توضیح: امروز کتاب خاک های نرم کوشک نوشته مولف شهیر سعید عاکف را خواندم بیش اندازه خوب بود

لذا تصمیم گرفتم دین خود را به شهید والا مقام عبدالحسین برونسی ادا کنم دیدم کاری از دستم برنمیآید الا اینکه پیام او را به دوستان و بازدیدکنندگان این وبلاگ تقدیم کنم:

بخشی از وصیتنامه سردار شهید حاج عبدالحسین برونسی مشهدی 

 

من با چشم باز این را پیموده ام و ثابت قدم مانده ام؛ امیدوارم این قدمهایی که در راه خدا برداشته ام، خداوند آنها را قبول درگاه خودش قرار دهد و ما را از آتش جهنم نجات دهد.

 فرزندانم، خوب به قرآن گوش کنید و این کتاب آسمانی را سرمشق زندگیتان قرار بدهید. باید از قرآن استمداد کنید و باید از قرآن مدد بگیرید و متوسل به امام زمان(عج) باشید. همیشه آیات قرآن را زمزمه کنید تا شیطان به شما رسوخ پنهانی نکند.

 ای مردم نادان، ای مردمی که شهادت برای شما جا نیفتاده است در اجتماع پیشرو باید در باره شهیدان کلمه اموات از زبانها و از اندیشه ها ساقط شود و حیات آنان با شکوه تجلی نماید«وبل احیاء عند ربهم یرزقون». فرماندهی برای من لطف نیست، گفتند این یک تکلیف شرعی است، باید قبول بکنید و من براساس«اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم» قبول کردم. مسلما در راه امر به معروف و نهی از منکر از مردم نادان زیان خواهید دید، تحمل کنید و بر عزم راسختان پایدار باشید.

... شما اي‌ زن‌، چون‌ زينب‌ كبري‌ (سلام‌الله عليها) فرزندانم‌ را هم‌ پدري‌كن‌ و هم‌ مادري‌، مادري‌ كه‌ اسلام‌ مي‌گويد. براي‌ چندمين‌ بار باز هم‌مي‌گويم‌؛ هر كس‌ آمد و گفت‌: فرزند بي‌ بابا نمي‌خواهم‌ بايد توي‌ دهنش‌بزنيد. همسر عزيزم‌ شما هفت‌ فرزند داريد، بايد آنها را آنچنان‌ با اسلام‌ آشناكنيد كه‌ روز قيامت‌ هم‌ به‌ درد خودت‌ بخورند و هم‌ به‌ درد من‌، در راه‌ امام‌خميني‌ كه‌ همان‌ راه‌ قرآن‌ و راه‌ امام‌ حسين‌ است‌ بروند تا سر حدشهادت‌. از همه‌ شما مي‌خواهم‌ كه‌ هر موقع‌ پسرانم‌ را داماد كرديد، يك‌دختر مؤمن‌ بگيريد، فاطمه‌ و زهرا را هم‌ يك‌ شوهر مؤمن‌ برايشان‌ انتخاب‌كنيد، براي‌ داماد و عروس‌ كردن‌ فرزندانم‌ پي‌ مال‌ دنيا نرويد، فقط‌ ببينيد كه‌ ازهمه‌ بهتر خدا را مي‌شناسد، ملاك‌ خدا باشد. در هر كار اگر انسان‌ خدا را درنظر بگيرد انحراف‌ ايجاد نمي‌شود.
همسر عزيزم‌!
اگر شما اين‌ حرف‌هايي‌ كه‌ من‌ در وصيت‌ نامه‌ نوشتم‌، عمل‌ كرديد، من‌اگر در راه‌ خدا شهيد شدم‌، شما را تا به‌ بهشت‌ نبرم‌! خودم‌ نمي‌روم‌. ازهمه‌ي‌ شما مي‌خواهم‌ كه‌ مرا حلال‌ كنيد و از پدر و مادر مهربانم‌ هم‌مي‌خواهم‌، كه‌ مرا حلال‌ كنند.