پاسخ به تراوشات ذهن او
دوست عزیز جوانی که وبلاگ تراوشات ذهن من را مینویسد در اظهار نظر تازه اش چند سوال و شبهه مبنائی را مطرح کرده و از من در خصوص آن شبهه ها نظر خواسته است.نظر به اینکه در پاسخ به اینگونه شبهه ها پاسخ بدون ارائه آنها از نظر علمی هیچگونه توجیهی ندارد لذا ابتدا آن تراوشات ذهن را در این پست آورده و سپس نظر خودم را ارائه میدهم شاید که برای تنویر افکار این عزیز و سایر دوستان مفید واقع شود.
و اما تراوشات ذهن این عزیز:
ینده به عنوان یه جوان بزرگ شده در قرن 21 که تمام عمرش رو در جمهوری اسلامی و ولایت فقیه آقای خامنه ای(که بهش خیلی شبهه دارم) بزرگ شدم یه سوال خیلی اساسی یا همون شبهه یا به قول خودم تراوش ذهنی دارم.اونم اینه که چطور آقای خامنه ای یه مرجع عالیقدر شدند؟
تا اونجایی که من میدونم واسه مرجع شدن باید چندین سال دروس سنگین فقهی رو خوند.اونم بدون وقفه.حالا من نمیدونم ایشون که قبل انقلاب بیشتر کارای سیاسی میکردند و بعد از انقلاب پستهای حکومتی داشتند چه جوری مرجع شدند؟یعنی چه جوری این همه درس رو خوندند؟
حتما بعضیها ایشون رو با نوابغ فقهی که تو سنین کم مجتهد شدند مقایسه میکنند ولی اصولا چنین چیزی چطور ممکنه؟چطور کسی که توی مرجعیتش شبهه است(نه اینکه فقط من یا ضد انقلاب بگند.نه.از بعضی روحانیون هم شنیدم) میشه ولی امر مسلمین جهان.(پس امام زمان چی کاره اند؟)اونوقت عالمی که چند ده سال واسه دین و اسلام و قرآن زحمت کشیده میشه مرجع آمریکایی؟
حتما چنین مرجعی آخرتش رو به دنیاش فروخته.ولی چطور میشه که آقای خامنه ای که 21 سال حکومت تو دستشه تا حال یه بارم پاش جایی نلغزیده؟آخه استاد انقلابم میگفت اگه ولی فقیه خطا کنه دیگه ولایت نداره.
نظر شما چیه؟
و اما نظر اینجانب:
دوست عزیز سلا م
اولا : از اینکه میتوانم با یک جوان نسل نو تبادل افکار داشته باشم صمیمانه شاکرم.یقینا ابراز شبهه و درخواست برای رفع شبهه با شبهه افکنی فرق داشته و شما یقینا بر این امر واقف هستید.
دوما : نحوه مرجع شدن مقام معظم رهبری دقیقا مثل مرجع شدن سایر مراجع شیعه میباشد.و آن اینکه مراجع عظام شیعه در صورتی که شرایط لازم برای افتا و مرجعیت را در یکی از علمای موجود دریابند با توجه به مصلحتهای شیعه و نیاز جامعه مرجعیت آن شخص را تائید و تعیین میکنند. این امر در مورد حضرت امام رضوان الله تعالی علیه نیز سابقه داشته و امیدوارم هر دو جواز مراجع را در روزهای آینده پیدا کرده و در اختیار شما قرار دهم.
سوما : برای مرجع شدن تنها خواندن چندین سال دروس سنگین آنهم مداوم و بدون وقفه نه تنها لازم نیست بلکه کافی هم نیست. یقینا شمامعنی شرط لازم و کافی را میدانید.این که میگویم لازم نیست باین دلیل است شما در دبیرستان و مراکز آموزشی یقینا تعداد زیادی از دوستان و همکلاسیهایت را دیده ای که با کمترین مطالعه و زحمت عالیترین مدارج علمی را طی کرده اند و چه بسا کسان دیگری با تلاشهای طاقت فرسا نتایج مورد انتظار را کسب نکرده اند.ضمنا برای مرجع شدن تنها خواندن فقه کافی نیست.به تعدادی از علومی که برای مرجع شدن لازم است اشاره میکنم: فقه - اصول -علم مبانی زبان عرب نظیر صرف و نحو و ...... برای درک و استخراج مسائل و معارف و درک لازم از محتوای احادیث و روایت - علم رجال برای شناسائی راویان احادیث از نظر اینکه مورد اعتماد هستند یا نه ؟- عرفان و فلسفه - ریاضیات و نجوم و علومی نظایر اینها - و ... که فرصت بحث در اینمورد نیست. - و مهمتر از اینها داشتن صفاتی نظیر عدالت و تقوا زهد و عدم دلبستگی به زخارف دنیا شجاع و مدیر بودن و مهمتر از آنها استقلال رای و مقبولیت عامه بودن.
چهارما : در دانشگاهها وقتی از کسی امتحان میگیرند هیچوقت سوال نمیکنند که که شما اینهمه درس را چه جوری خوندی( منظورم خواندی است) اینهمه علم را شما از کجا کسب کرده ای؟ و نظایر اینگونه سوالات . صرفا اگر کسی در آزمون و ارزیابی اساتید نمره و قابلیت لازم را کسب بکند میتواند به مدارج عالی برسد و در عالم مرجعیت هم این اصل بدیهی مورد لحاظ قرار میگیرد.
پنجما : در اسلام این اصل پذیرفته شده است که: ولا تنظر من قال و لیکن انظر ما قال منظور این است که نگاه نکن گه کسی میگوید لیکن نگاه کن که چه میگوید. مهم نیست که چه کسانی میگویند مهم این است که چه میگویند . چون فرصت توضیح بیشتر نیست شما را به خواندن صفحه۱۳۹ بخش شعار یا روح کتاب جاذبه و دافعه شهید والا مقام مرتضی مطهری دعوت میکنم.
ششما : شبهه اینکه با بودن ولی امر مسلمین جهان حضرت ولی عصر چیکاره است؟یقینا این حدیث را از اکثر علما و بزرگان دین شنیده اید که حضرت ولیعصر عج در پاسخ چهارمین نائب خاص خودشان مبنی بر اینکه تکلیف مسلمانان در دوران غیبت کبری چیست؟ شنیده اید که آن حضرت فرمودند: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا ال رواه احادیثنا منظور این است که : در مواجهه با حوادث و مشکلات و رفع و رجوع همه مسائل به راویان احادیث ( که در اینجا منظور مراجع و بزرگان دین است ) مراجعه کنید. پس معلوم میشود این راهکار را هم خود حضرت ولیعصر عج مشخصو کرده و از این بابت جای هیچگونه نگرانی هم نیست.
هفتما: برای آمریکائی شدن هم نیاز به مرجع شدن و ... نیست هرکس در هر سن و سالی اگر زیر بلیت آمریکا برود میشود آمریکائی و اگر این شخص مرجع باشد میشود مرجع آمریکائی. بهمین سادگی.
هشتما : قرار نیست که در علما دنبال لغزش و عیب و ایراد بگردیم .ضمنا قانون اساسی تکلیف این امر را هم روشن کرده است . مقام معظم رهبری و عملکرد ایشان کاملا زیر نظر خبرگان این کشور قرار دارند.و اگر چنانچه در ایشان شرایط لازم را برای رهبری جامعه اسلامی نبینند میتوانند ایشان را از رهبری نظام اسلامی کنار بگذارند باور کردنش مشکله ولی عزل منتظری از مقام مرجعیت توسط مراجع طراز اول اسلام و عزل ایشان از قائم مقامی رهبری توسط حضرت امام رضوان الله تعالی علیه ونمایندگان مجلس خبرگان رهبری بر این اساس صورت گرفت. در حالی که این قوت و قوام نظام اسلامی ایران را میرساند در حالی که شما بعنوان شبهه مطرح کرده اید.
نهم اینکه : خیلی از علما و بزرگان در طول تاریخ تشیع پایشان نلغزیده و این افتخار برای همه آنها محفوظ بوده و خواهد بود.
امید وارم از این توضیحات حقیر دوست عزیزمان قانع شده باشند.
بیش از 45 سال از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری قائد اعظم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه میگذرد ، امام (ره) در سال 58 فرمود : آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و جوانان ما مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.