حلاج را که می بردند پای چوبه دار

به خواهرش گفتند بیاید برای وداع.

او هم آمد اما بدون سربند.

مردها ، همه بانگش زدند که

پس حجابت کو؟

و پاسخ داد :

من جز منصور مرد دیگری نمی بینم