بشنو که چاه از درد دلهای علی چه می گوید . ببین که چاه از اشک چشمهای علی به جوش آمده :

ای چاه نگارم را از من گرفتند

ای چاه می توانستم ولی نباید مقابله می کردم

ای چاه اگر آن دو عزیزم بودند مقابل فتنه می ایستادم

ای چاه نگارم شیشه اشکهایش را برای شهادت با خود برد

ای چاه غم مردگان در دشت جاهلیت مرا پژمرده ساخته

ای چاه فرزندانم را به ظلم خواهند کشت

ای چاه نور چشم به چشم چه خواهد گفت

ای چاه کاش بیست سال پیش مرده بودم

ای چاه غم گروه آخر قلبم را به درد می آورد

ای چاه قلبم از نا فرمانی سربازان به درد می آورد

ای چاه بی تابی گمراهان به دوزخ مرا سخت می رنجاند

ای چاه ...