امروز ظاهرا در برنامه دنیای سیاست رادیو سراسری ایران آقائی که در خصوص تبیین برنامه های شانزدهمین کنگره ارتباط دانشگاه - صنعت و دولت میهمان برنامه بود در ضمن صحبتهای بسیار خوبشان یک گفتمان ژاپنی را اینچنین بیان داشتند:

یک ژاپنی در مواجهه با یک ایرانی گفته بود که در جامعه ما همه ما دیوانه و بی عقل هستیم و کارمان این است که به حرفهای یک با عقل گوش میدهیم. اما در جامعه ایرانی همه شما با عقل هستید و با همدیگر در جنگ و جدل هستید و یک بی عقل بر شما مدیریت میکند.

صرف نظر از اینکه ممکن است این گفتمان سازی یک گفتمان سازی سیاسی برای کوبیدن ارزشهای معنوی نظام جمهوری اسلامی طراحی شده باشد اما نفس قضیه کاملا درست است.

با این توضیح که در عرصه های سیاسی خیلی از ماها تسلیم واقعیتها نیستیم مثلا خیلی از سیاستمداران اصلاح طلب ما اشخاصی چون موسوی خوئینی ها و خاتمی را در حد یک بت مورد ستایش قرار میدهند و خیلی از اصولگرایان ما خاتمی و امثالهم را در قاموس دشمنان ایران اسلامی میشمارند که هردو ناشی از عدم تحلیل و ارزیابی چند و چون واقعیتهای سیاسی حاکم بر دنیاست.

خیلی از اصلاح طلب های ما آنقدر به نظام اسلامی ایران بدبین هستند که ناخواسته در پازل دشمنان انقلاب اسلامی ایران بازی میکنند و خیلی از اصولگرایان ما هم با برخوردهای نسنجیده و ناشیانه خودشان دوستان بعضا ناآگاه ما را به پازل دشمنان انقلاب اسلامی ایران میاندازند.

باید واقعیت ها را پذیرفت و در حقیقت نمیتوان از واقعیتها فرار کرد

امروز کشور ما با دشمنان زیادی روبرو است که همگی آنها دندان خود را برای دریدن نظامی اسلامی ایران تیز کرده اند.

دنیای استکبار همه نخبگان و دانشمندان و سیاستمداران خویش را برای نابودی نظام اسلامی ایران بسیج کرده اند و بر ماست که با همه توان و همه عده و عده خودمان در مقابل همه هجمه های سخت و نرم آنها دلیرمردانه بایستیم.

در تاریخ سراسر نکبت آمریکا شاید بدبخت تر از کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا نباشد کارتر کسی است که در مقابل ایران اسلامی و در قضیه آزاد سازی گروگانهای جاسوسشان بطریقه دیپلماتیک و حمله نظامی شکست خورد اما شما ببینید مردم آمریکا در مقابل این رئیس جمهور شکست خورده که شاید از نظر بعضیها هم متهم به خیانت یا ضعف مدیریت بوده است چه برخوردی با او میکنند.

آیا او یکی از مشاورین ارشد امنیتی و اطلاعاتی و مدیریتی نظام سرمایه داری غرب نیست؟

آیا از ایشان بعنوان صاحبنظر در خصوص مسائل سیاسی بهره برداری نمیشود؟

آیا گره های کور سیاسی و بعضا اقتصادی خودشان را با او و یا با امثال او باز نمیکنند؟

علت مدیریت جهانی آمریکائیها در عصر کنونی چیست؟

آیا اینک شرق و غرب ( منظورم از شرق و غرب شرق سوسیالیسم و کمونیسم و غرب استکباری شامل اروپا و آمریکاست) در اختیار آنها نیست؟

آیا وحدت آنها بیشتر از وحدت ما ایرانیها و ما مسلمانها نیست؟

همین چند روز پیش در آمریکا مراسم نمادین سوگند ریاست جمهوری اوباما انجام شد. آیا دیدید چند نفر از اراذل و اوباش یا حتی سیاستمدارانشان در خیابانهای واشینگتن راه بیافتند و بگویند که در انتخابات آمریکا تقلب شده و ما قبول نمیکنیم؟

باید واقعیت ها را پذیرفت و با پذیرش واقعیتها ما میتوانیم سیطره خود و هژمونی اسلامی خودمان را در جهان بگسترانیم.

باید ایرادات خودمان را قبول کنیم.باید برای رفع مشکلات کشورمان خودمان پیشقدم شویم و خودمان گره های کور خودمان را باز کنیم.

دشمن همیشه دشمن است و همیشه دشمن باقی خواهد ماند.

کشور را خودمان باید بسازیم.

یک سوال: چرا رسانه های غربی از گروهها و افراد اصلاح طلب و بریده ما با آغوش باز استقبال میکنند و رسانه هایشان 24 ساعته در اختیار آنهاست مگر آنها دشمنان ما نیستند این آغوش بازشان برای چیست؟

پاسخ این سوال را هم دوستان اصلاح طلب ما و دوستان اصولگرای ما باید بتوانند جوابگو باشند. پاسخ به این سوال کلیدی است که میتواند راه را برای همه آحاد ایران اسلامی جهت خدمت صادقانه و بی منت باز بکند.

واقعیتها را باید بشناسیم . اینطور نیست؟