همین امروز یک خبر بدی شنیدم.

البته ببخشید سلام.سلام بر همه دوستان عزیزی که گاه و بیگاه این وبلاگ را برای بازدیدشان انتخاب میکنند.

البته امروز هم نبود تقریبا روز جمعه همین هفته در یک جلسه غیر اداری غیر ارادی یکی از دوستان یک خبر خیلی بدی را بمن داد که باعث ناراحتی شدید من شد.

حالا خبر چی بود خبر مربوط به عزل یک مدیر ولائی از یکی از زیرمجموعه های یکی از ادارات بالا بلند استانمان بود.مدیر آن سازمان عریض و طویل یک مدیر ولائی را صرفا به این دلیل که در انتساب اولیه ایشان با من هماهنگی لازم انجام نشده بود لذا منهم بعد از 18 ماه ایشان را عزل کردم.

یاد یک حدیث از امام حسین (ع) افتادم ایشان میفرمایند از جدم رسول الله (ص) شنیدم که خلافت بر آل ابی سفیان حرام است و اگر آنان را بر بالای منبر من دیدید بکشید و مسلمانان خاندان بنی امیه را در بالای منبر رسول الله (ص) دیدند و نکشتند و خداوند هم آنان را به یزید فاسق مبتلاشان کرد (نقل به مضمون).

من یادم هست آن زمانی که حقیر را از یک مجموعه غیرانتفاعی میخواستند کنار بگذارند و کلی هم خود و دیگران در مقابل این حذف یاران انقلاب از ارکان سیاسی یا فرهنگی و ... کلی جار و جنجال براه انداختیم حتی با ترغیب بعضی از دوستان گروهای غیر رسمی تشکیل دادیم و شاید اگر فیتیله را یک کمی بیشتر میپیچاندیم موفق میشدیم اما در در یک جرکت ناباورانه مشاهده کردم یا مشاهده کردیم که یک عده از دوستان در مقابل عزل و نصب های ناشی از هواهای نفسانی یک عده مرفه بی درد هرهر میخندند و ناباورانه هرکسی میخواهد گلیم خودش را از آب بکشد بیرون و به فکر اهداف عالیه انسانی و تعصبات ارزشی و تعهدات اخلاقی ناشی از ملزومات یک کار فرهنگی و سیاسی دسته جمعی نیستند بی توقع و شاید بی آنکه به جار و جنجال های شاید بحق هم ادامه بدهم مظلومانه کنار رفتم تا شاید دوستان دیگر که شاید هم ظاهرا دوست بودند و من و امثال مرا بعنوان پله های ترقی خودشان مستمسک قرار داده بودند و شاید هم ( البته این احتمالش خیلی بیشتر است ) با عدم تشخیص بموقع و به اندازه هم به خودشان ضربه زدند و هم من ضربه خوردم و هم بستر فعالیت یک عده نااهل و نامحرمی فراهم شد که سالیان سال به اهداف پلیدشان ادامه خواهند داد. ( خوب بگذریم)

خلاصه الان شنیدم که همین کاری را که در حق من توسط یک عده روباه صفت بی عار و خاصیت انجام دادند برای یک عزیز دیگری را آن هم با یک شیوه و روش دیگری از مسئولیت شان بدلایل واهی کنار گذاشتند . و اف بر این دنیا که همه اش ریا و دو رنگی و دوروئی است.

این دوست بسیار فرهیخته فرهنگی ام یک کار بسیار با ارزشی در قبال این عزل و نصب انجام داده که در نوع خود کم نظیر است و آن عدم شرکت در جلسه تودیع و معارفه بود.

من در همان جلسه ای که همین خبر بد را شنیدم به همان دوست گرامی ای که جایگزین همین دوست معزولمان شده بود  گفتم :

اگر من بودم این کار را نمیکردم قرار نیست خودمان خودمان را از صحنه های مختلف سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کنار بگذاریم.

بیگانگان برای این کشور خوابهای آشفته ای دیده اند و این علائم و نشانه ها حامی از بیداری و نفوذ آنها در همه ارکان حکومتی مان هست و بس .

باید هشیار باشیم.

همین.

که قادر به علنی کردن موضوع نیستم.

ناصر عزیزم غم مخور.

روزی خیاط هم به کوزه خواهد افتاد.

چنانکه دیروز من افتادم .

همچنانکه همین امروز تو افتادی .

و چنان خواهد بود که در مثل ها آورده اند که خیاط هم به کوزه خواهد افتاد. باور نداری؟ فقط 8 ماه تحمل لازم است.