به مناسبت هفته دفاع مقدس

پلاك

   تازه پیکر پسر شهیدش بعد از سالها پیدا شده بود ... خبر دادن تا بیاد و بعد از چندین سال دوری برای آخرین بار پسرش رو ببینه تا مراسم تشییع برگزار بشه ...

   با چه حالی ـ مادر داغدیده ـ به محل قرار رسید خدا میدونه ... همین که چشمش به کفن کوچیک پسرش افتاد که لای اون کفن چند تیکه استخون بود با یه پلاک و مقداری وسایل شخصی رو به ما کرد و با چشمای پر از اشک گفت :

   روزی که پسرم رو بدرقه می کردم تا به جبهه بره اونقدر قد و قامتش بلند بود که
برای گرفتن قرآن زیر پاهام صندلی گذاشتم و بالا رفتم
تا از زیر قرآن رد بشه
الان بعد از چند سال یه جسد به اندازه قنداق بچه برگشته که میگن این پسرته ...!!!
 

شهيد

السلام علیک یا اباالفضل العباس

یاد امام و شهدا دل و میبره کرب و بلا ...