شعر زیبائی از علیرضا غزوه
این شعر ربطی به جریانات اخیر ندارد. یک شعر طنز است تقدیم به کسی که به همه - خودی و غیرخودی - بی خودی گیر می دهد. توضیحات بیشتر را در شعر بخوانید:
تویی استاد سرخواری، تویی استاد سرپیچی۱
تو ختم فتنه ای بهتر که هم بر فتنه گر پیچی
نوشتی نقد و آن را نسیه دادی هیچ یادت هست؟
قضای حاجتی کردی، مبادا بر قدر پیچی
سر ما را که بردی آمدی تا سر بُری از ما
دل ما را که خوردی آمدی تا بر جگر پیچی
اگر من لب فرو بندم تو بر من عیب می گیری
وگر من بیشتر گویم تو بر من بیشتر پیچی
سیاست کرده ای آیا که هر دم بر ادب خندی؟
سیاست خوانده ای آیا که دایم بر هنر پیچی؟
در این بازار پر زرق و زر از بوذر چه می گویی
همان بهتر که در بازار زر بر سیم و زر پیچی
اگر یک شام مولانا شوی عیب از خدا گیری
وگر یک روز شمس الحق شوی دور قمر پیچی
تو در پیچاندن گاوان تبحر بیشتر داری
اگر گاوی نیابی اشتری را بر بقر پیچی
اگر عیبی نبینی لاجرم عیبی ز خر گیری
اگر چیزی نباشد لاجرم بر ذکر خر پیچی
خدا خیرت دهد بار دگر مشهور کن ما را
جزاک الله خیرا نسخة ما را اگر پیچی
دی ماه 1388
۱- به پايت سر نهم چون زلف خود تا چند سرپيچي(عاقل خان رازی شاعر قرن دوازدهم)
بیش از 45 سال از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری قائد اعظم امام خمینی رضوان الله تعالی علیه میگذرد ، امام (ره) در سال 58 فرمود : آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و جوانان ما مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.