامبر) در لوساکا پایتخت زامبیا با شرکت ۵۳ کشور عضو تشکیل شد. این کنفرانس ضمن پرداختن به مسائل مربوط به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی بر ضرورت استقلال کلیه ملل به خصوص مستعمرات پرتغال در جنوب آفریقا تاکید کرد. در زمینه مسائل اقتصادی از افزایش شکاف بین کشورهای غنی و فقیر اظهار تاسف شد و تنزل سهم کشورهای در حل توسعه در زمینه صادرات طی دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی مورد توجه قرار گرفت. گردهمایی چهارم - الجزیره، ۹-۵ سپتامبر، ۱۹۷۳ چهارمین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد از ۵ تا ۹ سپتامبر ۱۹۷۳ در الجزیره تشکیل شد. شرکت‌کنندگان در این کنفرانس ۷۵ کشور بودند و مصوبات آن در زمینه مسائل سیاسی از جمله تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی، رودزیا، کامبوج، کره، حقوق دریاها و مواد مخدر بود. در زمینه مسائل اقتصادی به موضوعاتی چون روابط کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، انتقال تکنولوژی و سیستم بین‌المللی مالی و پولی توجه داشت. گردهمایی پنجم - کلمبو، ۱۹-۱۶ اوت، ۱۹۷۶ پنجمین کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد در کلمبو پایتخت سریلانکا از تاریخ ۱۶ تا ۱۹ اوت ۱۹۷۶ برگزار شد. ۸۶ کشور به عنوان عضو، ۹ کشور و ۱۲ سازمان بین‌المللی به عنوان ناظر و ۷ کشور به عنوان مهمان در این کنفرانس شرکت داشتند. اختلاف نظرهایی که از قبل در جنبش عدم تعهد موجود بود از این کنفرانس شکل روشن‌تری به خود گرفت و به طور کلی کشورهای شرکت کننده به دو گروه تندرو یا مترقی و میانه رو یا معتدل تقسیم شدند. اگر چه تعداد کشورهای میانه‌رو که بیشتر طرفدار غرب بودند زیادتر بود ولی فعالیت سازمان یافته گروه‌های تندرو تاثیر زیادی بر مصوبات کنفرانس گذاشت. با این همه تصمیمات کنفرانس کلمبو را می‌توان نسبتا معتدل و به دور از تندروی دانست. در این اجلاس بر سر تصاحب کرسی‌های دفتر هماهنگی جنبش عدم تعهد که تعداد آن از ۱۷ عضو به ۲۵ عضو افزایش یافته بود رقابت شدیدی درگرفت. گردهمایی ششم - هاوانا، ۹-۳ سپتامبر، ۱۹۷۹ ششمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد ۴ الی ۹ سپتامبر در هاوانا پایتخت کوبا، با حضور ۹۴ کشور عضو، ۲۰ کشور و سازمان ناظر و ۱۸ کشور و سازمان مهمان در حالیکه چند ماه بیشتر ازپیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود برگزار شد، مراحل نهایی عضویت جمهوری اسلامی ایران در جنبش پایان یافت و جمهوری اسلامی ایران رسما به عضویت این جنبش درآمد. در این اجلاس موضوعاتی همچون اوضاع خاورمیانه، پیشنهاد اخراج مصر از جنبش (به خاطر امضاء قرارداد صلح کمپ دیوید با اسرائیل)، عضویت کامبوج و اوضاع اقتصادی بین‌المللی مورد بحث قرار گرفت. در این اجلاس وقتی پیشنهاد پشتیبانی از خواسته‌های جمهوری اسلامی ایران علیه آمریکا مطرح شد، تعدادی از کشورها تاکید کردند که بایستی تجاوزات آمریکا به ایران و دخالت نظامی شوروی در افغانستان هر دو با هم در جلسات جنبش مطرح و بررسی شود. بندهای ۱۳۹، ۱۴۰ و ۱۴۱ بیانیه پایانی ششمین اجلاس سران عدم تعهد به طور کلی به ایران اختصاص یافت و در آنها نسبت به پیروزی تاریخی انقلاب مردم ایران در سرنگون کردن رژیم پیشین و ایجاد امیدواری برای تمام مردم جهان در به دست آوردن آزادی و تحکیم استقلال، ابراز مسرت و خشنودی شد. همچنین در بیانیه پایانی اجلاس هاوانا، از قطع روابط ایران با اسراییل و آفریقای جنوبی و نیز خروج ایران از پیمان سنتو استقبال به عمل آمد. در اجلاس هاوانا، پیشنهاد عراق برای میزبانی اجلاس هفتم سران یعنی بعد از کوبا مورد تصویب قرار گرفت. گردهمایی هفتم - دهلی نو، ۱۲-۷ مارس، ۱۹۸۳ هفتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد از ۷ الی ۱۱ مارس ۱۹۸۳ در دهلی نو پایتخت هند، با حضور ۱۰۰ کشور عضو، ۱۵ کشور و سازمان ناظر و ۲۵ کشور و سازمان مهمان برگزار شد. یک سال و نیم پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، وزارت امور خارجه کشورایران خواستار تغییر محل برگزاری اجلاس شد و تهدید کرد در صورت برگزاری در عراق در اجلاس مذکور شرکت نخواهد کرد و ریاست دوره‌ای عدم تعهد را به رسمیت نخواهد شناخت. جمهوری اسلامی ایران تلاش‌های دیپلماتیک بسیاری را برای ترغیب کشورهای عضو مصروف داشت. عراق نیز متقابلا اقدامات بسیاری را برای جلب توجه کشورها به برگزاری اجلاس در این کشور به عمل آورد منجمله اینکه اقدام به احداث ساختمان و مجموعه‌ای با هزینه‌ای بالغ بر یک میلیارد دلار کرد. این کشور حتی پیش نویس بیانیه پایانی اجلاس را به سه زبان تهیه و پرچم کشورهای عضو جنبش را در بغداد به اهتزاز درآورده بود. ولی با ورود نیروهای ایران به خاک عراق در عملیات رمضان (ژوئیه ۱۹۸۲) و متعاقب آن حمله هوایی جنگنده‌های ایران(توسط خلبان عباس دوران و همراهان) به بغداد وضعیت جدیدی به وجود آمد. با توجه به نزدیک بودن زمان برگزاری اجلاس (سپتامبر ۱۹۸۲)، فیدل کاسترو رهبر کوبا در ماه اوت پیشنهاد تشکیل اجلاس وزرای جنبش عدم تعهد و تعیین محل دیگری برای برگزاری هفتمین اجلاس سران را مطرح کرد. با توجه به حوادث فوق و پیگیری‌های جمهوری اسلامی ایران، موضوع تغییر محل اجلاس سران از بغداد به جای دیگر به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت و نهایتا محل کنفرانس از بغداد به دهلی نو تغییر یافت. گردهمایی هشتم - حراره، ۶-۱ سپتامبر، ۱۹۸۶ هشتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد، ۱ الی ۶ سپتامبر ۱۹۸۶ در حراره پایتخت زیمبابوه با حضور ۱۰۱ کشور آغاز به کار کرد. این اجلاس با حضور ایت الله خامنه ای ریاست جمهوری وقت در حالی که خانم ایندیرا گاندی ریاست اجلاس را به عهده داشت، برگزار شد. یکی از بحث‌انگیزترین موضوعات مطرح شده در این اجلاس مسئله جنگ ایران و عراق بود. هیئت جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس با موفقیت توانست از تصویب بیانیه‌ای که به ابتکار کشورهای عرب حامی عراق تنظیم شده و خواستار توقف بدون قید و شرط جنگ بود جلوگیری کند. در آن زمان هنوز بخشی از خاک ایران در تصرف عراق بود. گردهمایی نهم - بلگراد، ۷-۴ سپتامبر، ۱۹۸۹ نهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد، ۴ الی ۷ سپتامبر ۱۹۸۹ بلگراد با حضور ۱۰۲ کشور برگزار شد. این دومین بار بود که ریاست اجلاس سران عدم تعهد به یوگسلاوی می‌رسید. برگزاری این اجلاس مصادف بود با تحولات عمده در نظام دو قطبی جهان و از بین رفتن جنگ سرد. با توجه به وضعیت جدید، اعضا جنبش در خصوص نحوه اداره و ادامه کار آن دچار اختلاف شده بودند. عده‌ای با استناد به اینکه قطب بندی‌های دوران جنگ سرد از میان رفته و جنبش فلسفه وجودی خود را از دست داده‌است، پیشنهاد تغییر نام یا ادغام آن با گروه ۷۷ را مطرح می‌کردند در حالی که جمع کثیری از اعضا ضمن تایید ایجاد تغییرات در صحنه بین‌المللی معتقد بودند که جنبش زنده‌است و برای تحقق اهداف خود راه درازی در پیش دارد. یوگسلاوی در مقام رئیس در این اجلاس تلاش کرد موضوعات اساسی در اسناد از جمله مباحث مربوط به استعمار زدایی و برقراری نظام نوین اطلاعات و ارتباطات را از دستور کار حذف کند که با تلاش کشورهای چپ از جمله کوبا مجددا به آن اضافه شد. در اجلاس نهم از سوی طرفداران دو ایده مذکور بحث‌های زیادی صورت گرفت، ولی در نهایت دراین اجلاس کشورهای عضو تصمیم گرفتند ضمن پایبندی به اصول جنبش، به فعالیت‌های دسته جمعی خود ادامه داده و در گسترش همکاری با کشورهای توسعه یافته تلاش کنند. گردهمایی دهم - جاکارتا، ۷-۱ سپتامبر، ۱۹۹۲ دهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد، ۱ الی ۶ سپتامبر ۱۹۹۲ در جاکارتا پایتخت اندونزی با حضور ۱۰۸ کشور آغاز به کار کرد. از جمهوری اسلامی ایران هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت کشورمان در راس هیئتی شرکت کرد. مهمترین موضوع بحث در این اجلاس، موضوع تغییر نظام حاکم بر روابط بین‌الملل و چگونگی برخورد جنبش با آن بود. نتیجه مباحث مذکور حاکی از آن بود که جنبش عدم تعهد نه تنها موفق به حفظ هویت و ماهیت خویش گردیده بلکه با گذار از این دوره بحرانی آماده رویارویی و مواجهه با چالش‌های جدید در جهان شده‌است. از این نظر اجلاس دهم را می‌توان یک مقطع مهم در تاریخ جنبش عدم تعهد به حساب آورد چرا که جنبش به دلیل اجماع نظر میان کشورهای عضو در خصوص ضرورت تداوم حیات خود و ارتقاء نقش آن در عرصه بین‌المللی، هویت وجودی خود را در دوران پس از جنگ سرد بازیافت. مهمترین مسائل منطقه‌ای مطرح شده در این اجلاس عبارت بودند از: مسائل مربوط به آسیای جنوب شرقی، افغانستان، درگیری اعراب و اسرائیل، لبنان، بوسنی و هرزگوین، آفریقای جنوبی، قاچاق مواد مخدر، تروریسم، استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، همکاری بین‌المللی اقتصادی برای توسعه محیط زیست. گردهمایی یازدهم - کارتاگینا، ۲۰-۱۸ اکتبر، ۱۹۹۵ یازدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد از تاریخ ۱۴ الی ۲۰ اکتبر ۱۹۹۵ در شهر کارتاگینا در کلمبیا با حضور ۱۰۹ کشور برگزار شد. این اجلاس علاوه بر بیانیه پایانی خود یک بیانیه در خصوص آنکتاد و یونیدو صادر کرد و در طول اجلاس مسائل متعددی مورد بررسی قرار گرفت که اهم آنها عبارتند از: تجدید ساختار سازمان ملل، خاتمه دوران جنگ سرد و مشکلات اقتصادی و اجتماعی موجود در جهان سوم، خلع سلاح و امنیت بین‌المللی، همکاری بین‌المللی برای توسعه، ضرورت برخورد مناسب جنبش با تحولات بین‌المللی، همکاری‌های اقتصادی و تروریسم. گردهمایی دوازدهم - دوربان، ۳-۲ سپتامبر، ۱۹۹۸ دوازدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد از تاریخ ۲۹ آگوست لغایت ۳ سپتامبر ۱۹۹۸ در شهر دوربان آفریقای جنوبی با حضور ۱۱۴ کشور به ریاست آقای نلسون ماندلا برگزار شد. در این اجلاس بلاروس به عنوان عضو جدید جنبش عدم تعهد پذیرفته شد. ریاست کمیته سیاسی اجلاس به عهده ظریف، معاون امور بین‌الملل وزارت امور خارجه کشورایران بود. مهمترین موضوعاتی که در این اجلاس مورد بررسی قرار گرفت و در بیانیه نهادیی گنجانده شد عبارت بود از: نقش جنبش عدم تعهد، گفت‌وگوی بین تمدن‌ها، تجدید ساختار سازمان ملل، وضعیت مالی سازمان ملل، تروریسم، بدهی‌های خارجی، محیط زیست و توسعه، علوم و تکنولوژی، همکاری‌های جنوب، کشورهای کمتر توسعه یافته، نژادپرستی، تبعیض نژادی و مواد مخدر. گردهمایی سیزدهم - کوالالامپور، ۲۵-۲۰ فوریه، ۲۰۰۳ سیزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد از تاریخ ۲۰ الی ۲۵ فوریه ۲۰۰۳ در شهر کوالالامپور مالزی با حضور ۱۶ کشور برگزار شد. با انصراف بنگلادش که در اجلاس قبلی به عنوان میزبان اجلاس بعدی انتخاب شد و سپس انصراف اردن از برگزاری اجلاس سران، اجلاس مزبور در مالزی برگزار شد. این اجلاس با حضور محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت کشورایران در راس هیئت ایرانی برگزار شد. این اجلاس نخستین اجلاس سران عدم تعهد بعد از واقعه یازدهم سپتامبر بود و لذا موضوع تروریسم به یکی از مباحث عمده اجلاس سیزدهم تبدیل شد. از آنجا که اجلاس کوالالامپور یک ماه پیش از حمله آمریکا به عراق و در بحبوحه مباحث شورای امنیت سازمان ملل در خصوص عراق برگزار شد، به طور طبیعی مسئله عراق از اصلی‌ترین موضوعات مطرح در سخنرانی سران کشورهای شرکت کننده در اجلاس بود. گردهمایی چهاردهم - هاوانا، ۱۶-۱۵ سپتامبر، ۲۰۰۶ چهاردهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد از تاریخ ۱۲ الی ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۶ در هاوانا پایتخت کوبا با حضور ۵۸ کشور سطح سران برگزار شد. پیش از برگزاری اجلاس چهاردهم سران در کوبا، اجلاس وزرای امور خارجه دفتر هماهنگی عدم تعهد در کوالالامپور و به ریاست کشور مالزی بعنوان رئیس اجلاس سیزدهم در خرداد ماه ۱۳۸۵ (مه ۲۰۰۶) برگزار شد. دو روز نخست آن در جلسات کارشناسان ارشد، به تدوین پیش نویس بیانیه نهایی اجلاس سران اختصاص یافت. اعلامیه پوتراجایا، بیانیه فلسطین، بیانیه مربوط به فعالیت‌های هسته‌ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران و بیانیه ابراز همدردی با قربانیان زلزله در اندونزی صادر شد. صدور بیانیه جداگانه در ارتباط با فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، مهمترین موضوع مورد توجه رسانه‌های گروهی در این اجلاس بود و پیوستن دو کشور دومینیکا و آنتیگوا باربودا به جنبش عدم تعهد، اختلاف مصر و لیبی برای میزبانی اجلاس بعدی سران، اختلاف الجزایر و صحرا در خصوص پاراگراف‌های مربوط به مسئله صحرا و بالاخره اختلاف پاکستان و افغانستان و هند در خصوص پاراگراف‌های مربوط به فعالیت گروه‌های تروریستی در مناطق مرزی جنوب و شرق افغانستان از دیگر نکات قابل ذکر در این اجلاس بود. تلاش لیبی برای جلوگیری از تصویب میزبانی مصر بی‌نتیجه ماند، اما پاراگراف‌های مربوط به صحرا و دو پاراگراف مربوط به افغانستان در بیانیه پایانی اجلاس در پرانتز باقی ماند و تصمیم‌گیری در خصوص آنها به اجلاس سران در هاوانا موکول شد. گردهمایی پانزدهم - شرم الشیخ ۱۱-۱۶ جولای، ۲۰۰۹ از این میان ۴۰ کشور در سطح رئیس کشور و نخست وزیر و معاون رئیس جمهور شرکت کردند. دبیرکل سازمان ملل متحد و رئیس شصت و سومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل نیز در این اجلاس شرکت داشتند. اجلاس پانزدهم سران به درخواست آرژانتین و شورای صلح جهانی برای عضویت ناظر در جنبش عدم تعهد پاسخ مثبت داد. ریاست هیئت جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس بر عهده منوچهر متکی وزیر خارجه وقت قرار داشت. در پایان اجلاس ۷ سند مشتمل بر سند نهایی اجلاس، اعلامیه سران شرم‌الشیخ، اعلامیه روز بین‌المللی نلسون ماندلا، اعلامیه ضرورت پایان بخشیدن به تحریم‌های مالی، تجاری و اقتصادی آمریکا علیه کوبا، اعلامیه فلسطین، طرح عمل جنبش عدم تعهد (۲۰۰۹ الی ۲۰۱۲) و گزارش گزارشگر اجلاس به تصویب رسید. اجلاس پانزدهم سران پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران برای میزبانی شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در سال ۱۳۹۱ مطابق با ۲۰۱۲ میلادی را به تصویب رساند. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران به مدت ۹ سال تا سال ۱۳۹۷ مطابق با ۲۰۱۸ میلادی، عضو تروئیکای جنبش می‌باشد و از سال ۱۳۹۱ لغایت ۱۳۹۴ ریاست دوره‌ای جنبش عدم تعهد را بر عهده خواهد داشت. گردهمایی شانزدهم - تهران ۲۰۱۲ ایران و جنبش عدم تعهد ایران که به دلیل عضویت در پیمان نظامی مرکزی سنتو از عضویت در این جنبش محروم مانده بود در سال ۱۹۷۹ پس از پبروزی انقلاب به جنبش عدم تعهد پیوست. در سال‌های اولیه حیات جنبش ایرانیان نام آن را به "جنبش نا وابستگان" ترجمه کردند. اما به دلیل عدم استقبال عمومی نام "غیرمتعهدان" مصطلح گردید. ایران بعد از پیوستن به جنبش در اجلاس سران ۱۹۷۹ در هاوانا و از آن به بعد در همه نشست‌های مختلف این جنبش حضور داشته‌است. لغو برگزاری هفتمین اجلاس سران در بغداد به دلیل تجاوز نظامی عراق به ایران و انتقال این اجلاس به دهلی نو از مهمترین رویدادهای جنبش به حساب می‌آید. شانزدهمین اجلاس سران کشورهای غیر متعهد در روزهای ۹ و ۱۰ شهریور ۱۳۹۱ (۳۰ و ۳۱ اوت ۲۰۱۲) در تهران برگزار گردید. اعضا، ناظران و مهمانان اعضای کنونی  آفریقای جنوبی آنتیگوا و باربودا آنگولا اتیوپی اردن اریتره ازبکستان افغانستان اکوادور الجزایر امارات متحده عربی اندونزی اوگاندا ایران (ریاست کنونی) باربادوس باهاما بحرین بلاروس بلیز برونئی بنگلادش بنین بوتسوانا بورکینافاسو بروندی بولیوی پاپوآ گینه نو پادشاهی بوتان پاکستان پاناما  پرو تانزانیا تایلند ترکمنستان ترینیداد و توباگو توگو تونس تیمور شرقی جامائیکا جیبوتی جمهوری آفریقای مرکزی جمهوری دومینیکن جمهوری کنگو جمهوری دموکراتیک کنگو چاد دومینیکا روآندا زامبیا زیمباوه ساحل عاج سنت لوسیا سنت کیتس و نویس سنت وینسنت و گرنادین‌ها سائوتومه و پرینسیپ سنگال سیشل سیرا لئون سنگاپور سومالی سری‌لانکا  سودان سورینام سوازیلند سوریه شیلی عراق عربستان سعودی عمان غنا فلسطین فیجی فیلیپین قطر کامبوج کامرون کره شمالی کلمبیا کومور کوبا کنیا کویت کیپ ورد گابون گامبیا گرنادا گوآتمالا گویان گینه گینه استوایی گینه بیسائو  لائوس لبنان لسوتو لیبریا لیبی ماداگاسکار مالاوی مالزی مالدیو مالی مراکش مصر مغولستان موریتانی موریس موزامبیک میانمار نامیبیا نپال نیجر نیجریه نیکاراگوئه وانواتو ونزوئلا ویتنام هائیتی هند هندوراس یمن اعضا سابق  آرژانتین قبرس مالت یوگوسلاوی (از جمله صربستان و مونته‌نگرو) ناظران کشورها و سازمان‌های زیر در مقام ناظر قرار دارند.  آرژانتین ارمنستان بوسنی و هرزگوین  برزیل چین کستاریکا  کرواسی قبرس السالوادور  قزاقستان قرقیزستان مکزیک  مونته‌نگرو هلند پاراگوئه  لهستان روسیه صربستان  تاجیکستان اوکراین اروگوئه سازمان‌ها اتحادیه آفریقا (سازمان وحدت آفریقا)سازمان همبستگی خلق آفریقایی آسیاییاتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع (یا اتحادیه کشورهای همسود)اتحادیه عربسازمان همکاری اسلامیمرکز جنوبشورای جهانی صلحسازمان ملل متحد مهمان هیچ مهمان دائمی وجود ندارد اما اغلب چند کشور غیرعضو در کنفرانس حضور دارند. علاوه براین، تعداد زیادی از سازمان‌ها چه از درون سازمان ملل یا بیرون از سازمان معمولا دعوت می‌شوند.

متن کامل بیانیه نهایی اجلاس جنبش عدم تعهد

بیانیه نهایی اجلاس جنبش عدم تعهد در 11 بند که در آن به مسائل متنوعی از جمله بحران های سیاسی و اقتصادی، موضوع فلسطین، دارا بودن حق انرژی صلح آمیز هسته ای و صلح پایدار جهانی اشاره شده است، منتشر شد.

خبرگزاری فارس: متن کامل «بیانیه تهران» اجلاس تاریخی جنبش عدم تعهد

متن بیانیه شانزدهمین نشست سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران درتاریخ 9 – 10 شهریور 1391 به این شرح است:

«ما سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در شانزدهمین نشست خود در نهم و دهم شهریور 1391 در تهران، جمهوری اسلامی ایران، گرد هم آمده ایم و شرایط بین المللی را با هدف کمک موثر به حل مشکلات عمده ای که موجب نگرانی همه کشورهای عضو جنبش و کل بشریت است، مرور کردیم و با الهام از بینش، اصول و اهداف جنبش عدم تعهد که در کنفرانس های واندونگ (1955) و بلگراد (1961) مورد تاکید قرار گرفته اند و مبنای تلاش هایمان برای دستیابی به جهانی توام با صلح، برابری، همکاری و رفاه برای ملت ها هستند و نیز با تمسک به تجارب جنبش در گذشته و توان بالقوه کنونی آن، با تاکید مجدد بر اینکه جنبش، اصول و اهداف جنبش عدم تعهد و شرایط کنونی بین المللی همچنان معتبرند، با تکیه بر دستاوردهای گذشته جنبش در مبارزه بر علیه امپریالیسم، استعمار، استعمار نو، نژادپرستی، آپارتاید، استکبار و تمامی اشکال مداخله خارجی، تجاوز، اشغال، سلطه جویی و تاکید بر لزوم کنارماندن از ائتلاف های معطوف به قدرت و رویارویی ها که همچنان محورهای اصلی در سیاست های جنبش خواهند بود، با تجدید عهد با اصول و اهداف جنبش عدم تعهد و نیز تعهد به تلاش در جهت کمک سازنده برای افکندن طرحی نو در روابط بین المللی بر مبنای اصولی همچون همزیستی مسالمت آمیز، همکاری منصفانه بین ملت ها و حق برابری کشورها، با تاکید بر اصول شامل: حاکمیت ملی کشورها برابری دولت ها، تمامیت ارضی کشورها و عدم دخالت در امور آنها؛ با اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری ازاقدامات تجاوزکارانه و دفع این اقدامات یادیگر انواع نقض صلح، تشویق و ترغیب همگان به حل و فصل اختلافات بین المللی به طرق صلح آمیز یا به هر طریقی که صلح و امنیت بین المللی و عدالت به خطر نیفتد؛ ضمن خودداری از تهدید و یا استفاده از زور بر علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور به هر طریقی که مغایر اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد باشد، با توجه به نکات فوق اعلام می کنیم:

1- شکل گیری نظامی منصفانه، جامع، شفاف و موثر برای مدیریت مشترک جهانی، بر مبنای عدالت و انصاف و مشارکت همه کشورها، جهت مواجهه با چالش ها و مخاطرات کنونی که از تهدیدات امنیتی، خطرات زیست محیطی، تغییر آب و هوا، مهاجرت، بیماری های واگیردار، اقدامات اقتصادی بین المللی و غیره ناشی می شود، ضروری است. برای برپایی چنین نظامی اعضای جنبش عدم تعهد می بایست مواضع خود را هماهنگ و نیروهای خود را بسیج نموده و در جهت تامین منافع کشورهای در حال توسعه گام بردارند. در این رابطه، اولویت هایی باید به شرح زیر باید در نظر باشد:

الف- حوزه مدیریت مشترک جهانی بسیار گسترده بوده و علاوه بر موضوعات مربوط به توسعه، بسیاری از دیگر مسائل و موضوعات مورد توجه و نگرانی کشورها را نیز شامل می شود. جهان با چالش هایی در زمینه های امنیتی، اجتماعی، زیست محیطی، بهداشتی، پناهندگان، مواد مخدر، جرائم سازمان یافته فراملی، حملات سایبری و تروریسم، مواجه است. حفظ صلح و امنیت بین المللی همچنان در صدر دستور کار بسیاری از کشورها قرار دارد. ساختار کنونی تصمیم گیری بین المللی در زمینه صلح و امنیت ناکارآمد است و در برابر تغییر از خود مقاومت بیشتری نشان می دهد.

ب- سازمان ملل متحد به عنوان نهادی جهانشمول باید نقشی اساسی در شکل دهی به چارچوب حقوقی و اساسی مدیریت جهانی ایفا نماید. لذا، این سازمان می تواند و باید نقشی مهم در تلاش برای یافتن راه حل های مشترک برای مسائل مشترک مانند ایجاد هماهنگی بین تمامی سازمان های منطقه ای و بین المللی دیگر داشته باشد. برای اینکه سازمان ملل متحد در خط مباحث مربوط به مدیریت جهانی قرار گیرد تقویت و اصلاح آن باید در مرکز توجه باشد. برای دستیابی به چنین هدفی، احیاء و تقویت نقش مجمع عمومی سازمان ملل، از جمله در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی تجدید ساختار شورای امنیت با این هدف که این دو نهاد منعکس کننده واقعیت های جهان امروز باشند، ضروری است.

ج – اهمیت و جایگاه فزاینده کشورهای در حال توسعه از نظر اقتصادی باید در ساختارهای مدیریتی نهادهای کلیدی بین المللی انعکاس یابد. تصمیمات کلیدی مربوط به موضوع مدیریت جهانی دیگر نمی توانند در انحصار گروه کوچکی از کشورهای توسعه یافته بمانند. با توجه به اینکه سیاستگذاری در قبال شمار کثیری از موضوعاتی انجام می شود که همه کشورها را تحت تاثیر قرار می دهند، ضروری است که کشورهای در حال توسعه حضور و نقش بیشتری در نهادهای مهمی که در صدد هماهنگی سیاست ها در سطح بین المللی هستند، داشته باشند.

د – بحران های چند سال اخیر عدم کفایت ها و نارسایی های نهادهای مالی و اقتصادی بین المللی را تاثیر سوئی بر توانایی های آنها برای پرداختن به بحران ها و حرکت در جهت ایجاد هماهنگی های لازم در سطح کلان دارد، عیان ساخته است. از آنجا که این نهادها طی دوره بعد از جنگ دوم ایجاد شده اند، قادر به حل و فصل چالش های جهان کنونی نیستند و این امر تاثیرات سوئی در کشورهای در حال توسعه دارد.

ه – در جامعه بین المللی هر ملتی دارای ارزش ها و نظرات خاص خود است. زندگی صلح آمیز و توام با همکاری در صورتی میسر است که تنوع در جامعه جهانی به رسمیت شناخته شده و مورد احترام باشد. لذا تلاش برای تحمیل ارزش ها بر سایر اعضای جامعه بین المللی باید پرهیز شود.

2- اشغال سرزمین فلسطین و جنایات مستمر رژیم صهیونیستی بر اراضی اشغالی همواره علت اصلی وضعیت بحرانی در خاورمیانه بوده است. هر راه حلی برای این بحران مستلزم پایان بخشیدن به اشغال، اعاده حق لاینفک مردم فلسطین در خصوص حق تعیین سرنوشت آنها و ایجاد کشوری پایدار و مستقل در فلسطین با پایتختی قدس شریف است. اعاده حقوق ملی مردم فلسطین، تنها راه برقراری صلح پایدار و منصفانه در منطقه است.

3- نژاد پرستی و تبعیض نژادی توهین آشکارای به کرامت و برابری انسانهاست. اشکال جدید نژاد پرستی و جنایات مرتبط با آن در قسمت های مختلف جهان موجب نگرانی بسیار است. لذا، ضروری است که با اتخاذ تصمیمات قاطع و داشتن اراده سیاسی به تمامی اشکال و نمادهای نژاد پرستی و تبعیض نژادی، بیگانه هراسی، اسلام هراسی و مانند آن و نیز بردگی تحت اشکال جدید و قاچاق انسان در هر جایی که اتفاق افتد، پرداخته شود.

4- تمامی انواع حقوق بشر غیر قابل تفکیک و مرتبط با هم هستند. مسائل حقوق بشری باید بر اساس همکاری و رویکردی سازنده، غیر تقابلی، غیر گزینشی، عادلانه، منصفانه، بی طرفی، متوازن، عینی و دور از ملاحظات سیاسی مد نظر قرار گیرند. احترام به تنوع فرهنگی، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، عدم مداخله در امور داخلی کشورها، با مد نظر قرار دادن ویژگی های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی هر کشور از دیگر اصولی است که باید مبنای پرداختن به موضوعات حقوق بشری باشد. توجه ویژه به حقوق و ظرفیت های زنان و جوانان و مشارکت آنان در فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ضرورت دارد.

5-تسلیحات هسته ای غیر انسانی ترین سلاح هایی هستند که تا کنون ساخته شده اند. حفظ و نگهداری توان هسته ای تاکتیکی و راهبردی و مدرن سازی مستمر آنها و دکترین های نظامی نوین که توجیه گر استفاده از آنها، خصوصا بر علیه کشورهای فاقد سلاحهسته ای هستند، بزرگترین تهدید علیه افراد بشراند. پیمان منع اشاعه سلاح های هسته ای حقی را برای کشورهای دارنده تسلیحات هسته ای جهت حفظ زرادخانه های خود به طور نامحدود بوجود نمی آورد. کشورهای یاد شده باید به تعهدات خود در چارچوب ماده 6 پیمان منع اشاعه برای نابودی کلیه سلاح های هسته ای خود در یک چارچوب زمانی مشخص عمل کنند و در این راستا تدوین کنوانسیون جامع امحاء سلاح های هسته ای ضرورت دارد.

6- تمامی کشورها باید بتوانند از حق مسلم و انکار ناپذیر خود برای توسعه، تحقیر، تولید و استفاده از انرژی هسته ای برای مقاصد صلح جویانه، بدون تبعیض و منطبق با تعهدات حقوقی مربوطه بهره مند گردند. بنابراین، هیچ چیزی نباید به نحوی تفسیر گردد که حق کشورها برای توسعه انرژیاتمی برای مقاصد صلح آمیز را منع نموده و یا محدود نماید. تصمیمات و انتخاب کشورها، از جمله جمهوری اسلامی ایران در زمینه استفاده صلح آمیز از فناوری هسته ای و سیاست هایشان در زمینه چرخه سوخت باید محترم شمرده شود.

7- مصونیت فعالیت های صلح آمیز هسته ای باید محترم شمرده شود و هرگونه حمله و یا تهدید به حمله بر علیه تاسیسات صلح آمیز هسته ای فعال یا درحال ساخت به منزله خطری جدی علیه انسانها و محیط زیست بوده و نقض جدی حقوق بین الملل، اصول و اهداف منشور ملل متحد و مقررات آژانس بین المللی انرژی اتمی به شمار می آید. لذا، تدوین سندی جامع و بین المللی که حمله و یا تهدید به حمله علیه تاسیسات هسته ای مورد استفاده برای تولید انرژی را منع کند مورد نیاز مبرم است.

8- کشورهای عضو جنبش عدم تعهد توافق می نمایند که از شناسایی، تصویب یا اجرای اقدامات یا قوانین قهرآمیز یکجانبه یا فرامرزی، شامل تحریم های یکجانبه اقتصادی و دیگر اقدامات تهدید آمیز علیه کشورها و اعمال محدودیت های خودسرانه علیه سفر اشخاص که هدفشان اعمال فشار به کشورهای عضو جنبش عدم تعهد – از طریق اعمال تهدید بر علیه حاکمیت و استقلال و آزادی در تجارت و سرمایه گذاری – است خودداری کنند.

کشورهای عضو جنبش همچنین توافق دارند که مانع از تهدید حق کشورها برای تصمیم گیری بر مبنای اراده آزاد خود و در چارچوب نظام های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی خود شوند چرا که چنین اقدامات و یا قوانینی به منزله نقض آشکار منشور ملل متحد، قوانین بین الملل،نظام تجاری چند جانبه و هنجارها و اصول حاکم بر روابط دوستانه میان کشورها است. در همین راستا کشورها توافق کرده اند با چنین اقدامات و قوانین و کاربرد آنها مخالفت نموده و آنها را محکوم نمایند و به نحوی مجدانه در صدد خنثی کردن چنین تلاش هایی باشند. همچون مجمع عمومی و دیگر نهادهای سازمان ملل متحد، اعضای جنبش عدم تعهد نیز از کشورها می خواهند در همین راستا عمل نمایند. اعضای جنبش همچنین خواستار آن هستند که کشورهایی که چنین اقداماتی اتخاذ می کنند یا چنین قوانینی را وضع می کنند بخواهند که بلافاصله و به طور کامل اقدامات یاد شده را لغو نمایند.

9- تمامی اقدامات تروریستی از جمله تروریسم دولتی، باید بدون هرگونه ابهامی محکوم شود. همه دولت ها باید در رابطه با تهدید تروریزم که بر صلح، امنیت، ثبات و توسعه بسیاری از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد تاثیر منفی می گذارد، به تهدات بین المللی خود پایبند باشند و در جهت تحقق جهانی عاری ازتروریسم بکوشند. تمامی قربانیان تروریسم از جمله دانشمندان و محققین ایرانی که قربانی اقدامات تروریستی ضد بشری شده اند شایسته عمیق ترین ابراز همدردی هستند.

10- ضروری است که با تلاش های معطوف به تحمیل تک فرهنگی یا تحمیل مدل های خاص، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی یا فرهنگی مخالفت شود و گفتگوی میان ادیان، فرهنگ ها و تمدن ها که می توان به تقویت صلح، امنیت، ثبات و توسعه، احترام به تنوع گرایی بر اساس عدالت، اخوت و برابری و کاهش تقابل کمک کند، ارتقاء یابد.

11- جنبش عدم تعهد باید تمامی امکانات خود و اعضا را برای اجرای تصمیمات و اراده سران کشورهای عضو که در اسناد جنبش منعکس می شوند به کار گیرند. بر همین اساس جنبش می باید در صدد ایجاد سازوکاری مستحکم برای پیگیری اهداف و اجرای مصوبات خود باشد.»

متن کامل بیانات رهبرمعظم‌ انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در شانردهمین اجلاس جنبش عدم تعهد

متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در این اجلاس به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به شرح ذیل است:

بسم‌اللّه الرّحمن‌ الرّحیم‌

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على الرّسول الأعظم الأمین و على اله الطّاهرین‌ و صحبه المنتجبین و على جمیع الأنبیاء و المرسلین.‌

به شما میهمانان گرامى، سران و هیئتهاى نمایندگى کشورهاى جنبش عدم تعهد و نیز دیگر شرکت‌کنندگان در این اجلاس بزرگ بین‌المللى خوشامد میگویم.

ما در اینجا گرد آمده‌ایم تا به هدایت و کمک پروردگار، حرکت و جریانى را که در شش دهه‌ى قبل با هوشمندى و موقعیت‌شناسى و شجاعت چند تن از رهبران سیاسىِ دلسوز و مسئولیت‌پذیر پایه‌گذارى شد، به اقتضاى موقعیتها و نیازهاى امروز جهان ادامه دهیم و بلکه به آن جانى تازه و تحرکى دوباره ببخشیم.

میهمانان ما از مناطق جغرافیائى دور و نزدیک در اینجا گرد آمده و متعلق به ملیتها و نژادهاى گوناگون و داراى تعلقات اعتقادى و فرهنگى و تاریخى و وراثتىِ متنوعند؛ ولى همان طور که «احمد سوکارنو» یکى از بنیانگذاران این جنبش در کنفرانس معروفِ باندونگ در سال 1955 گفت، مبناى تشکیل عدم تعهد، نه وحدت جغرافیائى یا نژادى و دینى، بلکه وحدت نیاز است. آن روز کشورهاى عضو جنبش عدم تعهد، به پیوندى که بتواند آنها را از سیطره‌ى شبکه‌هاى اقتدارگرا و مستکبر و سیرى‌ناپذیر مصون بدارد، نیازمند بوده‌اند؛ امروز با پیشرفت و گسترش ابزارهاى سلطه‌گرى، این نیاز همچنان پابرجا است.

من میخواهم حقیقت دیگرى را مطرح کنم:

اسلام به ما آموخته است که انسانها با وجود ناهمگونیهاى نژادى و زبانى و فرهنگى، فطرت همسانى دارند که آنها را به پاکى و عدالت و نیکوکارى و همدردى و همکارى فرا میخواند و همین سرشت همگانى است که اگر از انگیزه‌هاى گمراه‌کننده به سلامت عبور کند، انسانها را به توحید و معرفت ذات متعالى خداوند رهنمون میگردد.

این حقیقت تابناک داراى چنان ظرفیتى است که قادر است پایه و پشتوانه‌ى تشکیل جوامع آزاد و سرافراز و برخوردار از پیشرفت و عدالت - توأماً - گردد و شعاع معنویت را بر همه‌ى فعالیتهاى مادّى و دنیائى انسانها نفوذ دهد و بهشتى دنیائى - پیش از بهشت اخروىِ موعود ادیان الهى - براى آنان فراهم آورد. و نیز همین حقیقت مشترک و همگانى است که میتواند شالوده‌ریز همکاریهاى برادرانه‌ى ملتهائى باشد که از نظر شکل ظاهرى و سابقه‌ى تاریخى و منطقه‌ى جغرافیائى، شباهتى به یکدیگر ندارند.

همکاریهاى بین‌المللى هرگاه بر چنین شالوده‌اى استوار باشد، دولتها ارتباطات میان خود را نه بر اساس ترس و تهدید یا افزون‌طلبى و منافع یکجانبه یا واسطه‌گرىِ افراد خائن و خودفروش، بلکه بر پایه‌ى منافع سالم و مشترک، و برتر از آن، منافع انسانیت بنا میکنند و وجدان بیدار خود و خاطر ملتهاى خود را از دغدغه‌ها آسوده میسازند.

این نظم آرمانى در نقطه‌ى مقابل نظام سلطه قرار دارد، که در قرنهاى اخیر قدرتهاى سلطه‌گر غربى، و امروز دولت زورگو و متجاوز آمریکا، مدعى و مبلّغ و پیشقراول آن بوده‌ و هستند.

میهمانان عزیز!

امروز آرمانهاى اصلى جنبش عدم تعهد با گذشت شش دهه همچنان زنده و پابرجاست؛ آرمانهائى مانند استعمارزدائى ، استقلال سیاسى و اقتصادى و فرهنگى، عدم تعهد به قطبهاى قدرت و ارتقاء همبستگى و همکارى میان کشورهاى عضو. واقعیتهاى امروز جهان با آن آرمانها داراى فاصله است؛ ولى اراده‌ى جمعى و تلاش همه‌جانبه براى عبور از واقعیتها و دست یافتن به آرمانها، هرچند پُر چالش، لیک امیدآفرین و ثمربخش است.

ما در گذشته‌ى نزدیک، شاهد شکست سیاستهاى دوران جنگ سرد و نیز یکجانبه‌گرائىِ پس از آن بوده‌ایم. جهان با عبرت‌آموزى از این تجربه‌ى تاریخى، در حال گذار به نظام بین‌المللى جدیدى است و جنبش عدم تعهد میتواند و باید نقش نوینى ایفاء نماید. این نظام باید بر پایه‌ى مشارکت همگانى و برابرى حقوق ملتها استوار باشد؛ و همبستگى ما کشورهاى عضو این جنبش براى شکل‌گیرى این نظم نوین، از ضرورتهاى بارز عصر کنونى است.

خوشبختانه چشم‌انداز تحولات جهانى، نویدبخش یک نظام چند وجهى است که در آن، قطبهاى سنتى قدرت جاى خود را به مجموعه‌اى از کشورها و فرهنگها و تمدنهاى متنوع و با خاستگاههاى گوناگون اقتصادى و اجتماعى و سیاسى میدهند. اتفاقات شگرفى که در سه دهه‌ى اخیر شاهد آن بوده‌ایم، آشکارا نشان میدهد که برآمدن قدرتهاى جدید با بروز ضعف در قدرتهاى قدیمى همراه بوده است. این جابه‌جائى تدریجى قدرت، به کشورهاى عدم تعهد فرصت میدهد تا نقش مؤثر و شایسته‌اى را در عرصه‌ى جهانى بر عهده بگیرند و زمینه‌ى یک مدیریت عادلانه و واقعاً مشارکتى را در پهنه‌ى گیتى فراهم آورند. ما کشورهاى عضو این جنبش توانسته‌ایم در یک دوران طولانى، با وجود تنوع دیدگاهها و گرایشها، همبستگى و پیوند خود را در چهارچوب آرمانهاى مشترک حفظ کنیم؛ و این دستاورد ساده و کوچکى نیست. این پیوند میتواند دستمایه‌ى گذار به نظمى عادلانه و انسانى قرار گیرد.

شرائط کنونى جهان فرصتى شاید تکرارنشدنى براى جنبش عدم تعهد است. سخن ما آن است که اتاق فرمان جهان نباید با دیکتاتورى چند کشور غربى اداره شود. باید بتوان یک مشارکت دموکراتیک جهانى را در عرصه‌ى مدیریت بین‌المللى شکل داد و تضمین کرد. این است نیاز همه‌ى کشورهائى که مستقیم یا غیرمستقیم از دست‌اندازى چند کشور زورگو و سلطه‌طلب زیان دیده‌اند و مى‌بینند.

شوراى امنیت سازمان ملل داراى ساختار و سازوکارى غیرمنطقى، ناعادلانه و کاملاً غیر دموکراتیک است؛ این یک دیکتاتورىِ آشکار و یک وضعیت کهنه و منسوخ و تاریخ مصرف گذشته است. با سوء استفاده از همین سازوکار غلط است که آمریکا و همدستانش توانسته‌اند زورگوئیهاى خود را در لباس مفاهیم شریف بر دنیا تحمیل کنند. آنها میگویند «حقوق بشر»، و منافع غرب را اراده میکنند؛ میگویند «دموکراسى»، و دخالت نظامى در کشورها را به جاى آن مى‌نشانند؛ میگویند «مبارزه با تروریسم»، و مردم بى‌دفاع روستاها و شهرها را آماج بمبها و سلاحهاى خود میسازند. در نگاه آنها، بشریت به شهروندان درجه‌ى یک و دو و سه تقسیم میشوند. جان انسان در آسیا و آفریقا و آمریکاى لاتین ارزان، و در آمریکا و غرب اروپا گران قیمت‌گذارى میشود. امنیت آمریکا و اروپا مهم، و امنیت بقیه‌ى بشریت بى‌اهمیت دانسته میشود. شکنجه و ترور اگر به دست آمریکائى و صهیونیست و دست‌نشاندگان آنها صورت گیرد، مُجاز و کاملاً قابل چشم‌پوشى است. زندانهاى مخفى آنها که در نقاط متعددى در قاره‌هاى گوناگون شاهد زشت‌ترین و نفرت‌انگیزترین رفتارها با زندانیان بى‌دفاع و بى‌وکیل و بى‌محاکمه است، وجدان آنان را نمى‌آزارد. بد و خوب، کاملاً گزینشى و یکطرفه تعریف میشود. منافع خود را به نام «قوانین بین‌المللى»، و سخنان تحکم‌آمیز و غیرقانونى خود را به نام «جامعه‌ى جهانى» بر ملتها تحمیل میکنند و با شبکه‌ى رسانه‌اىِ انحصارىِ سازمان‌یافته، دروغهاى خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالت‌طلبى وانمود میکنند و در مقابل، هر سخن حقى را که افشاگر فریب آنها است، دروغ، و هر مطالبه‌ى برحقّى را یاغیگرى مینامند.

دوستان! این وضعیت معیوب و پر زیان، غیرقابل ادامه است. همه از این هندسه‌ى غلط بین‌المللى خسته شده‌اند. جنبش 99 درصدى مردم در آمریکا بر ضدّ کانونهاى ثروت و قدرت در آن کشور، و اعتراض عمومى در کشورهاى اروپاى غربى به سیاستهاى اقتصادى دولتهاشان نیز نشان لبریز شدن پیمانه‌ى صبر و تحمل ملتها از این وضعیت است. باید این وضعیت نامعقول را علاج کرد.

پیوند مستحکم و منطقى و همه‌جانبه‌ى کشورهاى عضو جنبش عدم تعهد میتواند در یافتن و پیمودن راه علاج، تأثیرات عمیقى بر جاى بگذارد.

حضار محترم!

صلح و امنیت بین‌المللى از جمله‌ى مسائل حادّ جهان امروز ما است و خلع سلاحهاى کشتار جمعى و فاجعه‌بار، یک ضرورت فورى و یک مطالبه‌ى همگانى است. در دنیاى امروز، امنیت، پدیده‌اى مشترک و غیرقابل تبعیض است. آنها که سلاحهاى ضد بشریت را در زرادخانه‌هاى خود انبار میکنند، حق ندارند خود را پرچمدار امنیت جهانى قلمداد کنند. این - بى‌شک - نخواهد توانست نیز امنیت را براى خود آنها به ارمغان آورد. امروز با تأسفِ فراوان دیده میشود که کشورهاى دارنده‌ى بیشترین تسلیحات هسته‌اى، اراده‌اى جدّى و واقعى براى حذف این ابزارهاى مرگبار از دکترین نظامى خود ندارند و آن را همچنان عامل رفع تهدید و شاخصى مهم در تعریف جایگاه سیاسى و بین‌المللى خود میدانند. این تصور، به کلّى مردود و مطرود است.

سلاح هسته‌اى نه تأمین‌کننده‌ى امنیت و نه مایه‌ى تحکیم قدرت سیاسى است، بلکه تهدیدى براى این هر دو است. حوادث دهه‌ى 90 قرن بیستم نشان داد که داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمى همانند شوروى سابق را هم حفظ کند. امروز نیز کشورهائى را میشناسیم که با داشتن بمب اتم، در معرض امواج ناامنى‌هاى مهلکند.

 

جمهورى اسلامى ایران استفاده از سلاح هسته‌اى و شیمیائى و نظائر آن را گناهى بزرگ و نابخشودنى میداند. ما شعار «خاورمیانه‌ى عارى از سلاح هسته‌اى» را مطرح کرده‌ایم و به آن پایبندیم. این به معنى چشم‌پوشى از حق بهره‌بردارى صلح‌آمیز از انرژى هسته‌اى و تولید سوخت هسته‌اى نیست. استفاده‌ى صلح‌آمیز از این انرژى، بر اساس قوانین بین‌المللى، حق همه‌ى کشورها است. همه باید بتوانند از این انرژى سالم در مصارف گوناگونِ حیاتى کشور و ملتشان استفاده کنند و در اِعمال این حق، وابسته به دیگران نباشند. چند کشور غربى که خود دارنده‌ى سلاح هسته‌اى و مرتکب این کار غیرقانونى‌اند، مایلند توان تولید سوخت هسته‌اى را نیز در انحصار خود نگه دارند. حرکتى مرموز در حال شکل‌گیرى است تا انحصار تولید و فروش سوخت هسته‌اى را در مراکزى با نام بین‌المللى ولى در واقع در پنجه‌ى چند کشور معدود غربى، تثبیت و دائمى کنند.

 

طنز تلخ روزگار ما آن است که دولت آمریکا که دارنده‌ى بیشترین و مرگبارترین سلاحهاى هسته‌اى و دیگر سلاحهاى کشتار جمعى و تنها مرتکبِ به‌کارگیرى آن است، امروز میخواهد پرچم مخالفت با اشاعه‌ى هسته‌اى را به دوش بگیرد! آنها و شرکاى غربى‌شان رژیم صهیونیستىِ غاصب را به سلاحهاى هسته‌اى مجهز کرده و براى این منطقه‌ى حساس، تهدیدى بزرگ فراهم کرده‌اند؛ اما همین مجموعه‌ى فریبگر، استفاده‌ى صلح‌آمیز از انرژى هسته‌اى را براى کشورهاى مستقل برنمیتابند و حتّى با تولید سوخت هسته‌اى براى رادیوداروها و دیگر مصارف صلح‌آمیز انسانى، با هرچه در توان دارند، ستیزه‌گرى میکنند. بهانه‌ى دروغین آنان، بیم از تولید سلاح هسته‌اى است. در مورد جمهورى اسلامى ایران، آنان خود میدانند که دروغ میگویند؛ اما سیاست‌ورزى، آنگاه که کمترین اثرى از معنویت در آن نباشد، دروغ را هم مجاز میشمرد. آیا آن که در قرن بیست‌ویکم زبان به تهدید اتمى میگشاید و شرم نمیکند، از دروغگوئى پرهیز و شرم خواهد کرد؟!

من تأکید میکنم که جمهورى اسلامى هرگز در پى تسلیحات هسته‌اى نیست، و نیز هرگز از حق ملّت خود در استفاده‌ى صلح‌آمیز از انرژى هسته‌اى چشم‌پوشى نخواهد کرد. شعار ما «انرژى هسته‌اى براى همه، و سلاح هسته‌اى براى هیچکس» است. ما بر این هر دو سخن پاى خواهیم فشرد و میدانیم که شکستن انحصار چند کشور غربى در تولید انرژى هسته‌اى در چهارچوب معاهده‌ى عدم اشاعه، به سود همه‌ى کشورهاى مستقل و از جمله کشورهاى عضو جنبش عدم تعهد است.

تجربه‌ى سه دهه ایستادگىِ موفقیت‌آمیز در برابر زورگوئى‌ها و فشارهاى همه‌جانبه‌ى آمریکا و متحدانش، جمهورى اسلامى را به این باور قطعى رسانده است که مقاومت یک ملت متحد و داراى عزم راسخ، قادر است بر همه‌ى خصومتها و عنادها فائق آید و راه افتخارآمیز به سوى هدفهاى بلند خود را بگشاید. پیشرفتهاى همه‌جانبه‌ى کشور ما در دو دهه‌ى اخیر واقعیتى است که در برابر چشم همگان قرار دارد و رصدکنندگان رسمى بین‌المللى مکرراً بدان اذعان کرده‌اند؛ و این همه در شرائط تحریمها و فشارهاى اقتصادى و تهاجم تبلیغاتى شبکه‌هاى وابسته به آمریکا و صهیونیسم اتفاق افتاده است. تحریمهائى که یاوه‌گویان، آن را فلج‌کننده نامیدند، نه تنها ما را فلج نکرده است و نخواهد کرد، بلکه گامهاى ما را محکمتر، و همت ما را بلندتر، و اطمینان ما را به درستى تحلیلهاى خود و نیز به توانائى درون‌زاى ملتمان راسختر کرده است. ما یارى خداوند را در این چالشها بارها و بارها به چشم دیده‌ایم.

 

میهمانان گرامى!

لازم میدانم در اینجا از یک مسئله‌ى بسیار مهم سخن بگویم؛ که اگرچه مربوط به منطقه‌ى ما است، ولى ابعاد گسترده‌ى آن از این منطقه فراتر رفته و سیاستهاى جهانى را در طول چندین دهه تحت تأثیر قرار داده است و آن، مسئله‌ى دردآور فلسطین است. خلاصه‌ى این ماجرا آن است که یک کشور مستقل و داراى شناسنامه‌ى روشنِ تاریخى به نام «فلسطین»، بر اساس یک توطئه‌ى وحشتناک غربى با سردمدارى انگلیس در دهه‌ى 40 قرن بیستم، از ملت آن، غصب و به زور سلاح و کشتار و فریب، به جماعتى که عمدتاً از کشورهاى اروپائى مهاجرت داده شده‌اند، واگذار گردیده است. این غصب بزرگ که در آغاز با کشتارهاى جمعىِ مردم بى‌دفاع در شهرها و روستاها و راندن مردم از خانه و کاشانه‌ى خود به کشورهاى هم‌مرز همراه بود، در طول بیش از شش دهه همچنان با همین جنایتها ادامه یافته است و امروز هم ادامه دارد. این، یکى از مهمترین مسائل جامعه‌ى بشریت است. سران سیاسى و نظامى رژیم غاصب صهیونیست، در این مدت از هیچ جنایتى پرهیز نکرده‌اند؛ از کشتار مردم و ویران کردن خانه‌ها و مزارع آنان و دستگیرى و شکنجه‌ى مردان و زنان و حتّى کودکان آنان، تا تحقیر و توهین به کرامت این ملت و سعى در نابودى و هضم آن در معده‌ى حرامخوار رژیم صهیونیستى، و تا محورهای بیانات در شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهددوحمله به اردوگاههاى آنان در خود فلسطین و در کشورهاى همسایه که میلیونها آواره را در خود جاى میداده است. نامهاى «صبرا» و «شتیلا» و «قانا» و «دیر یاسین» و امثال اینها با خون مردم مظلوم فلسطین در تاریخ منطقه‌ى ما ثبت شده است. اکنون نیز پس از شصت و پنج سال، هنوز همچنان همین جنایتها در رفتار گرگان درنده‌ى صهیونیست با باقى‌ماندگان در سرزمینهاى اشغالى ادامه دارد. آنها پى‌درپى جنایتهاى جدیدى مى‌آفرینند و منطقه را با بحران تازه‌اى روبه‌رو میکنند. کمتر روزى است که خبرى از قتل و جرح و زندانى کردن جوانهائى مخابره نشود که به دفاع از وطن و کرامت خود برخاسته و به ویرانگرى مزارع و خانه‌هاى خود اعتراض کرده‌اند. رژیم صهیونیستى که با به راه انداختن جنگهاى فاجعه‌بار و کشتار مردم و اشغال سرزمینهاى عربى و سازماندهى تروریسم دولتى در منطقه و جهان، دهها سال ترور و جنگ و شرارت به راه انداخته، ملت فلسطین را که براى احقاق حق خود به پا خاسته و مبارزه میکنند، تروریست مینامد و شبکه‌ى رسانه‌هاى متعلق به صهیونیزم و بسیارى از رسانه‌هاى غربى و مزدور نیز با زیر پا گذاشتن تعهّد اخلاقى و رسانه‌اى، این دروغ بزرگ را تکرار میکنند. سردمداران سیاسىِ مدعى حقوق بشر نیز چشم بر این همه جنایت بسته و بدون شرم و پروا، از آن رژیم فاجعه‌آفرین حمایت کرده و در نقش وکیل‌مدافع آن ظاهر میشوند.

 

سخن ما آن است که فلسطین متعلق به فلسطینى‌ها است و ادامه‌ى اشغال آن، ظلمى بزرگ، تحمل‌ناپذیر و خطرى عمده براى صلح و امنیت جهانى است. همه‌ى راههائى که غربیها و وابستگان آنها براى «حل مسئله‌ى فلسطین» پیشنهاد کرده و پیموده‌اند، غلط و ناموفق بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود. ما راه‌حلى عادلانه و کاملاً دموکراتیک را پیشنهاد کرده‌ایم: همه‌ى فلسطینى‌ها، چه ساکنان کنونى آن، و چه کسانى که به کشورهاى دیگر رانده شده و هویت فلسطینى خود را حفظ کرده‌اند، اعم از مسلمان و مسیحى و یهودى، در یک همه‌پرسىِ عمومى، با نظارتى دقیق و اطمینان‌بخش شرکت کنند و ساختار نظام سیاسى این کشور را انتخاب نمایند و همه‌ى فلسطینیانى که سالها رنج آوارگى را تحمل کرده‌اند، به کشور خود باز گردند و در این همه‌پرسى و سپس تدوین قانون اساسى و انتخابات، شرکت نمایند. آنگاه صلح برقرار خواهد شد.

در اینجا مایلم پندى خیرخواهانه به سیاستمداران آمریکائى که تاکنون همواره به عنوان مدافع و پشتیبان رژیم صهیونیستى در صحنه حاضر شده‌اند، بدهم: این رژیم تاکنون براى شما دردسرهاى بیشمار داشته است؛ چهره‌ى شما را در میان ملتهاى منطقه، منفور و شما را در چشم آنان شریک جنایات صهیونیستهاى غاصب معرفى کرده است؛ هزینه‌هاى مادى و معنوى که در طول سالهاى متمادى از این رهگذر به دولت و ملت آمریکا تحمیل شده است، سرسام‌آور است؛ و احتمالاً در آینده اگر همین روش ادامه یابد، هزینه‌هاى شما سنگین‌تر هم خواهد شد. بیائید به پیشنهاد جمهورى اسلامى درباره‌ى همه‌پرسى بیندیشید و با تصمیمى شجاعانه، خود را از گره ناگشودنى کنونى نجات دهید. بى‌شک مردم منطقه و همه‌ى آزاداندیشان گیتى از این اقدام استقبال خواهند کرد.

میهمانان محترم!

اکنون به سخن آغازین باز میگردم. شرائط گیتى حساس و جهان در حال گذار از یک پیچ تاریخىِ بسیار مهم است. انتظار میرود که نظمى نوین در حال تولد یافتن باشد. مجموعه‌ى غیرمتعهدها حدود دو سوم اعضاء جامعه‌ى جهانى را در خود جاى داده است و میتواند در شکل‌دهى آینده نقشى بزرگ ایفاء کند. تشکیل این اجلاس بزرگ در تهران نیز خود حادثه‌اى پرمعنا است که باید در محاسبات به کار آید. ما اعضاء این جنبش با هم‌افزائى امکانات و ظرفیتهاى گسترده‌ى خود میتوانیم براى نجات جهان از ناامنى و جنگ و سلطه‌گرى، نقشى تاریخى و ماندگار بیافرینیم.

این مقصود فقط با همکاریهاى همه‌جانبه‌ى ما با یکدیگر امکان‌پذیر است. در میان ما، کشورهاى بسیار ثروتمند و نیز کشورهاى داراى نفوذ بین‌المللى کم نیستند. علاج مشکلات با همکاریهاى اقتصادى و رسانه‌اى و انتقال تجربه‌هاى پیشبرنده و تعالى‌بخش، کاملاً امکان‌پذیر است. باید عزمهامان را راسخ کنیم؛ به هدفها وفادار بمانیم؛ از اخم قدرتهاى زورگو نترسیم و به لبخند آنان دل خوش نکنیم؛ اراده‌ى الهى و قوانین آفرینش را پشتیبان خود بدانیم؛ به شکست تجربه‌ى اردوگاه کمونیستى در دو دهه پیش، و شکست سیاستهاى به اصطلاح لیبرال دموکراسى غربى در حال حاضر - که نشانه‌هاى آن را در خیابانهاى کشورهاى اروپائى و آمریکایی و گره‌هاى ناگشودنى اقتصاد این کشورها همه مى‌بینند - با چشم عبرت بنگریم. و بالاخره سقوط دیکتاتورهاى وابسته به آمریکا و همدست رژیم صهیونیستى در شمال آفریقا و بیدارى اسلامى در کشورهاى منطقه را فرصتى بزرگ بشماریم. ما میتوانیم به ارتقاء «بهره‌ورى سیاسى جنبش عدم تعهد» در مدیریت جهانى بیندیشیم؛ میتوانیم براى تحول در این مدیریت، سندى تاریخى تهیه کنیم و ابزارهاى اجرائى آن را فراهم نمائیم؛ میتوانیم حرکت به سمت همکاریهاى مؤثر اقتصادى را طراحى و الگوهاى ارتباط فرهنگى میان خود را تعریف کنیم. بى‌شک تشکیل دبیرخانه‌ى فعال و پرانگیزه‌اى براى این تشکیلات، خواهد توانست به حصول این مقاصد کمکى بزرگ و پر تأثیر تقدیم کند.

جنبش عدم تعهد

خاطره رهبر انقلاب از حضور در اجلاس نم در زيمبابوه

من در زمان رياست جمهوري، در كنفرانس غيرمتعهدها در زيمبابوه شركت كردم. كنفرانس غيرمتعهدها عمدتا در اختيار چپ ها بود. البته دولت هاي متمايل به غرب و آمريكا هم در آنجا بودند؛ اما كارگردان عمده، يكي رابرت موگابه و ديگري فيدل كاسترو بود- كه اينها چپ بودند- بقيه روساي جمهور چپ دنيا هم كه طرفدار شوروي بودند، حضور داشتند و عمده كارگرداني در دست اينها بود. من رفتم در آنجا سخنراني كردم. سخنراني من صد درصد ضد آمريكايي و ضد استكباري بود. حقايق انقلاب، حقايق كشور، جرايم آمريكا، جرايم عليه ملت ايران، مسائل مربوط به جنگ تحميلي و امثال اينها را گفتم. بعد با همان صراحت و شدت، به تجاوز شوروي به افغانستان حمله كردم. اينها مبهوت مانده بودند! يكي از همان روساي جمهور چپ به من گفت، تنها غيرمتعهد در اين كنفرانس، ايران است. ببينيد؛ نظام اسلامي در ابعاد جهاني، اين طور اهميت و جلوه پيدا مي كند و حتي دشمنانش مجبور مي شوند به آن احترام كنند.
حضرت آيت الله خامنه اي

دلم فرو ریخت

حضرت آقا که وارد اجلاس شدند، قلبم هررری فروریخت.

به یاد امام عصر، و جای به "ظاهر" خالی شان در کرسی های جهانی...

یک قیاس زمین تا آسمانی از آقا تا امام زمان؛

پس حضرت حجت چه میزان ابهت و جذبه دارند؟

آیا چشمانم می بیند روزی را که ...

تاکید آقا بر مقطع حساس دنیا، پیچ تاریخی؛

برای ایشان و صورت نورانی شان، "و ان یکاد" خواندم.

مبادا چشمان ناپاک به وجود نازنینش، زخم زنند. 

برای سلامتی ایشان تا ظهور حضرت حجت صلوات فرستادم.

دلم گرفت؛

برای تلاش در جهت رسیدن به آن روز بزرگ،

چه افسرِ جوانِ تنبلی هستم؛ مـــَن! 

شما چــی؟

علامه جعفری و ازدواج با زیباترین دختر دنیا!!!

 

از علامه جعفری می‌پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی؟! ایشان در جواب خاطره‌ای از دوران طلبگی تعریف و اظهار می‌کنند که

هرچه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم، در جشن‌ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم و ایام سوگواری را هم، سوگواری می‌گرفتیم.

شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) اول شب نماز مغرب و عشا می‌خواندیم و شربتی می‌خوردیم. آن گاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می‌دادیم.

آقایی بود به نام آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که نجف‌آبادی بود. معدن ذوق بود. او که می‌آمد من به الکفایه قطعاً به وجود می‌آمد جلسه دست او قرار می‌گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با...ایام قلب‌الاسد (۱۰ تا ۲۱ مرداد) که ما خرماپزان می‌گوییم و نجف با ۲۵ یا ۳۵ درجه خیلی گرم می‌شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود

 و پشه‌هایی به وجود آمده بود که عرب‌های بومی را اذیت می‌کرد. ما ایرانی‌ها هم که، اصلاً خواب و استراحت نداشتیم.

آن سال آنقدر گرما زیاد بود که اصلاً قابل تحمل نبود نکته سوم این‌که حجره من رو به شرق بود. تقریباً هم مخروبه بود.من فروردین را آنجا به طور طبیعی مطالعه می‌کردم.

 و می‌خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود، ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود.

گرما واقعاً کشنده بود. وقتی می‌خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که با دست نان را از داخل تنور برمی‌دارم، در اقل وقت و سریع!

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما تلفات هم گرفته بود. ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد،  آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که کتابی هم نوشته بود به نام «شناسنامه خر» آمد.

مدیر مدرسه‌مان، مرحوم آقا سیداسماعیل اصفهانی هم آنجا بود. به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی‌گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد.

عکس یک دختر بود که زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» (زیباترین دختر روزگار)، گفت:آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می‌کنم.

اگر شما را مخیر کنند بین این‌که با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج کنید (از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد) و هزار سال هم زندگی کنید، با کمال خوشرویی و بدون غصه، یا این‌که جمال علی(ع) را مستحباً زیارت و ملاقات کنید، کدام را انتخاب می‌کنید.

سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی(ع) هم مستحبی. گفت: آقایان واقعیت را بگویید. جانماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید.

اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی،

گفت: سیدمحمد! ما یک چیزی بگوییم نری به مادرت بگویی‌ها؟ معلوم شد نظر آقا چیست. شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند.

نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) این‌طور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوییم.

آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می‌افتاد.

نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی(ع) معروف است که فرموده‌اند: «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» - ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می‌کند

پس ما ان‌شاءالله در موقعش جمال علی(ع) را ملاقات می‌کنیم! باز هم همه زدند زیرخنده، خوب اهل ذوق بودند. واقعاً سوال مشکلی بود.

یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد درصد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی.

گفت: والله چه عرض کنم.

 باز هم خنده حضار

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی‌توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی(ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی‌دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم.

شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب‌الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غیرعادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یک‌بار به حالتی دست یافتم. یکدفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس،

 تمام علامات و قیافه‌ای که شیعه و سنی درباره امام علی(ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم: این آقا کیست؟

گفت: این آقا خود علی(ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود.

نمی‌دانم شاید مرحوم شمس‌آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمدتقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگویم،اگر بگم عیششون بهم می‌خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.

خدا رحمت کند آقا سیداسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر، گفت: آقا دیگر از این شوخی‌ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.

بدون شرح

«نشريه فرانسوي لوپوئن: اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران، گوشمالي كشورهاي 1+5 است كه 6 سال است در پوشش سازمان ملل براي منزوي كردن ايران تلاش مي كنند»، «خبرگزاري رويترز: نشست عدم تعهد در تهران كودتاي ديپلماتيك عليه انزواي ايران است»، «نيويورك پست: برگزاري نشست غيرمتعهدها در تهران آخرين ميخي است كه ايران بر تابوت سياست هاي ضد ايراني آمريكا مي كوبد»، «واشنگتن پست: اجلاس تهران نشانه زوال حيثيت و اعتبار بين المللي واشنگتن است»، «لس آنجلس تايمز: ايران با برپايي اجلاس تهران به آمريكا دهن كجي كرده است»، «نوبل آبزرواتور: نشست نم مهر باطل شدي است كه ايران بر ادعاهاي غرب درباره انزواي اين كشور مي زند»، «آسوشيتدپرس: ايران اجلاس تهران را با سيلي به تحريم هاي شوراي امنيت سازمان ملل آغاز كرد»، «روزنامه اسرائيلي اورشليم پست: تحريم ها و فشارهاي آمريكا به كجا رسيد؟ اجلاس تهران نمايش عدم انزواي ايران است»، «الاهرام مصر: نشست عدم تعهد در تهران، خواب و خوراك را از واشنگتن و تل آويو گرفته است»، «روزنامه سوئيسي تاگس اسنايگر: برخلاف ادعاي آمريكا درباره انزواي ايران، اجلاس تهران نشان مي دهد كه اين كشور امروزه در مركز تصميم گيري هاي جهاني قرار دارد»، «نيويورك تايمز: بسياري از كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد به اجلاس تهران با چشم همايش اميد به آينده نگاه مي كنند» و...

انا لله و انا الیه راجعون



سلام،حتما که نباید برای مرگ های دسته جمعی براثرسیل وزلزله وشهاب سنگ ورانش زمین

ورعد وبرق درمزرعه یا که فقط برای" والده ماجده"پیام تسلیت فرستاد.

نه خیرآقا جان!

گاهی فرستادن پیام برای یک مادرتنها ودورافتاده وآن هم درقاره سیاه چنان اثری داردکه

ازوالده ماجده بیشتر!!مثل همین پیام رئیس جمهور محترم برای آقای دکتر" ارنست " نه اون

"ارنست " کارتون صهیونیستی"مهاجران " این آقا" ارنست " خودمان که رئیس جمهور

سیرالئون است وایضا اظهارهمدردی واندوه ازفوت مرحومه خلدآشیان وجنت مکان "آلیس "

مادرایشان  تاثیرشگرفی درروحیهء دولت وملت ما وآن کشورمحروم  گذاشت.حتما شنیده اید که می گویند گاهی تعداد همسران یک مرد پس ازمرگ او زمانی آشکارمی شوندکه برسرمزارش بانو یا بانوانی ناآشنا سیاه بپوشندوگریه کنند!!

حالا این پیام دکتر احمدی نژاد هم کمی نسبت ها رازیرسئوال می برد !!!

شایدهم رئیس جمهور محترم دوتا معلم داشته اند که یکی درتهران ودیگری درسیرالئون بوده

والبته سخت کوشی و دلسوزبودن هردوبرای جنابشان اثبات شده است، کاش حداقل درزمان

حیات آن مرحومه  یک سفر برای دست بوسی می رفتیم .!  حالا متن کامل پیام

                                بسم‌الله الرحمن الرحیم

جناب آقای ارنست بای کروما
رییس‌جمهوری سیرالئون

سلام علیکم:


درگذشت مادام آلیس روزالین کروما،مادرگرامی‌تان راکه معلمی سختکوش ودلسوزبود، به

جنابعالی،دولت وملت سیرالئون تسلیت می‌گویم.

ضمن ابرازهمدردی با جنابعالی وملت سیرالئون،ازخداوند متعال غفران ورحمت الهی برای آن

مرحومه،صبروشکیبایی بازماندگان وسربلندی وشادکامی دولت وملت سیرالئون رامسألت دارم.


                                                       محموداحمدی‌نژاد
                                                رییس‌جمهوری اسلامی ایران 
 
 

چه می شودکرد؟؟؟


بخشی ازکارخبرواطلاع رسانی الگوسازی است.یعنی اینکه همین"ابتکار" بی بدیل دکترعزیزراارج بنهیم.

ضمنا این روزها ملت ایران دراندوه فقدان جمعی ازهموطنان دراستان آذربایجان شرقی که

درهجوم بی رحمانه زلزله هولناک اخیرجان باخته اند می سوزد،

حسابی آواره شده اند.

میدانم آوارگی سخت است.اما به پای عمه جانمان حضرت زینب نمیرسیم.

صابرکربلا زینب کبری برشما صبرعنایت بفرماید...

تسلیت ساده ترین واژه برای ابرازهمدردی باخانواده های داغداروبازماندگان این حادثه

است،خداوندهمه جان باختگان راغریق رحمت کندوبه عزیزان داغدیده هم صبروهم پاداش

صبرعطا فرماید.

روح منی خامنه ای

سماحة القائد،الامام السيد علي الحسيني الخامنه اي فرمودند:


اين كلمات مبالغه ‏آميز راحذف كنيد.بنده،وقتي اين كلمات رامي‏شنوم،حقيقتاًمتأذّي مي‏شوم

خامنه ای ثروتمندترین رهبر دنیاست
چرا که!!!!؟؟؟؟
خونی که در رگ ماست
همه هستی مان
جان ناقابل مان
و مختصر آبرویی که داریم
همه و همه
از آن خامنه ای است.
با این کلکسیون


و با این همه ثروت
ویلا ندارد… بیت دارد…
بیت که نه...
کاروانسراست
خانه اش به جای فرش
عرش دارد وگلیم وچند تکه آسمان
همه چیز ساده است
مثل خانه زهرا (س)
مثل خیمه حسین (ع)
  حسینیه امام خمینی دارد
  چفیه دارد
و عصایی که چوبش از شجره طوباست
و دست مجروحی
که ریشه در “کف العباس” دارد
 

لااقل آزاد مرد باشید

نگاهی متفاوت به اجلاس سران غیر متعهدها در تهران
100,000,000,000 سود مالی اجلاس «نــــم»
پایگاه اطلاع رسانی بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت : اینهمه فقیر و بدبختی مردم و گرونی ، اونوقت اینا میرن اینهمه خرج سالن این اجلاس و مهموناش میکنن !!!! تهران 5روز تعطیل بشه3میلیارددلار ضرر میکنیم .....

به گزارش خبرنگار بسیج پیشکسوتان :

دوستانی که این حرف ها را چه از روی دلسوزی و چه از روی دستخط اسرائیل میگویند، به مطالب زیر توجه نمایند.


شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد طی روزهای آینده در تهران آغاز می شود که این رویداد از بزرگترین اجلاس تاریخ جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب تا به امروزمی توان نام برد.

 

 طی روزها و ماه های اخیر خبرهای مختلفی از این اجلاس در رسانه های گروهی ایران و جهان چه رسانه های «خودی» و چه رسانه های «غیر خودی» منعکس شده است و هر کدام از آنها بسته به « خط مشی » رسانه ای خود گزارش هایی از آن را به سراسر جهان مخابره کرده اند.

اما در بین خبرهای ریز و درشتی که این روزها از این اجلاس در رسانه ها، مورد پوشش قرار می گیرد و اکثر آنها از حضور یا عدم حضور «فلان» شخص مهم که از "بان کی مون" تا "مرسی"گرفته و حتی مصاحبه هایی که دستاورد های سیاسی و اجتماعی را بررسی قرار می دهند، آمار و ارقام جالب و قابل توجهی از این اجلاس وجود دارد که شاید خواندن آن برای هر کسی تامل برانگیز باشد.

 


این اخبار و آمار که بیشتر جنبه اقتصادی برای کشور دارد، نگاهی متفاوتی را به اجلاس «نم» می دهد، این در حالی است که گروهی از مردم و بدنه اجتماعی جامعه از آن اطلاعی ندارند و حتی شایعاتی از هزینه های بالای این اجلاس که همه آن را دولت پرداخت میکند از گوشه و کنار که البته با « شیطنت » گروهی که این اجلاس برای آنها قابل هضم نیست به گوش می رسد.

اما برخلاف شایعاتی که به آن اشاره شد، جالب است بدانید که هزینه جاری اجلاس توسط خود هیئت ها خارجی مهمان پرداخت میشود؛ در همین رابطه معاون تشریفات ستاد برگزاری اجلاس سران غیر متعهدها با انتقاد از برخی سخنان در مورد هزینه های بالای این اجلاس و این که جمهوری اسلامی ایران برای حضور این هیئت ها هزینه هنگفتی صرف می کند، اظهار داشت: "هزینه های جاری این اجلاس توسط هیئت های شرکت کننده پرداخت می شود و حتی جنبه ارز آوری نیز برای کشور دارد."

وی افزود: این گونه نیست که جمهوری اسلامی ایران تمام هزینه های موجود در این خصوص را بپردازد.

حتی سروش پور درباره انتشار خبری پیرامون اختصاص ۱۵۰ میلیارد تومان برای برگزاری این اجلاس نیز گفت: بخش مهمی از این بودجه به چرخه اقتصاد کشور باز می گردد و بخش اعظم آن نیز در بخش زیر ساخت ها هزینه می شود.

نکته دیگر در همین رابطه میانگین درآمد ارزی حاصل از حضور مهمانان اجلاس سران در ایران است؛ معاون گردشگری کشور میانگین درآمد ارزی این اجلاس را برای گردشگری ۵۰ میلیون دلار اعلام کرد و گفت: هتلهای میزبانی که خدماتشان را ارتقا دهند به صورت ارز و دلار میتوانند هزینه اقامت بگیرند.

 

منوچهر جهانیان اخیرا در مصاحبه با یکی ار خبرگزاری ها با اشاره به سود آوری ارزی این اجلاس، اظهار داشت: ۲۱ هتل و هتل آپارتمان در تهران با ظرفیت ۳ هزار و ۵۳۳ اتاق و سوئیت با گنجایش ۶ هزار و ۶۵۲ تخت در اختیار مهمانان این اجلاس قرار خواهد گرفت، که علاوه بر هتلها و هتلآپارتمانها، مهمانسراهای مجموعههای دولتی و مهمانسرای نهاد ریاستجمهوری در سعدآباد نیز پذیرای مهمانان اجلاس خواهند بود.

نکته دیگر در مصاحبه معاون گردشگری کشور برای صنعت گردشگری ایران است؛ به گفته وی این سود بیش از ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار در بحث اقامت است که علاوه بر این هزینه ها سود حاصل از برپایی نمایشگاه صنایع دستی و هنرهای سنتی تورهای گردشگری تهران، اصفهان، شیراز و شهرهای زیارتی را نیز باید اضافه کنیم.

این آمار جایی خود را بیشتر آشکار می کند که به گفته سخنگوی شانزدهمین نشست سران کشورهای غیر متعهد، حدود ۷۰۰۰ هزار نفر از ۱۰۵ کشور جهان در این اجلاس شرکت می کنند که این تعداد باعث شده است ظرفیت فرود هواپیما در مهرآباد، ۱۰۰ فروند بیش از ظرفیت موجود و در فرودگاه امام خمینی به ۶۰ فروند بیش از ظرفیت موجود افزایش یابد، که این موضوع نیز می تواند سود خوبی را عاید صنعت هوانوردی کشور کند.

در هر صورت، می توان حدس زد که چرا آمریکا و صهیونیسم ها تمام قدرت رسانه ای و سیاسی خود را طی این چند روز به کار گرفته اند تا کشور ها را از حضور در این اجلاس منصرف کنند، کشورهایی که جالب است بدانید ۶۰ درصد جمعیت دنیا را تشکیل می دهند و این یک فرصت تاریخی را برای ایران بوجود آورده است که از تمام ظرفیت های موجود در تمام ابعاد آن به خصوص در حوزه اقتصادی استفاده کند.

کاش


کاش من هم شیمیایی می شدم
در هوای تو هوایی می شدم

کاش «موجی» می شدم بی ادعا

غرق اوهام خدایی می شدم

دیدگانم را به «ترکش» می زدم

لایق این روشنایی می شدم

می فتادم روی مین بی دست و پا

عاشق بی دست و پایی می شدم

می نهادم سر به پایت تا ابد

مرده بودم مومیایی می شدم

بین مرگ و زندگی پل می زدم

باعث این آشنایی می شدم

چون شهیدان در پگاهی دلنشین

من فدایی من فدایی می شدم

دل به دریای محبت می زدم

قطره قطره کربلایی می شدم

یاد آن روزی که در وادی عشق

محو مردان خدایی می شدم



یک نکته اخلاقی

جبهه

می خواست برگرده جبهه بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ی سنّت خدمت کردی بذار اونایی برن جبهه که نرفته اند

چیزی نگفت و ساکت یه گوشه نشست…


… وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد...


خواستم بهش اعتراض کنم که گفت: این همه بی نماز هست! اجازه بدید کمی هم بی نمازا ، نماز بخونند.


دیگه حرفی برا گفتن نداشتم خیلی زیبا ، بجا و سنجیده جواب حرف بی منطقی من رو داد
.
و ساکت یه گوشه نشست…

… وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد...


خواستم بهش اعتراض کنم که گفت: این همه بی نماز هست! اجازه بدید کمی هم بی نمازا ، نماز بخونند.


دیگه حرفی برا گفتن نداشتم خیلی زیبا ، بجا و سنجیده جواب حرف بی منطقی من رو داد
.






جنبش عدم تعهد یا راه سوم

سازمان هاي بين المللي تاثيرات چشم گير و مهمي بر محتوا و نوع و روش سياست گذاري و روند تصميم گيري در سياست خارجي كشورها بر جاي گذاشته اند و از سوي ديگر سياست خارجي يك كشور يا مجموعه كشورها تاثيرات شگرف و تعيين كننده اي بر نحوه رويكرد سازمان هاي بين المللي نسبت به مسائل نظام بين الملل و نيز روند تصميم گيري در اين سازمان ها دارد. برقراري صلح و امنيت جهاني؛ ايجاد همكاري هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي از اساسي ترين نيازها و ديرينه ترين آرزوهاي بشر بوده است؛ اما ، پيشبرد اهداف صلح بين المللي و رفاه عمومي جهانيان بدون تشكيل نهادهايي كه اين اهداف را دنبال كند؛ ميسر نبوده است.
با پايان جنگ جهاني دوم و تبديل جهان به دو قطب شرق و غرب و ادعاي اداره جهان توسط اين دو ابرقدرت، نظام بين الملل به سرعت دستخوش تغييرات در حوزه هاي مختلف خود شد. جبران لطمات ناشي از دو جنگ جهاني ، گريز از جنگي ديگر و عدم وابستگي نظامي به قدرت هاي بزرگ و بي طرفي در مناقشات جهاني ، سياست تعدادي از كشورها قرار گرفت و به شكوفايي انديشه اي منجر شد كه بعدها به «عدم تعهد» شهرت يافت. نخستين تلاش براي ايجاد همگرايي ميان كشورهايي كه بعدها به غيرمتعهدها معروف شدند؛ در سال 1955 در كنفرانس باندونگ پي ريزي شد. از زمينه هاي شكل گيري جنبش عدم تعهد، كنفرانس كشورهاي آسيايي و آفريقايي بود كه اين كنفرانس يك اجتماع جهان سومي به شمار مي رفت كه براي نخستين بار كشورهاي آسيايي و آفريقايي را گرد هم مي آورد. اين كنفرانس مقدمه اي بر شكل گيري نهضت عدم تعهد بود كه رهبري كنفرانس مزبور را نهرو - نخست وزير وقت هند- برعهده داشت.
جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر ،سوكارنو رؤساي وقت حكومت كشورهاي هند، مصر و اندونزي ، در اين اجلاس، انديشه تشكيل چنين سازماني را مطرح كردند. چون اين اجماع ، كمي بعد از استقلال هند رخ داد؛ تحت تاثير جهان بيني مهاتما گاندي نيز قرار داشت. امروزه از جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصرو سوكارنو رهبران هند، مصر، اندونزي به عنوان بنيانگذاران جنبش عدم تعهد نام برده مي شود كه هر يك در زمان خود به دلايلي نقشي مهم در پيدايش اين جنبش برعهده داشته اند. بررسي و تشريح اوضاع سياسي كشورهاي هند، اندونزي، مصر ،اين نتيجه را به دست مي دهد كه اين كشورها ،از وجوه مشابهي برخوردار بوده اند كه مهم ترين آنها ،اين مسئله بود كه اين كشورها مدتها تحت استعمار بودند و استيلاء كشور ديگر را براي سايه كشور خود تجربه كرده بودند و مبارزه براي استقلال و عدم وابستگي را از وظايف خود تلقي مي كردند.
با تلاش بنيانگذاران جنبش عدم تعهد، نخستين اجلاس رهبران اين جنبش در دسامبر 1961 با حضور رهبران 25 كشور در شهر بلگراد پايتخت يوگسلاوي برگزار شد و اين سازمان موجوديت خود را اعلام كرد. در واقع، جنبش عدم تعهد در سال 1961 ميلادي در اوج ايجاد فضاي دو قطبي بين غرب و شرق ، با هدف وحدت ميان كشورهايي كه نه تمايلي به كشورهاي بلوك كمونيسم داشتند و نه تمايلي به كشورهاي سرمايه داري (امپرياليسم)، تشكيل شد. اساسي ترين هدف عدم تعهد حفظ ،تحكيم و تقويت استقلال هر كشور به گونه اي استوار وسازش ناپذير است. بر اين اساس كشور هاي عضو غير متعهد ها از ائتلاف با قدرت هاي بزرگ و عضويت در پيمان هاي دفاعي كه اين قدرت ها نيز عضو آن هستند؛ منع شده اند. انگيزه بيشتر دولتها ، در پذيرش عدم تعهد از ميل آنان به رهائي از بهره كشي وسيطره اقتصادي اربابان استعماري مايه مي گيرد.آنها همچنين مي خواهند كه انحصار كشورهاي پيشرفته تر در عرضه صنعت ، تجارت را تضعيف كنند؛ زيرا معتقدند انحصار مانع رشدشان خواهد بود.
جنبش عدم تعهد برپايه اصول احترام به تماميت ارضي و حاكميت ملي كشورهاي عضو، عدم تجاوز، عدم دخالت در امور داخلي يكديگر، برابري و امتيازات متقابل و همزيستي مسالمت آميز شكل گرفت. در سياست خارجي از سياست عدم تعهد يا سياست مستقل از دو بلوك شرق و غرب پيروي مي كردند. فرايند جهاني سازي، تجارت و سرمايه گذاري و جرايم بين المللي به عمده ترين دغدغه هاي غير متعهدها بدل شده است و در واقع ، آنچه اين كشورها را به هم نزديك مي كند؛ ايستادگي در برابر نفوذ قدرت هاي بزرگ است كه استقلال سياسي آنها را تهديد مي كند و همچنين كوشش براي از ميان بردن استعمار سياسي و اقتصادي و پشتيباني از جنبش هاي آزادي خواه و ضد استعمار است. اين جنبش از همان ابتداي تشكيل به مثابه نشانه اي از اعلام مخالفت با پذيرش سلطه قدرتهاي بزرگ ومبارزه با بي عدالتي در نظام بين الملل و جايگاهي براي اعلام نظرات و مواضع كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه بود و عضويت در آن به منزله دست يابي به استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به شمار مي آيد. جنبش عدم تعهد در دور نگه داشتن بسياري از كشورهاي عضو از رقابت قدرت هاي بزرگ، موفقيت شاياني داشته است. به طوري كه مي توان گفت عدم همكاري دولت هاي غير متعهد در چهارچوب اتحاديه هاي نظامي با ابرقدرت ها، باعث كاهش قابل توجه تشنجات بين المللي شده است . استمرار مشكلات بين المللي مانند تهديد ناشي از تسليحات هسته اي، استمرار شكاف ميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، استمرار تبعيض هاي ناروا در سطح بين المللي، مسايل حقوق بشري و بسياري ديگر از اين معضلات چالش هاي جدي در جهت تحقق اهداف و اصول ملل متحد بوده است. هم اكنون120 كشور جهان و از جمله ايران كه تقريباً بيش از دو سوم اعضاي سازمان ملل متحد را تشكيل مي دهند؛ عضو جنبش عدم تعهد مي باشند. از مجموع اعضاي جنبش عدم تعهد، 53 كشور از قاره آفريقا، 40كشور از قاره آسيا، 26 كشور از آمريكاي لاتين و يك كشور از اروپا (بلاروس) عضو رسمي جنبش هستند و 10 سازمان از جمله سازمان ملل، سازمان همكاري اسلامي و اتحاديه عرب نيز اعضاي ناظر اين جنبش را تشكيل مي دهندو عمدتاً، اعضاي اين جنبش را اكثرا كشورهاي در حال توسعه تشكيل مي دهند.
غير متعهدها داراي يك مقر دائمي نيستند. اجلاس سران بالاترين و عالي ترين گردهمايي جنبش عدم تعهد بشمار مي آيد كه معمولاً هر سه سال يك بار در پايتخت يكي از كشورهاي عضو برگزار مي شود و از آن پس كشور ميزبان رياست جنبش را برعهده مي گيرد. معمولاً در آغاز دوره سه ساله، محل اجلاس بعدي سران و ميزبان آينده جنبش تعيين مي گردد. در اجلاس وزراي خارجه جنبش عدم تعهد در شرم الشيخ (10-7 مي 2012) براي شانزدهمين نشست سران،تهران 1391(2012) به عنوان ميزبان تعيين شد .اين اجلاس از تاريخ 5 الي 10 شهريور 1391 در تهران برگزارمي گردد و رياست آن از مصر به ايران منتقل مي شود.
جنبش عدم تعهد تاكنون حدوداً 15 اجلاس در سطح سران و 15 اجلاس در سطح وزرا برگزار كرده است.
چند روز قبل از گردهمايي سران، اجلاس كارشناسان ارشد و نشست وزراي خارجه كشورهاي عضو جهت بررسي نهايي پيش نويس بيانيه پاياني و ديگر بيانيه ها كه قبلاً توسط دولت ميزبان تهيه شده است ؛مورد بررسي قرار مي گيرد. تصميمات اصلي در اجلاس كه در سطح سران كشورهاي عضو اين جنبش بر پا مي شود ؛ اتخاذ مي شوند. اجلاس وزرا ، بعد از نشست سران، از بيشترين اهميت در ميان ساير نشستهاي عدم تعهد، حتي ساير نشستهاي وزراء برخوردار است. چرا كه بيشتر امور مربوط به آماده سازي اسناد و مذاكرات مربوط به اجلاس سران در اجلاس وزراء انجام مي شود و مذاكرات آن معمولاً تخصصي ترو پيچيده تر است.
با توجه به اينكه جنبش عدم تعهد دبيرخانه ندارد؛ كشوري كه مسئوليت رياست آن را به عهده مي گيرد؛ الزاماً بايد بخش عمده اي از وزارت خارجه خود را به جنبش عدم تعهد اختصاص دهد تا به مسائل جنبش بپردازد. از جمله موضوعات مهم مطرح شده در اجلاسهاي پيشين جنبش كه مي توان به آنها اشاره كرد ؛ به شرح ذيل مي باشد :حل چالشهاي جهاني در زمينه صلح و امنيت ،دفاع از منافع كشورهاي درحال توسعه، فرايند صحيح و موثر جهانيسازي، احترام به تماميت ارضي و حاكميت ملي ،مبارزه با توليد ، توزيع و تجارت مواد مخدر، احترام به حق تعيين سرنوشت مردم و ملت ها، احترام به حق همه ملت ها در دفاع فردي و جمعي از خود، مطابق با منشور ملل متحد، پشتيباني از نهضت هاي آزاديبخش و...
موضوعات مهم جهاني كه در واقع دغدغه هاي جنبش محسوب مي شوند؛ چالش هاي منطقه اي مسئله خاورميانه (فلسطين و لبنان)، افغانستان، عراق، سودان، سومالي ،مي باشد كه كماكان در نشستهاي اعضاء به عنوان پيش نويس براي بررسي وتبادل نظرادر نظر گرفته مي شود .
با وجود آنكه بيش از نيم قرن از زمان تشكيل اين جنبش سپري شده است ؛ اما با اين وجود دغدغه هاي جنبش با پيچيده شدن معضلات بين المللي پايان نپذيرفته است. جنبش عدم تعهد به عنوان يك تشكل مهم بين المللي، يكي از مجموعه هاي تأثيرگذار برروند تحولات جهان طي چند دهه اخير است و بزرگ ترين تشكل سياسي بين المللي بعد از سازمان ملل محسوب مي شود. گروه غيرمتعهدها در سازمان ملل متحد، بويژه در مجمع عمومي نيز به عنوان اهرم فشاري در اين نهاد بين المللي بشمار مي رود؛ ولي به رغم موفقيت هاي مزبور، اين استراتژي نتوانسته است بر اساس اهداف و اصولي كه خود جنبش به صورت جهت گيري سياست خارجي از آن ياد مي كند؛عمل كند.
سالها است كه جنبش عدم تعهد به رشد خود ادامه مي دهد و به نيروي جهاني عظيمي مبدل شده است كه نمي توان آن راناديده گرفت. اجماع بيش از 120 كشور عضو عدم تعهد كه بخش عظيمي از جهان را رهبري مي كنند؛ نگاه چاره جويانه آنها بر ارزش هاي جهاني و چالش هاي جامعه بشري، اهميت جنبش عدم تعهد را برجسته تر كرده است و مشاركت فعال عدم تعهد در غالب نشست ها و تحولات بين المللي در حوزه هاي مختلف خود ، مؤيد جايگاه مهمي است كه عدم تعهد در معادلات بين المللي يافته است.