نقش افرادي مثل بهزاد نبوي، براي نجات سعادتي از مجازات اعدام، پس از احراز نقش وي در طراحي ترور شهيد آيت الله قدوسي در سال 1360

احمد قديريان از ياران شهيد سيداسدالله لاجوردي در دادستاني انقلاب تهران، نقل مي كند:

وقتي مي خواستند سعادتي را اعدام كنند آقاي رجايي زنگ زد به لاجوردي. من كنار لاجوردي نشسته بودم و بهزاد نبوي هم كنار رجايي. رجايي گفت كه يكي كسي بغل دست من نشسته و مي گويد شما يك مهمان داريد، اين مهمان مي خواهد برود. ايشان مي خواهد يك دقيقه بيايد آنجا با آن مهمان صحبت كند. سعادتي قرار بود اعدام شود و بهزاد نبوي مي خواست بيايد و او را ببيند. آقاي لاجوردي هم به من اشاره كرد كار را تمام كنيد لاجوردي هم شهيد رجايي را به حرف گرفت كه چرا گراني زياد است و چرا نان كم است. ما هم منتظر بوديم كار تمام شود. خبر دادند كه كار تمام شد و در همين موقع دوباره شهيد رجايي گفت كه بغل دستي من مي خواهد با مهمان شما صحبت كند. سيد (لاجوردي) قبول كرد. بهزاد گوشي را گرفت و گفت شما يك مهمان داريد. لاجوردي گفت: كيه؟ بهزاد گفت: سعادتي. لاجوردي پاسخ داد: رفت. بهزاد با نگراني گفت: نه، لاجوردي گفت: به خدا رفت.» 1
رشد منافقين در اولين مراحل پس از پيروزي انقلاب تا حد قابل توجهي مرهون همراهي هاي برخي از نيروهاي فرهنگي و سياسي بود. پس از دستگيري سعادتي و فاش شدن همكاري او با دستگاه جاسوسي شوروي، گروهي از اعضاي كانون نويسندگان ايران مثل سيمين بهبهاني، احمد شاملو، محمدعلي سپانلو، عمران صلاحي، گلي ترقي، غلامحسين ساعدي، ناصر ايراني و... با صدور بيانيه اي اتهامات سعادتي را «تهمت و افتراهاي مرموز» خواندند و او را «از گروگان هاي آزادي» و «سالكي در طريق عشق» ناميدند كه «بسيار قديمي تر و صميمي تر از زندانباناني است كه گويي نه خدا را بنده اند و نه خلق خدا را». 2 يك دهه بعد هنگامي كه برخي از اين نويسندگان جدايي هنر از سياست را برنامه ديرينه خود اعلام مي كردند، متاسفانه كسي از آنان نپرسيد كه چگونه مي توانند نقش خود را در كشاندن جوانان عدالت خواه به سمت تروريسم كثيف منافقين انكار كنند؟ هرچند افرادي مثل سيمين بهبهاني از ابتداي دهه هفتاد با برقراري روابط آشكار با بنيادهاي متعلق به سلطنت طلبان مثل بنياد مطالعات ايران (به رياست عاليه اشرف پهلوي)، ماهيت ژست چپ گرايانه و دروغين خود را در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي برملا ساختند. 3

منافقين در مقاطع مختلف، همراهان ديگري نيز از ميان نيروهاي سياسي داشته اند. پيش از اين، از حضور عناصر گروهك منافقين در بدنه مديريتي دولت نهضت آزادي سخن به ميان آمد؛ چيزي كه با عنوان «استفاده انقلابي از تمايلات شبه دموكراتيك ليبرال ها» توجيه مي شد. 4
«تمايلات شبه دموكراتيك ليبرال ها» همان بستري بود كه نهضت آزادي براي توسعه تشكيلات جنايتكارترين گروهك پس از پيروزي انقلاب اسلامي فراهم كرد. سپردن مسئوليت جهاد سازندگي سه استان مهم خراسان، كرمان و كرمانشاه به منافقين فقط مواردي است كه آقاي علي اكبر ناطق نوري اولين نماينده امام در جهاد سازندگي، از عملكرد دولت موقت در اين زمينه به ياد مي آورد. 5 با اين حال در مقطع دستگيري سعادتي، تشنج آفريني منافقين به بهانه هايي مثل شكنجه سعادتي و تصفيه دادگاه ها از عناصر سازمان، حتي نهضت آزادي را به موضع گيري شديد عليه آنها واداشت. در توصيف اوج گيري واكنش هاي اجتماعي عليه منافقين همين بس كه شيخ علي تهراني، رئيس دادگاه انقلاب مشهد با صدور اطلاعيه اي سران سازمان را «نفاق افكن و مخالف انقلاب و امام» توصيف كرد. او از اهالي اطراف دفتر جنبش ملي مجاهدين (مقر منافقين) در مشهد خواست شكايت هاي خود را از مزاحمت هاي اين سازمان به دادگاه انقلاب تسليم كنند. 6
انتخابات خبرگان قانون اساسي، اولين ائتلاف منافقين با گروه هاي سياسي ديگر را شكل داد. البته منافقين در تشكيل اجتماعات جبهه دموكراتيك ملي به رهبري هدايت الله متين دفتري، در بهار و تابستان 1358 نقش بسزايي داشتند، اجتماعاتي كه اغلب به درگيري با مردم كشيد.
در آستانه انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي، گروه هايي با محوريت كاظم سامي (اولين وزير بهداري دولت موقت)، جنبش مسلمانان مبارز (حبيب الله پيمان)، جنبش (علي اصغر حاج سيدجوادي) و ساش (حبيب الله آشوري، نويسنده كتاب التقاطي توحيد) به اتفاق سازمان منافقين يك ليست ائتلافي از نامزدها را منتشر كردند. در اين ليست نام افرادي مانند مسعود رجوي، مهدي ابريشمچي، حبيب الله پيمان، كاظم سامي، زهرا رهنورد، محمد ملكي، طاهر احمدزاده، عبدالكريم لاهيجي، علي اصغر حاج سيدجوادي، دكتر ناصر كاتوزيان و... قرار داشت. در بين ائتلاف كنندگان با منافقين، جاما گروهي دنباله رو تجربه خداپرستان سوسياليست بود كه در دهه 1350 توسط دكتر كاظم سامي، دكتر علي شريعتمداري و... تاسيس شد. دكتر شريعتمداري پس از پيروزي انقلاب از اين جمع جدا شد و بدين ترتيب جاما در آن مقطع فقط داراي تابلويي به نام دكتر سامي بود. تشكل جنبش مسلمانان مبارز به عنوان عمده ترين شريك سياسي منافقين ثمره تك روي و انشعاب حبيب الله پيمان از تشكلي به نام جنبش مسلمانان ايران بود كه قبلا توسط وي، يزدان حاج حمزه، مهدي ممكن (اعضاي بعدي شوراي مقاومت منافقين) مهندس ميرحسين موسوي و فردي به نام حريري تشكيل شده بود. به رغم ديدگاه هاي التقاطي «پيمان»، روحانيت مترقي همواره سعي در جذب وي داشتند، چنان كه براي عضويت در شوراي انقلاب و حتي حزب جمهوري اسلامي درنظر گرفتند، اما تفاوت ديدگاه عميق پيمان و برخي از ويژگي هاي شخصيتي وي، اجازه اين همراهي را نمي داد. او با انتشار نشريه امت- كه افرادي مثل بهروز گرانپايه از همكاران آن بودند- مواضع خود را ارائه مي كرد. فصل مشترك اين ديدگاه ها با منافقين، مباني التقاطي و چپ گرايانه اين دو گروه و نيز برخي از موضع گيري هاي آنها در قبال مسايل سياسي روز بود. جنبش مسلمانان مبارز به دليل ملايمت نسبي ديدگاه هايش نسبت به منافقين در آن مقطع، گاه نقش كانال ورود افراد به گروهك مجاهدين خلق (منافقين) يا جذب ريزشي هاي سازمان را داشت. همچنين ادعاي عضويت در اين گروه، پوششي براي كتمان عضويت برخي از افراد در سازمان منافقين بود. عزت مطهري مي گويد، جواد قديري (طراح ترور رهبر معظم انقلاب) در ابتدا خود را عضو جنبش مسلمانان مبارز معرفي مي كرد. 7 نشريه امت در تشريح ائتلاف با منافقين، كانديداهاي ائتلاف را «مترقي مكتبي» و هدف آن را «مقابله جدي با جريانات سازشكارانه انحرافي» خواند. پيش از آن نيز «امتي»ها در تلاش براي به تعويق انداختن تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسي با منافقين هم داستان بودند. چون تشكيل آن را «سپردن قانون اساسي و مكتب و انقلاب به مجلسي كه در شرايط استعمار و ارتجاع زدگي اجتماعي انتخاب و تشكيل مي شود» توصيف مي كردند. 8
ساش به سركردگي حبيب الله آشوري تنها يك عنوان براي افزايش تعداد گروه هاي ائتلافي با منافقين محسوب مي شد. آشوري، طلبه منحرفي بود كه تفسيرهايي به غايت ماترياليستي از قرآن و حتي عبادات فردي داشت. شباهت فكري او با گروه فرقان به اندازه اي بود كه گاهي اعضاي فرقان به اشتباه، پيروان آشوري شناخته مي شدند. پس از پيروزي انقلاب، آشوري به صورت غيررسمي خود را در اختيار سازمان منافقين قرار داده بود و سرانجام نيز جان خود را در اين راه به هدر داد.
علي اصغر حاج سيدجوادي هم تنها يك نويسنده بود كه از گذشته ها سعي مي كرد خود را در قامت يك منتقد برجسته مطرح كند. در جريان دعواي سال هاي بعد ضد انقلابيون با يكديگر، فاش شد كه او حقوق بگير سازمان سيا بوده است. با همه تلاش تبليغي كه اين ائتلاف انجام داد، حتي يك نامزد از ليست آنها به مجلس خبرگان راه نيافت. اقبال راي دهندگان به افراد پرمدعايي مثل مسعود رجوي و حبيب الله پيمان به مراتب كمتر از راي مردم به آخرين فرد ليست حزب جمهوري اسلامي (يك كارگر متدين و ناشناخته كارخانه چيت سازي به نام علي محمد عرب) بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-رحمان سروي مقدم، شخصيت و انديشه سياسي آيت الله شهيد دكتر بهشتي در گفت وگو با «احمد قديريان»، شهيد بهشتي ماهيت منافقين را مي شناخت، روزنامه جوان، سه شنبه 8 تير 1389، صص 5 و .12
2- سازمان مجاهدين خلق ايران پيدايي تا فرجام، ج2، ص .445
3-دفتر پژوهش هاي موسسه كيهان در جلد هفتم از مجموعه نيمه پنهان به سرگذشت سيمين بهبهاني پرداخته است.
4-نشريه مجاهد (ارگان منافقين) 21/8/58، به نقل از تروريسم ضد مردمي، دفتر سياسي سپاه، ص .195
5-نك: مرتضي ميردار، خاطرات حجت الاسلام والمسلمين علي اكبر ناطق نوري، جلد اول، ص .190
6-سازمان مجاهدين خلق ايران (پيدايي تا فرجام)، ج2، صص 459 و .460
7-نك: محسن كاظمي، خاطرات عزت شاهي، تهران، انتشارات سوره مهر، چاپ دوم، مردادماه 1385، ص .498
8- نشريه امت، شماره 10، ص2، به نقل از: درباره جنبش مسلمانان مبارز، دفتر سياسي سپاه، چاپ دوم، 20/5/60، ص .49