نگاه سطحی به عدالت باعث می شود تعریفی سطحی نیز از آن اعمال شود و همین باعث می شود عدالت به تقسیم مساوی یا نگاه مساوی معنی شود درحالی که عدالت یعنی ابتدا ظرفیت شناسی بعد تقسیم عادلانه بر پایه ی ظرفیت شناسی و این امر در همه جا باید رعایت و تعارفات نیز کنار گذاشته شود ، تعارف از این جهت که برای متهم نشدن به مردسالاری ، ویژگی ها و تفاوت های فاحش دو جنس مذکر و مونث را انکار کنیم حتی در این سطح که بگوییم قدرت جسمی زن و مرد یکی است! ( کلیت مد نظر است وگرنه چه بسیار زنهایی که از مردها از نظر جسمی قوی تر هستند)

پاسخ به این سوال 2 وجه دارد ، ابتدا پاسخ ناقص و آخر سر پاسخ کامل به مساله بیان می شود. پاسخ ناقص از این جهت که به مساله به صورت قرینه پرداخته می شود و کامل از این جهت که به خود مساله پاسخ داده می شود.

پاسخ ناقص: فمنیست ها در انتقادات خود از اسلام فقط آن وجهی را می بینند که در آن زن نسبت به مرد از حقوق کمتری برخوردار است و این خود اثبات کننده ی اغراض آنها می باشد و انسان را یاد آن ضرب المثل می اندازد که به شترمرغ می گویند بار ببر! شترمرغ می گوید من مرغ هستم! بعد می گویند خوب تخم بگذار! شترمرغ می گوید من شتر هستم! اکنون ما می توانیم به فمنیست ها بگوییم بسیار خوب ، حقوق زن و مرد را متساوی قرار می دهیم اما به این شرط که مثلاً جهاد هم بر زنان واجب شود ، مهریه و نفقه حذف شود ، زنان خدمت سربازی بروند و ...! اینجاست که فمنیست ها اگر اغراض را کنار بگذارند می فهمند که این اختلاف حقوق زن و مرد ، کفه ی آن بسا به نفع زن سنگین تر است! و مثالهای فراوانی از این حقوق اضافی زنان موجود است مثلاً زن مرتد سخت تر از مرد مرتد به مرحله ی اعدام می رسد. در جواب ناقص به این نتیجه می رسیم که اگر زن در جاهایی حقوقی به ظاهر از دست رفته دارد، در جاهایی دیگر حقوقی اضافه نسبت به مردان دارد که به نحوی می تواند آن را پوشش دهد

پاسخ کامل: در پاسخ ناقص یک ایراد وجود دارد و آن اینکه عدالت به ناعدالتی بر می گردد که این پسندیده نیست مثلاً معلم ریاضی به ما نمره ی 15 می دهد درحالی که حق ما نمره ی 20 است. سپس بعد از اعتراض ما ، می آید و می گوید:« نمره ی 10 فارسی شما را 15 می کند تا ضرر شما در درس ریاضی جبران شود»! که مشاهده می کنیم معلم با یک ناعدالتی دیگر در پی جبران ناعدالتی اولی است! هرچند این عمل بهتر از باقی گذاشتن این ناعدالتی است اما چندان پسنیده نیست بخصوص اینکه بر ما مسلم است که در دستورات الهی نباید چنین مساله ای وجود داشته باشد پس قطعاً دستورات الهی دارای پاسخ کامل نیز می باشند که در اینجا به بحث علت نصف ارث بردن زن می پردازیم که متوجه شوید عین عدالت در این دستور برقرار است

دلایلی که اثبات می کند زن اگر نصف مرد ارث ببرد ناعدالتی نیست:

1 – بخش عمده ی کسب و کار و بسا در برخی کشور ها تقریباً همه ی کسب و کار بر عهده ی مردان است به خاطر شرایط بدنی و فکری و فرهنگی و تاریخی و ... لذا به سرمایه بیشتر احتیاج دارند پس ناعدالتی است فرزندان ذکور یک شخص به اندازه ی فرزندان دخترش ارث ببرند

2 – بر روی کاغذ مرد دو برابر زن ارث می برد اما در عمل این ارث اضافه در اختیار زن قرار می گیرد مثلاً صرف امرار معاش ، مهریه ی زن ، نفقه و ... می شود

3 – زن از آنجا که با ازدواج ، فرزندانش متعلق به شوهر وی می باشند ( چه از نظر نام خانوادگی و چه از نظر اجتماعی و فرهنگی و ...) لذا نمی تواند وارث حقیقی باشد لذا با تساوی در ارث ، تنها سرمایه را از خانواده یا خاندان خود خارج می کند و به دست شوهر و خاندان شوهرش می سپارد و این بدیهی است که پسندیده نیست

4 – مردان فطرتاً به صورت مشهودی بیشتر از زنان به سرمایه و مال اهمیت می دهند و در مقابل زنان به سایر امور اهمیت بیشتری می دهند پس ناعدالتی است که بر مبنایی غیر از فطرت عمل کنیم

5 – تاثیر اندک زنان بر حوادث جامعه چنان بود و تاحدودی نیز الان هست که در زمان نزول قرآن ، زن نه تنها ارث نمی برد ، بلکه خود به عنوان کالایی به وارثان می رسید! در آن زمان اینکه زن از قید کالای ارثی خارج شد یک دستاورد بزرگ برای قرآن بود اما قرآن به این هم اکتفا نکرد و نصف ارث را برای زن توصیه کرد پس فمنیست ها چشم خود را روی این نبندند که قبل از قرآن وضع چگونه بوده است و بعد از قرآن چگونه!

5 – سرمایه در دست زنان بیشتر از زمانی که سرمایه در دست مردان باشد ، به سرمایه ی غیرمولد تبدیل می شود لذا بهتر است سرمایه بیشتری در اختیار مردان قرار بگیرد

6 – از نظر روانشناختی زن می تواند ثروتمند تر بودن مرد را تحمل کند اما این مساله برای مرد آزار دهنده است همان طور که مرد می تواند زشت تر بودن خود نسبت به زن را تحمل کند اما زن این مساله را نمی تواند تحمل کند! آن زنی که از خدا در مورد این دستورش گله می کند آیا به خاطر زیبایی بیشترش نسبت به مرد تشکر می کند؟! یا آیا حاظر است مثل مرد زیبا نباشد اما نصف ارث ببرد؟!

7 – در عمل هم می بینیم همان نصف ارثی که به زنان می رسد ، عموماً باز آن پول را به دست مردان برای کار با رضایت می سپارند چه شوهر خود چه برادر خود

8 – این دستور نصف ارث بردن زنان یک دستور کلی است و یک پدر می تواند بنا بر شرایط و ظرفیتی که در دختران خود می بیند ارث بیشتری به آنها بسپارد و قطعاً اگر در خانواده ای یک دختر هوش اقتصادی و کاری بیشتری نسبت به برادر خود داشته باشد ، خود خانواده بدون اینکه دختر خودش بخواهد ، به وی ارث بیشتری می رسانند که البته این موارد بسیار کم هستند چون عموماً همه می دانید خانم ها در کدام وادی قرار دارند و آقایان در کدام وادی!

9 – معمولاً چون ارث از پدر به فرزندان می رسد پدر طبعاً دوست دارد به همجنس خود که پسران باشند بیشتر ارث برساند که در این دستور تقسیم ارث ، بیشتر مراعات طبع پدر شده است که مرتبه ای بالاتر از طبع دخترانش دارد

با در نظر گرفتن این موارد و مواردی دیگر که بیان نشده است ، پی می بریم که اگر قرآن در تقسیم ارث تساوی را برقرار می کرد جای اشکال بود!