آمريكا و كابوس رويارويي با ايران
رضا سراج برخي رسانه ها و محافل ديپلماتيك وابسته به آمريكا و برخي
از كشورهاي اروپايي با استناد به گزاره هايي چنين وانمود مي كنند كه شرايط
در حال تغيير مي باشد و اين تغييرات نيل به استفاده آمريكا از گزينه نظامي
برضد ايران دارد.
رهبري در نخستين روز سال جديد در مشهد، با اشاره به
تهديدهايي كه بر ضد جمهوري اسلامي وجود دارد، فرمودند: «ما در همان سطحي كه
دشمن حمله كند به آن ها حمله خواهيم كرد.» در ادامه ستاد كل نيروهاي مسلح،
ارتش جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران با صدور بيانيه هايي آمادگي خود را
براي جنگ و تلافي حملات احتمالي اعلام نمودند. «اوباما» نيز گفته است كه
پنجره ديپلماتيك پيش روي ايران در حال بسته شدن است. روزنامه «نيويورك
تايمز» از عمليات شبيه سازي حمله نظامي اسرائيل به ايران براي سنجش مخاطره
هاي احتمالي جنگ خبرداده است. با اين توصيف، سؤال اين است كه شرايط چه
تغييري كرده كه مجدد بحث احتمال حمله نظامي در برخي محافل ديپلماتيك و
رسانه اي شنيده مي شود؟ حال آن كه سخن از گزينه نظامي تا قبل از اين كمتر
مورد توجه بود و بعضاً نيز تلاش براي حذف گزينه نظامي صورت گرفته بود.
در
پاسخ بايد گفت شرايط تغيير خاصي نكرده است بلكه برخي رسانه ها و محافل
ديپلماتيك در چارچوب يك سناريوي جنگ رواني و در آستانه نشست (1+5) و همچنين
تأثيرگذاري بر روي فضاي سياسي داخل ايران مجدد موضوع در دستور كار
قرارگرفتن گزينه نظامي را مورد توجه قرارداده اند. اين محافل چهار گزاره
زير را به عنوان قرائن براي جا انداختن و القاي سناريوي جنگ رواني پررنگ مي
نمايند:
1- طرح موضوع سپر موشكي آمريكا و كشورهاي حوزه خليج فارس؛
2- اظهارنظرهاي اخير اوباما مبني بر بسته شدن پنجره ديپلماتيك؛
3- انتشار اخبار شبيه سازي عمليات نظامي از سوي آمريكا و رژيم صهيونيستي بر ضد جمهوري اسلامي ايران؛
4- اعزام ناو جديد آمريكا به منطقه خليج فارس و رزمايش هاي نظامي در منطقه
يگان
هاي جنگ رواني غرب و محافل ديپلماتيك وابسته به آمريكا و برخي از كشورهاي
اروپايي با استناد به گزاره هاي ياد شده چنين وانمود مي كنند كه شرايط در
حال تغيير مي باشد و اين تغييرات نيل به گزينه نظامي دارد. حال آن كه وقتي
گزاره هاي ياد شده را دقيقاً بررسي نماييم از يك سو متوجه خواهيم شد كه
تغييري در شرايط مشاهده نمي شود و از سوي ديگر اهداف دشمنان از سناريوي جنگ
رواني بر ضد جمهوري اسلامي ايران هويدا مي گردد.
موضوع اول، بحث تشكيل
سپر موشكي كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس است كه اين بحث جديدي نيست و اين
موضوع به اواخر اكتبر سال گذشته ميلادي بازمي گردد، يعني زماني كه آمريكايي
ها مي خواستند از عراق خارج شوند. آن ها براي پر كردن خلأ قدرت و كنترل
نظامي در منطقه، موضوع سپر موشكي در خليج فارس را در دستور كار قرار دادند.
در
اين راستا نيويورك تايمز در 30 اكتبر 2011م.(8 آبان 1390) نوشت: «هم اكنون
وزارت دفاع آمريكا براي راه حل هاي جايگزين خروج نيروهاي نظامي از عراق
تلاش مي كند.» اين روزنامه تصريح كرد؛ دولت آمريكا ايجاد پيمان امنيتي چند
جانبه و قوي تري را به كشورهاي جنوب خليج فارس پيشنهاد داده است، به ظاهر
اين پيشنهاد در نشست مشترك «هيلاري كلينتون»(وزير امور خارجه آمريكا) با
مقام هاي ارشد 6 كشور خليج فارس در حاشيه نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد
در نيويورك مطرح گرديده كه براساس آن گشت هاي هوايي، دريايي و دفاع موشكي
يك پارچه (در كشورهاي جنوب خليج فارس) ادغام شوند. بنابراين گزاره سپر دفاع
موشكي ناظر بر تغيير شرايط منطقه اي و قرينه پررنگ شدن گزينه نظامي نمي
تواند باشد.
موضوع دوم، اظهارنظرهاي اوباما مبني بر بسته شدن پنجره
ديپلماتيك بر روي ايران مي باشد. اين اظهارنظرها با پيام هايي كه آمريكا از
راه واسطه هايي چون عمان، تركيه و... ارسال مي كند، كاملا در تضاد است؛
يعني آمريكا در ديپلماسي پنهان به ظاهر در حال نشان دادن نرمش مي باشد و در
ظاهر به گونه ديگري عمل مي كند. بنابراين اظهارنظرهاي اخير اوباما با پيام
هاي پنهان مقام هاي آمريكايي در واقع همان پياده سازي سناريوي معروف
آمريكايي تحت عنوان «هويج و چماق» مي باشد كه در آستانه مذاكره هاي (1+5)
پيرامون موضوع انرژي هسته اي جمهوري اسلامي ايران، معنا پيدا مي كند.
سناريوي جنگ رواني محافل ديپلماتيك و رسانه اي از يك طرف دنبال ترغيب
جمهوري اسلامي براي بازگشت به ميز مذاكره است و از طرف ديگر ايجاد شرايط
دست بالا و برتر براي آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي است.
غرب مي
داند كه جمهوري اسلامي ايران پس از انتخابات بسيار پرشكوه 12 اسفند و قدرت
ملي توليد شده در اين رويداد سياسي و همچنين بيداري اسلامي در منطقه با دست
پر و شرايط دست بالا وارد مذاكره خواهد شد. از اين رو آنان با طراحي
سناريوي جنگ رواني مي خواهند قدرت چانه زني جمهوري اسلامي را كاهش داده و
نگذارند كه ايران از مقدورات خود به بهترين نحو در برابر آنان استفاده
نمايد. در اين رابطه تنها ذكر اين نكته كفايت مي كند كه فرضيه اقدام نظامي
بر ضد جمهوري اسلامي رد مي گردد و آن اين كه اوباما در آستانه انتخابات
رياست جمهوري آمريكا، حاضر به افزايش سطح درگيري كاخ سفيد با ديگر بازيگران
نيست.
در اينجا لازم است كه به افشاي مكالمه هاي محرمانه «اوباما» و
«مدودوف» در حاشيه اجلاس امنيت هسته اي در سئول درباره طرح استقرار سپر
دفاع موشكي و درخواست از روسيه براي كاهش سطح درگيري اشاره اي داشته باشيم.
هم چنين لغو رزمايش چالش وخيم 12(رزمايش مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي)
پس از رزمايش ولايت نيز مؤيد تلاش كاخ سفيد براي كاهش سطح درگيري مي باشد.
چرا كه افزايش سطح درگيري باعث افزايش قيمت نفت و بنزين مي گردد و اين مهم
وضعيت باراك اوباما در انتخابات اين كشور را با مخاطره مواجه مي نمايد. در
خصوص شبيه سازي عمليات نظامي بر ضد جمهوري اسلامي ايران و انتشار اخبار اين
شبيه سازي ها نيز بايستي اذعان داشت: «انتظار اخبار مربوط به شبيه سازي
عمليات نظامي آمريكا بر ضد جمهوري اسلامي ايران در راستاي كاهش فشار رژيم
صهيونيستي به آمريكا براي پررنگ كردن گزينه نظامي ارزيابي مي گردد.»
در
نوزدهم مارس سال جاري ميلادي، گزارشي در مطبوعات آمريكا منتشر شد مبني بر
اين كه وزارت دفاع آمريكا، عمليات شبيه سازي جنگ با ايران انجام داده است و
نتايج اين كار نشان مي دهد وقوع چنين جنگي، به كشته شدن صدها آمريكايي و
وارد شدن خسارات فراوان به منافع ايالات متحده در سراسر جهان منجر خواهد
شد. تحليل گران آمريكايي انتشار نتايج اين شبيه سازي را در جهت تلاش آمريكا
براي محدود كردن اسرائيل قلمداد كردند. در واقع آمريكايي ها از راه انتشار
اخبار شبيه سازي عمليات نظامي و نمايان ساختن ضعف هاي خود در برابر حمله
نظامي به ايران با زبان بي زباني به اسرائيلي ها اعلام داشتند كه انتظار يك
جنگ جديد از آمريكا را نداشته باشند.
پيرامون گزارش چهارم نيز بايد گفت
اعزام يك ناو جديد به منطقه خليج فارس نمي تواند قرائن پررنگ شدن گزينه
نظامي باشد. جابه جايي ناوها و برگزاري رزمايش ها براساس تقويم و برنامه
صورت مي گيرد و بيش تر از آن ها به عنوان پيوست سناريوي جنگ رواني استفاده
مي شود. بنابراين مطرح نمودن گزينه نظامي از سوي برخي رسانه ها و محافل
ديپلماتيك در چارچوب سناريوي جنگ رواني و با هدف ترغيب جمهوري اسلامي ايران
به مذاكره با آمريكا در آستانه نشست (1+5) و تأثيرگذاري بر مواضع كشورمان و
هم چنين فعال سازي خط سازش با استكبار صورت گرفته است كه با اظهارنظرهاي
اخير يكي از مردودين فتنه در پيرامون مذاكره با آمريكا، اين سناريو كاملا
رمزگشايي مي گردد.
البته در اين رابطه نيز بايد نكته اي را در نظر داشت و
آن اين كه نبايد صرفا خط سازش با آمريكا را تنها در اظهارنظرهاي اخير
محدود كرد بلكه به موازات اين كانال، خط ارعاب و سازش ديگري در حال فعاليت
است كه با به هم ريختگي شرايط اقتصادي درصدد زمينه سازي براي مذاكره با
آمريكاست. خط دوم ارعاب و سازش را جريان انحراف دنبال مي كند كه در اين
راستا با جريان فتنه به هم افزايي رسيده است. جريان انحراف در اين رابطه
راهبرد ايجاد به هم ريختگي اقتصادي و معيشتي، چالش زايي در حاكميت، القاي
بحران و ضرورت مذاكره با آمريكا براي برون رفت از وضعيت بحران را دنبال مي
كند.
آخرين نكته كه بسيار مهم است، چرايي تلاش آمريكا و كشورهاي اروپايي
براي عملياتي كردن سناريوي جنگ رواني و ترغيب ايران به مذاكره است. در اين
رابطه بايد توجه داشت كه در اين شرايط چنانچه جمهوري اسلامي ايران با
پذيرش هويج و چماق به سمت مذاكره با آمريكا برود مهلك ترين ضربه به بيداري
اسلامي خواهد خورد كه امام عظيم الشأن راحل از آن به عنوان دفن اسلام(¤) تا
آخر دنيا ياد كردند.
¤ كارشناس مركز آينده پژوهي و مطالعات راهبردي تابان
بیش از 45 سال از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری قائد اعظم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه میگذرد ، امام (ره) در سال 58 فرمود : آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و جوانان ما مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.