سازمان هاي بين المللي تاثيرات چشم گير و مهمي بر محتوا و نوع و روش سياست گذاري و روند تصميم گيري در سياست خارجي كشورها بر جاي گذاشته اند و از سوي ديگر سياست خارجي يك كشور يا مجموعه كشورها تاثيرات شگرف و تعيين كننده اي بر نحوه رويكرد سازمان هاي بين المللي نسبت به مسائل نظام بين الملل و نيز روند تصميم گيري در اين سازمان ها دارد. برقراري صلح و امنيت جهاني؛ ايجاد همكاري هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي از اساسي ترين نيازها و ديرينه ترين آرزوهاي بشر بوده است؛ اما ، پيشبرد اهداف صلح بين المللي و رفاه عمومي جهانيان بدون تشكيل نهادهايي كه اين اهداف را دنبال كند؛ ميسر نبوده است.
با پايان جنگ جهاني دوم و تبديل جهان به دو قطب شرق و غرب و ادعاي اداره جهان توسط اين دو ابرقدرت، نظام بين الملل به سرعت دستخوش تغييرات در حوزه هاي مختلف خود شد. جبران لطمات ناشي از دو جنگ جهاني ، گريز از جنگي ديگر و عدم وابستگي نظامي به قدرت هاي بزرگ و بي طرفي در مناقشات جهاني ، سياست تعدادي از كشورها قرار گرفت و به شكوفايي انديشه اي منجر شد كه بعدها به «عدم تعهد» شهرت يافت. نخستين تلاش براي ايجاد همگرايي ميان كشورهايي كه بعدها به غيرمتعهدها معروف شدند؛ در سال 1955 در كنفرانس باندونگ پي ريزي شد. از زمينه هاي شكل گيري جنبش عدم تعهد، كنفرانس كشورهاي آسيايي و آفريقايي بود كه اين كنفرانس يك اجتماع جهان سومي به شمار مي رفت كه براي نخستين بار كشورهاي آسيايي و آفريقايي را گرد هم مي آورد. اين كنفرانس مقدمه اي بر شكل گيري نهضت عدم تعهد بود كه رهبري كنفرانس مزبور را نهرو - نخست وزير وقت هند- برعهده داشت.
جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر ،سوكارنو رؤساي وقت حكومت كشورهاي هند، مصر و اندونزي ، در اين اجلاس، انديشه تشكيل چنين سازماني را مطرح كردند. چون اين اجماع ، كمي بعد از استقلال هند رخ داد؛ تحت تاثير جهان بيني مهاتما گاندي نيز قرار داشت. امروزه از جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصرو سوكارنو رهبران هند، مصر، اندونزي به عنوان بنيانگذاران جنبش عدم تعهد نام برده مي شود كه هر يك در زمان خود به دلايلي نقشي مهم در پيدايش اين جنبش برعهده داشته اند. بررسي و تشريح اوضاع سياسي كشورهاي هند، اندونزي، مصر ،اين نتيجه را به دست مي دهد كه اين كشورها ،از وجوه مشابهي برخوردار بوده اند كه مهم ترين آنها ،اين مسئله بود كه اين كشورها مدتها تحت استعمار بودند و استيلاء كشور ديگر را براي سايه كشور خود تجربه كرده بودند و مبارزه براي استقلال و عدم وابستگي را از وظايف خود تلقي مي كردند.
با تلاش بنيانگذاران جنبش عدم تعهد، نخستين اجلاس رهبران اين جنبش در دسامبر 1961 با حضور رهبران 25 كشور در شهر بلگراد پايتخت يوگسلاوي برگزار شد و اين سازمان موجوديت خود را اعلام كرد. در واقع، جنبش عدم تعهد در سال 1961 ميلادي در اوج ايجاد فضاي دو قطبي بين غرب و شرق ، با هدف وحدت ميان كشورهايي كه نه تمايلي به كشورهاي بلوك كمونيسم داشتند و نه تمايلي به كشورهاي سرمايه داري (امپرياليسم)، تشكيل شد. اساسي ترين هدف عدم تعهد حفظ ،تحكيم و تقويت استقلال هر كشور به گونه اي استوار وسازش ناپذير است. بر اين اساس كشور هاي عضو غير متعهد ها از ائتلاف با قدرت هاي بزرگ و عضويت در پيمان هاي دفاعي كه اين قدرت ها نيز عضو آن هستند؛ منع شده اند. انگيزه بيشتر دولتها ، در پذيرش عدم تعهد از ميل آنان به رهائي از بهره كشي وسيطره اقتصادي اربابان استعماري مايه مي گيرد.آنها همچنين مي خواهند كه انحصار كشورهاي پيشرفته تر در عرضه صنعت ، تجارت را تضعيف كنند؛ زيرا معتقدند انحصار مانع رشدشان خواهد بود.
جنبش عدم تعهد برپايه اصول احترام به تماميت ارضي و حاكميت ملي كشورهاي عضو، عدم تجاوز، عدم دخالت در امور داخلي يكديگر، برابري و امتيازات متقابل و همزيستي مسالمت آميز شكل گرفت. در سياست خارجي از سياست عدم تعهد يا سياست مستقل از دو بلوك شرق و غرب پيروي مي كردند. فرايند جهاني سازي، تجارت و سرمايه گذاري و جرايم بين المللي به عمده ترين دغدغه هاي غير متعهدها بدل شده است و در واقع ، آنچه اين كشورها را به هم نزديك مي كند؛ ايستادگي در برابر نفوذ قدرت هاي بزرگ است كه استقلال سياسي آنها را تهديد مي كند و همچنين كوشش براي از ميان بردن استعمار سياسي و اقتصادي و پشتيباني از جنبش هاي آزادي خواه و ضد استعمار است. اين جنبش از همان ابتداي تشكيل به مثابه نشانه اي از اعلام مخالفت با پذيرش سلطه قدرتهاي بزرگ ومبارزه با بي عدالتي در نظام بين الملل و جايگاهي براي اعلام نظرات و مواضع كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه بود و عضويت در آن به منزله دست يابي به استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به شمار مي آيد. جنبش عدم تعهد در دور نگه داشتن بسياري از كشورهاي عضو از رقابت قدرت هاي بزرگ، موفقيت شاياني داشته است. به طوري كه مي توان گفت عدم همكاري دولت هاي غير متعهد در چهارچوب اتحاديه هاي نظامي با ابرقدرت ها، باعث كاهش قابل توجه تشنجات بين المللي شده است . استمرار مشكلات بين المللي مانند تهديد ناشي از تسليحات هسته اي، استمرار شكاف ميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، استمرار تبعيض هاي ناروا در سطح بين المللي، مسايل حقوق بشري و بسياري ديگر از اين معضلات چالش هاي جدي در جهت تحقق اهداف و اصول ملل متحد بوده است. هم اكنون120 كشور جهان و از جمله ايران كه تقريباً بيش از دو سوم اعضاي سازمان ملل متحد را تشكيل مي دهند؛ عضو جنبش عدم تعهد مي باشند. از مجموع اعضاي جنبش عدم تعهد، 53 كشور از قاره آفريقا، 40كشور از قاره آسيا، 26 كشور از آمريكاي لاتين و يك كشور از اروپا (بلاروس) عضو رسمي جنبش هستند و 10 سازمان از جمله سازمان ملل، سازمان همكاري اسلامي و اتحاديه عرب نيز اعضاي ناظر اين جنبش را تشكيل مي دهندو عمدتاً، اعضاي اين جنبش را اكثرا كشورهاي در حال توسعه تشكيل مي دهند.
غير متعهدها داراي يك مقر دائمي نيستند. اجلاس سران بالاترين و عالي ترين گردهمايي جنبش عدم تعهد بشمار مي آيد كه معمولاً هر سه سال يك بار در پايتخت يكي از كشورهاي عضو برگزار مي شود و از آن پس كشور ميزبان رياست جنبش را برعهده مي گيرد. معمولاً در آغاز دوره سه ساله، محل اجلاس بعدي سران و ميزبان آينده جنبش تعيين مي گردد. در اجلاس وزراي خارجه جنبش عدم تعهد در شرم الشيخ (10-7 مي 2012) براي شانزدهمين نشست سران،تهران 1391(2012) به عنوان ميزبان تعيين شد .اين اجلاس از تاريخ 5 الي 10 شهريور 1391 در تهران برگزارمي گردد و رياست آن از مصر به ايران منتقل مي شود.
جنبش عدم تعهد تاكنون حدوداً 15 اجلاس در سطح سران و 15 اجلاس در سطح وزرا برگزار كرده است.
چند روز قبل از گردهمايي سران، اجلاس كارشناسان ارشد و نشست وزراي خارجه كشورهاي عضو جهت بررسي نهايي پيش نويس بيانيه پاياني و ديگر بيانيه ها كه قبلاً توسط دولت ميزبان تهيه شده است ؛مورد بررسي قرار مي گيرد. تصميمات اصلي در اجلاس كه در سطح سران كشورهاي عضو اين جنبش بر پا مي شود ؛ اتخاذ مي شوند. اجلاس وزرا ، بعد از نشست سران، از بيشترين اهميت در ميان ساير نشستهاي عدم تعهد، حتي ساير نشستهاي وزراء برخوردار است. چرا كه بيشتر امور مربوط به آماده سازي اسناد و مذاكرات مربوط به اجلاس سران در اجلاس وزراء انجام مي شود و مذاكرات آن معمولاً تخصصي ترو پيچيده تر است.
با توجه به اينكه جنبش عدم تعهد دبيرخانه ندارد؛ كشوري كه مسئوليت رياست آن را به عهده مي گيرد؛ الزاماً بايد بخش عمده اي از وزارت خارجه خود را به جنبش عدم تعهد اختصاص دهد تا به مسائل جنبش بپردازد. از جمله موضوعات مهم مطرح شده در اجلاسهاي پيشين جنبش كه مي توان به آنها اشاره كرد ؛ به شرح ذيل مي باشد :حل چالشهاي جهاني در زمينه صلح و امنيت ،دفاع از منافع كشورهاي درحال توسعه، فرايند صحيح و موثر جهانيسازي، احترام به تماميت ارضي و حاكميت ملي ،مبارزه با توليد ، توزيع و تجارت مواد مخدر، احترام به حق تعيين سرنوشت مردم و ملت ها، احترام به حق همه ملت ها در دفاع فردي و جمعي از خود، مطابق با منشور ملل متحد، پشتيباني از نهضت هاي آزاديبخش و...
موضوعات مهم جهاني كه در واقع دغدغه هاي جنبش محسوب مي شوند؛ چالش هاي منطقه اي مسئله خاورميانه (فلسطين و لبنان)، افغانستان، عراق، سودان، سومالي ،مي باشد كه كماكان در نشستهاي اعضاء به عنوان پيش نويس براي بررسي وتبادل نظرادر نظر گرفته مي شود .
با وجود آنكه بيش از نيم قرن از زمان تشكيل اين جنبش سپري شده است ؛ اما با اين وجود دغدغه هاي جنبش با پيچيده شدن معضلات بين المللي پايان نپذيرفته است. جنبش عدم تعهد به عنوان يك تشكل مهم بين المللي، يكي از مجموعه هاي تأثيرگذار برروند تحولات جهان طي چند دهه اخير است و بزرگ ترين تشكل سياسي بين المللي بعد از سازمان ملل محسوب مي شود. گروه غيرمتعهدها در سازمان ملل متحد، بويژه در مجمع عمومي نيز به عنوان اهرم فشاري در اين نهاد بين المللي بشمار مي رود؛ ولي به رغم موفقيت هاي مزبور، اين استراتژي نتوانسته است بر اساس اهداف و اصولي كه خود جنبش به صورت جهت گيري سياست خارجي از آن ياد مي كند؛عمل كند.
سالها است كه جنبش عدم تعهد به رشد خود ادامه مي دهد و به نيروي جهاني عظيمي مبدل شده است كه نمي توان آن راناديده گرفت. اجماع بيش از 120 كشور عضو عدم تعهد كه بخش عظيمي از جهان را رهبري مي كنند؛ نگاه چاره جويانه آنها بر ارزش هاي جهاني و چالش هاي جامعه بشري، اهميت جنبش عدم تعهد را برجسته تر كرده است و مشاركت فعال عدم تعهد در غالب نشست ها و تحولات بين المللي در حوزه هاي مختلف خود ، مؤيد جايگاه مهمي است كه عدم تعهد در معادلات بين المللي يافته است.