قبيله ايستاده است با صلابت و خون گريه ميكند؛ حتي براي لحظهاي هم شبيه هم فكر نكردهايم؛ در حالي كه عمري شبيه هم بودهايم.
ريحانه ذوالفقاري نويسنده وبلاگ "كيمياي قلم " در آخرين پست وبلاگاش با درج شعري نو درباره اتفاقات پس از انتخابات نوشت،
بيش از اين درنگ جايز نيست
برخي بزرگان قبيله به نفي همه چيز نشسته اند
به نفي قبيله
نفي سوابق گذشته
كوچك ها بايد بايستند
حسين فقط به نام مانده است
و ميرش ديگر وفاي علمداري ندارد
الله اكبر!
چه كسي بزرگتر از چه كسي است اينجا؟
دنبال بزرگتر مي گردند
ولي بزرگتر ها دارند آب مي شوند
نه از خجالت
خودشان را، دينشان را خرج دنيا مي كنند
و آب مي شوند
بهايتان بهشت است، آدميزادان
به كمتر از بهشت راضي نشويد
آدمي زادان!
حتي به آدم ها هم رحم نمي كنند
نكرده اند و نخواهند كرد
الله اكبر!
دنبال بزرگتر از خدا
روي پشت بام ها ايستاده اند
از بس خفقان است در اين قبيله !
صورت هاي حسن و سيرت هاي محجبه را كه مي بينند
فرياد مي زنند: مرگ بر ديكتاتور
امروز چادري را ديدم ، سبز
و ديروز
شهيدي را، كه بر خاك افتاد
مي گفت: سياهي چادر تو كوبنده تر از سرخي خون من است
مي گفت: امام را تنها نگذاريد
امام مي گفت: هر كجا مظلومي هست، ما هستيم
و امروز فرياد مي زند: نه غزه ، نه لبنان ، جانم فداي ايران
چادرش داشت مي كوبيد خون سرخ را
بيش از اين
جانش را فداي ايران كرده، شهيد
بي چشمداشت و فقط گفته امام
غزه مظلوم است و لبنان هم
بي شك سبزه ها ديگر طراوت گذشته را ندارند
حضرت حجه الاسلام
فرياد مي زد:
رهبري در شان رهبري نيست
امام فرمود: نگوييد طلبه اي دزدي كرده است ...
به حضرت حجه الاسلام
از قول من بگوييد، نه از قول بزرگان قبيله
كه حجت بر تو تمام شده، حرفي نيست
حضرت مي ماني ، جناب
ولي حجه الاسلام، نه!
بزرگان قبيله دزدي مي كنند
روح قبيله را به تاراج مي برند
و قبيله ايستاده
خون گريه مي كند
سخت است بايستد و ببيند
بزرگي خرفت شده است
اتهام به نظام؟
الله اكبر!
خدا بزرگتر است
بزرگ ها كم بشوند
حتي حجه الاسلام ها
باز خدا بزرگتر است
ما نَنسَخ مِن آيهٍ اَو نُنسِها نَاتِ بِخيرٍ مِنها اَو مِثلِها
قبيله ايستاده است با صلابت و خون گريه مي كند
و فرياد مي زند: مرگ بر منافق
امان از حسن و حجب بي ريشه
حتي براي لحظه اي هم شبيه هم فكر نكرده ايم
در حالي كه عمري شبيه هم بوده ايم
خوب شد زمانه امتحان شد
همه را شفاهي تاييد نكرديم
بايد كتبا نوشت
اشهد ان عليا ولي الله
والله!
لزومي ندارد سران قبيله
ذره اي خلاق باشند
وقتي روح خدا، مربي است
شاگردان حتي درس پس نمي دهند
حتي درس خوان هايشان
صحابه هايشان ...
كوفه كرده اند اين بلد را
تنها كرده اند اين علي را
هيهات!
اگر بخواهند بزرگان قبيله كوچكي كنند
آن وقت شايد بچه هاي قبيله
شايد نه، حتما
بچه هاي قبيله ، يك شبه پير مي شوند
و ديگر ريش ِ سفيدي نمي ماند
براي محترم ماندن
چارهاي نيست، امتحان است
مردودي دارد و قبولي
بدانند شركت كنندگان
قبيله مراقب است
و تنها چشمش به اشارت اوست
كه با سر بدود
و خون رگ هايش را صله دهد
اين قبيله ي آماده، محو جمال آزادگي است