این چند روزی که نبودم دوست بسیار گرامی ام آقا مهدی کاویان خیلی جویای حال اینجانب بودند لذا ضمن تقدیر و تشکر ازالطاف و محبتهای بی دریغشان قطعه شعر بسیار زیبایشان را از وبلاگ وامق به آدرس :

http://vamegh-k.blogfa.com/

به همه دوستان و بازدید کنندگان وبلاگ ای قلم سوزلرینده اثر یوخ تقدیم می کنم:

مهدی کاویان

در بزم رقیبی و نداری خبر امشب

کز غصه گذشتست ز کارم خطر امشب

در مزرع من صاعقه ی جور تو افتاد

می سوزدم این برق عجب خشک و تر امشب

طوفانزده ی دردم و در همرهی من

صد موج دمادم شکند چشم تر امشب

آن شاخ ضعیفم که هجوم غمت ایدوست

در دست گرفته پی قطعم تبر امشب

احوال من از پنجره در کوچه نشسته است ؟

کاواز حزین سر دهد این رهگذر امشب

گلگونی رخساره ام از برگ و نوا نیست

در خون زده مرغ دل من بال و پر امشب

چون مهر نگاهت ز سرم سایه کشیده است

دردا که تهی میشوم از برگ و بر امشب

امروز به دیدار من غمزده بشتاب

شاید نرسم از غم تو تا سحر امشب

اینسان که گرفتست غمت سینه ی " مهدی "

دانم که در آرد ز دل من پدر امشب