مطلب اول : داشتم وبگردی میکردم که نامه زیبای یک دختر بچه رو به امام زمان (عج) دیدم جالب بود .گفنم گذاشتنش تو وبلاگم خالی از لطف نیست.

اما مطلب دوم :تکیه بر دیوار کعبه می دهد محبوب حق

غم مخور روزی ولیّ و قلب امکان می رسد

مصلح عالم ولیّ حیّ سبحان می رسد

در پس پرده بود در انتظار امر حق

گر خدا امری کند آن گه شتابان می رسد

تکیه بر دیوار کعبه می دهد محبوب حق

از دهان دٌر نشانش صوت قرآن می رسد

چون نمی گردد عمل دستور قرآن در جهان

بهر اجرا مجری احکام یزدان می رسد

داد مظلومان بگیرد او ز ظالم ها بسی

روزگاری آن پناه بی پناهان می رسد

ما مریضیم و دوائی نیست بر درمان ما

آن طبیب ما مریضان  بهر درمان می رسد

منتظر در انتظار مصلح عالم بود

شیعیان صاحب زمان روزی فروزان می رسد


و اما مطلب سوم : آقا بیا

 

تهران...هوای سُربی آذر... ولیِّ عصر

دور از نشاط صبح و کبوتر... ولیِّ عصر

سرسام بنزها و صدای نوارها

شب‌های بی‌چراغ و مکدّر ولیِّ عصر

خاموش در بنفش مِه و آسمان‌خراش

در برزخی سیاهْ شناور، ولیِّ عصر

پنهان در ازدحام کلاغان بی‌اثر

زیر چنارهای تناور، ولیِّ عصر

خالی از اتفاقِ رسیدن، تمام روز

تاریک و سرد و دلهره‌آور، ولیِّ عصر

با لنزهای آینه ای پرسه می‌زنند

ارواح نیمه‌جان زنان در ولیِّ عصر

مانند یک جذامی از خود بریده است

در های و هوی آهن و مرمر، ولیِّ عصر

یک روز جمعه سر زده، آقا، بیا ببین

تو نیستی چه می‌گذرد در ولیِّ عصر؟