چه بنویسم؟
40 روز پیش برادر زن اینجانب بنام کاظم قبائی در بیمارستان امیرالمومنین تبریز در مقابل چشم های حسرت زده مان در عین ناباوری پرپر شد و به دیار باقی شتافت.
حیفم آمد در این شب تابستان یادی از چهره معصوم او در بیمارستان که به دوربین موبایلم خیره شده بود یادی نکرده باشم.
او رفت و ما را با خاطره های خوش زندگی کردن با او تنها گذاشت.
او رفت که رفت.
او رفت و به ما برای هزاران و بلکه هزاران هزار بار یادآور شد که :
کل وجه فان الا وجه ربک ذوالجلال و الاکرام.
همین.